تبليغاتX
باغبان باشی
 

درمعنی " فطر " در " اقرب الموارد " آمده است که عید روزه گشادن ، جشنی که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گیرند .

عید فطر نیز دارای آداب و مراسم ویژه ای است .در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت می جویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک ، سپاس می گویند .بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید وپرداخت " فطریه " به مستحقان ازدیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد فردی و اجتماعی فراوان است .

با این تعاریف غیر ممکن خواهد بود که این عید فرخنده و این روز خجسته از نگاه شاعران نکته یاب مسلمان دورمانده باشد .در گنجینه ادب پارسی درباره این واقعه اشعار بسیار دل انگیزی سروده شده است که حکایت از منزلت این عید سعید دارد ، عیدی که جشن پیروزی بر نفس سرکش است .از آن جا که " فطر " پایان " صوم " است به عید فطر عید صیام نیز گفته شده است وتبریک و تهنیت این روز همچون دیگر اعیاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته شده است :

 

فرخی سیستانی :

عید قربان بر او مبارک باد

 

خاقانی شروانی :

گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر

بیرون از این دو عید چه عیدست دیگرش

 

رودکی سمرقندی :

روزه به پایان رسید و آمد نو عید

هر روز بر آسمانت باد امروا

 

منوچهری دامغانی :

بر آمدن عید و برون رفتن روزه

ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه

 

خواجه شمس الدین محمد حافظ :

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

 

مسعود سعد سلمان :

ای خداوند عید روزه گشای

بر تو فرخنده شد چو فر همای

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 7:40 توسط فرید |

و چقدر سخت است , که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)

وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره… آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم…

و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت…

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم…

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه…

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن

آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 7:38 توسط فرید |

وقتی که به یقین می رسم،

تازه ابتدای تردید است!

وقتی که شک می کنم،

تازه ابتدای فهم است!

زمانی که می فهمم،

ابتدای ساده لوحی ست!!!

همه چیز را که ساده لوحانه می پذیرم،

آغاز تلخی ست برای پریشانی!

پریشان که می شوم، خوب فکر می کنم،

و این، خود مقدمه ی یقین است

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 7:35 توسط فرید |

مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

?هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.?

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: ?عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.?

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:

 ?... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏?

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 9:7 توسط فرید |

 

نیمه شعبان، میلاد یگانه منجی عالم بشريت،حضرت مهدي صاحب الزمان (عج) بر تمام جهانیان مبارک باد..

 

خورشيد نيمه شعبان

سلام بر مهدى(ع)، خورشيد جان‏ها و اميد انسان‏ها. مهدى(ع)، يادگار پيامبران، خلاصه ابراهيم، عصاره محمد، احيا و زنده‏كننده سنت‏هاست. نيمه شعبان، مطلع خورشيد فروزان مهدى(ع) در ظلمت تاريخ است. پيروان قائم آل محمد(ع) همچون او اهل قيام و انقلابند.

مهدى(عج)، كعبه مقصود و قبله موعود امت‏هاست.

غيبت كبرا، دوره آزمايش منتظران راستين حضرت مهدى(ع) است.

وقتى نيمه شعبان مى‏رسد، گلواژه‏هاى «انتظار»، «ظهور»، «فرج»، «حكومت جهانى»، «قسط و عدل»، «ديدار» و «مهدى» مى‏شكفد.

نيمه شعبان، عيد منتظران وراثت زمين براى مستضعفان و شكست سلطه‏هاى جبّاران است. نيمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شيعيان و اميد بخشيدن به محرومان است.

خورشيد نيمه شعبان

آخرين وصى پيامبر خدا(ص)، دوازدهمين امام شيعه و چهاردهمين معصوم از خاندان رسالت، حضرت مهدى(ع) در سپيده دم نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر سامرا ديده به جهان گشود. با تولد او انتظار تحقق مژده‏اى كه پيامبر خدا(ص) و امامان(ع) از دو قرن پيشتر داده بودند سر آمد و گام او زمين را بركت بخشيد.

نام آن حضرت، نام پيامبر(ص) و كنيه او كنيه رسول خداست. (محمد، ابوالقاسم) توصيه شده است كه در عصر غيبت، از او به نامش ياد نشود، بلكه با القاب متعددى كه دارد، مثل مهدى، منتظر، حجت، صاحب امر، صاحب الزمان، بقية‏اللّه‏، قائم، خلف صالح و ... نام برده شود.

پدرش امام عسگرى(ع) و مادرش نرجس است كه نام اصلى وى مليكه، دختر يشوعا فرزند قيصر روم بود. وجود آن امام، مشخصات وى، مژده ظهورش، ويژگى اصحابش و چگونگى حكومتش، در روايات بسيار آمده است و طبق روايات عقيده به او مخصوص به شيعه نيست، بلكه روايات بسيار در كتاب‏هاى اهل سنت نيز درباره او نقل شده است.

زمينه‏هاى غيبت

از آنجا كه حكومت‏هاى ستمگر، طبق وعده روايات، زوال قدرت خود را در حكومت اين مولود خجسته مى‏ديدند و مى‏دانستند كه از نسل امام عسگرى(ع) خواهد بود، پيوسته آن حضرت را زير نظر داشتند، امام يازدهم نيز تولد اين فرزند را از مردم كتمان مى‏كرد تا دستگاه خلافت به وجود او پى نبرد.

البته در همان دوران كودكى، براى آنكه شيعيان نسبت به پيشواى خود و امام بعدى بى‏خبر و حيران نباشند، امام زمان(ع) توسط پدر ارجمندش به برخى اصحاب خالص و مطمئن نشان داده مى‏شد، تا حجت خدا را بشناسند و بعدا دچار گمراهى نشوند.

امام زمان(ع) پنج ساله بود كه پدرش امام عسگرى(ع) به شهادت رسيد. حضرت بر جنازه مطهر پدر نماز خواند و چون مأموران از وجود او با خبر شدند، در تعقيب او به منزل امام هجوم آوردند. ولى حضرت در يكى از سرداب‏هاى خانه از چشم‏ها ناپديد شد و هر چه گشتند، او را نيافتند. بدين‏گونه رابطه آشكار مردم با حضرت مهدى(ع) قطع شد و دوران غيبت فرارسيد.

غيبت صغرى و كبرى

امام عصر(ع) از آن زمان تا سال 329 هجرى، به مدت 69 سال (كه دوره غيبت صغرى ناميده مى‏شود) از طريق چهار نماينده خاص، با مردم رابطه داشت و نامه‏ها، نيازهاو سؤال‏هاى آنان از طريق اين نوّاب خاص به حضرت مى‏رسيد و پاسخ آن دريافت مى‏شد، به نامه‏هاى آن حضرت «توقيعات» گفته مى‏شد.

نايب‏هاى ويژه او كه در چهار نسل پياپى واسطه ميان امام و امت بودند، عبارتند از عثمان بن‏سعيد، محمد بن‏عثمان، حسين بن‏روح و على بن‏محمد سيمُرى.

با مرگ چهارمين سفير خاص امام در سال 329 دوران غيبت كبرى آغاز شد كه تاكنون ادامه دارد و جانشينان حضرت، فقهاى عادل و واجد شرايط در هر زمان‏اند.

حضرت مهدى(ع) هم‏اكنون از ديده‏ها پنهان است و ما در عصر غيبت بسر مى‏بريم و از ديدن جمالش محروميم.

البته در اين دوازده قرنى كه از عمر آن حضرت مى‏گذرد، اشخاص متعددى به خاطر صلاحيت و تقوا و عمل صالح، توفيق ديدار او را داشته‏اند.

شوق ديدار او در همه دل‏ها وجود دارد و شيعيان، در انتظار پايان دوره غيبت و فرارسيدن «عصر ظهور»ند، تا به يارى او بشتابند. امام عصر(ع) هم‏اكنون زنده است و از آنچه در جهان و ميان مسلمانان مى‏گذرد با خبر است، هر چند ديده نمى‏شود و كسى از جاى او و زمان ظهورش آگاه نيست. ديدار چهره او به سختى ميسر است، آن هم براى انسان‏هاى صالح و پاك، در صورتى كه حضرت مهدى(ع) صلاح بداند.

عصر حضور

عمر طولانى او از معجزات الهى است و تاكنون بيش از يازده قرن از ميلاد او مى‏گذرد. وقتى ظهور كند، در چهره و نيروى يك مرد چهل ساله خواهد بود.

در عصر غيبت، جهان از وجود او بهره مى‏برد، آن‏سان كه از خورشيد پشت ابر بهره‏مند مى‏شود. او حجت خدا در عصر غيبت است و هرگز زمين خالى از حجت نخواهد بود.

ظهور او شرايطى دارد كه وقتى فراهم باشد و خداوند اذن دهد، آن حضرت در روز جمعه‏اى در مكه و كنار خانه خدا ظهور مى‏كند و تعداد 313 نفر از ياران خاص او از سراسر جهان به سرعت خود را به او مى‏رسانند و با او بيعت مى‏كنند و قيام جهانى او آغاز مى‏شود.

امام زمان(ع) ذخيره الهى براى گسترش قسط و عدالت در سراسر جهان است. وقتى آن حضرت ظهور كند، امنيت، عدالت، رونق اقتصادى، وفور نعمت‏هاى الهى در زمين، صلح و صفا و برادرى و مساوات در سطح جهان برقرار خواهد شد.

نصرت الهى پشتيبان اوست و جهان مسخر فرمان او مى‏گردد. به دست او و با يارى پروردگار، «حكومت واحد جهانى» تشكيل مى‏شود و قانون خدا و احكام خدا به نحو كامل در همه جاى گيتى اجرا و حاكم خواهد گشت و قدرت‏هاى ستم نابود خواهد شد.

عقيده به مهدويت و وجود يك نجات‏بخش در پايان عمر جهان، نه تنها در اسلام، بلكه در اديان آسمانى ديگر هم مطرح است و همه فرقه‏ها به نحوى به يك «موعود» و منجى عقيده دارند و در انتظار يك مصلح جهانى بسر مى‏برند. همين عقيده سبب شده كه در طول تاريخ بارها از سوى دروغگويانى ادعاى مهدويت يا واسطه بودن بين امام و و مردم اظهار شود و از اين راه، فرقه‏هاى انحرافى و مسلك‏هاى ساختگى پديد آيد. فرقه بهائيت و قاديانى‏گرى دو نمونه از اين گروههاى منحرف است.

براى زمان ظهور حضرت، نشانه‏هايى در روايات بيان شده كه به «علائم ظهور» مشهور است و بروز آن نشانه‏ها، نشانه نزديكى عصر ظهور است. فراگيرى ظلم و جور در سطح جهان، پيدايش جنگ‏ها و فتنه‏ها و آشوب‏هاى ويرانگر، ناامنى در همه جا، رواج فساد و گناه در جوامع، گرانى و نابسامانى اوضاع اقتصادى و برخى حادثه‏هاى شگفت و بى‏سابقه از آن جمله است.

حكومت مهدوى

وقتى امام زمان(ع) ظهور كند، از مكه به سوى مدينه، سپس به سوى عراق و كوفه حركت مى‏كند. عيساى مسيح از آسمان فرود آمده، به او اقتدا مى‏كند و خداوند زمينه‏هاى قدرت و حاكميت او را بر جهان فراهم مى‏آورد و با يارى و نصرت ويژه، امدادش مى‏كند. آن حضرت، دولت كريمه و الهى براساس قسط و عدل تشكيل مى‏دهد.

مركز حكومتش كوفه خواهد بود. اما سپاه او سراسر جهان را فتح خواهد كرد. در شام و فلسطين و مناطق ديگر، نبردهاى خونينى بين ياران او و پيروان طاغوت‏ها پيش خواهد آمد. سرانجام، پيروزى نهايى از آن اوست.

زمين گنجينه‏هاى خود را براى امام آشكار مى‏سازد. امنيت همه جا حاكم مى‏شود، ويرانى‏ها آباد و ستمگران نابود و مؤمنان عزيز مى‏شوند. آن حضرت چند سال (هفت يا هفتاد سال) حكومت جهانى خواهد داشت، سپس به شهادت مى‏رسد و حكومت عدل او با بازگشت دوباره امامان معصوم ادامه مى‏يابد.

سپس عمر جهان به پايان رسيده، مقدمات قيامت فراهم مى‏گردد. در عصر غيبت، شيعيان وظيفه دارند كه با «انتظار فرج»، زمينه‏ساز حكومت جهانى او شوند و از پيشگاه خدا، آمدن او را طلب كنند.

انتظار فرج كه از برترين عبادت‏ها به شمار آمده، همراه با اصلاح خود و جامعه و مبارزه با ستم و فساد و فراهم ساختن شرايط متناسب با «دولت كريمه» امام زمان(ع) است.

و ... منتظر «مصلح»، بايد خودش هم «صالح» باشد و در «اصلاح» مفاسد بكوشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:11 توسط فرید |

 رسول خدا (ص): افضل العباده  انتظار الفرج

میلاد منجی عالم بشریت بر همه شیعیان مبارک باد امید به اینکه ما از رهروان آن بزرگوار باشیم

باز دلم میل جنون کرده است                باز هوای خط خون کرده است

هر که گذر کرد ز میخانه ات                   مست شد از سایه پیمانه ات

یاد تو کردم دلم از غم گرفت                   قلب ز هجران تو ماتم گرفت

عطر وجودت همه عالم گرفت                می شود از دست تو خاتم گرفت؟

درک حضور تو نیاز من است                  سوی تو هر وعده نماز من است

سجده به تربت همه کار من است          روضه ارباب که یار من است

یک نظری کن که مسیحا شوم              جلوه نما  تا که چو موسی شوم

زنده کنم جان به تن مرده ام                 باز کنم نیل که رزمنده ام 


 

رسول خدا (ص):افضل العباده  انتظار الفرج 

میلاد منجی عالم بشریت نور هدایت بر همه شیعان مبارک باد امید به اینکه از رهروان آن بزرگوار باشیم  (صلوات)

 
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:8 توسط فرید |


 
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:6 توسط فرید |

امام زمان عليه السلام

- چه جمعه‌ها که يک به يک غروب شد نيامدي                                           چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن؛ تبر به دوش بت شکن                                                خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي

 

- تمام طول هفته را به انتظار جمعه‌ام                                                      دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي

 

- وعده‏ ديدار نزديک است ‏ياران مژده باد                                                    روز وصلش مي‏رسد، ايام هجران مي‏رود

 

- دامن پر از ستاره كنم شب ز اشك چشم                                              چون بنگرم به ماه و كنم ياد روي تو

 

- محض يار مهربان آن مونس و آرام جان                                                   ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان

 

- كوري اگر ز عيسي چشمش بشد سلامت                                          بر جمله درد عالم مهدي بود شفايي  

 

- اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر                                       گردي به پا شد از افق گويا سواري مي‌رسد

 

- آقا!

قنوت سبز نمازم به التماس در آمد                                                        چه مي‌شود که مرا خيري از دعاي تو باشد

 

- بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز                                                   که آخرين گل سرخ از همه خبر دارد

 

- ما معتقديم که عشق سر خواهد زد                                                  بر پشت ستم کسي تير خواهد زد

 

- مهدي جان!

