كم خاك ورزي راهكاري براي كشاورزي پايدار

كم خاك ورزي راهكاري براي كشاورزي پايدار

خاك‌ورزي عبارت است از بكارگيري يك يا چند عمل با يك نيروي مكانيكي مشخص كه توسط يك وسيله خاك‌ورزي به تمام يا بخشي از توده خاك اعمال مي‌گردد. عمليات خاك‌ورزي اجرا شده در يك توالي يا تركيب مشخص براي توليد محصول، يك سيستم خاك‌ورزي را تشكيل مي‌دهد. 
خاك‌ورزي به منظور دفن بقاياي گياهي، مخلوط و تركيب كود با خاك، از بين بردن علف‌هاي هرز، ايجاد بستر مناسب بذر، اصلاح رژيم آبي- گرمايي و وضعيت تهويه و نيز كمك به نفوذ بهتر ريشه اجرا مي‌شود. به طور كلي سيستم‌هاي خاك‌ورزي را مي توان به دو دسته تقسيم نمود: دسته‌اي كه در آن بقاياي گياهي قبل از خاك‌ورزي كنده يا سوزانده مي‌شود و ديگري دسته اي كه در آن بقاياي گياهي در مزرعه باقي مي‌ماند. در صورت نبود بقاياي گياهي، سيستم خاك‌ورزي يا از نوع معمولي با يا بدون استفاده از گاوآهن برگردان‌دار مي‌باشد و يا از نوع بدون خاك‌ورزي مي‌باشد.
 سيستم‌هاي خاك‌ورزي با حضور بقاياي گياهي به سه دسته تقسيم مي‌شوند. اين طبقه‌بندي براساس ميزان سطح پوشيده مزرعه از بقايا در موقع كاشت بنام خاك‌ورزي حفاظتي (بقاياي گياهي بيش از ٣٠ درصد سطح مزرعه را هنگام كاشت مي‌پوشانند)، كمينه‌ورزي (بقايا بين ١٥ تا ٣٠ درصد را مي‌پوشانند) و خاك‌ورزي معمولي (بقايا كمتر از ١٥ درصد سطح مزرعه را پوشش مي‌دهند) مي باشد. خاك‌ورزي حفاظتي در برگيرنده سيستم‌هايي خاك‌ورزي مالچي، خاك‌ورزي جوي و پشته‌اي، بدون خاك‌ورزي، كمينه‌ورزي، خاك‌ورزي معمولي، خاك‌ورزي با گاوآهن و خاك‌ورزي سطحي مي باشد. كم خاكورزي با توجه به وجود بقايا بر روي سطح زمين، كاهش فرسايش بادي و آبي خاك يكي از مهم ترين مزاياي استفاده از سيستم كم خاك ورزي است. وجود بقايا بر روي سطح خاك با كاهش سرعت اكسيداسيون مواد آلي خاك، سبب جلوگيري از تخريب اين مواد مي شود. وجود بقايا بر روي سطح زمين با كاهش سرعت روان آب، زمان بيش تري را براي نفوذ به خاك در اختيار آن قرار داده و در نتيجه رطوبت قابل دسترس بيش تري را براي رشد محصول فراهم مي كند. همچنين كاهش تعداد عمليات در مزرعه سبب صرفه جويي در هزينه هاي مربوط به سوخت و كارگر مي شود. كاهش رفت و آمد هاي چرخ هاي تراكتور بر روي خاك، ميزان فشردگي خاك را كاهش داده و سبب نفوذ بيشتر آب و افزايش توسعه ريشه مي شود. به بيان ديگر، حفظ پوشش گياهي روي سطح خاك، ساده‌ترين روش كنترل فرسايش آبي و بادي است. با مديريت صحيح، بقاياي گياهي بيشتري روي سطح نگه داشته مي‌شود، اين امر موجب كاهش روان‌آب، تلفات رسوبي و آلودگي هوا شده و سطح خاك را در برابر فرسايش بادي محافظت مي كند.عمليات كم خاك ورزي، به خاطر افزايش رطوبت ذخيره شده در خاك كه تقريبا هميشه بحراني‌ترين عامل در توليد محصولات است؛ قابليت افزايش عملكرد محصول را نيز داراست. كم خاك‌ورزي و كيفيت خاك خاك‌ورزي از طريق شدت بخشيدن فرسايش و تغيير خصوصيات فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي؛ كيفيت خاك را تحت تأثير قرار مي‌دهد. خاك‌ورزي با ايجاد تغييرات كوتاه‌مدت در شرايط خاك، تغييرات درازمدت را نيز به دنبال دارد. درخصوص تأثير خاك‌ورزي همراه با حفظ بقاياي گياهي بر كيفيت محيط زيست، بايستي ارزيابي صورت گيرد. اما در بخش‌هايي از جهان بقاياي گياهي به منظور تغذيه حيوانات، سوخت، كاغذسازي و مواد ساختماني مصرف مي‌شود. در برخي موارد نيز بقاياي گياهي به منظور تغذيه حيوانات، سوخت، كاغذسازي و مواد ساختماني مصرف مي‌شود. در برخي موارد نيز بقاياي گياهي توسط حيوانات مصرف و يا در غير اين صورت سوزانده مي‌شوند و خاك‌ورزي بدون بقاياي گياهي انجام مي‌شود. خاك‌ورزي بدون بقاياي گياهي نيز كيفيت محيط را همانند خاك‌ورزي با بقايا تحت تأثير قرار مي‌دهد. با وجود اين، اطلاعات كمي در خصوص تأثيرات درازمدت خاك‌ورزي بدون بقاياي گياهي بر كيفيت محيط در دسترس مي‌باشد. بنابر اين نتيجه‌گيري‌ها براساس اثرات كوتاه مدت بوده و به اثرات درازمدت تعميم داده مي‌شوند. تفاوت در مقدار مواد آلي خاك در اثر عمليات خاك‌ورزي بخوبي ثابت شده است. بائر و بلك (١٩٨١) تفاوت‌هايي در مقدار كربن آلي (كه مستقيماً با مواد آلي خاك ارتباط دارد) بين مديريت شخم متداول و سيستم‌هاي با فشردگي كمتر گزارش كرده‌اند. در بعضي خاك‌ها كه عمليات خاك‌ورزي كمتري داشتند ٤٤% كربن آلي بيشتري مشاهده شد (Bauer & Black, 1981). كم خاك‌ورزي و فرسايش خاك فرسايش خاك يك مشكل جهاني است كه به طور جدي منابع آب و خاك را تهديد مي كند. براي تشكيل يك سانتي متر خاك بيش از سيصد سال زمان لازم است. از اين نظر، جلوگيري از فرسايش خاك به منظور حفظ ثروت هاي ارزشمند طبيعي امري حياتي به شمار مي رود. نوع بهره برداري از اراضي عامل بسيار مهمي در فرسايش و توليد رسوب حوضه هاي آبخيز به شمار مي رود. فرسايش خاك توسط باد و آب علت اصلي افت كيفيت خاك مي‌باشد. خاك‌ورزي با فرسايش آبي و بادي موجب اتلاف خاك مي‌گردد. اتلاف خاك توسط آب و باد ارتباط نزديكي با شرايط خاك سطح‌الارض دارد كه با خاك‌ورزي تغيير مي‌كند. فرسايش آبي خاك موجب جدا شدن ذرات خاك و در نتيجه انتقال آن‌ها در اثر آبشويي مي‌گردد. پراكنده شدن خاك در اثر ضربه قطرات باران و نيز در اثر جريان آب (آبشويي) اتفاق مي‌افتد. هر نوع عمليات مديريتي برروي ضربه قطرات باران بر تفكيك و پراكندگي خاك تأثير مي‌گذارد. حضور محصولات در حال رشد يا مالچ‌ها در سطح خاك و يا حالت‌هاي سخت و كلوخه‌اي خاك ضربه قطرات باران و در نتيجه اتلاف حاصل از باران را كاهش مي‌دهد. مانرينگ و فنستر(١٩٧٧) گزارش كردند كه با افزايش بقاياي گياهي مربوط به سيستم‌هاي خاك‌ورزي، اتلاف خاك به صورت نمايي كاهش يافت (Mannering & Fenster, 1977). در سيستم كم خاك‌ورزي، درصدي از بقاياي گياهي در سطح خاك رها شده و بهم خوردگي خاك به حداقل مي رسد. بقاياي گياهي در سطح خاك قابليت فرسايش ناشي از بارندگي را با فرو نشاندن انرژي قطرات باران قبل از برخورد به سطح خاك، كاهش مي‌دهند. آن‌ها همچنين موجب كاهش قابليت فرسايش خاك به دليل تجمع بهتر همراه با ماده آلي بيشتر در لايه‌هاي سطحي خاك مي‌گردند. اين اثرات خود را در اتلاف كمتر خاك نشان مي‌دهند. اتلاف خاك پوشيده با بقاياي گياهي، در خاك‌ورزي حفاظتي، بسيار كمتر از خاك لخت مي‌باشد. لوپز و همكاران(2000) در مطالعات تونل باد پوشش ٣٠ درصدي بقاياي گياهي دريافتند كه اتلاف خاك تا ٧٠ درصد كاهش يافته و بقاياي سرپا حدود ٦ برابر از بقاياي پهن شده در كنترل فرسايش بادي مؤثرتر هستند. كم خاك‌ورزي نسبت به خاك‌ورزي معمولي از خاك حفاظت بيشتري مي‌كند چون فرسايش بادي كمتر در سطح خاك (حدود ١٠ درصد كمتر) اتفاق مي‌افتد(Lopez et al., 2000). كم خاك ورزي و فشردگي خاك در نتيجه حركت چرخ تراكتور و يا ادوات خاك‌ورزي مناطق فشرده شده بوجود مي‌آيد. حركت چرخ بدون كنترل باعث فشردگي يكنواخت كل مزرعه مي‌شود كه وزن مخصوص و استحكام زياد خاك از علائم مشخصه آن است. اين افزايش وزن مخصوص ظاهري تقريباً به كاهش خلل و فرج درشت بين خاك دانه‌ها منجر مي‌شود. كاهش خلل و فرج درشت باعث كاهش نفوذپذيري آب و افزايش روان آب مي‌شود. تداوم كاربرد بعضي از ادوات خاك‌ورزي (گاوآهن برگرداندار، كولتيواتورها و هرس‌ دوار) در يك عمق ثابت مي‌تواند باعث تشكيل لايه سخت ناشي از خاك‌ورزي شود. جمع بندي و پيشنهادات جمع بندي مطالب گفته شده را مي توان در موارد زير خلاصه نمود: 1- خاك‌ورزي سطحي مناسب مي‌تواند با ايجاد لايه خاك‌ورزي شده نرم و متخلخل كه نگهدارنده رطوبت سطحي بوده و ورود آب به خاك را تسريع مي‌نمايد، نفوذ آب به خاك‌هاي با نفوذپذيري كم را در طول فصل مرطوب(از طريق كند نمودن تبخير و تأمين زمان بيشتر براي نفوذ عمقي آب به خاك) تسهيل نمايد و كمك شاياني به ذخيره رطوبت كند 2- در برخي از خاك‌هايي كه خاك‌ورزي كمتري دارند كربن آلي بيشتري مشاهده مي‌شود. 3- اثر قابل توجه خاك‌ورزي بر توليد محصولات، اغلب به مناطق نيمه خشك محدود مي‌شود چرا كه بارندگي در اين مناطق ناچيز است. كمبود آب سبب ايجاد محدوديت‌هاي اقتصادي در كاربرد عمليات خاك‌ورزي مي‌شود. مقدار بقاياي گياهي در اين مناطق عموماً كم بوده كه اين خود راهكارهاي مديريتي براي اهداف حفاظتي و توليدي را محدود مي‌كند. ٤- سيستم‌ شخم كم خاك ورزي در كاهش فرسايش خاك بسيار مؤثر بوده و مي‌تواند فرسايش خاك را كاهش دهد.5- كاهش شدت خاك‌ورزي باعث جايگزيني مواد آلي خاك و دستيابي به يك توازن مناسب آن ها شود. به همين دليل، نظام‌هاي شخم كاهش يافته و يا بدون شخم براي مديريت مواد آلي خاك اميدبخش هستند. در راستاي نهادينه كردن كشاورزي حفاظتي بخصوص عمليات كم خاك ورزي در بين كشاورزان بايد موارد زير در دستور كار قرار گيرد: - بررسي هاي علمي بيشتر بر روي شيوه هاي كم خاك ورزي در مجامع تحقيقاتي و دانشگاهي - تلاش در جهت آشنا­سازي كشاورزان با اين روش ها - سرمايه گذاري دولتي در اين زمينه 



فهرست منابع : خسرواني، ع. ١٣٧٧. اثر روش هاي مختلف تهيه زمين بر عملكرد گندم آبي. گزارش پژوهش نهايي. سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي، موئسسه تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي، نشريه شماره ١٠٧. صلح جو، ع. ا. ١٣٧٧. بررسي تاثير درصد رطوبت خاك و عمق شخم بر ميزان خرد شدن خاك و كاهش عمليات خاك ورزي ثانويه. گزارش پژوهش نهايي. سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي، موئسسه تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي، نشريه شماره ١٠٠.
صلح جو، ع. ا. و م. لغوي. ١٣٧٧ . بررسي اثر تراكم خاك بر محيط. آب، خاك و ماشين. ٣٨ : ٣٤ - ٣٠.
Bauer, A. and A. L. Black. 1981. Soil carbon, nitrogen, and bulk density comparisons in two cropland tillage systems after 25 years and in Virgin grassland. Soil Sci. Soc. Am. J. 45:1166-1170.
Bonari ,E. and M.Mazzoncini, A. Peruzzi. 1995. Effect of conservation and minimum tillage on winteroilseed rape in a sand soil.Soil and Tillage Research , 33, 91-108.
Jones,J.N., J.E.Moody and J.H.Lillad.1969.Effects of tillage, no tillage andmulch on soil water and plant growth. journal of Agronomy,61, 719-721.
Lal, R., A. Mahboubi and N. R. Fausey. 1994. Long-term tillage and rotation effects onproperties of central Ohio soils.Soil. Am.J ,58, 517-522.
Lopez, M. V., R. Gracia, and J. L. Arrue. 2000. Effects of reduced tillage on soil surface properties affecting wind erosion in semi - arid fallow lands of central Aragon. European Journal of Agronomy ,12, 191- 199.
Mannering, J. V. and C.R. Fenster. 1977. Vegetative water erosion control for agricultural areas. In Soil Erosion and Sedimentation. St. Joseph, MI: American Society of Agricultural Engineering.
McCarty, J. R., D. L. Pfost, and H. D. Currence. 1999. Conservation tillage and residue management to reduce soil erosion. Agric. Pub. G1650. Clumbia: Univ. Ex., Univ. Missouri
Peruzzi, M., M. raffaelli and S.D. Ciolo. 1996. Evaluation of the performances of aeculiar combined machine fo direct drilling and two no-till drills for hard winter wheat and maize cultivation. International conference on agricultural Engineering. Madrid.

