علي محسني –رئيس گروه ميوه هاي نيمه گرمسيري- دفتر امور ميوه هاي گرمسيري و نيمه گرمسيري - معاونت امور توليدات گياهي – وزارت جهاد كشاورزي
در حال حاضر علاوه بر جمهوري اسلامي ايران كه بيشترين ميزان سطح زير كشت انار جهان را به خود اختصاص داده است ( سطح زيركشت باغات غيربارور، باغات بارور ، ميزان توليد ، عملكرد و صادرات درسال1384 به ترتيب عبارتند از: 7402 هكتار ، 56328
بهترین ایستگاه رصد در جهان موفق به شناخت سردترین ، خشک ترین و آرام ترین جا در روی کره زمین شده ، جایی که به نظر می آید تا کنون پای هیچ انسانی به آن نرسیده است
پژوهشگران می گویند، گیاهان خواهر و برادرشان را می شناسند وزمانی که کنار یکدیگر رشد می کنند ، رفتار دوستانه تری دارند
تمام مقاله ها و کتاب هایی که برای انتشار به صورت رسمی یا غیررسمی آماده می شوند، دارای فهرست مطالب هستند. یک فهرست شامل عنوان بخش ها، فصل ها و زیرعنوان ها است که شماره صفحه های ارجاع آنها در جلوی هر عنوان درج شده است.
محققان دانشگاه بیرمنگام ، یک پیل سوختی طراحی کرده اند که الکتریسیته لازم را از گلوکز ودیگر قندهای شناخته شده تحت عنوان کربو هیدرات ها جمع اوری می کند
تجارت الکترونیک واژهای است که برای تجارت از طریق سیستمهای اطلاعاتی، ارتباطی بکار میرود. تجارت الکترونیک با وجود این که مدت زمانی زیادی از عمر آن نمیگذرد ولی نقش بسزا و چشم گیری در زندگی روزمره ما به عهده گرفتهاست به طوری که اجتناب از آن کار آسانی نیست. یکی از سادهترین و کار آمدترین نقش تجارت الکترونیک در زندگی روزمره کاربران اینترنتی، خرید و فروش اجناس و تبادل وجوه مربوطه از طریق کارتهای هوشمند میباشد.
برای آشنایی بیشتر با تجارت الکترونیک ازچند سیت فارسی زبان مطالبی را جهت درج در این وبلاگ انتخاب کرده و در سایت قرار خواهم داد اما همچنان آموزش گام به گام به قوت خود باقی است و میتوانید آنرا دنبال نمائید.
درس اول (تاریخچه،تعاریف،مزایا،معایب و نیازهای تجارت الکترونیک)
تجارت الکترونیک یک مفهوم جدید نیست و استفاده از فناوریهای الکترونیکی در انجام امور بازرگانی و تجاری از نمونه های مهم EDI به سالها قبل باز می گردد.خرید با استفاده از کارتهای اعتباری در فروشگاهها و کاربرد الکترونیک در تجارت به شمار می آید.
برای آشنایی بیشتر با تجارت الکترونیک ازچند سیت فارسی زبان مطالبی را جهت درج در این وبلاگ انتخاب کرده و در سایت قرار خواهم داد اما همچنان آموزش گام به گام به قوت خود باقی است و میتوانید آنرا دنبال نمائید.
درس اول (تاریخچه،تعاریف،مزایا،معایب و نیازهای تجارت الکترونیک)
تجارت الکترونیک یک مفهوم جدید نیست و استفاده از فناوریهای الکترونیکی در انجام امور بازرگانی و تجاری از نمونه های مهم EDI به سالها قبل باز می گردد.خرید با استفاده از کارتهای اعتباری در فروشگاهها و کاربرد الکترونیک در تجارت به شمار می آید.
مرداد ماه 1382
خـلاصــه طــرح
موضوع طرح :
باغداری و پرورش میوه ( گردو ، شلیل و هلو ) و محصولات زیر درختی (یونجه )
ظرفیت : پانزده هکتار
محل اجرای طرح : قابل اجرا درکلیه مناطق کش ور
سرمایه گذاری کـل: 72/426 میلیون ریال
سهم آوردة متقاضی: 72/46 میلیون ریال
سهم تسهیلات : 380 میلیون ریال
دورة بازگشـت سرمایه : شش ماه
میزان اشتغال زایی : هشت نفـر
مقدمـــه :
با ماشینی شدن زندگی انسانها و کاهش بیش از پیش فعالیت های بدنی ، تمایل افراد برای استفاده از میوه ها و سبزیجات به منظور حفظ سلامتی و پیشگیری از ابتلا به بیماری های مزمن ناشی از شهرنشینی افزآیش می یابد. این نکته مبین لزوم توجه بیشتر به بخش کشاورزی کشور می باشد. با توجه به این نکته که شرایط اقلیمی منحصر به فرد ایران موجب شده است که در میان کش ورهای منطقه از موقعیت ممتازی در زمین ة کشاورزی و پرورش محصولات باغی برخوردار گردد به نظر می رسد ایران می تواند قطب تولید محصولات کشاورزی و باغی در منطقه تبدیل شود. لکن برغم وجود چنین ویژگیهایی، به لحاظ توجه ناکافی به اصول علمی کشاورزی و عدم برخورداری کش اورزان از وسایل مکانیزة کشاورزی ، استفادة مطلوبی از ظرفیت های موجود نشده است.
ایران تولید کنندة60% زعفران، 50% پسته، 13% گردو و 11% کش مش جهان می باشد. ایران یکی از مناطق مستعد کشاورزی و باغداری ،با توجه به وجود منابع کافی آب و زمین های حاصلخیز می باشد. طرح حاضر نیز در سدد بهره برداری از این موقعیت به منظور تولید محصولات باغی مورد نیاز بازار مصرف است همچنین برای جبران هزینه های جاری خصوصا در سالهای نخست ایجاد باغ ، کش ت محصولات زیر درختی ( یونجه ) نیز در آن پیش بینی شده است.. همچنین با اجرای این طرح میتوان گامی در جهت ایجاد اشتغال برداشت . ضمن اینکه طرح حاضر دارای این قابلیت است که توسط تعاونی های بانوان به مرحله اجرا درآید.
توجیه مالی طرح:
الف ) زمین :
زمین مورد نیاز طرح به مساحت 15 هکتار میباشد که از محل منابع طبیعی تامین خواهد شد و هزینه مربوط به آن در محاسبات لحاظ نمیشود.
ب ) محوطه سازی و آماده سازی زمین :
|
ردیف |
شرح |
مساحت |
هزینه واحد (هزارریال) |
هزینه کل (میلیون ریال) |
|
1 2 3 4 5 6 |
تقویت خاک قطعه بندی چاله کنی جاده سازی و محوطه سازی حصارکشی با نبشی و سیم توری |
15 هکتار 15 هکتار - - - - |
1200 1200 - - - - |
18 18 9 5 15 60 |
|
جمـــــــــع |
125 | |||
ج) ساختمان ها :
|
ردیف |
شرح |
مساحت |
هزینه واحد (هزارریال) |
هزینه کل (میلیون ریال) |
|
1 2 3 |
ساختمان کارگری انبار موتورخانه |
30 30 12 |
450 350 250 |
13/5 10/5 3 |
|
جــــــــمـــع |
27 | |||
د) ماشین آلات و تجهیزات :
میلیون ریال)
|
ردیف |
مشخصات ماشین آلات و تجهیزات |
تعداد |
ارزش واحد |
ارزش کل |
|
1 2 3 4 5 6 |
تراکتور فرگوسن لوازم باغبانی قپـان نهرکن و گاو آهن |
1 1 1 5 1 1 |
63 10 8 0/4 1/5 3 |
63 10 8 2 1/5 3 |
|
جــــمع |
87/5 | |||
هـ ) تاسیسات:
|
ردیف |
شرح |
هزینه کل (میلیون ریال) |
|
1 2 3 |
استخــر ذخیرة آب حفر و تجهیز چاه تانکر ذخیره سوخت |
2 20 2 |
|
جمـــع کل |
24 | |
و ) وسایل نقلیه :
ارقام به میلیون ریال
ز ) تاسیسات اداری:
ارقام به میلیون ریال
|
ردیف |
شـــرح |
هزینه کل |
|
1 2 |
وسایل آشپزخانه وسایل رفاهی کارکنان |
1/5 2/5 |
|
جــــــمـــــع |
4 | |
ح )خرید نهال :
|
ردیف |
شرح |
تعداد |
ارزش واحد-ریال |
ارزش کل-میلیون ریال |
|
1 2 |
نهال گردو |
1250 1000 |
3000 230 |
3/75 2/3 |
|
جـــمـــع |
6/05 | |||
ط)هزینه های قبل از بهره برداری:
|
ردیف |
شرح |
هزینه ( میلیون ریال ) |
|
1 2 |
هزینه های نقشه کش ی، مطالعات اولیه و اخذ مجوز و ثبت تسهیلات آموزش پرسنل |
4 2 |
|
جمع |
6 | |
جمع کل سرمایه گذاری ثابت
|
شـــرح |
هزینه ( میلیون ریال ) |
|
محوطه سازی و ساختمان ها وسایل نقلیه تاسیسات تاسیسات اداری خرید نهال هزینه های قبل از بهرهبرداری |
152 87/5 78 24 4 6/05 6 |
|
جــــمــــع |
357/55 |
|
پیش بینی نشــده ( معادل 5 % اقلام فوق ) |
17/87 |
|
جمـــــع کل |
375/42 |
II- هزینه های جاری :
الف-نهاده های تولید :
|
ردیف |
شرح |
مقدار / تعداد |
هزینه واحد(هزار ریال) |
هزینه کل ( میلیون ریال) |
|
1 2 3 4 |
بذر یونجه کود حیوانی |
0/5 تن 10 تن 2 تن 100 کیلوگرم |
10000 100 650 35 |
5 1 1/3 3/5 |
|
جمــــع |
10/8 | |||
|
ردیف |
شرح |
تعداد ( نفر) |
حقوق ماهیانه (هزار ریال) |
حقوق سالانه(14 ماه) (میلیون ریال) |
|
1 2 3 4 |
مدیرطرح حسابدار-پاره وقت کارگر باغبان نگهبان |
1 1 5 1 |
1100 600 900 900 |
15/4 8/4 63 12/6 |
|
23% حق بیمه کارفرمــا |
19/6 | |||
|
جمع |
8 |
- |
119 | |
ج-سوخت و انرژی:
|
ردیف |
شرح |
هزینه کل (میلیون ریال) |
|
1 2 |
برق گازوئیل |
1/4 1/1 |
|
جمع |
2/5 | |
(میلیون ریال)
|
ردیف |
شرح |
ارزش دارایی |
ضریب استهلاک |
ارزش استهلاک |
|
1 2 3 4 5 |
ساختمان و محوطه سازی تاسیسات ماشین آلات و تجهیزات وسایل نقلیه تاسیسات اداری |
152 24 87/5 78 4 |
10% 12% 10% 20% 10% |
15/2 2/88 8/75 15/6 0/4 |
|
جمع |
42/83 | |||
هـ- هزینه تعمیرات و نگهداری:
(میلیون ریال)
|
ردیف |
شرح |
ارزش دارایی |
ضریب تعمیر و نگهداری (%) |
ارزش تعمیرونگهداری |
|
1 2 3 4 5 |
ساختمان و محوطه سازی تاسیسات ماشین آلات و تجهیزات وسایل نقلیه تاسیسات اداری |
152 24 87/5 78 4 |
2% 4% 4% 10% 10% |
3 1 3/5 8/77/8 0/4 |
|
جمع |
15/7 | |||
جمـع هزینه های جاری طرح
|
شـــرح |
هزینه ( میلیون ریال ) |
|
مواد اولیه و نهاده های تولید نگهداری و تعمیرات سوخت و انرژی |
10/8 119 15/7 42/83 2/5 |
|
جــــمــــع |
190/83 |
|
پیش بینی نشــده ( معادل 5 % اقلام فوق ) |
9/54 |
|
جمـــــع کل |
200/37 |
سرمایه در گردش
|
ردیف |
شــرح |
مبلغ ( میلیون ریال ) |
|
1 2 3 |
نهاده های تولید ( برای یک دوره ) سوخت و انرژی ( 4ماهه) |
10/8 39/67 83/0 |
|
جـــمـــع |
51/3 | |
جمع کل سرمایه گذاری طرح
درآمد طرح:
(میلیون ریال)
|
تولیدات |
تولید سالانه ( تن ) |
ارزش واحد |
ارزش کل |
|
62/5 15 15 100 |
12 2/5 2/5 0/65 |
750 37/5 37/5 65 | |
|
جمع |
890 | ||
برآورد هزینه های عملیاتی و غیر عملیاتی:
پیش بینی مالی طرح
|
شــرح |
میلیون ریال |
|
درآمد ( فروش ) |
890 |
|
کسر می شود : قیمت تمام شده |
200/37 |
|
سود ناویژه |
689/63 |
|
کسر می شود : هزینه های اداری و فروش |
17/8 |
|
سود عملیاتی |
671/83 |
|
1/5 | |
|
سود ویژه قبل از کسر مالیات |
670/33 |
محاسبة دورة برگشت سرمایه :
دورة برگشت سرمایه = 52/0 سال (تقریباً شش ماه پس از برداشت محصول در ظرفیت کامل)
محاسبة نقطة سربه سر(در 100% تولید)
|
شرح |
هزینة متغیر |
هزینة ثابت |
هزینة کل | ||
|
مبلغ |
درصد |
مبلغ |
درصد | ||
|
نهاده های تولید |
10/8 |
100 |
- |
- |
10/8 |
|
41/65 |
35 |
77/35 |
65 |
119 | |
|
سوخت و انرژی |
2 |
80 |
0/5 |
20 |
2/5 |
|
تعمیرونگهداری |
12/56 |
80 |
3/14 |
20 |
15/7 |
|
- |
- |
42/83 |
100 |
42/83 | |
|
توزیع وفروش |
17/8 |
100 |
- |
- |
17/8 |
|
استهلاک قبل از بهره برداری |
- |
- |
1/5 |
100 |
1/5 |
|
پیش بینی نشده |
8/11 |
85 |
1/43 |
15 |
9/54 |
|
جمع |
92/92 |
- |
126/75 |
- |
219/67 |
براساس محاسبات مبتنی بر اطلاعات جدول فوق نقطه سربه سر تولید معادل 15/9% می باشد.
محاسبة کارمزد وام:
1) 1) عقد مشارکت مدنی
|
مبلغ قرارداد مدت قرارداد کارمزد عقد مشارکت مدنی |
380 میلیون ریال سی و شش ماه 13% 148/2 میلیون ریال |
2) 2) عقد فروش اقساطی
|
مبلغ قرارداد مدت قرارداد کارمزد سالانه اصل تسهیلات سالانه |
528/2 میلیون ریال بیست و چهار ماه 13% 58/66 میلیون ریال 216/86 میلیون ریال 108/43 میلیون ریال 190 میلیون ریال |
جدول بازپرداخت اصل و کارمزد تسهیلات
ارقام به میلیون ریال
|
شــرح |
سال 1 |
سال 2 |
سال 3 |
سال 4 |
سال 5 |
|
بازپرداخت اصل تسهیلات |
0 |
0 |
0 |
190 |
190 |
|
0 |
0 |
0 |
108/43 |
108/43 | |
|
جمع اصل و کارمزد |
0 |
0 |
0 |
298/43 |
298/43 |
منبع: مرکز مقالات کشاورزی
اشاره:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مسائل راهبردي ايران
آنچه كه درپي ميآيد بخش اول گزارش كارگاه بررسي «سياستهاي بهكارگيري مديريت تلفيقي آفات و توليد محصول سالم» است كه در سرويس مسائل راهبردي دفتر مطالعات ايسنا برگزار شد.
اين كارگاه كه با حضور جمعي ازفعالين توليد محصول سالم در دفتر مطالعات خبرگزاري دانشجويان ايران برگزار شد، راهكارهاي جايگزين كردن روشهاي مبارزاتي زيستي كم خطر با آفتكشهاي شيميايي مورد بررسي قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار سرويس مسائل راهبردي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست احمد طاهري با بيش از 30 سال سابقه در بخش اجرا و تحقيقات كشاورزي و مسوول كميتهي توليدكنندگان محصول سالم انجمن علمي كشاورزي بوم شناختي ايران و مديرعامل تشكل توسعه پايدار دشت گرمسار، مريم رحمانيان كارشناس موسسهي توسعه پايدار محيط زيست و نمايندهي كميتهي بين المللي برنامه ريزي براي حاكميت غذا(IPS) در خاورميانه و دكتر خديجه رضوي دكتراي توسعهي روستايي و رئيس موسسهي توسعهي پايدار محيط زيست حضور داشتند.
واژگان:
IPMيا مديريت تلفيقي آفات:
اين رويكرد پايدار بر كنترل آفات بوسيلهي تلفيق ابزارهاي بيولوژيكي، زراعي، فيزيكي و شيميايي در مسيري كه مخاطرات اقتصادي، بهداشت و زيست محيطي را به حداقل برساند توجه بسياري دارد، IPM از شناخت آفت، محصول و شرايط زيست محيطي براي انتخاب بهترين تلفيق استراتژيهاي مديريتي استفاده ميكند.
اسپور قارچ:
سلولهاي جنسي قارچهاست كه از نظر شكل، رنگ، اندازه، تعداد سلول نحوهي تشكيل و غير متنوع ميباشند و از روي خصوصيات آنها ميتوان شناخت، اسپور قارچها از نظر شكل، رنگ، اندازه، تعداد سلول نحوه تشكيل و غيرمتنوع ميباشند و از روي خصوصيات آنها ميتوان شناخت، اسپور قارچها به دو طريق جنسي و غير جنسي تشكيل ميگردند.
*IPM(مديريت تلفيقي آفات و بيماريهاي گياهي)*
*بهترين راهكار مديريتي براي كاهش مواد شيميايي در عرصهي كشاورزي*
خبرنگار:
مديريت تلفيقي آفات يا IPM امروزه به عنوان يكي از روشهاي موثر در كاستن مصرف نهادههاي شيميايي و توليدات غذايي سالم مطرح است؛ شما يکي از توليدکنندگان محصول سالم در کشور هستيد و 4 محصول توليدي شما (گوجه فرنگي، خيار گلخانهاي، فلفل و خربزه درختي) تائيدهي عدم وجود باقيماندهي سموم و موادشيميايي را كسب كردهاست، براي خوانندگان توضيح دهيد كه چه طرحهايي براي مديريت تلفيقي آفات و بيماريها (IPM) به اجرا در آوردهايد؟
طاهري:
يكي از موضوعات کاري مهم در کشاورزي به کارگيري روش مديريتي IPM است. به باور من بايد در شروع کار، نگرش انجام كارگروهي را در ميان كشاورزان و جوامع روستايي بوجود آورد زيرا اکثر اين افراد نگرش و افكارشان فرديست و با اين ديدگاه نميتوان كار مفيد و سودمندي در بخش کشاورزي انجام داد؛ پس از آن مشکلات بخش کشاورزي را بايد الويت بندي کرد، به باور من مهمترين مشكل مربوط به آلودگيها و پس ماندهاي سموم است که ما سعي كرديم از پيشروي آلودگي مواد شيميايي در بخش کشاورزي تا حد ممکن بکاهيم.
متاسفانه هر روز سموم جديد و متنوعي وارد بازار ميشوند و مصرف روز افزون اين مواد بسيار نگران کننده است اين درحاليست که اين موضوع براي تعداد بي شماري از توليدکنندگان بي اهميت است بنابراين ما سعي کرديم موضوع كاهش آلايندهها را در اولويت کاري خود قراردهيم.
دكتر رضوي:
مديريت تلفيقي (IPM) حدود 35 سال پيش براي اولين بار در دانشگاه بوعلي همدان و همچنين در استان لرستان مطرح و قرار بر آن شد که در دانشگاه شمال کشور مرکزي به منظور پيگيري و اجراي اين نوع از مديريت تاسيس شود که متاسفانه اين طرح اجرا نشد.
پس از آن کارشناسان FAO بهمنظور اجراي طرحي دراين باره (بر روي گياه برنج) با ما ارتباط برقرار كردند و در ادامه توانستيم طرحهايي را در استان سمنان، بر روي آفت سن گندم و هم چنين محصول پستهي دامغان و سيب زميني شاهرود اجرا و کارگاههاي بيشماري نيز برگزار كنيم.
بر اساس طرحهاي پيشنهاد شده از سوي سازمان خواروبارجهاني (FAO) طرحهايي بهصورت پايلوت بر روي محصولات انگور، خرما و برنج و هم چنين محصولات گلخانهاي ورامين و جواد آباد اجرا شد.
البته نمي توان ادعاي توليد محصولات ارگانيك را داشت اما مي توانيم بگوييم که محصولات ما سالم هستند.
رحمانيان:
متاسفانه مصرف سموم در کشورما بسيار بالاست هم اكنون IPM يكي از رشتههاي مديريتي داراي اهميت و فعاليت بالا در جهان است. در کشورما نيز چند NGO در اين زمينه فعاليت ميکنند. دولت و معاونت ترويج نيز بودجهي مختصري براي اجراي IPM اختصاص دادهاند.
طرح اجراي مديريت تلفيقي در توليد خيار گلخانهاي را با همكاري آقاي طاهري و سازمان ملل چند سال پيش انجام داديم؛ همچنين طرحهايي در ارتباط با توليد پسته داشتيم.
خبرنگار:
وجود چه مشکلي در عرصهي کشاورزي منجر شد که شما به توليد محصولات سالم بدون مصرف سم و کود شيميايي گرايش پيدا کنيد؟
طاهري:
پيش از انقلاب سبز، بهدليل مصرف کم کود و مواد شيميايي، مشكلات بخش کشاورزي بسيار كمتر بوده است، متاسفانه افزايش انواع امراض و آفات در اوج مصرف سموم و كودهاي شيميايي مشاهده شدهاند؛ ما نيز مدتي بود به اين نتيجه رسيديم که با وجود مصرف سموم، آفات و بيماريهاي گياهي از بين نميروند، بنابراين تصميم گرفتيم از روشهاي ديگري براي برطرف کردن مشکلات پيش رو استفاده کنيم.
رحمانيان:
در حدود 40 ـ 30 سال پيش محققين سازمانها و موسسات تحقيقاتي متوجه شدند كه استفاده از بذور اصلاح شده و سموم جديد توليد محصولات را بالا ميبرد؛ بنابراين تكنولوژي توليد بذر، سموم و کودهاي شيميايي را به كشورهاي جهان سوم وارد و از آن بهعنوان انقلاب سبز ياد کردند.
در کشورما نيز همزمان با اصلاحات ارضي، انقلاب سبز مطرح شد و آمريكاييها استفاده از سموم و كودهاي شيميايي را در کشور ترويج دهند که متاسفانه اين روند هم چنان ادامه دارد.
*پيدايي آفات مقاوم نتيجهي مصرف بيرويهي نهادههاي شيميايي در عرصهي كشاورزي*
طاهري:
استفاده از اين سموم و تكنولوژيهاي نوين منجر به پيدايي آفات و بيماريهاي جديد در اراضي کشاورزي مي شود. براساس تجربيات و علوم کشاورزي به اين نتيجه رسيديم، پس از آن که سمپاشي به منظور نابودي آفات انجام شد درصد کمي از اين آفات از خود مقاومت نشان داده و از بين نمي روند، در واقع آنها ژن مقاومت به اين نوع از سم را دارند و با توجه به آن که گونههاي فاقد اين ژن از بين رفته اند بنابراين گونههاي مقاوم جفت گيري کرده و قادر هستند ژن مقاومت را به نسلهاي جديد منتقل کنند؛ اين موضوع بسيار خطرناک است چراکه اين آفات مقاوم با سموم قديمي از بين نمي روند بنابراين کشاورزان از سم بيشتري براي نابودي آنها استفاده خواهند کرد و يا مجبور هستند سموم جديدي را در مزارع خود امتحان کنند.
خبرنگار:
استفاده از مبارزات بيولوژيك يكي از راهكارهاي بسيار مهم است كه نقش بسيار مهمي در كاهش مواد شيميايي ميتواند ايفا كند؛ آيا شما از حشرات مفيد و پارازيته به هنگام شيوع آفات و بيماريهاي گياهي در مزارع خود استفاده ميكنيد؟
طاهري:
كشاورزان در گذشته بر اين باور بودند كه هر جنبنده و موجود زندهاي را غير از محصول هدف آفت بدانند، اين درحالي ست كه برخي از حشرات علاوه برآن که به محصولات کشاورزي آسيب نمي رسانند، مي توانند در به تعادل رساندن جمعيت آفات و امراض گياهي نيز مفيد باشند.
لازم به توضيح است ما استفاده از روش مديريت تلفيقي را با مبارزهي سن گندم شروع کرديم به نحوي که در طي مدت يک سال توانستيم مناطق زمستان گذراني اين آفت را شناسايي كنيم و درنهايت 5 ـ 4 روش IPM جديد را اعمال کنيم.
ما بايد توانايي تشخيص آستانهي خطر را در زمان شيوع آفت داشته باشيم و بتوانيم بهترين شيوهي مديريتي را اجرا کنيم. با توجه به آن که در برخي از مواقع آفت در مزارع کشاورزي وجود دارد اما نيازي به سم پاشي نيست زيرا استفاده از اين مواد بسيار خطرناک و هزينههايي که براي سمپاشي درنظر گرفته مي شود از منظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست.
هم چنين با شناسايي عوامل پارازيته و دشمنان طبيعي موجود در منطقه ميتوانيم روش مبارزهي بيولوژيک را با روشهاي شيميايي جايگزين کنيم.
از ديگر روشهاي به کار رفته در مديريت تلفيقي تنظيم زمان کاشت محصول به شيوهايست که پيش از شيوع آفت بتوانيم محصولات را برداشت کنيم که استفاده از بذور زودرس و يا كشت زودهنگام در اين مواقع توصيه مي شود و با شناسايي آستانهي حمله و خطر آفت مي توانيم اقدام مناسبي را اعمال کنيم؛ با توجه به شيوههاي مبارزاتي مطرح شده ميتوان مصرف سموم شيميايي را تاحد ممکن کاهش داد.