سئوالي ساده دارم از حضورت                                                            من آيا زنده‌ام وقت ظهورت 

اگر که آمدي من رفته بودم                                                                 اسير سال و ماه و هفته بودم 

دعايم کن دوباره جان بگيرم                                                                بيايم در رکاب تو بميرم

 

- بر چهره پر ز نور مهدي صلوات                                                         بر جان و دل صبور مهدي صلوات

تا امر فرج شود مهيا بفرست                                                            بهر فرج و ظهور مهدي صلوات

 

- آقا بيا به خاطر باران ظهور کن                                                          ما را از اين هواي سراسيمه دور کن

وقتي براي بدرقه عشق مي‌روي                                                    از کوچه‌هاي خسته ما هم عبور کن

 

- سر راهت در انتظارم                                                                    برده هجرت صبر و قرارم

جز ظهورت اي گل زهرا                                                                  به خدا حاجتي ندارم

 

- سوگند به هر چهارده آيه نور                                                        سوگند به زخم‌هاي سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر مي‌گردد                                                   مهدي به ميان شيعه برمي‌گردد

 

- اگر که آمدي من رفته بودم                                                          اسير سال و ماه و هفته بودم

دعايم کن دوباره جان بگيرم                                                            بيايم در رکاب تو بميرم

 

- هنوزم انتظارم انتظار است                                                         هنوزم دل به سينه بي قرار است  

 هنوزم خواب مي‌بينم به شبها                                                     همان مردي که بر اسبي سوار است   

 همان مردي که آيد جمعه روزي                                                   و اين پايان خوب انتظار است

 

- اگر از منتظرانت بودم                                                                 چون ديده نرگس نگرانت بودم

با اين همه رو سياهي  و سنگدلي                                              اي کاش که از همسفرانت بودم

 

 - سلام اي انتظــار انتظـــارم                                                      سلام اي رهبر و اي يادگارم

  سلامم بر تو اي فرزند زهرا                                                       سلامم بر تو اي نـــاجي دنيا

 

- اين ديده نيست قابل ديدار روي تو                                             چشمي دگر بده تا تماشا کنم تو را

 

- امشب ز كَرَم حق گُهرى داد به نرجس                                      وز برج ولايت قمرى داد به نرجس

  خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس                               برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس

 

- بر منتظرين مژده بده منتظر آمد                                              از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد

 

- سپيده خواهد آمد                                                                 ياس نرگس خواهد آمد              

گر تکاني بدهيم بر دلمان                                                         مهدي صاحب زمان، خواهد آمد

 

- كاش مي‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسير کرد ولي افسوس ...

 

- آقا جان! حيف نيست ماه شب چهارده پشت ابرهاي تيره و پاره پاره پنهان بماند؟ حيف نيست ديده را شوق وصال باشد ولي فروغ ديده نباشد؟!

 

- به اميد روزي که متن تمام پيامك‌ها يک جمله باشد و آن: مهدي آمد.

 

- کجايى اى هميشه پيدا از پس ابرهاى غيبت؟

 

- مهدي جان!

به روسياهي‌مان نگاه نکن و به دستهايمان که خالي و گنهکارند، قلبمان را ببين که هر روز، صبح و شام تو را مي‌خوانند.

 

- تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى «سركش‏» را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى كبود خواهد بود.

 

- مهدي جان بيا و دنياى دل را به بوى خوش فطرت پر كن. دل‏هايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:5 توسط فرید |




 





Click here to see a large version
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:48 توسط فرید |


 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:45 توسط فرید |




عکس مخصوص تبریک روز پدر و مادر

ارسال گل برای تبریک روز پدر


کارت پستال برای روز پدر


کارت پستال رور پدر
__________________
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:40 توسط فرید |

------------------------------------------------------------
مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟
روز مادر طلا فروشي ها شلوغ مي شه
اما روز پدر جوراب فروشي ها ..
مي دوني شباهشتون چيه ؟
پول هر دو از جيب بابا مي ره ا
-----------------------------------------------------------
روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم
روزت مبارک
----------------------------------------------------------
اور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، اما امشب همه جملات را فراموش کرده ام، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم
.
.
.
.
.
. پدرم روزت مبارک
------------------------------------------------


تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است
پدرم روزت مبارک

----------------------------------------------------------
مكرر گشته ام از زندگي سير
بهاي كادوي زن شد نفس گير
چرا در روز زن طلا و سكه
ولي روز پدر جوراب و عرقگير
------------------------------------
من باعث فریادتم
حافظ اسم پاکنم
همیشه در کنارتم
مردانه در رکابتم
عشق من پدر من
همیشه در رویای من
اخ که چقدر سخته برام
بدون تو فردای من
من باعث فریادتم
حافظ اسم پاکنم
همیشه در کنارتم
مردانه در رکابتم
عشق من پدر من
همیشه در رویای من
اخ که چقدر سخته برام
بدون تو فردای من

اس ام اس مخصوص روز پدر اس ام اس تبریک روز پدر اس ام اس تولد حضرت علی اس ام اس مخصوص روز مرد اس ام اس برای روز پدر
اس ام اس برای روز پدر
----------------------------------------------------------------
پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا
----------------------------------------------------------------

پدرم

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد
سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد
لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز
به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد
روزت مبارک

--------------------------------------------------------------
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم
---------------------------------------------------------------

__________________
-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

Enjoy Your Life Today من که ناگاته هه فته یه ک ته مه نم
& Yesterday Has Gone بو چی بگریم و بوچی پی نه که نم
Tomorrow May Never Come
کاش زندگی هم CTRL+Z داشت

وضعیت امتحانای این ترممون مشخص که بشه شاید کمی بیشتر فعال شدم

مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
ز سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری
به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم ؟

نه راهست اینکه بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آندم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم



 
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:37 توسط فرید |

پيام كوتاه مخصوص روز پدر ! [ July 16, 2008 ]

--- بابا دوست دارم بابت تمام زحماتي که کشيدي دستانت را مي بوسم و ممنونتم

--- پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صميم قلب دوستت دارم . . .

--- پدر جان با تمام وجود دوستت دارم . روزت مبارك .

--- نمک بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يک پسر مثل پدر گردد .

--- باباي عزيزم ، روز پدر رو بهت تبريك ميگم و صميمانه بر دستاي پينه بسته‌ات بوسه مي‌زنم .

--- پدرم با صمیم قلب از تو تشكر میكنم ، نه به خاطر اینكه به من محبت كردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینكه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینكه با آن سیلی كه به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارك .


--- سلام بابا جون . امروز كه داشتم به تقویم نگاه میكردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم ، نوشته بود : چهارشنبه 26 تیر 1387 ، 13 رجب 1429 ، 13 ژوئن 2008 مصادف با تولد امام اول شیعیان ، حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعا حقیقت داره یا نه !!؟؟

--- پدر ، نام تو تكیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریك عرض میكنم .

--- این اس ام اس جهت تبریك گفتن بچه های كوچك به باباشون هست و برای بقیه سنین توصیه نمیشود ، حتی شما دوست عزیز : بابای من بهترین بابای دنیاست ، هی . بابای من روی سر همه باباهاست ، هی

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:32 توسط فرید |

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:31 توسط فرید |

بوي دستان پراز تاول ونان مي ايد *چه قشنگ است پدر خنده كنان مي ايد

*به نگاه پدرم خنده هميشه جاري است *با حضورش به خدا خانه به جان ميايد

*پدرم در همه خاطره هايم پيداست *پدرم يك غزل خسته ولي پرمعناست

*پدرم خسته نباشي پدر محبوبم*بوسه بر تاول دست تو پدر جان زيباست

*روز پدر وميلاد امام علي (ع)مبارك

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 7:27 توسط فرید |

 در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر...  3 -2 - 1 

       

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي  متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 7:40 توسط فرید |

 ویژه نامهروز معلم

خانه دوم

مدرسه، خونه دوم همه بچه مدرسه‏ای‏هاست. توی این خونه، آقامعلم وخانم معلم، به جای پدر ومادر هستند و دانش‏آموزای كلاس كه با هم دوست و رفیق‏اند، مثل خواهر و برادرند. خلاصه، خونه دوم همه ما، اون قدر جذاب و قشنگه كه هیچ چی از خونه اول كم نداره. معلم، چراغ این خونه رو روشن نگه می‏داره. دست مهربونش رو به سر بچه‏ها می‏كشه و همه اون‏ها رو سر سفره علم خودش مهمون می‏كنه. اون وقت به اندازه اشتهای هر دانش‏آموز، غذای علم و دانش به اون‏ها می‏ده. بچه‏ها! هر قدر می‏تونید از غذاهای رنگارنگ معلم بر سر سفره دانش بخورید كه پرخوری كردن دركنار سفره علم و دانش، نه تنها بد نیست؛ بلكه خیلی هم خوبه.

كوله‏بار دانش

یك كلاس بود و چند تا نیمكت. تو هر نیمكت، چند تا دانش‏آموز و هر دانش‏آموز با چند تا كتاب. كلاسْ یك چیزی كم داشت و همه منتظر بودند. از دور، صدای پا اومد. یك نفر به كلاس نزدیك شد. چند ثانیه بعد، كسی وارد كلاس شد. بله، انتظار تموم شده بود و آقا معلم به كلاس اومده بود. بچه‏های كلاس با صدای برپای مبصر، روی پا ایستادند. معلم، نگاه مهربونش رو به بچه‏ها انداخت. بعد تشكر كرد و همه نشستند. معلم به سمت تخته سیاه رفت. گچ برداشت و شروع كرد به نوشتن. این كار هر روزش بود. او هر روز پنجره‏ای به سمت باغ پر گل دانش باز می‏كرد و ما رو به اون‏جا می‏برد و ما هر روز وقت ظهر، پس از گشت و گذار توی باغ دانش، با كوله‏باری از چیزهایی كه یاد گرفته بودیم، به خونه هامون برمی‏گشتیم.

روز سپاس

روز معلم، روز تشكر و قدردانیه. روز سپاس ازمعلمای عزیزمونه كه برای ما خیلی زحمت می‏كشند؛ اون‏هایی كه تمام وقت خودشون رو برای با سواد كردن ما بچه‏ها، صرف می‏كنن و با تلاش زیاد، به ما خواندن و نوشتن یاد می‏دن. آرزوی همه معلم‏ها، اینه كه ما درس بخونیم، به شهر علم و دانش وارد بشیم و از صحرای خشك و بی‏آب و علف نادونی بگذریم...! این‏طوری وقتی بزرگ می‏شیم، آدم موفقی می‏شیم و پیروز و سربلند، زندگی می‏كنیم و به انسان‏های دیگر هم كمك و خدمت می‏كنیم. ما می‏تونیم با درس خوندنمون، آرزوی معلم‏های زحمت‏كش رو برآورده كنیم.

یك معلم بزرگ

امروزكه روز معلمه، همه جا حرف از یك معلم بزرگه. یك روحانی عالم و دانشمند كه شاگردهای زیادی داشت و علم و دانش فراوان خودش روبه اون‏ها یاد می‏داد. اسم او مرتضی بود؛ مرتضی مطهری. شهید مطهری، یك نویسنده بزرگ هم بود و كتاب‏های زیادی نوشت. مردم ایران،شهید مطهری رو خیلی دوست داشتند و قدر معلم بزرگی مثل او رو می‏دونستند و از او درس‏های فراوانی گرفتند. اما در دل یك شب تاریك، نقشه شوم آدم‏های نادون، مطهری رو از ما گرفت. خبر شهادت او، مردم ایران رو در غم بزرگی فرو برد. بچه‏ها! هر سال، دوازدهم اردیبهشت، روز شهادت این معلم بزرگ كه می‏شه، ما یك تصمیم بزرگ می‏گیریم؛ تصمیم بر این كه مثل او راه دانش رو ادامه بدیم.

مثل یك باغبان

معلم، مثل یك باغبون زحمت كشه كه بامراقبت و توجه او، گل‏ها رشد می‏كنن. معلم، باغبون باغ مدرسه است و شما دانش‏آموزای خوب، گل‏های این باغید. اولِ مهر كه مدرسه‏ها باز می‏شه، معلم، شروع به كار می‏كنه. معلم با هر درسی كه به دانش آموزای خوبش میده، بذر دانش رو درذهن اون‏ها می‏كاره و اون‏ها رو آبیاری می‏كنه تا این كه یواش یواش، بچه‏ها چیزهای بیش‏تری یاد می‏گیرن و ریشه و برگ دانش پیدامی كنن. بعد كه علم ودانش اون‏ها بیش‏تر و بیش‏تر می‏شه، گل دانایی شكوفه می‏كنه و گل‏های رنگارنگ علم و دانش تو كلاس، به وجود می‏آن. بله بچه‏ها، آخر سال كه شما با كارنامه قبولی ازمدرسه بیرون می‏آیید، گل‏های زیباو خوشبویی هستیدكه به دست باغبون مهربونتون، معلم زحمت‏كش، شكوفه كردید.

الگوی خوب

مریم، یك سیب سرخ جلو خودش گذاشت و یك نقاشی از روی اون تو دفترش كشید. سیب سرخ، الگوی قشنگ وزیبایی بود و نقاشی مریم نمره بیست گرفت. دفتر زندگی ما هم، پر از نقاشی‏های جور واجوریه كه به وسیله كارها و رفتارها و حرف‏های ما كشیده می‏شن. بچه‏های گلم! تو دفتر نقاشی زندگی، معلم، الگوی خیلی خوبیه؛ چون معلم، آدم با اخلاق، با ادب و با ایمانیه كه اگه همه ما سعی كنیم مثل او باشیم، كارهای درست انجام بدیم و راستگو باشیم، اون وقت ما هم مثل او، انسان مفیدی می‏شیم كه همه بهمون افتخار می‏كنن. ما هم مثل معلم، الگو می‏شیم تا بچه‏های دیگه از روی رفتار و حرف‏های ما نقاشی كنند و دفتر زندگیشون، ازكارها و فكرای خوب پر بشه.

معلمی، شغل پیامبران

تو كلاس جواد، بالای تخته سیاه، تابلوی كوچیكی وجود داره كه با خط زیبا نوشته شده «معلمی، شغل انبیاست». وقتی زنگ آخر به صدا در اومد و جواد به خونه رسید، از پدرش خواست تا درباره این جمله برای او توضیح بده. پدر كه در حال خوندن یك كتاب بود، كتاب رو بست و گفت: ببین پسرم، كار پیامبران، مثل كار معلمان، یاد دادن خوبی‏هاست. خدای بزرگ، پیامبران رو برای تعلیم و تربیت مردم فرستاده و معلم هم در مدرسه، دقیقا همین كار رو انجام می‏ده. او به بچه‏ها علم و دانش یاد می‏ده، و اون‏ها رو به سمت خوبی و نیكی، راهنمایی می‏كنه، پس شغل معلمی هم مثل كار پیامبران، خدایی و مقدسه و همه ما باید مثل پیامبران، به معلمای خوبمون احترام بگذاریم و اون‏ها رو دوست داشته باشیم.

بهترین هدیه

امروز كه روز معلمه، هر كسی دوست داره یك چیزی به معلمش هدیه بده، از زحمت‏های او تشكر كنه و اونو خوشحال ببینه. امروز، خانم معلم بعد از این كه كادوهای بچه‏ها رو گرفت و از اون‏ها تشكر كرد، گفت: بچه‏های گلم، چیزی كه منو خیلی خوشحال می‏كنه، خوب درس خوندن شما و نمره‏های بیست شماست. من وقتی می‏بینم شما درس‏هاتون رو خیلی خوب یاد گرفتید، خیلی خوب درس می‏خونید و به اون علاقه دارید، از ته دل خوشحال می‏شم، خستگی خودم رو فراموش می‏كنم و برای یاد دادن به شما، نیرو می‏گیرم. بچه‏های كلاس هم كه به راز خوشحالی واقعی معلم پی برده بودند، تصمیم گرفتند همگی حسابی درس بخونن تا خانم معلم رو خوشحال كنند.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 6:32 توسط فرید |

عليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.

انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.

 

معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. کلام شهید رجائی 

دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.

در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمه الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...

 

مفهوم علم

ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه «علم» به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود.