جزوه کشاورزی پایدار

کشاورزی پایدار
کشاورزی زیستی از روش های بسیارقدیمی کشاروزی است که بشر در طول قرنهای گذشته باآن آشنا بوده ولی رشد سریع جمعیت افزایش فرهنگ مصرف و عدم تعادل بین تولید و مصرف باعث شد که کشاورزی صنعتی جایگزین کشاورزی سنتی شود. رشد و توسعه علم و فناوریهای نوین نظیر تولید ارقام پرمحصول استفاده از کودهای شیمیایی وسموم، مهندسی ژنتیک وبیوتکنولوژی در سه دهه اخیر انقلاب بزرگی را در امر افزایش تولیدات کشاورزی به وجود آورده است به موازات افزایش تولیدات کشاورزی و حل مشکل کمبود غذا در بسیاری از کشورها توسعه یافته و در حال توسعه مشکلات جدیدی در عرصه اکوسیستم های کشاورزی به وجود آورد که آلودگی منابع آب ، خاک، غذا وبه هم خوردن تعادل بیولوژیکی موجود اکوسیستم ها ، بروز آفات و بیماریهای جدید ، کاهش کیفیت مواد غذایی مهمترین آنها است .امروزه بحث حفظ محیط زیست ، ایمنی وبهداشت غذایی یکی از چالش های مهم بشر می باشد و تولید محصولات کشاورزی زیستی یکی از راهبردهای جدید آن می باشد. 
امروزه کشاورزی زیستی به سرعت در حال رشد است و براساس آمار موجود در سال 2004در سطح جهان حدود 24میلیون هکتار از اراضی تحت مدیریت کشاورزی زیستی قرارگرفته که نسبت به سال 1999 افزایش چشمگیری داشته است استرالیا باده میلیون هکتار (41درصد) بیشترین و زیمباده با 40 هکتار (16/0درصد) کمترین و ایران با وجود داشتن برخی اراضی عاری از کود وسم سهم صفر درصدی را بخود اختصاص داده است. درحال حاضر بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای اروپایی توسعه کشاورزی زیستی را (تاحدود 20درصد محصولات کشاورزی) در برنامه اجرایی خود قرار داده اند و در آینده نه چندان دور مهمترین و اصلی ترین مشخصه حضوردر بازارهای جهانی به ویژه برای محصولات باغی عرضه محصولات عاری از ترکیبات شیمیایی خواهد بود. -جایگاه محصولات زراعی و باغی زیستی در ایران شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک کشور ما برای کشاورزی زیستی مساعد است به دلیل اینکه تاثیر نهادهای مورد مصرف در کشاورزی مدرن (به ویژه کود و سم) در این اراضی کمتر است و همچنین مصرف کودهای آلی در این زمینها باعث افزایش سریع حاصلخیزی خاک و نفوذپذیری آن نسبت به آب می شود. باتوجه به اینکه 2/1درصد اراضی کشاورزی جهان در ایران قرار دارد و فقط حدود 3/0 درصد سموم مصرفی جهان در ایران مصرف می شود در وضعیت بهتری نسبت به میانگین جهان قرار دارد براساس آمار سال 1380 در ایران بیش از 239 هزار هکتار از مزارع و باغات از سم و کود استفاده نشده و در بیش از 808هزار هکتار نیز از سموم استفاده نشده که این میزان در خراسان 77537 هکتار بدون استفاده از کود و سم و 45766 هکتار بدون استفاده از سم کشت گردیده است. برای پایه گذاری سیستم کشاورزی زیستی در کشور همزمان باتوسعه تولید این محصولات در مورد ایجاد زمینه های عرضه مطمئن در شبکه توزیع نیز باید برنامه ریزی لازم صورت گیرد زیرا اقتصادی کردن کشاورزی زیستی برای توسعه وگسترش آن ضروری است. -تعریف کشاورزی زیستیتعریف کشاورزی زیستی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است اما همگی در این مفهوم توافق دارند و آن عبارت است از : مصرف به شدت محدود کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی در تولیدمحصولات کشاورزی که در راستای تعامل سازگار فعالیت های انسانی با چرخه طبیعت و استفاده متعادل و منطقی از آن بوده است و این امر به ایجاد تعادل پایدار درمنابع پایه اب وخاک منجر خواهد شد بنابراین هدف پایداری در بطن مفهوم کشاورزی زیستی نهفته است. -اهداف مهم کشاورزی زیستی1- تولید غذا با کیفیت و کمیت کافی ومناسب2- حفظ وافزایش حاصلخیزی خاک در درازمدت 3- ایجاد توازن هماهنگ بین تولید محصولات کشاورزی4- کاهش انواع آلودگیها در آب وخاک و هوا5- حفظ سلامتی کشاورزان و تولیدکنندگان ازطریق ایجاد اکوسیستم سالم6- تولید غذای سالم و متنوع7- تولید منسوجات با دوام و کیفیت8- حفظ تنوع ژنتیکی سیستم های تولید9- حفاظت از منابع آب وگونه های زیستی و بهره برداری صحیح ازآنها و درنهایت حفظ محیط زیست10- افزایش درآمدکشاورزان وتولیدکنندگان وکاهش هزینه های تولید در مناطق کم بازده -ویژگی های کشاورزی زیستی1- درتولید محصولات زراعی و باغی زیستی لازم است از موادطبیعی نظیر کودهای آلی، کمپوست برای تقویت خاک و گیاه استفاده شود ودرمورد گوشت و محصولات لبنی می بایستی تغذیه حیوانات با محصولات کاملاً طبیعی صورت گیرد.2- برای کاهش خسارت آفات و بیماریها از دشمنان طبیعی آنها و روشهای غیرشیمیایی استفاده شود. 3- برای مبارزه با علفهای هرز از مبارزه مکانیکی و سایر روش های غیرشیمیایی استفاده شود. 4- محصولات کشاورزی تولیدشده از طریق کشاورزی زیستی گرانتر از تولیدات سایر روشها می باشد. 5- مزرعه باید به نحوی مدیریت شود که حداکثر استفاده از موادغذایی به عمل آمده و کمترین ضایعات به جابماند. 6- تمامی تاسیسات آبرسانی و درتماس مستقیم با آب باید عاری از سرب، مواد عقیم کننده و مضر برای حیوانات، انسان و محیط زیست باشد. قوانین و استانداردهای بین المللدرحال حاضر در زمینه تولید محصولات کشاورزی زیستی دو استاندارد بین المللی CAG و IFOAM مطرح هستند. 1- مجموعه قوانین راهنمایی غذایی(CAG) این قانون توسعه و ترویج کشاورزی زیستی را منوط به کلیه مراحل تولید، فرآوری، برچسب زنی و بازاریابی برای تولیدات به شیوه زیستی می کند کشاورزی زیستی با نگرش کلی یک سیستم مدیریتی را تشکیل می دهد که به سلامتی اکوسیستم، چرخه سیستم و فعالیت های بیولوژیکی خاک کمک می کند اما یک راه حلی قطعی برای کاهش آلودگی زیست محیطی نمی باشد و در عین حال برپایه محدودیت استفاده از نهادهای خارجی همچون کودهای شیمیایی و آفت کش ها بنا نهاده شده است ، و بکارگیری این روش باعث کاهش آلودگی منابع آب وخاک می گردد. 2- فدراسیون بین المللی جنبش های کشاورزی زیستی(IFoAM) طبق قانون مذکور کشاورزی زیستی برپایه امنیت غذایی، تغذیه مناسب، رفاه حیوانات وعدالت اجتماعی پایه گذاری شده و کشاورزی زیستی تنها مختص محصولات زراعی و باغی نبوده بلکه چارپایان وآبزیان را نیز در بر می گیرد. برخی استانداردهای ملی نیز وجود دارند که دارای اهمیت اند ازقبیل قوانین جامعه اقتصادی اروپا و استاندارد پارلمان کشاورزی ایالت متحده امریکانتیجه: در سالهای اخیر با تشدیدروند تخریب اکوسیستم های طبیعی و استفاده نامطلوب از منابع تولید که باعث کاهش و آلودگی آن شده و ضروری است برنامه ریزی به منظور ایجاد تعادل پایدار مورد تاکید قرار گرفته است و به همین لحاظ کشاورزی پایدار مطرح شده کشاورزی پایدار شامل کشاورزی اقتصادی و درعین حال با حداقل تخریب و آلودگی محیط زیست می باشد که بتوان موادغذایی و کشاورزی موردنیاز بشر را تامین کرد امروزه تولید موادغذایی درسطح جهانی براساس سیستم کشاورزی پایدار و حفظ محیط زیست پایه گذاری می شود و کشاورزی زیستی مورد استقبال جهان و دولت ها می باشد و کشورهای مختلف درصدد حمایت از این نوع کشاورزی بوده اند به نحوی که سالانه از سوی دولت های اروپایی، امریکا و ژاپن که از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات زیستی می باشند سیاست های حمایتی از قبیل پرداخت یارانه و تخصیص وام های بلندمدت، احداث مرکزتحقیقاتی اعمال می گردد به طور مثال دولت آلمان از سال 1989 تا 1992 به هر کشاورزی که به کشاورزی زیستی روی می آورد به ازای هر هکتار 300 الی 400 مارک (190 تا 316دلار امریکا) یارانه پرداخت می کند . به منظور توسعه فرهنگ استفاده از محصولات زیستی و نقش مهم آن در سلامتی افراد جامعه با ایجاد آزمایشگاهها اندازه گیری سطح سموم و آفت کشها درمحصولات کشاورزی، ایجاد قوانین استاندارد برای محصولات و نهاده های موردکاربرد در بخش کشاورزی ایجاد مراکز تحقیقاتی و ایجاد نظام خاص صنایع غذایی ایجاد بازارمحصولات زیستی و درنهایت ایجاد یک سیستم مدیریت کشاورزی زیستی در عرضه مطمئن باشد کشاورزی پایدار مقدمه:کشاورزی به مفهوم راهها وروشهای بهره برداری از منابع آب وخاک و انرﮊی و ... در جهت تامین نیازهای غذایی و پوشاک انسانها همواره در طول تاریخ پایه واساس بسیاری از تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سرتاسر جهان بوده و هست. به طوری که امروزه کشاورزی و توسعه کشاورزی به عنوان موتور محرکه و نیروی پیش برنده توسعه به طور عام و توسعه روستایی به طور خاص می باشد،در حالیکه خود توسعه کشاورزی نیز به اهرم توانمندی به نام ترویج کشاورزی نیازمند است. هر دوی این مفاهیم امروزه دچار تغییر وتحولات شدیدی می باشند به طوریکه کشاورزی شدیدا با بحث پایداری در چالش می باشد و ترویج نیز به تبع آن تحولات ساختاری و کاركردی بسیاری را به خود دیده است. این قسمت به بررسی مفاهیم واندیشه های پایداری در کشاورزی می پردازد وبدنبال آن تغییرات ساختاری وکارکردی ترویج را در جهت حمایت از پایداری در کشاورزی مورد بررسی قرار می دهد.لغت پايدار برشرايط يكنواخت و با ثبات دلالت دارد . شرايط يكنواخت افق هاي دور دست را در بر مي گيرد . عدم شناخت و اطلاعات كافي و فقدان تفاهم در مورد منابع ، آب و هواي جهان و تنوع آن ، تكنولوژي آينده ، نقش مردم در كشاورزي و رابطه كشاورزي با محيط باعث شده است كه پيش گويي در رابطه با آينده كشاورزي مشكل باشد .كشاورزي پايدار نوعي كشاورزي است كه در جهت منافع انسان بوده ، كارايي بيشتري در استفاده از منابع دارد و با محيط در توازن است . به عبارتي كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب ، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد . ظهور کشاورزی پایدار:به طور کلی (Sheferd 1998) معتقد است که در زمینه توسعه روستایی چهار تحول و پیشرفت نظری عمده صورت گرفته است که عبارتند از: 1- توسعه کشاورزی پایدار 2- نهادها و موسسات پایدار محلی 3- دگرگونی بنیادی در رهیافت های مبتنی بر پروﮊه 4- دیدگاههای مربوط به جنسيت . همانطور که در بالا اشاره شد در بستر این تغییر پارادایم در توسعه روستایی بحث پایداری در کشاورزی حضوری جدی یافت ، بطوريكه امروزه يكي از جنبه هاي مهم در توسعه پايدار ، كشاورزي پايدار است . در زمینه کشاورزی علت اصلی ظهور پایداری را می توان در تاریخ اجرای برنامه های انقلاب سبز و کشاورزی مدرن و انتقادات وارد بر آن جستجو نمود . به طوریکه در اکثر قریب اتفاق مناطقي که در آنها فناوری های انقلاب سبز توليد را افزایش داده بوند ،اثرات زیست محیطی و اجتماعی معکوسی پدید آمده است.از جمله این مشکلات عبارتند از:آلودگی آب از طریق آفت کشها ، نیتراتها، از دست رفتن خاک و تلفات دام ، صدمه زدن به حیات وحش ،اختلال در زیست بومها و ایجاد مشکلات بهداشتی در آب آشامیدنی . آلودگی مواد غذایی و علوفه دامی با بقایای آفت کشها ، نیتراتها و آنتی بیوتیکها .خسارت به مزرعه و منابع طبیعی از طریق آفت کشها ،که باعث صدمه زدن به کشاورزانی که مشغول به کاراند و عموم مردم و نیز اختلال در زیست بوم ها و زیان رساندن به حیات وحش می شود .آلودگی جو با آمونیاک ،اکسید ازت ،متان و مواد حاصل از سوختن که در کاهش ازن نقش دارند و گرم شدن زمین .استفاده مفرط از منابع طبیعی که باعث کاهش آب زیرزمینی و زیان به گیاهان خوراکی وحشی و رستنگاهها و نیز موجب کاهش ظرفيت آنها در جذب مواد زاید می شود و همچنین باعث ماندابي شدن و افزایش شوری می گردد.تمایل به استاندارد کردن و تخصصی کردن کشاورزی با روی آوردن به رقمهای جدید بذر که موجب از دست رفتن رقمها نﮊادهای سنتی می شود .خطرهای بهداشتی جدید برای کارگران در صنايع شمیایی کشاورزی و عمل آوری مواد غذایی (Pretty ، 1995 ).Sheferd ( 1998 ) انتقادات وارد بر انقلاب سبز را که در نتيجه بستری را برای معرفی مفهوم پایداری در کشاورزی فراهم آورد به شرح زیر بر می شمارد: نا برابر یهای جغرافیایی ،نا برابری های اجتماعی - اقتصادی ،نا برابری در اشتغال و دستمزد ها،تضادها و اختلاف ،بر هم خوردن امنیت غذایی و به خطر افتادن سلامتی انسانهاو محیط زیست ..تحقیقات متعدد دیگری نیز نگرانی ها درباره نقش منفي کشاورزی سنتی و انقلاب سبز را بر محیط زیست گزارش کرده اند (Agabaje & et al ، 2001 ) ، ( Rasull ، Tapa ، 2003 ) ، ( Leeuwise ، 2004 ) ، ( Gamon &Scofield ، 1998 ) . در مقاله تعریف و اجرای کشاورزی پایدار به افزایش انرﮊی مصرفی در هر بوشل محصول تولیدی از جمله (انرﮊی براي تولید مواد شیمیایی و ماشین آلات ) در مقابل کاهش ذخایر انرﮊی نیز به عنوان نگرانی حاصل از فعالیتهای تولیدی حاصل از انقلاب سبز اشاره شده است.در ادامه اشاره می کند که نسبت انرﮊی خروجی به ورودی به طور تصاعدی حالت نا مطلوبتری یافته است به طوری که از میزان 3 در دهه 1940 به کمتر از 8/1 تا دهه 1980 کاهش داشته است و راهبردهای کاربری اراضی بااستفاده از انرﮊی های متمرکز نا محدود را در بلند مدت پایدار نمی داند (سال؟و نویسنده ) . یکی از هزینه های کاملا پنهان کشاورزی انقلاب سبز و مدرن سوختهای فسیلي است که باید برای بالا نگه داشتن سطح بازده مصرف شوند به طوریکه برای تولید هر کیلوگرم غله در شرایط انقلاب سبز پر نهاده 3تا10 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود در حالیکه این میزان در کشاورزی پایدار 5/0 تا 1 مگا ﮊول انرﮊی مصرف می شود (Pretty ، 1995 ).کشاورزی پایدار چیست؟ تلاشهای بسیاری برای تعریف پایداری به طور تجريدي صورت گرفته است. مفهوم كشاورزي پايدار از سال 1987 رايج شد ، ولي قبل از آن نيز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتي چون كشاورزي ارگانيك ، طبيعي ، اكولوژيك و كم نهاده بكار برده مي شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پايدار كه كشاورزي پايدار نيز بخشي از آن محسوب مي شود تنها متعلق به دوران معاصر نيست . به نحوي كه بعضي تاريخچه آن را به نيوتن ، جان لاك ، توماس جفرسون و چارلز داروين و حتي به آسياي قديم نيز نسبت مي دهند . اما همانطور كه گفته شد واژه پايداري به دنبال پيامدهاي اقتصادي ، اجتماعي و بالاخص زيست محيطي فعاليتهاي انسان مورد استفاده قرار گرفت . از هنگام تعریف کمیسیون برونت لند (Brount Land ) از توسعه پایدار در سال 1987 حداقل بیش از 80 تعریف ابداع شده است که هریک تفاوتهای ظريفی با دیگری دارد و بر ارزشها ، اولویتها و هدفهای خاصی تاکید می کند (Pretty ، 1995 ، 1998) . واﮊه كشاورزی پایدار ، از دیدگاه افراد مختلف معانی مختلفی دارد؛ که بستگی دارد به حیطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان ، متخصصان محیط زیست ، حافظان منابع طبیعی و ساکنان روستایی همگی علائق و نگرانی های متفاوتی دارند و بنابراین کشاورزی پایدار را به صور مختلفی تعریف می کنند ؛ بنابراين تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد.  كشاورزي متعارف conventionalagricultureكشاورزي پايدار sustainable agricultureالف ) تمركز :.۱تعدادكشاورزان كم.2كنترل زمين، .3 منابع و سرمايه توسط تعداد معدودي بهره بردار.4 تمركز نواحيتوليدي وصنايع تبديلي كشاورزيالف ) عدمتمركز:.1 تعدادكشاورزان نسبتا زياد.2 كنترل زمين، .3 منابع و سرمايه توسط تعداد نسبتا زيادي بهره بردار.4 نواحيتوليدي و صنايع تبديلي پراكندهب ) وابستگي :.1 واحدهايتوليدي بزرگ سرمايه بر و متكي به تكنولوژي پيشرفته.2 وابسته بهمنابع خارج از مزرعه ( انرژي ،3. نهاده ها ،4. اعتبارات و غيره.5 وابسته بهبازار مصرف در سطوح ملي و جهاني.6 نيازمند بهدانش متخصصين وكارشناسان در سطوح بالاب ) عدموابستگي :.1 واحدهايتوليدي نسبتا كوچك،2 . نياز به سرمايه كمتر و تكنولوژي مناسب.3 نياز كمتربه منابع خارج از مزرعه ( انرژي ،4. نهاده ها ،5. اعتبارات و غيره .6 توليد درجهت خود كفايي خانواده ،7. جامعه و منطقه.8 تاكيد دربكارگيري دانستنيهاي علمي پيشرفته و همچنين استفاده از دانش ،9. مهاتها ،10. تجارببومي و محلي ج ) رقابت :.1 تاكيد برعلائق و منافع فردي (عدم نياز به همكاري).2 سنتهايمربوط به فعاليت هاي كشاورزي و همچنين فرهنگ روستايي به كنار گذاشته شده.3 عدم نيازكشاورز به جوامع كوچك روستايي..4 حداقل نيازبه نيروي كارگر و يكنواختي در كارهاي كشاورزي.5 تاكيد برجنبه هاي تجاري ( اقتصادي ) در انجام فعاليت هاي كشاورزي.6 تاكيدفراوان بر سرعت انجام كار ،7. كميت و منافع بيشترج ) همكاري وتشريك مساعي :.1 تاكيد برتشريك مساعي (نياز به همكاري در زمينه هاي مختلف)2 . عتاقه بهسنتهاي كشاورزي و فرهنگ روستايي و پاسداري از آنها.3 ضرورت وجودجوامع روستايي كوچك براي انجام كارهاي كشاورزي.4 كار كشاورزينيازمند به نيروي كارگر و فعاليت كشاورزي كاري مورد ستايش5 . كار كشاورزيهم شيوه زندگي هم منبع درآمد.6 تاكيد برتداوم ،7. كيفيت و مطلوب بودن كارد ) سلطه برطبيعت :.1 جدايي انساناز طبيعت.2 استفادهبدون محدوديت از منابع طبيعي.3 عدم توجه بهدوباره گردش درآوردن ضايعات مزرعه.4 بالانگهداشتن سطح توليد با بكارگيري نهاده هاي شيميايي (كود ها و سموم).5 تعددفرايندها در صنايع تبديلي غذايي و كشاورزيد) همنواييبا طبيعت :.1 عدم جداييانسان از طبيعت.2 استفادهمعقول از منابع طبيعي.3 تاكيد بردوباره به گردش درآوردن ضايعات مزرعه و استفاده از آنها در فعاليتهايزراعي.4 بالانگهداشتن سطح توليد از طريق اعمال بهزراعي به منظور حفظ سلامت خاك.5 محدود بودنمراحل در صنايع تبديلي غذايي و كشاورزيه ) ويژهكاري يا تخصصي بودن كشت :.1 زراعت عمدتاتك محصولي.2 تداوم كشتيك محصولي در سالهاي متمادي.3 جداييفعاليت هاي توليدي از فعاليت هاي دامداري.4 اعمال نظام) برنامه) توليد با عنايت كمتر به شرايط اكولوژيك محلي.5 تاكيد برجنبه هاي خاص از دانستنيهاي علمي وفني كشاورزيه) تنوع ياگوناگوني كشت :.1 زراعت چندمحصولي.2 بكارگيرينظام تناوب زراعي در برنامه چند ساله كشتكار.3 تلفيقفعاليت هايزراعي و دامداري.4 تنظيمبرنامه هاي توليدي متناسب با شرايط اكولوژيكي محلي.5 توجه بهمجموع دانستيهاي مربوط به علوم و فنون كشاورزيو ) بهرهبرداري بي رويه :.1 ناديدهگرفتن هزينه هاي غيرمستقيم (هزينه هاي مربوط به صدمات زيست محيطي ناشي از جريانتوليد).2 اهميت بهمنافع كوتاه مدت.3 وابستگيشديد به منابع تجديد نشونده (مواد نفتي وغيره (. 4 وابستگي بهرشد اقتصادي و بالا رفتن سطح مصرف. 5 تاكيد برموفقيت هاي اقتصادي و مالي (توجه به جنبه هاي مادي زندگي(و ) بهرهبرداري مفيد :.1 محاسبه تمامهزينه ها 2. مستقيم و غير مستقيم.3 اهميت بهمنافع كوتاه مدت و بلند مدت.4 وابستگي بهمنابع تجديد شونده (احتياط در مصرف منابع تجديد نشونده (5 . تاكيد برمصرف محدود وحفظ منافع نسل هاي آينده.6 توجه بهظرفيت هاي فردي "خود شناسي" (توجه به جنبه هاي مادي و معنوي زندگی)اهداف کشاورزی پایدار :اهداف کشاورزی پایدار ارتباط نزدیکی با تعاریف آن دارند و در واقع جمع بندی این تعاریف می باشند . یک برنامه کشاورزی پایدار موفق در بر گیرنده هفت هدف زیر می باشد:فراهم کردن امنیت غذایی همراه با افزایش کمی و کیفی آن ضمن در نظر گرفتن نیاز های نسلهای بعدي ؛حفاظت از منابع آب،خاک و منابع طبیعی؛حفاظت از منابع انرﮊی در داخل و خارج از مزرعه ؛حفظ و بهبود سود آوری کشاورزان ؛حفظ نیروی حیات جامعه روستایی ؛حفظ تنوع زیستی ؛قابلیت پذیرش از سوی جامعه ؛ البته اهداف مشابهی را برای کشاورزی پایدار قائل شده اند ،ضمن اینکه ایجاد زیر ساخت های اجتماعی و اقتصادی پویا برای جوامع روستایی را نیز به این فهرست اضافه می نمایند.در کتاب با آفرینی کشاورزی ،(پرتی،1996) ، کشاورزی پایدار را عبارت از هر نوع نظام تولید مواد خوراکی یا الیاف می داند که به طور نظام یافته هدفهای زیر را دنبال می کند:در آمیختن کامل تر فرآیندهای طبیعی از قبیل چرخه ی مواد غذایی،تثبيت ازت و روابط آفت – دشمن طبیعی با فر آیندهای تولید کشاورزی ؛کاهش کاربرد آن دسته از نهاده های غیر زراعی ، بیرونی و تجدید نشدنی که قابلیت آنها برای وارد آوردن خسارت به محیط زیست یا صدمه زدن به بهداشت کشاورزان و مصرف کنندگان بسیار زاید است و استفاده هدفدار تر از نهاد های باقی مانده به منظور حد اقل رساندن هزینه های متغییر مصرف می شوند؛دسترسی منصفانه تر به منابع و فرصتهای تولید و پیشرفت در جهت دستیابی به شکل هایی از کشاورزی که ا ز نظر اجتماعی عادلانه تر است؛استفاده بسیار مولد تر از استعداد بالقوه زیست شناختی و ﮊنتیکی گونه های گیاهی و جانوری ؛استفاده بسیار مولد از دانش و عملیات محلی، از جمله رهیافت های نو آورانه ای که هنوز دانشمندان آنها را کاملا درک نکرده اند یا کشاورزان به طور گسترده آنها را نپذیرفته اند؛افزایش خود اتکایی در میان کشاورزان و روستاییان؛تطبیق هرچه بیشتر الگوهای کشت و استعداد تولید، معضلات زیست محیطی اقليم و چشم اندازطبیعت برای تضمین پایدار دراز مدت سطوح کنونی تولید ؛تولید سود آور و کارآمد با تاکید بر مدیریت تلفیقی مزرعه و حفاظت از خاک،آب ، انرﮊی و منایع زیستی.هدف کشاورزی پایدار عبارت است از افزایش تنوع فعالیتها در مزرعه ، همراه با افزایش پیوندها و فر آیندهای میان آنها. در کشاورزی پایدار محصولات فرعی یا ضایعات حاصل از یک جزء يا فعالیت،نهاده اي مي شوند براي جزئي ديگر . از آنجا كه فرايندهاي طبيعي به طور فزاينده اي ، جايگزين نهاده هاي بیرونی می شوند، تاثیر نهادهای بیرونی بر محیط زیست کاهش می یابد. هدف کشاورزی پایدار را حفظ سطوح ضروری تولید به منظور بر آورده کردن جمعیت در حال رشد جهان بدون تخریب محیط زیست می دانند که به مفهوم نگرانی برای ایجاد در آمد، ترویج سیاستهای مناسب و حفظ منابع طبیعی می باشد .همه اهداف كشاورزي پايدار را در قالب پنج اصل كلي زير بيان مي كند :همسو نمودن فعاليت هاي كشاورزي با فرايندهاي اكولوژيكي بكارگيري فناوري ها مناسب و اتخاذ يك مديريت صحيح و معقول در روند توليدات كشاورزيعدم بكارگيري نهاده ها و مواد شيميايي كه براي محيط زيست وسلامت بشر و حيوانات خطرناك هستند افزايش توليد محصولات كشاورزي با بهره گيري از پتانسيل بيولوژيكي و ژنتيكي گونه هاي مختلفاستفاده عاقلانه از منابع و حفظ واحياي منابع تجديد شونده و غير قابل تجديددر مقاله توسعه پايدار كشاورزي ، مؤلفه ها و شاخص ها، اهداف كشاورزي پايدار را موارد زير مي داند :افزايش ارزش محصولات كشاورزي بويژه محصولات كشورهاي فقير كاهش آثار زيست محيطي در بخش كشاورزي .نتيجه گيري:كشاورزي پايدار يك فرايند بيولوژيكي است و سعي در تقليد كردن از خصوصيات كليدي يك اكوسيستم طبيعي دارد ولي عملكرد حداكثر از اهداف آن است . كشاورزي پايدار باعث پيچيدگي اكوسيستم زراعي مي شود ، كارايي چرخش عناصر غذايي در اين نوع كشاورزي افزايش مي يابد و از خورشيد به عنوان منبع اصلي انرژي براي به حركت درآوردن سيستم بهره برداري مطلدب مي شود. كشاورزي پايدار توليد با كيفيت كشاورزي پايدار به معناي استفاده از علوم بيولوژي، بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي است. در حالي كه در كشاورزي تجاري براي نيل به اهداف توليد كوتاه مدت از نهاده هاي كشاورزي به طور بي رويه استفاده مي شود. اين نهاده ها شامل كود، سم، زمين، آب و... است كه استفاده هاي بي رويه از هر كدام ناهنجاري هايي را به دنبال دارد. در حالي كه وزارت جهاد كشاورزي عزم جدي براي توليد ارگانيك و كاربرد حداقل سم و كود شيميايي را در محصولات كشاورزي دارد، اما آيا روند موجود در استفاده بيش از حد ظرفيت اراضي در كشت هاي دوم و 4/7 ميليارد متر مكعب بيلان منفي از 44 ميليارد متر مكعب آب در بخش زراعت و به عبارتي 19 درصد بيلان منفي حاكي از رويكرد بخش كشاورزي به توسعه پايدار است؟ به راستي وزارت جهاد كشاورزي مي تواند در يك نقد درون سازماني برآورد كند كه مسير گذر از كشاورزي تجاري به كشاورزي پايدار تاكنون به چه ميزان طي شده است؟ با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آن از جمله غذا، كشاورزي به روش هاي ابتدايي و سنتي با بازدهي كم، ديگر جوابگوي اين نيازها نيست. در طي سال هاي گذشته با قطع درختان جنگلي و از بين بردن مراتع، سطح زيركشت افزايش يافت و با استفاده از تكنولوژي هاي صنعتي و روش هاي نوين كشاورزي تا حدودي توانسته بر اين نيازها غلبه كند. به كارگيري روش هاي شيميايي و مكانيكي هر چند توانست كشاورزي را رونق دهد، ولي جاذبه هاي منافع كوتاه مدت كشاورزي تجاري به سيستم حساس و آسيب پذير خاك، اين اجازه را نداد كه بگويد: چه مدت مي توان از اين روش كشاورزي استفاده كرد. در كشاورزي تجاري با استفاده بي رويه و نامتعادل از كودها و سموم كه تخريب خاك و از بين رفتن موجودات خاكزي را در پي داشت، توان توليد و حاصلخيزي خاك كاهش يافت و نتيجه اين روش كشاورزي، پايين آمدن كيفيت محصولات بود. در اواخر دهه 60 ميلادي با پيدا شدن سموم در زنجيره هاي غذايي و تجمع عناصر در خاك و آب هاي زيرزميني، به تبع آن بروز بيماري هاي مختلف در انسان، آگاهي مردم از اثرات استفاده از اين مواد شيميايي در كشاورزي افزايش يافت. در دهه ي 70 ميلادي قيمت نفت افزايش يافت و به دنبال آن بهاي نهاده هاي اصلي كشاورزي زياد شد. اين امر بيشتر سبب شد كه مردم به فكر فرو روند و احساس كنند كه منابع طبيعي زمين محدود و جايگزين كردن آنها كاري بس دشوار است. در سال هاي اخير براي نيل به حفظ حيات طبيعي، تنوع زيستي، پايداري منابع خاك و آب و حفظ محيط زيست، به كشاورزي از ديدگاه پايدار و ارگانيك نگاه شده است. كشاورزي پايدار براي حصول توليد در دراز مدت و سازگار با محيط، بر نهاده هاي كم انرژي و مقادير كم مواد شيميايي متكي است و در آن اثرات متقابل و فرايندهاي اكولوژيكي ضروري مي باشد كه نتيجه آن توليد محصول و غذاي سالم تر براي انسان است. تفاوت كشاورزي پايدار با كشاورزي تجاري كه به صورت فشرده از نهاده هاي كشاورزي استفاده مي كنند، در اين است كه در كشاورزي پايدار بر ثبات عملكرد در طولاني مدت با حداقل تاثير بر محيط تاكيد مي شود، در حالي كه كشاورزي تجاري بر اهداف كوتاه مدت و حداكثر عملكرد متكي است. بايد به اين نكته توجه كرد كه كشاورزي پايدار به معني بازگشت به گذشته نيست، چرا كه با استفاده از علوم جديد بيولوژي به بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي رسيد. گر چه در بيشتر جوامع با قدرت و نفوذ سياسي شركت هاي توليدكننده مواد شيميايي و نفي اثرات ناهنجار استفاده از آنها در كشاورزي، در توسعه كشاورزي پايدار خللي ايجاد كرده است، ولي با پيگيري جوامع علمي و مردم در سياست دولت ها تغيير روشي مشاهده شده كه كنترل و حذف مصرف برخي از اين مواد شيميايي را در پي داشته است. به علت ناهنجاري هاي به وجود آمده در سيستم كشاورزي تجاري و صنعتي، جنبش كشاورزي پايدار مبتني بر اكولوژي زنده خاك شكل گرفته است و حركت هاي جهاني نشان مي دهد كه اين جنبش در حال گسترش مي باشد و اين تغييرات در كشورهاي توسعه يافته بيشتر مشاهده مي گردد. در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از مواد شيميايي بخصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و به مزرعه به صورت جامع نگريسته شود. در حالت كلي يكي از منابع توليد محصولات كشاورزي خاك است و اكوسيستم خاك به طور طبيعي در جهت به حداقل رساندن حالت بي نظمي و جلوگيري از تغييرات شديد بلندمدت عمل مي كند و نتيجه ي آن حفظ ثبات درون زيستگاه است. بنابراين حفظ تعادل اكوسيستم خاك مستلزم مديريت عواملي است كه در جهت حمايت و تقويت جامعه زيستي خاك به كار رود. امروزه رويكرد جهاني به كشاورزي مبتني بر ساختارهاي زنده خاك است. در اين نوع كشاورزي به كار بردن فرآورده هاي بيولوژيك كه با طبيعت اكوسيستم خاك هماهنگ است، در اولويت قرار دارد و خاك به عنوان يك اكوسيستم پويا و فعال در نظر گرفته مي شود كه مواد و انرژي در آن جريان دارد و موجودات خاكزي و گياهان از اجراي اصلي آن محسوب مي شوند. اين موجودات خاكزي از عوامل اصلي تنظيم كننده زنجيره هاي غذايي و چرخه هاي حياتي روابط مفيد بين اجراي آن مي باشند. دانشمندان علوم گياهي و كشاورزي توجه خود را بيشتر به خطرات مصرف بيش از حد كودها و آفت كش هاي شيميايي و مسايل حفاظت خاك و آب و حفاظت از محيط زيست صرف كرده اند و به طور كلي بايد گفت: كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد. كشاورزي پايدار از اهدافي است كه بايد هر چه سريعتر به آن دست يافت و با استمرار آن نياز به مواد شيميايي گران و مخرب را كمتر كرد و با حفاظت از محيط زيست، موجودات و سلامتي جوامع زيستي از طريق برنامه ريزي دقيق، كشاورزي پايدار را حاصل نمود تا نسل هاي آينده بتوانند از شرايط مناسب محيطي برخوردار شوند و از نعمت هاي آن بهره جويند. خصوصيات اكولوژيكي و زراعي سيستمهاي كشاورزي پايدار تفاوت كشاورزي پايدار با كشاورزي فشرده در اين است كه در كشاورزي پايدار بر ثبات عملكرد در طولاني مدت با حداقل تأثير بر محيط تأكيد ميشود؛ در حاليكه كشاورزي فشرده بر اهداف كوتاه مدت و حداكثر عملكرد متكي است. اهداف كشاورزي پايدار را نميتوان فقط با كاهش دادن نهادهها برآورده كرد، بلكه بايد سيستمهاي زراعي جديد و ابداعي طراحي شوند. خصوصيات عمدة اكولوژيكي و زراعي سيستمهاي متداول و پايدار در جدول بالا مقايسه شدهاند. سيستمهاي پايدار شباهتهايي با جوامع گياهي بالغتر و دست نخوردهتر در توالي اكولوژيكي دارند؛ ولي سيستمهاي زراعي مقادير زيادي انرژي و عناصر غذايي به صورت عملكرد صادر ميكنند و بدين ترتيب نيزا به مقداري سوبسيد نهادهها دارند. در سيستمهاي فشرده بعلت كشت خالص گياهان زراعي يكساله، تلفات عناصر غذايي زياد و محصولات به آفات حساسترند. اگر چه پديدههاي اكولوژيكي در تمام اكوسيستمهاي زراعي وجود دارند، ولي مصرف زيا نهادهها مانعي براي فرآيندهاي اكولوژيكي است. سيستمهاي پايدار بايد براساس اصول اكولوژيكي و نه نهادههاي شيميايي و انرژي، استوار باشد. اكوسيستمهاي زراعي پايدار كه متكي بر نهادهها كم هستند. پيچيدهتر از سيستمهايي هستند كه با نهاده زياد اداره ميشوند و بدين ترتيب نياز به اصول منطقي و مديريت صحيحتري دارند. شخم حداقل شخم حداقل يا شخ حفاظتي، نوعي سيستم كاشت گياهان زراعي است كه در آن حداقل 30 درصد بقاياي گياهان زراعي در سطح خاك باقي گذاشته ميشود. سيستمهاي شخم حفاظتي، هزينه مزرعه را كاهش ميدهد، رواناب و فرسايش خاك را به حداقل ميرساند، مواد آلي خاك را حفظ ميكند و باعث افزايش نگهداري رطوبت خاك ميشود. عمليات شخم حداقل، اثرات مهم اكولوژيكي، زراعي و اقتصادي در سيستمهاي كشاورزي پايدار دارد. در اكوسيستمهاي زراعي، شخم حداقل باعث افزايش ثبات سيستم خاك و كارايي چرخه عناصر غذايي ميشود. سيستمهاي بدون شخم، بيشتر قارچها عمل تجزيه را انجام ميدهند؛ در حاليكه در شخم معمولي، اين عمل بيشتر توسط باكتريها صورت ميگيرد. جنگل زراعي «جنگل- زراعي» كشت توأم درخت و محصولات زراعي است و در بسياري از مناطق دنيا هنوز متداول است. احتمالاً جنگل- زراعي شكل اصلي كشاورزي در مناطقي بوده است كه به صورت طبيعي داراي جنگل بوده و هستند. جنگل- زراعي از نظر اكولوژيكي و زراعي نسبت ديگر سيستمهاي زراعي قابليتهاي بيشتري دارد. در اين سيستم، شرايط «ميكروكليما» را تعديل كرده، هوا را گرفته و آن را مجدداً در خاك توزيع ميكنند. جنگل- زراعي بر حاصلخيزي خاك تأثير بسيار دارد.تلفيق سيستمهاي زراعي با دامداري ميتواند باعث ثبات اقتصادي و محيطي شود. به عنوان مثال فرآوردههاي دامي، تنوع اقتصادي را افزايش ميدهد و راههاي ديگري براي فرآيندهاي چرخش مواد فراهم ميكند. بنيان هاي كشاورزي پايداربا توجه به تعاريفي كه در زمينه كشاورزي پايدار بيان شد، مي توان چنين نتيجه گرفت كه يك برنامه كشاورزي پايدار موفق در بر گيرنده اهداف زير مي باشد: فراهم نمودن امنيت غذايي همراه با كيفيت مناسب,‌ حفاظت از آب,خاك و منابع طبيعي, تنوع زيستي, حفاظت از منابع انرژي در داخل و خارج مزرعه حفظ و بهبود سودمندي مزرعه, قابل پذيرش بودن از سوي جامعه و بهبود كيفيت زندگي انسان. به منظور دستيابي به اهداف مذكور مي بايست از فعاليت‌هايي استفاده نمود كه ما را بيشتر در جهت پايداري هدايت نمايد. عمده آنها عبارتند از : 1- استفاده از شخم حداقل: به منظور كاهش فرسايش خاك و هدر رفتن انرژي مي‌توان از شخم حداقل استفاده نمود. در اين روش از ادواتي استفاده مي شود كه كمترين تأثير را بر بافت فيزيك خاك داشته باشد و جا به جايي خاك را به حداقل ممكن برساند. 2- استفاده از محصولات پوششي: با كاربرد محصولات پوششي در سطح مزارع و باغات ميزان فرسايش خاك كاهش مي يابد و با زير و رو نمودن آنها در فصول قبل از كاشت حاصلخيزي خاك افزايش مي يابد. 3- استفاده از كودهاي دامي: به منظور افزايش مواد غذايي خاك وبراي جايگزين كودهاي شيميايي ، مي توان از كودهاي دامي استفاده كرد. اين امر آلودگي آب‌هاي سطحي و تحت اراضي را كاهش مي دهد و منجر به استفاده حداقل از كودهاي شيميايي مي شود. 4- تغيير روش‌هاي آبياري از شياري به باراني و قطره اي: با تغيير آبياري به روش‌هاي نوين نظير باراني و قطره اي ميزان مصرف آب و فرسايش خاك كاهش مي يابد و بر سودمندي فعاليت‌هاي زراعي افزوده مي شود Mahler et al,1995). عناصر مختلفي براي بيان پايداري در كشاورزي مطرح مي باشند كه حتي از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است. در زير به عناصري اشاره مي شود كه در نظام‌هاي زراعي پايدار عمدتاٌ مشترك مي باشد. 1-حفاظت خاك: يكي از اجزاي مهم و اساسي در فعاليت‌هاي كشاورزي خاك مي‌باشد. حفاظت خاك در مقابل آب و باد با استفاده از روش‌هاي مختلفي نظير: كاربرد محصولات پوششي, شخم عمود بر شيب, تناوب زراعي و حفظ بقاياي محصولات زراعي صورت مي گيرد و به عنوان يكي از مهمترين عناصر پايداري محسوب مي شود(SARE, 1997) . روش‌هاي خاك ورزي حداقل به دليل حفظ بقاياي گياهي در سطح خاك از ميزان فرسايش آبي و بادي مي كاهند. استفاده از آنها باعث افزايش رطوبت نفوذ پذيري بهتر و بهبود بافت فيزيكي خاك و افزايش سودمندي مزرعه مي شود. استفاده از تناوب زراعي و كودهاي دامي يكي ديگر از روش‌هاي حفاظت خاك مي باشد كه كاربرد بيش از حد از منابع خاك را كاهش مي‌دهد و در طولاني مدت به بهبود بافت فيزيكي خاك منجرمي‌شود. در نظام‌هاي شخم حفاظتي كه 30% از محصول در سطح خاك باقي مي‌ماند و از شخم حداقل استفاده مي شود. در مصرف انرژي صرفه جويي شده و ساختمان خاك بهبود مي يابد. سيستم‌هاي شخم حفاظتي در كاهش فرسايش خاك بسيار مؤثرند و فرسايش خاك را تا ميزان 90% كاهش مي دهند(ادواردز,1375). 2-كيفيت آب: به منظور افزايش ميزان سلامت محصولات كشاورزي و انسان آب مورد استفاده از فعاليت‌هاي كشاورزي و شرب بايد از كيفيت مطلوبي برخوردار باشد. به اين منظور لازم است از مصرف بي رويه مواد شيميايي خود داري نموده و با استفاده از روش‌هاي صحيح و مناسب بركيفيت آنها افزود. عوامل متعددي وجود دارند كه بر كيفيت خاك مؤثرند. شخم زدن زمين هاي زراعي, ميزان مصرف كودهاي شيميايي, كاربرد آفت كش ها و مديريت نامناسب آبياري از اين جمله موارد هستند. تسريع فرسايش و تخليه عناصر غذايي رودخانه, آبشويي عناصر غذايي و آفت كش‌ها به داخل آب‌هاي زير زميني و آلودگي آب‌هاي سطحي و زير زميني توسط باكتري‌ها برخي از جنبه هاي كشاورزي مدرن بر آلودگي آب‌ها مي باشد. در كشاورزي پايدار كيفيت آب به عنوان يكي از عناصر پايداري مي باشد و بهبود آن منجر به فراهم شدن شرايط لازم جهت دستيابي به كشاورزي پايدار است. 3-مديريت تلفيقي آفات: مديريت تلفيقي آفات يك رهيافت پايدار جهت مبارزه با آفات از طريق روش‌هاي بيولوژيك,‌ زراعي, فيزيكي و شيميايي است كه كمترين خطر را براي محيط زيست سلامت انسان و اقتصاد بشر دارد. به طور كلي IPM راهبرد كنترل آفات مي باشد كه به دنبال بيشينه سازي عوامل كنترل بيولوژيك و زراعي مي‌باشد و از كنترل شيميايي تنها به هنگام ضرورت و با شرط حداقل خسارت محيطي استفاده مي نمايد. در اين روشها با استفاده از حشرات شكارچي, پارازيت‌ها, بكارگيري گونه هايي از محصول كه در برابر آفات مقاوم مي باشند. ايجاد تغييرات در زيستگاه آفات و كاربرد بهينه و مناسب از سموم شيميايي از خسارت آفات تا حد قابل قبولي كاسته مي شود. IPM در حقيقت مكمل مفهوم كنترل آفات و بيماري‌ها است و در عين حال متكي بر شناخت كل نظام اكولوژيكي است. در اين روش به علت بروز اثر متقابل كه آللوپاتي ناميده مي‌شود. مواد شيميايي حاصل از بقاياي محصولات پوششي از جوانه زني و رشد برخي علف‌هاي هرز جلوگيري مي نمايند. علاوه بر اين به علت آن‌كه بسياري از گونه هاي علف‌هاي هرز با شرايط سازگاري يافته اند كه در آن خاك همواره زير و رو مي شود، لذا فقدان انجام شخم در اين نظام خود عاملي در جهت تغيير شرايط محيطي لازم براي جوانه زني بذور اين علف‌هاي هرز مي باشد. بنابراين، كشت محصولات پوششي نظير چاودار, شبدر, باقلا و نخود پس از فصل برداشت گياهان زراعي فوايد متعددي را به دنبال دارد كه شامل جلوگيري از رويش علف‌هاي هرز, كنترل فرسايش خاك, افزايش مواد مغذي و بهبود كيفيت خاك مي باشد(عماني و ديگران,81). 4- مديريت مواد غذايي:استفاده از شيوه هاي مديريتي مناسب در تأمين نيازهاي غذايي گياهان نقش مؤثري در پايداري نظام زراعي دارد. افزايش كاربرد منابع درون مزرعه اي نظير كودهاي دامي, محصولات لگومينوز و كودهاي سبز منجر به كاهش هزينه توليد و افزايش سودمندي مي شود. كاربرد كودهاي دامي تثبيت ازت در فعاليت‌هاي زراعي از جمله موارد مهمي است كه نقش مؤثري در مديريت مواد غذايي دارد. در فرآيند تثبيت ازت يك رابطه همزيستي بين گياه ميزبان و باكتري ريزوبيوم كه در گرهك‌هاي ريشه لگومينوز وجود دارد برقرار مي شود. در اين رابطه همزيستي گياه ميزبان علاوه بر آن‌كه انرژي مورد نياز باكتري را به صورت كربن تثبيت شده تأمين مي نمايد، انرژي مورد نياز براي رشد گرهك‌ها را نيز فراهم مي آورد و با ساز و كارهاي خاصي فرآيند تثبيت را در برابر محيط اكسيداتيوحفظ مي نمايد. باكتري‌هاي ريزوبيوم نيز به نوبه خود با واكنش تسريعي آنزيم‌هاي نيتروژنازي كه توليد مي كنند، ازت اتمسفري (N2) را به آمونياك (NH3) تبديل مي نمايد و آمونياك توليدي پس از تبديل به اسيدهاي آمينه از راه آوندهاي چوبي به بافت‌هاي در حال رشد گياه منتقل مي‌شوند(هاتفيلد و كاردن,1376). 5-جنگل زراعي: روش جنگل زراعي كشت توأم درخت و محصولات زراعي مي باشد كه در بسياري از مناطق دنيا متداول است. جنگل زراعي با توليد گياهان زراعي علفي يكساله و چند ساله سازگاري خوبي دارد و با دامداري قابل تلفيق مي باشد. اين نظام از نظر اكولوژيك و زراعي نسبت به ديگر نظام‌هاي زراعي داراي قابليت خوبي مي باشد. در اين نظام درخت به عنوان بادشكن عمل مي نمايد و سرعت حركت باد و آب را كاهش مي دهد و از فرسايش بي رويه خاك جلوگيري مي نمايد. در اين روش به منظور تسهيل عمليات زراعي مي توان درخت‌ها را در فواصل منظمي كشت نمود كه مزاحمتي براي ادوات كشاورزي ايجاد نكنند(ادواردز,1375). انواع نظام هاي كشاورزي و كشاورزي پايدار هر نظام كشاورزي بر اساس يك ايدئولوژي و هدف خاصي مطرح گرديده است كه در جاي خود داراي ارزش و اعتبار خاصي است. اما گاهي شيوه هاي افراطي و يك جانبه نگرانه باعث عدم پيشرفت و تكامل آنها گرديده است و بر اشكالات آنها سرپوش نهاده است. از آنجايي كه كشاورزي پايدار شكل كامل شده اي از نظام هاي كشاورزي پيش از خود مي باشد. لذا، انواع نظام هاي كشاورزي را مرور خواهيم نمود كه تا يك حالت مقايسه اي براي استفاده كنندگان پيش آيد.  برخي معتقدند كه اصطلاح ارگانيك و پايدار يكي هستند. كشاورزي ارگانيك را مي توان به عنوان نوعي كشاورزي تعريف نمود كه هدف آن ايجاد سيستم هاي توليدي كشاورزي يكپارچه نظام يافته و انساني است كه تضادي با منافع اكولوژيكي و اقتصادي ندارد. به نقل از لوراند(1996) كشاورزي ارگانيك حيات را به عنوان يك اكوسيستم زنده مي شناسد كه در آن : - طبيعت روي زمين، يك اكوسيستم زنده است اگرچه ذاتاٌ ماده مي باشد. - مواد براساس استفاده متعادل اكولوژيكي، مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد. - مزرعه به عنوان يك جزء يكپارچه از اكوسيستم بزرگتر ديده مي شود. - سيستم ارگانيك به پيچيدگي اكوسيستم تأكيد دارد. در اين نوع كشاورزي درجه اطمينان نسبت به منابع تجديد شدني مورد بهره برداري توسط بخش كشاورزي به حدي است كه امكان و توان توليد مقادير قابل قبولي از محصولات زراعي و دامي و مواد غذايي مورد نياز انسان و هم چنين شرايطي از قبيل مصونيت در برابر آفات و بيماري ها براي گياهان و دام ها فراهم مي آيد. بنابراين، هدف پايداري در بطن مفهوم كشاورزي ارگانيك نهفته است و يكي از عوامل اصلي تعيين كننده در پذيرش يا اعمال روش هاي توليدي ويژه است. عامل اصلي كه موجب تمايز كشاورزي ارگانيك از ساير روش هاي كشاورزي پايدار مي شود وجود استانداردهاي مدوني است كه براي تعيين ضابطه دقيق تفاوت بين سيستم كشاورزي ارگانيك و ساير سيستمهاي زراعي به ويژه در رابطه با اهداف بازاريابي به كار مي رود. كشاورزي ارگانيك بخشي از كشاورزي پايدار مي باشد كه بيشتر به ابعاد اكولوژيكي آن تأكيد مي كند. ويژگي هاي عمده كشاورزي ارگانيك عبارتند از: - حفظ حاصلخيزي خاك در دراز مدت از طريق نگهداري مقدار مواد آلي آن در حد مطلوب و بهبود فعاليت بيولوژيك خاك و استفاده از روش هاي مكانيكي. - اعمال روش هاي جامع مديريت دام با توجه كامل به سازگاري هاي تكاملي آنها و نيازهاي رفتاري و تأمين نيازهاي دام از لحاظ نوع تغذيه, محل اسكان, وضعيت بهداشتي, زاد و ولد و پرورش نوزادان. - تهيه مواد غذايي مورد نياز زراعي از طريق استفاده از منابع غذاي غير محلول كه توسط فعاليت ميكروارگانيسمي خاك در دسترس گياه قرار مي گيرد. - خود كفا بودن خاك از نظر ازت از طريق استفاده از بقولات و تثبيت بيولوژيكي ازت و بازيافت مؤثر مواد آلي از جمله بقاياي گياهان زراعي و ضايعات دامي. - كنترل علف هاي هرز, بيماري ها و آفات با تأكيد بر استفاده از روش هايي چون تناوب زراعي, بكارگيري دشمنان طبيعي, تنوع كودهاي آلي, واريته هاي مقاوم و زودرس, مداخله بيولوژيكي و شيميايي(عماني،1381). كشاورزي پايدار كم نهاده(LISA): يكي از اصطلاحاتي كه با كشاورزي پايدارمترادف در نظر گرفته مي شود,كشاورزي پايدار كم نهاده است. نظام هاي كشاورزي پايدار كم نهاده در پي آن هستند كه هر زماني كه امكان داشته باشد، استفاده از نهاده هاي خارجي توليد مانند كودها و آفت كش ها را به حداقل برسانند. هزينه هاي توليد را كاهش دهند, از آلودگي آب هاي سطحي و زير زميني اجتناب كنند و بقاياي آفت كش ها در مواد غذايي را كاهش دهند، خطر كلي كه زارع با آن مواجه است را پايين بياورند وسودآوري كوتاه مدت و دراز مدت مزرعه را افزايش دهند(پاو و همكاران،1990). هم چنين اظهارمي دارند كه دليل ديگر تمركز بر نظام هاي زراعي كم نهاده آن است كه اكثر نظام هاي پرنهاده دير يا زود با شكست مواجه مي شوند. زيرا در دراز مدت به لحاظ اقتصادي و اكولوژيكي پايدار نيستند. بازگشت به كشاورزي كم نهاده چه از نظر اقتصادي و چه از نظر انساني واقع گرايانه نيست، زيرا منجر به كاهش توليد مواد غذايي و افزايش قيمت آنها مي گردد. ادامه كشاورزي كم نهاده كه مشخصه كشورهاي جهان سوم است، فقط باعث تداوم دور باطل نهاده كم, عملكرد كم كه كشاورز معيشتي از آن خلاصي ندارد، خواهد شد .(FAO,1998) كشاورزي آلترناتيو: سيستم كشاورزي آلترنايتو به صورت زير تعريف مي شود : هدف اين سيستم توليد مواد غذايي با كيفيت بالا, هزينه معقول با استفاده حداقل از سوخت فسيلي و ساير منابع كمياب, كاهش فرسايش و تخريب خاك, كاهش و به حداقل رساندن اثرات محيطي مورد استفاده قرار مي گيرد و براي رسيدن به اين اهداف به روش هاي معمول طبيعي براي كنترل بيمار ي ها,حشرات، آفات و استفاده كافي از منابع مواد غذايي گياهي و مواد ارگانيك استفاده مي شود. اين تعريف اختلاف بسيار كمي با كشاورزي پايدار دارد. انتخاب لغت آلترناتيو احتمالاٌ بر اين تأكيد دارد كه اين نوع كشاورزي مي تواند توليد غذا و اهداف كشاورزي را تأمين مي نمايد و در عين حال از مشكلات كشاورزي متعارف در تخريب منابع طبيعي و محيط زيست اجتناب نمايد. كشاورزي پايدار نيز مانند كشاورزي آلترناتيو به صورت يك اصطلاح جامع و كلي مورد استفاده قرار مي گيرد(يانگ و برگ، 1986). انجمن ملي پژوهش آمريكا(1989) كشاورزي آلترناتيو را هر نوع سيستم توليد فيبر و غذا مي داند كه اهداف زير را به صورت سيستمي تامين مي نمايد : - تلفيق بيشتر فرايندهاي طبيعي مانند چرخه هاي مواد, تثبيت نيتروژن, شكارگرهاي مرتبط با فرايندهاي توليد كشاورزي. - كاهش در مصرف نهاده هاي خارج از مزرعه. - استفاده توليدي بيشتر از ظرفيت ژنتيكي و بيولوژيكي گونه هاي گياهي و حيواني. - بهبود ارتباط بين الگوهاي كاشت و پتانسيل توليدي و محدوديت هاي فيزيكي زمين هاي كشاورزي براي اطمينان از پايداري بلند مدت سطوح توليد جاري. - سودآوري و توليد كافي با تأكيد بر بهبود مديريت مزرعه و حفاظت از منابع بيولوژيكي و منابع آب و خاك. كشاورزي بيوديناميك : يك سيستم كشاورزي زنده , پويا و پيچيده مي باشد كه در آن : - زمين يك موجود زنده در يك جهان زنده پنداشته مي شود كه با يك ماتريس روحي-فيزيكي مشخص مي شود. به عبارت ديگر، زمين يا كشاورزي داراي دو بعد روحي و مادي مي باشد. - اجرام حاملان نيروهايي هستند كه زندگي را منجر مي شوند. - ريتم هاي سماوي مستقيماٌ بر زندگي زميني تأثير مي گذارند. روش هاي كشت, زمان كشت يا ساير عمليات كشاورزي از گذر ماه ها يا وقوع پديده ها يا ريتم هاي آسماني تبعيت مي كند. - مزرعه يك فرديت روحي ديناميك و زنده مي باشد. - در عمل يك تمركز قوي بر تعادل تنوع زيستي و مصونيت حيوانات و نباتات وجود دارد(لوراند، 1996). كشاورزي سنتي: كشاورزي سنتي اصطلاحي است كه حتي امروزه در مورد كشورهاي در حال توسعه و براي كشاورزي در دوره هاي اوليه به كار برده مي شود. اين نوع كشاورزي از يك فرهنگ تا فرهنگ ديگر از يك ناحيه تا ناحيه ديگر بعضي از اوقات از قبيله اي به قبيله ديگر تفاوت دارد. كشاورزي سنتي اغلب بر اساس الگوهاي رايج به كشاورزي مي پردازند. كاشت, داشت و برداشت آنها بر پايه كارهاي مرسوم كه به وسيله والدين و اجداد كه در عرف آنها تلفيق شده انجام مي شود. نوآوري ها به طور مداوم سود طلب نبوده و نوعاٌ ميزان پذيرش آنها كند مي باشد و تنوع زيستي جزئي از اعمال سنتي ها است كه ريشه در نياز كشاورزان به خود كفايي با امكان تنوع بيشتر دارد(لوراند، 1996). اين كشاورزي مبتني بر تأمين نيازهاي روزمره كشاورز است و باعث كاهش انرژي و منابعي مي شود كه در غير اين صورت مي توانست در دراز مدت قابل دسترسي باشد. در اين حالت نقش دولت توسعه نيافته بر ثبات مي باشد و فقط نيازهاي آنهايي كه در قدرت هستند، تأمين مي شود. كشاورزي تجاري (صنعتي): كشاورزي تجاري به طور گسترده براي ترسيم كشاورزي معاصر آمريكا استفاده شده است، به نظر لوراند(1996) : در اين نوع كشاورزي، يا مزرعه يك بنگاه اقتصادي است كه هدف آن به حداكثر رساندن سود كوتاه مدت مبتني بر كارايي ترين استفاده از منابع و بيشينه سازي كارآيي نيروي كار و تكنولوژي مي باشد و در آن : - زمين يك منبع نسبتاٌ نامحدود از منابع قابل بهره برداري است. - مزرعه اغلب به عنوان يك ماشين يا كارخانه ديده مي شود. - تأثيرات عوامل جوي به وسيله تكنولوژي بر طرف شده است. - حيوانات و انسان فقط در زمينه جريان پولي ديده مي شوند. - نوآوري عموماٌ مورد جستجو هستند و ارزشيابي بر مبناي ميزان مهم در ايجاد ارزش افزوده مي باشد. - تنوع زيستي به صورت اقتصادي و متناقص با كارآيي ديده مي شود. به اين صورت، اين روش اختلاف زيادي با كشاورزي سنتي دارد. اين كشاورزي مبتني بر توسعه رشد و غلبه بر طبيعت است. مسايل مربوط به سرمايه گذاري ،وام و سوددهي در مورد عمليات فعلي كشاورزي انگيزه تمايل به سمت نظام هاي پايدارتر را كاهش داده است. كشاورزي تجاري با خود تكنولوژي ها,ديدگاه هاي جهاني و انتظارات اجتماعي را به همراه دارد كه مانع از آزادي عمل كشاورزان براي تغيير روش هاي خود مي شود. به طور خلاصه، كشاورزي متعارف نوعي كشاورزي است كه بر پايه تمركز سرمايه واحدهاي بزرگ توليد, مكانيزاسيون در حد بالا, توليد تك محصولي و استفاده بيش از حد از كودهاي شيميايي, علف كش ها و آفت كش هاي شيميايي و توليد فشرده محصولات دامي استوار است (كرمي,1377).  