خبرنگار:
در صحبتهاي خود به اين موضوع اشاره كرديد که در توليد برخي از محصولات همانند گندم و جو از سم شيميايي استفاده نميكنيد، براي خوانندگان توضيح دهيد به هنگام مواجه شدن با آفات و بيماريهاي گياهي در مراحل کاشت، داشت و برداشت چه سياستهايي را در اين باره اعمال مي کنيد؟
طاهري:
پيش از کشت گندم و جو برنامه ريزي مي کنيم، براي نمونه ابتدا منطقه را شناسايي و از زمان ريزش محصول و حملهي نهايي آفت آگاه مي شويم، آفت هميشه وجود دارد، ما مي توانيم برداشت محصول را پيش از حملهي نهايي آفت انجام دهيم.
هم چنين از زنبورها که دشمنان طبيعي سن گندم هستند مي توانيم در مبارزات بيولوژيک استفاده کنيم. گفتني ست مراحل 3 و 4 پورگي در سن گندم بيشترين آسيب را به مزرعه وارد مي کند ما بايد پيش از آن که آفت به اين سن برسد، محصول مان را برداشت كنيم. سنها معمولاً به محصولات دير كشت حمله ميكنند، بنابراين محصولات ما آلوده خواهند شد و محصول سن زده را كارخانجات نخريده و براي دام نيز قابل مصرف نخواهد بود.
بنابراين كشاورزان تشويق به يادگيري روشي مي شوند که بدون به کارگيري از نهادههاي شيميايي بتوانند محصول سالم و بدون آفت زدگي را توليد و برداشت کنند، علاوه بر آنکه بهدليل عدم سمپاشي در هزينهها صرفه جويي شده و براي بهرهبرداران مقرون به صرفه است.
بايد به اين نکته توجه داشت که بيشتر کشاورزان بهدليل عدم آگاهي نسبت به مسائل زيست محيطي بي توجه بوده و تنها به جنبههاي اقتصادي توليد محصولات اهميت مي دهند.
لازم به توضيح است به دليل آن که گندم محصول استراتژيك و نان غذاي اصلي مردم است دولت سعي دارد راندمان توليد گندم و كيفيت آن را حفظ كند بنابراين در طرح مبارزه با سن گندم نهادهاي منطقهاي و دولت همکاريهاي مناسبي دراين باره داشتند.
باوجود سازگاري بالا و چرخهي زندگي سن گندم، اين آفت توسط سم تماسي از بين ميرود. (سموم 2 نوعاند:1 ـ سيستماتيك كه جذب شيره پرورده ميشوند 2 ـ تماسي که در سطح گياه قرار مي گيرند)
*اجراي مديريت تلفيقي در توليد محصولات گلخانهاي از اهميت بالايي برخوردار است*
خبرنگار:
علاوه بر مبارزه با سن گندم، طرح مديريت تلفيقي را در ارتباط با چه محصولات ديگري اجرا کردهايد؟
طاهري:
مديريت گلخانهها نيز درعرصه ي کشاورزي و باغباني از اهميت بالايي برخورداراست؛ حدود 5 ـ 4 سال است که گلخانهها توسعهي قابل توجهي داشتهاند. شايد براي خوانندگان جالب باشد که بدانند ميان سال هاي 80-1379 تعداد گلخانههاي دشت گرمسار 5 ـ 4 بودند و پس از گذشت دو سال اين تعداد به 90 تا 120 گلخانه رسيد. الگوي غذايي مصرف كنندگان به شيوهاي تغيير كرده بود كه آنها در تمام وعدههاي غذايي خود از محصولات گلخانهاي استفاده ميكردند.
با درنظر گرفتن استقبال بي نظير از محصولات گلخانه اي، اما متاسفانه درمحيط هاي توليد اين محصولات دو عامل مساعد براي رشد آفات و بيماريها يعني گرما و رطوبت وجود دارد اين درحالي ست که هوا به ميزان مورد نياز جريان ندارد بنابراين گلخانه محيط بسيار مناسبي براي رشد عوامل بيماري زا بهويژه قارچهاست؛ توليد كننده درك و آگاهي مناسبي از آفات و امراض گياهي ندارد و اين موضوع منجر به پيدايي مشکلاتي در محيط هاي گلخانهاي ميشود.
متاسفانه بيشتر كشاورزان ما از مبارزات شيميايي پيش از بروز و شيوع آفات و بيماريها استفاده مي کنند به شيوهاي که پيش از کشت محصول خود سموم را با ميزان مشخص و در برخي از مواقع دلخواه باهم مخلوط مي کنند و مزارع خود را سمپاشي مي کنند؛ اين در حالي ست که توليدکنندگان ما بايد بتوانند آستانهي خطر را بشناسند تا بتوانند تصميمات درستي در ارتباط با زمان و شيوه ي مبارزه بگيرند.
يکي ديگر از مشکلات اراضي كشاورزي استفادهي توليدکنندگان از سموم قارچ كش و آفت کش با دورهي كارنس بالاست، بسياري از توليدکنندگان خيار گلخانهاي اين محصول را از هنگام گلدهي تا ميوه دهي سمپاشي مي کنند که با توجه به آنکه آفات در بخش زيرين برگ هستند و محصول در هنگام سمپاشي و پس از آن در معرض مستقيم باد و آفتاب وجود ندارند بنابراين هيچ گونه عامل طبيعي براي كاهش اثر سموم وجود ندارد.
مصرف اين سموم علاوه بر آنکه تاثيري در کنترل جمعيت آفات موجود در گلخانه ندارند منجر به جذب بخش عمدهاي از آن توسط گياه و هم چنين ورود به آب و خاك و بدن توليد كننده و كارگر سم پاش مي شود.
اين مواد منجر به آسيب رساندن به بدن توليدکنندگان و مصرف کنندگان و هم چنين آلودگي منابع آب سفرههاي زيرزميني و خاک مي شوند؛ شايان ذکر است با آزمايش خاكهاي کشاورزي مي توان مواد موثره سمومي را پيدا كرد كه سالهاي بسياري ست که در کشور مصرف نشدهاند.
در گذشته مردم از سم DDT به عنوان معجزه گر در بخش کشاورزي ياد مي کردند اين درحالي ست که درحال حاضر استفاده از اين سم ممنوع بوده و از محصولات سرطان زا محسوب ميشود.
در حال حاضر ما از راهکار مديريت تلفيقي آفات (IPM ) براي توليدات خود استفاده مي کنيم و توانسته ايم در اين باره ساير كشاورزان در شهرستانهاي ديگر را نيز با خود همراه کنيم.
خبرنگار:
در گفتههاي خود به اين موضوع اشاره كرديد؛ با توجه به آنكه محيط گلخانه بسته ميباشد، شرايط بسيار مناسبي را براي شيوع آفات و بيماريهاي گياهي فراهم ميكند، شنيدهها حاكي از آن است كه مصرف مواد شيميايي در توليد محصولات گلخانهاي بسيار بالاست و باتوجه به آنكه بيشتر اين محصولات مصرف تازه خوري دارند در بسياري از مواقع توليدكننده پس از استفاده از نهادههاي شيميايي و بدون توجه به گذراندن دورهي كارنس در اين محصولات آنها را برداشت كرده و به بازار عرضه ميكند، بنابراين مديريت تلفيقي محصولات گلخانهاي از اهميت ويژهاي برخوردار است شما در توليد محصولات گلخانهاي از چه راهكارهايي براي كاهش نهادههاي شيميايي استفاده ميكنيد؟
طاهري:
ما فعاليت خود را با مديريت گلخانه و آفات گلخانهاي آغاز كرديم، از عوامل مهمي که منجر به پيدايي آفات و بيماري در گلخانه مي شود گرما و رطوبت است که بايد به درستي کنترل شوند.
باتوجه به آنکه آفتابدهي براي ضدعفوني خاک محصولات گلخانهاي فايده ندارد بنابراين کشاورزان در بيشتر مواقع براي نابودي آفات گلخانه اي از قارچ كش و سموم خطرناك شيميايي در خاك استفاده مي کنند.
گفتنيست به دليل آنکه محيط گلخانه محدود و محصور است پس ماندهي سموم و قارچ كشها در خاك باقي مانده و با گذشت زمان خاك آلودهتر ميشود.
متاسفانه در برخي از موارد مشاهده مي شد با وجود آنکه كشاورزان از قارچكش به ميزان زياد استفاده مي کردند اما هم چنان بيماريهاي گلخانهاي همانند بوته ميري که عامل آن در خاک است، گلخانه را از چندين جهت آلوده مي کرد.
در اين مواقع ما به کشاورزان متذکر مي شديم که باتوجه به وضعيت موجود گلخانه (آلودگي 90 ـ 80 درصدي محصولات) تنها ميتواند از سموم شيميايي ديگر يا دز بالاتر استفاده کند.
مديريت کشاورزي بايد به صورت پايهاي و اساسي باشد، به شيوهاي که مي توانيم با برنامهريزي مناسب در جهت کاهش توانمنديهاي آفات و بيماريها حرکت کنيم. با توجه به آن که اسپورهاي قارچ يا عوامل بيماري زاي قارچ بوته ميري در خاك باقي مي ماند در زماني که پيش از کشت خاك هوادهي نشود، رطوبت فراوان بوده و خاك زهكش مناسب نداشته باشد بنابراين اسپور داخل خاک فعال شده و شروع به رشد و تکثير خواهد کرد.
ما براي مديريت بيماري بوته ميري تصميم گرفتيم در يك واحد 400 متري در 10 تيمار، همراه با شاهد کار را شروع كرديم، بنابراين ترکيبات گوناگوني را توانستيم فراهم کنيم؛ در ابتدا عوامل و عناصر خاك را تحت کنترل قرارداديم و از ماسهي شسته و كود حيواني موجود در منطقه استفاده کرديم.
گفتني ست هنگامي که کشت محصول در گلدان انجام شود به دليل محدود شدن فضا، اسپورها نميتوانند به راحتي منتقل شوند و ديگر محصولات را آلوده کنند به عبارت ديگر هر گلدان نقش يك واحد را پيدا کرده و چنانچه دچار مشكل شود ميتوانيم گلدان را از گلخانه خارج کنيم تا بيماري شيوع پيدا نكند؛ هم چنين هوادهي خاک نيز پيش از کشت محصول مي تواند نقش بسزايي در نابودي اسپورهاي باقيمانده در خاک و رشد تغذيهي ريشه هاي گياهي داشته باشد.
از سويي با اصلاح ساختار گلخانه آنرا به شيوهاي طراحي كرديم تا بتوانيم دماي مناسب را در اختيار بوتهها قراردهيم؛ مديريت دريچهها و هوادهي خاک و محيط گلخانه کمک مهمي در تنظيم رطوبت خاك و فضاي گلخانه و جلوگيري از تنش حرارتي داشت.
با تاسيس اتاقك استريلي توانستيم رفت و آمد افراد را کنترل و مانع از انتقال آلودگي توسط اين افراد به محوطه شويم. ما علاوه بر آن که پس ماندهي فرعي در ارتباط با محصولات گلخانهاي نداشتيم، بلکه در انتهاي كار کاهش 65 ـ 60 درصدي مصرف آب و همچنين کاهش مصرف كودهاي محلول و شيميايي از دستاوردهاي ما بود که اين موضوع توانست تاثير بسيار مثبتي بر روي کشاورزان داشته باشد.
از سوي ديگر در تعداد بسياري از گلدانها کمپوست را جايگزين کودهاي قديمي كرديم؛ اين امر منجر به آن شد كه علاوه بر استفادهي بهينه از آب و كود، بستر نيز آلوده نشود.
هنگاميکه بستر رشد، زهكش مناسب داشته باشد، منجر به حرکت و نفوذ آب از ميان ذرات خاک و در نهايت خروج آبهاي اضافي محبوس و بازگشت آن به چرخهي بازيافت ميشود؛ گفتني ست زهكش مناسب علاوه بر صرفه جويي در مصرف آب محيط را براي رشد و تكثير قارچهاي بيماريزا نامساعد خواهد كرد.
بايد درنظر داشت افزايش آبياري منجر به شيوع بيماريهاي قارچي در زمينهاي كشاورزي ميشود، اين درحالي ست که عدم آبياري نيز موجب تنش خشکي و در نتيجه تنش محصول و گل همراه است و باعث پايين آمدن راندمان ميشود و اين موضوع براي توليد کننده مطلوب نيست.
خبرنگار:
الگوها و روشهايي را كه براي اعمال مديريت تلفيقي بهكار ميبريد داخلي و بر اساس شرايط کشور طراحي مي شوند يا از الگو و مدلهاي بين المللي دراين باره استفاده مي کنيد؟
طاهري:
الگوها ابتكار كشاورزان و كارشناسان داخلي است.
ادامه دارد...
گفت وگو: مهندس مرجان طاووسي
خبرنگار مهندسي كشاورزي سرويس مسائل راهبردي ايران
در منطقه كازرون نیز كشت گوجهفرنگی با توجه به شرایط اقلیمی آن توسعه بسیار زیادی یافته است، به طوری كه اغلب از این شهرستان به عنوان یکی از قطبهای تولیدکننده گوجهفرنگی در کشور یاد میشود. متوسط تولید گوجهفرنگی در شهرستان كازرون بالاتر از متوسط كشوری و در حدود 54 تن در هكتار است.كه رقم بسیار بالایی به حساب میآید. با این حال در حال حاضر مشكلات عدیدهای بر سر راه تولید این محصول زراعی وجود دارد. كه لازم است توجه بیشتری از طرف مسئولین ذیربط به تولیدكنندگان این محصول مهم زراعی شود.
یكی از مشكلات عمده گوجهفرنگی هزینه بالای تولید آن و درآمد بسیار پایین آن است. متاسفانه عدم تضمین قیمت در مورد گوجهفرنگی به دلیل غیراستراتژیك بودن آن سبب شده است که قیمت خرید این محصول توسط دلالان و کارخانههای فرآوری گوجهفرنگی کم باشد و کشاورزان در اغلب سالها متضرر شوند.
به نظر میرسد عدم وجود یك تشكل صنفی مشخص در رابطه با تولید و فرآوری گوجهفرنگی به منظور ممانعت از نوسانات اختلاف بین تولیدكننده و مصرفكننده از اصلیترین دلیل كاهش قیمت محصول در زمان برداشت گوجهفرنگی است. اگرچه این معضل در حال حاضر در مورد بسیاری از محصولات زراعی غیراستراتژیك مانند سیبزمینی و پیاز نیز وجود دارد. لذا لازم است برای مدیریت تولید محصولات کشاورزی غیراستراتژیك مانند گوجهفرنگی از مرحله تولید تا فروش در شهرستان و استان برنامه جامع تدوین شود.
رویکرد این برنامه باید طوری باشد که کشاورزان و تولیدکنندگان اصلی حداکثر بهره را ببرند و درآمد حاصل از زحمات کشاورزی به جای اینكه به جیب دلالان و شركتهای فرآوری محصولات گوجهفرنگی شود، نصیب خود كشاورزان شود.
بنابراین لازم است هماهنگی مدون بین دستگاههای اجرایی و كشاورزان به وجود آید، تا از فاصله بین قیمت محصول در محل تولید و محل مصرف به دلیل سیاستهای سودجویانه شركتهای فرآوری محصولات گوجهفرنگی ممانعت به عمل آید.
نیاز به آب فراوان در تولید گوجهفرنگی از دیگر مشكلات این محصول زراعی است. مصرف آب در گوجهفرنگی در حدود 15 هزار مترمكعب در هكتار است. همین نیاز بالای آبی باعث شده است كه كمبود آب در سال زراعی جاری به طور مستقیم یا غیرمستقیم به نابودی بسیاری از مزارع گوجهفرنگی در منطقه كازرون بیانجامد. به نظر میرسد با استفاده از شیوههای نوین آبیاری ازجمله آبیاری قطرهای (Tape) كه هماكنون در برخی مناطق گوجهكاری شهرستان كازرون به كار برده میشود، میتوان به میزان 30 تا 40 درصد مصرف آب را كاهش داد. در حال حاضر دولت جهت حمایت كشاورزان در استفاده از روشهای نوین آبیاری تحت فشار امكان شرایط پرداخت 70 درصد كمك رایگان به علاوه 30 درصد تسهیلات بانكی با بهره پایین مهیا كرده ولی عدم اطلاع بسیاری از كشاورزان از این تسهیلات، همچنین عدم اختصاص این تسهیلات به مزارع كوچك و خردهمالك، موانعی در كاریرد این روش در بسیاری از مزارع به وجود آورده است.
تامین بذر گوجهفرنگی از دیگر مشکلات تولید این محصول به شمار میرود. هر کیلوگرم بذر خارجی حدود سه میلیون ریال است که چون بسیاری از کشاورزان امكانات مالی جهت تامین آن را ندارند، به سوی بذور خود مصرفی و بذور تهیه شده توسط زارعین روی میآورد که این بذور به بیماریهایی چون شانکر، قارچی و ویروسی مبتلا هستند و سبب آلودگی در مزارع و در نتیجه كاهش محصول میشود.
نبود یك برنامهریزی منسجم برای تعیین الگوی كاشت، عدم وجود تناوب مناسب، عدم وجود دستورالعمل مناسب جهت مصرف كودهای شیمیایی و عدم كنترل مناسب آفات و بیماریها به دلیل انجام نشدن طرحهای تحقیقاتی مناسب در منطقه، از عوامل مهم دیگری هستند كه باعث هدر روی درصد بالایی از محصول میشود.
این تنها تعداد محدودی از مشكلاتی است كه بر سر راه تولید گوجهفرنگی وجود دارد. به نظر میرسد با توجه به مشكلات عدیده موجود در تولید گوجهفرنگی، جهت ممانعت از متضرر شدن كشاورزان، یكی از راهكارهای عملی و كوتاهمدت كه دولت میتواند در این رابطه انجام دهد بیمه محصول گوجهفرنگی باشد./
ناصر صباغنیا1، محسن جانمحمدی*2، مهدی جودی2، محمد تقی آل ابراهیم3،مهدي محبالديني1
1- دانشگاه تربیت مدرس،2-دانشگاه تهران،3- دانشگاه فردوسی مشهد
چکیده
گوجهفرنگی (Lycopersicum esculentum)یکی از مهمترین گیاهان باغی متعلق به خانواده سولاناسه میباشد که مصارف متنوعی در صنایع غذایی دارد. تنشهای غیرزنده نظیر خشکی، شوری و تنش سرمایی از مهمترین عوامل کاهش میزان جوانهزنی بذر گوجه محسوب میگردند. عملیات اسموپرایمینگ قادر است با ایجاد تغییراتی در سرعت جوانهزنی بذور باعث کاهش اثرات نامطلوب این استرسها شود. در این تحقیق پتانسیلهای اسمزی و دورههای زمانی برای اعمال تیمارهای مختلف بکار رفت و تأثیر آن روی جوانهزنی و صفات مرتبط با آن مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور در هر پتری دیش 30 عدد بذر گوجهفرنگی قرارداده شد و سپس به هر پتریدیش 6 میلی لیتر از محلولهای تیماری اضافه گردید. پس ازاتمام دورههاي پرايمينگ بذور شسته شده و به منظور جوانه زنی در یک اتاقک رشد با 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی در دمای 25 درجه سانتیگراد قرار داده شدند. شمارش بذور جوانهزده از آغازجوانه زنی به مدت 12 روز انجام شد. در این آزمایش علاوه بر درصد و سرعت جوانهزنی از صفات طول ریشهچه و طول ساقهچه نيز یادداشتبرداری صورت گرفت. نتایج حاصل نشان داد که اثر طول دوره پرایمینگ بر روی سرعت جوانهزنی و طول ریشهچه در سطح 1٪ معنیدار بود تأثیر پتانسیلهای اسمزی مختلف در سطح 5٪ معنیدار بود در حالی سایر صفات اندازه گیری شده معنیدار نبود. نتایج حاصل نشان داد که درصد بذور جوانهزده و سایر صفات اندازهگیری شده در محلولهای اسمزی بطور معنیداری متفاوت از شاهد حاوی آب مقطر بود .
کلمات کلیدی: محلول های اسمزی، جوانهزنی، گوجه فرنگی، طول دوره اسموپرایمینگ
مقدمه :
گوجهفرنگي (lycopersicon esculentum) يكي از محصرلات باغي ايران ساير كشورهاي جهان محسوب مي گردد .گياه گوجه فرنگي داراي سازگاري وسيع به شرايط مختلف اقليمي و خاكي ميباشد و جزء محصولات تابستانه بشمار ميرود كه تقريباً به فصل رشد طولاني نياز دارد (Yamaguchi,1983) .
سطح زير كشت اين گياه در سال 1999 ميلادي 5/3 ميليون هكتار بوده است و از اين اراضي 97 ميليون تن محصول برداشت شده است كه در بين سبزيجات بيشترين توليد را به خود اختصاص داده است (FAO , 1999).
واريتههاي اصلاح شده داراي قوه ناميه بالائي مي باشند ولي اين واريتهها هنگامي كه پس از كاشت با تنشهاي فيزيكي نظير دماي بالا ، افزايش يا كمبود آب ،شوري ،سلهبندي خاك يا با تنشهاي بيولوژيكي همچون بيماريها ، آفات و علفهاي هرز مواجه ميشوندتوليد گياهچه در آنها با مشكل روبه رو خواهد بود و درصد ظهور گياهچه كاهش خواهد يافت و يا حتي در شرايط سختتر اين عوامل ميتوانند از ظهور گياهچه ممانعت بعمل آورند و اين در حالي است كه گياهان يكنواخت و همشكل براي توليد حداكثر عملكرد و بالا بردن راندمان برداشت ضروري به نظر ميرسد(Yeliz kirak,2003) .
افزايش انداره بذر كه به واسطه اصلاح گياهان بدست آمده و همچنين افزايش پتانسيل ژنتيكي براي بهبود ويگوريته بذور كافي به نظر نميرسد بنابراين راهكارهاي ديگري كه كيفيت بذر را بالا ميبرند مورد تأكيد قرار ميگيرند (Fujikura,1993).
جهت كاشت زودهنگام و همچنين افزايش سرعت جوانهزني از پيش تيمارهاي همچون هيدروپرايمينگ و اسموپرايمينگ استفاده ميگردد كه در اين ميان روش اسموپرايمينگ اهميت بسزايي دارد و شامل روشي است كه آب را بصورت كنترل شده و با استفاه از موادي همچون PEG و KNO3 و غيره در اختيار بذر قرار ميدهند بطوري كه موجب شروع شدن فعاليتهاي متابوليكي جوانهزني ميشود ولي در عمل از ظهور ريشهچه و ساقهچه ممانعت بعمل ميآورد (Leventarin, 2003; Bral, 1993; Picard, 1993).
يا به تعبير ديگر در اين روش مقدار محدودي آب در اختيار گياه قرار ميگيرد تا فقط مراحل مقدماتي جوانهزني قبل از خروج ساقهچه و ريشهچه انجام گيرد و بذور براي جوانه زني در مراحل بعدي آماده شود(Artala, 2003).
بذور پرايمينگ شده در مقايسه با شاهد در رنج وسيعي از دما جوانه ميزنند و حساسيت كمتري به تغييرات اكسيژن در محيط جوانهزني دارند (Smok, 1993).پرايمينگ بذور گوجه بامحلول 2% نيترات پتاسيم در دماي 20 درجه و به مدت پنج روز موجب افزايش سرعت جوانهزني بذور شد ولي تأثيري روي درصد جوانهزني نداشت (Levent arin and Yeliz kiyak, 2003) .
همچنين پرايمينگ بذور فلفل به مدت 6 روز در دماي 20 درجه سانتيگراد و پتانسيل اسمزي MPa 5/1 موجب بهبود جوانهزني شد (Saracco, 1995).
پرايمينگ بذور گوجهفرنگي در پتانسيل اسمزي 1- ، 5/1- و 2- MPa موجب افزايش سرعت جوانهزني بذورشد ولي تأثيري روي نسخه برداري DNA نداشت (Ozbingol, 1999).
همچنين اسموپرايمينگ با محلول 8- MPa و به مدت 72 ساعت موجب افزايش درصد جوانهزني در بذور
گلگاو زبان شد (مكي زاده تفتي، 1383).
اسمو پرايمينگ در بعضي از مواقع داراي محدوديتهاي نيز ميباشد نظير كمبود اكسيژن در پتانسيلهاي اسمزي خيلي منفي و يا جذب آب بيشتر در هنگام شستشوي مواد اسمزي از روي بذور و همچنين كاهش طول عمر بذر پس از پرايمينگ ، كه ميتوان با بكاربردن روشهاي همچون انتخاب پتانسيل اسمزي مناسب و خشك كردن بذور پس از شستشو و همچنين تيمارهاي پس پرايمينگ همچون استرس گرمايي و نگهداري در شرايط خاص اين تقيصهها را رفع نمود (Atkin,1999).
هدف از اين تحقيق تعيين بهترين مدت زمان و روش پرايمينگ و بررسي اثرات آن برروي برخي از صفات مربوط به جوانهزني در بذور گوجه فرنگي ميباشد . تا اينكه بتوان بهترين تركيت تيماري را جهت اسموپرايمينگ بذورگوجه فرنگي تعيين كرد .