1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه  « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون» «آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.» (زمر/ 9)از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضیات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه  Knowledge در انگليسي و Connaissance  در فرانسه معادل اين معنا علم اند.

 

2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معنا علم اند.

ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي ازعلم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. آيه قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.
 

 معنای عالم با توجه به دو تعريف از علم

ـ در نگاه اول به علم كه نگاه تركيبي به معرفت است خداوند معلم اول و پيامبر معلم ثاني است چرا كه پس از تعليم آدم توسط خداوند دستور «قال يا آدم اننبئهم باسمائهم» (اي آدم ملائكه را به اين اسماء آگاه ساز/ بقره 33) آدم عليه السلام داده شده اين بدان جهت است كه اساساً هدف آفرينش انسان با علم و معرفت پيوند ناگستني دارد در بيان رسا و جامع سيد شهيدان امام حسين (ع) اين معنا به خوبي  روشن است  كه: «ما خلق العباد الا ليعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه» (بندگان را نيافريد مگر براي آن كه او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند كرد. ـ در اين معنا هدف از ارسال معلم ثاني ارائه معرفتي است كه انسان بواسطه آن به عبادت  مي رسد «هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب  و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» (اوست خدايي كه پيامبر بزرگوار از ميان شان  برانگيخت تا بر آنان آيات وحي را تلاوت كند و آنان را پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي  را بياموزد كه پيش از اين همه در ورطة جهالت و گمراهي بودند (جمعه/2) در اين آيه همه علوم از جمله بيان، اخلاق،‌ تعليم كتاب و حكمت، براي رهايي از گمراهي  و يافتن راه هدايت (عبادت) توسط پيامبر (ص) معرفي شده است. ـ در نگاه دوم كه نگاه تفكيكي به شاخه اي معرفت است. معلم اول ارسطو است چرا  كه «وي نخستين واضع علم منطق بود ... و راه دليل و برهان منطقي را باز نمود و معلم ثاني نيز ابونصر فارابي است  بخاطر آنكه او اول بار كتب  حكمت يوناني را  كه  ارسطو و غيره تحرير كرده اند از يوناني به عربي ترجمه كرد و تعليم داد....
 

ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در  وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا  تمامی تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و  با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد. خداوند را مي خوانيم كه او  رابا سالار و سرور شهيدان امام حسين (ع) محشور سازد.

 

هنر معلمي:

معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5)

بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.

در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.

مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد

از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.

 

شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:

خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاکرام» بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم طراز است.

به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:

معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.

 

داستاني زيبا از رابطه شاگرد و معلم:

بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسي (ع) مأمور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي کند:

قال له موسي هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبر علي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن   شي ءٍ حتي احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70)

موسي به او گفت: «آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت : «تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟» گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت و در هيچ کاري نافرماني تو نمي کنم». گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.»

  

معلم در کلام امام خميني (ره):

نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند.

تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.

 

معلم در سخنان مقام معظم رهبري:

دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند.

اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛ هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.» اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.

 

معلم در کلام استاد مطهري:

معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.

 

مقام معلم

 مي توان در سايه آموختن                          گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم                           پس، سويداي سواد  آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم                             از معلم جان روشن يافتيم

اي معلم چون کنم توصيف تو                      چون خدا مشکل توان تعريف تو

اي تو کشتي نجات روح ما                         اي به طوفان جهالت نوح  ما

يک پدر بخشنده آب و گل است                    يک پدر روشنگر جان و دل است

ليک اگر پرسي کدامين برترين                     آنکه دين آموزد و علم  يقين

                                                                                        مرحوم استاد حسين شهريار       

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 6:29 توسط فرید |

عید سعید باستانی بر همه شما مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 10:53 توسط فرید |


نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده عقل تکرار را نمی پسندد: اما احساس تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند. نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین وآسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هرآغاز. جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر ازبوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ... نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند. نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد –از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در خود خویش احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست. در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند. تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید " نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و بی خودی نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کنندهزمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است. و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:47 توسط فرید |

ديباچه
انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد.  زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد.  نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت.  و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت.  سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".

آغاز سال
مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد.  آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.  

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند.  شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوي               از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز                   بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند                   مي و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته :  

 جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.    

ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند.  

به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور     مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.  در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي  و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) . 

صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود.  وي در جاي ديگر مي گويد :   در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.   

روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست.  ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :   

 چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.  

کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد.  ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد. 

رسم ها و آيـيـن هاي نوروزي که از روزگاران کهن برگزاري آن ها از نسلي به نسل بعد به ارث رسيده، به ناگزير با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تکنولوژي هاي صنعتي و ماشيني، سازمان هاي اداري، شغـل ها، قانون ها، وسايـل ارتباط جمعي جديـد - چنان که خواهيم ديد - بدون آنکه هويـت خود را از دست بدهد، تحول يافته است.   از آداب و رسم هاي کهن پـيـش از نوروز، بايستي از پنجه ( خمسه مسترقه )، چهارشنبه سوري و خانه تکاني ياد کرد.  

پنجه ( خمسه مسترقه )
بنابر سال نماي کهن ايران، هر يک از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي ماندهً سال را پنجه، پنجک، خمسه مسترقه، پيتک( در زبان و تقويم مازندراني ) يا بهيزک ( در روز شمار زردشتيان ) گويند. ابوريحان دربارهً پنجه مي نويسد :

  ... هر يک از ماه هاي فارسي سي روز است و از آن جا که سال حقيقي سيصد و شصت و پنج روز است، پارسيان پنج روز ديگر سال را " پنجي " و " اندرگاه " گويند. سپس اين نام تعريب شده و " اندرجاه " گفته شد و نيز اين پنج روز ديگر را روزهاي مسترقه نامند، زيرا که در شمار هيچ يک از ماه ها حساب نمي شود ....  

اين پنج روز را که همزمان با يکي از شش " گهنبار " است، جشن مي گرفـتـند. مراسم پنجه تا سال 1304، که تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يک روز قرار داد، برگزار مي شد.  

برگزاري جشن خمسه در بين همهً قشرهاي اجتماعي رواج داشت. به طوري که در 1311 هجري قمري مردي نيک انديش در هزينه کردن درآمد موقوفهً خود، در استرک کاشان، سفارش مي کند که : " ... بقيه منافع وقف را هر ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک وضيع و شريف ذکور و اناث، صغير و کبـير بالسويه برسانند ".   در گاهشماري تبري، که نوروز در مرداد ماه برگزار مي شد، مراسم پنجه، در دورهً صفويه، همزمان با جشن و روز آب پاشان بود :   ... و حضرت اعلي شاهي ظل اللهي، به دستور ولايت بهشت آساي مازندران کامياب دولت بودند، و چون فصل نشاط افزاي بهاري سپري گشته، هواي آن ديار رو به گرمي نهاد، ارادهً تماشاي جشن و سرور پنجه که معتاد مردم گيلان است از خاطر خطير سر زد.  رسم مردم گيلان است که در ايام خمسه مسترقه هر سال که به حساب اهل تنجيم آن ملک، بعد از انقضاي سه ماه بهار قرار داده اند، و در ميانه اهل عجم روز آب پاشان است؛ بزرگ و کوچک و مذکر و موًنث به کنار دريا آمده، پنج روز به سور و سرور مي پردازند و همگي از لباس تکليف عريان گشته، هر جماعت با اهل خود به آب درآمده، با يکديگر آب بازي کرده، و بدين طرب و خرمي مي گذرانند و الحق تماشاي غريبي است.   

مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال  و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد. ابوريحان از مردي کوسه ياد مي کند که با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور، در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي کرد و چيزي مي گرفت.  و هم اوست که حافظ به عنوان "مير نوروزي" دوران حکومتش را " بيش از پنج روز " نمي داند.  

مسعـودي در اين باره مي نويسد : ... پنج روز آخر آن فروردگان است، که روز اول آن در عراق و ايران کوسه اي بر استر خود سوار شود ( و اين جز در عراق و ديار عجم رسم نيست و اهل شام و جزيره و مصر و يمن آن را ندانند )، و تا چند روز جوز و سير و گوشت چاق و ديگر غذاهاي گرم و نوشيدني هاي گرمازا و سرمابر به او بخورانند و بنوشانند و چنان وانمود کند که سرما را بـيرون مي کند و آب سرد بر او ريزد و احساس رنج نکند، و به فارسي بانگ زند: " گرما، گرما" و اين هنگام عيد عجميان است که در اثـناي آن طرب کنند و شاد باشند. 

از برگزاري رسم ميرنوروزي، تا 73 سال پيش، آگاهي داريم؛ علامه محمد قزويني در پژوهشي ارزشمند دربارهً ميرنوروزي - که مانند همه پژوهش هاي آن علامهً فقيد ادبي و فرهنگي مي باشد - شرحي آورده است، که خود مي تواند پژوهش مردم نگاري باشد و دريغم آمد که به اشاره بسنده شود. 

.... يکي از دوستان موثـق نگارنده، از اطباي مشهور، که سابق در خراسان مقيم بوده اند، در جواب استفسار من از ايشان در اين موضوع، مکتوب ذيل را به اينجانب مرقوم داشته اند که عيناً درج مي شود : " در بهار 1302 هجري شمسي براي معـالجه بيماري به بجنورد رفته بودم. از اول فروردين تا چهاردهم فروردين در آنجا بودم، در دهم فروردين ديدم جماعت کثيري، سواره و پـياده مي گذرند، که يکي از آنها با لباس فاخر، بر اسب رشيدي نشسته، چتري بر سر افراشته بود.  جماعتي هم سواره در جلو و عقب او روان بودند. يکدسته هم پـياده به عنوان شاطر و فراش که بعضي چوبي در دست داشتند، در رکاب او يعـني پيشاپـيش و در جنبـين و در عقب او روان بودند، چند نفر هم چوب هاي بلند در دست داشتـند که بر سر هر چوبي سر حيواني از قبـيل گاو يا گوسفند بود، يعـني استخوان جمجمه حيواني، و اين رمز از آن بود که امير از جنگي فاتحانه برگشته و سرهاي دشمنان را با خود مي آورد. دنبال اين جماعت، انبوه کثيري از مردم متفرقه، بزرگ و خرد، روان بودند و هياهوي بسيار داشتـند. تحقيق کردم، گفتند که در نوروز يک نفر امير مي شود، که تا سيزده عيد، امير و حکمفرماي شهر است، به اعيان و اعزه شهر حوالهً نقد و جنس مي دهد، که همه کم يا زياد تقديم مي کنند. به اين طريق که مثلا حکمي مي نويسد براي فلان متعـين : - که شما بايد صد هزار تومان تسليم صندوق خانه کنيد، البته مفهوم اين است که صد تومان بايد بدهيد. البته اين صد تومان را کم و زياد مي کردند، ولي در هر حال چيزي گفته مي شد، غالب اعيان به رغبت و رضا چيزي مي دادند. زيرا، جزو عادات عيد نوروز به فال نيک مي گرفتـند. از جمله به ايلخاني هم مبلغي حواله مي دادند که مي پرداخت. بعد از تمام شدن سيزده عيد دورهً امارت او به سر مي آيد، و گويا در يک خاندان اين شغـل ارثي بود ".    

بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه .  

روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ". 

در روزهاي پنجه، از جمله رسم ها، تهيه کردن غذا، آيـيني مذهبي بوده، ابوريحان مي نويسد:  ... و گبرکان در اين پنج روز خورش و شراب نهند، روان هاي مردگان را و همي گويند، که جان مرده بيايد و آن غذا گيرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزميان پنج روز آخر اسفند و پنج روز ديگري که در پي آن است و ملحق به اين ماه مانند اهالي فارس، در روزهاي فروردگان براي ارواح مردگان در گورستان غذا مي گذارند. 

يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک ( پلو خورش )، نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.  در برخي از شهرهاي ايران، روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار، از خويشان و نزديکان با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و در سر مزار جمع مي شوند. و نيز رسم است که ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبر امامان و امامزادگان ميروند.  

خانه تکاني
اصطلاح " خانه تکاني " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود.  در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبهً ماه اسفند ( چهارشنبه موله) به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. 

خانه تکاني امسال، در خانه تکاني شهر نيز سرايت کرد :  مسئـول خدمات شهري شهرداري تهران در مصاحبه اي گفت : از آن جا که ايراني ها براساس يک سنت حسنه همه ساله در واپسين روزهاي سال اقدام به نظافت و پاکيزه گي منازل خود مي کنند، شهرداري تهران نيز براي دستيابي به شهري پاکيزه و تميز همگام و همراه با مردم، نسبت به لکه گيري گذرگاه ها و جمع آوري نخاله ها و ضايعات شهري در مناطق بيست گانه شهرداري تهران اقدام مي کند.  

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است. 

در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ".  و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ".  

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند.  موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند. 

سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.  

در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟

       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را

ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده : 

همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري

بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي

پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.  

سفرنامه نويسان دوره صفويه و قاجاريه، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزينه هاي فصلي - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکيل ميدهد.  بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند. 

در گذشته که فروشگاه ها و بازارهاي فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند، نوبت هاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود.  اگر در روزهاي پيش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند، اين کار نيک پيش از آنکه براي کمک و همراهي باشد، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.  

اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي، همواره مي بـينيم که : از طبـيعت پـيروي کنيم، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشيم، که شگون شادماني و آرامش است.  

خوراک هاي نوروزي
در کتاب ها و سند هاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز (يا جشن هاي ديگر) باشد سخن رفته است. نويسندگان و مورخان بحث از " خوردني " ها را، شايد، پـيش پا افتاده، نازيبا و يا بديهي مي دانستند. در کتاب هاي قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف هاي دقيق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آيـين هاي ديگر کم نيست، ولي از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامهً مردم، سخني نرفته است. 

در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فراورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود؛ و همه قشرهاي اجتماعي - فقيران نيز - ميکوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند و به گفتهً ابوريحان:"اين عيدها، يکي از اسبابي است که تنگي روزي فقيران را به زندگي فراخ مبدل مي سازد ". 

امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هيچ کس بي " پلو " نباشد. 

با پـيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيـين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات مؤسسه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي  موثر در اين يکنواختي هاست.  

ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. کتاب هاي تاريخي و ادبي، تـنها از عيد ديدني هاي رسمي دربارها و اميران و رئـيسان خبر مي دهند. رسمي که هنوز هم خبرگزاري ها و رسانه ها، به آن بسنده مي کنند. " ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد.  رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است.  اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد. 

تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. به ياد دارم که در کرمان، در بـين زردشتيان، هنگامي که کسي از دوست و آشنايش گله مي کرد که چرا بديدنش نمي آيد، اين جمله مي گفت : " اگر با هم قهر هم بوديم، دست کم سالي يک بار به خانهً هم مي آمديم " و چه بسيار کدورت ها و رنجشن هاي خانوادگي و خويشاوندي که به يـُمن ديد و بازديد هاي نوروزي برطرف شده و مي شود. 

گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي و نيز فرهنگ آپارتمان نشيني، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد.  و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند. 