   برنامه راهبردی “ آب نهان

       برنامه راهبردی “ آب نهان"
                                             
«اگر کمبود آب داری غلات خود راوارد کن »
برخی از متخصصان اعتقاد دارند که واردات "آب نهان" ، تحت شکل محصولات غذايي و صنعتی راه حل مناسبی برای رفع مشکل کمبود آب در کشور های واقع در مناطق خشک و نيمه خشک می باشد . زيرا، به اين ترتيب اين کشورها مجبور نخواهند بود با انجام آبياری و صرف هزينه ای چند برابر بيشتر نسبت به کشور مبدا محصولات ارزان قيمت توليد نمايند.  به   بيان ديگر، با واردات محصولات با بهايي ارزان تر ، اين کشورها قادر خواهند شد تا فشار وارده برمنابع آب خود را کاهش دهند .
        توليد يک تن غلات يا يک تن گندم به 1000 متر مکعب آب نياز دارد ، اما ، برای توليد همين مقدار برنج به دو برابر بيشتر آب نياز است .ارزش آب مصرفی برای توليد اين مواد  اوليه غذايي بسيار حياتی در کشور های مواجه با کمبود آب چند برابربيشتر از ارزش اين محصولات می باشد بنابراين ، کشور های مزبور با وارد کردن اين محصولات فشار بر منابع  آبی خود را کاهش خواهند داد .
        چندی است که برخی از کشور های واقع در مناطق خشک ،از جمله اسراييل واردن، سياست های خود را براساس کاستن از صادرات محصولات پايه پی ريزی کرده اند که توليد آنها در اين کشورها تنها بامصرف آب به مقدار زياد امکان پذير خواهد بود.امروز ،کشور اردن 60 تا 90 % از آب مورد نياز خانگی خود را تحت شکل "آب نهان " وارد می کند .البته چنين سياستی اين خطر را دارد که کشور اردن را برای رفع نياز های غذايي به خارج وابسته می کند و موجب کاهش درآمد روستاييان می شود .
        راهبرد ديگر می تواند اصلاح فنون آبياری باشد . می توان از نشت ، خروج وهدر رفت
آب ممانعت کرد .می توان کشت ها را در زير سايه بان انجام داد تا از تبخير کاست . پوشش علفی خاک را در دامنه هاحفظ نمود تا مانع ااز فرسايش خاک شد . بالاخره به روش های آبياری قطره ای روی آورد .
        امروز در تجارت جهانی بهای مقدار ” آب نهان ” مصرف شده برای توليد محصولات کشاورزی و يا ساخت انواع کالا مورد توجه قرار نمی گيرد .اما ، اگر می خواهيم در آينده آب باکيفيت و به ميزان کافی داشته باشيم ، شايد لازم باشد به ” آب نهان ” همچون يک ماده اوليه بنگريم .
          با توجه به اينکه با سوبسيد های برقرارشده برای صادرات محصولات کشاورزی درکشورهاي اتحاديه اروپا و آمريکا ، توليد محصولات صادراتی دراين کشور ها بسيار ارزان تمام می شود ،لذا ، رقابت با آنها برای کشورهای جهان سوم که توليد و صادر کننده محصولات کشاورزی هستند ، مشکل ويا حتی غير ممکن می شود .بديهی است که اين رقابت هرچه که کشور های اخيردرشرايط خشک ونيمه خشک قرارداشته باشند سختر خواهد بود. نتيجه اينکه ، کشورهای اخير به تدريج توليد محصولات محلی را رها سازند و به کشور های وارد کننده تبديل و به محصولاتی وابسته شوند که نياکان آنان با مصرف اين نوع محصولات بيگانه بودند.
          کشورهای چين وهند که بسيار پر جمعيت هستند ،ازروبرو شدن با شرايطی که برای تامين غذای مورد نياز مردم خود به واردات وابسته باشند با شک وترديد می نگرند .اين شک وترديد چندان نيز بی پايه نيست . زيرا،رها ساختن توليد محصولات محلی توسط اين کشورها می تواند درآينده برای آنها مشکل  زا شود .به اين معنی که کشورهای قوی و سوبسيد دهنده بخواهند به هردليلی بهای محصولات کشاورزی صادراتی خود را افزايش ويا حتی کشورهای وابسته شده به محصولات خود را مورد تحريم قرار دهند . لذا ، بسيار طبيعی است که کشورهای چين و هند ويا کشورما کوشش کنند تا حتی الامکان نياز های غذايي مردم خود را باتوليدات داخلی پاسخ دهند.اتخاذ سياست خود کفايي گندم در کشور ما نيز از نگرانی های مشابه ای سرچشمه گرفته است ، هرچند که پيش بينی می شود پيامد های زيست محيطی جبران ناپذيری برای کشور ، به صورت هدررفت منابع آبی و خاکی داشته باشد .
        از طرف ديگر ،صادرات "آب نهان "برای کشور هايي که منابع آب فراوان دارند،بدون نتايج زيست محيطی منفی نخواهد بود . زيرا ، می تواند موجب افزايش تبخير و خشک شدن رود ها و درياچه های آب شيرين و بروز مشکلات برای ساير فعاليت های اقتصادی ، به ويژه برای پرورش ماهی در اين کشور ها شود .کمااينکه ، آمريکا در حال حاضر در برخی از نواحی با چنين وضعيتی روبرو شده است. آمريکا يک پانزدهم از کل آب در دسترس خود رابرای توليد محصولات کشاورزی صادراتی مصرف می کند . مقدار اين سهم در کشور تايلند حتی يک چهارم است .
          انتخاب رويکرد واردات "آب نهان " برای جبران کمبود آب داخلی همچنين می تواند موجب ايجاد تغيير در روشهای سنتی وبهم ريختگی ها در سازمان و ساختار مالکيت وسايل توليد شود.  زيرا ،وقتی کشوری تصميم می گيرد تا برای جبران مشکلات ناشی از کمبودهای خود ،" آب نهان " وارد نمايد ،در واقع به اين معنی است که تصميم گرفته تا روش های کشاورزی خود را به طور معنی داری تغيير دهد .
            لازم است تا راهبرد   "آب نهان " به صورتی جامع ، با لحاظ کردن روابط ميان آب ،کشاورزی ، امنيت غذايي و سياست های واردات وصادرات ، با در نظر گرفتن شرايط هرکشور و به ويژه با توجه به شبيه سازی ها و سناريو های مربوط به روند " تغييرات اقليمی ” در آينده ،در قالب نگاه " سازگاری " با اين روند تهيه وبه اجرا گذاشته شود .
          ”آب نهان ” يک ابزار مفيد برای مشخص کردن افراط در مصرف آب و اعمال تدابير صرفه جويي است . يک مثال می آوريم :
ديديم که ساخت يک برگ کاغذ A4 به 10 ليتر آب نياز دارد .اگر کل مصرف ساليانه کاغذ شاگردان يک کلاس 30 نفره از دوره پيش دانشگاهی را سه دفتر 100 برگی در نظر بگيريم( با چشم پوششی از تلفات کاغذ به دلايل مختلف واز جمله فتوکپی از جزوه استاد )، در اين صورت مصرف ساليانه آب اين شاگردان معادل 135000ليتر می شود .اما چگونه می توانيم از مصرف افراطی پرهيز نماييم ؟ کافی است تا از فتوکپی کردن جزوه استاد خودداری شود در اين صورت ميزان صرفه جويي در اين کلاس معادل 90000 ليتر می شود .
           در « برنامه راهبردی آب در کشاورزی » ، تحقيقات ، پي گيری و زير نظر گرفتن کليه تحولات برای دستيابی به اطلاعات ، دانش وآگاهی های محلی که به واقعيت هرچه نزديک ترباشند ،سپس « ارزيابی » اثرات آنها روی منابع آب و محيط زيست و همچنين روی ساير بخش ها و مصرف کنندگان ، برای توسعه روش های مديريت و به ويژه فن آوری ها و زراعت هايي که به مصرف آب کمتری نياز دارند ومحترم شمارنده محيط زيست هستند ، بايد از اولويت های اساسی باشند. 
           مصرف هيچ منبع آبی که حفاظت از آن درآينده ،از همان آغاز تضمين نشده باشد، هر گز نبايد مجازشود .چنانچه « زراعت های آبخور» عمومی شوند چون بازده بهتری دارند ونياز ها وتوان های محيط وهمچنين نياز های ساير بخش ها و ديگر مصرف کنندگان مورد توجه قرار نگيرند ، شک نيست که بحران های اکولوژيک،همچنين بحران های اقتصادی واجتماعی ازنوع ديگری را در پی خواهد داشت .کشاورزی صنعتی ومتمرکز عامل آلودگی وافت کيفيت آب است .
 
 
 
 
   

   

¶کاستن ازمصرف و انتشار سموم در مبدا (در مواردی که استفاده از آنها اجتناب ناپذير باشد )نخستين مرحله از محدود کردن آلودگی محيط زيست در نتيجه فعاليت های کشاورزی است . مرحله بعدی کنترل انتقال سموم به سوی منابع آب است . در نظر گرفتن نواحی ويا " حاشيه های حفاظتی ” برای زير نظر گرفتن وکنترل انتقال موادسمی (از جمله شيرابه کود های آلی )به سوی منابع آبی بايد به عنوان اقدام تکميلی برای مرحله اول به طور جدی مورد توجه قرار گيرد .

¶انتقال و جريان مواد آلاينده در حوضه های آبخيز روستايي بايد موضوع تحقيقات مشترک ميان محققان هيدرولوژی و محيط زيست ( فيزيک – شيمی ) را تشکيل دهد .

¶چنين تحقيقاتی بايد به دستيابی يک روش شناخت آلودگی آب های سطحی توسط سموم نباتی درمقياس يک حوضه آبخيز کوچک روستايي، با آزمايش کردن " سناريو " های گوناگون منجر شود   ، تا به عنوان راهنما و هادی برای دنيای کشاورزی و مجريان طرح های سازماندهی ومديريت در نواحی يا " حاشيه های حفاظتی " مورد استفاده قرا گيرد.

¶کليه موارد اشاره شده برای سموم نباتی ، برای کود های شيميايي نيز صادق است.
خوشبختانه در اين هردو مورد راه حل های جايگزين متعدد وجود دارند که در مقياس جهانی با بکار گيری روشهای“ کشاورزی پايدار“ ، شامل :« کشاورزی بيولوژيک » يا « « کشاورزی ارگانيک » ،« کشاورزی اکولوژيک » ،«کشاورزی اکو – بيولوژيک » ، « کشاورزی جامع » و.......تبلور می يابند وامروزدر بيشتر کشورها ، چه پيشرفته وچه در حال توسعه ، توسط ” بانيان تغيير ” به سرعت در حال گسترش ومتنوع شدن می باشند .

در مقياس ملی راه دومی وجود ندارد .لازم است تا به جای اشاره کلی و گذرا به موضوع ، به طور جدی و عملی به اين روش ها روی آوريم و با استناد به اين توصيه که « بدون انگيزه های مادی اجرای اکولولوژی ممکن نمی شود »، برای گسترش اين روش ها ، درابتدا   تنها با يک محصول ، به عنوان مثال با گوجه فرنگی شروع کنيم  .لازم به تاکيد است که به طور همزمان بايد برای ترويج مصرف محصولات" بيو" اقدامات بستر سازی و عملی انجام گيرند . در اين رابطه پيشنهاد می شود تا از غذاخوری های عمومی دولتی  ، قبل از همه از غذاخوری وزارت کشاورزی وهمچنين از کودکستان ها ومدارس آغاز نماييم .

   

 

کمپوست

”کمپوست ”(Compost   ) 

”کمپوست”کردن (Composting)

"کمپوست خانگی"

Individual composting

”کمپوست" کردن" پسماند خانگی"(آشپزخانه + باغی )

 

مقدمه

«انسان تنها موجود زنده ای است که پسماند دارد » .

«جنگل پسماند ندارد ،از جنگل بياموزيم ».

«روستا "پسماند" ندارد ،شهر از روستا بياموزد! ».

در جنگل ، درختان و حيوانات مقدار " پسماند " به مراتب بيشتری نسبت به ما انسان ها توليد می کنند ، اما اين "پسماند"ها برای جنگل مسئله ساز نيستند .بهتر بيان کنيم :« جنگل پسماند ندارد ».

       جنگل مسئله "پسماند" های خود را به صورت بسيار ساده ای حل کرده ، زيرا ازاصول  " اقتصاد چرخه ای "(در برابر  " اقتصاد خطی " ) اطاعت می کند : «"پسماند" يکی ، ماده  اوليه برای يکی ديگر».مانند تعريفی که  برای "همزيستی صنعتی "("  Industrial Symbiosis  ")ارايه شده است. 

       ازميليون ها سال پيش ،برگها در جنگلها می افتند ،حيوانات و درختان  مي ميرند ،با وجود اين در بستر جنگلها خبری از انباشت" پسماند ها ی آلی" نيست .ضخامت لايه ی " هوموس "(لايه روئين خاک های جنگلی ، حاصل تجزيه و تبديل بقايای گياهی و جانوری موجود در بسترجنگل )از چند سانتی متر تجاوز نمی کند . به محض آنکه مواد آلی در جنگل برروی خاک می ريزند ،اين يک ارتش واقعی از "ميکرو ارگانيسم " ها هستند که بلافاصله فعاليت خود را آغاز می کنند. در طی چند سال ،چند ماه يا چند روز ،اين مواد به عناصر مفيد برای بقا و حيات گياهان ، جانوران وجنگل تبديل می شوند .

      انسان قرن هاست که در نتيجه  فعاليت های دامداری خود کود توليد می کند .چنانچه ترکيب آن بهينه نباشد ،انباشت اين مواد آلی با انتشار بوی مشمئز کننده حد اقل به 2 تا 3 سال نياز خواهند داشت تا به مواد قابل استفاده تبديل شوند . اين در پی جستجو برای يافتن راه حل ها جهت رفع مشکل انباشت شدن اين" پسماند های آلی" وبه طور همزمان  تداوم توليد آن بود که با تقليد از " مادر – طبيعت "،انسان به تدريج به شناخت راه حل های تبديل "پسماند های آلی" به" کمپوست"دست يافت واين راه حل ها  را تکميل ساخت ،به طوريکه  امروز به چنان مرحله ای از پيشرفت در اين زمينه رسيده که تنها در طی چند ماه قادر است يک "کمپوست" با بهترين کيفيت و عاری از بو توليد نمايد .

     هر حرکتی را ،چه به طور انفرادی وچه به طور جمعی ،برای مقابله با انباشت ”پسماند ” ها در طبيعت انجام دهيم،هم وزن " پسماند "ها که بايد توسط شهرداری جمع آوری و حمل شود به طور قابل ملاحظه ای(30  تا 50 %)کاهش می يابد ، هم در جهت حفاظت از محيط زيست خود قدم برداشته ايم وهم در جهت صرفه جويي در هزينه های خود ، در کوتاه مدت و يا در دراز مدت ،اقدام کرده ايم .

        تهيه " کمپوست خانگی " به همراه  محدود کردن استفاده از محصولات عرضه شده در بسته بندی های غير ضروری ،“جدا ساز ی“ ها ،“استفاده مجدد " ،”بازيافت کردن ”،همه اقداماتی هستند که هر يک از ما می توانيم و بايد به طور مستقيم در آنها  سهيم شويم .

        اما، از ميان ” پسماند ” هايي که توليد می کنيم ،در مورد برخی ،ما حتی قادريم خود ” چرخه ” آنها را تحت کنتر ل در آوريم .“”پسماند آلی ی آشپز خانه" و ” پسماند سبز" توليدی در نتيجه فعاليت های باغبانی ما از آنجمله هستند .

        البته ، احتمال دارد که به دليل زندگی آپارتمانی از داشتن باغچه محروم باشيم .اين امر می تواند برای مجتمع های سنتی" کم واحد"صادق باشد ، وگرنه مجتمع های مسکونی " بيش واحد " فضای سبز کافی دارند ويا بايد داشته باشند. به علاوه ، اين مشکل ديگر به آسانی حل شدنی است .زيرا می شود از بام ،بالکن ، تراس و پشت پنجره ها (در ساده ترين حالت در باکس و گلدان ) برای ايجاد باغ (انواع گل ،سبزی و صيفی جات ) استفاده کرد ودر عين حال با به کارگيری برخی روش های نو ("کمپوست کردن با کرم خاکی " )، " کمپوست " نيز توليد کرد   .

       چه بسا که توليد "کمپوست خانگی" وسيله ای برای وارد شدن در باغبانی شود .به ويژه که امروز يکی از مشکلات عمده در باغبانی يافتن خاک مناسب و کود آلی ی با کيفيت می باشد .

      بياييم داشتن "خانه گل "و توليد "کمپوست خانگی" را هدف قرار دهيم و به اين  ترتيب "کيفيت زيست" محله خود را اعتلا بخشيم .

تعريف

”کمپوست کردن ”می تواند  به صورت زير تعريف شود   :

1-«“ کمپوست کردن ” فرآيند ی است ”بيولوژيک ”،تحت  کنترل ،برای تبديل به ارزش کردن مواد آلی (خام و تبديل نشده ويا ”پسماند ”های با مبدا گياهی و حيوانی ) ، به يک محصول  تثبيت شده ،بهداشتی ، مشابه خاک ،غنی از ترکيبات هوموسی ،به نام ” کمپوست ”».

2-«“ کمپوست کردن ” فرآيندی است  ” بيولوژيک ”که در آن ، با کمک هوا دادن ،تخريب تسريع شده ی ” پسماند  آلی" به ” کمپوست ” ممکن می شود ».

3-«“کمپوست کردن ”براصل فرآيند طبيعی ی ”تخمير“ استوار است که در طی آن مواد آلی انباشتی (لاشبرگ ،تفاله و تلفات سبزيجات  و “پسماند های باغی" ) به ”هوموس ”،يعنی به کود طبيعی ،حاوی ازت ، پتاسيم ، فسفر و.....تبديل می شوند ».

4-«”کمپوست کردن ”يعنی باز گرداندن ”هوموس“ به خاک وپس دادن بخشی از آنچه را از طبيعت برداشت کرديم ، به طبيعت ».

فعل و انفعالات شيميايي در ” کمپوست کردن ” گرما توليد می کنند که موجب حذف عوامل  بيماری زای موجود در ” پسماند ” ها و بنا براين بهداشتی شدن آن می شود .

      قابل ذکر است ، " پسماند آلی  "،پس از تجزيه ، به آب ، گازکربنيک و شايد هم به « متان   »(CH4) و به ديگر ملکول های قابل استفاده توسط گياهان تبديل می شود .به بيان روشن ، تجزيه "پسماند آلی " موادی توليد می کند که برای حيات ضروری هستند .

        اما ،کيسه زبا له ،جمع آوری ،حمل و نقل ،انباشت ، دفن کردن ويا  سوزاندن زباله ، هم صرف هزينه های مالی قابل ملاحظه و هم خسارات زيست محيطی جبران ناپذيری را درپی دارند .

      در صورت انباشت و يا دفن کردن ،"پسماند آلی " در غيبت اکُسيژن مقدار بسيار زياد متان توليد می شود که از جنبه " اثر گلخانه ای " به مراتب فعال تر از گاز کربنيک است .

      نتيجه گيری واضح است : بايد کاری کنيم که " پسماند آلی "که توسط ما  در آشپز خانه و در باغ توليد می شود ،ديگر محل توليد خود را ترک نکند ."کمپوست خانگی "(پسماند آشپز خانه + پسماند باغی ) ،راه حل اين مشکل است.

    اصول ساده است ،مود آلی تحت عمل همزمان از جانب سه عامل :هوا،آب و زمان به کمپوست " تبديل می شوند.  "کمپوست  خانگی " بايد با ريختن مواد آلی ("پسماند آشپزخانه" +" پسماند باغی") در يک " کمپوست کننده "تهيه شود .استفاده از " کمپوست کننده " ،در مقايسه با روش کپه يا تل کردن  ويا  جمع کردن مواد  در چاله (حالات معمول در کشاورزی )، چندين مزيت دارد :

1-جای محدودی را اشغال می کند ،

2- با منظر همخوانی دارد،

3-تبديل به " کمپوست " در زمان کوتاه تری انجام می گيرد ،

4-کنترل فرآيندآسان است ،

5- دام ها و حيوانات خانگی به مواد دسترسی نخواهند داشت .

 

 

   


   

حالت اول-باغچه و فضای سبز در دسترس است .

چند مشخصه اساسی دارد :

1-" کمپوست کننده " در بيرون از آپارتمان جای داده می شود .

2-ماده   " کمپوست شونده " مخلوطی از " پسماند " های آشپزخانه و باغی است .

3-" کمپوست کننده " چوبی و يا پلاستيکی است ومی تواند حجم بالايي داشته باشد .

4- تهويه هواقابل ملاحظه است .

 

 

   


   

 چه چيز هايي را می توان " کمپوست " کرد ؟

الف-" پسماند آشپزخانه "

1-تلفات،ضايعات وبقايای ميوه ها ، سبزي وصيفی جات :ميوه ها،سبزي و صيفی جات را به قسمت های کوچک تبديل کنيد .مرکبات را در مراحل آخر که کمپوست به درجه حرارت کافی (60 درجه )رسيده به "کمپوست کننده "اضافه کنيد .

2- غذای اضافی  و ازجمله بقايای گوشتی .ارجح است در زير مواد گياهی قرار داده شوند تا از تجمع مگس ممانعت شود .

3-تفاله چای وقهوه .

4-پوست تخم مرغ خردشده .

5-پوست گردو ،فندق .....هرچند تبديل آنها کند است اما به تهويه کمپوست کمک می کنند .

6-استخوان های خرد و له شده .

7-روغن استفاده شده برای سرخ کردن و چربی که در حالت مايع روی مواد ديگر پخش می شود.

ب- پسماند باغی يا گياهی

1-دسته گل پلاسيده ، پس از تقسيم به قطعات کوچک .

2-برگ های افتاده که ارجح است در صورت حجم بالا ،پس از ريز کردن (برای افزايش سرعت تبديل )به صورت جداگانه "کمپوست" و سپس با " کمپوست "آماده شده مخلوط شوند  .

3- خرده چمن های حاصل از چمن زنی که می تواند پس از خشک شدن ،در مقدار کم و به صورت يک لايه نازک ، به " کمپوست کننده " اضافه شود .

4-ريزه شاخه های حا صل از هرس که در صورت ضخيم بودن ( با بيشتر از 1 سانتی متر قطر )وحجم  زياد پس از خرد کردن در ماشين خرد کننده به " کمپوست کننده "اضافه می شوند (برای حجم کم ،خرد کردن با دست انجام می گيرد ).

✺"پسماند"حاصل از هرس« تويا  »با يد پس از خشک شدن به " کمپوست کننده " اضافه شود ، زيرا« آنتی بيوتيک "موجود در آن از "کمپوست" شدن ممانعت می کند .

5- بقايای باغ سبزی و صيفی جات .

ج--ساير مواد   

1-فضولات ماکيان(مرغ ، اردک ، بوقلمون ) و پرندگان خانگی(کبوتر و...) .

2-کاه ، خرده چوب ،خاک اره ،

3-خاکستر چوب ، در مقدار کم (1 تا 2 کيلو برای يک مترمکعب مواد " کمپوست")،" در لايه حدود 10 سانتی متر ، به ويژه در زمان بهم زدن مواد در" کمپوست کننده "اضافه شود  .

4- کاغذ های باطله ،مقوا(پس از برداشتن نوار چسب ها).

5- مو، پشم و پر ها ( تامين کننده مقدار قابل ملاحظه ازت برای " کمپوست " ).

 

   

چه چيز های را نمی توان کمپوست کرد ؟

1-گياهان به بذر نشسته و بذر های برخی گياهان که برای " کمپوست " شدن به درجه حرارت بيش از 60 درجه در "کمپوست کننده" نياز دارند .

2-بقايای هرس درگياهان حامل بيماری ( رز ها ، درختان ميوه و...).در چنين صورتی سوزاندن توصيه می شود .

3- چوب ها و تخته ها که یرای " کمپوست " شدن به زمان طولانی نياز دارند .

4- «پوشک» نوزادان ،مگر آنکه تا 100 % «قابليت تبديل به طور " بيولوژيک "»داشته  باشد(در سال های اخير به مقدار نا چيز ،دربرخی  کشور های پيشرفته توليد می شود ).

5-خاک ها و کيسه تعويضی جارو برقی  (حاوی مواد مصنوعی هستند ).

6-خاکستر ذغال که به دليل غنی بودن از انواع نمک های معدنی نقش علف کشی در " کمپوست " خواهد داشت .

