| نويسنده | درگي، غلامرضا |
|---|---|
| زبان | فارسي |
| نشريه | سامانه |
| ناشر | دانشگاه علم و صنعت ايران |
| شماره نشريه | ويژه نامه |
| صفحه | 20 |
| چكيده |
كمك گرفتن از مشاوران مهندسي ارزش براي آموزش و اجراي مطالعات مهندسي ارزش مي تواند براي جاري شدن اين فرهنگ و گسترش اين رويكرد در تمام شركت ها مفيد باشد. اما بايد اذعان كرد كه استفاده از مشاوران و متخصصان درون سازماني براي استمرار مطالعات ارزش در شركتها از اهميت ويژهاي برخوردار است. همچنين يكي از نكات مهم براي موفقيت تيم مهندسي ارزش، تجربه و مهارت كساني است كه بايد مطالعات ارزش را راهبري نمايند. راهبر تيم كه نقش كليدي در موفقيت تيم دارد، بايد داراي قدرت رهبري، مهارت ارتباطي و تجربه كاري مفيد باشد. قدرت و تاثير رهبري مانند موارد مشابه در ساير كارها، بركسي پوشيده نيست. در اين مقاله ابتدا به خصائص و ويژگيهاي راهبر تيم مهندسي ارزش پرداخته و سپس از طريق مقايسه فرآيند تربيت مربي توسط انجمنهاي مهندسي ارزش، فرآيند تربيت راهبر براي شركت ايران خودرو جهت استمرار و توسعه مطالعات مهندسي ارزش پيشنهاد شده است. |
| كليدواژه | مهندسي ارزش؛ راهبر ؛ تربيت راهبران؛ تسهيلگر؛ ايران خودرو |
مهندسي ارزش در خلال جنگ جهاني دوم و در سالهاي پس از جنگ مطرح و به عنوان يك روش مهم در عرصه فعاليتهاي مهندسي شناخته شده است. در همين زمان روشهاي تحليل ارزش در ايالات متحده آمريكا به عنوان يكي از ابزارهاي بازسازي اقتصادي مورد توجه قرار گرفت. در اواخر دهه 70 بعلت كاربرد تحليل ارزش، سود حاصله از توسعه فعاليتهاي نفتي در كانادا افزايش يافت. مهندسي ارزش و تحليل ارزش در اكثر موارد مترادف يكديگر بكار ميروند ضمن اينكه مهندسي ارزش معمولاً بر طرح يا محصول جديد كه در حال تهيه و توسعه است اعمال مي شود و تحليل ارزش در مورد پروژه ها و محصولات موجود صورت ميگيرد. در اين مقاله براي تحليل ارزش و مهندسي ارزش مفهوم يكساني فرض شده است بدين ترتيب هر دو شيوه ميتوانند براي بهينه ساختن روشهاي مديريتي و در نتيجه استفاده صحيح از منابع انساني و افزايش خلاقيتها و بالا بردن كارائي سازمان بكار برده شوند. در اين مقاله سعي بر اين است كه فرايند مهندسي ارزش بطور خلاصه بيان شود، فرايند مديريت ارزش معرفي شود و ضمن مقايسه مهندسي ارزش و تحليل ارزش با مديريت ارزش، اثر آنها را بر شيوه هاي مديريتي بيان نمود.
فرايندهاي مديريت پروژه و نيز مهندسيارزش، در سه دهه اخير شاهد پيشرفتها و تغييرات عمدهاي بودهاست. عمدهترين تحولاتي كه در عرصه مديريت پروژه به وقوع پيوسته است، تغيير نگرش سنتي در مديريت پروژهها، به نگرش نوين مديريت پروژه بودهاست. كمبود منابع، بزرگي و پيچيدگي سازمان پروژهها، افزايش ابعاد پروژه، تشكيل شركتهاي بزرگ براي انجام پروژههاي بزرگ و ماهيت منحصر به فرد اين پروژهها، از جمله دلايل بهكارگيري شيوههاي نوين براي مديريت پروژه بود. از اينرو، مديران ارشد سازمانها براي اجراي پروژههاي خود، به جاي تمركز بر سختافزار، كنترل عمليات و بهكارگيري روشهاي سختگيرانه و تمركز در تصميمگيري، به سمت تغيير نگرش در توجه به نيروي انساني، توزيع اختيارها و مسووليتها، و برقراري سازوكارهاي خود كنترلي حركت كردند. اين تحولات، در رابطه با پروژههاي ساخت، بيش از ساير پروژهها بودهاست. حاصل تلاشهاي صورت گرفته در دو دهه اخير، تدوين و انتشار فرايندها و استانداردهاي مديريت پروژه بودهاست.
مهندسی و مديريت ارزش که از سال 1947 توسط " لاری مايلز" در ايالت متحده آغاز به گسترش کرد، امروزه در کشورهای پيشرفته مهندسی ارزش ( با مفهومی نزديک به مديريت ارزش و تجزيه و تحليل ارزش ) رويکردی گروهی، سيستماتيک، کارکردگرا و دارای کاربردی حرفه ای است که برای ارزيابی و بهبود ارزش در يک محصول، طراحی يک وسيله، طراحی سيستم، اجرای پروژه های صنعتی و عمرانی و ديگر خدمات به کار گرفته می شود.
مهندسی ارزش متدولوژی قدرتمندی است برای حل مسائل، کاهش هزينه ها و به طور همزمان، بهبود عملکرد و کيفيت. با شناسايی و ارتقای شاخصهای ارزش، مهندسی ارزش، رضايت مشتری را افزايش می دهد و به ارزش سرمايه گذاری می افزايد. اين متدولوژی را که از راهبردهای موفق بلندمدت و تجاری است، می توان در تمام بخشهای تجاری يا اقتصادی، نظير صنايع، دولت، ساخت و ساز و خدمات به کار گرفت.