کتاب تذکره صفويه کرمان که گزارشي از رويدادهاي سال هاي 1063 تا 1104 است، " شرح  وقايع " هر سال را، با اين که محاسبهً ماه و سال بر اساس تقويم قمري است، از برگزاري جشن ها، رسم ها، و آيـين هاي نوروزي، در دستگاه حکومتي آغاز مي کند، از جمله :   حاکم و وزير و آصف حميده سير، در نوروز آن سال (1080 قمري) که مصادف با 15 شوال بود، در باغ نظر به عيش و خرمي گذرانده، علما و صلحا  وشعرا را به صلات گرانمايه خرسند گردانيد (...) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشيد. روز ديگر به ديدن اعزه ولايت رفته، دو سه روز هم چنين ديدن مردم مي نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضيافت نوروزي، هنگامه تير اندازي گرم بود.   تماشاي " جنگ گاو و قوچ " نيز در اين دوره از آيـين هاي نوروزي بود :     روز نوروز سال 1101 که در 7 جمادي الثاني واقع بود، طرف عصر وزير به اتفاق ( ... ) در صحراي موًيدي     ( در  قسمت شمال شهر فعلي کرمان ) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دواني  کرده، از حضور دوستان جناني خرمي، و به مقـتـضاي وقت کامراني مي نمودند.  

نوروز اول
در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي " نوروز اول " که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان " آرزوي شادماني " مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در شهرهايي برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.  
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:6 توسط فرید |

هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان  حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.   

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده :   نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.  

پـيشکشي رعيت ( تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولايت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشي از باج و خراج و ماليات سالانه بود که - گفته يا نگفته - به آن متعـهد بودند. و " خزانه " کشور از آن آبادان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد :   پادشاهان ساساني آنچه را که پنج روز عيد ( به ترتيب؛ اعيان، دهقانان، سپاهيان، خاصان و خادمان ) هديه آورده بودند، روز ششم امر به احضار مي کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه مي داشت، و آنچه مي خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتـند مي بخشـيد.  

کمپر، سياح دوره صفوي، از هديه هاي حاکمان و ثروتمندان محلي، که براي شاه سليمان مي آوردند، به عنوان " سومين رقم بودجه دربار " ياد مي کند. تاورنيه هديهً يکي از حاکمان را به پادشاه " ده هزار اشرافي " ذکر کرده، و شاردن هديه هاي به پادشاه را حدود 2 ميليون فرانک تخمين ميزند.  " درو ويل " مي نويسد :    اين هديه هاي نوروزي علاوه بر طلا، جواهر و سکه هاي زر، عبارت از اسب هاي اصيل، جنگ افزار، پارچه هاي گران بها و شال هاي کشمير و پوست هاي ممتاز و قـند و قهوه و چاي و مربا است. 

در کتابهاي تاريخي و ادبي، بـيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هديه اي که، بنا بر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز که انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود، در واقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت. از جمله بيهقي مي نويسد :   روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادي الاخري، امير ( سلطان مسعـود ) به جشن نوروز به نشست، و هديه ها بسيار آورده بودند، و تکليف بسيار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در اين روزگار زمستان و فارغ دل، و فترتي نيفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نيز فرمود، و مسعـودي شاعر را شفاعت کردند، سيصد دينار فرمود.  

اين بخشش ها گاه به اندازه اي بود که مي توانست شاعري را توانگر سازد :  گويند روز نوروزي، جهت خالدبن برمک وزير، کاسه ها از زر و نقره هديه آورده بودند. يکي از شاعران عرب در اين باره شعري سرود و به اين موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اواني زر و نقره بود به آن شاعر بخشيد. چون اعتبار کردند، مالي عظيم بود و شاعر از آن توانگر شد. 

رسم و ضابطه پـيشکش هاي سنگين بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطيت رايج بود. برقراري ماليات ها و الزام به پرداخت هاي منظم و حساب شده، پـيشکش هاي باج و خراج گونه را به مقدار زيادي از اعتبار انداخت. ولي دادن عيدي و هديه به ويژه از طرف مقام بالا تر ( منزلتي، اقتصادي و سني ) از رسم ها و آيـين هاي ديرين فرهنگ ماست. امروز رسم عيدي دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم درآمد و خدمتگزاران در محيط کار، به رفتگر، به نامه رسان و ... در عين حال نوعي جبران زحمت و انـتـظار خدمت است. عيدي هاي امروز بيشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پـيش بـيني تهيهً " اسکناس نو " کرده، و در اختيار مشتريان مي گذارند. در جامعـه کشاورزي، روستايي و عشايري، در گذشته اي نه چندان دور، پـيشکش هاي نوروزي فراورده هاي محلي بود و بخشش ها، کالا و فراورده غير محلي.  

هد يه دادن ها، ک به مناسبت هايي، چون عيد، موفقيت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ (در برخي شهرها، به ويژه جامعـهً عشيره اي رسم است که براي خانواده متوفا غذا، گوسفند، برنج و ... مي برند) و .. است، به ويژه در خانواده هاي سنتي، داراي اهميت و مفهومي در خور توجه است (که خود پژوهش  و گفتاري جداگانه مي طلبد).  هر چند که چند سالي است واژهً فرانسوي " کادو " براي هديه هايي چون ره آورد ( سوغات )، چشم روشني، مبارک باد، جاي خالي پا و ... به کار مي رود، ولي اهميت، کيفـيت و کميت هر يک متمايز است.  البته اين باور وجود دارد که گرفتن عيدي از دست کسان مورد احترام ( از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي، نسبي و ...) تبرک، داراي  شگون و " دست لا ف " است. 

کارت تبريک عيد
تبريک گفتن عيد و جشن نوروز، در نامه هايي که از شهري به شهر ديگر فرستاده مي شد، رسمي کهن است. در برخي از منشآت و کتابهاي ترسل و نامه نگاري نمونه هايي آمده است، ولي با رواج چاپ، فرستادن " کارت تبريک عيد " که با مضمون ها و رنگهاي گونه گون تهيه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده است.  با کم شدن ديد و بازديدها - به علت هايي که در پـيش ياد شد - فرستادن کارت تبريک رونق بـيشتري يافته است.  

چهاردهم فروردين
در واقع آغاز کار و فعاليت هاي " سال نو " از چهاردهم فروردين است. دبستان ها، دبـيرستان ها و دانشگاه ها از اين روز آغاز مي شود. مسافرت رفتن پـيش از سيزده را باور عاميانه نحس مي داند. کوچ بسياري از عشاير از چهاردهم فروردين است. تـقسيم آب کشاورزي، در برخي از روستاها و بسياري از فعـاليت هاي ديگر، از چهاردهم فروردين شکل مي گيرد.   

باورهاي عاميانه
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است : 

- کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.  

- موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد. 

- روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است. 

- هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

- هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد. 

- کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.

- کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.

- روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.

- اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.

- روز سيزده کار کردن نحس است.

دکتر محمود روح الاميني


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:2 توسط فرید |

این خبر برای سال گذشته هست امسال هم با کمک هم میخوایم همین تغییر رو داشته باشیم

تو هم برای کمک به همه ایرانی ها و نوروز دوستان داغش کن





به دنبال درخواست هزاران نفر از کاربران ایرانی اینترنت در سراسر دنیا، لوگوی بخش فارسی سایت گوگل به نماد سفره هفت‌سین مزین شد.



سایت موتور جستجوگر گوگل در پاسخ به درخواست هزاران نفر از کاربران ایرانی سراسر جهان، لوگوی مخصوص نوروز را از 29 اسفند 84 در صفحه نخست خود قرار داد.
در این لوگوی ابتکاری ، از کلمه انگلیسی Google تنها حرف G‌ به صورت معمولی نوشته شده و سایر حروف با اقلام سفره هفت سین شبیه‌سازی شده‌اند.
سال گذشته نیز سایت گوگل به دنبال تحرک گسترده تعدادی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، لوگوی بخش فارسی را در طول 4 روز تعطیلی رسمی نوروز به نماد سفره هفت سین مزین کرد.
اغلب کاربران ایرانی و کارشناسان مسائل اینترنت معتقدند، تلاش کاربران ایرانی برای نوروزی کردن لوگوی گوگل تاثیر مثبتی در ارتقاء شان و منزلت فرهنگ ایرانی دارد و جلوه مدرنی از غرور ملی ایرانیان است.







نوروز امسال به طرز عجیبی مورد توجه جامعه جهانی و بویژه مقامات آمریکایی قرار گرفته است .
تمام اقوام کهن دنیا از چینی ها و ژاپنی ها گرفته تا پارسی ها و بقیه اقوام ، سالهای ملی و میراث معنوی خاص خود را همواره داشته اند . اما آنچه که نوروز ایرانیان را بویژه در امسال با بقیه اعیاد متفاوت کرده است ، توجه جهانی و بویژه مقامات آمریکایی و دیگر کشورها به نوروز بوده است .


سفره هفت سین چیده شده در کاخ سفید

امروز در خبرها خواندم که گوگل بزرگترین موتور جستجوی جهان نیز به مناسبت " نوروز " لوگوی گوگل فارسی را با نمادهای نوروز در هم آمیخته و لوگوی خود را به شکل هفت سین درآورد است و همچنین در تماسی تلفنی ای نیز متوجه شدم که شبکه چهار تلویزیون سوئد در برنامه ی یک ساعته به بررسی نوروز ایرانیان پرداخته و نخست وزیر سوئد برای اولین بار در این برنامه ، نوروز را به ایرانیان تبریک گفته است .
توجه این چنین به نوروز به عنوان میراث مشترک فارسی زبانان و بویژه ایرانیان در نوروز هشتاد و هفت ، علاوه بر اینکه سبب شادمانی می شود ، نگرانی های خاصی را به همراه دارد . شاید حضور اقلیت قدرتمند ایرانی در آمریکا که در این سالها پست های مهم دولتی و اجرایی را در اختیار گرفته اند یا شاید تلاش برای نزدیکی به مردم ایران برای اهداف و برنامه های آینده سیاسی آمریکا و غیره سبب این توجه ویژه شده است .
اما در این میان آنچه که برای من غرور آفرین است آن است که نام نوروز و رنگ سفره هفت سین به عنوان مهمترین نماد باقی مانده از میراث ایرانی مان در سرتاسر گیتی گسترده شود و حقیقتا این توجه و سخن گفتن از نوروز از هر زبانی که باشد سبب غرور و پر از حس خوشایند است
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 8:15 توسط فرید |

نوروز در گستره جغرافيا

در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد كه ريشه تاريخي وفرهنگي داشته و جلوه اي از باورهايي است كه حتي تا مقدسات ديني و مذهبي آنها پيش رفته و هويت فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است. يكي از اين روزها آغاز سال نو خورشيدي است كه از شايعترين آيين هاي جهاني به شمار مي رود و كمتر تمدني را خواهيم يافت که از آن تهي باشد، هر قومي بر اساس تاريخ و فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپايي مراسم و جشن هاي ملي ومذهبي پاس مي دارد. عيدنوروز و جشن هاي سال نو، در نزد ما ايرانيان با برخورداري از يك فرهنگ و تاريخ اصيل و طولاني و همچنين همزماني آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد زمين ، اين امتياز خاص را به آن بخشيده که از اعياد سال نوي اقوام و ملل ديگر متمايز باشد و آيين باستاني آن فراتر از تجديد خاطره ي يك تمدن بلكه حلقه پيوند گذشته ، حال و آينده است به اين سبب است كه پس از ظهور اسلام در اين سرزمين فضيلت بيشتر مي يابد و در بزرگداشت آيين و مراسم آن تاكيد ورزيده مي شود. گفته شده است آفرينش و هبوط آدم به زمين و همچنين بعثت پيامبر اكرم ( ص ) و امامت حضرت علي ( ع ) نيز در اين روز آغاز گشت و ايرانيان باستان نيز عقيده داشتند كه با آغاز مجدد حيات طبيعت روح رفتگان باز گشته و چند روزي را در سراي دنيوي با بستگانشان مي گذرانند. مجموعه اين عوامل باعث گرديد كه علي رغم گذر ساليان بسيار و سير پر فراز و نشيب تاريخ، نوروز نه تنها در ايران بلكه هر آنجايي كه فرهنگ و تمدن كهن ايران اثري دارد همچنان پايدار واستوار بماند .

نوروز در ايران

برگ برگ صفحات تاريخ ايران گواهي مي دهد که نوروز باستاني همواره كهن ترين سنت و عزيزترين روز سال نزد ايرانيان بوده است. نوروز برجاي مانده از روزگاري است كه جز با كمك خيال و جز به مدد افسانه و اسطوره راهي به آن ديار نيست. در گردونه ي سالانه ي تكرار ، نوروز يك تنوع روحي و يك انبساط رواني است كه قوم ايراني دوام خويش را در فراز و نشيب تاريخ مديون اين سنت ديرينه و خردمندانه است. با طلوع اسلام در اين سرزمين نوروز زيباتر شد و بزرگترين حادثه تاريخ اسلام به خصوص تشيع يعني اعلام ولايت علي ( ع ) در روز غدير خم از سوي پيامبر اكرم ( ص ) در نخستين روز بهار مصادف با نوروز باستاني بوده است. تشيع از همان ابتدا كه با فرهنگ ايرانيان عجين شد نه تنها به نوروز بي مهري نكرد بلکه آن را مورد تقدير قرار داد چرا كه هر جزئي از آيين نوروز نمادي از ستايش زيبايي و اخلاق انساني و مهر و دوستي است.

نوروز در ايران اگر چه يك سنت ملي و برآمده از روزگاران بسيار دور است در عين حال با حال و هوايي معنوي و روحاني عجين شده است.

نوروز در جمهوري آذربايجان

يكي از جشن هاي بزرگ مردم آذربايجان نوروز است به طوريکه اين جشن سال ها پيش از ميلاد در آذربايجان برگزار مي شده است ؛ مردم برخي احساسات بشر دوستانه و جهان بيني خود را با اين جشنواره مربوط مي دانند زيرا در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نوروز به منزله جشن ستايش مقدسات محسوب شده، گفته مي شود كه نوروز عيد فراواني كشت و سرآغاز تندرستي و بركت و وفور است. در جمهوري آذربايجان در خصوص پيدايش جشن نوروز اسطوره ها و افسانه هاي گوناگوني نقل شده است . از اين افسانه ها يکي را براي مثال نقل مي کنيم:" در روايتي در خصوص نوروز آمده است، سياوش پسر كيكاووس به كشور افراسياب سفر مي كند افراسياب از وي به نحو قابل توجهي پذيرايي مي كند و حتي دخترش را به عقد وي در مي آورد و سياوش به ياد سفرش از ديار افراسياب ديوار بخارا را بنا مي كند. ولي دشمنان كه از اين امر ناخرسند بوده اند ميان سياوش و افراسياب را بر هم زده به طوري كه افراسياب تصميم به قتل سياوش مي گيرد و پس از هلاكت سياوش دستور مي دهد جناره اش را روي كنگره هاي ديوار بخارا قرار دهند. آتش پرستان جسد وي را برداشته و در قدمگاه دروازه شرقي دفن مي كنند و مرثيه هاي بسياري در وصف سياوش و مرگش مي سرايند، و اين مرثيه ها بين مردم گسترش يافت و آتش پرستان در همين سياوش مرثيه ها روز دفن سياوش را نوروز ناميدند. " مردم جمهوري آذربايجان به واسطه اعتقادات شديد به آيين و مراسم نوروز براي با شكوه تر انجام شدن جشن نوروز براي اين مراسم تدارك ويژه اي مي بينند از قبيل سرودن ترانه ها پيش از نوروز، تدارك بساط شادي اين ايام ، تهيه لوازم و مواد مورد نياز سفره نوروز، طرح چيستان هاي نوروزي ، ستايش ها و نفرين ، پند و امثال و اعتقادات نوروزي .