7- کليه مواد(مصنوعی ويا طبيعی )که قابل بازيافت شدن به روش های مختلف هستند ، اما قابليت " کمپوست " شدن ندارند .

   


هنر توليد " کمپوست " با کيفيت

☚ميزان مواد تر و خشک متعادل باشند .

☚ "پسماند" های کربن دار(ريزه شاخه ها ،برگهای افتاده يا مرده و....)وازت دار(خرده چمن های حاصل از چمن زنی و.....)رابه صورت متناوب در " کمپوست کننده " ،روی هم اضافه کنيد .

☚مخلوط موجود در "کمپوست کننده " را به طور منظم (در آغاز هر 15 روز ، سپس هر يکماه )بهم بزنيد .

ميزان رطوبت مخلوط را با فشاردادن يک مشت از مخلوط مشخص کنيد (مخلوط نبايد پخش وآب از آن جاری شود ،بلکه تنها چند قطره ای چکه کند ).

 

   

حالت دوم -باغچه و فضای سبز در دسترس نيست .

"کمپوست کردن با کرم خاکی"

Vermicomposting

Composting with worms

مناسب برای آپارتمان (بالکن و تراس، دور از آفتاب و باد شديد ).

فنی است که اساس آن بر پايه يک فرآيند طبيعی واکولوژيک استوار است .به اين ترتيب: با قرار دادن کرم های خاکی که از مواد آلی تغذيه می کنند در يک "کمپوست کننده با کرم "وافزايش " پسماند "آشپزخانه حاصل از تهيه غذا ی روزانه درآن ،"کمپوست" توليد می شود .اين کرم هاعلاقه بسيار زيادی به " پسماند"آشپز خانه دارندوبه طور روزانه معادل وزن خود از آن  تغذيه می کنند وحجم را به يک پنجم  مقدارحجمی که در آغاز جذب کرده اند ،کاهش می دهند .به طور عمومی، تمايل چندانی به محصولات حيوانی (گوشت ، ماهی ،روغن و لبنيات )و همچنين به نمک و سرکه ندارند .ارجح است برای جلوگيری ازانتشار بوی بد و  تجمع مگس از اضافه کردن  اين نوع مواد به مقدار زياد در " کمپوست کننده "خودداری کرد . پس از انجام گرفتن فرآيند هضم،کرم ها فضولات بی بو ،شبيه به « خاک برگ» توليد می کنند که به آن " کمپوست کرم خاکی"  می گويند .

      کرم خاکی از نور نيز گريزان است چنانچه همه ی شرايط فوق برای آنها فراهم باشد ، از جای خود خارج نمی شوند .باوجود اين ، محض احتياط ارجح است تا روی سوراخ های موجود در " کمپوست کننده " توری پارچه ای (ازجنس «پشه بند»)کشيده شود تا تهويه کماکان به خوبی انجام گيرد .

    " کمپوست کرم خاکی "يک کود بسيار غنی از عناصر غذايي برای گياهان(ازت ، فسفر ، پتاسيم،کلسيم و منيزيوم )می باشد . اين " کمپوست " تهويه و ساختمان خاک را بهبود می بخشد و ظرفيت حفظ آب را در خاک افزايش می دهد .Ph آن  به نسبت خنثی است . گياهانی که " کمپوست کرم خاکی " دريافت کنند ، محصول ده تر بوده ، به طور عمومی ،مقاومت بيشتری در برابر بيماری ها نشان می دهند . اين "کمپوست" در باغ قبل از شخم زدن ، با پخش مستقيم روی خاک ، با ضخامت 3 ميلی متر و برای در حالت کاشت گلدانی به نسبت يک سوم از آن و دو سوم از خاک ، استفاده می شود .

     در روش توليد " کمپوست " با کرم خاکی همچنين يک مايع غنی از مواد غذايي ، معدنی وعناصر باارزش (مبدا بخش اعظم آن آب موجود در " پسماند آشپزخانه " ،تا 80 % از حجم) ، توليد می شود . اين مايع که در اصطلاح  " چای کرم خاکی " ناميده می شود . در بخش زيرين ظرف " کمپوست کننده با کرم خاکی " جمع ، سپس  بهره برداری می شود .اين مايع پس از اضافه  شدن به آبپاش ، به نسبت 1 به 10 برای آبياری گياهان(سبزی و صيفی )، به کار می رود  .

     "کمپوست کننده "يا  خريداری و يا ساخته می شود .ابعاد  آن برای خانواده 2 نفره« 20x60x60»سانتی متر وبرای خانواده 4 تا 6 نفره «30x60x90»سانتی متر توصيه می شود . "کمپوست کننده مطبق "(طبقات محتلف آن به خوبی روی هم جفت می شوند )برای اين کار بسيار عالی است .

 

   

 کرم خاکی ، يار باغبان

The earth worm ,an ally of the gardener

«کرم خاکی »کارگری بسيار بزرگ است و در" بيولوژی خاک" نقشی بنيادين بر عهده دارد .در خاک کانال ايجاد می کند و به اين ترتيب در تغذيه آبی و تهويه خاک مشارکت دارد . اين کانالهای کوچک توسعه ريشه دوانی گياهان و تغذيه آبی آنها را آسان می کنند .

     کرم ها در خاک از بالا به پايين و برعکس جابه جا می شوند .می توانند تا عمق 2 متری پايين بروند . موجب مخلوط کردن خاک می شوند . به اين ترتيب که بقايای گياهی را از سطح خاک به عمق می برند و برعکس عناصر با ارزش مانند آهن، گوگرد و.... را از عمق به سطح می آورند . کاری به ريشه ها و به گياهان زنده ندارند .

     سيستم گوارشی کرم خاکی غنی از باکتری هاست که فعاليت آنها موجب افزايش غنا وانباشت عناصرمغذی  در خاک می شود .کرم ها خاک را در pH به نسبت خنثی نگهميدارند .

      درجه حرات دلخواه در محيط زيست  اين کرم ها از 15تا 25 درجه سانتی گراد است .بالای 30 درجه را تحمل نمی کنند و ميميرند . ميزان درجه حرارت روی " چرخه زيست " آنها نيز تاثير دارد .ازجمله طول " چرخه زيست " آنها  در 10 درجه سانتی گراد 6 ماه و در 25 درجه سانتی گراد 2 ماه است . به تهويه هوا و خشکی خاک بسيار حساس هستند .تهويه مناسب توسط خود کرم تضمين می شود .

      بياييم  اين جانوررا که  اغلب مورد بیمهری قرار می گيرد ،  حفط کنيم که از ياران باغبان است .برای برگردان خاک خود به جای بيل از چنگگ استفاده نماييم تا موجب قتل و عام کمتری ازآنها شويم.آشنا ساختن کودکان در مدرسه با چگونگی فعاليت و زيست کرم خاکی می تواند يک «پروژه » آموزشی باشد .

 

 

 

 

 

   


   

 

ماشين "کمپوست" خورشيدی

(« UrbanwasteComposter   »)

ساکنان شهرها عنوان می کنند، فقدان فضای لازم برای توليد "کمپوست خانگی " نه تنها در جهت حفاظت از محيط زيست نيست ، بلکه خلاف آنست . سازندگان « ماشين "کمپوست" خورشيدی » اعتقاد دارند که اختراع آنان با توجه به روش کار اين ماشين نگرانی های شهرنشينان را مرتفع می سازد . به اين ترتيب که با استفاده از " انرژی خورشيدی "مايع خروجی از عمل تبديل به " کمپوست "به طور اتوماتيک به درون محفظه استوانه ای حاوی مواد آلی ی در حال تبديل برميگردد و در نتيجه اين مواد به طور دايمی مرطوب می مانند و به افزايش آب نياز نخواهد بود . به علاوه ، تهويه هوای کافی ، درجه حرارت محتوای محفظه را ثابت نگهميدارد و در نهايت يک "کمپوست "با کيفيت عالی توليد می شود .

   


کشاورزی پایدار و رابطه آن با محیط زیست

کشاورزی پایدار و رابطه آن با محیط زیست

 

برای تعریف کشاورزی پایدار توجه به دو اصل از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اصل اول در ابتدای دهه 1980 با ظهور مفاهیم کشاورزی قابل تجدید و کشاورزی پایدار تکامل یافت و در واقع مفهوم آن بر اساس اصل «اثر متقابل اکولوژیکی» قابل توضیح است. اصل دوم نیز از سال 1987 شروع شد و اینکه کشاورزی پایدار در مقیاس جهانی را دربر دارد.

لغت پایدار بر شرایط یکنواخت و با ثبات دلالت دارد. عدم شناخت و اطلاعات کافی و فقدان تفاهم در مورد منابع، آب و هوای جهانی و تنوع آن، تکنولوژی های آینده، نقش مردم در کشاورزی و رابطه کشاورزی با محیط باعث شده است که پیشگیری در رابطه با آینده کشاورزی در جهان مشکل باشد.

به هر حال کشاورزی پایدار نوعی کشاورزی است که در جهت منافع انسان بوده، کارایی بیشتری در استفاده از منابع دارد و با محیط در توازن است. این تعریف با عوامل در حال تغییر اجتماعی و سیاسی در توسعه کشاورزی هماهنگی دارد. کشاورزی پایدار از اهدافی است که باید هر چه سریع تر به آن دست یافت. در دهه 1970، پایداری کشاورزی چندان مورد توجه نبود، زیرا به نظر نمی رسید منابع تولید غذا حتی با توجه به میزان مصرف زیاد آنها، مورد تهدید باشد. در دهه 1960 جلوگیری از گرسنگی از اهداف اصلی بوده کما این که هدف از انقلاب سبز، تولید مواد غذایی زیاد به خصوص گندم و برنج از طریق کشت متراکم گیاهان زراعی بود. در این دو دهه حفاظت منابع طبیعی اهمیت نداشت.

امروزه کشاورزی پایدار در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای توسعه یافته اهمیت زیادی پیدا کرده است. در حال حاضر قریب به 40 درصد از زمینهای زراعی ایالات متحده، مشکلهایی از شخم کاهش یافته، اعمال می شود. زمانی که قیمت سوخت افزایش یافت، کشاورزان متوجه شدند که کار با تراکتور چندین برابر گران تر است. و لذا راههای دیگری مورد بررسی قرار گرفت. کشاورزان دریافتند که می توانند به جای کنترل علفهای هرز، از طریق عملیات متعدد شخم زنی، از علف کش استفاده کنند و بدین ترتیب فرسایش خاک و رواناب در مزرعه کاهش یافت.

برای پایداری در کشاورزی سه موضوع اهمیت زیادی دارد. اولین موضوع درآمد کافی به خصوص در بین افراد کم درآمد است. دومین موضوع افزایش قابلیت دسترسی به غذا و مصرف آن است. این به این معنی است که باید از طریق افزایش تولید و بهبود بازاریابی، غذای بیشتر و قابل دسترسی تولید شود. موضوع سوم حفاظت و بهبود منابع طبیعی است.

محصول کشاورزی پایدار:

کشاورزی پایدار باید شامل مدیریت موفق منابع برای کشاورزی باشد تا بتواند نیازهای متغیر انسانی را برطرف کند. از طرف دیگر کشاورزی پایدار باید بتواند خصوصیات کیفی محیط زیست را حفظ کرده یا افزایش دهد و از منابع طبیعی محافظت کند. پایداری شامل اثرات متقابل و پیچیده عوامل بیولوژیکی، فیزیکی و اجتماعی – اقتصادی است و نیاز به روشی جامع برای تحقیقات دارد تا سیستمهای موجود را بهبود بخشد.

اهداف کشاورزی پایدار :

1- استفاده از کود سبزبجای کود شیمیایی

2- رعایت تناوب زراعی که فوائد زیر را خواهد داشت:

الف) در این روش سیستم ریشه گیاه مختلف بوده و بنابراین گیاه از تمام عناصر موجود در خاک استفاده می نماید.

ب) آفات، بیماری و علفهای هرز گیاه خاص در یک منطقه از بین می روند.

ج) علفکش یا آفت کش یا قارچ کشی که برای گیاه خاصی بکار رفته بود در سال بعد با کشت گیاه جدید، علفکش یا قارچ کش و یا آفت کش دیگری استفاده می شود و لذا گیاه به آن مقاوم نمی شود و اگر مقاوم هم شود بایستی علفکش یا قارچ کش و یا آفت کش بیشتری استفاده شود.

د) تناوب زراعی باعث بهبود عملکرد کمی و کیفی گیاه می شود مثلا با کشت بقولات و سپس غلات، عملکرد کمی افزایش یافته و باعث جذب دیگر عناصر توسط غلات نیز می شود که در نتیجه کیفیت گیاه بالا می رود مثل افزایش میزان پروتین گندم و نشاسته برنج.

و) جلوگیری از فرسایش آبی یا بادی خاک مثلا اگر گیاه بصورت وجینی در شرایط دیمکاری کشت شود فرسایش آبی بوجود می آید ولی اگر یونجه کشت شود، سطح خاک توسط یونجه پوشیده شده و فرسایش کاهش می یابد.

ی) حاصلخیزی خاک را افزایش می دهد.

3- سیستم کشت مخلوط بجای تک کشتی که فوائد زیر را خواهد داشت:

الف) بهره وری اقتصادی وجود خواهد داشت.

ب) عملکرد کمی و حتی کیفی گیاه افزایش می یابد مثلا کشت یونجه با گندم و سویا با ذرت که در حالت اخیر سویا، ازت ذرت را تامین می کند زیرا ذرت تنها غله ای است که به ازت زیادی نیاز دارد.

ج) از یک قطعه زمین دو محصول بدست می آید.

د) کارایی مصرف کود و آب بالا می رود زیرا ریشه هر دو گیاه در این روش، تمام سطح خاک را می پوشاند و بنابراین کود و آب مصرف شده در خاک را کاملا استفاده می نماید.

4- مبارزه بیولوژیکی بر علیه آفات ، علفهای هرز و بیماریها.

تعابیر مختلف از کشاورزی پایدار :

تعابیر مختلفی که از کشاورزی پایدار وجود دارد را میتوان بشرح زیر خلاصه کرد:

1-      پایداری در تولید

2-      پایداری از نظر اقتصادی

3-      حفظ محیط زیست ناشی از مصرف زیاد کود

4-      جلوگیری از بهره برداری نامناسب از منابع طبیعی بخصوص منابع تجدید شونده

5-      پایداری از نظر بعد زمانی (منابع طبیعی و سوختهای فسیلی محدود بوده و بتدریج تخلیه می شوند

6-       بعد اجتماعی و تامین سلامت جامعه.

تعاریف مختلف از کشاورزی پایدار :

1- کشاورزی پایدار نظامی است که بتواند از نظر اکولوژیِکی سازگار، از نظر اقتصادی پویا و از نظر اجتماعی پذیرفتنی باشد.

2- پایداری در کشاورزی در حقیقت نوعی مدیریت صحیح در کشاورزی مثل انتخاب صحیح ارقام، حاصلخیزی خاک، روش مناسب شخم، رعایت تناوب زراعی در جهت کاهش هزینه های مربوط به مصرف نهاده ها، کاهش اثرات سوء زیست محیطی، تامین پایداری در تولید و سودآوری می باشد.

3- کشاورزی پایدار را نوعی فرآیند بهینه سازی (Optimization) می دانند که با استفاده بهینه از منابع طبیعی بتواند نیاز غذایی بشر را تامین کرده و کیفیت محیط زیست را بالا ببرد. به عبارتی کشاورزی پایدار تلفیقی از دانش و مدیریت است.

4- نظامی است که در آن ضمن استفاده بهینه از منابع موجود و حفظ محیط زیست، نیاز غذایی بشر را تامین کرده و باعث ارتقاء کیفیت زندگی جوامع بشری می گردد.

5- کشاورزی پایدار تلاشی است برای دست یابی به حداکثر عملکرد اقتصادی، زیرا در آن از منابع موجود حداکثر بهره وری شده و لذا هزینه تولید هر واحد محصول کاهش می یابد که به تبع آن عملکرد اقتصادی افزایش می یابد.

6-کشاورزی پایدار سیستمی است که در آن مصرف نهاده را کاهش می یابد و نظام متداول پرمصرف نهاده امروزی به نظام ارگانیک مصرف کم نهاده تبدیل می گرد که برای تغییراین نظام اجرای 4 روش زیر را لازم می دانند:

تلفیق کشاورزی با دام پروری- تناوب زراعی - مصرف بیشتر کودهای دامی بجای شیمیایی - کنترل بیولوژیکی آفات.

تعریف کلی و جامع از کشاورزی پایدار:

کشاورزی پایدار نظامی است که در پی تبدیل و تغییر کشاورزی پرمصرف نهاده به کشاورزی کم مصرف نهاده بوده و اهداف زیر را دنبال می نماید:

استفاده بهینه از منابع طبیعی و ذخیره آن برای نسل های آینده – حفظ محیط زیست – سودآوری و پایداری در تولید و در نهایت تامین غذای بشر که تمامی آنها یک مدیریت صحیح در کشاورزی را می طلبد که برای نیل به این اهداف بایستی موارد زیر نیز در مدیریت کشاورزی اعمال گردد:

1- تلفیق کشاورزی با دامپروری (مصرف کاه و کلش حاصل از کشاورزی برای دام و مصرف کود دامی حاصل از دام پروری برای زمینهای کشاوزی)

2- مصرف کود سبزبجای کود شیمیایی.

3-مبارزه بیولوژیکی بر علیه آفات، بیماریها و علفهای هرز.

4- تناوب زراعی.

5- کشت مخلوط.

اشکالات موجود در کشاورزی پایدار :

1- بکارگیری کشاورزی پایدار در مزارع کوچک، که این اشکال رد می شود زیرا این روش طبق منابع موجود در مزارع وسیع نیز قابل اجراست.

2- کاهش مصرف نهاده ها در این روش را حذف کلی نهاده های شیمیایی می دانند این روش که این اشکال نیز رد می شود زیرا هدف از کشاورزی پایدار حذف کلی نهاده شیمیایی نیست بلکه تلفیق و بکارگیری توام نهاده شیمیایی با کودهای سبز و دامی می باشد.

3- روش کم نهاده در کشاورزی پایدار را تغییر کلی در نظام زراعی می دانند. در صورتیکه با مصرف کمتر نهاده ها، نظام زراعی تغییر نمی یابد بعنوان مثال بجای دوبار شخم در خاک، سیستم بدون شخم ( No – tillage) بکار می رود که باعث حفظ و پایداری ساختمان خاک و کاهش فرسایش خاک می شود.

4- استفاده از ارقام قدیم بجای هیبرید در این نظام متداول است. برعکس، یکی از اهداف کشاورزی پایدار استفاده از ارقام اصلاح شده و هیبریدی مقاوم به خشکی، ریزش، بیماریها و ... می باشد.

5- با کاهش نهاده شیمیایی، عملکرد کم می شود. مثلا برخی عقیده دارند کود از مهمترین عنصر در رشد رویشی گیاه و افزایش عملکرد می باشد و حتما بایستی بصورت شیمیایی به خاک اضافه گردد. در صورتیکه با استفاده کمتر از کود ازته شیمیایی و مصرف کود سبز نه تنها افزایش عملکرد خواهیم داشت بلکه گیاه را قادر می سازد تا عناصر دیگر را از خاک جذب نماید.

6- کشاورزی کم نهاده یعنی مدیریت کمتر و کاهش تولید. در صورتیکه در کشاورزی پایدار و بر اساس تعریفهای آن به مدیریت بیشتر و تدبیر بهتری نیاز داشته و تولید را نیز در دراز مدت افزایش می دهد.

علت بوجود آمدن کشاورزی پایدار:

در قدیم گمان می بردند که منابع سوختهای فسیلی نامحدود بوده و می توان از آنها برای کشاورزی بطور نامحدودی استفاده کرد و برای تولید حداکثر بیشینه سازی(Maximization) بایستی از نهاده های شیمیایی بیشتری استفاده کرد. اما امروزه با افزایش روز افزون جمعیت، پی به تخلیه این منابع برده اند و لذا به فکر کشاورزی پایدار و تبدیل آن از مصرف پر نهاده به کم نهاده افتادند تا این منابع طبیعی بخصوص غیر تجدید شونده ها برای نسلهای آینده ذخیره و حفظ بماند. مثلا عنصر فسفر وقتی از خاک خارج شد در ته دریا رسوب کرده و دیگر به طبیعت برنمی گردد و در آینده با کمبود شدید فسفر مواجه خواهیم شد.

تاثیر اثرات متقابل عوامل تولید در کشاورزی پایدار:

یکی از موارد مهم در کشاورزی پایدار که بایستی به آن توجه نمود این است که برای تولید حداکثر محصولات کشاورزی نه تنها بایستی اثرات انفرادی عوامل موثر بر تولید گیاه مورد بررسی قرار گیرند بلکه بایستی اثرات متقابل عوامل موثر بر تولید گیاه نیز مدنظر قرار گیرند مثلا تاثیر ازت به تنهایی روی رشد گیاه اثر انفرادی ولی تاثیر ازت و آب روی گیاه و یا تاثیر ازت و آب روی شیوع بیماریها و اثرات جمعی آنها بر رشد گیاه، اثر متقابل عوامل می باشد. با بررسی اثرات متقابل عوامل، می توان روی مدیریت تولید گیاهان بهتر تصمیم گیری نمود.

اثرات اکولوژیکی کشاورزی پایدار :

1- اثر نهاده های کم بر باروری خاک و چرخه عناصر غذایی:

تحت شرایط اقلیمی خاص، هوا دیدگی مواد موجب پیدایش سیستم بیولوژیکی خاک شده و نتیجه نهایی آن تشکیل خاک است. این سیستم با انرژی خورشیدی کار می کند و از طریق هوادیدگی مداوم باعث افزایش آنتروپی می شود. این خصوصیات در قالب چرخه های بازی است که مقداری از مواد آن از چرخه خارج می شود.

2- توازن عناصر غذایی در اکو سیستم خاک:

فرسایش خاک فاکتوری جدی در تخریب خاک به خصوص در رابطه با اتلاف عناصر غذایی است. برآورد شده است که کل ازت، فسفر و پتاسیم از کودهای شیمیایی، کود دامی، بقایای گیاهان زراعی و ازت حاصل از تثبیت بیولوژیکی که به اکوسیستم خاک اضافه می شود در مقایسه با کل مقدار ازت، فسفر و پتاسیم که در رسوبات فرسایش یافته تلف می شود، به ترتیب حدود 5/1 به 1، 2/0 به 1 و 9/1 به 1 است. در شرایط طبیعی همیشه مقداری از عناصر غذایی از منطقه ریشه دهی در خاک آبشویی می شود. اگر چهار اینچ آب حاوی 10 میلی گرم ازت در لیتر هر سال آبشویی شود، کل ازت آبشویی شده حدود 9 کیلوگرم در هکتار است و اگر چهار اینچ آب به طور متوسط 40 میلی گرم ازت در هر لیتر داشته باشد کل ازت آبشویی شده حدود 36 کیلوگرم در هکتار است. در شرایط رطوبت زیاد خاک و تهویه ضعیف آن که شرایط بی هوازی برقرار است تلفات ازت می تواند قابل توجه باشد.

فرسایش خاک و کشاورزی پایدار:

فرسایش خاک تهدیدی جدی برای کشاورزی پایدار است. بر اساس شواهد موجود اضمحلال تمدن مایان ها در آمریکای جنوبی تا حدودی به دلیل فرسایش خاک بوده است. مقادیر تشکیل خاک برای حوزه زهکشی Micicipi، 6/4 سانتیمتر به ازای هزار سال و برای دشتهای هندوستان 21 سانتیمتر به ازاء هزار سال و برای دو آبخیز در رود زیا 11 و 1/4 سانتیمتر به ازای هزار سال گزارش شده است.

فرسایش آبی خاک در اثر فرایند جداسازی و انتقال به وسیله فلزات بارانی و آب جاری صورت می گیرد که در اصطلاح به آن فرسایش شیاری می گویند. معمولا سرعت فرسایش شیاری متناسب با توان دوم شرب بارندگی است که این رابطه به خصوصیا ت خاک بستگی دارد. مقاومت سطحی خاک را می توان از طریق تلفیق عملیات حفاظتی، زراعی و مدیریتی کنترل کرد که این امر باعث کاهش سرعت و مقدار رواناب سطحی، کاهش انرژی قطرات باران ضمن برخورد با زمین و افزایش مقاومت خاک در برابر جدا شدن می شود. علاوه برآن، ذخیره کردن موقتی رواناب سطحی در سکوها یا آب انبارهای کوچک می تواند سرعت رواناب را تا سطح قابل قبولی کاهش دهد.

کیفیت آب و کشاورزی پایدار:

مسائل مطروحه در دهه های 1960 و 1970 در مورد آلودگی آبها در اثر رسوبات و همچنین عناصر غذایی و آفت کشها در دهه 1980 مورد توجه عامه قرار گرفت، زیرا مردم عملا آلودگی آبهای زیر زمینی توسط آفت کشها و نیترات ها را مشاهده کردند. اگر حفظ کیفیت آب از اهداف اصلی کشاورزی پایدار باشد، سیستم کشاورزی موردنظر باید از روشهایی استفاده کند که از آلودگی آبهای سطحی و زیر زمینی جلوگیری کرده و یا آن را به حداقل برساند.

شوری مهمترین مشکل کیفیت آب در رابطه با آبیاری است که حدود یک سوم زمینهای آبی را تحت تاثیر قرار داده است. عواملی که بر کیفیت آب اثر می گذارند شامل شخم، مصرف کود، استفاده از آفت کشها، فضولات دامی و مدیریت آبیاری است. به طور کلی علف کشهای امروزی پایداری کمتری داشته و حلالیت زیادی در آب دارند و در معرض آبشویی و وارد شدن به آبهای زیر زمینی هستند.

نقش کشاورزی پایدار در مناطق روستایی :

اکو سیستم های کشاورزی علاوه بر انرژی خورشیدی به وسیله انرژی مصنوعی (انرژی کمکی یا سوبسیدی) و عناصر غذایی خارج از اکوسیستم نیز به حرکت درمی آیند. اکو سیستم های کشاورزی تحت تاثیر آفت کش های شیمیایی، تکنولوژی ماشین آلات، واریته های اصلاح شده و خصوصیات اجتماعی – اقتصادی قرار دارند. امروزه مدیریت اکو سیستمهای کشاورزی در دو جهت سوق داده شده است. جهت اول شامل سیستمهای کشاورزی بزرگ است که انرژیِ سوبسیدی زیادی دریافت می کنند و در آنها فرایندهای طبیعی نادیده انگاشته شده اند. در این سیستمها از آفت کش ها برای کنترل علفهای هرز و حشرات و از کودها برای حفظ حاصلخیزی خاک و از سوختهای فسیلی برای تامین انرژی استفاده می شود. جهت دوم مدیریت معطوف به استقرار سیستمهای کشاورزی کوچکتر است که انرژی سوبسیدی کمتری دریافت می کنند و فرایندهای طبیعی را با مدیریت تلفیق می کنند. این سیستمها طوری طراحی شده اند که نهاده های زاید را کاهش دهند، خروج عناصر غذایی از سیستم را به حداقل برساند و تنوع زیستی و جنبه های طبیعی را افزایش دهند. این سیستم مدیریت را اغلب کشاورزی پایدار می نامند.

با تشکر: علی جعفری میدانی (نیجو)

کشت و کار سیر


 






لاله Liliaceae

تیره :

Allium sativum L.

نام لاتین:

Garlic – poor mans treacle

نام انگلیسی:   

سیر

نام فارسی :

ثوم

نام عربی :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرح گیاه

گیاهی علفی و دارای ساقه ای به ارتفاع 20 تا 40 سانتی متر و حتی بیشتر است. بولب آن که قسمت متورم و زیرزمینی گیاه را تشکیل می دهد، مرکب از 5 تا 10 قطعه متورم، محصور در غشاهای نازک و ظریف، به رنگ خاکستری مایل به سفید است. برگهائی باریک و گلهائی به رنگ سفید چرک، منقوش به لکه های کوچک و قرمز رنگ دارد. از مشخصات برگهای آن این است که اولاً وضع آیخته از ناحیه غلاف دارند و ثانیاً پهنک برگهای آن طویل و منتهی به غلاف درازی است که قسمت زیادی از ساقه را فرا می گیرد و به علاوه غلاف برگهای آن یکدیگر را می پوشانند. مجموعه گلهای گیاه نیز همراه با برجستگیهای کوچک در رأس دمگل درازی به تعداد کم یا ظاهر گل آذین چتر مانند ظاهر می شود. براکته متورم و منتهی به رأس باریک و درازی نیز، مجموعه گلها را فرا می گیرد که نازک و غشائی است. حالات غیر طبیعی مختلفی در این گیاه وجود دارد که یکی از آنها بولب مرکب از 3 برجستگی متورم است. واریته های سیر به دو دسته تقسیم می شود که دسته اول دارای سه واریته بنام های زیر می باشد : الف) A. sativum var. sativum (به سیر طوقه باریک و بدون ساقه گل دهنده ارقام Rocambole و Continental از این واریته می باشند) ب) A. sativum var ophioscorodn (سیر طوقه کلفت ساقه گل دهنده کشیده و خمیده ) ج) A. sativum var.Scordoprasum (با ساقه گل دهنده ایستاده) دسته دوم دارای واریته های زیر می باشد. د) A. Sativum var sagitatum Kuz ( با ساقه گل دهنده) ه) A. Sativum var vulgarae Kuz ( بدون ساقه گل دهنده)




نیاز اکولوژیکی

سیر در خاکهای حاصلخیز و زهکشی شده به خوبی رشد می کند. سیر را باید در خاک قوی و رغنی از مواد آلی کاشت. این گیاه را می توان در انواع خاک از لمونی سنگین تا شنی سبک نیز کشت کرد ولی بر روی خاک لوم شنی سست که از مواد آلی غنی باشد بهترین رشد را دارد. pH خاک بین 8/6 تا 2/7 ایده آل است کاشت سیر باید در آب و هوای معتدل نیمه گرمسیری و نیمه سردسیری و نیز روزهای کوتاه و دمای پائین در پائیز و یا اوایل زمستان انجام گیرد تا گیاه بتواند رویشی خوبی داشته باشد.

 





آماده سازی خاک

برای تهیه بستر کشت باید ابتدا زمین را متناسب با نوع آن با استفاده از شخم، دیسک و ماله کاملاً نرم و مسطح کرد و در مناطق خشک نسبت به نوع آبیاری که پشته بندی یا کرت بندی است آنرا آماده نمود (البته در شمال ایران کاشت به صورت دیم است) در زمین های شنی و سست عرض جوی و پشته ها را مساوی و در حدود 20 تا 25 سانتی متر انتخاب می کنند. چنانچه زمین لوم یا لوم سنگین باشد پشته را عریض تر انتخاب کرده طوری که بتوان روی پشته دو یا سه ردیف سیر کاری کرد. 3 تا 4 ماه قبل از کاشت کود حیوانی را با خاک مخلوط می کنند اگر کود پوسیده باشد می توان آنرا در هنگام کاشت نیز با خاک مخلوط نمود. کودهای شیمیایی را معمولاً قبل از کاشت به زمین می دهند. مقدار کود فسفر بین 200 تا 400 کیلوگرم در هکتار است کود ازته را می توان به صورت کود سرک در هنگام رشد گیاه به آن داد.

تاریخ و فواصل کاشت

فاصله خطوط کاشت بین 25 تا 75 سانتی متر، فاصله بوته ها روی خطوط حدود 12 سانتی متر عمق کاشت در اراضی سبک تا 5 سانتی متر است عمق کاشت در اراضی نسبتاً سفت و رسی از 5/2 تا 3 سانتی متر تجاوز نمی کند.






کاشت

سیر از معدود گیاهانی می باشد که فقط از طریق غیر جنسی زیاد می شود. سیرچه ها را نباید قبل از کاشت جدا کرد. در غیر اینصورت کاهش عملکرد را در پی خواهد داشت . کشت سیر معمولاً در سطوح کوچک و اغلب به صورت کرتی انجام می گیرد. برای این کار در پائیز زمین را شخم سطحی زده و کود دامی پوسیده را با خاک مخلوط می کنند سپس زمین را به ابعاد مختلف کرت بندی کرده و به صورت جوی و پشته در می آورند. عمق جویها که به عنوان زهکشی طبیعی عمل می کند حدود 30 سانتی متر است در زمین های سنگین معمولاً سیرچه ها را تنها با فشار کمی در داخل خاک بطور سطحی می کارند.مقدار بذر را با توجه به ضایعات کاشت حدود 300 تا 400 کیلو گرم در هکتار در نظر میگیرند.