موادو روشها :
اين آزمايش به منظور تعيين تأثير پرايمينگ بر جوانهزني بذور گوجهفرنگي ، در قالب طرح كاملاً تصادفي و بصورت آزمايش فاكتوريل در 3 تكرار اجرا گرديد . تيمارهاي آزمايش شامل پتانسيلهاي اسمزي محلول پلي اتيلن گليكول 6000 در چهار سطح ( شاهد ، 4- ، 8- و 12- بار) و طول دوره پرايمينگ با سه سطح (24 ، 48 و 72 ساعت ) بود كه براي محاسبه مقدار PEG لازم براي تهيه محلولهاي اسمزي مورد نظر از فرمول وانتهوف استفاده گرديد بطوريكه براي تهيه پتانسيلهاي 4- ، 8- و 12- در دماي 20 درجه به ترتيب 169 ، 251 و 314 گرمPEG در كيلو گرم آب بكار برده شد . قبل از انجام پرايمينگ بر روي بذور تست قوه ناميه انجام شد كه درصد قوه ناميه 93% درصد محاسبه شد و با تست تترازوليوم مشخص شد كه 7% درصد باقي مانده فاقد حيات ميباشند . در هر پتري ديش 30 عدد بذر گوجه فرنگي PS (Peto Seed ) رقم زودرس ، قرارداده شد و به هر پتري ديشcc 6 از محلولهاي فوق اضافه گرديد بطوريكه بذور در پتري ديش معلق نبودند. پس از اتمام مدت زمان اسموپرايمينگ كه داراي سطوح 24 ،48 و 72 ساعت بود بذور از پتري ديشها خارج و با آب مقطرشسته شدند و سپس محتوي رطوبتي آنها از طريق خشك كردن با استفاده از فن به حدود 6 تا 7% كاهش داده شد . سپس بذور هر گروه را جداگانه در پتري ديشهاي جديد بر روي كاغذ صافي قرار داده شد و اين بار cc6 آب مقطر به هر پتري ديش اضافه گرديد . براي جلوگيري از بيماريهاي قارچي ،ضدعفوني بذور با استفاده از قارچ كش ويتاواكس انجام شد و سپس پتري ديشها در داخل كيسههاي نايلوني شفاف قرار داده شده و جهت جوانهزني به ژرميناتور منتقل شدند . شرايط اتاقك رشد به صورت 16 ساعت روشنايي و 8 ساعت تاريكي و دماي 25 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي 70% تنظيم شده بود.شمارش بذور از آغاز جوانهزني به مدت 12 روز انجام شد و معيار جوانهزني يك بذر رشد كلئوپتيل به ميزان 2 ميلي مترفرض گرديد، پس از پايان دوره جوانهزني صفاتي همچون طول ساقهچه ، طول ريشهچه و وزن گياهچه بذور جوانهزده اندازه گيري شد ،دادههاي حاصل از اندازه گيري نرمال نبودند لذا براي نرمال كردن دادهها كه از نوع درصد بودند از تبديل زاويه معكوس استفاده شد .
تجزيه و تحليل دادهها با استفاده ار نرمافزارهاي SPSS و EXCEL صورت گرفت .
نتايج و بحث
نتايج تجزيه آماري آزمايش فوق نشان دادكه اثر سطوح فاكتورهاي اصلي يعني سطوح پتانسيل اسمزي بر روي سرعت جوانه زني و طول ريشهچه در سطح 5%معنيدار بود(جدول 1 ) و همچنين اثر طول دوره پرايمينگ نيز بر روي طول ساقهچه در سطح 5% معنيدار بود و اثر متقابل طول دوره × پتانسيل اسمزي بر روي صفت طول ساقهچه درسطح 1% معنيدار بود
جدول (1) تجزيه واريانس اثر پرايمينگ بر روي برخي صفات جوانه رني
|
ميانگين مربعات |
|
تيمار |
درجه آزادي |
طول ريشهچه |
طول ساقهچه |
سرعت جوانهزني |
درصد جوانه زني |
|
Dطول دوره |
2 |
12/378* |
082/1ns |
42/311** |
378/9ns |
|
پتانسيل اسمزي محلولP |
2 |
13/871* |
496/1ns |
0/711ns |
46/1ns |
|
P×D |
4 |
5/464ns |
875/3** |
0/692ns |
55/8ns |
**معنيدار در سطح 1% و * معنيدار در سطح 5%
همچنين مقايسه ميانگينهاي اثر طول دوره نشان دادكه كه در بين شاهد و ساير تيمارها براي تما م صفات بجز درصد جوانهزني تفاوت معنيدار وجود دارد(جدول 2) . مقايسه ميانگين اثر طول دوره هاي مختلف پرايمينگ برصفات طول ريشهچه، طول ساقهچه و سرعت جوانه زني با،طول دوره 24 و 48 ساعت تفاوت معنيداري را نشان نداد در حالي كه طول دوره 72 ساعت بطور معنيداري صفتهاي فوق را كاهش داد . سطوح مختلف طول دوره پرايمينگ درمورد درصد جوانه زني تفاوت معنيداري با هم نداشتند . كه اين با نتايجي كه(2003) Arin , Duman(1999) گزارش داده بودند مطابقت داشت.
جدول(2)مقايسه ميانگين اثر طول دوره بر روي صفات جوانهزني
|
درصد جوانه زني |
سرعت جوانه زني |
طول ساقهچه |
طول ريشهچه |
|
|
a a a a |
c a a b |
c a a b |
c a a b |
شاهد
24ساعت 48 ساعت 72 ساعت |
مقايسه ميانگين اثر سطوح مختلف پتانسيل اسمزي در صفات مورد بررسي نشان داد كه اثر سه سطح پتانسيل اسمزي بكار برده شده بر روي درصد جوانه زني و سرعت جوانه زني و طول ساقهچه تفاوت معنيداري باهم ندارد همچنين اثر پتانسيل هاي اسمزي 8- و 12- بر روي طول ريشهچه تفاوت معنيدار باهم ندارند ولي بطور معنيداري كمتر از اثر پتانسيل اسمزي 4- مي باشد.
جدول (3) مقايسه ميانگين اثر سظوح پتانسيل اسمزي بر روي صفات جوانهزني
|
تيمار |
طول ريشهچه |
طول ساقهچه |
سرعت جوانهزني |
درصدجوانهزني |
|
شاهد |
C |
C |
c |
a |
|
4- بار |
a |
a |
a |
a |
|
8- بار |
b |
a |
a |
a |
|
12- بار |
b |
a |
a |
a |
مقايسه ميانگين اثرمتقابل سطوح محتلف پتانسيل اسمزي و طول دوره پرايمينگ (تركيبات تيماري ) نشان داد كه در صفت جوانه زني ،بذوري كه با پتانسيل اسمزي 12- پرايمينگ شده بودند سرعت جوانه زني كمتري نسبت به بقيه تيمارها داشتند و بقيه تيمارها باهم تفاوت معنيداري نداشتند. همچنين طويلترين ريشهچه در تيمارهاي شماره يك( 4- بار و 24 ساعت )و تيمار شماره هشت (12- بار و 48 ساعت ) حاصل شد و بقيه تيمارها باهم تفاوت معنيداري باهم نداشتند. در مورد طول ساقهچه بشترين طول در تيمارهاي شماره شش (8- بار و 72 ساعت ) و تيمارشماره هفت (12- بار و 24 ساعت ) بدست آمد و در صفت درصد جوانه زني ،تيمارها باهم تفاوت معنيداري نداشتند.
جدول (4) مقايسه ميانگين تركيبات تيماري بر صفات جوانهزني
|
|
سرعت جوانه زني |
طول ريشهچه |
طول ساقهچه |
درصدجوانهزني |
|
شاهد |
c |
c |
d |
a |
|
4- بار و 24 ساعت |
a |
a |
bc |
a |
|
4- بار و 48 ساعت |
a |
b |
c |
a |
|
4- بار و 72 ساعت |
a |
b |
c |
a |
|
8- بار و 24 ساعت |
a |
b |
c |
a |
|
8- بار و 48 ساعت |
a |
b |
b |
a |
|
8- بار و 72 ساعت |
a |
b |
ab |
a |
|
12- بار و24 ساعت |
b |
b |
a |
a |
|
12- بار و 48 ساعت |
b |
ab |
c |
a |
|
12- بار و 72 ساعت |
b |
b |
d |
a |
همچنين وزن ترو وزن خشك گياهچههاي حاصل ازبذور پرايمينگ شده بطور قابل توجهاي بيشتر از گياهچههاي شاهد بود (دادهها نشان داده نشده اند ) كه اين با نتايج Arin (2003) مطابقت داشت ولي مخالف نتايج Cantliffe (1994) بود.
نمودار خطي سرعت جوانه زني و دوره هاي زماني پرايمينگ با رابطه y = -2.085x + 9.5103 و رگرسيون خطي R= 0.924 نشان ميدهد كه با افزايش طول دوره پرايمينگ از سرعت جوانهزني كاسته ميشود.
همچنين بررسي سرعت جوانهزني با تغييرات سطوح پتا نسيلهاي اسمزي نشان داد كه با افزايش پتانسيل اسمزي سرعت جوانهزني بصورت خطي افزايش مي يابد كه معادله آن بصورت y = 0.281x + 4.776 و رگرسيون خطي آن1 R= مي باشد.
(1990) Dohal, Bradfordگزارش دادند كه اثر اصلي پرايمينگ بر روي بذور گوجه فرنگي از طريق كوتاه كردن فرصت زمان لازم جهت بيدار شدن نهايي اندوسپرم(فعال شدن) و افزايش توانايي جنين در گرفتن آب صورت ميگيرد و Khan(1998) گزارش دادكه حضور نيترات در طول جذب آب احتمالاً موجبات سنتز پروتئين را در طول پرايمينگ باعث ميشودكه اين خود ميتواند سرعت جوانهزني را بالا ببرد. همچنين Cayuela (1996) اعلام كرد كه پرايمينگ سبب ايجاد برخي تغييرات فيزيولوژيكي ازقبيل مقدار قند و تركيبات آلي و يونهاي تجمع يافته در بذر و ريشه و در نهايت در برگهاي گياه بوجودآمده ميشود كه موجب سرعت بيشتر در جوانهزني و نيز مقاومت بيشتر آن به شرايط نامساعد ميشود .
نتايج كلي اين آزمايش نشان داد كه بهترين نتيجه در طول دوره كوتاه پرايمينگ و با پتانسيلهاي متوسط بدست ميآيد با توجه به نتايج اين آزمايش و با توجه به گزارشات قبلي، اهميت اسمو پرايمينگ جهت بالا بردن سرعت جوانه زني و ساير صفات جوانه زني و در نتيجه افزايش يكنواختي در سبز شدن در نهايت افزايش راندمان برداشت، تائيد مي شود.
منابع:
Arin, L.E. and D.Y.Kiyak, 2003 . The effect of pre_sowing treatments on emergnce and seedling growth of tomato seed ( Liycopersicon esculentum Mill.) under several stress conditions. Pakistan Journal of Biological Sic 6(11):990-994.
Alvarado,A.D,. K.J. Bradford and J.D. Hewitt, 1987. Osmotic priming of tomato seed:Effect on germination, field emergence, seedling growth and fruit yield.J. Amer. Soc. Hort.Sci., 112:427-432.
Cavallaro, V ., G.Mauromicale and G.Di Vincenzo, 1994. Effect of seed osmoconditioning on emergence characteristics of the tomato (Lycopersicon escolentum Mill.) Acta hort., 362:213-220.
Bray CM.1995. Biochemical processes during the osmoprimingof seeds. In KigelJ , Galili G, eds.seed development and germination . New York: MarccelDekker, 767-789.
Yamaguchi,M., 1993.World vgetables .Van Nostrand Reinhold,New York,pp:415.
Muhyaddin, T. and H.J. Wiebe, 1989.effect of seed treatments with polyetylenglycol (PEG) on emergence of vegetable crops. Seed Sci.and Technol., 17:49-56.
Parera,C.A and D.J. Cantliffe, 1994. Presowing seed priming. Hort. Review, 16: 109-139.
Penalosa, A. P. S., and Eira, M. T. S., 1993. Hydration-dehydration treatments on tomato seeds (Lycopersicon esculentum Mill.), Seed Science and Technology, 21, 309-316
علياكبر عباسي[1]، رضا صديق، محمدحسن آهار
در مواردی که بندهای اصلاحی با هدف نگهداشت رسوب در آبراههها و جلوگیری از ورود رسوبات به مخزن سدها احداث شوند، پارمترهایی نظیر محل بند، شیب آبراهه و حجم مخزن بند از اهمیت زیادی برخوردار میباشد. با توجه به شواهد صحرايي پشت اغلب بندهای اصلاحی از رسوبات درشت دانه و واریزهای پر میشود، رسوباتی که احتمال رسیدن آنها به پشت سدهای مخزنی پایین دست کم میباشد. از این رو این ضرورت احساس شد که عملکرد این سازهها در نگهداشت رسوبات ریزدانه بررسی شود. بررسی نوع و دانه بندی رسوبات و نحوه انتقال آنها در آبراهه میتواند میزان اثر بخشی آنها را در کاهش رسوباتی که در نهایت به مخزن سدهای مخزنی منتقل میشود، مشخص و رهنمودی برای انتخاب محل بندهای اصلاحی در طرحهای مشابه باشد.
به اين منظور تعداد هفت مورد بند توريسنگي در آبراهه گوش در بالادست حوزه سد كارده انتخاب گرديد و با نمونهبرداري از رسوبات ته نشست شده در پشت اين بندها و تحليل هيدروليكي جريان در آبراهه پاييندست محل احداث بندها، امكان حمل و يا ته نشست شدن رسوبات در بستر طبيعي رودخانه بررسي گرديد. تحليل منحني دانهبندي رسوبات نمونه برداري شده از مخزن بندهاي مورد مطالعه نشان ميدهد كه بخش عمده رسوبات ته نشست شده در مخزن بندها درشت دانه و در محدوده شن و قلوه سنگ ميباشد. تحلیل هیدرولیکی جریان و آستانه حمل رسوبات در بازه پایین دست محل بندها نشان داد در صورتيكه بندهاي بالادست نيز وجود نداشته باشند، بخش عمده اين رسوبات در بازههاي پايين دست رودخانه كه شيب رودخانه كم ميشود، امكان ترسيب در بستر طبيعي رودخانه را دارد. در نتيجه هدف اصلی از احداث اين بندها که نگهداشت رسوبات ريزدانه و جلوگيري از ورود آنها به مخزن سد كارده بوده، بدليل اينكه مخزن بندها با رسوبات درشت دانه پر شده است، به طور کامل برآورده نشده است. از اين رو لازم است كه محل احداث بندهاي رسوبگير بنحوي انتخاب شود كه ضمن اينكه رسوبات درشتدانه تا حد امكان در بستر طبيعي رودخانه رسوبگذاري ميكند، حجم مخزن بند نيز قابل ملاحظه باشد تا امكان آرام شدن جريان و ترسيب رسوبات ريزدانه فراهم گردد.
واژههاي كليدي: بندهاي اصلاحي، رسوبات ريزدانه، حمل رسوب، سد كارده
به منظور بررسي تاثير پخش سيلاب برروي پوشش گياهي اعم ازدرختان كشت شده مثمر و غير مثمر و گونه هاي مرتعي در عرصه آبخوان گناباد، تعداد 449 اصله درخت از 17 گونه درختي و همچنين 52 پلات 200 متر مربعي ( 40 پلات در عرصه پخش سيلاب و 12 پلات در عرصه شاهد) در تيپ غالب مرتع منطقه طرح (Scoriola -launaea Noae) به روش تصادفي سيستماتيك انتخاب گرديد.
نتايح حاصل از وضعيت رشد و نمو درختان سيل گيري شده و مقايسه آن با درختان سيل گيري نشده نشان مي دهد كه ميانگين وزني درصد رشد تاج پوشش و قطر تنه درختان سيل گيري شده به ترتيب: 25/22 و 71/11 درصد و در درختان سيل گيري نشده طي مدت پنجسال اجراي طرح به ترتيب معادل : 36/2 و 40/2 درصد مي باشد. همچنين بهترين رشد مربوط به درختان بادام مي باشد
همچنين در بررسي هاي انجام شده بروي پلات هاي پوشش مرتعي در عرصه پخش سيلاب و مقايسه آن با عرصه شاهد در منطقه گناباد، نشان مي دهد كه توليد علوفه در عرصه پخش سيلاب معادل 5/815 كيلوگرم در هكتار و در عرصه شاهد 9/600 كيلوگرم در هكتار در سال مي باشد. كه اين ميزان علوفه در عرصه 240 هكتاري پخش سيلاب توان تامين علوفه 2229 واحد دامي درسال و1583 واحد دامي در عرصه شاهد را طي مدت چهار سال دارد.
طرح پژوهشي بررسي كاربرد سدهاي زير زميني درمديريت منابع آب زیرسطحی درحوضه رودخانه گرماب ايستگاه تحقيقات گلستان به اجرا درآمده است. حوضه رودخانه درجنوب غرب مشهد بر روي پي سنگ دگرگوني مجاورتي قرار دارد. سد از نوع رودخانه ای است و مطالعات آن بر اساس پارامترهاي ساختماني، پي سنگ, آبرفت و آب زير زميني انجام شده است. اين پژوهش ابتدا بر اساس داده هاي اسنادي از منطقه آغاز گرديده و سپس با مطالعات صحرايي، ژئوفيزيك ، حفاري و نمونه گيري و انجام آزمايش هاي مكانيك خاك همراه و سپس نتايج بر اساس آخرين يافته هاي صحرايي و آزمايشگاهي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. آناليز داده هاي ساختماني و آزمايشگاهي نشان داده است که در طول رودخانه اصلی در سه محل پتانسيل ذخيره سازي آب زير سطحي بيش از ساير نقاط وجود دارد. آناليز انجام شده بر روي داده هاي ساختماني نشان می دهد که پی سنگ ناحیه تحت تاثير تنش هاي منطقه ای و محلي است. تحلیل تنش در ساختارهاي ماكروسكپي پي سنگ حداكثر جهت تنش اصلي وارده به پي سنگ را در راستاي5± 235 درجه و جهت واتنش كلي سنگ را در راستای5±145و قائم نشان می دهد. امتداد محورهاي پيشنهادي براي سد در گزينه هاي مختلف به موازات جهات تنش انتخاب گرديده است تا مولفه های تنش برشی به حداقل ممکن برسد.
بررسي آمار داده هاي زمين لرزه در شعاع 200 كيلومتر منطقه نشان داده است كه حداكثر شتاب افقي وارده به هر يك از گزينهها g 35/0و حداكثر شتاب قائم وارده برابر g 15/0 ميباشد. انتخاب محل سد بر اساس شاخصهاي ساختماني و زمین شناسی صورت گرفته كه مهمترين آنها شامل توپوگرافي- ساختمان پي سنگ و آبرفت – ليتولوژي – لرزه خیزی و ژئوهيدرولوژي است. بررسي ساختمان پي سنگ و تغييرات آبرفت آشكار ساخته كه در سه محل انباشتگي ما سه ای مشاهده ميگردد. اين نقاط بعنوان محل هاي پيشنهادي براي مطالعات دقيق تر انتخاب گرديده اند. بررسي هر يك از گزينه ها نشان داده است که امكان ذخيره سازي آب زير سطحي در آن با احداث سد زير زميني وجود دارد و چنانچه سد از نوع غرقآبی[1] اجرا گردد افزايش ذخيره آبي بنحو قابل ملاحظه اي امكان پذير است.
انتخاب و اولويت بندي گزينه ها براساس پارامترهاي توپوگرافي، ساختماني، ژئوهيدرولوژي ،مقدارآب قابل استحصال ومسائل اجتماعي صورت گرفته است.
گزينه 1با حجم استحصال آب147000 متر مكعب در سال ميتواند مشكلات ناشي از كمبود آب در منطقه را برطرف سازد و چنانچه تمامي گزينه هاي پيشنهادي به اجرا در آيد تاثير بسيار مطلوبي در تامين آب و حفاظت از خاك، آب و افزایش پوشش گياهي و جلوگيري از فرسايش حوضه را به همراه خواهد داشت. بررسي هاي صحرائي و آناليز نمونه هاي آزمايشگاهي آشكار ساخته است كه منابع و مصالح ساختماني مورد نياز جهت اجراي پروژه در حوضه پژوهش وجود دارد و ميتوان با بهره گيري از آنها كه در فاصله كمي از محل گزينه ها قرار دارند نسبت به تامين مصالح ساختماني اقدام نمود
جواد طباطبایی یزدی، حسین توکلی، علیاکبر عباسی، مسعود عباسی، جواد باغاني، رضا غفوریان
اعضای هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منایع طبیعی خراسان رضوی
چکیده
یکی از مشخصههای توسعه شهری افزایش سطوح غیر قابل نفوذ است که بخاطر تغییر کاربری زمینهای کشاورزی و اراضی منابع طبیعی و اختصاص آن به ساخت و ساز واحدهای مسکونی و معابر عمونی پدید میآید. از عوارض این تغییرات کاهش نفوذ آب باران به داخل زمین و در عوض افزایش رواناب حاصل از بارندگی از هر دو منظر حجم و شدت جریان است. جاری شدن رواناب در سطح شهر علاوه بر تحمیل هزینههای زیاد برای احداث مجاری و زهکشهای مناسب برای خارج ساختن این آبها از معابر، باعث آلودگی آنها شده و بخاطر مخلوط شدن با انواع پسابهایی که در مسیر حرکت به آن اضافه میشود، تصفیه و بهرهبرداری مجدد آنها را دچار مشکل جدی میسازد.
استحصال آب باران روشی است که به کمک آن میتوان از باران درمحل بارش بهرهبرداری نمود و علاوه بر جلوگیری از خارج شدن رواناب از دسترس و آلودگی آنها، صرفهجویی قابل توجهی در استفاده از سیستم آبرسانی شهری به عمل آورد. با این کار سیستم زهکشی رواناب شهری قادر خواهد بود که در شرایط وقوع رگبارهای شدید بهتر عمل کند و از آبگرفتگی معابر جلوگیری خواهد شد. ترویج و بهرهبرداری از سیستمهای استحصال آب باران علاوه بر جلب مشارکت بهرهبرداران در مدیریت منابع آب، باعث کاهش اتکاء به سیستم متمرکز آبرسانی شهری خواهد شد که این موضوع علاوه بر صرفهجویی در استفاده از منابع تجدید ناپذیر آبهای زیرزمینی، باعث جلوگیری از وقوع بحران در شرایط وقوع جنگ، زلزله و یا عملیات خرابکارانه خواهد شد.
در این سخنرانی، خلاصهای از یک طرح استحصال آب باران که در یکی از اماکن آموزشی و تحقیقاتی شهر مشهد به اجرا در آمده است تشریح میگردد. هدف از مطالعه و اجرای این طرح که با پشتیبانی مالی شهرداری مشهد انجام گرفته است، بررسی پتانسیل جمعآوری آب باران و استفاده از آن برای توسعه فضای سبز شهری بوده است. علاوه بر این، با اجرای این طرح در مقیاس واقعی، این امکان فراهم گردیده است تا اقشار مختلف مردم و مسئولین بتوانند از آن بازدید به عمل آورده و از مزایا و معایب احتمالی آن از نزدیک آشنا شوند. اطلاعات و نتایج مربوط به این طرح پس از جمعبندی و تجزیه و تحلیل به صورت دستورالعملهايي جهت استفاده در موارد مشابه در اختيار عموم قرار خواهد گرفت.
عضوهياتعلمي مركز تحقيقاتكشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي-بخش تحقيقات خاك و آب
زمان: 30/2/88
چكيده:
عدم تعادل عناصر غذايي در سبزيهاي ميوهاي مانند پياز و گوجه فرنگي علاوه بر كاهش عملكرد، باعث تقليل خصوصيات كيفي اين محصولات ميگردد. آنچه از نظر به زراعي مهم و قابل توجه است تاثير مصرف بهينهكودهاي شيميايي در افزايش عملكرد و كيفيت سبزيهاي ميوهاي است. يكي از مهمترين آلايندهها كه در كيفيت سبزيهاي ميوهاي تاثير بسيار مهمي دارد، غلظت نيترات در ميوه ميباشد. نتايج نمونههاي سبزيهاي ميوهاي برداشت شده مانند گوجه فرنگي و پياز از مزارع مختلف استان خراسان رضوي نشان ميدهد كه در برخي مناطق و بعضي مزارع ميزان نيترات بالاتر از حد استاندارد بوده (300 ميلي گرم در كيلوگرم بر مبناي وزن خشك) كه دليل عمده آن كاربرد بيش از حد كودهاي نيتراتي بويژه در يك نوبت ميباشد. دلايل ديگري كه درتجمع نيترات در اين محصولات دخالت دارد شامل عوامل محيطي (نور، درجه حرارت، رطوبت) و عمل نوع رقم است. استفاده از ارقامي كه نيترات را كمتر درخود تجمع ميدهند و برداشت محصولات در صبح زود و يا عصر در بهبود كيفيت و كاهش غلظت نيترات بسيار موثر است. بنابراين استفاده از آناليز خاك و آب و تجزيه گياه براي تعيين ميزان نيتروژن مورد نياز گياه حائز اهميت بوده و برنامهريزي براي تقسيط كودهاي نيتروژني در طي دوره رشد گياه و استفاده از كود مناسب (مانند SCU) به همراه پتاسيم و عناصر كم مصرف مانند روي به دليل نقش مثبت آنها در افزايش بازيافت نيتروژن، منجر به كاهش نيترات در سبزيجات ميوهاي (گوجه فرنگي و پياز) ميشود. آبياري دقيق و بهينه كردن شرايط محيطي بويژه تهويه مناسب و كاهش تنش رطوبتي خاك نيز باعث كاهش تجمع نيترات در محصول ميشود.
سعيد رضائيان
عضوهياتعلمي مركز تحقيقاتكشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي-بخش تحقيقات خاك و آب
زمان: 30/2/88
چكيده:
نيازهاي غذايي درخت درطول يكسال رويشي يعني در زمان تشكيل ميوه، رشد ميوهها و شاخسارها و بلاخره در هنگام ذخيره سازي مواد غذايي متغير است. در مواردي كه درخت به طور استثنايي نياز غذايي شديدي دارد، جذب مواد تنها از طريق ريشهها ممكن است كافي نباشد و دراين حالت است كه بايد روش محلول پاشي را نيز مورد توجه قرار داد. در تغذيه درختان نه تنها تغذيه كل درخت بايد مدنظر باشد بلكه بايستي به اندامهاي ذيربط آن نيز توجه نمود. مثلا براي طولاني شدن عمر انباري ميوه، بايد مواد غذايي كافي در اختيار درخت قرار گيرد.