درميان مردم آذربايجان رسم بر اين است پيش از رسيدن نوروز پوشاك نو خريده ،به خانه و حياط سر و سامان داده ، فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز مي روند، در عيد نوروز آداب ورسومي درباره فال نيک رواج دارد به طوري كه در شب چهارشنبه سوري دختران نو رسيده در دل فالي گرفته و و مخفيانه پشت درنيمه باز به انتظار ايستاده و اگر در اين هنگام حرف خوب وموافقي بشنوند اشاره ايي به برآورده شدن آرزويشان ، و اگر حرف نامناسبي بشنوند اشاره از عملي نشده نيتشان است . بنا براين سنت و آيين به هنگام عيد نوروز مردم از بد گويي و حرف نامناسب دوري مي جويند. از ديگر مراسم خاطره انگيز نوروزي مي توان به ارسال خوان سمنو، انداختن كلاه پوستين به درها، آويزان كردن كيسه و توبره از سوراخ بام در شب عيد و درخواست تحفه عيد در آذربايجان اشاره کرد.

نوروز در قزاقستان

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاري دانسته ، بر اين باورند كه در اين روز ستاره هاي آسماني به نقطه ابتدايي مي رسند و همه جا وهمه چيز تازه مي شود و زمين را شادماني فرمي گيرد. همچنين قزاق ها معتقدند كه نوروز آغاز سال است و در ميان آنان عبارات زيبايي درباره ي نوروز وجود دارد : نوروز روزي است كه يك سال منتظرش بوده اند ، نوروز روزي است كه خير بر زمين فرود آمده و بالاخره نوروز روزي است كه سنگ نيلگون سمرقند آب مي شود ، در شب سال تحويل صاحبخانه دو عدد شمع در بالاي خانه اش روشن مي كند ، خانه را خانه تكاني كرده و چون مردم قزاق عقيده بر اين دارند كه تميز بودن خانه در آغاز سال نو باعث مي شود افراد آن خانه دچار بيماري و بدبختي نشوند آنان بر اين مساله ايمان داشته ، آن را هر ساله رعايت مي كنند. در شب نوروز دختران روستايي قزاق با آخرين گوشت باقيمانده از گوشت اسب كه "سوقيم" نام دارد غذايي به نام "اويقي آشار" مي پزند و از جوان هايي كه دوستشان دارند پذيرايي مي كنند . آنان نيز در قبال آن به دختران آينه و شانه و عطر هديه مي كنند كه اين هدايا را " سلت اتكيتر" مي نامند که به معناي علاقه آور است. در عيد نوروز ساعت سه صبح جوانان يك اسب سركش را زين كرده و به همراه عروسكي كه به گردن آويز زنگوله اي دارد رها نموده تا از اين طريق مردم را بيدار نمايند. عروسك در حقيقت نمادي از سال نو است كه آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام مي كند.نوروز براي قزاق ها بسيار مقدس بوده و اگر در اين روز باران يا برف ببارد آن را به فال نيك گرفته و معتقدند سال خوبي پيش رو خواهند داشت. در عيد نوروز مردم لباس نو و سفيد به تن مي كنند كه نشانه شادماني است. ديد و بازديد اقوام دراين ايام با زدن به شانه هاي يكديگر از آيين و رسوم مردم قزاق در اين ايام است ، قزاقها در نوروزغذايي به نام نوروز گوژه (گوژه = آش ) طبخ مي کنند كه تهيه آن به معناي وداع با زمستان و غذاهاي زمستاني است اين غذا از هفت نوع ماده غذايي تهيه مي شود . مسابقات معروفي نيز در ايام نوروز در قزاقستان برگزار مي شود كه از مهمترين آنان مي توان به " قول توزاق" اشاره نمود كه بين گروههاي مرد و زن برگزار مي شود. اگر برنده زن ها باشند قزاق ها معتقدند آن سال خوب و پربركتي است اگر مردها پيروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از ديگر مسابقات مي توان به "كوكپار" (برداشتن بز از مكاني مشخص توسط سواران) ، "آودار يسپاق" ، "قيزقوو" و "آلتي باقان" اشاره نمود، در عصر نوروز نيز مسابقه "آيتيس" كه نوعي مشاعره است، آغاز مي شود .

نوروز در تاجيكستان

عيد نوروز براي مردم تاجيكستان بخصوص بدخشانيان تاجيكستان عيد ملي و اجداد است و از آن به عنوان رمز دوستي و زنده شدن كل موجودات ياد مي كنند و به " خيدير ايام"يا عيد بزرگ معروف است. مردم تاجيكستان بخصوص بدخشانيان تاجيك در ايام عيد نوروز خانه را پاك كرده و به اصطلاح خانه تكاني مي كنند، همچنين ظروف خانه را كاملا" شسته و تميز مي كنند تا گردي از سال كهنه باقي نماند . برابر با رسمي ديرينه ، قبل از شروع عيد نوروز بانوي خانه هنگامي كه خورشيد به اندازه يك سر نيزه بالا آمده دو جاروي سرخ رنگ را که در فصل پاييز از كوه جمع آوري كرده و تا جشن نوروز نگاه داشته اند در جلوي خانه مي گذارند، رنگ سرخ براي اين مردم رمز نيكي ، پيروزي و بركت است. پس از طلوع كامل خورشيد هر خانواده اي سعي دارد هر چه زودتر وسايل خانه را بيرون آورده و يك پارچه قرمز بالاي سردر خانه بياويزد و با باز كردن در و پنجره به نوعي هواي نوروزي و بهاري را كه معتقدند حامل بركت وشادي است وارد خانه نمايد. در اين سرزمين پختن شيريني مخصوص و غذاهاي متنوع جز رسوم اين ايام است، همچنين برگزاري مسابقاتي از قبيل تاب بازي، تخم مرغ بازي، كبك جنگي، خروس جنگي، بزكشي، كشتي محلي نيز در اين ايام به شادي آن مي افزايد در ايام نوروز غذاي معروفي به نام " باج " با كله و پاچه گوسفند و گندم پخته و ديگران را مهمان مي كنند.

نوروز در تركمنستان

در كشور تركمنستان طبق رسم قديم و جديد دوبار در سال جشن نو گرفته مي شود. يكي از اين جشن ها با استناد به تقويم ميلادي كه به تاييد سازمان ملل رسيده به عنوان جشن بين المللي ( سال نو ) شناخته مي شود و ديگري برگزاري عيد نوروز به نشانه ي احياي دوباره ي آداب و رسوم ديرينه مردم تركمنستان است. مردم تركمنستان عقيده دارند زماني كه جمشيد با عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. مردم تركمنستان دراين ايام با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند : نوروز كجه، نوروز بامه، سمني ( سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در تركمنستان برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي، شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي و تاب بازي اشاره نمود. ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه خاصي برخوردار مي باشد. نوروز در قرقيزستان عيد نوروز در قرقيزستان تنها يك روز آن هم در روز اول يا دوم فروردين ماه است كه به 29 روز يا 30 روز بودن اسفند بستگي دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردين و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردين برگزار مي شود. تا قبل از فروپاشي شوروي سابق اين مراسم به دست فراموشي سپرده شده بود ولي پس از فروپاشي دوباره حيات يافت و هر ساله با شكوه تر از سال قبل برگزار مي شود. مراسم جشن نوروز در ميادين بزرگ شهرها توسط دولت و در روستاها توسط بزرگان و ريش سفيدان در بيابان هاي اطراف برگزارمي شود. در قرقيزستان در اين روز پختن غذاهاي معروف قرقيزي مثل " بش بارماق " ، "مانته برسك " و "كاتما" مرسوم است كه به صورت رايگان بين حاضران در جشن توزيع مي شود. در قرقيزستان در اين روز علاوه بر برگزاري جشن ، مسابقاتي مانند سواركاري نيز مرسوم است که به نحو چشمگيري دنبال شده، جوايز ارزنده اي به نفرات برتر اعطا مي شود.

نوروز در پاكستان

در پاكستان نوروز را "عالم افروز" به معناي روز تازه رسيده كه با ورود خود جهان را روشن و درخشان مي كند مي نامند. در ميان مردم اين سرزمين تقويم و روز شمار و يا سالنماي نوروز از اهميت خاصي برخوردار است از اين رو گروه ها و دسته هاي مختلف ديني و اجتماعي در صفحات اول تقويم هاي خود به تفسير و توضيح نوروز و ارزش و اهميت آن مي پردازند و اين تقويم را در پاكستان " جنتري " مي نامند.

از آداب و رسوم عيد نوروز در ميان مردم پاكستان مي توان به خانه تكاني و يا به عبارتي پاكيزه كردن خانه و كاشانه ، پوشيدن لباس و تهيه انواع شيريني مانند " لدو " گلاب حامن، رس ملائي ، كيك ، برفي ، شكرپاره، كريم رول، سوهن حلوا، و همچنين پختن غذاهاي معروف اين ايام و عيدي دادن و گرفتن و ديد و بازديد اقوام اشاره نمود.در ايام نوروز مردم پاكستان از گفتار نا مناسب پرهيز نموده و با محبت ، احترام و اخلاص يكديگر را نام مي برند. همچنين سرودن اشعار نوروزي به زبان هاي اردو، دري و عربي در اين ايام مرسوم است كه بيشتر در قالب قصيده و غزل بيان مي شود. پاكستاني ها بر اين باورند كه هدف نوروز، اميدواري ،درامنيت ، صلح و آشتي نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانيت است تا آنجا كه آزادي و آزادگي، خوشبختي و كاميابي، محبت و دوستي و برادري و برابري همچون بوي خوش گلهاي بهاري در دل و جان مردمان جايگزين مي گردد. نوروز در افغانستان نوروز در افغانستان يا به عبارتي در بلخ و مركز آن مزار شريف هنوز به همان فر و شكوه پيشين برگزار مي شود. در روزهاي اول سال دشت هاي بلخ وديوار و پشت بام هاي گلي آن پر از گل سرخ مي شود گويي بلخ سبدي از گل سرخ است يا به عبارتي مانند اجاق بزرگي كه در آن لاله مي سوزد اين گل فقط در بلخ به وفور و كثرت مي رويد و از اين رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به يك معني به كار مي رود.

در صبح اولين روز عيد نوروز علم "مبارك علي ( ع )" با مراسم خاص و با شكوهي برافراشته مي شودکه به معناي آغاز رسمي جشن نوروز نيز مي باشد و تا چهل شبانه روز ادامه مي يابد و در اين مدت حاجتمندان و بيماران براي شفا در پاي اين علم مقدس به چله مي نشينند. گفته شده بسياري از بيماران لاعلاج در زير همين علم شفا يافته اند. مردم اين سرزمين بر اين باورند كه اگربه هنگام بر افراشتن ،علم به آرامي و بدون لرزش و توقف از زمين بلند شود سالي كه در پيش است نيكو و ميمون خواهد بود. از آيين و رسم نوروزي در سرزمين بلخ مي توان به شستشوي فرش هاي خانه و زدودن گرد و غبار پيش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبيل بزكشي، شتر جنگي، شتر سواري، قوچ جنگي و كشتي خاص اين منطقه اشاره نمود. نوروز در تركيه در اين روز حكيم باشي معجون مخصوصي كه ( نوروزيه ) ناميده مي شد و مخلوطي از چهل نوع ماده مخصوص بود ، جهت پادشاهان و درباريان تهيه مي نمود كه كه شفابخش بسياري از بيماري ها و دردها بوده و باعث افزايش قدرت بدني مي شده است. مردم اين سرزمين نوروز را آغاز بهار طبيعت و شروع تجديد حيات و طراوت در جهان و برخي روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخي عامل اتحاد و همبستگي و حتي آن را سالروز تولد حضرت علي ( ع ) و تعيين ايشان به خلافت و سالروز ازدواج ايشان با حضرت فاطمه ( س ) دانسته اند . قابل ذكر است نوروز تا نخستين سال هاي اعلام جمهوري در ميان تركان پايدار ماند و سپس رفته رفته اهميت پيشين خود را از دست داد و فقط در پاره اي از مناطق شمال رسم وآيين نوروز موجوديت خود را حفظ كرده است .

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 8:0 توسط فرید |

ارزشها و ضد ارزشهاى

نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است. به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود. عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است. با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.

اعياد چهار نوع است

اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند. دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند. سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار. چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود. در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى. بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است. هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است. و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.

نظافت و خانه تكانى

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.

غسل عيد

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. [2] و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند. [3]

نماز عيد

شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]

نظافت و لباس تميز

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». [5] تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.

ديد و باز ديد

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته. در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:
درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد
در اين رابطه امام خمينى(ره) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد. [6]

هديه و عيدى

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.
اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى
آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد. [7] منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد. [8]

توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.

دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است. علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است: «اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.» بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم... محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است: «يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]

روزه گرفتن

روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را [10] بيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار داده‏اند. [11]

زيارت اهل قبور

رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است. تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد. و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر. البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود. در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود: 1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى. 2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟ 3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟
[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر. [1]. مفردات راغب. [2]. «روى المعلى بن خنيس عن الصادق(ع) فى يوم النيروز، قال: اذاكان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب بإطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما... » (وسايل الشيعه، ج 8، ص 172 و ؛173 ميزان الحكمه، ج 7، ص 133.) [3]. تحريرالوسيله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41. [4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376. [5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101. [6]. صحيفه نور، ج 16، ص 80. [7]. درسايه آفتاب، حسن رحيميان، ص 228. [8]. سى مقاله، ص 377. [9]. همان؛ مفاتيح الجنان. [10]. بحار، ج 56، ص 101. [11]. تحريرالوسيله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 7:54 توسط فرید |

شعر نوروز

ربيع بس بديع

خيمه ى نوروز بر صحرا زدند

رستاخيز طبيعت

در وصف بهار

شور گل

ز کوى يار مى ‌آيد نسيم باد نوروزى / حافظ

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت / حافظ

رسيد موکب نوروز و چشم فتنه غنود

برخيز که مى‌رود زمستان

بگريست ابر تيره به دشت اندر

اى بلبل خوش نوا فغان کن

برآمد باد صبح و بوى نوروز / سعدى

آمد بهار و بخت که عشرت فزا شود

مبارکتر شب و خرمترين روز

يا رب اين عيد همايون چه مبارک عيد است

عيد بر عاشقان مبارک باد

عيد آمد و آن ماه دل افروز نيامد

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 7:36 توسط فرید |

لحظه تحویل سال 1388 شمسی (سال گاو)
تهران: جمعه اول فروردین2:17:30 ب ظ.
لوس آنجلس: جمعه 20 مارس 3:44:30 صبح
نیویورک: جمعه 20 مارس 6:44:30 صبح
لندن: جمعه 20 مارس 10:44:30 صبح
پاریس: جمعه 20 مارس 11:44:30 صبح
سیدنی: جمعه 20 مارس 09:44:30 ب ظ.
توکیو: جمعه 20 مارس 07:44:30 ب ظ .