داشت

دفع علفهای هرز و سله شکنی در طول دوره رویش گیاه بین 2 تا 3 بار انجام می گیرد از آنجائی که ریشه سیر سطحی است باید هنگام وجین و سله شکنی دقت فراوان نمود تا به ریشه ها صدمه ای وارد نیاید. از آفات سیر می توان مگس سیر (Hylermia antiqua) را نام برد که علاوه بر این گیاه به کیله گیاهان خانواده Liliaceae (مانند پیاز، تره، تره فرنگی و ...) نیز خسارت وارد می کند. لارو این مگس در مزارع سیر و پیاز زندگی کرده و از ساقه ، برگ بویژه سیرچه ها تغذیه می کند. زمستان گذرائی این مگس در درون خاک است و در آنجا به صورت شفیره زمستان را گذرانده و پس از مساعد شدن هوا پرواز می کند. این مگس بر روی گیاه سیر تخم گذرانی کرده و سپس با ایجاد دالانهایی خود را به مرکز سیر می رساند و از داخل آن تغذیه می کند. بر اثر حمله این آفت رنگ برگ از حالت سبزی به زردی تغییر می کند. برای مبارزه با آن معمولاً بوته های آلوده را جمع آوری کرده و آنها را می سوزانند رعایت تناوب زراعی در دفع این آفت بسیار موثر است از آفات دیگر زنگ سیر میباشد که مولد آن قارچی بنام Puccinia allii که فعالیت آن در ماههای گرم و مرطوب تابستان شدید بوده و اسپور آن زمستان را روی میزبان سپری می کنند. برای مبارزه با آن باید در صورت امکان از سیرچه هایی که قبلاً به این بیماری مبتلاً نشده اند برای کاشت استفاده نمود. یا اینکه در صورت گسترش بیماری با سموم قارچ کش مانب (Maneb) و یا زینب (Zineb) به فاصله هر سه هفته یکبار سمپاشی گردد.






برداشت

موقع برداشت سیر از اواخر بهار تا اوسط تابستان بنابه تاریخ کاشت تفاوت می کند. زرد شدن برگهای سیر نشانه رسیدن محصول است یعنی به محض اینکه برگها زرد شدند باید پیاز سیر را از خاک درآورده و اگر سطح کاشت وسیع باشد با تیغه هایی که مخصوصی که به وسیله تراکتور کشیده می شود و از زیر پیاز در عمق ده تا پانزده سانتی متری سطح خاک عبور می کند، خاک را نرم و سست کرده و یک نفر کارگر با سرعت پیازها را از خاک خارج کرده و کنار خط کاشت روی زمین می گذارد. و اگر سطح کاشت کوچک باشد و عمل برداشت محصول با بیل و یا وسایل مشابه آنها انجام می گیرد. پس از کندن پیازها آنها را برای مدت چند روز در مزرعه روی زمین در مقابل آفتاب قرار می دهند تا کاملاً خشک شود،سپس با چاقو قسمتهای هوایی و ریشه ها را از سیر جدا می کنند به منظور نگهداری سیر معمولاً قسمتهای انتهایی را بهم بافته و به صورت ریسه در می آورند و در ستون منازل آویزان میکنند.




دامنه انتشار

در غالب نواحی پرورش می یابد.


تاثیر عناصر درغلات وکمبود و علائم آنها

تاثیر عناصر درغلات وکمبود و علائم آنها

غلات

امروزه کودهای ماکرو در زراعت غلات به طور مرتب مصرف می شود ولی برای به دست آوردن محصول با کیفیت مناسب باید از کودهای میکرو هم استفاده نمود و این مسأله در مورد غلات به خاطر نقش تغذیه ای آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است .

 تاثیر عناصر مختلف بر غلات و علائم کمبود آنها

ازت (N) : باعث افزایش پروتئین دانه ، بهبود کیفیت پخت ، افزایش راندمان آبیاری شده تعداد پنجه ها را زیاد نموده و مقاومت گیاه را نسبت به زنگ زرد گندم افزایش می دهد . در صورت کمبود این عنصر ساقه کوتاه و نازک می شود پنجه زنی گیاه کم شده ، برگها سبز مایل به زرد گشته و خوشه ها کوچک می شوند .

فسفر (p)  : باعث تکامل دانه ، افزایش عمق نفوذ ریشه و سهولت جذب آب می شود . این عنصر زمان بلوغ و رسیدن محصول را تسریع نموده و باعث می شود گیاه از خشکی که عمدتا با زمان تشکیل دانه همراه است آسیب نبیند . در صورت کمبود فسفر برگها و ساقه سبز مایل به آبی شده و بعد از مدتی برنزه یم شود . برگهای پیر از نوک به طرف پائین برگ شروع به خشک شدن نموده و خوشه ها کوتاه می مانند .

پتاسیم (k) : مقدار پروتئین دانه و راندمان استفاده از کودهای ازته را افزایش می دهد . میزان سلولز زیاد شده و در نتیجه ورس کاهش می یابد . مقاومت نسبت به آفات و بیماریها نیز افزایش می یابد . اگر گیاه دچار کمبود پتاسیم شود . ساقه ها کوتاه و گیاه لاغر می شود . مقدار دانه کم شده و اندازه آنها کوچک می ماند . برگها به رنگ سبز مایل به خاکستری و یا کمی رنگ پریده می شود و سوختگی لبه و نوک برگ به وجود می آید .

منگنز (Mn) : وزن هزار دانه را افزایش می دهد . باعث غنی شدن دانه گندم شده و عملکرد دانه و کاه را افزایش می دهد . در صورت کمبود ، رگه های زرد کم رنگ و نیز لکه های قهوه ای پراکنده ، روی برگ ظاهر می شود .

 مس (Cu) : عمدتا به عنوان کاتالیزور در واکنشهای گیاه شرکت می کند و در صورت کمبود برگهای جوان تر لوله ای شده ، نوک برگها چروک می خورد و دانه ها لاغر و کوچک بنظر می رسد .

 

روی (zn) : در تشکیل هورمونهای گیاهی نقش عمده ای داشته و اگر گیاه دچار کمبود این عنصر شود . نوارهای موازی زرد رنگ در اطراف رگبرگ میانی مشاهده خواهد شد .

ذرت

ذرت از محصولات مهمی است که به عنوان غذای انسان و دام مطرح است . لذا نه تنها کمیت بلکه کیفیت آن نیز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است .

 تاثیر عناصر مختلف بر ذرت و علائم کمبود آنها .

 ازت (N) : باعث افزایش مقدار پروتئین دانه ، رشد اندامهای هوایی ، و همچنین باعث افزایش عملکرد می شود . در صورت کمبود برگهای پیر از قسمت نوک شروع به زرد شدن کرده و در امتداد رگبرگ میانی به شکل V پیش می رود ( شکل 1) .

 فسفر (p) : به زود رسی ذرت کمک می کند . در نتیجه باعث می شود که گیاه از تنش رطوبتی و گرمایی ، که در مرحله گرده افشانی صورت می گیرد ، اسیب نبیند و اگر گیاه دچار کمبود شود برگها سبز تیره مایل به بنفش شده ، خوشه ها کوچک می شوند و دانه ها نامنظم می رسند .

 پتاسیم (k) باعث افزایش طول دوره پر شدن دانه می شود و به رسیدگی یکنواخت و افزایش تعداد دانه در خوشه کمک کرده و ورس را کاهش می دهد ، در صورت کمبود پتاسیم برگها نسبتاً دراز و چروکیده شده و خطوط زرد طولی زیر برگ ظاهر می شود . حاشیه برگها سوخته و قهوه ای شده ، خوشه ها کوچک باقی مانده و دانه تشکیل نمی شود .

روی (zn) :‌به افزایش ماده خشک گیاه کمک نموده و اگر گیاه دچار کمبود شود نوارهای کلروز روی برگ ایجاد شده و برگها پیچ خورده می شوند .

 

 بر (B) به تشکیل دانه گرده کمک کرده و در ساخت دیواره سلولی نقش مهمی ایفاء می کند . در صورت کمبود ، رشد گیاه کاهش یافته ، کوتولگی بوجود آمده و میزان تولید دانه کم می شود .

مس (cu) : در تشکیل لیگنین و ایجاد دیواره سلولی قوی گیاه کمک می کند و مقاومت گیاه را در مقابل پژمردگی کاهش افزایش می دهد . در صورت کمبود مس ، رشد گیاه کاهش یافته ، برگها زرد و پژمرده می شوند .

منبعparsbiology

تاثیر عناصر درپنبه و چغندرقند و یونجه و گیاهان زینتی

تاثیر عناصر درپنبه و چغندرقند و یونجه و گیاهان زینتی

پنبه

پنبه از محصولات مهمی است که برای رشد مطلوب نه تنها به عناصرماکرواحتیاج دارد بلکه استفاده ازعناصر میکرو باعث بهبود کیفیت آن میگردد

تاثیر عناصر مختلف بر پنبه وعلائم کمبودآنها

ازت(N):باعث افزایش رشد عمومی گیاه شده تعداد غوزه ها ونیز اندازه آنها راافزایش میدهد ورشد را طولانی ترمینماید. درصورت کمبود برگهای پایینی سبز مایل به زرد شده واندازه آنهاکوچک مانده وازرشد بازمی ماند

فسفر(P):درتوسعه سیستم رشد ریشه ای گیاه نقش داشته وباعث تسریع درظهورغوزهای پنبه شده ورشد گیاه راکامل میکند . درصورت کمبود فسفرگلدهی به تعویق افتاده رشدغوزه هاباتاخیرصورت گرفته وکیفیت الیاف شدیدا کاهش میابد

پتاسیم (K):باعث افزایش اندازه غوزه شده طول الیاف واستقامت آنها را زیاد نموده و باعث سفید تر شدن رنگ الیاف می گردد. اگر پنبه کمبود پتاسیم داشته باشد برگها دچار پیری زود رس می شود.حاشیه آنها نکروز شده شاخه دهی گم وکیفیت الیاف افت پیدا می کند

روی (Zn):مهمترین نقش ان بهبودکیفیت الیاف پنبه است. درصورت کمبودروی برگها فنجانی شده برگهای کوچک به سفید رنگی بین رگبرگی دچار می شوند. رشدبوته های جوان متوقف گشته وتعداد گلها کاهش می یابد(شکل 3).

بر(B):درتقسیم سلولی بافتهای مریستمی وترمیم بافتهای آوندی نقش داشته وباعث رشد  بهترریشه می گردد. در صورت کمبود رشد جوانه انتهای متوقف شده وگیاه زرد می شود . همچنین گلها وغوزه های جوان تغییرشکل پیدا    می کنند.

آهن (Fe):درساخت کلروفیل نقش مهمی دارد واگر گیاه دچار کمبود آهن شود برگهای جوان حالت بی رنگی به خود می گیرند ولی رگبرگهاسبز باقی مانده گیاه قدرت خود را از دست می دهد ومحصول کاهش می یابد.

چغندرقند

چقندر از محصولات صنعتی مهمی است که برای رشد به عناصرمختلفی احتیاج دارد. اهمیت آن تنها مربوط به تولیدقند نیست بلکه نقش مهمی درتناوب گیاهی داشته .ودرصنایع الکل سازی وغذای دام نیز کاربرد دارد

تاثیر عناصر مختلف برچقندرقند وعلائم کمبودآنها:

ازت(N):چقندر قند به میزان و مصرف ازت حساسیت ویژه ای داردوبرای تولید غده های بزرگ نیازبه مقدارزیادی ازت دارد ولی جذب بیش ازحد این عنصر موجب کاهش کیفیت قند وشیره می شود.درصورت کمبودازت برگها کوچک باریک ونازک می گردد.

فسفر(P):باعث تسریع رشدوافزایش عملکرد می شود ودرانتقال مواد غذایی از برگ به ریشه وقند سازی موثراست . دراثر کمبود برگها به رنگ سبز تیره درآمده رشد گیاه متوقف می شود ودرشرایط کمبود شدید برگها ارغوانی مایل به قرمز می گردد.

پتاسیم (K): مقاومت گیاه را نسبت به تنش خشکی افزایش داده مقاومت گیاه را در مقابل آفات وبیمارها زیاد کرده وبا عث افزایش کیفیت شیره ومقدار آن می شود . در صورت کمبود پتاسیم برگها لب سوخته می شود وداخل پهنک وبین رگبرگها پلاسیده می شود زخمهای طولی در دمبرگ بوجود می آید لکه های سفید مایل به زرد روشن و قهوه ای تیره به تعداد زیاد در حاشیه وبین رگبرگها ایجاد می شود.

بر(B):درتنظیم مقدار آب گیاه وافزایش قند نقش عمده ای  داشته رشدریشه رازیاد نموده ومقاومت دربرابرسرما وبیماریها افزایش می یابد. اگرچقندر قند دچار کمبود بر شود.دمبرگها بد شکل وشکننده می شود.جوانه انتهایی  ازبین رفته ولکه های سیاهی روی تاج ریشه پیدا می شود که به داخل ریشه نفوذکرده وآن را به شکل Vوبه رنگ قهوه ای روشن تا سیاه درمی آورد.محتویات ریشه در این منطقه پوسیده لزج وگاهی ازبین می رود

یونجه

یونجه یکی از مهمترین محصولاتی است که به منظور تغذیه دام مورد استفاده قرار می گیرد ، لذا علاوه بر افزایش عملکرد باید با تامین عناصر میکرو ، کیفیت آن را بهبود بخشید .

تاثیر عناصر مختلف بر یونجه و علائم کمبود آنها :

ازت (N) : به طور کلی یونجه نیاز به ازت خود را از طریق رابطه همزیستی با باکتریهای تثبیت کننده ازت به دست یم آورد و استفاده بیش از حد کودهای ازته باعث کاهش عملکرد و افت کیفیت می گردد . در صورت کمبود این عنصر برگها کوچک و نازک و سبز روشن شده و ریشه ها نازک می شوند .

 فسفر (P) : این عنصر باعث گسترش سیستم ریشه ای گیاه شده و عملکرد را افزایش می دهد . در اثر استفاده از کودهای فسفره مقاومت گیاه نستب به آفات و بیماریها بیشتر می گردد . در صورتیکه گیاه دچار کمبود فسفر شود برگها به رنگ سبز تیره و یا بنفسش درآمده و از نوک شروع به خشک شدن می کند . همچنین گره زایی متوقف شده و احتمال سرمازدگی در گیاه زیاد می شود .

پتاسیم (K) : حساس ترین عنصر برای یونجه محسوب می شود و باعث افزایش عملکرد می گردد . در صورت کمبود ، ابتدا لکه های سفیدرنگی در حاشیه برگ ظاهر می شود و در نهایت زمینه اصلی برگ زرد و سپس قهوه ای می گردد و حاشیه برگها به صورت شکسته و نامنظم در می آید .

 مولیبدن (Mo) : این عنصر در ساختمان آنزیمهای گیاه نقش داشته و به گره زایی کمک می کند . کمبود آن به علت دخالت در واکنشهای احیاء نیترات باعث بروز کمبود ازت می شود . و از علائم دیگر کمبود این عنصر این است که برگها باریک و رنگ پریده شده و شکل برگها از حالت طبیعی حالت می شود . همچنین کم رشدی از سایر عواقب دیگر کمبود این عنصر است .

بر (B) : این عنصر در جوانه زدن گرده و در انتقال آب در گیاه نقش مهمی ایفاء می کند . در صورت کمبود ، میان گره ها کوتاه شدن و گیاه به صورت رزت در می آید . همچنین سیستم ریشه ای ضعیف شده و رشد متوقف می شود .
 

گلهای زینتی

گلها و گیاهان زینتی نه تنها به عناصر ماکرو احتیاج دارند بلکه عناصر میکرو نقش مهمی در بهبود کیفیت آنها دارد و با مشاهده اثرات مثبت مصرف بهینه این کودها باید باغداران را به استفاده از کودهای میکرو تشویق نمود .

تاثیر برخی عناصر میکرو بر گیاهان زینتی و علائم کمبود آنها :

 آهن (Fe) : این عنصر مقدمه تشکیل کلروفیل بوده و نقش آن در واکنشهای تنفسی گیاه انکارناپذیر است . همچنین آهن باعث حفظ کیفیت گلهای بریده می شود . یکی از مشخص ترین علائم کمبود آهن ایجاد علائم کلروز بر روی برگهای جوان است ولی رگبرگها سبز باقی می ماند . معمولا برگها کوچک مانده و حتی گلها نیز شفافیت خود را از دست می دهند .

منگنز (Mn) : در فعال کردن سیستم های آنزییمی و واکنشهای اکسیداسیون احیاء نقش داشته و آنزیم ضد اکسین را غیر فعال می کند . در اثر کمبود این عنصر گیاه بد شکل شده ، برگها دچار کلروز می شود و زمانیکه کمبود به حد بحرانی برسد . رشد گیاه متوقف می گردد .

 بر (B) : باعث افزایش گلدهی شده ، نقش مهمی در گرده افشانی ، جوانه زنی و جلوگیری از نفوذ عوامل بیماریزا به داخل گیاه دارد . در صورت کمبود فاصله میان گرهها کم شده ، ساقه نازک می شود ، اندازه برگ کاهش یافته ، گیاه تغییر شکل پیدا کرده ، برگها و گلها خشک می شود .

مس (Cu) : یکی از مهمترین عناصر بوده و ویژگی مس این است که هیچ کاتیونی نمی تواند جایگزین آن شود . همچنین باعث شادابی و طراوت گیاه می گردد . اگر گیاه دچار کمبود مس شود . برگها ظاهری قلاب مانند به خود می گیرد . لبه برگها به طرف مرکز برگ لوله شده و جوانه انتهایی از بین می رود .
منبع :parsbiology

بررسی تنش های زیستی ومحیطی بر گیاهان


تنش آبی        

            آب ملکول مهمی برای تمامی فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان بوده، بین 80 تا 90% بیوماس گیاهان علفی را تشکیل میدهد. اگر مقدار آب در گیاه ناکافی باشد، گیاه مرحله کم آبی را تجربه نموده که اصطلاحا به آن خشکسالی میگویند. کم آبی نه تنها در اثر کمبود آب، که در اثر تنشهایی همچون دمای پایین یا شوری نیز حاصل میشود، بنابراین در این فرآیندها و فعل و انفعالات، ترکیبات ملکولی زیادی دخالت دارند. همه این تنشها واجد یک اثر منفی بر روی تولید و عملکرد گیاه می باشند که این خود، حوزه تحقیقاتی وسیعی را برای بهبود عملکرد گیاهی می طلبد.

            گیاهان برای سازگار شدن با شرایط کم آبی، مکانیزمهای گوناگونی را توسعه داده اند. جنبه های ژنتیک ملکولی، امکان پاسخ مناسب و سازگاری با این تنش را به آنها داده است. اثرات متقابل بین گیاه و محیط، بستگی به شدت و مدت زمان دوره کم آبی و نیز مرحله نمو گیاه و پارامترهای مورفولوژیکی/ آناتومیکی گیاه دارد. تمامی موجودات زنده از باکتریها گرفته تا یوکاریتها، برخوردار از یک سری سنسورها، واسطه های انتقال دهنده پیام و تنظیم کننده هایی هستند که امکان پاسخ و سازگاری با تغییرات آب قابل دسترس را برای آنها فراهم ساخته است. دستگاه پاسخ سلولی شامل مواد انتقال دهنده محلول نظیر اکواپورین ها، فعال کننده های رونوشت برداری، آنزیمهای رمز کننده محلولهای سازگار، مواد تخریب کننده اکسیژن فعال و نیز پروتیین های محافظت کننده می باشد. برخی ارگانیزمها برخوردار از مکانیزمهای بسیار موثری برای زندگی در آشیانه های اکولوژیک کم آب می باشند. برای دفاع در مقابل صدمات ناشی از کم آبی و پسابیدگی، دو استراتژی عمده را میتوان برشمرد: یکی سنتز ملکولهای محافظت کننده در طی مرحله جذب مجدد آب برای اجتناب از این صدمات؛ و دیگری یک مکانیزم جبرانی در طی جذب مجدد آب برای خنثی سازی صدمات وارده.

            تحمل کم آبی و پسابیدگی، از خصوصیات بذور اکثر گیاهان عالی بوده، ولی فقط برخی گونه ها نظیر گیاه احیاء  Craterostigma plantagineum در تمامی اندامهای گیاهی خود واجد این خصوصیت اند.

تنش شوری

          تنش شوری از تنشهای غیر زنده مهم است که اثرات زیانباری بر عملکرد گیاه و کیفیت محصول دارد. از مشخصه های یک خاک شور، سطوح سمی کلریدها و سولفاتهای سدیم می باشد. مساله شوری خاک در اثر آبیاری، زهکشی نامناسب، پیشروی دریا در مناطق ساحلی و تجمع نمک در نواحی بیابانی و نیمه بیابانی در حال افزایش است. شوری برای رشد گیاه یک عامل محدود کننده است بدان سبب که باعث ایجاد محدودیتهای تغذیه ای از طریق کاهش جذب فسفر، پتاسیم، نیترات و کلسیم، افزایش غلظت یونی درون سلولی و تنش اسمزی میگردد. در شرایط وقوع شوری، یونهایی مثل Na+ و Cl-، به داخل لایه های هیدراسیونی پروتیینها نفوذ کرده، سبب اختلال در کار این پروتیینها میگردند. مسمویت یونی، تنس اسمزی و کمبود مواد مغذی که در شرایط وقوع شوری رخ میدهد، سبب بهم خوردن توازن متابولیکی و در پی آن تنش اکسیداتیو میگردند. مکانیزمهای تحمل شوری را میتوان به هموستازی (شامل هموستازی یونی و تنظیم اسمزی)، کنترل صدمات ناشی از تنش (جبران صدمات و خنثی سازی مسمومیت) و تنظیم رشد دسته بندی کرد. تلاشهای زیادی برای درک مکانیزمهای تحمل شوری صورت گرفته است. موفقیت برنامه های اصلاحی با هدف نهایی بهبود عملکرد محصول، بخاطر فقدان درک روشنی از اساس ملکولی تنش شوری تا کنون چندان چشمگیر نبوده است. پیشرفتهای اخیر در زمینه آنالیز موتانهای غیر متحمل به شوری در گیاه مدل اربیدوپسیس و کلونه سازی ملکولی لوکوسهای ژنی مربوطه، تا حدودی به روشن شدن مکانیزم پیغام دهی تنش شوری و تحمل شوری در عالم گیاهی کمک نموده است.

تنش دمای پایین

            یکی از مهمترین عوامل محیطی محدود کننده رشد گیاهان، دمای پایین می باشد. گونه های مختلف گیاهی از نظر قابلیت تحمل به تنش دمای پایین، بسیار متفاوتند. گیاهان گرمسیری حساس به سرما، حتی در دمای بالاتر از دمای انجماد بافتها، بطور جبران ناپذیری آسیب می بینند. گیاه بواسطه اختلال در فرآیندهای متابولیکی، تغییر در خواص غشاءهای سلولی و اندامکی، تغییر در ساختمان پروتیینها و اثرات متقابل میان ماکروملکولها، و نیز توقف واکنشهای آنزیمی دچار صدمه میگردد. گیاهانی که به یخبندان حساس ولی به سرما متحمل هستند، در دمای اندکی زیر صفر قادر به ادامه حیات بوده، ولی بمحض تشکیل کریستالهای یخ در بافتها، بشدت آسیب می بینند. این در حالی است که گیاهان متحمل به یخبندان قادر به ادامه حیات در سطوح متفاوتی از دماهای یخبندان هستند، البته درجه واقعی تحمل بستگی به گونه گیاهی، مرحله نمو گیاه و مدت زمان تنش دارد.

            قرار گرفتن گیاهان در معرض دمای زیر صفر منتج به تشکیل کریستالهای یخ در فضای بین سلولی، خروج آب از سلولها و از دست رفتن آب سلول (پسابیدگی) میگردد. بنابراین، تحمل به یخبندان با تحمل به پسابیدگی (که در اثر خشکی یا شوری زیاد بوجود می آید)، همبستگی شدیدی دارد. پسابیدگی ناشی از یخبندان سبب اختلالات گوناگونی در ساختمانهای غشایی از جمله بهم چسبیدن غشاءها میگردد. اگرچه پسابیدگی سلولی ناشی از یخبندان، علت اصلی صدمات ایجاد شده در اثر یخبندان می باشد، ولی عوامل دیگری هم در این امر دخالت دارند. کریستالهای در حال رشد یخ سبب وارد آمدن خسارات مکانیکی به سلولها و بافتها میشود. دمای بسیار پایین حاکم در شرایط وقوع یخبندان فی نفسه و پسابیدگی ناشی از آن سبب واسرشتگی پروتیینها و تخریب کمپلکس های ماکروملکول میگردد. وجه مشترک همه تنشهای پیچیده ای نظیر دمای پایین، تولید گونه های اکسیژن فعال (ROS) می باشد، که میتواند سبب صدمه دیدن ماکروملکولهای مختلف درون سلول گردد. دمای پایین بخصوص وقتی با یخبندان همراه باشد، با سیستمهای موثر جلوگیری کننده از تولید اکسیژن فعال که عامل وقوع تنش اکسیداتیو است، همبستگی دارد.

            گیاهان نواحی معتدله با فعال نمودن مکانیزم سازگاری به سرما که منتج به افزایش تحمل به یخبندان میگردد، به دمای پایین واکنش نشان میدهند. این فرآیند سازگاری با تغییر نحوه ابراز برخی ژنهای مسوول واکنش به تنش همراه است. این ژنها تولید پروتیینها و متابولیتهای نگهدارنده ساختمانهای سلولی و حافظ نقش آنها در مقابل اثرات منفی یخبندان و پسابیدگی ناشی از آن را کنترل می نمایند. تغییر در ابراز ژتهای عامل واکنش به سرما توسط مجموعه ای از فاکتورهای رونوشت برداری که به محرکهای دمایی واکنش نشان میدهند، کنترل میگردد.

آبسیزیک اسید هورمون پیغام دهنده وجود تنشهای غیر زنده

از آبسیزیک اسید (ABA) بعنوان "هورمون تنش" یاد میشود که به تنشهای محیطی مرتبط با تغییر در فعالیت آب، بوسیله مکانیزم های متابولیکی و نموی واکنش نشان میدهد. گیاهان بوسیله تغییر در غلظت  ABAبه تنشهای محیطی نظیر خشکی و شوری واکنش نشان میدهند، ولی از طرف دیگر  ABAبعنوان یک علامت داخلی ضروری برای نمو متناسب با رشد گیاه نیز محسوب میگردد. پس از اینکه غلظت آن از سطح آستانه فراتر رفت، سبب بسته شدن کامل روزنه ها و تغییر در نحوه ابراز ژن میگردد. سیستم پیام دهی  ABA پدیده های سلولی گوناگونی از جمله تنظیم فشار تورگر و تغییر در نحوه ابراز ژن را کنترل میکند. پس بنابراین میتوان مسیر تنظیم کنندگی فشار تورگر را از مرکز پیام دهی صادره از هسته سلول تشخیص داد. اثرات متقابل میان  ABAو سایر مسیرهای متابولیکی، در ایجاد توازن در متابولیسم، رشد سلول و تقسیم آن نقش دارد.

تنش فلزات سنگین

فلزات سنگین فلزاتی هستند که دارای چگالی بالاتر از 5 گرم بر سانتیمتر مکعب باشند. این تعریف از نقطه نظر بیولوژیکی بسیار سودمند است زیرا تعداد زیادی از عناصر موجود در طبیعت را شامل میگردد. ولی تنها تعداد اندکی از این عناصر در شرایط فیزیولوژیکی، بصورت محلول یافت و بنابراین ممکن است برای سلولهای زنده قابل دسترس باشند. در میان آنها عناصری وجود دارد که بعنوان ریز مغذی یا عناصر کمیاب (Fe, Mo, Mn, Zn, Ni, Cu, V, Co, W, Cr) برای متابولیسم گیاهی با اهمیت هستند و عناصری نیز وجود دارد که وقتی مقدار آنها در محیط رشد گیاه زیادتر از حد نرمال باشد، برای گیاهان مسمومیت زا هستند. عناصر دیگری نیز که نقش بیولوژیکی ناشناخته و خاصیت مسمومیت زایی بالایی برای گیاهان  دارند (As, Hg, Ag, Sb, Cd, Pb, and U)، وجود دارد. بجز محیطهای طبیعی استثنایی، در حال حاضر به اثرات مخرب رهاسازی فلزات سنگین در طبیعت توجه زیادی میشود. منابع این فلزات عبارتست از ترافیک شهری، دورریزهای خانگی و پسابهای صنعتی. دفع غبار حاصل از کارخانجات، آئروسولها و خاکستر حاصل از صنایع فرآوری کننده فلزات، منجر به آلودگی نواحی روستایی شده است. در مزارع کشاورزی، آلودگی فلزات سنگین بخاطر تیمار خاک با پسابهای آلوده و استفاده بی رویه کودهای فسفاته حاوی کادمیم (Cd)، یک مساله فزاینده می باشد. دوام بلند مدت بیولوژیکی و باقی ماندن در خاک، سبب انباشته شدن این فلزات در زنجیره غذایی و در نتیجه تأثیرات منفی بالقوه برای سلامتی انسان میگردد. میزان دسترسی به این فلزات بستگی به نوع گیاه و میزان مورد نیاز آنها بعنوان ریز مغذی و قابلیت گیاهان برای تنظیم کارآمد متابولیسم آنها از طریق ترشح اسیدهای آلی یا پروتونها به محیط ریشه دارد. علاوه بر آن، خصوصیات خاک بر میزان تحرک آنها و بنابراین تنظیم میزان آزادسازی آنها در محلول خاک موثر است. توانایی گیاهان برای جذب فلزات از خاک، استفاده داخلی از آنها و مکانیزمهای رفع مسمومیت سلولی، حوزه های تحقیقاتی هستند که اخیرا با اقبال روزافزونی مواجه شده اند.

تنش اکسیداتیو

اکسیژن برای گیاهان مثل سایر موجودات هوازی، همانند یک تیغ دو لبه است. اگرچه برای رشد و نمو عادی ضروری است ولی تماس مداوم با آن منتج به صدمه دیدن سلولها و در نهایت مرگ آنها میگردد و این بدان خاطر است که اکسیژن در فرم ملکولی به اشکال مختلف " گونه های اکسیژن فعال (ROS)" بخصوص به فرم آنیون رادیکال آزاد سوپراکسید (- O2) و پراکسید هیدروژن (H2O2) احیاء میگردد، که خود اینها با ترکیبات سلولی گوناگونی واکنش داده، سبب صدمات شدید یا جبران ناپذیری شده، در نهایت منتج به مرگ سلول میگردند. ROSها در سلولهای گیاهی بوسیله هر دو روش القایی و ساختمانی به مقدار زیادی تولید میشوند ولی در شرایط عادی، تعادل رداکس سلولی از طریق روش ساختمانی که ویژه طیف وسیعی از مکانیزمهای آنتی اکسیدانی تکامل یافته جهت تخریب ROSها می باشند، حفظ میگردد.

          تنشهای محیطی گوناگون و محرکهای داخلی سبب اختلال در تعادل رداکس از طریق افزایش تولید  ROSها یا کاهش فعالیت آنتی اکسیدانی میگردند که بهمین سبب تنش آنتی اکسیدانی رخ میدهد. در واکنش به افزایش ROS، ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای آنتی اکسیدان کاهش می یابد. در چنین شرایطی ابراز ژنهای رمز کننده پروتئینهای دخیل در طیف وسیعی از فرآیندهای امداد سلولی نیز کاهش می یابد. علاوه بر این، ROS از یک سری نقشهای پیام دهی، غیر از نقشهایی که در شرایط تنش آنتی اکسیدانی ایفاء میکند، برخوردار است.

تنش گرمایی

واکنش به تنش گرما در موجودات مختلفی همچون باکتریها، قارچها، گیاهان و جانوران با افزایش درجه حرارت تحریک میشود و مشخصه ویژه آن افزایش سنتز پروتئینهایی بنام " پروتیینهای شوک گرمایی (hsp ها)" می باشد. hspها دربرگیرنده چندین گروه از پروتیینهای حفاظت شده می باشند. شکل معمولی واکنش به تنش گرما بدین گونه است که تماس اولیه با یک تنش خفیف گرمایی، سبب ایجاد مقاومت به دوزهای کشنده غیر عادی میشود که گیاه بعداً با آنها مواجه میگردد. این پدیده را اصطلاحاً " تحمل گرمایی اکتسابی" گویند. از آنجا که سلولهای واجد قابلیت تحمل به گرما، مقادیر بالایی از hspها را بیان می نمایند، محققین به این نتیجه رسیده اند که این پروتئینها با تحمل به گرما مرتبطند. تنش دمای بالا سبب واسرشتگی شدید و تخریب پروتئینهای سلولی میگردد که اگر کنترل نشود، منتج به مرگ سلول خواهد شد. hspها بواسطه فعالیت کاپرونی خود، سلول را قادر به رفع صدمات ناشی از گرما به پروتئینها می نمایند. در طی تنش گرمایی، hspها ابتدا در جهت ممانعت از تخریب پروتئینها و تحریک تابیدن مجدد پروتیینهای واسرشته عمل می نمایند، ولی از آنجا که تشکیل پروتیین از لحظه سنتز اهمیت پیدا میکند، hspها نقشهای مهمی حتی در شرایط عادی ایفاء می نمایند.

          تغییرات دمایی در طبیعت سریعتر از سایر عوامل تنش زا رخ میدهد. گیاهان به سبب عدم توانایی در حرکت و جابجایی، در معرض تغییرات وسیع درجه حرارت روزانه و یا فصلی قرار دارند و بنابراین باید خود را با تنشهای دمایی، سریع و بطور موثری سازگار نمایند. مشخصه واکنش به تنش دمایی، توقف رونوشت برداری و ترجمه طبیعی ژنها، ابراز بالاتر از حد پروتئینهای ویژه شوک گرمایی (hspها) و تحریک تحمل به گرما می باشد. اگر تنش خیلی شدید باشد، مسیرهای پیام دهی که منتج به مرگ آپوپتوتیک سلولی میگردد، فعال میشود. hspها بعنوان کاپرونهای ملکولی سبب حفاظت سلول در برابر اثرات مخرب تنش دمایی و افزایش امکان بقاء سلول میگردند. افزایش ابراز  hspها توسط فاکتورهای رونوشت برداری شوک گرمایی (hsfها) تنظیم میشود. شناخت ما از مکانیزمهای تنظیم کنندگی تحمل به تنش گرمایی هنوز محدود است مگر اینکه اطلاعات کاملتری از نحوه ابراز و نقش hsp ها بدست آید.