هرسال در باغهاي كشور مواد غذايي خاصي را به سطح خاك باغ اضافه ميكنند، اين روش يك روش سنتي است كه در ساليان متمادي در باغهاي كشور اجرا ميشود. تعدادي از اين عناصر ميتواند به داخل خاك نفوذ كنند و با حركت خود به سمت پايين در دسترس ريشهها قرار گيرند. اما برخي ديگر قادر به حركت و نفوذ در خاك نميباشند، از اين رو بايد حتما قبل از كاشت و در زماني مناسب به مقداري كه درخت تقريبا در طول زندگياش به آنها نياز دارد به خاك اضافه نمود. در درختان ميوه شرايط حاكم در خاك تعيينكننده ميزان سرعت جذب عناصر غذايي است كه ميتواند با آنچه در خاك موجود است خيلي متفاوت باشد. بنابراين در درختان ميوه تجزيه برگي مناسبترين و دقيقترين راهنماي تعيين وضعيت تغذيهاي اين گياهان دائمي است.
آهكي بودن خاكهاي آهكي زيركشت باغهاي سيب، مصرف بيرويه كودهاي ازته و فسفاته، زيادهروي در مصرف آبهاي محتوي بيكربنات، كمبود آهن و روي در اولويت اول و كمبود بر، منگنز در اولويت بعدي ميباشند. مصرف بهينه متعادل كود در باغهاي سيب بايستي اجباري گردد.
عضوهياتعلمي مركز تحقيقاتكشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي-بخش تحقيقات خاك و آب
زمان: 30/2/88
چكيده:
این آزمایش بمنظور مقایسه اثر کود کامل ماکرو آبیاری در دو روش خاکی و کود آبیاری در عملکرد گندم انجام گرفت. محل اجرای آزمایش ، ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی طرق مشهد بود که در سالهای زراعی 85-84 و 86-85 انجام شد. آزمایش بر اساس طرح آبیاری بارانی سه شاخه ای با 5 خط لوله فرعی در سیستم کلاسیک ثابت انجام شد. فاصله آبپاشها از یکدیگر 6متر و فاصله خطوط فرعی نیز از هم 6متر بودند. تزریق کود کامل ماکرو توسط یک دستگاه پمپ تزریق کود در خط میانی صورت گرفت .توزیع کود در دو قطعه مجاور این لوله بصورت غیر یکنواخت و مثلثی بوده بطوریکه با فاصله گرفتن از لوله وسط مقادیر کود دریافتی و غلظت کود کاهش پیدا می کرد. در مجاورت خطوط اول و انتهایی طرح مصرف کود بصورت خاکی بود. با پلات بندی طرح در جهت عمود بر لوله فرعی اندازه گیری غلظت عناصر در ظروفی که در وسط هریک از پلاتها قرار گرفته بود عکس العمل گیاه نسبت به دریافت مقادیر کودی در شرایط کود آبیاری بررسی گردید. نتایج تجزیه آب درون قوطیها نشان داد که غلظت عناصر شامل ازت،پتاس،آهن،منگنزو روی با فاصله گرفتن از لوله تزریق شده (خط میانی) کم می شود. نتایج بدست آمده از تجزیه واریانس و مقایسه میانگین ها نشان داد که بین عملکرد دانه گندم در تیماره در سطح آماری 5% اختلاف معنی داری وجود دارد. بطوریکه تیمار مصرف کود بصورت کود آبیاری بیشترین عملکرد دانه را به میزان 35/4 تن در هکتار داشت و پس از آن تیمار مصرف خاکی کود به مقدار 98/3 تن در هکتار می باشد که 10% کمتر از مصرف بصورت کود آبیاری است. همچنین برای برخی صفات زراعی همچون عملکرد کاه ، متوسط ارتفاع بوته، تعداد خوشه در واحد سطح و متوسط تعداد پنجه تجزیه واریانس و مقایسه میانگینها انجام شد که نتایج نشان داد هیچگونه اختلاف معنیداری در سطوح آماری بین تیمارها جهت این صفات وجود ندارد.
استاديار بخش تحقيقات خاك و آب مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوی
چكيده
استفاده از آبهاي شور در كشاورزي برای تولید محصولات زراعي گسترش بسیاری یافته است. با اين وجود اثر شوري بر تغذيه معدني و ماهيت حاصلخيزي خاك بدرستي شناخته نشده است. از اين رو به منظور بررسي روشهاي مختلف کاربرد عناصر كم مصرف در شرايط شور آزمايشي بصورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوك هاي كامل تصادفي با دو فاكتور نوع عنصر غذايي شامل آهن، روي، منگنز و مس در كرت اصلي و روش مصرف كود شامل خاكي، برگ پاشی، بذر مال، خاكي + برگ پاشی و بذر مال + برگ پاشی در كرتهاي فرعي بر روی گندم در سه تكرار طی سال های زراعي 85-1382 در سه استان خراسان، اصفهان و قم اجرا گرديد. نتايج نشان داد كاربرد هر يك از عناصر آهن، روي، منگنز و مس موجب بهبود عملكرد دانه گندم نسبت به شاهد گرديد. اما مقايسه بين اين عناصر نشان مي دهد كه روي و پس از آن آهن بالاترين عملكرد دانه گندم را در شرايط شور موجب شده است. اثر هریک از روشهاي كاربرد چهار عنصر غذايي كممصرف در شرایط شور بر عملکرد دانه و غلظت عناصر در اندام هوایی متفاوت بود. بالاترین عملکرد دانه و غلظت عناصر در اندام هوایی گندم در آهن از روش مصرف خاكي (150 كيلوگرم در هكتار سولفات آهن)، در روي از روش مصرف توأم بذرمال و برگپاشي ودر مس از روش برگپاشي بدست آمد. از طرفی در حالیکه مصرف خاکی منگنز موجب بیشترین عملکرد دانه شد بالاترین غلظت منگنز در اندام هوایی از روش برگ پاشی بدست آمد. بر این اساس توجه به دو عنصر روی و آهن در شرایط شور ( کم تا متوسط) برای تامین نیاز گیاه مهم بوده ولی روش مصرف آنها با یکدیگرمتفاوت می باشد.
حميدرضا ذبيحي
عضوهياتعلمي مركز تحقيقاتكشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي-بخش تحقيقات خاك و آب
زمان: 30/2/88
چكيده:
ريزوسفر به خاك منطقه اطراف ريشه گياه گفته ميشود كه موجودات زنده آن تحت تاثير ترشحات ريشه مي باشند. باكتريهاي ريزوسفري ميتوانند مضر، مفيد و بيتاثير باشند. باكتريهاي ريزوسفري محرك رشد گياه دستهاي از باكتريها هستند كه به طرق مستقيم و غيرمستقيم باعث افزايش رشد و عملكرد گياه ميشوند. شوري يكي از تنشهاي غيرزنده محدود كننده رشد گياه در مناطق خشك و نيمه خشك است كه از سه طريق (اثر اسمزي و ايجاد محدوديت در جذب آب، برهم زدن تعادل عناصر غذايي و اثر يونهاي سمي) باعث خسارت به گياه و كاهش عملكرد ميشود. يكي از اثرات تنش، توليد اتيلن فراتر از حد معمول در ريشه است كه اثر بازدارندهاي بر رشد ريشه داشته و با كاهش و يا توقف رشد ريشه، رشد گياه نيز متوقف ميشود. تعدادي از باكتريهاي ريزوسفري داراي آنزيم ACC دآميناز هستند كه ميتواند ماده ACC پيشساز بلافصل اتيلن را تجزيه كرده سطح اتيلن در گياه را در سطح پاييني نگهداري نمايد و لذا رشد ريشه به حالت اوليه برگردد. در اين پژوهش از سويههاي باكتريهاي محرك رشد گياه در شرايط شور در كشت گندم استفاده شد نتايج نشان داد كه سويههاي داراي توان توليد آنزيم ACC دآميناز اثرات نامطلوب شوري را كاهش داده و در سطوح مختلف شوري باعث افزايش عملكرد و اجزاي عملكرد گندم نسبت به تيمار شاهد بدون تلقيح شد.
واژهگان كليدي: باكتريهاي ريزوسفري محرك رشد گياه، گندم، تنش شوري
شهرام نوروززاده
عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي
چكيده:
كلودينافوپ پروپارژيل، باريكبرگكشي است كه از سال 1370 با نام تجارتي تاپيك به ثبت رسيده است. اين علفكش قادر به كنترل علفهايهرز باريكبرگ چچم، يولافوحشي و فالاريس بوده و با توجه به طيف علفكشي مناسب آن بيشترين استقبال از اين علفكش شده است. با توجه به انحصاري بودن اين علفكش هر سال قيمت گذاري آن با مشكل مواجه ميگردد. لذا ثبت و معرفي اين علفكش با نامهاي تجارتي مختلف ميتوان سبب ايجاد بازار رقابت بين توليدكنندگان اين علفكش گردد. از اين رو آزمايشي در سال زراعي 86-1385 در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با چهار تكرار و 15 تيمار در مشهد اجرا شد. تيمارهاي آزمايشي شامل كلودينافوپپروپارژيل با نامهاي تجارتي تاپيك، كارنت و بهپيك هر كدام در سه ميزان 6/0، 8/0 و 1 ليتر، علفكش توتال (مخلوط متسولفورن متيل + سولفوسولفورون) با دز 40 گرم، آپيروس به ميزان 27 گرم، پنتر (دفلوفنيكان + ايزوپروترن) به ميزان 2 ليتر، آكسيال (پينوكسادن) به ميزان 450 ميلليتر به همراه سيتوگيت و شاهد با وجين دستي بود. اثر تيمارها روي تراكم و وزن خشك علفهايهرز و همچنين روي عملكرد دانه گندم نشان داد ، علفكشهاي كارنت و بهپيك با مقادير 1- 0.8 ليتر در هكتار و همچنين علفكش اكسيال به ميزان 450 ميلي ليتر در هكتار به همراه ماده افزودني توسط كمپاني (A 12127) به نسبت پنج در هزار از كارايي خوبي در كنترل علفهاي هرز باريك برگ موجود در آزمايش برخوردار بوده وبا تيمار استاندارد كلودينافوپ پروپارژيل با نام تجاري تاپيك برابري نموده و مي تواند بجاي تاپيك مورد استفاده قرار گيرد.
شهرام نوروززاده
عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي
كارائي سه علفكش دو منظوره پروسولفوكارب 800 ايسي (باكسر) ،كلروسولفورون 75% دبليوجي (مگاتون) و مخلوط متسولفورن متيل 75% + سولفوسولفورون 15% دبليوجي (توتال) و باريك برگكش پينوكسادن 100 ايسي (آكسيال) با علفكشهاي تريبنورون متيل 75% دياف (گرانستار) ، بروموكسينيل + امسيپيآ 40% ايسي (برومايسيد آام) و كلودينافوپپروپارژيل 80 اي سي (تاپيك) در كنترل علفهاي هرز پهنبرگ و باريكبرگ در مشهد در سال زراعي 85-1384 مورد مقايسه قرار گرفت. طرح در قالب بلوكهاي كامل تصادفي در15 تيمار و 4 تكرار اجرا شد. نتايج نشان داد كه متسولفورونمتيل + سولفوسولفورن ( 40 تا 45 گرم در هكتار) باضافه 1250 ميليليتر سورفكتانت اغلب علفهاي هرز پهنبرگ و باريكبرگ را كنترل نمود. كلروسولفورون( 20 گرم در هكتار) بصورت پسرويشي در رتبه دوم قرار گرفت. پينوكسادن ( 450 ميليليتر در هكتار) همراه با سيتوگيت ( دو در هزار) از كارايي خوبي در كنترل علفهاي هرز باريكبرگ برخوردار بود و با تيمار كلودينافوپ پروپارژيل برابري نمود.
سید حسین ترابی، محمد بازوبندي و جواد باغاني
مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی
hos.torabi@yahoo.com
چكيده:
با توجه به گستردگي سطح زير كشت خربزه در استان خراسان رضوي، محدوديت منابع آب و رقابت علف هرز در مصرف آن، آزمايشي به منظور بررسي اثر مقادير آبياري، عمق استقرار شيلنگها و كاربرد مالچ پلاستيك سياه در سيستم آبياري قطرهاي بر تراكم و وزن خشك علفهاي هرز و صفات كمي و كيفي خربزه در قالب طرح كرتهاي دو بار خرد شده، بر پايه بلوكهاي كامل تصادفي، در سال 1386 و در اراضي ايستگاه تحقيقات كشاورزي طرق در سه تکرار انجام شد. عاملهای آزمایش شامل سه سطح آبياري: مقادير 100، 80 و 60 درصد مقدار تبخير و تعرق برآورد شدهي خربزه در سند ملي آب كشور در كرتهاي اصلي، دو روش استقرار شيلنگها شامل اسقرار در سطح و زيرخاك در كرتهاي فرعي و سه روش کنترل علف هرز شامل کنترل به وسیلهی مالچ پلاستیکی سیاه، وجین دستي و عدم کنترل (تداخل) و در كرتهاي فرعي فرعی قرار داده شدند. نتایج نشان داد مالچ اثرات معنی داری (p<1%) بر جمعیت و وزن ماده خشک علفهای هرز و عملکرد خربزه داشت و با کاربرد مالچ پلاستیکی سیاه جمعیت و وزن خشک علفهای هرز کاهش و عملکرد خربزه افزایش یافت. سطوح آبیاری بر وزن خشک علفهای هرز اثر معنی داری (p<5%) داشت و با کاهش مصرف آب، وزن خشک علفهای هرز نیز کاهش یافت. اثر عمق استقرار شيلنگهاي آبياري بر عملکرد میوهی سالم خربزه در سطح 5% معنیدار شد و در آبیاری زیرسطحی عملکرد بیشتری بدست آمد. در این تحقیق به علت استفاده از مالچ، خربزه به آبیاری كامل پاسخ منفی نشان داد. بر این اساس استفادهی از مالچ پلاستیکی سیاه، استقرار شيلنگها در زير سطح خاك و مقدار 80% نياز آبي كامل برآورد شده براي خربزه، به عنوان بهترین تیمار توصیه میگردد.
واژه هاي كليدي: کنترل علف هرز خربزه، سطوح آبياري، آبیاری زیرسطحی، مالچ
حسن رحيمي
چكيده:
خربزه از محصولات با ارزش كشاورزي داراي آفات متنوعي است که مهمترین و خسارتزاترین آنها در استان خراسان رضوی شامل: مگس خربزه، مگس جاليز، سرخرطومی جالیز و کنه دو نقطهای ميباشد. در راستای سیاست کاهش مصرف سموم شیمیایی و با توجه به عادات و رفتار آفات خربزه و همچنین به دلیل رشد سریعتر خیار چنبر و زود رستر بودن طالبی سمسوری اين گياهان به عنوان گياهان تله و جلب كننده انتخاب گرديد. اين بررسي در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي در سه تکرار نسبتهاي مختلف خربزه با گياهان تله مورد ارزيابي قرار گرفت كه نتايج نشان داد در شهرستان گناباد گياهان تله توانسته خسارت انواع آفات خربزه را به طوركلي حداكثر 46/30 و حداقل 6/18 درصد، مگس خربزه را حداكثر 37/11 و حداقل 2/4 درصد ، مگس جاليز را حداكثر 47/11 و حداقل 57/3 درصد و سرخرطومي جاليز را حداكثر 56/7 و حداقل 7/5 درصد كاهش دهد. در شهرستان مشهد نيز گياهان تله توانسته خسارت انواع آفات خربزه را به طور كلي حداكثر 76/37 و حداقل 30/14 درصد ، مگس خربزه را حداكثر 76/30 و حداقل 43/5 درصد و مگس جاليز را حداكثر 16/13 و حداقل 26/6 كاهش
امير احمديان يزدي
عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خراسان رضوي
گياه كلزا با نام علمي Brassica napus بعنوان گياه علوفه اي و روغني در تغذيه دام و انسان
نقش بسزايي را دارا مي باشد. يكي از مسايل مهم گياهپزشكي در زراعت كلزا ، نماتد مولد سيست چغندر قند (Heterodera schachtii) مي باشد. بمنظور بررسي خسارت نماتد چغندر قند روي برخي ارقام كلزا در سال 86 در يك مزرعه آلوده به نماتد چغندر قند با ميانگين 2100 عدد تخم و لارو سن 2 نماتد در 100 گرم خاك آزمايشي در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با 5 رقم كلزا در 4 تكرار در كرتهايي به ابعاد4*3متر در 6 خط بفاصله 50 سانتيمتر به مرحله اجرا درآمد. بذور مورد آزمايش در نيمه اول مهر ماه كاشته شد و در پايان فصل زراعي در خرداد ماه برداشت محصول صورت گرفت. نتايج تجزيه واريانس عملكرد ارقام مورد آزمايش نشان داد عليرغم عدم تفاوت معني داري بين تيمارها، رقم Okapi با 2851 كيلوگرم در هكتار بيشترين عملكرد دانه را به خود اختصاص داده و از مرتبه بالاتري در مقام مقايسه با ساير ارقام برخوردار است و ارقام SLMO46،Orient و Licord به ترتيب با ميانگين عملكرد 2843، 2743و 2725 كيلوگرم دانه در هكتار در مرتبه دوم رده بندي قرار گرفته و رقم زرفام(Rigent*Cobra) با 2239 كيلوگرم در مرتبه پايين تري قرار گرفت. ضمنا از نظر درصد روغن بين تيمارها تفاوت معني داري مشاهده نگرديد و رقم Okapiبا 64/48 د رصد روغن نسبت به ساير ارقام از برتري نسبي برخوردار بود.
از عنوان مطلب تعجب نکنید. اگر شما هم وبلاگ دارید و دست دارین که قالب اختصاصی داشته باشین می توانید به صورت آن لاین و در عرض کمتر از ۱۰ دقیقه قالب دلخواه خود را طراحی کرده و کد مربوطه را دریافت کرده و از آن استفاده کنید.
شما بدون نیاز به هیچ گونه دانش فنی فقط با ورود به سایت http://psyc.horm.org/fa می توانید قالب وبلاگ خود را طراحی کنید. مزیت بزرگ این سایت فارسی بودن آن است. شما در محیطی کاملاً ساده اما قوی می توانید به طراحی قالب وبلاگ خود بپردازید. بهتر است پس از وارد شدن به این سایت تا پایان بارگذاری صبر کنید سپس پس از اتمام بارگذاری (که سریع انجام می شود) می توانید حتی به صورت آفلاین نیز اقدام به طراحی قالب اختصاصی وبلاگ کنید .
مزیت دیگر این سایت این است که شما امکان ساخت قالب وبلاگ برای سرویس هایی نظیر بلاگ فا ، پرشین بلاگ ، میهن بلاگ و … را دارید. قالب سازی با این سایت بسیار آسان و فاقد تبلیغ های اضافی است. پس چرا معطل هستید ؛ اگر می خواهید قالب اختصاصی داشته باشید و بازدید شما هم با این کار زیاد بشه و هم نظر بازدید کنندگان را جذب کنید به این سایت
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
(تعيين، تدوين و نشر استانداردهاي ملي – انجام تحقيقات بمنظور تدوين استاندارد بالا بردن كيفيت كالاهاي داخلي، كمك به بهبود روشهاي توليد و افزايش كارائي صنايع در جهت خودكفائي كشور - ترويج استانداردهاي ملي – نظارت بر اجراي استانداردهاي اجباري – كنترل كيفي كالاهاي صادراتي مشمول استاندارد اجباري و جلوگيري از صدور كالاهاي نامرغوب بمنظور فراهم نمودن امكانات رقابت با كالاهاي مشابه خارجي و حفظ بازارهاي بين المللي كنترل كيفي كالاهاي وارداتي مشمول استاندارد اجباري بمنظور حمايت از مصرف كنندگان و توليدكنندگان داخلي و جلوگيري از ورود كالاهاي نامرغوب خارجي راهنمائي علمي و فني توليدكنندگان، توزيع كنندگان و مصرف كنندگان – مطالعه و تحقيق درباره روشهاي توليد، نگهداري، بسته بندي و ترابري كالاهاي مختلف – ترويج سيستم متريك و كاليبراسيون وسايل سنجش – آزمايش و تطبيق نمونه كالاها با استانداردهاي مربوط، اعلام مشخصات و اظهارنظر مقايسه اي و صدور گواهينامه هاي لازم).
موسسه استاندارد از اعضاء سازمان بين المللي استاندارد ميباشد و لذا در اجراي وظايف خود هم از آخرين پيشرفتهاي علمي و فني و صنعتي جهان استفاده مينمايد و هم شرايط كلي و نيازمنديهاي خاص كشور را مورد توجه قرار ميدهد.
اجراي استانداردهاي ملي ايران بنفع تمام مردم و اقتصاد كشور است و باعث افزايش صادرات و فروش داخلي و تأمين ايمني و بهداشت مصرف كنندگان و صرفه جوئي در وقت و هزينهها و در نتيجه موجب افزايش درآمد ملي و رفاه عمومي و كاهش قيمتها ميشود.
|
تهيه كننده كميسيون استاندارد روش نمونه برداري از محصولات كشاورزي جهت آزمون آفلاتوكسين | ||
|
رئيس | ||
|
محقق بازنشسته مؤسسه بررسي آفات و بيماريهاي گياهي و مشاور فني مؤسسه استاندارد |
دكتر در علوم حشره شناسي |
آگه - علي اكبر |
|
اعضاء | ||
|
پژوهنده مؤسسه بررسي آفات و بيماريهاي گياهي |
ليسانس شيمي |
طيبي - جميله |
|
دبير | ||
|
كارشناس مسئول بخش كشاورزي مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران |
ليسانس بيولوژي |
حربي - كتايون |
فهرست مطالب
بسمه تعالي
پيشگفتار
استاندارد روشهاي نمونه برداري از محصولات كشاورزي جهت آزمون افلاتوكسين كه بوسيله كميسيون فني روشهاي نمونه برداري تهيه و تدوين شده و در چهل و هشتمين كميته ملي استاندارد فرآوردههاي كشاورزي و غذائي مورخ 1364/8/29 مورد تائيد قرار گرفته , اينك به استناد ماده يك قانون مواد الحاقي به قانون تأسيس مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مصوب آذر ماه 1349 به عنوان استاندارد رسمي ايران منتشر ميگردد .
براي حفظ همگامي و هماهنگي با پيشرفتهاي ملي و جهاني در زمينه صنايع و علوم , استانداردهاي ايران در مواقع لزوم تجديد نظر قرار خواهند گرفت تو هر گونه پيشنهادي تكه براي اصلاح يا تكميل اين استانداردها برسد در هنگام تجديد نظر در كميسيون فني مربوط مورد توجه واقع خواهد شد .
بنابراين براي مراجعه به استانداردهاي ايران بايد همواره از آخرين چاپ و تجديد نظر آنها استفاده نمود .
در تهيه و تدوين اين استاندارد سعي شده است كه ضمن توجه به شرايط موجود و نيازهاي جامعه حتي المقدور بين اين استاندارد و استاندارد كشورهاي صنعتي و پيشرفته هماهنگي ايجاد شود .
لذا با بررسي امكانات و مهارتهاي موجود و اجراي آزمايشهاي لازم اين استاندارد با استفاده از منابع زير تهيه گرديده است .
الف : منابع داخلي
1 ـ استاندارد ملي ايران شماره 938 ـ جدولهاي بازرسي نمونهاي ـ بخش اول
2 ـ استاندارد ملي ايران شماره 940 ـ واژههاي آماري
3 ـ استاندارد ملي ايران شماره 1036 ـ روش نمونه برداري خشكبار
4 ـ استاندارد ملي ايران شماره 2305 ـ روشهاي نمونهگيري تصادفي و چگونگي استفاده از جداول اعداد تصادفي
مايكوتوكسينها يا سموم قارچي سمومي هستند كه همراه با نشو و نماي بعضي از قارچها روي محصولات مختلفي در شرايط خاص توليد ميشوند . از مهمترين مايكوتوكسينها آفلاتوكسين را ميتوان نام برد كه عمدتأ توسط گروه قارچهاي آسپرژيلوس فلاووس Aspergillus flavus و آسپرژيلوس پارازيتيكوس Parasiticus.A روي مواد غذائي توليد ميگردد و نظر به اهميتي كه وجود اين سم در مواد غذائي مورد مصرف انسان و دام و در جهت به خطر انداختن سلامتي و بهداشت دارا ميباشد , لذا نمونه برداري صحيح از كالاهاي مورد نظر نقش مهمي را در تشخيص و تخمين اين سم ايفا مينمايد . لازم به توضيح است كه بروز آلودگي به آفلاتوكسين در اكثر موارد محموله آلودگي شديد و در قسمتهاي ديگر همان محموله بسيار خفيف بوده يا اصلا بروز نكند . با توجه به مطالب فوق الذكر لزوم ارائه روشهاي نمونه برداري مناسب امري ضروري است .
ب ـ منابع خروجي
5- International standard organization “ISO” 542 – 1980
Oil seeds – sampling
6- “ISO” 950 – 1979 – cereals – sampling
7- “ISO” 951 – 1979 – pulses in bags – sampling
8- Sampling and sample preparation
mycotoxin training course, 1983, section A: 13, 14
tropical development and research institue London
9- Sampling and sample preparation of samples for analysis
Aflatoxin training course, 1977 – Isfahan university – Iran
10- Dr.B.D. Jones
the occurrence of aflatoxins in edible nuts sampling and analysis
11- D.V. Lindley and J.G.P. Miller, 1970
Cambridge elementary statistical tables
12- Dr. B.D. Jones, 1972, methods of aflatoxin analysis
G. 70, tropical products institue, London
هدف از تهيه و تدوين اين استاندارد تعيين نحوه نمونه برداري , مقدار نمونه و بسته بندي و نشانه گذاري نمونههاي آزمايشگاهي جهت تشخيص و تخمين ميزان آفلاتوكسين ميباشد .