Norooz 1388 Free Ecard Collection (See More Ecards from this Collection)












Birthday Free Ecard Collection (See More Ecards from this Collection)




+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 7:31 توسط فرید |




"كريسمس"، جشني كه هر ساله نويد آغاز سال نوي ميلادي را به جهانيان مي‌دهد، يك جشن مذهبي براي مسيحيان است كه در طول تاريخ خود، دگرگوني‌هاي بسياري را تجربه كرده است. آنگونه كه از تاريخ بر مي‌آيد، كريسمس در قرن چهارم ميلادي كه امپراطوري روم (بيزانس) بطور رسمي آيين مسيحيت را پذيرفت، در دنياي غرب رايج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت .
مورخان مي‌گويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين "مهر" (ميترائيسم) گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد. آنان در اين زمينه به اختلاف نظرهاي موجود بر سر سالروز ولادت حضرت عيسي(ع) استناد مي‌كنند و مي‌گويند كه بحث ميان بزرگان عالم مسيحيت و تاريخ نگاران درباره روز ميلاد آن حضرت چنان زياد است كه نمي‌توان در اين باره، روزي را مشخص كرد.
زمان "كريسمس" اكنون نيز ميان شاخه‌هاي مختلف مسيحيت اعم از ارتدوكس ، كاتوليك و پروتستانها، متفاوت است و هريك، مبنايي را براي آن تعيين كرده‌اند گرچه همگي به سالروز تولد "مهر" (ميترا) - خداي پاكي- در ايران باستان نزديكند. آداب و رسوم كريسمس نيز در طول زمان دچار دگرگونيهاي بسيار شده است به‌گونه‌اي كه مي‌گويند هديه‌دادن و شيريني‌هاي متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم ميلادي توسط تاجران يهودي در اروپا رايج شد. عده بسياري نيز معتقدند كه "بابانوئل"، شخصيت افسانه‌اي كه مسيحيان را در ايام كريسمس با هداياي خود، خوشحال مي‌سازد، در واقع از "عمو نوروز" ايراني الهام گرفته و در ابتدا، لباسي سبز بر تن داشته است. علت تغيير رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص نيست و به همين دليل، امروزه عده‌اي - به طنز يا جدي- معتقدند كه شركت كوكاكولا، چنين رنگي را به آن داده است. بابانوئل پيش از اين به كودكان هديه مي‌داد اما چند دهه است كه به لطف تبليغات دنياي مصرف، دادن هديه به بزرگان را نيز مد كرده است .
با وجود اين، برگزاري كريسمس در كشورهاي مختلف مسيحي بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهايي نيز با يكديگر دارد.
كريسمس بار ديگر در حال نزديك شدن است و مردم براي جشن گرفتن تولد حضرت عيسي مسيح(ع) به كليساها مي‌روند. در اين دوران، به خصوص رايج است كه مسيحيان از دستورهاي حضرت عيسي(ع) پيروي مي‌كنند، اما چيزي كه به خوبي درك نشده، اين است كه مسلمانان هم حضرت عيسي(ع) را دوست داشته و به وي احترام مي‌گذارند، چرا كه او نيز يكي از پيام‌آوران خدا براي بشريت بوده است.
به نقل از سايت مك هال، شخصيت حضرت عيسي(ع) در اسلام، نقشي اساسي دارد و مسلمانان ايمان دارند كه خداوند، انجيل را به عيسي داده است، همان‌گونه كه تورات را بر موسي(ع)، زبور را بر داود(ع) و قرآن را بر محمد(ص) نازل كرده است. جالب است بدانيم، مسلمانان تا زماني كه به حضرت عيسي(ع) ايمان نياورند، مسلمان به شمار نمي‌روند و اسلام، تنها ديني است كه بر مسيحيت گواهي داده است. همچنين اسلام، احترام خاصي نيز براي حضرت مريم(س) قايل است و در قرآن نيز سوره مريم به زندگي وي اختصاص دارد. زندگي عيسي مسيح(ع) براي مسيحيان و غيرمسيحيان واقعه مهمي است.
هم مسلمانان و هم مسيحيان مي‌توانند درس‌هاي بسياري از كريسمس بگيرند، اما گاه به نظر مي‌رسد، اين جشن سالانه، پيروزي سمبل‌هاي شرك بر دين عيسي(ع) است و در اين‌‌باره اختلافي وجود ندارد، چراكه سمبل‌هاي گرفته‌شده از دين‌هاي غيرخداپرستانه، تولد و درس‌هاي حضرت عيسي مسيح(ع) را تحت‌الشعاع قرار داده است اين اختلاط باعث اختلال در اصول اساسي مسيحيت مانند روحانيت، سادگي، فروتني، مهرباني و بخشندگي است.
كريسمس برهه‌اي افتخارآميز از سال است، اما هر ساله چهره حضرت عيسي(ع) و آموزه‌هاي وي بيشتر و بيشتر از اين مراسم رخت برمي‌بندد. ولي به هر حال، نكته مثبتي هم دارد كه اگر نبود، روابط خانوادگي از انچه امروزه ديده مي شود بدتر بود و درواقع، تنها فرصتي است كه خانواده‌ها تلاش مي‌كنند، پيوندهاي شكسته‌شده‌شان را ترميم كنند.

در جنگ جدايي دين از مدارس و دولت، كريسمس پيروزي بزرگي در بازگرداندن روحانيت به زندگي فرد است. واقعا خجالت‌آور است كه به جاي كريسمس مبارك از الفاظي مانند تعطيلات مبارك و تبريكات فصلي استفاده شود كه بيشتر ناشي از تمايلات تجاري است. انكار مسيحيت در جشن‌هاي كريسمس به هيچ‌كس كمك نمي‌كند. درواقع ما مسلمانان از وجود محتواهاي بيشتر مسيحيت استقبال مي‌كنيم و احترام خود را به روش خودمان و با برپايي جشن به حضرت مريم(س) و فرزندش نشان مي‌دهيم.
در حالي كه عده‌اي مي‌كوشند تا مسلمانان و مسيحيان را از هم جدا كنند، ما با نيرويي جدايي‌ناپذير با يكديگر متحد مي‌شويم؛ نيرويي كه پيام عشق، صلح و آموزه‌هاي فراموش‌ناشدني حضرت عيسي(ع) بوده و از سوي پيروان هر دو دين پذيرفته شده است.
اين جمله فراموش‌ناشدني است: عيسي پسر مريم گفت: دنيا يك پل است، از آن بگذريد، اما خانه‌اي بر آن نسازيد. كسي كه به روز آخرت معتقد است، اميد به ابديت دارد، اما اين دنيا، تنها يك ساعت است. آن را در ستايش و دعاي خداوند براي آسايش در روزي ناديده بگذرانيد؛ اين جمله‌اي است كه بر سردر بزرگ‌ترين معماري مسلمانان، مسجد ساخته شده توسط امپراتور اكبر در استان آگرا در شمال هند نوشته شده است.
چرا تولد حضرت عيسي(ع) در همه جهان جشن گرفته مي‌شود، به ويژه در آمريكا، اما پيام صلح و عشق وي تقريبا ناديده انگاشته مي‌شود؟

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 12:12 توسط فرید |

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

نورافشاني به مناسبت عيد غدير خم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیمErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

  شب گذشته مراسم و جشن هاي در تهران و ديگر شهر ها داشتيم كه به مناسبت عيد غدير خم در پايتخت هم آتش بازي به پا بود و رنگ خاصي به اين شب داده بود به همين منظور گلچيني از اين عكس ها رو آماده كردم اميد وارم راضي كننده باشد

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
لطفا تا باز شدن كامل عكسها کمی صبر کنید!!!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه
Show P
icture را انتخاب كنيد

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 8:42 توسط فرید |

.نسل من عوض نشده ! نسل من اگر نقابی بر چهره‌ دارد از آن روست که سرخی سیلی زمانه را از دیگران بپوشاند .اگر که برقی در چشمانمان نيست از آن روست که از آنها برای یافتن آنچه که دلخواهمان بود شب و روز کار کشیدیم. ما جای زخم‌هایمان را پوشانديم تا دوباره برخیزیم؛ ما همواره نام کسی که در خواب‌هایمان بود فریاد کردیم تا در بیداری با او زندگی کنيم .ما عوض نشده‌ایم ،بلکه تنها دست به هر خس و خاشاکی بردیم تا دست دوستی را بیابیم و با گرمی‌اش بدانیم که زنده‌ایم؛ پینه‌ی دستانمان نشانه‌ی تلاش‌ا‌ند و ناکامی‌ پس آن

ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي  ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.


شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.  

    

در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .

دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.

يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) نامند . 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 7:51 توسط فرید |

دكتر احمد قهرمان، استاد برجسته گياه شناسي، كه از او به‌عنوان پدر علم گياه شناسي ايران نيز ياد مي‌شود، در پي يك بيماري كوتاه مدت درگذشت.

وي طي نيم قرن تدريس، لحظه‌اي از پژوهش و تحقيق بازنايستاد كه حاصل آن بيش از 40 كتاب در زمينه‌هاي مختلف گياه شناسي است.

از جمله تاليفات وي، مجموعه فلور رنگي ايران است كه مهم‌ترين مرجع تحقيق در باره جغرافياي گياهي ايران به شمار مي‌رود.

دريافت مدال طلاي اينشتين و جايزه سازمان يونسكو، مدال طلاي جشنواره خوارزمي، انتخاب كتاب كورموفيت‌هاي ايران وي به‌عنوان كتاب سال در دوره سيزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از سوي وزارت فرهنگ و  ارشاد اسلامي، برخي از افتخارات اين چهره ماندگار علمي است.

قهرمان در سال 1307 در بابل به دنيا آمد و پس از 80 سال عمر پرثمر علمي با زندگي وداع كرد و در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

دوستداران علم به‌ويژه جامعه دانشگاهي روز پنجشنبه  از ساعت 13 الي 14:30 ياد و خاطره او را در مسجد جامع شهرك قدس(شهرك غرب) گرامي مي‌دارند.

گروه محيط‌زيست روزنامه همشهري درگذشت اين استاد گرانقدر را تسليت مي‌گويد. از خداوند متعال براي بازماندگان صبر و براي آن مرحوم، آمرزش الهي مسألت داريم.

تاریخ درج: 20 آبان 1387 ساعت 22:21 تاریخ تایید: 20 آبان 1387 ساعت 22:41 تاریخ به روز رسانی: 20 آبان 1387 ساعت 22:40
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 6:15 توسط فرید |

رفع شبهات با تولد امام جواد «ع»

مردي خدمت امام رضا «ع» رسيد و گفت : آقا ! امام بعد از شما چه كسي خواهد          بود ؟ « چون مي دانيم كه امام رضا «ع» تا اواخر عمرشان فرزند دار نشده بودند. شايد تا سن 47 و 48 سالگي فرزندي نداشتند و همين مطلب ميان مردم موجب بحث و گفتگو شده بود و گروه شيعه معتقدند از امام حسين «ع» به بعد ، هر امامي داراي فرزندي جانشين پس از خود مي باشد تا امام دوازدهم و يكي از علائم امامت را فرزند دار بودن هر امام مي دانند » و لذا وقتي مي ديدند امام رضا «ع» به سن كهولت رسيده و فرزندي ندارد ، شبهه اي در برخي از اذهان به وجود مي آمد و در امامت امام رضا «ع» به شك و ترديد مي افتادند و قهراًَ امامت امامان پيشين «ع» نيز زير سئوال مي رفت و سرانجام به نبوت و رسالت و اصل ديانت سرايت مي كرد و لذا وقتي امام جواد «ع» متولد شد ، تمام اين شبهات از بين رفت و اساس ديانت تحكيم شد و به همين جهت امام رضا «ع» فرمود :

 

«هذا المولود الذي لم يولد في الاسلام مثله مولود اعظم بركه علي شيعننا منه » [1] :

 

اين است آن مولود مباركي كه با بركت تر از او در اسلام براي شيعه ما متولد نشده است ! زيرا با آمدنش امامت پدر و همچنين امامت آبا و اجداد گذشته اش را تثبيت و اساس ديانت را تحكيم كرد . پس از تولد نيز به خاطر كمي سنش سوالاتي از پدر بزرگوارش مي كردند. از جمله آن مرد از امام «ع» سوال كرد :

 

« فان كان كون فالي من ؟ » :

« اگر حادثه اي پيش آمد [ و شما از دنيا رفتيد ] به سوي چه كسي بايد برويم »؟

 

 

امام با دستشان اشاره به امام جواد «ع» كردند كه بچه سه ساله اي بود و در حضور پدر ايستاده بود . مرد از روي تعجب گفت :

« و هو ابن ثلاث سنين » :

« اين بچه سه ساله » ؟

 

امام «ع» فرمود :

« و ما يضره من ذلك و قد قام عيسي بالحجه و هو ابن اقل من ثلاث سنين » [2]

« كودك بودن ، منافات با امام بودن ندارد . [ قرآن صريحاً فرموده : ] عيسي «ع» قيام به حجت كرد در حالي كه سنش كمتر از سه سال بود » !

 

« قال اني عبدالله آناتي الكتاب و جعلني نبيا » [3] :

« گفت ، من بنده خدايم ، پروردگار من به من كتاب داده و پيامبرم كرده است » .

 

وقتي يك كودك نوزاد از جانب خدا نائل به مقام نبوت شده باشد ، آيا تعجب دارد كه امام جواد «ع» در سن سه سالگي از جانب خدا نائل به مقام امامت گردد ؟!

 

 

امام جواد «ع» جلوه اي از قدرت علمي خود را نشان مي دهد !

در يكي از گذرگاههاي مكه يا مدينه امام جواد «ع» در حالي كه بيست و پنج ماه يعني دو سال به اضافه يك ماه از عمر شريفش گذشته بود دست در دست خادمش عبور مي كرد . در سر راه به انبوه جمعيتي رسيدند كه مقابل مسجد اجتماع كرده بودند . آنجا امام «ع» مصلحت ديد كه گوشه اي از مقام معنوي و قدرت علمي خود را ارائه كند تا پاره اي از شبهات كه در اذهان بعضي از مردم بود برطرف گردد . دست از دست خادمش كشيد ، داخل مسجد شد و روي پله منبر ايستاد و به ايراد سخن پرداخت . مردم از هر طرف رو آوردند و با تعجب و حيرت گوش فرا دادند :

 

« بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله الذي خلقنا من نوره و اصطفانا من بريته و جعلنا امنا علي خلقه و وحيه » :

« حمد و سپاس خدايي را كه كه را از نور خودش آفريد و از ميان مخلوقاتش برگزيد و ما را امين بر خلق و وحيش گردانيد » .

 

« معاشر الناس انا محمدبن علي الرضا ابن موسي الكاظم ابن جعفرالصادق ... » :

« مردم ! من محمدم پسر علي رضا پسر موسي كاظم پسر صادق ... » .

 

 

همين طور آبا كرام خود را نام برد تا رسيد به : « ابن اميرالمومنين علي بن ابيطالب و ابن فاطمه الزهرا بنت محمد المصطفي » : پس از بيان مطلبي فرمود :

«... اني و الله لاعلم ما في سرائرهم و خواطرهم ...» :

«... به خدا قسم من آنچه را كه مردم در باطن خود دارند و به آن مي انديشند مي دانم...»

 

« ... و اني و الله لاعلم الناس اجمعين بما هم اليه صائرون ... » :

« ... به خدا قسم من عالم ترين مردمم به آنچه كه در آينده به آن خواهند رسيد و آن وقايع را خواهند ديد ... » .

 

«...علما قد نبانا الله تبارك و تعالي قبل الخلق اجمعين و قبل بنا السماوات و الارضين» :

« ... اين علمي است كه خدا پيش از آفريدن تمام خلق و پيش از بناي آسمان ها و زمين به ما آموخته است ...» .

 

« و ايم الله لو لا تظاهر الباطل علينا و توثب اهل الشرك و الشك و الشقاق علينا لقلت قولا يعجب منه الاولون و الاخرون » :

« به خدا سوگند ، اگر اين نبود كه فعلاً ما روي مصلحت در مقابل همدست بودن اهل شرك و نفاق ، موظف به سكوت هستيم سخني مي گفتم كه اولين و آخرين را به تعجب وا مي داشت » .

 

 

آنگاه دست به دهان خود گذاشت و خطاب به خودش فرمود :

« يا محمد اصمت ما صمت آباك و اصبر كما صبر اولوالعزم من الرسل » :

« محمد ! ساكت باش آن چنان كه پدرانت سكوت كردند . شكيبايي كن آنچنان كه پيامبران اولوالعزم شكيبايي كردند » .