تنش ژنوتوکسیک

تمامی موجودات زنده برخورداز از قابلیت واکنش دینامیکی به تنشهای محیطی در نتیجه فعال سازی زنجیره های پیچیده پیام دهی می باشند. یکی از شدیدترین این تنشها اختلال در خود اطلاعات ژنتیکی می باشد. ژنوم موجودات زنده همیشه تحت تأثیر تنش ناشی از عوامل محیطی (نظیر اشعه ماوراء بنفش و مواد شیمیایی جهش زا) و نیز تولیدات فرآیندهای متابولیسم داخلی سلول (نظیر گونه های اکسیژن فعال و مضاعف شدن اشتباهی DNA) می باشد. بدنبال تاثیر تنش ژنوتوکسیک، زمان لازم برای بازسازی DNA در چرخه سلولی افزایش می یابد و ژنهای دخیل در بازسازی و حفاظت سایر ترکیبات سلولی مواجه با تنش ژنوتوکسیک، فعال میشوند. از سوی دیگر، سلولها، خصوصا سلولهای یوکاریوتهای پرسلولی، ممکن است بوسیله مکانیزم آپوپتوسیس به این تنش واکنش نشان دهند ودر نتیجه باعث کاهش صدمات سلولی گردند.

          تحقیق در زمینه اثرات تنش ژنوتوکسیک و مکانیزم پیام دهی در پستانداران به سبب اثراتی که در سلامت انسان و ایجاد بیماریهایی مثل کارینوژنسیس دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. ولی در گیاهان که سلولهای آنها بی تحرک و توسط دیواره های سلولی احاطه شده است، بافتهای توموری قادر به متاستازی نبوده و گیاه بواسطه سرطان از بین نمی رود. از طرف دیگر، اندامهای تولید مثلی گیاهان از سلولهایی منشاء میگیرند که خود قبل از تشکیل گامت در گیاه مادر، تعداد زیادی چرخه مضاعف سازی DNA را پشت سر گذاشته اند. این امر بویژه سبب میشود تا گیاهان به انباشت بالقوه جهشها در سلولهای مادر گامت، حساس باشند و در نهایت راه انتقال جهشهای سوماتیک به نسل بعدی فراهم میشود. گیاهان بر خلاف جانوران، موجودات بی تحرکی هستند که وابسته به تشعشع خورشیدی بعنوان منبع حیاتی انرژی بیولوژیکی بوده و بنابراین بطور مداوم در معرض موتاژنهای طبیعی از جمله اشعه ماوراء بنفش نوع B هستند. از اینرو تحمل به این عامل تنش زای غیر زنده برای حیات گیاهی با اهمیت می باشد. جبران و رفع خسارات وارده به DNA برای نگهداری ثبات ژنومی ضروری است و گیاهان البته اطلاعات لازم برای این هدف را در اختیار دارند. در مقابل، دانش بشر در زمینه تأثیر و مکانیزمهای عوامل صدمه رسان به DNA بسیار محدود است، هر چند که اخیراً حمایت ژنتیکی برای پروتئینهای دخیل در پیام دهی ژنوتوکسیک در گیاه اربیدوپسیس در حال شگل گیری است

آنالیز ترانسکریپتوم تنش

سلول بمحض احساس تنش از خود واکنش نشان داده و بمنظور بقاء، با تنش سازگار میشود. تقریباً در تمامی موارد، واکنش به تنش قبل از هر چیز مبتنی بر ابراز ژنهای القاء شونده بوسیله تنش و در مرتبه بعد، مبتنی بر واکنشهای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی می باشد. ژنهایی که به خشکی، شوری بالای خاک یا سرما واکنش نشان میدهند، در سطح رونوشت برداری مورد مطالعه واقع شده اند. اخیراً با توسل به روش نظارت بر نحوه ابراز ژن با استفاده از ریز آرایه های cDNA یا چیپهای ژنی، صدها ژن شناسایی شده است که بوسیله تنشهای غیر زنده تنظیم میشوند. فرآورده های ژنهای القاء شونده بوسیله تنش را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: فرآورده هایی که مستقیماً در حفاظت سلول در برابر تنشهای محیطی نقش دارند و فرآورده هایی که ابراز ژن و انتقال پیام را در واکنش به تنش تنظیم می نمایند. دسته اول دربرگیرنده پروتئینهایی است که وظیفه آنها حفاظت سلول در برابر پسابیدگی می باشد و از آن جمله آنها میتوان آنزیمهای مورد نیاز برای بیوسنتز مواد حفاظت کننده سلول در برابر تنش اسمزی، پروتئینهای وافر در اواخر دوره جنین زایی (LEA)، پروتیینهای ضد انجماد، کاپرونها و آنزیمهای خنثی کننده مسمومیت را نام برد. دسته دوم فرآورده های ژنی، شامل فاکتورهای رونوشت برداری، پروتیین کاینازها و آنزیمهای دخیل در متابولیسم فسفینوستید می باشد. از ژنهای القاء شونده بوسیله تنش برای ایجاد تحمل به تنش با استفاده از روش انتقال ژن و نیز برای آنالیز نقش این ژنها استفاده شده است.

سنسورهای تنش در مدل ژنتیکی Synechocystis

سلول با ابراز گروه خاصی از ژنهایی که در اثر تنش القاء میشوند، یک تنش معین را احساس و به آن واکنش نشان میدهد. فرآورده های این ژنها ظاهراً نقش مهمی در سازگاری به تنش دارند. در موجودات فتوسنتز کننده، نظیر سیانوباکتریها و گیاهان، و در یوکاریوتهای ساده ای مثل مخمر، سیستمهای دوجزئی گوناگونی در احساس و انتقال علایم محیطی نقش دارند. سیستمهای دوجزئی لااقل از یک هیستیدین کایناز که وجود تنش را احساس میکند و یک تنظیم کننده پاسخ به تنش که پیام وجود تنش را منتقل میکند، تشکیل شده اند. در باکتریها، سیستم دوجزئی، تنها سیستم تشکیل دهنده و مورد نیاز برای انتقال علایم تنش می باشد و ابراز ژن معمولاً بوسیله جزء تنظیم کننده پاسخ به تنش که بعنوان فاکتور رونوشت برداری ایفای نقش میکند، اجرا میشود. در مخمر و گیاهان، اجزاء دیگری نیز در پیام دهی دخالت دارند که سبب تقویت پتانسیل آنها برای برخورداری از اثر توام و نیز اثر متقابل با سایر مسیرها می باشد. نقشی را که مخمر برای جانوران دارد،  Synechocystis نقش مشابهی برای گیاهان عالی ایفاء میکند. Synechocystis یک مدل ژنتیکی است که براحتی قابل ردیابی بوده و میتواند بآسانی دستکاری و ترانسفورم گردد. از دیگر مزایای آن وقوع نوترکیبی همولوگی می باشد، پدیده ای که در گیاهان امری استثنایی است. Synechocystis  دارای ژنوم کوچکی است (3.7 MBp) که توالی آن بطور کامل تعیین شده و در ژنوم خود کمتر از 12 درصد نواحی غیر کد کننده دارد. براساس جستجوی گنجینه های موتان، سنسورهایی برای تنشهای مختلف غیر زنده، مواد غذایی و فلزات در  Synechocystis شناسایی شده است.

منبع:سایت بیوتکنولوژی

تنش محیطی





تنش یا استرس Stress ، واژه‎ای است که اولین بار توسط دانشمندان علوم بیولوژیک در مورد موجودات زنده بکار برده شد. بعدها این واژه از علم فیزیک گرفته شده و آن را به عنوان هر عاملی که امکان بالقوه وارد آوردن صدمه به موجودات زنده را دارد تعریف نمودند. تنش، نتیجه روند غیرعادی فرآیندهای فیزیولوژیکی است که از تأثیر یک یا ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی حاصل می‎شود. همان طوری که در تعریف آمده، تنش دارای توان آسیب‎رسانی می‎باشد که به صورت نتیجه یک متابولیسم غیرعادی روی داده و ممکن است به صورت افت رشد، مرگ گیاه و یا مرگ بخشی از گیاه بروز کند (حکمت شعار، 1372).

تنش‎های محیطی را معمولاً به دو دسته تقسیم کرده‎اند: تنش‎های بیولوژیکی Biotic stress و تنش‎های فیزیکوشیمیایی Physiochemical stress.

تنش‎های بیولوژیکی شامل حمله آفات و امراض به گیاهان می‎باشد که در محدوده بحث ما نیست. تنش‎های فیزیکوشیمیایی به پنج گروه تقسیم می‎شوند که از بین آن‎ها، خسارت وارده به گیاهان زراعی در اثر تنش‎های کمبود آب، شوری و دما در سطح جهان گسترده‎تر بوده و به همین جهت بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته‎اند (Levitt, 1980).

خشکی و وضعیت جهانی آن
واژه خشکی یک اصطلاح هواشناسی بوده و بیان‎گر دوره‎ای است که در آن مقدار بارندگی کمتر از مقدار تبخیر و تعرق بالقوه شود. چون کمبود باران باعث تنش کمبود آب خواهد شد، لذا واژه تنش خشکی Drought stress برای مواردی که تنش در اثر عدم وقوع بارندگی مفید ایجاد شده است بکار می‎رود و بعبارت دیگر، در این حالت تنش کمبود آب[1] به طور طبیعی مد نظر است. اگر گیاه به طور مصنوعی تحت شرایط تنش رطوبتی قرار گیرد در این صورت واژه تنش کمبود آب بکار برده می‎شود. چنانچه در اثر خشکی هوا، رطوبت داخلی گیاه به کمتر از 50% مقدار عادی خود برسد در این صورت گیاه دچار آبکشیدگی Water deficit stress شده و چنانچه رطوبت داخلی گیاه کمتر از مقدار عادی ولی بالاتر از 50% باشد پسآبیدگی Evaporative dehydration گویند (سرمدنیا، 1374).میزان خسارت وارده به گیاه در اثر تنش خشکی، بسته به طول مدت خشکی، زمان وقوع تنش، فراوانی وقوع تنش، نوع گیاه و خصوصیات ذاتی خاک متفاوت است.در حدود یک سوم اراضی جهان با کمبود بارندگی مواجه ا ند و نیمی از این اراضی دارای بارندگی سالیانه کمتر از 250 میلیمتر می‎باشند که یک چهارم تبخیر و تعرق بالقوه این مناطق است. به طور کلی مناطق خشک و نیمه خشک جهان در محدوده‎های بین عرض‎های جغرافیایی 15 تا 30 درجه شمالی و جنوبی قرار گرفته‎اند و وسعتی در حدود 7/44 میلیون کیلومتر مربع را شامل می‎شوند. حدود 39% از این مساحت جزء مناطق خشک محسوب می‎گردد که قسمت عمده آن برای زراعت مساعد نیست (کوچکی و نصیری محلاتی، 1373).در مناطق خشک و نیمه خشک علاوه بر میزان بارندگی کم، توزیع بارندگی از فصلی تا فصل دیگر و از سالی به سال دیگر متغیر بوده و بنابراین پیش‎بینی میزان و توزیع آن بسیار مشکل است (اهدایی، 1372).در کشور ما نیز به جز سواحل دریای خزر و قسمت‎های کوچکی از شمال غربی کشور بقیه مناطق تماماً جزء نقاط خشک و نیمه خشک محسوب می‎گردند و این در حالی است که مناطق خشک کشورمان نسبت به مناطق نیمه خشک آن، از وسعت بیشتری برخوردار است (اهدایی، 1372).

تنش خشکی
به طور کلی به هر عامل خارجی که نتیجه‎اش نرخ رشد کمتر از حد معمول باشد، تنش گرفته می‎شود یعنی هر عاملی که مراحل متابولیک طبیعی یک گیاه را به وقفه می‎اندازد، محدود می‎کند یا به طور زیان‎آوری تسریع می‎کند (Guriu et al ., 1996) .تنش آبی هم به عدم وجود آب کافی هم به وجود آب اضافه در اطراف گیاه گفته می‎شود. در حالت اول که در نتیجه خشکی و یا کمبود آب بوجود می‎آید تحت عنوان تنش کمبود آب شناخته می‎شود که با تنش خشکی مترادف است (سرمدنیا ، 1372) .

کرامر (1983) خشکی را تحت عنوان نبود یا کمبود بارندگی مراحل حساس رشد گیاه، تعریف نموده است، به عقیده وی طول دوره بدون بارندگی که موجب صدمه به گیاه می‎شود، تابع نوع گیاه، ظرفیت نگهداری آب، خاک و همچنین شرایط اتمسفری است که بر میزان تبخیر و تعرق تأثیر می گذارد .

وینز ( 1990 ) خشکی را دورهای که کمبود آب چه بصورت حاد و چه بصورت مزمن رشد گیاه را تحت تاثیر قرار می دهد و مانع رشد نرمال آن می‎شود، تعریف می‎نماید.

گیبس (1975) خشکی را معادل کمبود آب در نظر گرفته و آن را به مفهوم عدم توزان بین عرضه و تقاضا آب برای گیاه تلقی می‎کند.

رایج‎ترین تعریف خشکی در کشاورزی توسط آدمیدس و همکاران (1989) مطرح شده است. آنها معتقدند که کمبود یا تنش رطوبت هنگامی افزایش می‎یابد که تقاضای تبخیر اتمسفر بالای برگها (یعنی تبخیر و تعرق پتانسیل) ETP از ظرفیت و توانایی ریشه‎ها برای استخراج آب از خاک (یعنی تبخیر و تعرق واقعی) ETA تجاوز نموده و فراتر می‎رود. در کشاورزی منظور از خشکی کمبود آب بصورت طبیعی است. اگر گیاه بطور مصنوعی در معرض تنش آب قرار داده شود، واژه «تنش کمبود آب» ETA بکار می‎رود. در نهایت در مورد گیاه زراعی خشکی را می‎توان بعنوان عدم تعادل بین عرضه و تقاضای آب تعریف کرد . چنانچه در اثر خشکی هوا رطوبت داخلی گیاه کمتر از 50 درصد مقدار عادی خود شود، گویند گیاه دچار «کمبود آب» Water Dessication یا از دست دادن آب شده است و چنانچه رطوبت گیاه کمتر از مقدار عادی خود ولی بالاتر از 50 درصد مقدار عادی باشد «گیاه پسابیده» Evaporative Dehidration شده است. تنش خشکی که موجب از دست دادن آب بصورت مایع شود را تنش اسمزی گویند. بنابراین تنش خشکی به تنهایی مفهوم دقیقی ندارد. (سرمدنیا ، 1372 ) .

انواع خشکی
نوع خشکی در مناطق مختلف در طول فصل زراعی متفاوت است و ممکن است :

1ـ پیوسته بوده و شدت آن دائماً زیاد شود.

2ـ فقط در اوایل فصل باشد .

3ـ فقط در اواخر فصل مصادف با دوره دانه‎بندی گندم باشد (ارزانی ، 1375 ) .

اثرات استرس خشکی در مراحل مختلف رشد گندم
اثرات استرس خشکی در مراحل مختلف رشد روی کاهش عملکرد دانه گندم را نشان می‎دهد فعالیت بذر بعد از جذب آب و خیس شدن شروع می‎شود میزان جذب آب بوسیله بذر بستگی به مقدار آب در خاک و تفاوت بین گونه‎های گیاهی دارد. حداقل مقدار رطوبت برای جوانه‎زنی 34 الی 45 درصد وزن خشک دانه می‎باشد. جوانه‎ها در مراحل اولیه رشد مقاوم به خشکی هستند ولی این مقاومت با تشکیل اولین برگ به مقدار زیادی کاهش می‎یابد. جوانه‎زنی به عنوان یک معیار مناسب در عملکرد دانه می‎تواند در پتانسیل آب پائین‎تر از 4- بار تحت تأثیر قرار گیرد. بذور سبز شده یا جوانه‎های خیلی جوان توانایی زیادی برای تنظیم اسمزی دارند که شاید دلیل مقاومت آنها در برابر استرس و خشکی باشد.معمولاً قبل از اینکه فتوسنتز متأثر شود، توسعه و تقسیم سلولی می‎تواند بطور نسبی تحت تأثیر استرس خشکی قرار گیرد. این مسئله اثر عمیقی روی توسعه برگها و ساقه‎های گیاه رشد یافته می‎گذارد. خشکی بطور نسبی تا مرحله پنجه‎زنی اثرات شدیدی ندارد. دلیل این تفاوت در زمان توسعه پنجه‎ها در مزرعه و در توزیع مجدد آب ذخیره شده در گیاه در زمان خشکی می‎باشد اما استرس خشکی اثر قابل ملاحظه‎ای روی رشد بعدی پنجه‎ها دارد. تعداد پنجه‎های باقی مانده بستگی به فراهم بودن آب دارد (Musick et al ., 1980).پس بطور کلی کمترین اثر استرس آبی و حرارت در طی مرحله پنجه‎زنی و بیشترین اثر آن در طی مدت بین طویل شدن ساقه و مرحله آنتزیز (ظهور پرچم) است ( Johanson et al , 1982 ). استرس در طی مراحل اولیه ایجاد سنبله می‎تواند تعداد سنبله‎های تشکیل شده را کاهش دهد. اثر استرس آب در اغلب مراحل رشد بین شروع سنبل‎‎دهی و رسیدن، در کاهش معنی‎دار عملکرد دانه مشابه می‎باشد (Musick et al ., 1980).

تنش خشکی در طی 12 هفته آخر قبل از ظهور سنبله می‎تواند همچنین تعداد دانه در هر سنبله را کاهش دهد که این حالت در نتیجه کاهش آسیمیلاتهای قابل دسترس جهت توسعه گلدهی می‎باشد. در طی پر شدن دانه اگر خشکی وجود نداشته باشد ممکن است بواسطه افزایش اندازه بذر چند درجه از کمبودها جبران شود. عملکرد دانه براساس مقدار رشد و استفاده از آب قبل و بعد از مرحله ظهور پرچم متفاوت است. در شرایطی که خشکی قبل از مرحله ظهور پرچم تقویت شود، ژنوتیپها شاخص سطح برگ را کاهش می‎دهند، تا آب بیشتری برای استفاده مراحل بعد از ظهور پرچم ذخیره شده تا شاخص برداشت و عملکرد دانه بالا رود، در خشکترین شرایط بیش از 60% وزن خشک از ذخایر موجود در مرحله ظهور پرچم تأمین می‎شود بعد از پریود ظهور پرچم حساسیت توسعه دانه گندم به کمبود آب کاهش می‎یابد (Musick et al ., 1980). بعد از مرحله باروری زمانیکه ماکزیمم تعداد بذر تثبیت شد، استرس آب در تعداد نهایی و اندازه بذر که عملکرد بذر را مشخص می‎کند تأثیر می‏گذارد. بیشتر اثرات خشکی در طی این مدت باعث کاهش ذخائر آسیمیلات به علت کاهش میزان فتوسنتز و کوتاه شدن دوره رشد بذر می‎باشد .


--------------------------------------------------------------------------------




انواع مکانیسم‎های مقاومت به خشکی
بیشتر متخصصین اصلاح نباتات از پنج اصلاح در ارتباط با مقاومت بر خشکی استفاده می‎کنند :

1ـ مقاومت به خشکی : (drought resistance )توانایی یک گیاه در زنده ماندن، رشد و تولید عملکرد رضایتبخش با مقدار محدود عرضه آب و یا تحت شرایط کمبود متناوب آب.

2ـ فرار از خشکی :توانایی گیاه در بالغ شدن پیش از آنکه تنش آبی تبدیل به یک عامل محدود کننده جدی شود.

3ـ اجتناب از خشکی:گیاه در طول دوره خشکی خود مقادیر بالای آب را حفظ می‎کند.

بنظر لویت اجتناب کنندگان از خشکی خود به دو دسته ذخیره‎کنندگان آب و مصرف کنندگان آب تقسیم می‎شوند. گیاهانی که از خشکی اجتناب می‎کنند سازشهایی نشان می‎دهند که منجر به حصول حداکثر مقدار آب می‎گردد یا اینکه فعالیتهای خود را به دوره‎های در دسترس بودن آب محدود می‎کنند (فرار از خشکی )(Malik et al , 1988).

4ـ تحمل خشکی :توانایی گیاه در تحمل کمبود آب که بوسیله درجه و دوام پتانسیل پایین آب گیاه اندازه‎گیری می‎گردد. در واقع مکانیسم تحمل به خشکی زمانی صورت می‎گیرد که از نظر ترمودینامیکی گیاه با تنشی به حالت تعادل می‎رسد، بدون اینکه آسیبی را متحمل شود و یا در صورت آسیب‏‎دیدگی قابلیت ترمیم را داراست (.,1997 et al Gavuzzi And .,1993 Ehdaie et al ). با این مکانیسم گیاه ممکن است با وجود رطوبت داخلی کم زنده بماند. گیاهی که دارای این مکانیسم باشد قادر است تا با تأمین رطوبت، مجدداً بهبود یافته و رشد کند. در مجموع لویت مکانیسم‎ مقاومت به خشکی را به مکانیسم‎های گریز از خشکی، اجتناب از خشکی و تحمل به خشکی تقسیم نمود (, 1980. Musick et al ) .

5- بازیافت (بهبود ) : توانایی گیاه برای از سرگیری رشد و عملکرد بعد از استرس خشکی البته با یک min خسارت عملکرد است .

مکانیسم‎های گریز از خشکی :

1 ـ زودرسی یا دوره رشد کوتاه
احتمالاً زودرسی معمولترین و ساده‎ترین صفت برای اصلاح مقاومت به خشکی است. زودرسی این قابلیت را به گیاه می‎دهد که عملکرد خود را پیش از شروع خشکی ارائه نماید (.,1989 et al Arraudeau Laing et Al ., 1983 And ). وقوع تنش خشکی باعث زودرسی نسبی می‎گردد. بطور کلی ژنوتیپ‎های بومی دیررس‎تر از ارقام اصلاح شده‎اند ولیکن با افزایش شدت تنش این اختلاف کاهش می‎یابد ( Fischer And R. Maurer . 1978 ) . ژنوتیپ‏های زودرس که رشد سریعتری دارند، بیشتر آبهای در دسترس را مصرف می‎کنند و لذا کمتر از ژنوتیپ‎های کند رشد و دیررس در معرض تنشهای محیطی قرار می‎گیرند. و بخاطر این کمتر تحت تأثیر اثر نامطلوب تنش خشکی قرار می‎گیرند که این موجب تولید زی توده بیشتری می‎گردد. تولید ارقام زودرس آسان است، زیرا که عموماً وراثت‎پذیری بالایی دارد و ارزیابی آن نیز آسان است.

2 - حساسیت به طول روز
حساسیت به طول دوره نوری ویژگی دیگری است که به شدت وراثت‎پذیر است و انتخاب برای آن نیز آسان است حساسیت به طول روز یک مکانیسم انطباقی برای تاریخهای کاشت است. نامتحمل است که بتوان در یک برنامه اصلاحی حساسیت به طول روز را بطور موفقیت‎آمیزی به یک گیاه زراعی وارد کرد. مسئله بسیار مهمتر این است که سازش حساسیت به فتوپریود در گیاه، در طی برنامه اصلاحی از بین نرود ( Bidinger et al . 1978 ).

3ـ کنترل پنجه‎دهی
پنجه‎دهی تحت کنترل ژنتیکی است و دیده شده که بیشتر ژنوتیپ‎های غلات تنوع زیادی برای این صفت دارند. اگر با استفاده از فضای زیاد کشت و کنترل متغیرهای محیطی، مثل رطوبت و حاصلخیزی که روی پنجه‎دهی اثر می‎گذارند، به این صفت اجازه دهیم تا خود را بیان کند، در اینصورت منطقاً پنجه‎دهی وراثت‎پذیری بالایی دارد( Bidinger et al . 1978 ). در گندم و جو میزان محصول بالاتر و ثابت‎تر از ژنوتیپ‎های یا پنجه‎دهی بالا بدست آمده است. بنظر می‎رسد پنجه‎دهی از حساسیت عملکرد نسبت به تراکم بوته می‎کاهد (سرمدنیا ، 1372). هارد (1971) عقیده دارد که در نواحی خشک توان‎ پنجه‎دهی را یک عاملی ناخواسته است. زیرا باعث هدر رفتن رطوبتی می‎شود که ممکن است بعداً در مراحل بحرانی مورد نیاز باشد. البته دو ویژگی دیگر یعنی مراحل نموی کوتاه (مانند دوره رشد دانه یا سایر دوره‎های رشدی گیاه) و انعطاف‎پذیری فنوتیپی هم از جمله مکانیسم‎های گریز از خشکی می‎باشد.

مکانیسم‎های اجتناب
1ـ سیستم ریشه‎ای توسعه یافته :

سیستم ریشه‎ای هر چقدر که فعالتر و توسعه یافته‎تر باشد باعث می‎گردد که میزان آبی که در کل در دسترس گیاه و اندامهای آن قرار می‎گیرد، افزایش یابد، و بهمین خاطر است وقتی گیاهان در تحت شرایط تنش قرار می‎گیرد نسبت وزن خشک ریشه به ساقه افزایش می‎یابد که علت این پدیده بخاطر تخصیص بیشتر ماده خشک به ریشه، جهت دوری گیاه از خشکی می‎باشد. افلاطونی (1369) در طی انجام یک تحقیق به منظور یافتن ارقام مقاوم به خشکی در مرحله گیاهچه‎ای، مشاهده کرد که ارقام مقاومتر به تنش خشکی طول و وزن خشک ریشه بیشتری داشتند ( افلاطونی ، 1369).گسترش ریشه بستگی به تأمین مواد جهت رشد آن، حفظ رطوبت به اندازه کافی، تأمین اکسیژن کافی، درجه حرارت مناسب و کمی موانع مکانیکی دارد (راشد و کوچکی ، 1373) .

2ـ هدایت روزنه‎ای :

روزنه‎ها از جمله عوامل مهم در از دست دادن آب گیاه می‎باشند، بطوریکه در هنگامی که گیاه تحت شرایط تنش قرار می‎گیرد گیاه با بستن روزنه‎هایش تلفات کاهش آب از طریق روزنه‎ها را کاهش می‎دهد. عمل بسته شدن روزنه‎ها بوسیله عوامل مختلف در گیاه کنترل می‎گردد بنحویکه یکی از مهمترین این عوامل آبسیزیک اسید (ABA) است. این هورمون تنظیم کننده رشد گیاهی در اثر تنش خشکی تحریک و میزان آن افزایش می‎یابد. بعد از افزایش این هورمون در بافتها و سلولهای گیاهی یکی از مسیرهایی که این هورمون جهت مقاومت گیاه یا تحمل گیاه به خشکی طی می‎کند، مسیری است که موجب کنترل و بسته شدن روزنه‎ها توسط ABA می‎گردد.باز شدن روزنه‎ها نتیجه افزایش پتانسیل فشاری سلولهای محافظ روزنه‎ها نسبت به سلولهای اطراف آن می‎باشد. تعرق هنگامی صورت می‎گیرد که بخار آب از طریق روزنه به بیرون منتشر شود. تنش آب می‎تواند موجب کاهش اندازه شکاف روزنه شود. برخی موارد شیمیایی مانند آترازین، سیمازین و دیدرون نیز باعث مسدود شدن روزنه می‎گردند. این مواد موجب کاهش مصرف آب و رشد می‎گردند (راشد و کوچکی ،1373 ).

از آنجا که وراثت‎پذیری میزان هدایت روزنه‎ای معلوم نیست، اندازه‎گیری آن مشکل است و حتی مقدار آن در طول روز تغییرات زیادی دارد، بعید است در برنامه‎های اصلاحی کاربرد زیادی پیدا کند( Bidinger et al . 1978 ).

3ـ اندازه و فراوانی روزنه‎ها
بسیاری از گیاهان زراعی که تحت شرایط نور مستقیم خورشید رشد می‎کنند در هر دو سطح برگ دارای روزنه هستند، لیکن در بسیاری از گونه‎های سایه‎زی، روزنه‎ها تنها در سطح زیرین برگ وجود دارند. بعلت نفوذناپذیری نسبی کوتیکول نسبت به آب حدود 90 درصد تعرق از راه روزنه‎ها صورت می‎گیرد. تعداد و اندازه روزنه‎ها که متأثر از ژنوتیپ و محیط‎اند، در مقایسه با باز و بسته شدنشان تأثیر کمتری بر میزان کل تعرق می‎گذارند (سرمدنیا و کوچکی ، 1374). تراکم روزنه‎ها در سطح رویی برگ گندم 33 و برای سطح زیرین آن 14 روزنه بر میلیمتر مربع می‎باشد (سرمدنیا و کوچکی ، 1374). اهدائی (1372) تراکم کم روزنه‎ها را صفتی با تنوع ژنتیکی و سهولت انتخاب متوسط می‎داند.

4ـ تجمع آبسیسیک اسید
اسید آبسیسیک از طریق مسیر موالونیک اسید در برگها (کلروپلاست و سایر پلاسیتدها) ساخته شده و این فرآیند با تنشهای محیطی بویژه تنش خشکی تحریک می‎گردد. ABA مانند علامت دهنده عمل کرده و در فرآیند عادی فیزیولوژیکی نیز دخالت می‎کند.فرآیندهایی که تحت تأثیر آبسیسیک اسید قرار می‎گیرد عبارتند از:

الف ـ باعث بسته شدن روزنه‎ها در تحت شرایط تنش می‎شود.

ب ـ بعنوان علامت دهنده تنش خشکی عمل می کند.

ج ـ مقاومت در برابر تنشهای خشکی، شوری و سرما را موجب می‎گردد. موجب رکود، ریزش، رشد و زمین‎گرایی می‎شود (Anders And Busk . 1996).افزایش میزان آبسیسیک اسید، فرآیندی است که عموماً پس از تنشهای محیطی غیرزنده از جمله تنش خشکی، شوری و سرما به چشم می‎خورد، بطوریکه این افزایش احتمالاً رابطه‎ای با تحمل به خشکی دارد و در جلوگیری از پسابیدگی سلولها در گیاهان دخالت می کند (Kazuo And Yamaguehi . 1999 ).بسیاری از سازشهای مرفولوژیکی و فیزیولوژیکی در مقابل تنش خشکی در تحت کنترل هورمون گیاهی ABA می‎باشد (28). بیشتر ژنهایی که تا به امروز مطالعه و بررسی شده‎اند، آنهایی که در اثر تنش خشکی تحریک می‎گردند، اکثراً تحت تأثیر ABA قرار می‎گیرند که به این ژنها، ژنهای وابسته به آبسیسیک اسید می‎گویند. بنظر می‎رسد که پسابیدگی و کاهش تورژسانی سلولها سبب تولید ABA متعاقباً تأثیرABA در تجلی ژنهای گوناگونی می‎شود (Anders And Busk . 1996). مطالعات نشان داده‎اند که نحوه توراث این صفت بصورت کمی است. اکسین و سیتوکینین تأثیری خلاف اثر ABA دارند و موجب باز شدن روزنه‎ها می‎شوند.

5ـ ضخامت کوتیکول و قشر مومی روی برگ
قشر مومی روی برگ نفوذپذیری آنرا برای آب ودی‎اکسیدکربن کاهش می‎دهد. و نیز میزان تابش جذب شده را کم می‎کند. بسیاری از گیاهان در نواحی خشک، از نظر تشریحی برگهایی با بشره ضخیم دارند. کوتیکول ضخیم بصورت عایقی در برابر تشعشع ورودی عمل می‎کند و در نتیجه تعرق را کاهش می‎دهد و بهمراه آن از تبخیر کوتیکولی نیز می‎کاهد (راشد و کوچکی ، 1373). مومی بودن در گندم بوسیله یک ژن بزرگ اثر کنترل می‎شود و ژنهای کوچک اثر روی شدت آن تأثیر می‎گذارند . کلارک و همکاران (1991) گزارش کردند که مومی بودن سطح برگ بطور مثبتی با عملکرد تنش خشکی همبسته بوده و کارائی مصرف آب را بالا می برد. قاعدتاً وراثت‎پذیری صفت مومی بودن باید بالا باشد. موم برگ تحت تأثیر عوامل بیرونی مانند تنش آب، دمای بالاو تشعشع زیاد نیز قرار می‎گیرد.

مکانیسم‎های تحمل به خشکی
1ـ تنظیم فشار اسمزی :

تنطیم اسمزی متضمن افزایش تعداد مولکولهای محلول درون سلولها در پاسخ به کاهش پتانسیل آب خارجی است. اثر این عمل، کاهش جریان خروجی آب از سلول و از این طریق باعث کاهش تلفات تورژسانسی می‎شود( Bidinger et al . 1978 ). تنظیم فشار اسمزی یکی از خصوصیات مهم تحمل گیاهان به خشکی است که در طی 15 سال اخیر به آن توجه زیادی شده است و مفهوم آن عبارتست از پائین رفتن پتانسیل اسمزی در پاسخ به تنش آب است که این امر ممکن است به دو طریق ذیل صورت گیرد:

الف ـ تنظیم غیر فعال: که در نتیجه تحمل مقدار آب نسبی بافت است.