اين استاندارد در مورد روشهاي نمونه برداري از :
2 ـ 1 ـ مغزها و دانههاي روغني نظير پسته , بادام زميني , سويا , تخم پنبه و نظاير آن .
2 ـ 2 ـ غلات نظير , ذرت , گندم , جو و غيره
2 ـ 3 ـ كنجالههاي دانههاي روغني و غيره
جهت تشخيص و تخمين آفلاتوكسين كاربرد دارد .
نمونه برداري در اين استاندارد عبارت از برداشت مقداري از كالاي كشاورزي مورد نظر موجود در بسته بنديها و نقاط مختلف محموله متناسب با حجم و وضعيت آن محموله براي انجام آفلاتوكسين ميباشد .
4 ـ 1 ـ محموله 1: مقداري از يك نوع محصول است كه بر طبق قرار داد در يك نوبت حمل يا تحويل ميشود .
4 ـ 2 ـ بهر2: قسمتي از يك محموله است كه از نظر رقم , درجه , اندازه , بسته بندي و ساير مشخصات داراي ويژگيهاي يكسان ميباشد و در صورت لزوم ميتوان از آنها جداگانه نمونه برداري و آزمايش نمود .
4 ـ 3 ـ نمونه اوليه 3: مقدار نمونهاي است كه از هر يك از بستهها يا نقاط مختلف يك محموله يا يك بهر برداشته ميشود .
4 ـ 4 ـ نمونه كلي 4: مقدار نمونهاي است كه از جمع شدن نمونههاي اوليه برداشته شده از يك محموله يا يك بهر بدست ميآيد .
4 ـ 5 ـ نمونه معرف يا نمونه آزمايشگاهي 5: نمونهاي است كه از نمونه كلي پس از اختلاط كامل برداشته شده و به آزمايشگاه فرستاده ميشود .
منظور از نمونه برداري برداشتن مقداري از محصول مورد نظر به نحوي است كه بتواند معرف مشخصات كلي آن محصول بوده و كافي براي انجام آزمايشهاي لازم باشد .
براي نيل به اين منظور لازم است كه انتخاب بستهها و يا نقاطي كه از آنها نمونه برداري ميشود به طور تصادفي انجام گيرد .
يادآوري 1 ـ نمونه بردار بايد توجه داشته باشد كه بندرت ممكن است تركيب يك بهر از هر لحاظ بخصوص انتشار آفلاتوكسين يكسان باشد لذا بايد تعداد كافي نمونه اوليه برداشته شود كه بتوان از آن نمونه معرف بدست آورد .
يادآوري 2 ـ اگر قسمتي از يك بهر وضعي خاص و غير مشابه با ساير قسمتها داشته باشد ( نظير بسته بنديهاي نامناسب از جمله جعبه يا كارتنهاي شكسته و له شده و يا بستههاي رطوبت ديده يا كالاهاي ته مانده انبار مخلوط با مواد خارجي و همچنين كالاهائيكه ظاهر آنها معرف فساد و يا آلودگي به آفات باشد و نظاير آن ) بايستي از محصولات نامبرده به صورت انتخابي و جداگانه نمونه برداري كرد و اين قبيل نمونهها بايد جداگانه مورد آزمايش و ارزيابي قرار گيرد و نبايستي اين نمونههاي برداشته شده از محصول سالم مخلوط نمود .
براي نمونه برداري از محصولات داخل كيسه و يا فله ميتوان از وسائلي نظير بامبو , بيلچه , ملاقه و يا وسائل اتوماتيك مكانيكي و غيره متناسب با نوع كالا , نحوه بسته بندي و همچنين مقدار نمونه اوليهاي كه بايستي برداشته شود استفاده نمود .
( طبق شكلهاي پيوست 3)
7 ـ 1 ـ نمونه برداري از بسته ( كيسه , كارتن , قوطي , جعبه و نظاير آن :)
به منظور رعايت دقت هر چه بيشتر در امر نمونه برداري و به منظور آنكه نمونههائي كه جهت آزمون افلاتوكسين مورد نمونه برداري قرار ميگيرند هر چه بيشتر معرف كالاي مورد نظر باشند در اين استاندارد دو اصل زير در مورد نمونه برداري از محصولات بسته بندي شده رعايت گرديده است .
الف : حداكثر وزن خالص هر بهر از 50 تن تجاوز نكند .
ب : حداقل تعداد بستههائي كه از آن نمونه برداري ميشود از 2 درصد بستههاي موجود در هر بهر كمتر نباشد .
7 ـ 1 ـ 1 ـ نمونه برداري از بستههاي تا 10 كيلو گرمي :
در صورتي كه وزن خالص محتوي هر بسته كمتر از 10 كيلو گرم باشد به طريق زير عمل نمونه برداري انجام ميپذيرد :
الف : در مورد بسته بنديهاي 7 تا 10 كيلو گرم در صورتي كه كل محموله بيش از 5000 بسته باشد آن را به بهرهاي 5000 بستهاي تقسيم نموده و هر دو بسته در هر بهر را به عنوان يك بسته تلقي كرده و طبق پيوست شماره 1 تعداد بستهها را مشخص نموده و با استفاده از جداول اعداد تصادفي ( پيوست شماره 2) بستهها را انتخاب كرده و طبق استاندارد شماره 2305 ايران نمونه برداري صورت گيرد .
ب : در مورد بسته بنديهاي 5 و 6 كيلو گرمي در صورتي كه كل محموله بيش از 7500 بسته باشد آنرا به بهرهاي 7500 بستهاي تقسيم نموده و سپس هر سه بسته را به عنوان يك بسته تلقي كرده و طبق پيوست شماره 1 تعداد بستهها را مشخص نموده و با استفاده از جداول اعداد تصادفي بستهها را انتخاب كرده و نمونه برداري انجام گيرد .
ج : در مورد بسته بنديهاي تا 5 كيلو گرمي از آنجا كه در اين قبيل موارد معمولا هر چند بسته كوچك در يك بسته بندي بزرگتر قرار گرفته و وزن بسته بزرگ كمتر از 10 كيلو گرم نميباشد بنابراين در اين قبيل موارد عمل نمونه برداري طبق بند 7 ـ 1 ـ 2 صورت ميگيرد .
تذكر : بايستي توجه داشت كه نمونه برداري از بستههاي كمتر از 10 كيلو گرمي كه در آن 2 يا 3 و يا بيش از 3 بسته كوچك به عنوان يك بسته تلقي شده است همانطوري كه در كيسههاي بزرگ از چند نقطه كيسه نمونه برداري ميشود در اين مورد نيز بايد بستههاي فرعي را به عنوان نقاط مختلف كيسه تلقي كرده و از تمام آنها نمونه برداري نمود .
7 ـ 1 ـ 2 ـ نمونه برداري از بستههاي بين 10 تا 20 كيلو گرمي :
در اين گونه موارد چنانچه تعداد كل بستههايي كه بايد نمونه برداري از آنها صورت گيرد تا 2500 بسته باشد با استفاده از جدول پيوست شماره 1 تعداد بستههايي را كه بايد نمونه اوليه از آنها تهيه شود مشخص نموده و سپس اين تعداد بستهها را با استفاده از جداول اعداد تصادفي انتخاب كرده و نمونه اوليه از آنها تهيه گردد .
در صورتي كه تعداد كل بستههاي محموله بيش از 2500 بسته باشد بايد آن را به بهرهاي 2500 بستهاي تقسيم و سپس از هر بهر 2500 بستهاي مطابق جدول پيوست شماره 1 و پيوست شماره 2 نمونه برداري صورت گيرد .
7 ـ 1 ـ 3 ـ نمونه برداري از بستههاي بيش از 20 كيلو گرمي :
در صورتي كه هر بسته كه بايد از آنها نمونه برداري به عمل آيد حاوي بيش از 20 كيلو گرم كالا بوده و مقدار كل محموله كمتر از 50 تن باشد بايد با استفاده از جداول پيوست شماره 1 و 2 تعداد بستهها را مشخص و انتخاب نموده و عمل نمونه برداري را انجام داد .
چنانچه محموله بيش از 50 تن باشد ابتدا بايد محموله را به بهرهاي 50 تني تقسيم كرده و سپس از هر يك از بهرهاي 50 تني بطور جداگانه تعداد بستههاي لازم را طبق پيوستهاي شماره 1 و 2 مشخص و جدا نموده و از آنها نمونه برداري كرد .
7 ـ 2 ـ طرز نمونه برداري از فله :
معمولا محصولاتي كه به صورت فله حمل و نقل يا نگاهداري ميشوند با استفاده از وسائل نمونه برداري مناسب و در يكي از حالات زير مورد نمونه برداري قرار ميگيردند :
ـ در حال حركت ( نظير نوارهاي نقاله و دستگاههاي مكنده هنگام تخليه و نظاير آن )
ـ در انبارهاي كشتي
ـ در واگنها و كاميونها
ـ در هنگام توزين نظير باسكولها
ـ در سيلوها و انبارها
7 ـ 2 ـ 1 ـ نمونه برداري از فله در حال حركت :
در نمونه برداري از محصول فلهاي در حال جريان ( نظير نوارهاي نقاله و دستگاههاي مكنده و امثال آن ) بايستي نمونههاي اوليه با توجه به سرعت جريان كالا بطور مستمر در فواصل زماني معين به نحوي گرفته شود كه از هر 50 تن كالا حداقل يك نمونه كلي گرفته شود .
7 ـ 2 ـ 2 ـ نمونه برداري از انبارهاي كشتي :
وقتي كه نمونه برداري از انبارهاي كشتي در بندر يا در حال تخليه صورت ميگيرد نمونههاي اوليه بايد از نقاط مختلف انبار به تعداد لازم متناسب با حجم انبار و در هنگام تخليه متناسب با سرعت تخليه بطوري گرفته شود كه از هر 50 تن كالا حداقل يك نمونه كلي بدست آيد .
7 ـ 2 ـ 3 ـ نمونه برداري در واگنها يا كاميونها :
چنانچه نمونه برداري در واگن يا كاميون صورت ميگيرد نمونههاي اوليه بايستي با استفاده از وسائل نمونه برداري مناسب ( استوانهاي يا مخروطي ) متناسب با نوع محصول از سه سطح و يا سه ارتفاع بالائي , مياني , و يا پائيني از نقاط مختلف به شرح زير تهيه شود :
الف : واگنها يا كاميونهائي كه حجم بار آنها تا 15 تن است عمل نمونه برداري از 5 نقطه طبق شكل زير صورت ميگيرد .
ب : واگنها يا كاميونهائي كه حجم بار آنها 15 تا 30 تن است عمل نمونه برداري از 8 نقطه طبق شكل زير صورت ميگيرد .
ج : واگنها يا كاميونهائي كه مقدار محصول مورد نمونه برداري در آنها از 30 تا 50 تن است عمل نمونه برداري از 11 نقطه طبق شكل زير انجام ميشود .
7 ـ 2 ـ 4 ـ نمونه برداري در هنگام توزين ( باسكولها )
در صورتي كه نمونه برداري در هنگام توزين (Weigh hoppers) صورت ميگيرد نمونههاي اوليه بايستي با وسائلي نظير نمونه گير استوانهاي يا وسائل مكانيكي , بيلچه و نظاير آن متناسب با روال موجود در هر بند صورت گيرد .
7 ـ 2 ـ 5 ـ نمونه برداري از سيلوها و انبارها ( اعم از پوشيده يا سرباز )
در مورد سيلوها و انبارها نمونه برداري بايد طبق مقتضيات و امكانات موجود انبار يا سيلو با وسائل و نمونه گيرهاي مناسب از نقاط مختلف انبار متناسب با حجم كالا صورت گيرد .
8 ـ تعيين مقدار نمونه به عنوان نمونه معرف يا نمونه آزمايشگاهي
مقدار نمونهاي كه به عنوان معرف از نمونه كلي براي آزمايشگاه تهيه ميشود معمولا به نوع كالا ( بر حسب ريزي , درشتي ) و نوع آزمايشي كه روي آن انجام ميگيرد بستگي دارد .
كمترين مقدار نمونه لازم بر حسب اندازه محصولاتي كه مورد نمونه برداري قرار ميگيرند به قرار جدول زير ميباشد :
يادآوري 1 ـ همانطوري كه قبلا گفته شد هر بهري كه مورد نمونه برداري قرار ميگيرد نبايد از 50 تن بيشتر باشد . بهرهاي بيش از 50 تني را بايد به دو يا چند قسمت 50 تني يا كمتر تقسيم نمود .
يادآوري 2 ـ نمونه بردار بايستي توجه كند كه منظور از انتخاب تعداد كيسه , جعبه و يا بسته براي نمونه برداري اين نيست كه تمام محتوي آن به عنوان نمونه تلقي شود بلكه از هر كيسه , جعبه و يا بسته فقط مقداري كه محاسبه شده است بايد به عنوان نمونه برداشته شود بطوري كه مقدار نمونهاي كه برداشته ميشود با تقريب اضافي مطابق جدول فوق باشد .
9 ـ بسته بندي و نشانه گذاري نمونه
9 ـ 1 ـ بسته بندي : نمونههاي برداشته شده بايد در كيسههاي پارچهاي با بافت ريز , كيسههاي كاغذي محكم و بادوام , قوطيهاي مقوائي كيسههاي پلاستيكي (Polythene) قوطيهاي فلزي و يا ظروف شيشهاي مناسب بسته بندي شود و در كيسهها يا ظروف بسته بندي بايد كاملا بسته و يا مهر و موم گردد .
9 ـ 2 ـ نشانه گذاري
آگاهيهاي زير بايستي روي بستههاي هر نمونه ذكر گردد .
9 ـ 2 ـ 1 ـ نام و مشخصات محصول
9 ـ 2 ـ 2 ـ مقدار كل كالاي نمونه برداري شده
9 ـ 2 ـ 3 ـ وسيله حمل كالا ( نظير واگن , كشتي , كاميون و نظاير آن )
9 ـ 2 ـ 4 ـ مبداء
9 ـ 2 ـ 5 ـ مقصد
9 ـ 2 ـ 6 ـ تاريخ رسيدن به مقصد
9 ـ 2 ـ 7 ـ شماره و تاريخ بارنامه و قرارداد
9 ـ 2 ـ 8 ـ مكان نمونه برداري ( انبار , سيلو , كشتي , كاميون , واگن و نظاير آن )
9 ـ 2 ـ 9 ـ تاريخ نمونه برداري
9 ـ 2 ـ 10 ـ نام نمونه بردار
9 ـ 2 ـ 11 ـ تاريخ ارسال نمونه
تذكر : نمونهها بايستي بلافاصله و با سريعترين وسيله ممكن به آزمايشگاه ارسال گردند و از لحظه نمونه برداري تا رسيدن به آزمايشگاه بايد در جاي خشك و خنك نگاهداري يا حمل شوند .
نمونه بردار بايستي علاوه بر اطلاعات داده شده روي برچسب گزارش نيز كه حاوي وضعيت انبار يا وسيله حمل , وضع كالا , وجود حشرات و ساير آفات انباري و ساير اطلاعاتي كه در وضع كالا يا نمونه مؤثر باشد ( از قبيل رطوبت و حرارت انبار ) تهيه و همراه با نمونه ارسال نمايد .
يادآوري ـ در صورتي كه تعداد بستههاي موجود در محموله يا بهر بيش از 2500 عدد باشد آن را به دو يا چند قسمت 2500 تائي يا كمتر تقسيم و سپس نمونه برداري نمائيد .
1-Consignment
2-Lot
3-Primary sample
4-Bulk sample
5-Contract or laboratory sample
|
ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN |
|
|
|
Institute of Standards and Industrial Research of Iran |
|
|
|
ISIRI NUMBER |
|
|
|
2581 |
|
|
|
|
|
ANALYSIS SAMPLING OF AGRICULTURAL CROPS FOR AFLATOXIN |
|
|
|
|
|
|
|
2nd Edition |
مجيد عزيزي
گروه باغباني، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
ميوه ها و سبزيها از جمله مهمترين محصولات باغي هستند كه نقش مهمي در تأمين نياز غذايي و سلامت انسان بازي ميكنند. اين گروه از محصولات كشاورزي بدليل داشتن رطوبت زياد فساد پذير هستند و در دوره پس از برداشت بخش عمده اي از آنها (بين 5 تا 50 درصد) از بين ميروند. ميزان اين ضايعات حتي در برخي موارد تا 80 درصد نيز ميرسد. در اين ميان تره بار بالاترين درصد ضايعات را به خود اختصاص داده اند. كاهش و به حداقل رساندن چنين ضايعاتي به عنوان «برداشت مخفي» ميتواند يكي از راههاي مؤثر در تأمين غذا براي جامعه به حساب آيد. در كشورهايي كه سيستم كشاورزي پيشرفته اي دارند، پيشرفتهاي قابل توجهي در زمينه تكنولوژي پس از برداشت صورت گرفته است. چنين عملياتي نه تنها ضايعات اين گروه از محصولات را به حداقل ميرساند بلكه كيفيت آنها را نيز در طي حمل و نقل، جابجايي، انبارداري و توزيع حفظ خواهد كرد. بخش عمده اي از اين ضايعات را ميتوان با اجراي عمليات صحيح در دوره قبل از برداشت (در باغ يا مزرعه) حذف نمود. مديريت تغذيه، آفات و بيماريهاي گياهي در دوره قبل از برداشت، تكنولوژي صحيح برداشت، تيمارهاي غير شيميايي و استفاده از تركيبات طبيعي براي كنترل ضايعات، عمليات پيش سرمادهي، سيستم هاي بسته بندي جديد، انبارداري صحيح (شامل كليه عمليات در طي انبارداري) و بالاخره حمل و نقل صحيح از مهمترين راهكارهاي موجود هستند كه تا حد قابل توجهي ميزان اين ضايعات را به حداقل ميرسانند. بنابراين كاهش ضايعات اين گروه از محصولات كشاورزي نيازمند اصلاح ساختار توليد اين محصولات از باغ و مزرعه تا انبار و سپس حمل و نقل و بازاررساني و در نهايت مصرف كننده خواهد بود. بالا بردن دانش فني توليد كنندگان، انبارداران، مسئولين ميادين ميوه و تره بار، خرده فروشيها و در نهايت مصرف كنندگان گامي موثر در اين راستا مي باشد. در اين مقاله راهكارهاي كليدي در هر مورد ارائه خواهد شد.
مقدمه
توسعه روز افزون جمعيت نياز به تأمين غذا را روز به روز افزايش ميدهد. به منظور افزايش توليد و رفع هر چه بيشتر مايحتاج بشر راهكارهاي مختلفي چون افزايش سطح زير كشت، افزايش عملكرد در واحد سطح، دستيابي به ارقام برتر، مديريت عمليات زراعي شامل دفع آفات و بيماريها، آبياري، تغذيه، هرس و غيره وجود دارد. در اين بين يكي از راهكارها كه به دست فراموشي سپرده شده است و كمتر مورد توجه قرار مي گيرد كاهش ضايعات پس از توليد است كه محققين به اين بخش اصطلاح «برداشت مخفي» را اختصاص داده اند. محصولات باغي (شامل كليه ميوه ها، سبزي ها و گل و گياهان زينتي) بدليل بالا بودن درصد رطوبتشان و ماهيت فيزيولوژيكي خاصي كه دارند طبيعتا داراي ضايعات بيشتري پس از برداشت ميباشند كه گاهي بسته به نوع محصول ممكن است تا 60% محصول توليدي به اين طريق از دايره مصرف خارج شود. عوامل متفاوتي هم در دوره قبل از برداشت و هم در دوره پس از برداشت در شدت اين پديده مؤثر هستند. برخي از اين عوامل تحت كنترل بوده و انسان قادر است آنها را به نحو صحيح تحت تاثير قرار داده و بدين وسيله ضايعات را به حداقل برساند.
عمليات زراعي و شرايط آب و هوايي قبل از برداشت نقش مهمي در سرعت فرآيندهاي فيزيولوژيكي محصول برداشت شده دارد ولي در اين بين نقش رقم يا كولتيوار نيز بسيار مهم است. موفقيت در انجام عمليات پس از برداشت بستگي زيادي به ماهيت فيزيولوژيكي محصول دارد. عكس العمل محصولات باغباني به شرايط انبارداري علي رقم بقيه صفات تحت تأثير انتخاب طبيعي و انتخاب انساني نبوده است. اخيراً در برنامه هاي اصلاحي محصولات باغي، صفات مرتبط با فيزيولوژي پس ازبرداشت محصول مورد توجه زيادي قرار گرفته است كه مهمترين آنها عبارتند از:
- قابليت خوب جابجايي و كاهش نرم شده ميوه در طي رسيدن بخصوص در گوجه فرنگي. اين عمل با تأثير بر آنزيم پلي گالاكتوروناز و با استفاده از مهندسي ژنتيك صورت گرفته است.
- مقاومت به سرمازدگي در طي انبارداري خصوصا در سيب، آوكادو، موز، خيار، هلو و گوجه فرنگي.
- مقاومت به اسكالد در سيب كه تحت كنترل فرآيند اكسيداسيون آلفا فارنزن است. تحقيقات نشان داده است كه يك ژن در بروز اين عارضه دخالت دارد.
- مقاومت به انبارداري در اتمسفر كنترل شده، غلظت بالاي دي اكسيد كربن و غلظت كم اكسيژن در مورد توت فرنگي دو گروه از ارقام بر اساس محصولات حاصل از تخمير مانند استالدييد و اتانول وجود دارند. ارقام آناپوليس[1] و كاونديش[2] در غلظت بالاي دي اكسيد كربن، استالدييد و اتانول بسيار كمي توليد مينمايند در حاليكه ارقام كنت[3] و هانوي[4] در اثر نگهداري در غلظت بالاي دي اكسيد كربن اتانول و استالدييد بيشتري توليد مينمايند و ضايعات آنها بيشتر است. بنابراين در انتخاب رقم بايد توجه خاصي را مبذول داشت چرا كه در صورت نامناسب بوده رقم انتخاب شده با شرايط و اهداف توليد ممكن است بقيه عمليات باغباني تأثير ناچيزي بر كاهش ضايعات داشته باشد.
شدت نور
شدت نور مناسب نه تنها در افزايش توليد و تكثير در محصول مؤثر است بلكه از بروز عوارض فيزيولوژيكي خاصي چون آفتاب سوختگي نيز جلوگيري ميكند. اين عارضه در گوجه فرنگي بسيار شايع بوده و بخش قابل توجهي از محصول را دچار آسيب ميكند. در شرايطي كه شدت نور زياد است پرورش گوجه فرنگي بصورت داربستي توصيه نميگردد. بعلاوه در اين شرايط بهتر است از ارقامي كه داراي برگ بيشتري ميباشند استفاده نمود تا با سايه اندازي برگها برروي ميوه ها شيوع اين عارضه كاهش يابد. ميوه آفتاب سوخته گوجه فرنگي نه تنها قابليت نگهداري خوبي ندارد بلكه آن را نميتوان به خوبي بصورت مصنوعي رساند. نمونه بارز ديگري از تأثير نور را مي توان در ميزان ويتامين ث و ميزان ماده خشك محصول مشاهده نمود. با افزايش شدت نور در دامنه بهينه ميزان ويتامين ث محصول افزايش مي يابد.
تغذيه صحيح محصولات باغي نقش مهمي در كاهش ضايعات و بهبود كيفيت محصول توليدي و عمر انباري محصولات برداشت شده دارد. در اين بين ازت، فسفر، پتاسيم، كلسيم، بور، مس و موليبدن از اهميت زيادي برخوردارند. ازت بيش از حد نه تنها عدم تعادل اسيد آمينه هاي ضروري و بالطبع عدم تعادل پروتئين را در پي خواهد داشت بلكه مشكلات عديده اي چون تجمع نيترات و كاهش ميزان ويتامين ث را نيز ايجاد ميكند. عوارض فيزيولوژيكي چون توخالي شدن كلم بروكلي، كاهش وزن سيب زميني شيرين در انبار و كاهش عطر و طعم كرفس در نتيجه مصرف ازت بيش از حد است. در كاهو ازت بيش از حد نه تنها منجر به تجمع نيترات گشته و مصرف آن مشكلات خاصي چون بيماري متهموگلوبينيا را ايجاد ميكند بلكه باعث كاهش وزن خشك محصول و كاهش عمر انباري كاهو خواهد شد.
در توت فرنگي نيز كود ازته در سفتي بافت ميوه در طي انبارداري مؤثر است. تيمار ازت همچنين بر مواد جامد قابل حل تاثير قابل توجهي داشته و با افزايش ازت از 126 به 225 كيلو گرم در هكتار مواد جامد قابل حل كاهش مي يابد. بسياري از عوارض ديگر كه در طي انبارداري منجر به افزايش ضايعات ميگردد را ميتوان با تيمار كلسيم برطرف نمود. براي مثال لكه تلخ در سيب، Tip burn در سبزيجات برگي و پوسيدگي گلگاه در محصولات خانواده سيب زمينيان و Black heart در كرفس را ميتوان اشاره نمود. بنابراين لازم است در طي رشد محصول و همچنين در دوره قبل از برداشت بر اساس اصول علمي نسبت به توصيه كودي اقدام نمود تا نه تنها عملكرد مطلوبي حاصل گردد بلكه كيفيت محصول توليدي و عمر انباري آن نيز افزايش يابد.