 

 

از منبر پايين آمد ، دست به دست خادمش داد و حركت كرد . انبوه جمعيت در حالي كه انگشت حيرت به دندان مي گزيدند با احترام و ادب كوچه باز مي كردند و مي گفتند :

« ... الله اعلم حيث يجعل رسالته ... » [4]: [5] 

« ... خدا خوب مي داند كه رسالتش را كجا قرار دهد [ و چه كساني را به رسالت خود برگزيند و به هدايت مردم برانگيزد ] ... ».

 

 

چگونه علي بن خالد زيدي مذهب ، شيعه امامي مي شود ؟

مردي به نام علي بن خالد كه زيدي مذهب بود « پس از امام سجاد «ع» به امامت زيدبن علي پسر آن حضرت معتقد بود و اعتقاد به امامت امام باقر«ع» و امامان پس از آن حضرت نداشت » . او مي گويد : در سامرا شنيدم مردي را از شام دستگير كرده و زنجير به گردنش نهاده و آورده و اينجا زندانيش كرده اند آن هم به جرم اينكه ادعاي نبوت كرده است ! من از اين حرف تعجب كردم كه مگر آدم عاقلي هم ممكن است در ميان مردمي كه خاتميت پيامبر اكرم «ص» را از ضروريات مي دانند ادعاي نبوت كند ؟!

 

تصميم گرفتم او را از نزديك ببينم. با زندانبانان ارتباط برقرار كردم و داخل زندان رفتم. او را مردي عاقل و فهميده و منظم ديدم. از جريان كارش پرسيدم گفت : من در شام در مكاني كه به نام راس الحسين معروف است اشتغال به عبادت داشتم. روزي مرد جواني مقابل من ظاهر شد و به من گفت : برخيز همراه من بيا . من گويي كه اختيار از دست داده باشم بي درنگ از جا برخاستم و همراهش رفتم و ناگهان خود را در مسجد كوفه ديدم و حيرت زده شده ! گفت : اينجا را مي شناسي ؟ گفتم : بله، مسجد كوفه است. به نماز ايستاد و من هم مشغول نماز شدم. پس از نماز برخاست و به من گفت : بيا . پس از چند قدم ديدم مسجدالنبي در مدينه است ! به نماز ايستاديم و پس از زيارت و نماز خود را در مكه و مسجدالحرام ديدم ! به تبعيت از او مناسك را انجام دادم . ناگهان به خود آمدم و ديدم در همان مكان اول خودم در شام و راس الحسين هستم و جز من كسي اينجا نيست !! در حيرت فرو رفتم كه آيا خوابي بود ديدم ؟! پس از گذشت يك سال باز همان جريان تكرار شد و آن آقا آمد و با هم به كوفه و مدينه و مكه رفتيم و برگشتيم !

 

من فهميدم اين خواب نيست و يك سير واقعي است ! تا خواست از من جدا بشود ، دست به دامنش زدم و گفتم : تو را قسم مي دهم به حق همان خدايي كه اين قدرت را به تو داده است بگو كه هستي ؟ پس از تامل طولاني گفت : من محمدبن علي بن موسي هستم ؟! اين را گفت و از چشمم ناپديد شد . فهميدم او امام جواد «ع»بوده است . اين جريان را من به بعض دوستان گفتم و در ميان مردم نقل شد تا به گوش وزير خليفه عباسي محمدبن عبدالملك زيات رسيد . او كه آدمي متكبر جبار و دشمن سرسخت آل علي «ع» بود از شنيدن اين منقبت از امام جواد «ع» سخت برآشفت و دستور داد مرا به تهمت اينكه ادعاي نبوت كرده ام ، دستگير و زنجير به گردن اينجا بياورند و زندانيم كنند.

 

علي بن خالد مي گويد : من دلم به حال او سوخت و گفتم : شايد اشتباهاً يا مغرضانه چنين گزارش به وزير داده اند . تو خودت شرح حال خود را بنويس و من از طريقي به وزير مي رسانم ، اميد است راه نجاتي يافته شود . او نوشت و من هم به وزير رساندم . وقتي جواب آمد ، ديدم پايين همان نامه نوشته : بگو همان كسي كه آمده تو را از شام به كوفه و مدينه و مكه برده و برگردانده است بيايد و از زندان نجاتت بدهد !!

 

من ديدم او مطلب را به مسخره گرفته است و آن مرد بي پناه هيچ راهي براي خلاصي از زندان نخواهد داشت . اندكي براي آرامش خاطر او با او صحبت كردم و    رفتم . فردا آمدم كه باز ببينم و با او انس بگيرم ، ديدم بيرون زندان بسيار شلوغ است و زندانبانان و پاسبانان مضطربانه به هر طريقي مي دوند و پرس و جو مي كنند. از زندانبان كه با او آشنا شده بودم پرسيدم : چه شده است ؟ گفت : آن زنداني شامي از ديشب ناپديد شده است ! با اينكه درهاي زندان بسته بوده معلوم نيست چه شده ؟! آيا به زمين فرو رفته يا به آسمان صعود كرده ؟! من پيش خود گفتم : او نه به آسمان صعود كرده و نه به زمين فرو رفته بلكه همان كسي كه او را از شام به كوفه و مدينه و مكه برده و برگردانده ، همان كس آمده او را از زندان نجات داده است . آنگاه همين علي بن خالد كه زيدي مذهب بود مي گويد : از آن لحظه من مستبصر شدم و از مذهب انحرافي خود برگشتم و شيعه امامي شدم .

 

حاصل آنكه قدم اول در مسائل مربوط به امامت اعتقاد به اصل لزوم امامت براي به دست آوردن حقايق ديني در دنيا و تامين حيات و سعادت ابدي در آخرت است . قدم دوم معرفت و شناخت امام در حد توانايي و امكان و قدم سوم تبعيت و پيروي كامل از تعليمات امام مي باشد
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8:33 توسط فرید |

امروز میلاد امام رضا(ع) "آن اکمل و اشرف و اصفی و الطف نفوس در آن عصر خود" است. برهمه یارانش مبارک. با امید اینکه بتونیم از پیروان راستین و زایران حقیق ایشون باشیم برای امروز این بخش از "زیارت حضرات معصومین(ع)" رو از کتاب امامت و نبوت صفحه 189 انتخاب کردم.

اگر توصیه شده که زایر از لسان محبوبین الهی بخواهد «اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتک و الثناء علیک» اشاره است بر سعی و مجاهدت در تحقق شرایط باطنی آن امور، و دریافت این حقیقت که بدون تسلیم و تبعیت، از تکرار مکرر ذکر لفظی، ظهارت و صفای قلبی حاصل نشده و لسان باطنی ذاکر الهی نگردد.

اگر زایر به پیشگاه مقربین الهی عرض می‌کند: «السلام علیک یا حجة‌الله» ضمن طلب نزول رحمت الهی بر آنان، اعلام می‌دارد: ای حجت الهی! همچنان که شما مظهر اعلای سلام، رحمت و امنیت برای بندگان خدا هستید، من هم متعهد می‌شوم که خود چنین باشم و هیچ‌گونه آسیب از ناحیه من به شما و دین اسلام نرسد، که در صورت جمع شرایط از جانب آن بزرگواران هم پاسخ داده می‌شود. اما در قبال سلام و حال و رفتار فاقد محتوی، محال است که زابر پاسخی دریافت دارد. مردان الهی همیشه از روی حقیقت سلام کنند و این منصب عظمایی برای آنان است.

زایر باید عارف به حق او باشد «عارفاً بحقه» یعنی کمال توجه به شخصیت مرز نماید و دریابد که آن محبوبین الهی، مطیع محض فرمان خدا بوده، با مجاهدات خود فرمان الهی را به سایرین نیز رساندند، این است که زایر آنجا شهادت می‌دهد:

«اشهد انک قد بلغت الرسالة» ای ولی حق! من شهادت می‌دهم که تو رسالت و فرمان خدا را در حد اعلا ابلاغ نموده‌ای. چنین اعتراف و شهادت، تعلیمی است الهی! من نیز عهد می‌کنم به رسالت تو عالم و عامل شوم و مراحلی را که این بزرگواران طی کردند، بپیمایم و فرامین و احکام ظاهر و باطن را ابلاغ نمایم.

 

«و اقمت الصلوة» شهادت می‌دهم ای نور الهی که تو نماز بپا داشتی و به مقتضای آیه «انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر» معنی کمالیه «فصل» یعنی فرمانهای باطنی و ظاهری نماز در تو تحقق یافت و با مجاهدت خود سایرین را نیز از این معانی برخوردار کردی. «و اتیت الزکوة» ای ولی خدا‍! شهادت می‌دهم که تو زکوة دادی و با اشتیاق کامل بسوی خدا سیر نمودی. چه زکوة در اصل، بهتر و گزیده هر چیز و در حقیقت علتی‌ست برای تزکیه و تحلیه دل. لذا زایر متذکر می‌شود: الهی! من عهد می‌کنم که چنین زکوة پردازم و با تمام وجود بسوی تو و محبوبانت حرکت کنم.

«و امرت بالمعروف و نهیت عن‌المنکر و عبدت الله مخلصا و جاهدت فی سبیل الله حتی اتیک الیقین» ای نور حق! تو امر به معروف و نهی از منکر را در بهترین وجه بجا آوردی و با اخلاص مطیع فرمان حق شدی و خالصانه در راه حق جهاد کردی تا یقین برایت آمد. من نیز پیمان می‌بندم که این وظایف را با استمداد و توفیق تو در حد اعلا بجا آورم.

در صورت تحقق این میثاق الهی، زیارت مبارک است بر زایر، اما بدون توسل قلبی و جمع شرایط، حرکت به سوی اماکن مقدسه، از منکرات است نه از طاعات و عبادات، موجب ابعدیّت است نه اقربیّت، زیرا خدای تبارک و تعالی، مشاهد متبرکه را به سبب وجود آن بزرگواران به شرافت رسانده و دارای آثار معنویه کمالیه قرار داده است. 

--

این دو جمله هم از گفته‌های ایشون:

 × اگر چهار خصلت و صفت در کسی نباشد، امیدوار به سعادت دنیا و آخرت نگردد: وفا به عهد، کرم و بخشش در طبیعت، عزّت نفس و خوف از خدا.

× و همچنین فرموده‌اند: ایمان مافوق اسلام، و تقوی مافوق ایمان، و یقین مافوق تقوی است. و نیز فرموده: تقسیم نشده است بین بندگان خدا چیزی کمتر از یقین.

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8:26 توسط فرید |

29سال پيش درچنين روزي - 7آبان ماه سال1358هجري شمسي: درپي ورود شاه مخلوع ايران به آمريكا و حمايت دولت اين كشور ازاو، مردم مسلمان و مبارز كشورمان تظاهرات گسترده‎اي عليه وي برپا كردند. آنان دراين راهپيمايي باشكوه خواستار استرداد شاه مخلوع شدند. همچنين حضرت امام خميني)ره( ضمن ايراد سخنراني فرمودند: «تمام گرفتاريهاي ما و مسلمين ازآمريكاست بشكند قلمهايي كه براي اينها كار مي‎كنند و بريده شود زبانهايي كه به نفع اينها صحبت مي‏كند.»

28 سال پيش درچنين روزي - 7آبان ماه سال 1359هجري شمسي: حسينعلي راشد مفسّر قرآن و عالم به علوم اسلامي بدرود حيات گفت. استاد راشد علاوه بر احاطه برتاريخ، ادبيات و مسائل اجتماعي درفقه و فلسفه، متبحّر بود و مدّتهاي مديد در دانشكده الهيات و معارف اسلامي آن زمان تدريس مي‏كرد. ايشان براي اصلاح جامعه تربيت فردي را مقدم برهمه چيز مي‏دانست و معتقد بود تا يك يك افراد جامعه تربيت نشوند، و روح ذايل اخلاقي پاك نشود جامعه اصلاح نخواهد شد. آثار بجاي مانده از استاد راشد دو فيلسوف شرق و غرب؛ اسلام قرآن؛ و فضيلتهاي فراموش شده مي‏باشند.

15 سال پيش درچنين روزي - 7آبان ماه سال1372هجري شمسي: دكترمحمد كاظم خواجويان استاد برجسته تاريخ و محقق گرانقدر ايراني درگذشت. دكترخواجويان علاوه بر تلاش بي دريغ براي نشر تفكراسلامي دردانشگاه با محافل اسلامي ارتباط برقرار مي كرد. وي از نمونه ها و مصاديق بارز مردان الهي بودكه درسايه تلاش صادقانه دردانشگاه فردوسي مشهد و هيئت امناي دانشگاههاي شمال شرقي به عنوان صاحبنظري متعهد نام خود را جاودانه ساختند.

956 سال پيش درچنين روزي - 28شوال سال473هجري قمري: سنايي غزنوي شاعرپرآوازه ايران زمين، درغزنين متولد شد. سنايي ازاستادان مسلّم شعرفارسي بشمارمي‎رفت. اين شاعرعارف، ذوق و قريحه شاعري خويش را دردربارغزنويان درقالب مديحه آشكاركرد. اما بعد ازتغييرات روحي كه دروي پديد آمد، ديگرمدح دردرباريان و حاكمان را نگفت و تحوّلي شگرف درسروده‎هايش روي داد. سنايي پس ازاين دگرگوني روحي به سفرحج رفت و مرد حقيقت و پيرطريقت شد. اين شاعرعالم بعد از بازگشت ازحج، مدتي دربلخ بسربرد و سپس درسال518هجري به غزنين مراجعت كرد و به خلق آثارخويش پرداخت. ازجمله آثارسنايي «طَريقُ التَّحقيق و حَديقةُ الحَقيقَة» را مي‎توان نام برد. گفتني است كه الهي نامه و مثنوي سِيرُالعِباد اِلَي المَعاد ازيك طرف معرف استادي و مهارت سنايي درسبك خراساني است و ازطرف ديگر مسلك عرفاني و عقيده مذهبي سنايي را نشان مي‎دهد.

777 سال پيش درچنين روزي - 28 شوال سال652هجري قمري: « شمس الدين عبدالحميد خسروشاهي» ازحكيمان مشهورايراني درشهردمشق بدرود حيات گفت. وي درحكمت، طب و علوم شرعي ازاستادان زمان خود بود و همواره به مطالعه شخصي و آموزش طالبان علم اشتغال داشت. خسروشاهي درسال580هجري قمري درتبريزبدنياآمد و پس از تحصيل مقدمات ادب، حكمت و كلام نزد امام فخررازي به مُهِتشان رفت. اين حكيم بزرگوارمدتهادردمشق زندگي كرد و ازدانش علماي اين شهربهره برد. ازآثارشمس الدين خسروشاهي مختصرمنطق شفاي ابوعلي سينا را مي‎توان نام برد.

68 سال پيش درچنين روزي - 28اكتبرسال 1940ميلادي: حمله نيروهاي دولت فاشيست ايتاليا به كشور يونان آغاز گشت. اين حمله درآستانه جنگ جهاني دوم در اروپا صورت گرفت. دراين هنگام كه دولت ايتاليا به طور رسمي با نازي‏ها پيمان اتحاد منعقد كرده بود. موسوليني رهبر حزب فاشيست اين كشور دستور حمله قواي200000 نفري ايتاليا را به يونان صادر كرد. ولي با مقاومت مردم يونان مواجه گشت و شكست خورد. قواي ايتاليا بعد از اين شكست به آلباني عقب نشيني كرد.

64 سال پيش درچنين روزي - 28اكتبرسال 1944ميلادي: بلغارستان يكي از ممالك متحد آلمان درجنگ جهاني دوم شرايط تسليم بدون قيد و شرط روسيه را پذيرفت و به اين ترتيب يكي از ممالك متحد و تحت سلطه آلمان از صحنه عمليات جنگ خارج شد. قراردادي كه در اين روز بين نماينده دولت بلغارستان و نماينده دولت روسيه به امضاء رسيد، معين كرد كه بلغارستان تا پايان جنگ در اختيار روس‏ها باقي بماند. قابل توجه است كه اين قرارداد در شهر مسكو منعقد گرديد.