ب ـ تنظیم فعال: که بوسیله تجمع املاح یا متابولیت‎ها یا بوسیله کاهش گسترش حجم سلول صورت می‎گیرد. بطور کلی، تحت شرایط تنش آب، فتوسنتز نسبت به مصرف آسمیلات‎ها در طول رشد کمتر تحت تأثیر قرار می‎گیرد و بنابراین قندها (اغلب به جزء نشاسته) و بقیه محصولات متابولیکی انباشته می‎شوند، هر چند که اهمیت نسبی آنها در تنظیم اسمزی بستگی به گونه، بافت و سرعت خشکی دارد. شواهد غیرمستقیمی در زمینه نقش تنظیم اسمزی در مقاومت به خشکی و تولید محصولات گیاهی از منابع متعدد در دست است. مورگان (1983) دست به انتخاب گندمهائی زد که در شرایط تنش، تنظیم اسمزی بالا و یا پایینی داشتند. طبق بررسیهای عملکرد ژنوتیپ‎های واحد تنظیم اسمزی بالا در شرایط خشکی بهتر از ژنوتیپ‎های کم پتانسیل بود (عبد میشانی و بوشهری ، 1374) . گزینش برای حفظ آماس و یا تعرق بوسیله تنظیم اسمزی و یا سایر عوامل گیاهی قابل انجام است و در حال حاضر توسط چند روش سریع و غیرمستقیم عملی می‎شود.

2ـ تجمع پرولین
تجمع پرولین آزاد در واکنش به تنش آبی در سلولهای بسیاری از گیاهان زراعی صورت می‎گیرد. ساربی و همکاران (1995) گزارش کردند که تحت تنش خشکی بوته‎های گندم به تجمع گلیسین، سوکروز، بتائین، والین، پرولین، آسپارژین و گلوتامین پرداختند که در این میان میزان تجمع پرولین بیشتر از بقیه بود. تجمع پرولین صفتی است که کارهای زیادی روی آن برای انتخاب این صفت بعنوان یک معیاری برای مقاومت صورت گرفته است که متأسفانه جواب مطلوبی در مجموع بدست نیامده است.اندریو و همکاران (1977) در آزمایش بر روی دو رقم، یکی مقاوم و دیگری حساس به خشکی، نتیجه گرفتند که احتمال دارد در گزارشات مبتنی بر وجود همبستگی مثبت بین پتانسیل تجمع پرولین و مقاومت به خشکی در جو نادرست باشد. در مطالعه دیگری بر روی گندم نیز همبستگی معنی‎داری بین مقاومت به خشکی و غلظت پرولین برگ در زمان پر شدن دانه وجود نداشت ( Guiru et al . 1996).

3ـ جابجایی مواد پرورده
قبل از گلدهی گندم مقدار زیادی کربوهیدراتهای غیرساختمانی در ساقه آن بویژه در دو میانگره انتهایی (پدانکل) و میانگره ماقبل پدانکل ذخیره می‎شود که پس از اینکه گیاه وارد مرحله رشد زایشی و تشکیل دانه می‎گردد، این مخازن نقش زیادی در پر شدن دانه ایفا می‎کنند. چگونگی ظرفیت ذخیره‎ای ساقه و بازدهی انتقال کربوهیدراتهای ذخیره شده قبل از گلدهی به دانه، هنوز در گندم مطالعه نشده است.سه مکانیسم، گریز، اجتناب و تحمل به خشکی باعث ایجاد مقاومت گیاهان به تنش خشکی می‎گردند که این مقاومت، ممکن است حاصل مجموع این سه مکانیسم یا یکی یا دو تا از آنها باشد.

انتخاب برای مقاومت به خشکی:

صفاتی مانند ممانعت در از دست دهی آب و تحمل به از دست‎دهی آب بطور مثبت با عملکرد تحت استرس ژنوتیپهای گندم و جو ارتباط دارند (Acevedo et al , 1989). ممانعت در از دست‎دهی آب به عنوان توانایی ژنوتیپها برای نگهداری بالای پتانسیل آبی برگ موقعی که تحت کمبود آب خاک رشد می‎کنند تعبیر می‎شود. تعدادی از صفات که در این فرآیند دخالت دارند عبارتند از: لوله‎ای شدن برگ، بهترین سیستم ریشه سازگار، افزایش کرک اندامهای هوایی، افزایش انعکاس تشعشع ورودی خورشید، افزایش پراکندگی گرما به واسطه کاهش مقاومت لایه مرزی در سطح اندام (برگهای باریک و ریشکها) و غیره.شکل مهم تحمل به استرس خشکی تحمل به استرس بعد از گلدهی است. در گندم و همانطور در غلات دیگر پرشدن دانه‎ قسمتی به طول مدت فتوسنتز واقعی و قسمتی به کربوهیدراتهای ذخیره شده در طول دوره قبل از گلدهی که از اندامهای رویشی گیاه جابجا می‎شوند بستگی دارد. تحت شرایط استرس خشکی انتهائی فتوسنتز خالص بطور معنی‎داری کاهش می‎یابد و سهم انتقال کربوهیدراتهای قابل حل ذخیره شده به عنوان منبع برای پر کردن دانه در گندم بیشتر می‎شود (Austin , 1977).مقدار 60-40% از وزن نهایی دانه از کربوهیدراتهای ذخیره شده قبل از گلدهی منشأ می‎گیرند که بوسیله محققان گزارش شده است . تنوع ژنتیکی در داخل گونه‎های گیاهی غلات در توانایی برای نگهداری رشد دانه بوسیله تحرک مجدد منابع کربوهیدراتی وجود دارد (Acevedo et al , 1989 And Austin , 1977). بلام و همکاران (1983) یک تکنیک اسکرین را برای این صفت در گندم توسعه دادند، آنها به طور کامل گیاهان آبداده را با منیزیم کلرات در آغاز مرحله فاز خطی رشد دانه (تقریباً 14 روز بعد از گلدهی) موقعیکه تعداد سلول‎ نهایی دانه مشخص شده بود اسپری کردند. این ماده خشک کننده همه بافتهای فتوسنتز کننده شامل برگها و غلافهای برگ، گلوم و ریشک را از کار انداخت. وزن دانه در پلاتهای تیمار شده با پلاتهای تیمار نشده مقایسه شد.

شاخصهای انتخاب برای مقاومت به خشکی
1ـ بررسی شاخصهای پیشنهاد شده
معیارهای انتخاب زیادی که برای افزایش مقاومت به خشکی گیاهان زراعی پیشنهاد شده‎اند اگرچه به طریقی با پیشبرد عملکرد این گیاهان در نواحی خشک ارتباط دارند ولی اکثراً ناموفق بوده‎اند. دلایل این عدم موفقیت عبارتند از:

الف ـ معیارهای پیشنهاد شده بیشتر با مکانیسم‎های زنده ماندن گیاه تحت شرایط تنش خشکی رابطه دارند تا با تولید محصول.

ب ـ معیارها مناسب محیط هدف نیستند.

ج ـ معیارهای خاصی مراحل رشدی معین بوده و بنابراین کمتر با رشد و تولید عملکرد در طول سیکل کامل زندگی گیاه ارتباط دارند. از طرفی برخی از آنها به خوبی تعریف نشده و اندازه‎‎گیری آنها مشکل می‎باشد (ریچارد 96). بلوم (1988) بیان می‎کند که ژنوتیپ‎هایی که عملکرد بالا دارند ممکن است مقاوم به تنش خشکی نباشند و بالا بردن عملکرد آنها ممکن است صرفاً به دلیل پتانسیل بالای عملکرد آنها باشد نه دارا بودن مکانیسم‎های تحمل. ولی ریچارد (1989) عقیده دارد که انتخاب برای عملکرد در غیاب خشکی راه بسیار مؤثری برای اصلاح و پیشبرد عملکرد در نواحی خشک می‎باشد. دلیل آن این است که پتانسیل عملکرد بالا که در مناطق مطلوب بروز می‎کند، می‎تواند عملکرد خوب در مناطق نامطلوب را باعث شود. همچنین انتخاب برای عملکرد در محیطهای مطلوب بصورت مشخصی مؤثرتر از نواحی نامطلوب است چرا که تنوع ژنتیکی به دلیل کوچک شدن خطاها ماکزیمم بوده و اثرات متقابل ژنوتیپ و محیط نیز به دلیل تکرار پذیری بیشتر محیطها کوچکتر است. علاوه بر این ریچارد عقیده دارد که انتخاب برای عملکرد بصورت اتوماتیک تمامی فاکتورهای ناشناخته‎ای را که برای افزایش مقاومت به خشکی مهم هستند در گیاه جمع می‎کند. 2ـ شاخص‎های نشان دهنده مقاومت به خشکی براساس عملکرد ژنوتیپ‎هاخصوصیات مهم یک شاخص جهت اینکه معیار خوبی برای بررسی و بیان مقاومت به خشکی باشد عبارتست از:

الف ـ بین شاخص مورد نظر و عملکرد همبستگی بالایی وجود داشته باشد.

ب ـ وجود تنوع ژنتیکی زیادی برای صفت مورد نظر در جمعیت مورد مطالعه یا بعبارت دیگر صفت دارای توارث پذیری بالایی باشد.

ج ـ صفت مورد نظر مشخص و تعریف شده و اندازه گیری آن راحت، دقیق و سریع باشد، بطوریکه عمل جداسازی مقدار زیادی ژنوتیپ بر اساس آن با سرعت و به راحتی صورت بگیرد.فرناندز (1992) در بررسی عملکرد ژنوتیپ‎ها در دو محیط تنش و بدون تنش تظاهر گیاهان نسبت به دو محیط را به 4 گروه تقسیم نمود:

1ـ ژنوتیپ‎هایی که تظاهر یکسانی در محیط تنش و غیر تنش دارند (گروه A).

2ـ ژنوتیپ‎هایی که فقط تظاهر خوبی در محیط بدون تنش دارا هستند (گروه B).

3ـ ژنوتیپ‎هایی که در محیط تنش عملکرد بالایی دارند (گروه C).

4ـ ژنوتیپ‎هایی که تظاهر ضعیفی در هر دو محیط دارند (گروه D).

به عقیده فرناندز مناسبترین معیار انتخاب برای تنش معیاری است که بتواند گروه A را از سایر گروهها تشخیص دهد. اصطلاحات مربوط به شاخص‎های مقاومت به خشکی عبارتند از:


128.jpg


بر اساس این اصطلاحات شاخص‎های متفاوت را بدین صورت تجزیه و تحلیل می‎نمائیم:


اولین شاخص مورد نظر، «شاخص حساسیت به تنش

Susceptibility Index) Stress= SSI) است که در سال 1978 توسط فیشر و مورو محاسبه و پیشنهاد گردید و بصورت رابطه زیر است:


213.jpg

در فرمول فوق SI معادل شدت تنش Stress Index می‎باشد. که هر چقدر SI مقدار کمتری داشته باشد SSI مقدار بیشتری خواهد داشت. بطورکلی هرچه میزان این شاخص کمتر باشد یعنی حساسیت ژنوتیپ به تنش کمتر است و مقاومت آن بیشتر می‎باشد. انتخاب بر اساس شاخص SSI باعث گزینش ژنوتیپ‎هایی با عملکرد پایین در شرایط عادی ولی عملکرد بالا در شرایط محیط تنش می‎گردد. پس عیب عمده‎ای که این شاخص دارد قادر به شناسایی گروه A از گروه C نیست.

رزبل و هامبلین در سال ( 1981 ) شاخص تحمل



314.jpg



هرچه اختلاف بین YPو YS بیشتر باشد مقدار TOL افزایش می‎یابد و این نمایانگر حساسیت بیشتر به خشکی بوده و هر قدر مقادیر این شاخص پایین‎تر باشد، مطلوب‎تر خواهد بود. گزینش براساس این شاخص سبب انتخاب ژنوتیپ‎هایی با عملکرد بالقوه پایین تحت شرایط بدون تنش و عملکرد بالا تحت شرایط تنش می‎گردد. پس این شاخص هم قادر به جداسازی گروه A از C نمی‎باشد. شاخص محصول دهی متوسط (MP) نیز باعث گزینش ژنوتیپ‎هایی می‎شود که عملکرد بالایی در شرایط مطلوب دارند ولی از عملکرد کمی در شرایط نامطلوب برخوردارند.

در سال ( 1992 ) فرناندز شاخص STI = Stress Tolerance Index) را تحت عنوان شاخص تحمل به تنش را پیشنهاد کرد تا جهت شناسایی ژنوتیپ‎هایی با عملکرد بالا تحت هر دو محیط تنش و بدون تنش مورد استفاده قرار گیرد این شاخص بصورت زیر محاسبه می‎گردد:



513.jpg




هر چقدر مقدار STI بالاتر باشد، نشان دهنده تحمل به خشکی بالاتر آن ژنوتیپ ویژه است که این امر موجب بالا رفتن عملکرد بالقوه بیشتر آن ژنوتیپ می‎گردد. در این شاخص ژنوتیپ‎های گروه A از گروه B و C تفکیک می‎شود.
میانگین هندسی محصول دهی نیز بعنوان شاخص

( GMP = Geometric Mean Productivity )


در سال ( 1992 ) توسط فرناندز معرفی گردید که عبارتست از:


152.jpg

GMP حساسیت کمتری به مقادیر بسیار متفاوت YS و YP دارد در حالیکه شاخص MP که بر اساس میانگین حسابی می‎باشد، هنگامیکه اختلاف نسبی زیادی بین YS و YP باشد دارای اریبی به طرف بالا خواهد بود. بنابراین شاخص GMP در مقایسه با شاخص MP قدرت بالاتری در تفکیک گروه A از سایر گروهها دارد و بر همین اساس بود که فرناندز شاخص STI خود را بر اساس GMP بنا گذاشت.

611.jpg

بدینگر و همکاران (1978)، شاخص پاسخ به خشکی


(DRI= Drought Response Index )

را پیشنهاد نمودند که بر اساس رابطه زیر می‎باشد.
YA= تخمین عملکرد از طریق رگرسیون تحت شرایط تنش
YES= عملکرد حقیقی تحت شرایط تنش
SES= اشتباه استاندارد رگرسیون چند متغیره

DRI= ( YA- YES) / SES

در این روش یک رگرسیون چند متغیره از عملکرد دانه تحت شرایط تنش روی عملکرد دانه تحت شرایط بدون تنش و همچنین تعداد روز تا گلدهی برای تمامی کولیتوارها بسته می‎شود و سپس DRI برای هر رقم با استفاده از رابط فوق محاسبه می‎شود. ارزشهای مثبت DRI نشانگر تحمل به خشکی بوده که مستقل از اثرات عملکرد بالقوه و تاریخ گلدهی است. DRI متناسب با 1ـSI در فرمول فیشر و مورو می‎باشد.


فیشر و همکاران ( 1983)، مفهوم شاخص خشکی یا

(DI = Dorought Index )


را به عنوان معیاری برای غربال ژنوتیپ‎های ذرت معرفی کرد. DI نسبت وزن بذر لاینهای تحت تنش به شرایط بدون تنش می‎باشد. به منظور تعیین وجود ژنوتیپ‎های متحمل در داخل گروهی از لاینها شاخص خشکی نسبی( = Relative Dorought Index (RDI بر اساس رابطه زیر قابل محاسبه است که DI شاخص خشکی می‎باشد.


711.jpg


پس ژنوتیپ‎هایی که دارای RDI بزرگتر از یک می‎باشند، دارای مقاومت نسبی به خشکی بوده و

اگر ارزش فوق کوچکتر از یک باشد، ژنوتیپ مربوطه دارای حساسیت نسبی به خشکی می‎باشد
 

روش کشت درهم ، مزایا ، احتیاطات و مراقبتهای لازم


عبارت است از رویاندن دو محصول یا بیشتر به طور هم زمان در یک زمین. در این روش افزایش تعداد محصول با استفاده از هر دو بعد زمانی و مکانی است، در تمام دوران یا بخشی از رشد محصول، رقابت بین گیاهان وجود دارد و کشاورزان درهر زمان بیشتر از یک محصول را در یک زمین مراقبت ومدیریت می کنند.

این روش انواع مختلفی دارد.
اگر رویاندن دو محصول یا بیشتر به طور همزمان در یک زمین ولی به صورت مخلوط باشد و هیچ گونه ردیف مشخصی وجود نداشته باشد، مثل کشت مخلوط یونجه جو در پایـیز ، آن را روش کـشت مخـلوط می گویند ولی اگـر به صـورت ردیفی باشـد که به طـور معمول این ردیفها متناوبند، مثل کشت برنج وذرت، ذرت و سیب زمینی و یا ذرت ولوبیا چشم بلبلی آن را کشت درهم ردیفی می گویند. چنانچه این کشت در نوارهای باریکی با شد که به طور معمول نیز متناوبند آن را روش کشت درهم نواری می نامند

-در آمد اضافی
2- به حداقل رساندن خطرات احتمالی
3- بهبود شرایط تغذیه گیاه
4- مبارزه با علف های هرز
5- مدیریت بهتر نیروی کار موجود
6- حد اکثر استفاده از منابع موجود
7- کاهش خطرات احتمالی ناشی از افت قیمت محصول
8- شیوع کمتر بیماری
9- حفاظت خاک
10- استفاده فشرده ازکشاورزان
11- حفظ حاصلخیزی خاک
12- به حد اکثر رساندن سود.

1- انتخاب کشت در هم مشروط به داشتن آب وامـکانات آبیاری، کودهـای شیمیایی، وسـایل و تجـهیزات مبارزه با آفات و بیماری ها به مقدار کافی است.


2- گیاه همراه بایستی در شرایط معمولی به طور مستقل رشد کند و برای زراعت اصلی ایجاد مزاحمت ننماید.


3- ارقام مناسب ومقاوم به بیماری ها باید به کار گرفته شوند.


4- ضوابط و معیارهای حفظ نباتات باید رعایت شوند.


5- فنون کشاورزی مطلوب مثل کشت جوی و پشته ای ، آبیاری نشتی وغیره بایستی بر طبق نیاز گیاهان و دوران رویش در نظر گرفته شوند.


6- گیاه همراه نباید حالت تجاوزگری و تهاجمی دا شته باشد.


7- گیاه همراه بایستی سالم باشد، در غیر این صورت ممکن است زیان برساند.


گیاهان همراه که در کشت درهـم با ذرت دانه ای مناسب گزارش شده اند عبارتـند از: لوبیـا چشـم بلبلی، سویا، ماش سبز، سیب زمینی، بادام زمینی، کرچک آفتابگردان وانواع لوبیا. در زراعت ذرت علوفه ای معمولا از لوبیای چشم بلبلی و سویا برای کشت درهم استفاده می شود.

عمر گلهای بریده را زیاد کنید!


حتما برای شما هم پیش آمده که بمناسبتهای مختلف برای شما دسته گل آورده اند و شما هم به طبع دسته گل را در آب گذاشته اید و چند روزی نگهداری کرده اید.اما من میخوام امروز یکی دوتا کار ساده را به شما یاد آوری کنم که مدت بیشتری از گلهاتون لذت ببرین.
اول به شما عرض میکنم که گلها اندام های زایشی گیاه هستند و در واقع تقریبا به منتهای مرحله رشدی رسیده اند و تقریبا دیگر به مواد غذایی زیادی برای رشد بیشتر احتیاج ندارند، و مواد غذایی لازم فقط برای حفظ و بقای گل هست که آنهم بطور تقریبی از آنچه که توسط برگهای همراه گل تولید میشه قابل تامین هست.(عرض کردم تقریبا).
دوم اینکه گلهای بریده فاقد ریشه هستند و آب لازم را فقط از طریق آوند هایی( مجاری ) که در محل بریده شدن ساقه قرار دارند جذب میکنند.سوم اینکه خود گیاه با سطح بریده شده بعنوان یک زخم برخورد میکنه و سعی میکنه که بنوعی آنرا ترمیم و باز سازی کنه که اینکار رو با مسدود کردن سلولها و آوندهای صدمه دیده(بریده شده) انجام میده که این خودش باعث مختل شدن جذب آب میشه.
حتما هم دیده اید که پس از مدتی آب داخل لیوان یا گلدان کمی کدر میشودو یا بوی بد میگیرد که این بدلیل رشد انواع قارچ در آب هست.
با دانستن این نکات خودتون هم میتونید حدس بزنید که باید چکار کنید.
اولا که با عوض کردن زود زود آب از گندیدن آب ویا رشد قارچها جلوگیری کنید چون همین عامل باعث خراب شدن و مردن اوندهای انتهای ساقه میشه و در نتیجه جذب آب را مختل میکنه.
دوم اینکه با یک وسیله تیز هر یکی دوروز یکبار انتهای ساقه را بطور مورب ببرید. با اینکار(وسیله تیز) هم از خراب کردن آوند ها جلوکیری میکنید و هم با مورب بریدن شاخه سطح تماس و تعداد اوندهای در تماس با آب را زیاد میکنید و در نتیجه به سهولت جذب آب توسط شاخه ها کمک میکنید.
سوم اینکه گاهی اوقات بعضی از فروشندگان به هنگام فروش دسته گل مواد مخصوص طولانی کردن عمر گل را هم عرضه میکنند که این مواد هم از رشد قارچها جلو گیری میکنه و هم مقداری مواد مغذی داره که استفاده از اون خیلی مفید هست.

گل های پیاز دار :

انتهای ساقه آن را قطع کنید . ماده سفید و چسبناکی که از ان خارج می شود را بشویید ، سپس درون ظرفی از آب بگذارید .

گل شقایق :

ته ساقه را روی شعله بسوزانید تا تبدیل به زغال شود .

سوسن و زنبق :

انتهای ساقه را به شکل اریب قطع کنید سپس آن را تا گردن درون آب بگذارید .

رز :


برای نگهداری رز یا گل سرخ در آب ، ابتدا به آرامی گلبرگ های پلاسیده قسمت خارجی را جدا کرده و خارهای آن را از شاخه بزدایید سپس ساقه گل را شکاف داده یا له نمایید .

گل لاله :

برای جلوگیری از خمیده شدن ساقه آن دسته گل لاله را با یک روزنامه خیس محکم پیچیده مدت یک ساعت یا بیشتر آن را در 5 سانتیمتر آب بگذارید سپس یک سنجاق کوتاه در میان هر ساقه ، درست در زیر گل فرو کنید .

گل های دارای ساقه چوبی :

انتهای ساقه آن را شکاف داده یا له کنید و اگر درحال پلاسیده شدناست ساقه آن را درآب داغ بگذارید .

گل های شیره دار :

از انتهای برخی از گل ها مانند کوکب ماده لزجی خارج می شود .پس از چیدن این گلها انتهای آن را در برابر حرارت آتش کز بدهید و مدت نیم ساعت در آب سرد قرار دهید .

توصیه های دیگر برای شادابی و طول عمر گل ها :

- اگر می خواهید گلهای شما تا آمدن میهمانان تر وتازه و شاداب بماند ، انتهای ساقه آن دستمال مرطوبی بسته درون یخچال بگذارید ، مدت بیشتری تازه خواهند ماند .

- پس از چیدن گل ها کمی عسل به انتهای ساقه موجب طول عمر گل می شود . برای حمل قلمه نیز این شیوه ی مفیدی است .

- به محض آنکه گل را از ساقه جدا کردید ابتدا مدتی در آب نیمه گرم و سپس در آب سرد قرار دهید .

- هر روز آب گل های خود را عوض کنید . هربار که آب را عوض کردی مقداری از ساقه کوتاه کنید .

- اضافه کردن مقدار بسیار کمی نمک یا شکر ( به اندازه نوک انگشت ) به گل های شما جان تازه ای می بخشد .

رسیدگی روزانه به گل ها

آب داخل ظرف، گلدان و یا محفظه ای که گیاهان را در آن قرار داده اید، بصورت روزانه عوض کرده و داخل ظرف آب تازه بریزید. اگر حتی داخل ظرف فوم و یا اسفنج مخصوص هم وجود داشته باشد، شما باید تا بالای اسفنج و یا فوم آب بریزید، با این کار گل ها عمر داراز تری خواهند داشت. اگر کل آب ظرف را عوض می کنید، بهتر است خود ظرف را نیز بشویید.

برای اینکه گل های شما مدت زمان بیشتری تازه و سالم بمانند می توانید از انواع مختلف غذاهای مخصوص گل و گیاهی که در بازار موجود است، استفاده کنید. به این منظور می توانید مقداری از غذای مخصوص را در گلدان حاوی گل بریزید. می توانید این غذاها را از گل فروشی ها تهیه کنید. این نوع غذاها مواد مورد نیاز گیاه را به آن می رساند، از رشد باکتری هایی که منجر به مسدود شدن ساقه گیاه و عدم رسیدن آب به قسمت های بالایی می شوند، جلوگیری می کنند، جوانه ها و غنچه ها را شکوفا کرده، و به طور کلی عمر دسته گل شما را افزایش می دهند. استفاده از این مکمل های غذایی برای گیاهان یکی از بهترین راه های افزایش طول عمر آنها است، فقط باید دقت داشته باشید که طبق دستورالعملی که برروی بسته مکمل نوشته شده عمل کنید. اگر به طور صحیح از این مکمل ها استفاده نکنید، امکان آسیب رسیدن به گل ها وجود دارد.

● برش مکرر ساقه ها

هر چند روز یکبار، گل ها را از ظرف خود خارج کرده و ساقه های آنها را کوتاه کنید. از انتهای ساقه به اندازه ۳تا۴ سانتیمتر کوتاه کنید. برای اینکه گیاه بتواند به بالاترین میزان آب را بالا بکشد، باید انتهای ساقه را بصورت زاویه دارد ببرید. می توانید از یک چاقوی تیز، یا قیچی باغبانی استفاده کنید. سعی کنید به ساقه گل فشار وارد نکنید چراکه هر آسیبی که به ساقه برسد از جذب آب ممانعت خواهد کرد.

هر گونه شکوفه و یا برگ آسیب دیده را نیز از گل جدا کنید. برای اینکه به ساقه ها آسیبی وارد نشود می توانید پیش از درآوردن گل ها از ظرف آنها را با یک نخ به هم متصل کنید و سپس از داخل گلدان جدا نمایید. سپس آنها را داخل ظرف جدیدی که با آب تازه و مکمل مورد نظر پر شده است، بگذارید و نخ را از اطراف آن باز کنید.

● تعویض آب و مکمل غذایی

ابتدا باید گلدان را تمیز کرده و سپس آب را به دمای اتاق رسانده و مکمل را به آن اضافه کرده و سپس گل ها را در داخل آن قرار دهید. باید مطمئن شوید که هیچ گونه خار و خاشاک یا غباری روی آب قرار نگرفته باشد(مانند برگ و قسمتهای مختلفی از ساقه) چرا که این امر می تواند باعث تشدید رشد باکتری ها در گلدان شده و عمر گل ها را کاهش دهد.

● گل ها را در محیط خنک قرار دهید

دمای مناسب برای بیشتر گل ها چیزی در حدود ۶۵تا۷۲درجه فارنهایت بوده و بهتر است بطور مستقیم در زیر تابش نور خورشید گرما و سرمای شدید قرار نگیرند. همچنین نباید گل ها را در زیر فن های سقفی و یا در بالای تلویزیون و مکان هایی که اشعه های گرم از آن ساطع می شود قرار دهید چراکه این گونه وسایل از خود گرما تولید کرده و سبب می شوند که گل آب خود را از دست بدهد. همچنین نباید گلدان را در کنار میوه های رسیده قرار دهید. چراکه میوه از خود قدری گاز اتیلن ساطع می کند که می توان برای گل ها مضر باشد و آنها را بطور نابهنگام پژمرده کند.

▪ گل نرگس:

این گل در آب کم عمق می تواند عمر بسیار درازی داشته باشد; به ویژه اگر ساقه های آن را بطور مکرر کوتاه کرده و آب را عوض کنید و غذای مکمل به آن اضافه نمایید. هر دو تا سه روز یکبار تنها در نیمی از گلدان آب بریزید. می توانید پوسته محافظ را به حال خود باقی گذاشته و یا آن را به آرامی از ساقه جدا کنید. زمانیکه ساقه های نرگس را کوتاه می کنید این پوسته ها از خود نوعی شیره در داخل آب ترشح می کنند که عمر سایر گل ها را کوتاه می کنند. برای جلوگیری از این مشکل می توانید پس از برش ساقه ها برای ۱۲ساعت آنها را در یک گلدان مجزا قرار دهید و سپس با گل های دیگر در یک گلدان قرار دهید. در گل آرایی های جدید دیده می شود که گل نرگس را همراه با پیاز و ریشه آن تزئین می کنند. به این منظور گل روی ریشه ها را با آب شسته و می توانید از کلیه گیاه از ریشه گرفته تا ساقه و برگ و گل لذت ببرید.

▪ گل شقایق:

همان مراقبت های متداولی که در ابتدا توضیح داده شد در مورد گل شقایق هم صدق می کنند، اما از آنجاییکه ساقه های آنها خیلی لطیف و آسیب پذیر می باشند، باید آنها را با ملایمت در دست گرفته و به آرامی کوتاه کنید. طبیعت حساس و لطیف گل های شقایق حاکی از این مطلب است که عمری بیش از ۳تا۵ روز ندارند.

▪ گل داودی:

این گل ها در رنگ ها و اشکال مختلف یافت شده و با تعداد گلبرگ های مجزا یافت می شوند. گاهی اوقات در رنگ های غیرمعمول دیده شده و با شکوفه های تکی و یا چند تایی در هر ساقه، دارای زیبایی خاصی می باشند. هر یک از گلبرگ ها که زرد شده و یا رو به پلاسیدگی می رفتند، باید از ساقه جدا شوند.
برگ های این گل گاهی اوقات از گلبرگ ها نیز زودتر پلاسده می شوند. کوتاه کردن ساقه ها جذب مطلوب آب را افزایش داده و عمر گل را در داخل گلدان افزایش می بخشد. عمر متوسط گل های داودی در گلدان چیزی در حدود ۷تا۱۲ روز می باشد.

▪ گل مینا:

کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت و نگهداری از سایر گل ها درمورد این گل نیز صدق می کند، تنها با این تفاوت که باید به یاد داشته باشید این گل نیازمند میزان آب زیادی است به همین دلیل باید به طور مکرر گلدان را چک کنید و آن را همیشه پر از آب نگه دارید.

▪ گل زنبق:

این گل هم دارای شکوفه های متعدد بسیار کوچکی می باشد که به مرور زمان شکوفا خواهند شد. این شکوفه ها در عرض ۲روز شکوفا می شوند. شکوفه های زیبا و آبی رنگ این گل در کنار لاله و سوسن از جذابیت خاصی برخوردار می شوند. هرچند عمر کوتاهی دارند اما به گلدان ها زیبایی و جذابیت خاصی می بخشند. آب را تا بالاترین حد گلدان بریزید و از ایجاد باکتری در گلدان جلوگیری کنید. در گلدان در حدود ۳تا۵روز عمر می کنند.

▪ گل سوسن:

گرده افشانی گل سوسن می تواند سبب ایجاد لکه برروی لباس و مبلمان شود، به همین دلیل پیش از اینکه آن را با گل های دیگر در داخل گلدان قرار دهید، سعی کنید نرینگی آن را با دستمال به آرامی پا ک کنید.

این کار را باید هرچند روز یک بار انجام دهید. کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت از گل را که در بالا به آنها اشاره شده درمورد این گل نیز رعایت کنید و دقت داشته باشید که گل سوسن براحتی پلاسیده شده و از بین می رود، به همین دلیل هنگامیکه آنها را در دست می گیرید باید مراقب باشید و آنها را به آرامی در دست بگیرید. شکوفه های این گل به ترتیب باز می شوند و شما می توانید گل هایی را که عمر خود را کرده اند و به ساقه اصلی نزدیک هستند را جدا کنید.

▪ گل ارکیده:

کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت و نگهداری از سایر گل ها درمورد این گل نیز صدق می کند; فقط توجه داشته باشید که این گل بسیار حساس بوده و به هیچ وجه نباید در معرض گاز اتیلن که از میوه ها، سبزی ها و مواد فاسد شده گل ها ساطع می شود قرار بگیرد.

▪ گل میخک صد پر:

همان مواردی را که در بالا به آن اشاره کردیم، درمورد میخک هم صدق می کند به علاوه اینکه این گل به گاز طبیعی اتیلن که می تواند از طریق میوه، سبزی، و گل های پژمرده آزاد شود، حساسیت بیشتری نشان می دهد.(این گاز برای انسان و حیوان مضر نیست). برای اینکه بهترین نتیجه را بگیرید این گل ها را به دور از منابع تولید اتیلن نگهداری کنید. زمانیکه ساقه ها را برای ترمیم گیاه، برش می زنید از بالای یکی از گره هایی که برروی ساقه ایجاد شده این کار را انجام دهید. این امر به گیاه اجازه می دهد تا آب را در حد نیاز خود از ساقه بالا بکشد. بسته به انواع مختلف این گیاه، میخک میتواند عمری در حدود ۷تا۱۴ روز داشته باشد.

▪ گل سنبل:

کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت و نگهداری از سایر گل ها درمورد این گل نیز صدق می کند، اما در ذهن داشته باشید که وقتی ساقه های آنها را می برید، نوعی شیره گیاهی آزاد می کند که عمر سایر گل ها را کاهش می دهد. برای جلوگیری از این امر پس از کوتاه کردن ساقه ها آنها را در یگ ظرف جداگانه قرار داده و پس از ۱۲ساعت در کنار گل های دیگر بگذارید. در روش های گل آرایی به شیوه نوین گل سنبل را با پیاز و ریشه آن تزئیین می کنند. خاک را از روی ریشه گیاه می شویند تا از کثیف شدن آب جلوگیری شود.