زمان برداشت
زمان برداشت صحيح محصولات باغي نقش مهمي در عمر انباري و كاهش ضايعات آنها دارد. در طي تكامل فيزيولوژيك ميوه ها و سبزيها تغييرات قابل توجه فيزيكي و بيوشيميايي در محصول صورت ميگيرد. براي مثال ميتوان به كاهش سفتي بافت، افزايش فعاليت آنزيم پلي گالاكتوروناز، افزايش پكتين محلول، تغيير در اسيديته قابل تيتر، مواد جامد محلول و شدت تنفس اشاره نمود. چنانچه محصول ديرتر از زمان مناسب برداشت شود نه تنها عمر انباري آن كاهش مي يابد بلكه ضايعات آن در طي حمل و نقل و جا به جايي افزايش خواهد يافت. اين پديده خصوصاً در محصولات كليماكتريك بارز است و چنانچه محصول زودتر از موقع برداشت گردد كيفيت مناسبي را نخواهد داشت و در طي رساندن مصنوعي ممكن است به آن نتيجه دلخواه نرسيم. بنابراين در مورد كليه محصولات باغي تعيين زمان مناسب برداشت يكي از فاكتورهاي مهم در كاهش ضايعات به حساب مي آيد. زمان مناسب برداشت را ميتوان با آزمايشاتي چون سفتي بافت، نسبت قند به اسيد، تعداد روز پس از گلدهي كامل و حتي واحدهاي گرمايي گرفته شده توسط محصول تعيين نمود. در مورد محصولات مختلف يك يا بيش از يك معيار مورد استفاده قرار ميگيرد و براي هر محصول استانداردهايي نيز تعريف شده است. در ايران به اين عامل مهم كمتر توجه شده است در حالي كه در كشورهاي ديگر چنانچه محصول زودتر يا ديرتر از موقع برداشت گردد نه تنها اجازه فروش به آن داده نمي شود بلكه توليد كننده آن محصول جريمه خواهد. با توجه به مطالب فوق لازم است در هر منطقه و براي هر محصول عمليات برداشت با توجه به معيارهاي صحيح صورت گيرد.
تيمارهاي پيش سرما دهي
عمليات پيش سرما دهي نقش بسيار مفيدي در افزايش عمر انباري و كاهش ضايعات محصولات باغي دارد. تأثير اين عمليات بر برخي محصولات مانند توت فرنگي بسيار بارز بوده و ضايعات اين محصول را شديداً كاهش ميدهد. در ايران به جز موارد جزئي (خصوصاً در مورد توت فرنگي كه بصورت استفاده از كانتينرهاي يخچال دار بلافاصله پس از برداشت است و همچنين بطور تجربي در مورد برخي محصولات مانند انگور آنرا بصورت كاملا ابتدايي انجام ميدهند كه گاهي با مشكلات زيادي روبرو خواهند شد) عمليات پيش سرمادهي غالبا صورت نميگيرد. انتخاب روش سرد كردن مقدماتي شامل استفاده از آب سرد[5]، هواي سرد[6]، يخ[7] و خلا[8] بستگي زيادي به ماهيت فيزيولوژيكي محصول داشته و در صورت انتخاب نادرست نه تنها عمر انبارداري محصول افزايش نخواهد يافت بلكه ضايعات محصول شديدا زياد خواهد شد. ايجاد تجهيزات مناسب به منظور انجام اين عمليات در دوره پس از برداشت ضروري است. تحقيقات نشان داده است كه تعلل در انجام اين عمليات جايز نيوده و با تاخير در انجام عمليات پيش سرمادهي، درصد محصول قابل فروش كاهش مي يابد. بنابراين لازم است به منظور افزايش عمر انباري و كاهش ضايعات پس از برداشت و همچنين كاهش بار سردخانه بلافاصله پس از برداشت محصول را با استفاده از روش مناسب خنك نمود.
كنترل عوارض پاتولوژيكي
بخش زيادي از محصولات باغباني بدليل حمله عوامل بيماريزا به محصول برداشت شده از حلقه مصرف خارج ميشوند. خسارت برخي از بيماريها به حدي زياد است كه گاهي تمام محصول دور ريخته ميشود. حمله عوامل بيماريزا اغلب بدنبال صدمات فيزيكي صورت ميگيرد ولي تعداد كمي از قارچها وجود دارند كه به بافتهاي سالم نيز حمله برده و شرايط را براي توسعه بقيه عوامل بيماريزا هموار ميسازند. معمولاً ميوه برداشت شده مقاومت قابل توجهي نسبت به عوامل بيماريزا دارد ولي با آغاز رسيدگي، ميوه ها به اين عوامل حساس ميگردند. بين ميزان تركيبات فنلي و مقاومت به بيماريها يك همبستگي مثبت وجود دارد. اين در حالي است كه ميزان زياد تركيبات فنلي سودمند نبوده و باعث ايجاد مزه گس و قهوه اي شدن بافت در اثر اكسيداسيون خواهد شد. يكي از اهداف اصلاحي به طريق بيوتكنولوژي، رسيدن به حدي از تركيبات فنلي است كه نه تنها منجر به ايجاد مقاومت گردد بلكه از نظر گسي و قهوه اي شدن، كيفيت ميوه در حد مطلوب حفظ گردد.
اگر چه استفاده از تركيبات شيميايي ميتواند ضايعات حاصل از عوامل پاتولوژيكي را كاهش دهند ولي روز به روز به دليل عوارض جانبي اين مواد مصرف آنها محدود ميشود. اخيراً روشهاي غير شيميايي چون استفاده از اشعه گاما، نور فرابنفش، گرما درماني و همچنين استفاده از تركيبات طبيعي مانند اسانسهاي گياهي توسعه يافته اند. در ايران چنين عملياتي هنوز در حد ابتدايي و در مراحل اوليه تحقيق قرار دارند. چنين راهكارهايي به همراه رعايت اصول بهداشتي در طي رشد و نمو كه منجر به كاهش بار ميكروبي محصول خواهد شد ميتوانند در كاهش ضايعات حاصل از حمله عوامل بيماريزا نقش مؤثري را ايفا نمايند.
شرايط انبارداري نقش بسيار مهمي در افزايش نگهداري محصولات باغي و كاهش ضايعات دارد. با استفاده از تكنولوژي محيطي انبارداري ميتوان ضايعات محصولات باغي را به حداقل رساند. انبارداري در اتمسفر كنترل شده[9] و استفاده از انبارهاي كم فشار[10] با تاثير بر فرآيندهاي تنفس و توليد اتيلن عمر نگهداري محصولات و ضايعات محصولات باغي در طي انبارداري را كاهش ميدهد. انبارهاي موجود در ايران غالباً بسيار قديمي و ابتدايي ميباشند. در انبارهاي موجود در ايران هيچ كنترلي بر غلظت اكسيژن، دي اكسيد كربن و اتيلن صورت نميگيرد. تنها عواملي چون رطوبت و دما كنترل ميگردد. در چنين شرايطي نه تنها امكان نگهداري ميوه هاي حساس و خصوصا ميوه هاي تابستانه و سبزيجات وجود ندارد بلكه ضايعات محصولات نگهداري شده نيز بسيار زياد خواهد بود. در چنين شرايطي انبارداري صرفاً به انواع محدودي از ميوه و سبزي (سيب، گلابي، سيب زميني و پياز) محدود شده است. به منظور كاهش ضايعات ناشي از عدم وجود انبارهاي مناسب لازم است سردخانه ها و انبارهايي با استانداردهاي جهاني مانند انبارهاي با اتمسفر كنترل شده و انبارهاي كم فشار احداث گردد ويا انبارهاي موجود از نظر تأسيسات كنترل كننده عوامل مهم مانند اكسيژن، دي اكسيد كربن و اتيلن تجهيز گردند تا بتوان سبزيجات، ميوه هاي تابستانه و ميوه هاي حساس را بخوبي انبار نمود. با توجه به هزينه هاي سنگين احداث سردخانه هاي مناسب و پيشرفته نقش دولت در سرمايه گذاري در اين بخش اجتناب ناپذير خواهد بود.
يكي از راهكارهاي ديگر كاهش ضايعات محصولات باغي در دوره پس از برداشت بسته بندي است. بسته بندي علاوه بر نقشي كه در بازاريابي محصول دارد در جلوگيري از ضايعات و كاهش ضايعات محصولات برداشت شده نيز بسيار موثر است. با استفاده از تكنولوژيهاي مدرني چون بسته بندي با اتمسفر متغير[11]، شرينك راپ[12] و غيره ميتوان ضايعات محصولات باغي را به حداقل رساند. اخيراً MAP با غلظت اكسيژن بالا جايگزين MAP با غلظت اكسيژن كم شده است. اين روش جديد تاثير بيشتري بر آنزيمهاي مضر داشته و از واكنشهاي تخميري غير هوازي و همچنين از رشد ميكروبها جلوگيري مينمايد. اين تكنيك بطور موفقيت آميزي براي بسته بندي كلم گل، بروكلي، هويج، جوانه لوبيا، قارچ دكمه اي و اسفناج بكار رفته است. در ايران هنوز استفاده از اين نوع بسته بندي حتي براي قارچهاي خوراكي كه توجيه اقتصادي نيز دارد بطور قابل توجهي صورت نگرفته است.
بخشي از محصولات باغي توليد شده در طي جابجايي دچار آسيب ميگردند. آسيبهايي كه در طي جابجايي به محصول وارد ميشود شامل خسارات ناشي از فشار، سائيدگي، ضربه و گرما خواهد بود. همانطور كه در بخش انتخاب رقم اشاره شد اصلاح ارقام مقاوم در برابر جابه جايي يكي از اهداف مهمي است كه خسارات ناشي از حمل و نقل را به حداقل ميرساند. اخيراً ارقامي از گوجه فرنگي اصلاح شده اند كه در طي حمل و نقل خسارت كمي خواهند ديد.
1- راحمي، مجيد (1373) فيزيولوژي پس از برداشت، مقدمه اي بر فيزيولوژي و جابجايي ميوه ها (ترجمه) انتشارات دانشگاه شيراز، 259 ص.
2- هاشمي دزفولي، سيد ابولحسن و ميداني، جواد، (1376) فيزيولوژي پس از برداشت، انتشارات نشر آموزش كشاورزي، 408 ص.
3- Chervin, C., Raynal, J., Andre N., and Bonneau, A., (2001) Combining control atmosphere storage and ethanol vapors to control superficial scald of apple. HortSci. 36 (5): 951-952.
4- Day, B. P. F. (2001) Modified atmosphere packaging of fresh fruit and vegetable, an overview, Acta Hort. 533: 58-59.
5- Druege, U. (2001) Post-harvest response of different ornamental products to pre-harvest nitrogen supply: Role of carbohydrates, photosynthesis and plant hormones. (543): 97-103.
6- Kadr, Adel A. (2002) Opportunities in using biotechnology to maintain post-harvest quality and safety of fresh product. HortSci, 37 (3): 467-468.
7- Marais, E., Jacobs, G. and Holcroft, D. M. (2001) Light and temperature affect post-harvest color development in apple. Acta Hort. 533: 91-94.
8- Mukum, L., Singh, Z. and Phillips, D. (2001) Nitrogen nutrition affects fruit firmness, quality and shelf life of Strawberry. Acta Hort. 533: 69-72.
9- Nazir,A. M., Curell, E., Khan, N., Whitaker, M. and Beaudry,R. M. (2001) Harvest maturity, storage temperature, and 1-MCP application frequency alter firmness retention and chlorophyll fluorescence of Redchief delicious apples. J.Amer. Soc. Hort. Sci. 126 (5): 618-624.
10- Sargent,Steve A., Stoffella, P. J. and Maynard, D. N. (2001) Harvest date affect yield and post-harvest quality of nondried, short day onion. HortSci. 36 (1): 112-115.
11- Sholberg, P., Haag, P., Hocking, R. and Bedford,K. (2000). The use of vinegar vapor to reduce post-harvest decay of harvested fruit. HortSci, 35 (5): 898-903.
12- Watkins, C. B. and Pritts, M. P. (2001) The influence of cultivar on post-harvest performance of fruit and vegetable. Acta Hort. 533:59-63.
برگرفته از آثار آنتوني رابينز
من هميشه از اينكه مي توانم تغييرات پايداري را در افراد به وجود آورم به خود مغرور بودم .اما يك روز از خواب غفلت بيدار شدم . مردي كه زماني به كمك من سيگار را ترك كرده بود،نزدم آمد،سيگاري روشن كرد، و گفت (تو موفق نشدي)من كه كنجكاو شده بودم پرسيدم ( منظورت چيست؟) گفت ( پس از جلسه اي كه با هم داشتيم، به مدت دو سال ونيم سيگار نكشيدم.اما يك بار در اثر فشار روحي،سيگاري روشن كردم و از آن موقع تا كنون دوباره به سيگار پناه آوردم. همه اش تقصير تو بود!تو ذهن مرا به طور كامل برنامه ريزي نكرده بودي !)
گرچه صحبتهاي اين مرد، خالي از خشونت نبود، اما نكته مهمي را به من آموخت.من دريافتم كه ما بايد شخصاٌ مسؤليت تغييرات خود را به عهده بگيريم. هيچكس نمي تواند ذهن شما را ( برنامه ريزي ) كند. اين شما هستيد كه بايد خود را شرطي كنيد.
هر تغييري كه در خود ايجاد كنيم ، فقط جنبه موقت دارد، مگر اينكه خود را( و تنها خود ، نه كسي يا چيزي ديگر را) مسؤول ايجاد آن تغيير بدانيم. خصوصاٌ بايد به اين سه اصل، معتقد شويم:
1– تغيير، بايد ايجاد شود( نه اينكه خوب است تغيير كنم)
2 – من بايد اين تغيير را ايجاد كنم( ديگران ممكن است راهنمايي كنند، اما مسئوليت با من است)
3 – من مي توانم تغيير را به وجود آورم( عادتها راخودم ايجاد كرده ام، پس خودم هم مي توانم آنهارا تغيير دهم).
عامل واقعي ايجاد تغيير، چيست؟ تغيير، هنگامي ايجاد مي شود كه ما احساسي را كه نسبت به يك تجربه معين داريم، عوض كنيم.
تا زماني كه از كشيدن سيگار، لذت مي بريد، قادر به ترك آن نيستيد. تغيير پايدار، هنگامي ايجاد مي شودكه سيگار را چيزي تهوع آور و مايه مرگ بدانيد.گرچه پذيرفتن اين حقيقت دشوار است، اما عكس العملهاي رفتاري ما ناشي از عواطف قلبي است و نه محاسبه هوشمندانه . ممكن است بدانيد كه خوردن شكلات، براي سلامتتان مضر است، و معذالك آن را بخوريد. چرا؟ زيرا محرك اعمال ما، لذت و رنجي است كه ياد گرفته ايم تا به بعضي از امور نسبت دهيم، نه چيزهايي كه عقلاٌ صحيحي مي دانيم. ما، در مغز و ذهن خود تداعيهايي را برقرار كرده ايم و اين تداعيهاي عصبي است كه باعث رفتارهاي ما مي شود.
چرا بيشتر كوششهايي كه براي تغيير عادت مي كنيم، مؤثر واقع نمي شود؟ علتش آن است كه به عوارض مشكلات، يعني به معلول توجه مي كنيم، در حالي كه اگر علت را بر طرف نكنيم، مشكل دوباره تظاهرمي كند.شيوه اي كه من ابداع كرده ام ( تداعي عصبي شرطي ) شامل شش مرحله ساده، اما مؤثر است كه تغييرات پايداري را ايجاد مي كند:
1 – آنچه را كه واقعاٌ مي خواهيد، روشن سازيد.( بيشتر مردم به چيزهايي كه نمي خواهند ، توجه مي كنند).
2 – از اهرم رواني استفاده كنيد.( كاري كنيد كه ايجاد تغيير ، امري اجتناب نا پذير شود.)
3 – الگو هاي محدود كننده را در هم بشكنيد.( عادتهايي را كه به آن چسبيده ايد، ترك كنيد).
4 – براي عادتهاي قبلي، جانشيني پيدا كنيد. ( مبارزه با عواطف و رفتارها كافي نيست بايد آنها را با عادات بهتري جايگزين كرد).
5 – رفتار تازه را شرطي كنيد( تا اينكه به صورت عادت تازه در آيد).
6 – آنرا آزمايش كنيد( تا از درستي عملكرد آن مطمئن شويد).
چه عاملي مانع ايجاد تغيير مي شود؟ بعضي از عقايد فردي و يا فرهنگي مي توانند از ايجاد ممانعت كنند. بعضيها نمي توانند باور كنند كه قادر به ايجاد تغيير هستند، زيرا قبلاٌ سعي كرده و موفق نشده اند. يا ممكن است تصور كنند كه ايجاد تغيير، مستلزم مقدمات طولاني و خسته كننده است. مي گويند( اگر چنين نبود، تاكنون تغييرات لازم را ايجاد كرده بودم .) علاوه بر اين اگر مشكلي را كه سالها در گير آن بوده اند ظرف چند دقيقه حل كنند، در آن صورت بايد جواب دوستان و خويشاوندان خود را بدهند. ممكن است بپرسند( اگر كار به اين آساني بود، پس چرا اينهمه ما را نگران خود كردي؟) اين محركهاي منفي باعث مي شود كه ما در ايجاد تغيير كو تاهي كنيم تا مورد تحسين ديگران قرار گيريم.
خود را از شر اين عقايد فرهنگي خلاص كنيد و بدانيد كه هر عمل تازه نتايج تازه در پي خواهد داشت.
به ما آموخته اند كه اگر تغييرات سريعي در رفتار ، عقايد و يا عواطف خود ايجاد كنيم، دمدمي مزاج، رياكار و يا بي ثبات به حساب مي آييم. برعكس افرادي كه با ثبات باشند، قابل اعتماد، محكم و درستكار به شمار مي روند. اين برداشتها فشارهاي بيروني زيادي را بر ما وارد مي كند كه شخصيت قبلي خود را حفظ كنيم و دقيقاٌ مطابق انتظارات جامعه رفتار نماييم.فقط بدانيد به همان سرعت كه مي توانيد مشكلي رابه وجود آوريد.به همان سرعت هم مي توانيد راه حلي براي مشكلات بيابيد! وقتي مي بينيد كه ديگران بسيار دير تغيير مي كنند با خود بينديشيد كه آيا عمل تغيير واقعاٌ اينهمه طولاني است، يا اينكه اين افراد آنقدر تغيير را به تاخير مي اندازند تا آنكه ناچار، به آن تن دردهند.
براي اينكه تغييراتي را به سرعت ايجاد كنيد اولين اعتقادي را كه بايد در خود بوجود آوريد اينست كه مي توانيد واقعاٌ هر چيزي راهم اكنون تغيير دهيد.
در شما هيچ اشكال و ايرادي نيست. نه اعصابتان در هم شكسته است و نه نيازي به اصلاح داريد. اگر دائماٌ از جوابهاي منفي اجتناب و از طرد شدن مي هراسيد علتش اينست كه مغزتان راهي مؤثر را براي فرار از رنج، دنبال مي كند. اما اينكه بطور كلي از جنس مخالف بپرهيزيم نيز رنج آوراست! براي ايجاد رفتارهاي تازه بايد تغييري در روابط عصبي و ذهني خود ايجاد كنيد. عوامل لازم براي ايجاد هر نوع تغيير در زندگي هم اكنون در شما هست. كافي است آنها را فعال كنيد.
اگر مي خواهيد در بعضي از جنبه هاي زندگي خود بهبودي پديد آوريد( خواه اين بهبود در زمينه رفتار باشد، خواه در زمينه عواطف و احساسات) هم اكنون آن را مشخص كنيد و با استفاده از مابقي مطالب اين بخش به خواسته خود برسيد.
تصميم بگيريد كه چه مي خواهيد و مشخص كنيد كه چه عاملي مانع رسيدن به آن خواسته است.
بخاطر داشته باشيد كه حواس خود را به هر چه متوجه كنيم همان را به دست مي آوريم. پس به چيزهائيكه آنها را نمي خواهيد . فكر نكنيد، بلكه افكار خود را به چيزهايي كه نمي خواهيد ، متوجه سازيد .به عنوان مثال هدف خود را (ترك سيگار) قرار ندهيد، بلكه تصميم بگيريدكه ( سالمتر، شادتر و زنده تر) از گذشته باشيد. هر چه در اين زمينه دقيقتر باشيد نيروي بيشتري براي ايجاد تغييرات سريع پيدا مي كنيد.
پساز اينكه خواسته خود را مشخص كرديد، موانع و مشكلات را نيز مشخص سازيد. مثلاٌ رنج و ناراحتي ناشي از ايجاد تغيير را قابل پيش بيني است در نظرآوريد.
خواسته شما چيست ؟ چه موانعي براي رسيدن به آن وجود دارد.
حتماٌ تا كنون توجه كرده ايد كه بعضيها وقتي دچار بيماري ساده اي مي شوند، بسيار دير بهبود پيدا مي كنند . هر چند كه اين اشخاص واقعاٌ مي خواهند كه بهبود يابند، اما از توجه و محبتي كه ديگران به آنها مي كنند و اجازه استراحتي كه به آنها مي دهند لذت مي برند، و همين امر بطور نا خود آگاه معالجه آنان را به تعويق مي اندازد. گاهي اوقات رفتارها و يا عواطف عذاب آور و دردناك، براي شخص داراي منافعي است كه آنها را ( فوايد جنبي) مي ناميم. نياز به اين فوايد جنبي ، غالباٌ بزرگترين مانع ايجاد تغييرات پايداراست.
آيا شما رفتارهايي داريد كه نياز به تغيير داشته باشند، و در عين حال از آنها استفاده هاي جنبي ببريد؟ اين فوايد جنبي را با رنجي كه به خاطراين رفتارها، در گذشته، حال و آينده متحمل شده، مي شويد و يا خواهيد شد مقايسه كنيد.
از اهرم رواني استفاده كنيد: رنج فراوان را به عدم تغيير و لذت زياد را به تغيير فوري نسبت دهيد. از خود بپرسيد:
1 – اگر اين رفتار( يا احساس) را تغيير ندهم چه زيانهايي را متحمل خواهم شد؟
2 – اگر اين تغيير را ايجاد نكنم، در زندگي خود چه چيزهايي را از دست خواهم داد؟
3 –رفتار قبلي در گذشته چه خسارتهاي فكري، عاطفي، جسمي، مالي و معنوي به من زده است؟
4 – تاثير آن بر موفقيت شغلي و اطرافيان من چه بوده است؟
با طرح اين پرسشها اثرات لذت بخش تغيير را در نظر مجسم كنيد.
1 – در صورت تغيير چه احساسي نسبت به خود خواهم داشت؟
2 – با انجام اين تغيير نيروي فعال من چه افزايشي خواهد يافت؟
3 – خانواده و دوستان من چه احساسي خواهند داشت؟
4 – چه احساسي از رضايت و شادماني خواهم داشت؟
5 – آيا من شايسته همه اين محاسن نيستم؟
او براي ترك سيگار همه راهها را امتحان كرده و هيچيك مؤثر واقع نشده بود. تا اينكه دختر 6 ساله او وارد اتاق او شد و گفت( پدر، خواهش مي كنم خودت را نكش! من ميخواهم كه تو در مراسم عروسي من شركت كني!)هيچ ليل قانع كننده تري ممكن نبود او را مجاب كند كه كشيدن سيگار موجب مرگ است.
سيگارها را همان روز از پنجره بيرون انداخت و پس از آن ديگر سيگار نكشيد . گاهي اوقات ميزان رنج شما براي ايجاد تغيير كافي نيست ، اما رنجي كه عزيزانتان مي كشند مي تواند اهرم رواني نيرومندي بشمار آيد.
اگر براي ايجاد تغييري كوششها كرده و به نتيجه نرسيده ايد، شايد علتش نبودن اهرم رواني است. شما ممكن است ايجاد تغييري را مرتباٌ به تاخير بيندازيد تا آنكه خود را در موقعيتي قرار دهيد كه ايجاد تغيير امري اجتناب ناپذير باشد.اما اگر دلايل قوي و كافي (و اهرم مناسب) داشته باشيد، ناچار مي شويد كه دست به عمل بزنيد.
آيا مي خواهيد راه مطمئني براي كاهش وزن به شما پيشنهاد كنم؟
دوست خوش اندامي را پيدا كنيد و به او وجمعي ديگر از دوستان خود قول دهيد كه به كمك غذاهاي سالم و ورزشهاي
شادي بخش وزن خود را كم خواهيد كرد. سپس به آنها بگوييد كه اگر پيمان خود را شكستيد يك ظرف غذاي مخصوص سگ خواهيد خورد .
خانمي كه از اين روش استفاده كرده بود مي گفت كه او و دوستش قوطي غذاي سگ را در معرض ديد خود گذاشته بودند تا قولشان را فراموش نكنند. هر وقت كه اين دو نفر احساس گرسنگي مي كردند و يا دلشان مي خواست كه از ورزش طفره بروند آن قوطي را بر مداشتند و نوشته هاي روي آن را ( كه مثلاٌ نوشته بود محتوي ضايعات گوشت اسب) مي خواندند و همين موضوع باعث مي شد كه بر سر خود بايستند.
الگوهاي محدود كننده را درهم بريزيد
آيا تاكنون پرنده اي را كه در اتاق به دام افتاده باشد، ديده ايد؟ پرنده با تلاشي بي ثمر به جستجوي راه خروج بر مي آيد و خود را بارها به نزديكترين شيشه پنجره مي زند. آيا تاكنون كسي را ديده ايد كه رفتارش شبيه آن پرنده باشد؟ اين افراد ممكن است خيلي دلشان بخواهد كهبه نتيجه برسند، اما اگر مرتباٌ كاري را تكرار كنند كه نتيجه بخش نيست، هرگز به هدف نخواهند رسيد. مانند همسر يا پدر و يا مادري كه دائماٌ نق مي زند اما نتيجه نمي گيرد و يا حتي نتيجه معكوس بدست مي آورد.با انجام كارهاي غير منتظره ، الگوهاي محدود كننده و بي نتيجه رادرهم بشكنيد. مثلاٌ در هنگام غر زدن جمله خود را قطع كنيد، به زانو بيفتيد و لبخند بزنيد! به طرف آن شخص برويد،او را در آغوش بگيريد و بگوييد كه چقدراو را دوست داريد.