▪ آلسترومریا:

غنچه های این گل کیپ و سفت هستند. اگر به خوبی از آنها مراقبت کنید تا آخرین حد باز می شوند. آلسترومریا جز» گل هایی است که همیشه تشنه آب است. به همین دلیل باید گلدان را دائما نگاه کنید تا آب آن کم نشده باشد و اگر داخل گلدان اسفنج گذاشته اید، باید دائما به آن سربزنید و از خیس بودن آن اطمینان حاصل کنید. هر بار که آب گلدان را عوض می کنید باید از غذای مکمل جدید داخل آن بریزید.

▪ گل رز:

کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت از گل و گیاه را که در بالا به آنها اشاره شده درمورد این گل نیز رعایت کنید و هر گونه گلبرگ بد رنگی را از آن جدا کنید. گلبرگ های پلاسیده و برگ هایی که زیر خط آب قرار داشتند را جدا کنید. برش مکرر ساقه ها سبب افزایش طول عمر رز می شود. اگر احساس کردید که گل رز شما در حال پلاشیده شدن است، می توانید مجددا آنها تازه و شاداب کنید. به این صورت که در حدود ۵سانتیمتر از انتهای ساقه آن را جدا کنید.

سپس وان یا ظرفشویی را از آب پر کرده و تمام گیاه را در آن فرو ببرید. اجازه دهید که گلبرگ ها برای ۲۰تا۶۰دقیقه آب جذب کنند و بعد آنها را دو مرتبه داخل گلدان قرار دهید. گل های رز در جای خنک عمر بیشتری خواهند داشت اما اگر می خواهید غنچه های آن زودتر باز شوند، آنها را بطور موقتی در جای گرم قرار دهید، البته نه در محیطی گرم تر از ۸۰درجه فارنهایت.

▪ گل صدتومانی:

کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت از گل را که در بالا به آنها اشاره شده درمورد این گل نیز رعایت کنید و از قرار دادن این گل در زیر نور مستقیم خورشید خودداری کرده و آن را در محلی خشک قرار دهید. گلفروش ها این گل ها را معمولا زمانی که در دسته گل قرار می گیرند، بصورت غنچه می گذارند تا پس از چند روز غنچه هایش باز شوند. غنچه های تازه باز شده بسیار حساس بوده و به سرعت از بین می روند به همین دلیل به آنها فضای کافی داده و فقط در صورت لزوم آنها را حرکت دهید. با مراقبت مناسب در حدود ۷روز نیز عمر خواهند کرد.

▪ کالاس:

همان مواردی که در بالا به آنها اشاره شد، برای این قسمت نیز صدق می کنند اما از آنجایی که چمچمه های این گل(قسمت رنگی گل) به سادگی پژمرده می شوند، در زمان دستکاری آنها باید خیلی مراقب بوده و به آرامی با آن برخورد کنید. کالاس دارای ساقه های کلفت و گوشتی می باشد که وقتی از عمر آن می گذرد، در قسمت انتهایی ساقه پیچ می خورد. برای اینکه بالاترین عمر را در داخل گلدان داشته باشند، باید هر دو روز یکبار ساقه های آن را کوتاه کنید. این نمونه از گل نیز از جمله انواع گل های تشنه است به همین دلیل باید آب آن را بصورت مکرر چک کنید.

▪ فریزیا:

کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت و نگهداری از سایر گل ها درمورد این گل نیز صدق می کند، فقط باید دقت داشته باشید که این گل ها قرار گرفتن در آب همدما با اتاق را ترجیح می دهند. شکوفه های این گیاه مانند دندانه های شانه در امتداد یکدیگر قرار گرفته و از بزرگ به کوچک ردیف هستند. زمانی که شکوفه ها دوران نخست زندگی خود را طی می کنند و پیر می شوند، باید آنها را از ساقه جدا کنید تا گل همچنان جذابیت و زیبایی خود را حفظ کند.

▪ جربرا(ژرورا):

ساقه این گیاه به شدت نسبت به باکتری هایی که ساقه را مسدود می کنند حساس است. اگر ساقه هایشان مسدود شوند، سر گل حالت پژ مرده گرفته، خم شده، و به پایین متمایل می شود. برای طولانی تر شدن عمر این گیاه بصورت مکرر آب آن را عوض کرده و هر یک تا دو روز در میان به آن مکمل غذایی اضافه کنید.
از آنجایی که این گل ها به شدت به گاز اتیلن و باکتری حساس هستند، سعی کنید گلدان را همیشه تمیز نگه داشته و در محیط خنک و پاک بگذارید.

▪ آماریلیس:

شکوفه های این گل نیز تا آخرین حد باز خواهند شد. به این منظور ساقه های آن باید تمام مدت سرشار از آب باشند. به همین دلیل زمانی که آب آن را عوض کرده و ساقه ها را کوتاه می کنید، گل ها را باید برعکس کرده و داخل ساقه آن آب بریزید.

انتهای ساقه ها را با دست بگیرید و یا با نخ پنبه ای ببندید تا وقتی آنها را برعکس می کنید آب آن به بیرون نریزد و زمانیکه گل ها را مجددا به گلدان باز گرداندید، نخ را از انتهای ساقه ها با کنید. اگر در طول زمانی که گل ها را از داخل گلدان در آورده اید به آنها آب نرسد احتمال دارد ساقه ها ترد و شکننده شده و براحتی خم شده و بشکنند. سعی کنید آنها را به طور روزانه هرس کنید. زمانیکه غنچه های جدید باز شدند به آرامی غنچه های قبلی که قدری پژمرده شده اند را از ساقه اصلی جدا کنید.

▪ شیپوری:

این گل های کوچک، معطر، سبز رنگ و زنگوله ای شکل بصورت حقه ای در کنار هم چیده شده اند و هر یک از زنگوله ها شکوفه سفید رنگی در داخل خود جای داده است. اگر بر طبق دستور العمل هایی که در بالا به آنها اشاره کردیم، عمل کنید مطمئن باشید که شیپورهای شما برای مدت زمانی نزدیک به ۷تا۱۰ روز شادابی و طراوت خود را حفظ خواهند کرد.

▪ PARADISE OF BIRDS :

هر شاخه از این گل دارای حداقل ۴تا۵ گل می باشد. گاهی اوقات تنها یکی از آنها باز است و بقیه به گونه ای در بخش های دیگر ساقه مخفی شده اند. زمانیکه یکی از گل های موجود به حالت پژمردگی رسید، باید آن را جدا کرده و اجازه دهید تا گل های دیگر از زیر برگ چه های قایقی شکل گل به بیرون بیاند. اگر گل بیرون نمی آمد، می توانید آن را به آرامی با دستتان از لا به لاله ساقه و برگ خارج کنید. این گل های زیبا به درجه حرارات زیر ۵۰ درجه فارنهایت حساس می باشند به همین دلیل سعی کنید که آنها را در جای گرم نگهداری کنید.

▪ ادریس:

این گیاه دارای شاخه های چوبی هستند. اگر شکوفه های این گل پیش از شکوفایی پلاسیده شدند، برای اینکه از خراب شدن کلی گیاه جلوگیری کنید، باید آنها را از ساقه جدا نمایید. زمانیکه ساقه ها را کوتاه می کنید می بایست حتما به قسمت انتهایی آن فرم زاویه دار بدهید و حداقل برای یک ساعات آن را در آب ولرم قرار دهید.
با این کار گل دو مرتبه جانی تازه می گیرد و آماده پیوستن به جمع گل های دیگر می شود. برای بدست آوردن بهترین نتیجه، میزان آب موجود در داخل گلدان را تا بالاترین حد افزایش دهید. این نوع گل را همچنین می توانید خشک کنید.

برای اینکه گل ها هر چه زیباتر خشک شوند، آنها را سر و ته کرده و در مکانی گرم قرار دهید. البته رنگ گلبرگ ها به مرور زمان کمرنگ تر می شود اما گل های خشک شده را می توانید برای مدت زمانی در حدود ۹ ماه تا یک سال نگهداری کنید.

▪ لیزیانتوس:

دارای شکوفه های پررنگ رزی شکل است که اگر از آن مراقبت مطلوب بعمل بیاید، برای مدت زمانی در حدود ۷ روز شاداب باقی خواهد ماند. بسیاری از شکوفه های باز نشده که دارای رنگ می باشند بطور کامل باز خواهند شد. ممکن است شکوفه های کوچک تر که بی رنگ هستند باز نشوند اما می توانند از شکوفه های دیگر محافظت کنند.

منبع:
روزنامه ابتکار

واژگان عمومی گیاه‌پزشکی

واژگان عمومی گیاه‌پزشکی

پاتولوژی گیاهی: (Plant Pathology )
پاتولوژی گیاهی به علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهی گفته می‌شود، این علم عوامل بیماری‌زا، چگونگی ایجاد بیماری، چگونگی فعل و انفعلات، ارتباط میان گیاه میزبان و عوامل تولیدکننده‌ی بیماری آن و درنهایت روش‌های مبارزه با آن‌ها را مورد بررسی قرارمی‌دهد.
● بیماری‌شناسی گیاهی: (phytopathology )
علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهان، شناسایی، ‌مطالعه و مبارزه با عوامل زیان‌آور به گیاه و فرآورده‌های گیاهی و آثار ناشی از این عوامل.
● بیماری فیزیولوژیکی: (physiological disease) هرگونه اختلال در فیزیولوژی گیاه که عامل آن موجود زنده نباشد مانند اختلال ناشی از کمبود مواد غذایی، سرمازدگی و آلودگی هوا. بدیهی است همه بیماری‌ها جنبه فیزیولوژیکی دارند ولی اصطلاح دربیماری فیزیولوژیکی اغلب به معنایی است که دربالا آورده شده
● بیمارگر: (Pathogen)
پاتوژن‌ها به دو گروه زنده Animate و غیرزنده Inanimate تقسیم‌بندی می‌شوند که عامل تولید بیماری هستند.
● پارازیتیسم: (Parasitism)
رابطه‌ی میان انگل و میزبان که دراکثر مواقع به ضرر میزبان تمام می‌شود.
● پارازیت: (Parasit)
یا انگل به موجودی گفته می‌شود که حداقل یک قسمت از چرخه‌ی زندگی خود را داخل یا روی موجود زنده‌ی دیگر که به آن میزبان یا host گفته می‌شود به سرمی‌برد و تمام یا قسمتی از موادغذایی موردنیاز خود را از آن موجود کسب کند.
● انگل‌های اجباری: (Obligate Parasite)
یعنی برخی از پاتوژن‌ها مانند ویروس‌ها، نماتدها و عده‌ای از قارچ‌ها برای تغذیه و تکمیل چرخه‌ی زندگی خود، وابستگی کامل به سلول زنده‌ی میزبان دارند و درمحیط غذایی غیرزنده قادر به رشد نمی‌باشند.
● ساپروفیت اجباری: (Obligate Saprophyte)
قادر به تغذیه از سلول زنده نمی‌باشند بلکه موادآلی موردنیاز خود را از منابع غیرزنده یا بقایای پوسیده تامین می‌کنند مانند باکتری‌ها، مایکوپلاسماها و بسیاری از قارچ‌ها که قادرند هم از سلول گیاهی و هم درمحیط غیرزنده رشد کنند.
● دوره‌ی بیماری:
فواصلی که درتوسعه‌ی یک بیماری رخ می‌دهند را دوره یا چرخه‌ی بیماری می‌نامند که شامل مراحل زیراست:
▪ تلقیح: (Inoculation)
عبارت از تماس عامل بیماری‌زا با گیاه است. عامل بیماری‌زا را مایه‌ی تلقیح می‌گویند.
▪ رخنه: (Penetration)
رخنه عبارت از ورود عامل بیماری‌زا مستقیم یا از منافذ طبیعی و زخم‌ها به داخل میزبان صورت می‌گیرد. قارچ‌ها، نماتدها و گیاهان گلدار انگل می‌توانند به داخل گیاه نفوذ کنند. محل تماس قارچ با سطح گیاه کمی متورم شده و آپرسوریوم (Appresorium) تشکیل می‌شود ازمحل آپرسوریوم یک هیف ظریفی به نام میخ رخنه خارج شده و به کمک آن وارد گیاه می‌شود. گیاهان انگل گلدار نیز آپرسوریوم و میخ رخنه تولید می‌کنند. تمام باکتری‌ها و بسیاری از قارچ‌ها توسط روزنه‌های هوایی، آبی، عدسک‌ها و زخم وارد گیاه می‌شوند ویروس‌ها و بعضی از باکتری‌ها و پاتوژن‌های دیگر می‌توانند توسط نیش حشرات به داخل بافت میزبان رخنه کنند.
▪ عفونت: (Infection)
عفونت مرحله‌ای است که پاتوژن ‌درداخل میزبان با سلول‌های حساس ارتباط برقرارکرده، غذای خود را ازآن‌ها جذب می‌کند. گیاه دراین مرحله مکانیسم دفاعی مختلفی ازخود آشکار می‌سازد.
▪ دوره‌ی نهفتگی بیماری:(Latent Period)
مدت زمان بین تلقیح تاظهور علایم بیماری را دوره‌ی نهفتگی یا کمون می‌گویند.
▪ تهاجم: (Invasion)
دراین مرحله عوامل بیماری‌زا به‌صورت‌های گوناگون و به درجات متفاوت در بافت میزبان خود پخش می‌شوند.
▪ تولیدمثل: (Reproduction)
نحوه‌ی تولیدمثل درانگل متفاوت است. باکتری‌ها به‌صورت تقسیم دوتایی سلول و به‌ندرت ازطریق جنسی تکثیر می‌شوند. قارچ‌ها ازطریق تولید اسپورهای جنسی و غیرجنسی و میکوپلاسماها، پروتزوآها با تقسیم ساده تکثیر می‌شوند ویروس‌ها و ویروئیدها ازطریق همانندسازی (replication) با استفاده از تقسیم سلول، نماتدها با تخمگذاری و گیاهان گلدار انگل با تولید بذر تولیدمثل می‌کنند.
▪ انتشار پاتوژن: (Transmission)
انتشار انگل‌ها مانند زئوسپورهای قارچ، باکتری‌، نماتد می‌توانند مسافت کوتاهی را طی کنند اما دراکثر مواقع انگل‌ها به صورت غیرفعال توسط باد، باران، حشرات، آب آبیاری، ‌بذر، ‌غده و نشاءهای آلوده، جانوران و ادوات کشاورزی و باغبانی انتشار پیدا می‌کنند.
▪ زمستان گذرانی: (Over wintering)
انگل‌های گیاهان چندساله زمستان را در گیاهان می‌گذرانند. قارچ‌هایی که انگل گیاهان یکساله هستند ممکن است زمستان را به شکل اسپور، میسلیوم درحالت خواب، اسکلرت (سختینه) درروی بقایای گیاهی و یا دربذر و غده سپری کنند، باکتری‌ها نیز درداخل بذر، غده، گیاهان آلوده و خاک زمستان را می‌گذرانند. نماتدها در بیشتر مواقع به‌صورت تخم درخاک و یا به‌ندرت به‌شکل لارو در بذر زمستان گذرانی می‌کنند. ویروس‌ها در حشرات ناقل، گیاهان میزبان، بذر و غده زمستان را می‌گذرانند...
● بی‌رنگی: (etiolation)
ازبین رفتن رنگ سبز گیاه به علت رشد درتاریکی یا دراثر مواد تولید شده در میکروارگانیزم‌ها
● سبزردی یا کلروز: (chlorosis)
به از بین رفتن جزئی یا کلی رنگ سبز اندام‌های گیاهی دراثر کمبود موادغذایی یا حمله‌ی پاتوژن‌ها با وجود نور کافی گفته می‌شود. کلروز با برطرف شدن عامل آن محو شده و گیاه رنگ طبیعی خود را به دست می‌آورد.
● ملانوز: (melanose)
به قهوه‌ای یا سیاه شدن غده و اندام‌های گوشتی می‌گویند، این بیماری دراثر کمبود اکسیژن پدید می‌آید.
● موزائیک: (mosaic)
ایجاد لکه‌های زرد در پیکره‌ی سبز پهنک را موزائیک می‌نامند که از بیماری‌های ویروسی است.
● پلاسیدگی: (wilting)
درگیاهانی دیده می‌شود که ریشه یا آوندهای‌شان مورد حمله قرارگرفته باشند.
● لکه‌دارشدن برگ و میوه:
بسیاری از انگل‌ها تولید لکه دربرگ و میوه می‌کنند. اندازه، شکل، رنگ، لکه‌ها می‌تواند درتشخیص بیماری مهم باشد.
● ریزش اندام‌های گیاهی:
ریزش برگ، گل، جوانه، میوه در صورتی که غیرطبیعی و ناشی ازبیماری است که بی‌اندازه باشد.
● نانیسم: (nanisme)
نانیسم یا کوتولگی اندام‌های گیاهی دراثر کاهش تعدادی از سلول‌های گیاهی هیپوپلازی (hypoplasia) و یا کوچک شدن اندازه‌ی سلول‌ها هیپوتروفی (hypotrophy) پدید می‌آید.
● ژیگانتیسم: (gigantism)
عبارت از رشد بی‌اندازه‌ی اندام‌های گیاهی دراثر افزایش تعداد سلول‌ها هیپرپلازی (hyperplasia) و یا رشد بی‌اندازه‌ی سلول هیپرتروفی (hypertrophy) می‌باشد. ژیگانتیسم در اثر افزایش ازت خاک، عوامل نامساعد محیط، بیماری‌های باکتریایی و... بوجود می‌آید.
● عدم تقارن دربرگ:
با ازبین رفتن تقارن بین دوقسمت پهنک بوجود می‌آید.
● جارویی شدن:
شاخه‌ها از فواصل نزدیک بهم رشد کرده، شکل جارو به خود می‌گیرند.
● روزت: (rosette)
فاصله‌ی میان گره هاکم شده و برگ‌ها به‌صورت کپه‌ای مانند گلبرگ‌های گل سرخ شده.
● تاولی شدن:
بافت میان رگبرگ‌ها رشد فوق العاده‌ای پیدا کرده و در روی پهنک به شکل تاول ظاهر می‌شود.
● غده یا گال (سرطان):
دراثر تحریک سلول‌ها وعمل هیپروتروفی یا هیپرپلازی بوجود می‌آید.
● تغییراستحکام بافت گیاهی:
دراثر بیماری ممکن است بافت گیاهی استحکام خود را ازدست داده، پوسیده شود.
● نکروز: (necrosis)
نکروز دراثر مرگ سلول‌های گیاه بوجود می‌آید که به‌صورت بافت مرده یا لکه‌ی قهوه‌ای خشک ظاهر می‌شود.
● بلایت یا بادزدگی: (blight)
مرگ سریع برگ، جوانه، شاخه و اندام گیاهی می‌گویند.
● شانکر: (canker)
به ناحیه‌ی مرده نکروتیک فرورفته با حاشیه‌ی مشخص در پوست ریشه، تنه یا شاخه می‌گویند.
● مرگ سرشاخه: (dieback)
مرگ سریع سرشاخه‌ها از انتها به پائین گسترش می‌یابد.
● آنتراکنوز: (anthracnose)
به لکه‌های زخم مانند نکروتیک روی برگ، ساقه، میوه یا گل می‌گویند.
● جرب:‌(scab)
لکه‌های موضعی روی برگ، میوه، غده و یا سایرقسمت‌های گیاه که به‌طور عمده کمی برجسته یا فرورفته بوده و ترک خورده نیز می‌باشند.
● وارت: (wart)
زگیل
● زنگ: (rust)
تاول‌های شبیه به زنگ آهن درروی برگ و یا سایر اندام‌های هوایی گفته می‌شود.
● سفیدک: (mildew)
لکه‌های زرد یا نکروتیک (خشک) روی برگ، ساقه و میوه اند که به‌طورمعمول با ریسه یا اندام‌های بارده قارچ همراه هستند.
● لکه: (blotch)
قسمت‌های نسبتاً وسیع ونامنظم تغییر رنگ یافته یا مرده روی اندام‌های گیاه
● مومیایی: (mummy)
میوه‌ای که براثر حمله‌ی قارچ پوسیده و سپس چروکیده و خشک شده باشد.
● سیاهک: (smut)
بیماری ناشی از قارچ‌های راسته‌ی Ustilaginales
● پژمردگی: (wilt)
پلاسیدگی یا ازبین رفتن شادابی گیاه براثر کمبود یا ازدست دادن آب، پژمردگی ممکن است براثر اختلال درانتقال یا جذب آب.
● زردی: (yellows)
اصطلاحی برای توصیف بیماری‌های گیاهی که نشانه‌ی عمده و شهود آن‌ها زردی است.
● هوازی: (aerobe)
موجود ‌زنده‌ای که برای فعالیت ‌و رشد نیاز به اکسیژن دارد.
● بی‌هوازی: (anaerobe)
موجود زنده‌ای که درنبود اکسیژن (O۲) آزاد، فعالیت و رشد می‌کند.
● غیرزنده: (a biotic)
واژه‌ای برای توصیف بیماری‌هایی که براثر عوامل غیرزنده بوجود می‌آید.
● آفلاتوکسین:(Aflatoxin)
زهرابه‌ای که قارچ Aspergillus و برخی دیگر از قارچ‌ها تولید می‌کنند و برای انسان و حیوان زیان‌آور است.
● باکتری: (bacterium)
موجود زنده‌ی پروکاریوت و معمولاً تک سلولی با دیواره‌ی مشخص که تکثیرآن به روش تقسیم دوتایی انجام می‌شود.
● بیماری باکتریایی: (bacteriosis)
هرنوع عفونت یا بیماری که عامل آن باکتری باشد.
● تشخیص: (diagnosis)
شناسایی بیماری، اختلال یا عارضه و نیز شناسایی عامل آن‌ها.
● خفتگی: (dormancy)
حالت غیرفعال موجودات زنده براثر شرایط
● دوز: (dose)
۱) میزان آفت‌کش درواحد سطح حجم یا وزن
۲) مقدار بیمارگر که برای مایه‌زنی به کار می‌رود.
● گیاه تله: (decoy crop)
گیاهی زراعی که به منظور جلب بیمارگر و کاهش جمعیت آن کشت می‌شود کاهش جمعیت بیمارگر از طریق حذف گیاه تله انجام می‌شود.
● گردپاشی: ‌(dusting)
پاشیدن آفت‌کش‌ها به صورت گرد.
● اپی فیت: (epiphyte)
موجود زنده‌ای که بدون داشتن رابطه‌ای انگلی روی سطح گیاه به سرمی‌برد.
● قارچ: (fungus)
موجود زنده‌ای با هسته‌ی حقیقی که اندام رویشی آن معمولاً به شکل ریسه است و موادغذایی خود را ازطریق جذب گرفته و تولیدمثل آن با تشکیل هاگ‌های جنسی، غیرجنسی یا هردو است.
● زیستگاه: (habitat )
محل طبیعی زندگی موجود زنده
● دامنه‌ی میزبانی: (host range)
مجموعه‌ی میزبانان یک بیمارگر که به طورطبیعی شناخته شده و یا به طورآزمایشی تعیین شده باشد.
● ریسه: (hypha )
رشته‌ای لوله‌ای شکل که واحد ساختمانی اغلب قارچ‌ها است.
● میسلیوم: (mycelium )
توده ریسه (hyphae) قارچ‌ها
● قارچ‌شناسی: (mycology)
علم مطالعه قارچ‌ها
● میکوپلاسمایی: (mycoplasma)
موجودات شبیه باکتری ولی بدون دیواره یاخته
● نماتد: (nematode)
جانورکرمی شکل یا نخ مانند از شاخه‌ی Nematoda که ممکن است انگل گیاه یا حیوان باشد و به‌طور آزاد درآب یا خاک زندگی می‌کند.
● نماتدشناسی: (nematology)
علم مطالعه‌ی نماتدها
● پاتووار: (pathovar)
زیرگونه‌ای از باکتری که ازلحاظ دامنه‌ی میزبانی متمایز باشد.
● پاتوتیپ: (pathotype)
زیرگونه‌ای از بیمارگر که ازلحاظ بیماریزایی (به‌ویژه دامنه‌ی میزبانی) متمایز باشد.
● سختینه: (sclerotium)
اندامی سخت، فشرده و مقاوم دربرابر شرایط نامساعد محیط که می‌تواند زمانی طولانی به حالت غیرفعال باقی بماند و پس از مساعد شدن شرایط جوانه زند.
● تنش: (stress)
اثر نامساعد محیط خارج روی گیاه وبیماری
● استایلت: (stylet)
قطعات دهان دراز، باریک و توخالی برخی حشرات و نماتدها برای سوراخ کردن بافت میزبان و کشیدن مواد غذایی ازآن.
● همزیستی: (symbiosis)
زندگی دوموجود زنده غیرمشابه باهم به نحوی که این نوع زندگی برای هر دومفید باشد.
● تحمل: (tolerance)
نوعی واکنش درمقابل بیمارگر که درآن گیاه آلوده می‌شود ولی خسارت چندانی نمی‌بیند یا نشانه‌های شدیدی درآن به وجود نمی‌آید. که درواقع تحمل نوعی پذیرندگی است.
● ویروس‌شناسی:‌(virology)
علم مطالعه‌ی ویروس‌ها
● پرآزاری: (virulence)
شدت بیماریزایی بیمارگر
● زهرابه: (toxin)
۱) ترکیباتی که به‌وسیله‌ی بیمارگر تولید و موجب بروز تمام و یا قسمتی از نشانه‌های بیماری درگیاه می‌شود.
۲) هرگونه ترکیبی که ازموجودی تولید می‌شود و برای برخی موجودات دیگر زیان‌آور است.

علفهای هرز گل جالیز چچم  توق

علفهای هرز گل جالیز چچم  توق

گل جالیز    Orobanche SP

Broom rape

گل جالیز گیاه انگلی بدون کلروفیلی از خانواده Convolvulaceae است که به وسیله بذر تکثیر می یابد. خسارتی که این گیاه وارد می آورد در بعضی از سالها تا95درصد کل عملکرد مزرعه میرسد. گل جالیز گیاهی است علفی با برگهای فلس مانند که مجموعا150ً گونه مهم دارد که در سراسر جهان پراکنده اند.درایران30گونه از این جنس وجود دارد. جنس  Orobancheمیزبانهای متعدد و فراوانی دارد که از جمله خیار، خربزه، طالبی، هندوانه، کدو، توتون،گوجه فرنگی،یونجه،افتابگردان وسیب زمینی را میتوان نام برد.

گل جالیز دارای ساقه گوشتی به رنگ سفید مایل به زرد است که ارتفاع ان به30تا40سانتی متر میرسد.گلهایی به رنگ زرد مایل به بنفش دارد که رنگ ان در حاشیه تیره تر میشود.گلها گاهی ارغوانی هستند و تولید بذر فراوان میکنند. این گیاه به حالت طفیلی روی ریشه بعضی گیاهان به سر میبرد.

 

ریشه گیاه گوشتی و به رنگ قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره و آبدار است که عمق ان بسته به عمق ریشه میزبان متفاوت خواهد بود.برگهای ان فلس مانند،کوچک وبه رنگ قهوه ای تا قرمز مایل به قهوه ای است.

 

گل نروماده مجتمع است و به صورت خوشه انتهایی یا سنبله انتهایی،و به ندرت به صورت منفرد،ظاهر میشود.هرگل معمولا در کنار یک برگ فلس مانند جای دارد.کاسه گل از چهار کاسبرگ پیوسته تشکیل شده ورنگ ان سفید نزدیک به زرد است. جام گل لوله ای و پیوسته است و از5گلبرگ تشکیل شده است.رنگ آن قهوه ای کمرنگ و انتهایش بنفش بوده دارای چهار پرچم و مادگی و دو برچه است. تخمدان یکخانه،فوقانی و محتوی تعدادی تخمک واژگون است. میوه،خشک و شکوفا است که پس از رسیدن با شکافهای طولی باز میشود و بیرون میریزد.بذر گل جالیز کوچک و ذخیره ان کم است و تا 12 سال در زمین باقی میماند.

 

روشهای کنترل:

1. پیشگیری از ورود بذرگل جالیز به مزرعه بخصوص همراه کود دامی مهمترین است. 

 

2. استفاده از گیاهان تله: ذرت، آفتابگردان، کتان و ترب وحشی

 

3. کنترل بیولوژیک با استفاده از حشره Phytomyza orobanche که پارازیت کپسول گل جالیز است. 

4. مبارزه با گل جالیز با کندن آن به دفعات، آیش گذاردن زمین، ضدعفونی کردن خاک و کاشت بذرهای مقاوم انجام میشود.

5. برای مبارزه شیمیایی از محلول نمک و سموم الیل الکلA-Aباغلظت4 تا5درهزار، محلول  50درصد  بوتیل استر با غلظت1تا2درصد وتو-فور-دی با غلظت2تا3درصد،و دی نواک5 DNC   درصد استفاده میشود.

 

6. درسطوح محدود از متیل بروماید نیز می توان استفاده کرد

چچم Lolium temulentum

Along-Along

چچم یا گیج دانه گیاهی است یکساله و تک لپه ای از خانواده گندمیان(Poaceae یاGramineae) که از طریق بذر تکثیر می یابد. ساقه راست یا کمی گسترده،منفرد و چند تایی دارد.ارتفاع ان به 30 تا60و گاهی90سانتی متر میرسد.

 

برگ و غلاف برگ صاف و ظاهراً سبز،فاقد مو و ضمائم، و پهنک آن مسطح و باریک است.سنبله های این گیاه قائم،سخت، و مسطح و طول انها از30سانتیمتر متجاوز است.سنبلچه های چچم بر خلاف سایر گیاهان این جنس که دراز و کشیده اند، مسطح،پهن، وفشرده اند که6تا8گل درآنها دیده میشود.این سنبلچه ها سبز رنگ هستند. و به طور منفرد و متناوب در دو ردیف روی ساقه گل دهنده و در کنار فرورفتگی ان قرار گرفته اند. به قسمتی که لبه باریک آنها مقابل محور ساقه واقع شده سنبله را مسطح می نماید. طول محور گل10تا30سانتی متر است.گلومها سخت و عموما مساوی سنبلچه یا درازتر از ان هستند.طول گلوم گاهی به 3میلیمتر میرسد. انتهای گلومل تحتانی نوک تیز، خشک و غشایی است. گاهی ریشک دارد وگاهی بدون ریشک است. گلومل فوقانی ان دارای دو دندانه است.دانه چچم داخل دو گلومل قرار دارد و بر خلاف سایر گونه هاقطور، بادکرده،شیاردار و عاری از موست.طول بذر چچم2تا6میلیمتر است.

 

چچم در  اراضی زیر کشت غلات و سایر محصولات، زمینهای قابل چرا یا مراتع دائمی واراضی بایر می روید. در مزارع گندم،علاوه بر اینکه مانند سایر علفهای هرز،آب،نور،و مواد غذایی خاک را که باید برای گیاه زراعی مصرف شود جذب میکند دانه های با محصول مخلوط میشود و به دلیل سمی بودن برای انسان و دام ایجاد مسمو میت میکند که در این حالت ارزش غذایی محصول را به طور قابل توجهی میکاهد.سمیت ان مربوط به وجود تمولین اسید و یکی از گلوکوزیدها به نام ساپونین میباشد که برای انسان و دام خطرناک است. قارچ  Endoconium temulentum که در دوره حیات چچم به صورت همزیست با ان نشو و نما میکند میسیلیومهای خود را وارد اعضای ان میکند و بی انکه به بافتهای چچم صدمه ای برساند داخل دستگاه تولید مثل گیاه شده دانه ها را نیز آلوده می کند.

 

روشهای کنترل: 

برای مبارزه با این علف هرز میتوان قبل از کشت از علفکش ترفلان به میزان2.5لیتر در هکتار و یا بعد از رویش از علفکش دالاپون به میزان5تا8 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد. همچنین در مزارع غلات از دیکلوفوپ متیل (ایلوکسان)EC36% به میزان2.5لیتر در هکتار استفاده میشود

توق   Xanthium strumarium

Common cocklebur (Heart leaf cocklebur)

علف هرزی یکساله و از خانواده Asteraceae که از طریق بذر تولید مثل می کند،دارای ریشه های زیرزمینی و منشعب بوده و کل گیاه ظاهری پشم آلود دارد.ساقه های گیاه بالارونده و منشعب و شیاردار و زبر می باشند. برگهای این گیاه متناوب بوده مثلثی تا قلبی شکل است،هر دو طرف برگ زبر است،برگ دارای دمبرگ طویل است.گلها کوچک و دارای گلهای نر و ماده مجزا از یکدیگر می باشند.کپسول بذر چوبی است. دارای تعداد زیادی زوائد قلاب مانند روی کپسول است و در انتهای کپسول بذر دو زوائد خارمانند دیده میشود.درهر کپسول دو حجره وجود دارد که محتوی بذرهای قهوه ای رنگ تیره،استوانه ای شکل و مسطح و نوک تیز می باشند.

توق ماده Hydroquinone تولید می کند که باعث نفری و تورم کبد در دام می شود.

 

توق از علفهای هرز مزارع توتون،چغندرقند، پنبه، ذرت، گندم،جو، نیشکر،باغهای میوه، سبزی وصیفی واراضی بایر است.

روشهای کنترل: 

برای مبارزه با توق در مزارع سویا میتوان از بنتازون به میزان3لیتر در هکتار بعد از2-3برگی شدن سویا استفاده