براي برطرف كردن الگوهاي محدود كننده چه راههاي زيبا و فرحبخشي به نظرتان مي رسد.
براي اينكه يك الگوي تازه فكري، احساسي يا رفتاري را ايجاد كنيد، بايد در وهله اول الگوي قبلي را از بين ببريد. براي روشن شدن مطلب صفحه گرامافوني را به نظر آوريد. كه هر وقت آن را مي گذاريد آهنگ معيني را پخش مي كند .علتش آنست كه الگويي از شيارهاي نامرئي بر روي آن حك شده است.
مسلماٌ نمي توانيد هنگامي كه صفحه اي در حال پخش است، صفحه ديگري روي آن بگذاريد و بطور همزمان به دو آهنگ گوش كنيد . پس اگر بخواهيد رفتارهاي گذشته را حفظ و رفتارهاي تازه اي رادر همان زمينه ايجاد كنيد وقت خود را تلف كرده ايد. براي اين كار به محض اينكه رفتار نا مطلوب گذشته از شما سر زد آن را با حركتي غير عادي يا خنده دار قطع كنيد. اين كار مانند اين است كه صفحه آهنگي را كه نمي خواهيد بشنويد از دستگاه خارج كنيد و با كمال خشونت آن را خط خطي نماييد، تا اينكه مطمئن شويد من بعد هرگز آن آهنگ نامطلوب را از آن نخواهيد شنيد.
تغيير الگوهاي رفتاري و عاطفي غالباٌ دشوار است. دليلش آن است كه ذهن ما، بر آن اساس
( برنامه ريزي ) شده است. يكي از پژوهشگران براي اثبات اين موضوع ، انگشت ميموني را مرتباٌ به جلو و عقب حركت داد و با كمك تصوير تلويزيوني نشان داد كه همزمان با اين حركت، ارتباطي بين سلولهاي مشخصي از مغز ايجاد مي شود و هر چه آن حركت بيشتر تكرار شود، آن ارتباط، قويتر مي گردد. وي صدها بار انگشت حيوان را حركت داد تا ارتباط وسيعي سلولهاي آن منطقه از مغز ايجاد شود. اكنون مغز ميمون برنامه ريزي شده بودو حتي پس از برداشتن عامل شرطي نيز آن حركت را تكرار مي كرد.
بسياري از ما، بر اثر تكرار، خود را آموزش داده ايم كه از جا در برويم... دراثر اضطراب و نگراني بيمار شويم... خود را بي پناه حس كنيم... و يا به الكل پناه ببريم.
چه واكنشهاي مثبتي رامي توانيد در اثر تكرار در خود به وجود آوريد؟
آيا الگوهايي هستند كه به طور ناخودآگاه، بر زندگي ما اثربگذارند؟به عنوان مثال، بسياري از مردم براي رسيدن به محل كار خود هر روز، اعمال معيني را تكرار مي كنند . هر روز از همان خيابان عبور مي كنند و از همان چهار راه مي پيچند . ما مغز و جسم خود را آموزش مي دهيم كه از الگوي خاصي تبعيت كند تا اينكه آن الگو به صورت عادت در آيد.حتي اگر قرار باشد روزي از راه ديگري برويم، باز هم طبق عادت همان مسير قبلي را پيش مي گيريم.
در هر يك از جنبه هاي زندگي ، الگو هاي رفتاري و عاطفي خاصي داريم كه ملكه ما شده اند و جزو ذاتمان به نظر مي رسند. آيا كساني را مي شناسيد كه عادت به خشم، ياس و فشار عصبي داشته باشند؟شايد زمان آن فرا رسيده باشد و خود را براي احساس شادي و خوشبختي، هيجان و شكرگزاري آموزش دهيد.آيا اين كار، مشكل است؟ به سادگي مي توانيد الگوهاي عاطفي قبلي را در هم شكنيد و آنها را با الگوهايي لذتبخش عوض كنيد.
هر چيزي را كه از آن استفاده نكنيم، كم كم از ميان مي رود. يكي از راههاي ساده رفع الگوهاي محدود كننده آن است كه از دچار شدن به آنها خودداري كنيم.اگر از مسيرها ياتداعي هاي عصبي استفاده نكنيم، كم كم ب طرف مي شوند. اما توجه داشته باشيد كه اين موضوع در مورد خصوصيات مثبت نيز صدق مي كند.اگر از شجاعت خود استفاده نكنيم ، شهامتمان كاهش مي يابد .اگر قدرت اراده و پشتكارمان را عاطل بگذاريم و اگر شور و اشتياقمان را اظهار نكنيم، آنها نيز از ميان مي روند.
هم اكنون تصميم به كاري بگيريد كه باعث شود از نيرومندترين عواطف و احساسات خود استفاده كنيد.به خاطر داشته باشيد هر چيزي را كه ازآن بيشتر استفاده كنيد، نيرومندتر مي شود.عواطف ما نيز به تمرين و ورزش نياز دارند، تا نه تنها ما را به نتايج دلخواه برسانند، بلكه سالم و آماده نگاه دارند.
جايگزين نيروبخشي براي الگوهاي قديم پيدا كنيد.
در مورد مراكز باز پروري معتادان تحقيقاتي به عمل آمده و معلوم شده است احتمال بازگشت به اعتياد در مورد همه افراد، يكسان نيست.كساني كه اجباراٌ اعتياد خود را ترك كرده اند، پس از آزادي بلافاصله اعتياد خود را از سر مي گيرند. كساني كه انگيزه دروني براي ترك اعتيادداشته اندبه طور متوسط تا دو سال به سوي مواد مخدر نمي روند. اما كساني كه جايگزين مناسبي( مثلاٌ توجه به مذهب يا كسب مهارتهاي تازه ) براي اعتياد خود داشته اند به مدت هشت سال يا بيشتر، از اعتياد مجدد خودداري كرده و اغلب آنها براي هميشه ترك اعتياد كرده اند.
در بيشتر افراد، تغيير عادات جنبه موقت دارد، زيرا جايگزين مناسبي براي رهايي از رنج، يا كسب لذت پيدا نمي كنند .كافي نيست كه الگوهاي نامناسب را بر طرف كنيم، بلكه بايد جايگزيني براي آنها پيدا نمائيم.
الگوي تازه را شرطي كنيد تا پايدار بماند.
يكي از درسهاي واقعي در زمينه شرطي كردن را از يك تعمير كار پيانو ياد گرفتم.او براي كوك كردن پيانو، آمده بود و وقتي از او صورتحساب را خواستم، گفت(باشد براي دفعه بعد ) گفتم ( مگر كار را انجام نداده اي ؟) او توضيح داد كه سيمهاي پيانو محكم هستند و براي اينكه فار آنها ثابت بماند بايد در فاصله هاي زماني معيني دوباره تنظيم و كوك شوند.
اين دقيقاٌ همان كاري است كه در مورد هر نوع تغييري بايد انجام دهيم.بايد نظام عصبي خود را براي موفقيت تنظيم كنيم، آنهم نه يك بار، بلكه به طور مداوم.اين كار، شبيه ورزش است.نمي توانيد براي تمرين به يك باشگاه ورزشي برويد و پس از خارج شدن بگوئيد( آه، من براي تمام عمر سالم شدم!)
قبلاٌ گفتيم كه با حركت دادن انگشت يك ميمون ،ارتباطات عصبي خاصي در وي ايجاد شد كه باعصث شد متوالياٌ همان انگشت را حركت دهد.محققان ثابت كرده اند كه اگر در ضمن آزمايش، حيوان را هيجان زده كنند، ارتباطات عصبي قويتر مي شود و نياز چنداني به تكرار حركت نيست . اگر در هنگام تكرار يك عادت تازه (ويا تجسم آن عادت) آنرا مرتباٌ با عواطف شديد( مثلاٌ شور و هيجان) همراه سازيم، مسير عصبي نيرومندي به سوي لذت احداث خواهد شد .اين نوع شرطي كردن باعث مي شود كه به طور غير ارادي به مسير تازه ( الگوي رفتاري يا عاطفي) كشيده شويم.
فراموش نكنيد كه براي تقويت الگوهاي تازه، با هر بار تكرار رفتار، پاداشي براي خود( يا كسي كه به او كمك مي كنيد)در نظربگيريد.هر نوع الگوي فكري ، عاطفي يا رفتاري كه به طور دائمي تقويت شود به صورت عادت در مي آيد.
شرطي كردن نيرويي غير قابل مقاومت ايجاد مي كند. براي تبليغ تلويزيوني نوعي نوشابه غير الكلي ، از يكي از قهرمانان بسكتبال خواستند توپ راعمداٌ طوري پرتاب كند كه داخل تور نيفتد.وي پس از نه بار پرتاب موفق، توانست يك پرتاب نا موفق انجام دهد!وي طوري در مورد پرتاب موفقيت توپ شرطي شده بود كه به طور غير ارادي همه حركات را به طور صحيح انجام مي داد و پس از نهبار تمرين توانست يك حركت خطا انجام دهد .مسلماٌ در مغز اين ورزشكار كه نامش لاري بيرد است ارتباطات عصبي نيرومندي ايجاد شده است كه بطور غير ارادي حركات معيني را متوالياٌ انجام مي دهد تا توپ وارد سبد شود.
مطمئن باشيد كه هر رفتاري اگر بقدر كافي تكرار شودو با شدت عواطف همراه باشد، به صورت شرطي در مي آيد.
يكي از قواعد اساسي شرطي كردن آن است كه هر الگويي كه مرتباٌ تقويت شود، به صورت خودكار وانعكاس شرطي در مي آيد، و هر چيزي را كه تقويت نكنيم، كم كم از بين مي رود.
براي اينكه عادتهاي مثبت و دلخواه رادر خود به وجود آوريد، چه پاداشهاي فكري، جسمي، يا عاطفي مي توانيد به خود بدهيد؟
آيا مي توان جوجه اي را به رقص واداشت؟ عجيب اين است كه اين كار، ممكن است. زيرا رفتارهاي همه حيوانات ( و همين طور انسان) قابل تغيير است.
شيوه كار مربي اين است كه حركات جوجه را به دقت زير نظر مي گيرد. همين كه جوجه به طور طبيعي حركتي را مطابق دلخواه مربي انجام داد،به او پاداشي به صورت غذا مي دهندتا آن رفتار، تقويت شود. در ابتدا، جوجه نمي داند كه به چه مناسبت به او غذا داده اند . ولي هر بار كه حركت معيني را انجام مي دهد، به او پاداش مي هند و آن حركت تقويت مي شود تا سرانجام، جوجه ياد مي گيرد كه چرخشهايي را مطابق ميل مربي انجام دهد و تكرار و توالي اين چرخشها، مانند رقص به نظر مي رسد.
بديهي است كه انسانها پيچيده تر ازجوجه اند .اما همه ما،آموخته ايم كه در هنگام كار و يا در مدرسه رفتارهاي معيني را انجام دهيم. چگونه مي توانيد از اين اصل آموزشي براي ايجاد عادات خود در خودتان ، فرزندانتان و يا كاركنانتان استفاده كنيد؟
براي اينكه شرطي كردن مؤثر واقع شود، فاصله زماني ميان رفتار و پاداش داراي اهميت اساسي است.تقويت رفتار بايد درست در زماني انجام شود كه رفتار دلخواه از اوسر مي زند.اگر اين تقويت بعد از مدت طولاني انجام شود در سلسله اعصاب، عقلي ايجادمي شود، اما ارتباط عاطفي به وجود نمي آيد .
به عنوان مثال، كساني كه اتومبيل خود را در جاي ممنوعه پارك مي كنند، توسط پليس جريمه مي شوند. اما چون قبض جريمه را معمولا بعد از چند هفته مي پردازند لذا رفتار نامناسب، با رنج كافي همراه نمي گردد. يقين داشته باشيد اگر اين اشخاص، هر بار كه در جاي ممنوعه پارك مي كردند، بلا فاصله اتومبيلشان پنچر مي شد، نه فقط آن رفتار ترك مي كردند، بلكه رفتار مناسبي را هم جايگزين آن مي ساختند!
تمرين مربوط به تكنيك شماره 1
فهرستي از پاداشهاي لذتبخش تهيه كنيد كه در صورت انجام (كارهاي صحيح)به خودتان بدهيد.آنگاه عمداٌ موقعيتي پيش آوريد كه با استفاده از آن پاداشها، رفتار معيني را تقويت كنيد
هنگامي كه رفتاري شرطي مي شود، بايد تا مدتي آنرا مرتباٌ تقويت كرد. هر بار رفتار دلخواهي را انجام داديد (مثلا اينكه پيش از سير شدن از پشت ميز غذا بلند شويد، و يا تعارف سيگار كسي را رد كنيد ) بلافاصله به خود پاداش دهيد.
رام كنندگان حيوانات مي دانند كه مثلا اگر هر بار كه دلفين پرشي را انجام مي دهد به او پاداش دهند،بزودي تا پاداش را نگيرد پرشي را انجام نمي دهد.بدتر اينكه وقتي سير شد ديگر نسبت به پاداش بي علاقه مي شود.
من و شما و نيز فرزندان، همكاران،و كسان ديگري كه با آنها سر و كار داريم،همگي داراي همين خصوصيت هستيم.اگر هر بار كه كسي رفتار مناسبي انجام داد به اوپاداش دهيد،كم كم دادن پاداش امري عادي و كسل كننده مي شود.پس از آنكه يك الگوي رفتاري تثبيت شد،بايد از پاداشهاي متغير استفاده كرد تا آن عادت، پايداتربماند.پس از يك ماه كه عادتي را مرتبا تقويت كرديم بايد دادن پاداش مرتب را قطع كنيم و به خود يا ديگران به طور غير منتظره پاداش دهيم
پاداش متغير، يكي از نيرومندترين وسايل شرطي كردن در جهان است.
به عنوان مثال كساني را كه به طمع پول به پاي ماشينهاي قمار (جك پات) مي روند در نظر بگيريد. اگر قرار باشد كه هميشه ببرند، هر چند كه ممكن است اوايل برايشان جالب باشد، اما پس از مدتي اين تفريح به صورت كار در مي آيد (يعني هر روز مي روند اهرمي را مي كشند و بابت آن پولي از دستگاه مي گيرند !) اما اگر ندانند كه پاداش مي گيرند يا خير، هيجان بيشتري در سلسله اعصابشان ايجاد مي شود و در هنگام بردن پول، لذت خيلي بيشتري مي برند و بدين ترتيب شرطي مي شوند.
همين لذت است كه افراد را به قمار معتاد مي كند. همين طور اگر پس از ترك سيگار، به خود پاداش دهيد كه (فقط يك سيگار )بكشيد، از نيروي پاداش متغير استفاده كرده و بر شدت اعتياد خود افزوده ايد. سعي كنيد به هيچ قيمتي اين اشتباه را مرتكب نشويد.
براي ايجاد تغييرات پايدار، مخلوطي از اين دو شيوه را بكار بريد:
1 – براي كارهاي معين، در فواصل مشخصي به خود پاداش دهيد. (اين شيوه را برنامه تقويت ثابت مي نامند ).مثلا اگر دلفينها ده پرش صحيح را انجام دهند، در پرش دهم هميشه پاداش مي گيرند.
2–براي اينكه گرفتن پاداش در نظر دلفين عادي نشود، براي پرشهاي خوب، بطور اتفاقي به او پاداش جداگانه اي مي دهند. بدين ترتيب، دلفين هر بار سعي مي كند بلندتر بپرد تا از هيجان آن پاداش، لذت ببرد.پس براي اينكه رفتار خود يا ديگران را تقويت كنيد، پاداشهاي ويژه اي براي تلاشهاي فوق العاده در نظر بگيريد.
بخاطر آوريد آخرين باري كه بخاطر فعاليت شغلي خود پاداش گرفته ايد و يا در مدرسه تشويق شده ايد چقدر لذت برده ايد.
شرطي كردن – تكنيك شماره 5
يكي از ارزشمندترين وسايل تربيتي كه هم در مورد دلفين و هم در مورد انسان قابل استفاده است، شيوه موسوم به (جك پات ) است. مربيان گاهي به طور اتفاقي براي پرشهاي ضعيف نيز به دلفين پاداش مي دهند. گرچه اين كار، ظاهراٌ هيچ دليل منطقي ندارد، ولي غالباٌ باعث مي شود كه دلفين بعد از آن پرشهاي بهتري انجام دهد.
اين بار كه خود يا كس ديگر را غمگين و ناراحت يافتيد، از شيوه (جك پات)استفاده كنيد و به او هديه اي بدهيد.هر چند كه شخص ممكن است كار چشمگيري نكرده باشد، ليكن پاداش غير منتظره باعث مي شود كه روحيه بهتري پيدا كند و تلاش تازه اي را آغاز كند. همين طور اگر شخص رفتار صحيحي را انجام داده باشد، اما پاداشي كه به او مي دهند بيش از حد انتظار او باشد، در اين صورت هم به تلاشهاي فوق العاده ترغيب مي شود.
آيا كسي را مي شناسيد كه استحقاق دريافت پاداش (جك پات )را همين امروز داشته باشد؟
خود را بياموزيد.
براي اينكه مطمئن شويد كه پنج قدم قبلي را به طور صحيح برداشته ايد به اين نكته توجه كنيد:
1 – هنگامي كه به ياد الگوي رفتاري قبلي مي افتيد، بايد آنرا همراه با رنج بدانيد
2 – رفتار تازه، بايد برايتان همراه با لذت باشد.
3 – الگوي رفتاري تازه بايد با نوع زندگيي كه مي خواهيد داشته باشيد هماهنگ باشد. آيا اين الگو با هدفها، اعتقادات و فلسفه زندگيتان منطبق است؟
4 – منافعي كه از رفتار قديم مي برده ايد بايد محفوظ باشد. مثلا اگر كشيدن سيگار موجب آرامش و يا كاهش فشار عصبي مي شده است، آيا جايگزين مناسبي براي آن پيدا كرده ايد كه به همان اندازه مؤثر باشد؟"آيا از الگوي رفتاري تازه همان قدر لذت مي بريد؟
5 – خود را مجسم كنيد كه در آينده، رفتار تازه را پيشه خود كرده ايد. فرض كنيد عاملي شما را به ياد رفتار قبلي مي اندازد.در اين صورت آيا بدون تامل رفتار جديد را به رفتار قديم ترجيح مي دهيد؟
منبع : وب لاگ ايران كار آفرين
چکیده:
این مطالعه در فاصله سالهای 1997-2000 در فصول رشدی در مزرعه آزمایشی دانشگاهی در ترکیه انجام گرفته است. ارقام 92- maras، 314- sayar و 1518-cukurova ، 87- Nazilli، 3- Agdas که تحت تأثیر موتاسیون در آذربایجان قرار گرفته بودند .جریان بالای نیروی الکتریکی (kv30/1-30 sec) به کار برده شده بود بر روی بذور اولیه برای کاشت که تحت تأثیر امواج corona در آذربایجان قرار گرفته بود بذور شوک داده شده و شوک نداده (در شرایط کنترل شده جوانه می زنند).
در مزرعه آزمایشی با طرح اسپلیت پلات با 4 بلوک آزمایش (تکرار آزمایش) برای 4 فصل رشد. هدف ما بررسی ولتاژ بالای جریان الکتریکی که قادر به افزایش عملکرد و کیفیت الیاف می باشداست. مانشان دادیم که جریان الکتریکی با ولتاژ بالا می تواند در افزایش میزان تولید در برابر فاصله کاشت تا جوانه زنی تا باز شدن اولین قوزه (در صورتیکه) تعداد شاخه های جانبی، قوزه های هر گیاه عملکرد دانه پنبه افزایش می یابد.
عوامل ایجاد کننده شوک فاصله بین کاشت تا جوانه زنی را کاهش داد و زمان باز شدن اولین غوزه هر دو سه روز زودتر بوده که اجازه برداشت 6 روز زودتر می دهد و تعداد شاخه های جانبی بیشتری داشته اما وزن هر دانه در هر غوزه پائین تر بود. پس از 4 سال بررسی نتایج چنین بود. می شود گفت که ولتاژ بالای جریان الکتریکی اثر محرک مثبت کمی بر روی ویژگی تکنولوژی الیاف داشت.
مقدمه:
ضرورت کیفیت محصولات پنبه ارجح تر از عملکرد می باشد چون مورد تقاضای ویژه صنعت پارچه بافی ومصنوعات بوده و ارقام با صفات الیاف بهتر و عالی تر مناسب تر برای تولیدات ویژه و الیاف با کیفیت مطلوب ، پارچه و سرانجام تهیه لباسهای آماده هستند.
در مدت زمان مشابه الیاف به الیاف پنبه ترجیح داده شدند به الیاف مصنوعی به دلیل این واقعیت که آنها طبیعی بوده و برای سلامتی بشر مفید هستند (مضر نیستند) به همین دلیل محققین در تمام دنیا برای دسترسی به ارقام جدید دارای الیاف با کیفیت بهتر کار کردند.
به عنوان مثال ارقام مختلف پنبه در بعضی کشورها کشت شدند و رفتار آنها بر اثر میزان بالای ولتاژ جریان الکتریکی بر روی زود رسی، عملکرد بالاتر و کیفیت بالاتر الیاف بررسی شد.
هر چند که بنحوی می دانیم که ولتاژ بالای جریان الکتریکی می تواند بر روی تعداد زیادی از ارقام گیاه اثر تحریک کننده برای افزایش عملکرد، زود رسی و کیفیت داشته باشد اما مقدار کمی مطالعه در ترکیه و نقاط دیگر جهان بر روی پنبه انجام شده است.
مطالب نوشته شده در مجلات نشان می دهد که وارد کردن شوک برروی بذور پنبه توسط کبالت 6 و اشعه گاما به صورت جداگانه باعث افزایش زودرسی به میزان 58 روز و افزایش عملکرد به میزان13 % در ازبکستان شد. cencer و همکاران از اتیل متان سولفونات و کبالت 60 استفاده کردند در جهت تغییر میزان تولید پنبه که اختلاف مطلوبی داشت نسبت به والدینش از لحاظ شکل ظاهری خصوصیات ساختمانی و خصوصیات فنی. وقتی غده های سیب زمینی تحت شوک m3 توسط اشعه گاما قرار می گیرند. قبل از کاشت این ماده به عنوان محرک رشد سیب زمینی است همچنین جریان الکتریکی به عنوان محرک در رشد بوته های سیب زمینی نیز استفاده شد.
محققان دریافتند که عملکرد گندم به میزان 37% -12 افزایش عملکرد و چاودار 30% افزایش را به همین کارهای مشابه داشته است.
ولتاژ بالای جریان الکتریکی باعث افزایش عملکرد و میزان ویتامین c در غده سیب زمینی زمانی که شوک قبل از کاشت وارد شود می گردد.
Stakanov گزارش داد بررسی با 50-110 v ولت جریان الکتریکی قبل را کاشت در دهه 1920 micurin از جریان الکتریکی با ولتاژ بالا در طول پیوند زنی استفاده کرد که باعث افزایش حاصلخیزی شد.
Seyidova گزارش داد که ولتاژ بالای جریان الکتریکی هم می تواند اثر تحریک کننده و هم موتاژنیک داشته باشد.
Sarhanbey li ، Kelentarov مشخص کردند که جریان الکتریکی به تنهایی دارای اثر تحریک کننده می باشد. اما جریان الکتریکی همراه با اشعه گاما تولید اشکال جهش یافته می کند بعلاوه mustafay ev و همکاران گزارش دادند که ترکیب جریان الکتریکی و خصوصیات دمایی بر روی دانه پنبه قبل از کاشت سبب جهش شد. اما جریان الکتریکی خودش باعث تحریک زودرسی و عملکرد محصول پنبه می شود.
به علاوه آن نشان داد که ایجاد شوک بر روی بذور مفیدتر از شوک قوی برروی گیاه است. erov و همکاران گزارش دادند که درصد سبز شدن و جوانه زنی سریع بعضی دانه های علوفه ای مثل ماشک، نخود سیاه، یونجه، نخود زمینی، نخود علوفه ای افزایش یافته در میزان 25 ku1-30 sec ، Aras و cag lar نشان دادند که ولتاژ بالا در درجه حرارت c150 باعث بهبود در سبز شدن دانه می شود. اما تأثیری بر روی مدت زمان سبز شدن دانه فلفل تند ندارد.
در مجموع محققان تغییرات را با 5 یا 15 ku در s30 بررسی کردند. دانه فلفل تند در طول زمان کوتاهتری سبز شد و جوانه زد.
Ozel نشان داد که تأثیر ولتاژ بالای جریان الکتریکی (آمار معنی دار و مهمی را برای طول دورۀ رویش گندم نان داشت.
Egamberdiyev و Ibrahimov گزارش دادند که شکلهای مختلف جدیدی را بدست آوردند توسط Grey200 اشعه گاما در مجذور زمان برروی کولتیوار F- 108 در مطالعات انجام شد.
بهترین نوع پنبه انتخاب و تولید شد در ازبکستان و براساس کیفیت الیاف از این اشکال بهترین کولتیوار رقم F-108 انتخاب شد.
Basov گزارش داد که ولتاژ بالای جریان الکتریکی فقط اثر محرک بر روی غلات نداشته بلکه برروی دیگر گیاهان مزرعه ای نیز تأثیر دارد.
Izakov و همکاران نشان دادند که ایجاد شوک باعث افزایش درصد پروتئین در دانه شده و این کار می تواند هر ساله قبل از کاشت انجام شود.
این گزارش ها نشان داد که کروموزمهای غیرطبیعی مشخص می شوند وقتی که ولتاژ بالای جریان الکتریکی برروی کولتیوار 3038 اثر بگذارد.
Kelentarov نشان داد که استحکام الیاف بوسیله ایجاد شوک افزایش می یابد.
به طور مشابه در مطالعات انجام شده توسط ولتاژ بالای جریان الکتریکی بر روی بذور پنبه mustafayer نشان داد که جریان الکتریکی 2500-3000 بهترین اثر تحریک کننده را دارد.
همچنین mustafayer و همکارانش گزارش دادند که ایجاد شوک اثر محرک کمی در خصوصیات تکنولوژی الیاف دارد.
در مجموع Erayman نشان داد که ولتاژ بالای جریان الکتریکی 30-1 sec kv 30 قبل از کاشت باعث افزایش وزن هر دانه در غوزه و همچنین افزایش عملکرد دانه پنبه شد. هدف از این مطالعه تأثیر ولتاژ بالای جریان الکتریکی برروی بذور پنبه از طریق ایجاد اثر محرک برروی زودرسی عملکرد و کیفیت الیاف در کولتیوارهای بررسی شده است
نویسنده: سید حامد سادات باریکانی
معایب و مضرات محوریت قرار دادن بخش کشاورزی در فرآیند توسعه
مقدمه:
از دهة 1960 میلادی كشورهاي درحال توسعه تلاشهايي را جهت جبران عقبماندگيهاي خود در حوزههاي اقتصادي، در قالب برنامههاي توسعه آغاز كردهاند. هدف اصلي اين برنامهها دستيابي به نرخهاي رشد بالاي اقتصادي بوده است(بريس[1]، 1960). از طرفی اين توافق در بين اقتصاددانان توسعه وجود دارد كه كميابي منابع توليدي مانعي بر سر راه توسعه ميباشد(هزاري[2]، 1970). بحث اصلي بر سر آن است که در يك اقتصاد، منابع كمياب بايستي به بخشهاي اولويت دار تخصيص يابد. از دهة 1950 ميلادي تلاشهاي گستردهاي جهت شناسايي بخشهاي اولويتدار آغاز شد. تلاشهاي مذكور در پي آن بودند تا روشهايي را پيشنهاد كنند كه بر اساس آن بتوان بخشهاي مختلف اقتصادي را از نظر تخصيص منابع كمياب مانند ارز خارجي، سرمايه و نيرويكار اولويت بندي كرد. بخشهاي اولويتدار بخشهايي هستند كه مساعدت آنها در رشد اقتصادي از ميانگين مساعدت تمامي بخشهاي اقتصادي بيشتر باشند(چنري و كلارك[3]، 1965). هريشمن[4](1956) با معرفي مفهوم پيوندهاي بين بخشي[5] توانست تاحدي ارتباط پيوندهاي بين بخشي و رشد و توسعة اقتصادي را توضيح دهد. مفهوم پیوندهای پسین و پیشین[6] که نشان دهندة میزان وابستگی یک بخش به سایر بخشهای اقتصادی میباشد، میتواند فرآیند انتقال اثرات رشد یک بخش را به سایر بخشهای اقتصادی توضیح دهد. میزان و اندازة این پیوندها در حقیقت نشان دهندة ظرفیت و توانائی یک بخش در تحریک تولیدات سایر بخشها میباشد. اطلاعات مذکور میتواند در شناسائی بخشهای اولویتدار بسیار مفید باشند(هريشمن، 1956).
مفهوم پیوندهای بین بخشی:
فعالیتهای تولیدی در هر بخش به نهادههای تولید نیازمند است. این نهادهها تنها از تولیدات آن فعالیت تامین نمیشود. بلکه از تولیدات سایر بخشها نیز به عنوان نهادة تولید استفاده خواهد کرد. میزان وابستگی یک بخش به سایر بخشها بر اساس استفاده از دادههای واسطهای به وسیلة پیوند پیشین اندازهگیری میشود. بر عکس، اندازة پیوند پسین نشان دهندة میزان استفادة سایر بخشها از تولیدات یک بخش جهت استفاده در فرآیند تولید محصولاتشان است(شولتز[7]، 1976). قوی بودن ارتباطات پیشین یک بخش با سایر بخشهای اقتصادی نشان دهندة آن است که بخش مذکور دادههای واسطهای فراوانی را جهت تولید محصولات خود از سایر بخشها دریافت میکنند. از طرفی هرگاه بخشی دارای ارتباطات پیشین قوی با سایر بخشهای اقتصادی باشد به معنای آن خواهد بود که تولیدات بخش مذکور به صورت گسترده جهت استفاده به عنوان نهادههای واسطهای در فرآیند تولید سایر بخشها عرضه میشود. فرض کنید بخش i ام در یک اقتصاد دارای ارتباطات پیشین قوی با سایر بخشهای اقتصادی باشد. توسعة بخش مذکور سبب افزایش تولید محصولات آن خواهد شد. جهت پاسخگوئی به این افزایش تولید بایستی از نهادههای واسطهای بیشتری جهت تولید محصولات بخش i ام استفاده نمود. لذا با توسعة بخش i که دارای ارتباطات پیشین قوی با سایر بخشهای اقتصادی میباشد موجب تحریک تولید و افزایش محصولات بخشهایی خواهد شد که تولیداتشان به صورت گسترده جهت فرآیند تولید بخش iام مورد استفاده قرار میگیرد. به صورت مشابه فرض کنید بخش jام در یک اقتصاد ارتباطات پسین قوی با سایر بخشهای اقتصادی دارد. توسعة بخش مذکور باعث افزایش تولید محصولات آن خواهد شد. این افزایش موجب عرضة بیشتر دادههای واسطهای به سایر بخشها میگردد که از تولیدات بخش j به عنوان نهادة واسطهای در فرآیند تولید خود استفاده میکنند. این افزایش در عرضة دادههای واسطهای نیز موجب افزایش تولید در بخشهایی خواهد شد که از آنها به عنوان نهادة واسطهای در فرآیند تولید خود استفاده میکنند. به عبارت دیگر با توسعة بخشی که دارای ارتباطات پسین و پیشین قوی با سایر بخشهای اقتصادی میباشد، شاهد تحریک تولید در بخشهای قبل و بعد از آن خواهیم بود تا از یک طرف نهادههای واسطهای بخش مذکور را که ارتباطات بین بخشی قوی با سایر بخشهای اقتصادی دارد تامین کرده و از طرف دیگر تولیدات بخشی که ارتباطات بین بخشی قوی دارد را به عنوان دادههای واسطهای در فرآیند تولید خود مورد استفاده قرار دهند. بر این اساس اهميت يك بخش در يك برنامه و يا استراتژي توسعه به ميزان پيوند آن با ساير بخشها بستگي دارد. لذا تفاوت بخشهاي مختلف اقتصادي در ميزان پيوند آن با ساير بخشهاي اقتصاد، اهميت نسبي آن را در يك برنامة توسعه تغيير ميدهد. بر اساس اين ديدگاه رشد يك بخش اقتصادي موجب رشد سایر بخشهاي اقتصادي و در نهايت كل اقتصاد ميشود. ميزان تاثير رشد يك بخش بر رشد ساير بخشهاي اقتصادي و در نهايت كل اقتصاد به اندازة پيوندهاي بين بخشي بر ميگردد. بخشهايي كه بيشترين پيوندها را با ساير بخشهاي اقتصادي دارند بايستي در يك برنامة توسعه اقتصادي در اولويت قرار گيرند. هدف اصلي در يك برنامة توسعه، رشد و توسعة بخشهايي است كه بيشترين پيوندها را با ساير بخشهاي اقتصادي داشته باشند. با اجراي استراتژي مذكور بيشترين آثار جانبي[8] عايد بخشهاي اقتصادي خواهد شد و در اثر ايجاد آثار فزاينده[9]، رشد اقتصادي آهنگي سريعتر به خود ميگيرد. به عبارت ديگر آغاز رشد اقتصادي بايستي با انجام سرمايهگذاري در بخشهايي آغاز شود كه بيشترين آثار فزاينده را ايجاد نمايند. در ارزیابیها میزان اهمیت یک بخش در استراتژیهای توسعه، به میزان و اندازة پیوندهای پسین و پیشین آن با سایر بخشهای اقتصادی بستگی دارد. توسعة بخشهایی که بیشترین میزان ارتباط را در قالب پیوندهای پسین و پیشین با سایر بخشها دارند بایستی در اولویت قرار گیرند(دوان و ساكسينا[10]، 1992). رشد بخشهايي با بيشترين پيوندهاي بين بخشي احتمال كاهش رشد اقتصادي را در اثر بحرانهاي اقتصادي كم ميكند. بخشهايي با بيشترين پيوندهاي بين بخشي با نام بخشهاي كليدي[11] يا بخشهاي پيشرو و يا پيشتاز[12] در اقتصاد نامیده ميشوند.
بررسی پیوندهای بین بخشی در اقتصاد ایران:
به منظور شناسائی بخشهای کلیدی و بررسی نظریة محوریت بخش کشاورزی در اقتصاد ایران بایستی به بررسی ارتباط میان بخشهای مختلف اقتصادی پرداخت. بر این اساس با تجمیع جداول داده – ستاندة مرکز آمار ایران سالهای 1352 تا 1380 به بخشهای کشاورزی، صنایع وابسته به کشاورزی، صنعت، خدمات و نفت و گاز و معدن به تجزیه و تحلیل روابط بین بخشی در اقتصاد ایران پرداخته شده است. به منظور شناسائی ساختار تقاضای تولیدات بخشهای مختلف اقتصادی، سهم مصارف نهایی و واسطهای از تولیدات هر بخش در فاصلة سالهای 1352 تا 1380 محاسبه گردید. جدول 1 نشان دهندة سهم مصارف واسطهای و نهایی تولیدات بخشهای اقتصادی ایران میباشد. بر اساس جدول 1 میتوان گفت سهم مصارف واسطهای از تولیدات بخش صنایع از سایر بخشها بیشتر بوده و بخش کشاورزی از این لحاظ در رتبة بعدی قرار دارد. به عبارت دیگر تولیدات بخش صنایع در بین سایر بخشهای اقتصادی بیشترین اهمیت را از نظر کالای واسطهای داشته و بخش کشاورزی از این نظر در جایگاه بعدی قرار دارد. از طرفی سهم مصارف نهایی از تولیدات بخش نفت و گاز و معدن از سایر بخشها بیشتر بوده و بخشهای صنایع وابسته به کشاورزی و خدمات به ترتیب از این لحاظ در رتبههای بعدی قرار دارند. این در حالی است که بخشهای صنایع و کشاورزی به ترتیب کمترین اهمیت را از نظر کالای نهایی در میان سایر بخشها دارند. همچنین بخشهای نفت و گاز و معدن، صنایع وابسته به کشاورزی و خدمات نیز به ترتیب کمترین اهمیت را از نظر کالاهای واسطهای در میان سایر بخشهای اقتصادی دارا میباشند. بر این اساس ارتباطات بیت بخشی بخش صنایع نسبتا قویتر از بخش کشاورزی بوده و این بخش میتواند به عنوان بخش کلیدی در اقتصاد ایران مطرح گردد.
نتیجهگیری:
با توجه به محدودیت منابع تولید به خصوص در کشورهای در حال توسعه، این تفکر که بایستی منابع تولید کمیاب به فعالیتهایی اختصاص یابد که بیشترین رشد اقتصادی را حاصل کند، در قالب مفهوم پیوندها توسط هریشمن(1958) مطرح گردید. بر این اساس هر فعالیت اقتصادی به واسطة استفاده از تولیدات سایر بخشها به عنوان نهادة واسطهای در فرآیند تولید خود و عرضة بخشی از تولیدات خود به عنوان دادة واسطهای به سایر بخشها جهت تولید محصولاتشان دارای ارتباطات پسین پیشین میباشد. بر این اساس و با توجه به محدودیت منابع تولید به خصوص در کشورهای در حال توسعه، منابع کمیاب تولید بایستی به فعالیتهایی اختصاص یابد که بیشترین پیوستگیها را با سایر بخشهای اقتصادی داشته باشد. به عبارت دیگر اختصاص منابع کمیاب تولید به فعالیتهایی که بیشترین پیوستگیها را در قالب ارتباطات پسین و پیشین با سایر فعالیتهای اقتصادی دارند موجب تحریک تولیدات در سایر بخشهای اقتصادی شده و میتواند آن بخش را به عنوان بخش کلیدی در اقتصاد معرفی کند. نتایج نشان میدهد بخش صنایع بیشترین ارتباطات بین بخشی را با سایر بخشهای اقتصادی داشته و میتواند به عنوان بخش کلدی در اقتصاد ایران مطرح گردد. در حالیکه بخش کشاورزی فاقد این ویژگی میباشد.
منابع و مآخذ:
1- جدول داده – ستاندة سال 1352، مرکز آمار ایران، 1357.
2- جدول داده – ستاندة سال 1365، مرکز آمار ایران، 1370.
3- جدول داده – ستاندة سال 1370، مرکز آمار ایران، 1375.
4- جدول داده – ستاندة سال 1380، مرکز آمار ایران ، 1385.
5- Bryce. M. D. (1960). Industrial Development: a Guide for Accelerating Economic Growth, McGraw-Hill Book Company, New York/Toronto/London.
6- Hazari. B. R. (1970). Empirical Identification of Key Sector in Indian Economy, Review of Economics and Statistics, No (4), pp: 301-305.
7- Chenery. H. B and Clark. P. G. (1965). Interindustry Economics, John Wiley and sons, New York.
8- Hirschman. A. O. (1958). Interdependence and Industrialization in the Strategy of Economic Development, New Haven, Yale University Press.
9- Dhawan. S. and Sxena. K. S. (1992). Sectoral Linkages and Key Sectoral of the Indian Economy, Indian Economic Review, Vole (17), No (2), pp: 195-210.
جدول۱:
سهم مصارف واسطهای و نهایی تولیدات بخشهای اقتصادی ایران بر اساس جداول داده – ستاندة مرکز آمار ایران
سال ۱۳۵۲:
خدمات:
مصرف نهایی:72/85
مصرف واسطه ای:۲۷/۱۴
**
صنایع:
مصرف نهایی:۱۴/۰
مصرف واسطه ای:۸۵/۹۹
**
صنایع وابسته به کشاورزی:
مصرف نهایی:۳۹/۸۴
مصرف واسطه ای:۱۵/۶۰
**
نفت و گاز و معدن:
مصرف نهایی:۹۵/۹۵
مصرف واسطه ای:۰۴/۴
**
کشاورزی:
مصرف نهایی:۹/۴۸
مصرف واسطه ای:۰۹/۵۱
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سال۱۳۶۵
خدمات:
مصرف نهایی:۰۹/۸۲
مصرف واسطه ای:۷۱/۸۶
**
صنایع:
مصرف نهایی:۸۲/۱۴
مصرف واسطه ای:۱۷/۸۵
**
صنایع وابسته به کشاورزی:
مصرف نهایی:۷۴/۷۴
مصرف واسطه ای:۲۵/۲۵
**
نفت و گاز و معدن:
مصرف نهایی:۹۳/۸۸
مصرف واسطه ای:۰۶/۱۱
**
کشاورزی:
مصرف نهایی:۱۳/۲۸
مصرف واسطه ای:۸۶/۷۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سال۱۳۷۰
خدمات:
مصرف نهایی:۹۳/۸۱
مصرف واسطه ای:۰۶/۱۸
**
صنایع:
مصرف نهایی:۳۶/۲۳
مصرف واسطه ای:۶۳/۷۶
**
صنایع وابسته به کشاورزی:
مصرف نهایی:۰۱/۷۹
مصرف واسطه ای:۹۹/۲۰
**
نفت و گاز و معدن:
مصرف نهایی:۷۳/۹۲
مصرف واسطه ای:۲۶/۷
**
کشاورزی:
مصرف نهایی:۲۳/۳۳
مصرف واسطه ای:۷۶/۶۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سال۱۳۸۰
خدمات:
مصرف نهایی:۷۳/۸۵
مصرف واسطه ای:۲۶/۱۴
**
صنایع:
مصرف نهایی:۵۱/۳۹
مصرف واسطه ای:۴۸/۶۰
**
صنایع وابسته به کشاورزی:
مصرف نهایی:۲۳/۸۴
مصرف واسطه ای:۷۰/۱۵
**
نفت و گاز و معدن:
مصرف نهایی:۸۸/۸۶
مصرف واسطه ای:۱۱/۱۳
**
کشاورزی:
مصرف نهایی:۰۸/۴۸
مصرف واسطه ای:۲۱/۵۱
*اعداد به درصد هستند.
مآخذ: یافتههای تحقیق
[1]. Bryce. M. D.(1960)
[2]. Hazari. B. R (1970)
[3]. Chenery. H. B and P. G. Clark(1965)
[4]. Hirschman. A. O (1956)
[5]. Intersectoral Linkages
[6]. Backward and Forward Linkages
[7]. Schultz. S (1976)
[8]. Externality
[9]. Multiplier Effects
[10]. Dhawan. S and K. S. Saxena (1992)
[11]. Key Sectors
[12]. Leading Sectors
| مجله علوم و فنون باغبانی ایران بهار 1385; 7(1):33-44. |
| تغییرهای فتوسنتز و رشد رویشی در دوره گل انگیزی توت فرنگی رقم 'کردستان' |
| عشقی سعید,تفضلی عنایت اله |
| استان کردستان بیشترین سطح زیر کشت توت فرنگی کشور را به خود اختصاص داده و رقم غالب این منطقه 'کردستان' می باشد. توت فرنگی بهاره یک گیاه روز کوتاه اختیاری است که هم گل انگیزی و هم رشد رویشی آن تحت تاثیر طول روز و دما قرار می گیرد. این آزمایش برای بررسی اثر گل انگیزی و تمایزیابی گل بر آهنگ فتوسنتزی و رشد رویشی طی 10 هفته از شروع چرخه روز کوتاهی انجام شد. گیاهان دختری توت فرنگی 'کردستان' از مرکز تحقیقات کشاورزی کردستان تهیه و پس از استقرار گیاهان، تیمار روز کوتاهی (تاریکی از 4 عصر تا 8 صبح) برای گل انگیزی، روی نیمی از گیاهان انجام شد. ویژگی های مورد نظر به صورت هفتگی یادداشت برداری شدند. نتایج نشان داد که در گیاهان انگیخته شده در هفته های سوم، چهارم و پنجم پس از شروع روز کوتاهی افزایش قابل توجهی در میزان فتوسنتز نسبت به گیاهان انگیخته نشده مشاهده شد و پس از آن آهنگ فتوسنتز روند به تقریب ثابتی را دنبال کرد. تفاوت معنی داری در میزان کلروفیل و وزن ویژه برگ مشاهده نشد. در هفته های سوم و چهارم در گیاهان انگیخته شده مقداری افزایش در هدایت روزنه ای، کارآیی مصرف آب و کارآیی یاخته های مزوفیل مشاهده شد. تعداد روندک، طوقه و طول دمبرگ در گیاهان انگیخته نشده به طور معنی داری بیشتر از گیاهان انگیخته شده بود. وزن تر و خشک اندام هوایی، ریشه و نسبت آن ها در گیاهان انگیخته نشده بیشتر از گیاهان انگیخته شده بود. |
| کلید واژه: توت فرنگی، رشد رویشی، فتوسنتز، گل انگیزی |
((مقایسه الگوی کشت بر اساس حداکثر استفاده از زمین و آب))
سید علی باقریان
استاد راهنما : جناب آقای دکتر صالح استاد مشاور: جناب آقای دکتر پیکانی
چکیده:
کمبود منابع تولید سبب شده است که روشهای تخصیص بهینه منابع کمیاب بین فعالیتهای مختلف، روز به روز گسترش یابد. با توجه به نقش حیاتی بخش کشاورزی در اقتصاد ملی و اشتغالزایی و تأمین غذای جامعه، لازم است که از منابع و ابزارهای تولید در این بخش به بهترین نحو ممکن استفاده گردد تا ضمن کاهش در مصرف این منابع، سودآوری و رفاه کشاورزان نیز افزایش یابد. با توجه به اقلیم خشک و نیمهخشک ایران، آب به عنوان یکی از عوامل محدودکننده تولید، نقش مهمی را در تعیین نوع فعالیتهای زراعی ایفا میکند.
تحقیق حاضر در پی دستیابی به الگوی بهینه کشت و تخصیص منابع کمیاب از جمله آب، به واحدهای مختلف زراعی شهرستان کازرون در استان فارس میباشد؛ به نحوی که بالاترین سود عاید کشاورزان شود.
برای تدوین چارچوب نظری تحقیق، از مطالعات کتابخانهای و جهت جمعآوری دادهها از گزارشات سازمان جهاد کشاورزی شهرستان کازرون و همچنین پرسشنامه استفاده گردید. بدین منظور 149 پرسشنامه به صورت تصادفی یک مرحلهای در منطقه تکمیل و اطلاعات و آمار هزینه و درآمد و مقادیر استفاده از منابع مختلف، برای هر یک از محصولات استخراج گردید. برای تعیین الگوی کشت، از تکنیکهای برنامهریزی ریاضی استفاده گردید. همچنین برای استخراج نتایج و تجزیه و تحلیل آنها، نرمافزار Lindo6.1 مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به اختلاف کشاورزان از لحاظ بازده برنامه فعالیتهای مختلف، جهت گروهبندی زارعین، اثر متغیرهای مختلف بر روی بازده برنامه با آزمون t مورد آزمایش قرار گرفت که در این میان، اثر متغیر اندازه زمین معنیدار گردید. بنابراین زارعین در چهارگروه دارای زیر یک هکتار، 5-1 هکتار، 10-5 هکتار و بالای 10 هکتار زمین تقسیمبندی شدند.
نتایج نشان میدهد که کشاورزان درهیچ یک از گروهها در حالت بهینه نبوده و استفاده از منابع به نحو احسن صورت نمیگیرد. اختلاف سود در دو حالت اولیه و بهینه گروههای مختلف به ترتیب 7/23%، 5/15%، 3/12% و 7/21% میباشد. همچنین با استفاده از تحلیل حساسیت، مقادیر تقاضا بر اساس قیمتهای مختلف آب به دست آمد. برای به دست آوردن توابع تقاضا، سه روش لگاریتمی، نیمهلگاریتمی و خطی با استفاده از نرمافزار SHAZAM برآورد گردید که در گروههای اول، سوم و چهارم تابع خطی و در گروه دوم تابع نیمهلگاریتمی به عنوان بهترین تابع تشخیص داده شد. تحلیل توابع نشان میدهد که زارعین در قیمتهای پائین، نسیت به تغییر قیمت عکسالعمل نشان نداده و استفاده از ابزار قیمتی برای کاهش مصرف آب به تنهایی کافی نیست و استفاده از راههای دیگر توصیه میگردد.
کلمات کلیدی: بهینه، برنامه ریزی خطی، کازرون، تقاضا، آب.
بررسی وضعیت مدیریت و عوامل موثر درمکانیزاسیون اراضی کشاورزی
(مطالعه موردی روستاهای شهرستان نیشابور)
نگارش : اویس محمدی
oveis80@yahoo.com
استادان راهنما: دکتر شاپور ظریفیان، دکتر جعفر حقیقت
استاد مشاور: دکتر رسول محمدرضایی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد رشته: مدیریت کشاورزی گرایش: مدیریت مزرعه
دانشگاه: تبریز دانشکده: کشاورزی تاریخ فارغ التحصیلی:20/4/1385 تعداد صفحه106
چکیده:
سیاستگذاری، برنامه ریزی و استفاده بهینه از
ماشین در کشاورزی و توسعه آن در منطقه، اصولا نیازمند در دست بودن اطلاعات
صحیح از وضعیت مکانیزاسیون منطقه و شناسایی عوامل موثر در بکار گیری آن
توسط کشاورزان در عملیات کشاورزی است. پایین بودن هزینه استفاده از ماشین
در مقابل استفاده از نیروی کار، کیفیت مطلوبتر عملیات و محصولات حاصل از
آن و مدیریت سهلتر ماشین آلات، مکانیزاسیون را جزئی جدا ناپذیر از
کشاورزی نموده است. هدف این تحقیق شناسایی وضعیت مکانیزاسیون و عوامل موثر
بر آن در منطقه نیشابور در استان خراسان رضوی بود. همچنین مسایل و مشکلات
کشاورزان در مکانیزه کردن کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق از جنبه
هدف کاربردی، از جنبه جمع آوری اطلاعات، پیمایشی، از نظر زمانی مقطعی، و
بر اساس میزان نظارت و درجه کنترل، از نوع تحقیق میدانی بود. جامعه آماری
تحقیق شامل 1346 کشاورز روستاهای تابعه شهرستان نیشابور که دارای تراکتور
با عمر زیر 15 سال بودند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 150نفر
محاسبه گردید و بصورت نمونه گیری طبقهای متناسب از روستاهای مختلف بطور
تصادفی نمونه گیری شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامهای در سه بخش
با سوالات بسته و باز استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد سطح مکانیزاسیون
منطقه در حد 46/0 بود که در مقایسه با میانگین کشوری (7/0) اختلاف زیادی
داشت. برای آزمون فرضیهها از ضرایب همبستگی پیرسون، اسپیرمن و برای تبیین
تغییرات متغیر وابسته از طریق متغیرهای مستقل از رگرسیون چندگانه به روش
گامبهگام، تلخیص دادهها و تحلیلهای آماری ذکر شده با استفاده از
نرمافزارهای Excel. 2003 و Spss. 15 استفاده شد. بین متغیرهای میزان
تحصیلات زارعین، تعداد افراد خانوار، نوع و میزان مالکیت ماشین آلات، سطح
زیر کشت، عملکرد محصولات، دفعات شرکت در کلاسهای ترویجی، ارتباط اجتماعی،
رضامندی، مهارت فنی و استفاده مطلوب از ماشین آلات در دسترس و درجه
مکانیزاسیون واحد زراعی رابطه مثبت و معنیداری وجود داشت. بین متغیرهای
سن و میزان کمک اعضای خانواده با درجه مکانیزاسیون واحد زراعی رابطه معکوس
و معنیداری برقرار بود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش
گامبهگام نیز نشان داد که 80 درصد از تغییرات متغییر وابسته توسط متغیر
های مستقل وارد شده در معادله رگرسیونی شامل شرکت در کلاسهای ترویجی،
مهارت فنی، تعداد، فاصله و اندازه قطعات واحد زراعی پیش بینی گردید.