11 سال پيش درچنين روزي - 28اكتبرسال1997ميلادي: پاركرهارت ازطراحان اصلي سياست خارجي امريكا درخاورميانه ازدنيا رفت. هارت بعد از اتمام تحصيل درمقام كارشناسي مطالعات و تاريخ خاورميانه دروزارت امورخارجه امريكا به كارمشغول شد. هارت برزبانهاي عربي و تركي تسلط كامل داشت و سالها سفرامريكا دركشورهاي خاورميانه بود. پاركرهارت مدتهاي طولاني هم معاون وزير امورخارجه امريكا بود و سپس مديريت انستيتو سرويسهاي خارجي امريكا را به عهده داشت. پاركرهارت طرح قرارگرفتن امريكا را بجاي انگليس درخاورميانه تهيه كرد. ازنظرهارت خاورميانه منطقه كليدي براي امريكاست و امريكا به علت موقعيت چغرافيايي خاورميانه و نيز وجود نفت دراين منطقه ممكن نيست ازآن چشم بپوشد و بازهم ابرقدرت بماند.

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 6:36 توسط فرید |

امروز شنبه 27 مهر ماه سال 1387 هجري شمسي؛ برابر با 18 شوال سال 1429 هجري قمري و 18 اکتبر سال 2008 ميلادي

16 سال پيش درچنين روزي - 27مهرماه سال 1371هجري شمسي: استاد حبيب الله بديعي نوازنده كم نظير و موسيقي دان برجسته معاصر دارفاني را وداع گفت. بديعي از كودكي با موسيقي بخصوص با آثار استاد صبا آشنا شد و به آموختن ويلن پرداخت. ايشان از سال1328هجري شمسي تكنوازي را در برنامه هاي راديويي آغاز كرد اما همكاري خود را با راديو بطور رسمي از سال 1331هجري شمسي آغاز كرد. استاد بديعي علاوه بر نوازندگي سازتنها از سال 1337هجري شمسي در اركستر گلها مشغول كارشد و دركنارآن مسئوليت اداره موسيقي را بعهده داشت. ازاستاد بديعي بيش از 200آهنگ باقيست كه نخستين آنها با نام «ماه كنعان» دردستگاه ماهور اجرا شد.

1062 سال پيش درچنين روزي - 18شوال سال367هجري قمري: «عِزُّ الدّوله ديلمي» دومين حاكم ازسلسله ديالمه بغداد، و فرزند مُعِزُّ الدّوله كشته شد. عزُّ الدوله بعد ازپدر به اِمارت نشست اما به سبب خوشگذرانيهاي مرسوم شاهان و بي‎تدبيري ازامور مملكتي غافل شد. دردوران حكومت عزُّالدوله تركان كه ازبهترين جنگجويان سپاه ايران بودند عَلَم طغيان برافراشتند. همچنين عَضُدُ الدّوله ديلمي كه همواره به عزُّ الدوله حسادت مي‎ورزيدند ازفارس به طرف بغداد لشكركشي كرد. عضُدُالدّوله دراين حمله عزُّالدوله را دستگيركرد اما به درخواست پدرخود ركنُ الدّوله او را آزاد ساخت. عضُدُالدّوله درحمله دوم خود به بغداد درزماني كه پدرش از دنيا رفته بود مجدداً عزُّ الدوله را دستگيركرد و اين باراو را به قتل رساند.

870 سال پيش درچنين روزي - 18شوال سال559هجري قمري:« محمّدبن احمد بن ادريس حِلّي » ديده ازجهان فروبست و به ديار باقي شتافت. ابن ادريس حِلّي ازكودكي فراگيري علوم ديني را آغازكرد و پس ازگذشت چندسال درايام جواني فقيهي متبحرو عالمي برجسته شد. ازآثارابن ادريس حلّي « سِرائِر» را مي‎توان نام برد كه ازمتون معتبرشيعه بشمارمي‎رود. همچنين «مُنتَخَبِ تِبيانِ شيخ طوسي» ازديگرآثاروي محسوب مي‎شود.

175 سال پيش درچنين روزي - 18شوال سال1254هجري قمري: حاج ميرزا حسين نوري ازفقيهان پرآوازه مازندران درشهر نور بدنيا آمد. حاج ميرزا حسين پس ازاتمام تحصيلات مقدماتي، هَمّ خود را به كسب علم حديث معطوف داشت و ازمحدثان معتبرو توانا شد. حاج ميرزا حسين نوري اندوخته‎هاي علمي خود را درآثارمكتوبش براي بازماندگان به يادگارگذاشته است. ازآثاراو« دارُالسَّلام، اَخبارُ حفظِ القُرآن و رساله‎اي درتاريخ مواليد ائمه)ع(» را مي‎توان نام برد.

127 سال پيش درچنين روزي - 18شوال سال1302هجري قمري: شيخ حسين بَحراني قطيفي ازنوادگان شيخ احمدآل بَحراني درنجف بدنيا آمد. بَحراني قطيفي مدتها همراه پدرخود درقَديح زندگي مي‎كرد ازاين رو به قَديحي نيزمشهوراست. بحراني درقديح كتابخانه‎اي تأسيس كرد و آثارمتعدد به نظم و نثرنوشت. ازجمله آثاراو«رياضُ المَدح و الرِّثاء لِسّاداتِ النُّجَبا، نُزهَةُ النّاظِر، تَصريحُ القُلُوب، منظومه‎هايي درامامت و ديوان اشعاري دررثاي ائمه اطهار)ع(» را نام برد.

77 سال پيش درچنين روزي - 18اكتبرسال1931ميلادي: توماس آلوااديسون مخترع لامپ برق در84 سالگي درگذشت. او درفوريه سال1847ميلادي درامريكا متولد شد. اديسون تحصيلات دانشگاهي نداشت و تنها ازطريق پرسش و پاسخ و با آزمايشهاي فراوان دانش و آگاهي خود را افزايش داد. او در10سالگي آزمايشگاه شيمي دايركرد و بطورگسترده به آزمايشهاي مختلف شيميايي پرداخت. نخستين اختراع اديسون ثبت كننده راي و مهمترين اختراعش لامپ برق بود كه درسال1879ميلادي آن را به جهانيان عرضه داشت. گفتني است كه اديسون بيش از1300اختراع را بنام خود ثبت كرده كه ازآن ميان مي توان به اختراع فرستنده و گيرنده خودكارتلگراف، ميكروفن ذغالي براي تلفن و نخستين گرامافون اشاره كرد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 7:26 توسط فرید |

هفته تربيت بدني همه ساله از 26 مهر تا دوم آبان به منظور آشنايي جامعه با اهميت و اثرات کاربرد ورزش در زندگي فردي و اجتماعي، اشاعه و توسعه و ترويج ورزش در خانه و خانواده و هدايت و ارشاد جامعه به ورزش هاي همگاني برگزار مي شود. ورزش و فعاليت فيزيکي در سلامت روان نيز مؤثر است. مطالعات نشان مي دهد که موارد افسردگي، اضطراب و .... در اثر فعاليت فيزيکي بهبود يافته و ورزش به عنوان يک عالم حمايتي در درمان بيماري رواني پذيرفته شده است. ورزش و فعاليت جسماني به همراه رژيم غذايي مناسب، عدم استعمال مشروبات الکلي ودخانيات و انجام مراقبت هاي دوره اي، در پيشگيري از بيماري ها و رسيدن به بالاترين سطح سلامتي و بازدهي اقتصادي و اجتماعي نقش دارند. ورزش هاي سبک مانند پياده روي، باعث مصرف انرژي شده و سهم بسيار مهمي در کنترل وزن و کاهش چربي در بدن دارد. همچنين فعاليت فيزيکي سبک و منظم از طريق تقويت کارکردهاي ايمني، باعث افزايش سطح فعاليت سيستم ايمني در بدن شده و در پيشگيري از سرطان مؤثر مي باشد

سازمان تربيت بدني و ورزش

اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به دليل اهميت مقوله تربيت بدني و ورزش در زندگي روزمره مردم، بر لزوم توسعه آن در بين آحاد مردم تأكيد كرده است، به گونه اي كه براي گسترش ورزش، تشكيلاتي شامل: سازمان تربيت بدني، كميته ملي المپيك، فدراسيون ها و هيأت ورزشي، تربيت بدني وزارتخانه هاي آموزش و پرورش، علوم، تحقيقات و فناوري، كار و امور اجتماعي، نيروهاي مسلح و � شكل گرفته اند. از جمله مهمترين وظايف اين تشكيلات ورزشي، فراگير كردن ورزش و ايجاد زمينه لازم براي تحقق برنامه �ورزش براي همه� است.

اهداف

پرورش نيروي جسماني و تقويت روحيه سالم در افراد و توسعه و تعميم ورزش و هماهنگ ساختن فعاليتهاي تربيت بدني و تفريحات سالم و همچنين ايجاد و اداره امور مراكز ورزشي به منظور تحقق اهداف جمهوري اسلامي ايران

وظايف اساسي

ـ توسعه و تعميم ورزش و پرورش نيروي بدني و تقويت روحيه سالم در افراد كشور.

ـ تعليم و تربيت مربي و معلم ورزش در سراسر كشور.

ـ تأسيس و تجهيز و اداره ورزشگاهها ( استاديومها ) و اردوگاهها و پلاژها و ميدانها و مراكز اسكي و ساير مراكز ورزشي تابع سازمان تربيت بدني و كمك به توسعه آنها.

ـ صدور و لغو پروانه باشگاهها و تعيين صلاحيت اخلاقي مديران مراكز ورزشي و تفريحات سالم كشور و نظارت بر فعاليتهاي آنها طبق آيين نامه مصوب فوق الذكر

ـ همكاري و راهنمايي فدراسيونها و هيئت هاي ورزشي از نظر حسن اجراي وظايف اداري و مالي و برنامه ورزشي.

ـ ايجاد و اداره مؤسسات لازم براي تربيت معلم ورزش طبق مقررات قانوني.

ـ بازرسي و نظارت در امور فني مربوط به ورزش و تربيت بدني در مدارس و دانشگاهها و آموزشگاههاي عالي و ساير سازمان هاي دولتي و نهادهاي انقلابي

كميته ملي المپيك ايران

تعريف و هدف كميته ملي المپيك جمهوري اسلامي ايران كه در اساسنامه �كميته� ناميده مي‏شود و بر اساس اصول اساسنامه كميته بين المللي المپيك، به منظور حمايت از نهضت المپيك و بازي هاي مربوط به آن و همچنين ورزش آمارتوري در ايران در تاريخ 4/2/1364 تشكيل گرديد. كميته ملي المپيك جمهوري اسلامي ايران سازماني است، مستقل، غير انتفاعي، داراي شخصيت حقوقي، استقلال مالي و دور از هر گونه منظورهاي نژادي، مذهبي، سياسي و تجاري.

وظايف كميته:

ـ وظايف كميته ملي المپيك به شرح زير مي‏باشد: 1ـ تشويق و ترغيب عامه مردم به حفظ سلامت و تندرستي خود از طريق مشاركت فعال در ورزش به منظور تحقق مفهوم آيه 59 سوره انفال (و اعدوالهم مااستطعتم من قوه) و شما (اي مومنان) در مقام مبارزه، خود را مهيا كنيد.2ـ اجراي قوانين و رعايت مقررات كميته بين المللي المپيك3ـ ارتباط دائم با كميته بين المللي المپيك و كميته هاي ملي المپيك كشورها و فدراسيون‏هاي بين المللي و قاره اي و شوراهاي المپيك قاره اي براي حفظ نهضت المپيك و منافع فدراسيون‏هاي ملي ورزشي كشور. 4ـ معرفي فدراسيون‏هاي ملي و ارگان هاي ورزشي ايران به مجامع بين المللي ورزشي و حفظ حقوق آنان. 5ـ فراهم ساختن مقدمات شركت ورزشكاران منتخب ايران در بازهاي المپيك و آسيايي و بازي‏هاي همبستگي اسلامي و مسابقات بين المللي دانشجويي و دانش آموزي6ـ آشنا نمودن عامه مردم با مرام بازي‏هاي المپيك و تشويق آنان براي پشتيباني از نهضت بازي‏هاي المپيك7ـ تشكيل نمايشگاه‏هاي هنري وابسته به بازي هاي آسيايي و المپيك و جهاني. 8ـ نظارت بر اجراي اصول آماتوري در مسابقات ورزشي و كوشش در آشنا ساختن جامعه به ارزش‏هاي معنوي ورزش و رعايت اصول آماتوري در مدارس و باشگاه ها و مراكز عمومي با استفاده از وسايل ارتباط همگاني9ـ اعزام نمايندگان كشور به مجامع مربوط به بازي هاي المپيك و آسيايي و جهاني10ـ رسيدگي و اتخاذ تصميم در مورد خلاف ها و يا گزارشات واصله از فدراسيون هاي ملي و بين المللي و ارگان هاي ورزشي بين المللي عليه فدراسيون هاي ملي و ارگان هاي ورزشي كشور و مربيان، داوران و ورزشكاران11ـ تشكيل كلاس هاي آموزشي، اعم از داخلي و بين المللي در ايران با همكاري دفتر همكاري هاي بين المللي المپيك و فدراسيون هاي مربوطه و سازمان هاي ورزشي و علمي (داخلي و خارجي)و اعزام افراد به دوره هاي آموزشي دفتر همكاري هاي بين المللي المپيك12ـ تأييد و همكاري در تنظيم برنامه اعزام نمايندگان فدراسيون هاي ملي و ارگان هاي ورزشي و ايرانيان عضو سازمان هاي ورزشي بين المللي به كنگره ها و مجامعه بين المللي به هنگام برگزاري بازي هاي المپيك و آسيايي و جهاني در صورت لزوم. 13ـ همكاري در انجام امور فدراسيون هاي ورزشي آسيايي و بين المللي كه دفتر آنان در ايران مستقر است. 14ـ همكاري با فدراسيون هاي ورزشي جهت آماده نگاه داشتن افراد تيم ملي براي اعزام به بازي هاي المپيك و آسيايي. 15ـ بررسي و تطبيق اساسنامه و آيين نامه هاي فدراسيون هاي ملي ورزشي آماتوري ايران با موازين و مقررات آماتوريزم. 16ـ معرفي نمايندگان جمهوري اسلامي ايران در كميته هاي بين المللي، طبق مقررات آن كميته‏ها17ـ تشكيل جلسات مشورتي روسا و دبيران فدراسيون هاي ورزشي با هيأت اجرايي كميته و روسا و دبيران كنفدراسيون هاي مستقر در ايران هر سه ماه يك بار به منظور بررسي امور بين المللي فدراسيون ها. 18ـ تدوين و نشر اخبار و كتب و نشريات و مقالات ورزشي و هنري مربوط به المپيك فدراسيون ها و مقررات فني بين المللي19ـ اختصاص يك روز يا يك هفته در سال به نام المپيك با همكاري فدراسيون هاي ورزشي20ـ ثبت و نگهداري كليه سوابق بازي هاي المپيك و آسيايي و جهاني و ثبت حد نصاب‏ها و نتايج مقام هاي بدست آمده.21ـ تهيه و نگهداري پرونده هاي پزشكي براي كليه قهرمانان ورزشي با همكاري فدراسيون‏هاي پزشكي ورزشي كشور

سازمان و تشكيلات كميته ملي المپيك جمهوري اسلامي ايران

ـ كميته ملي المپيك ايران داراي اركان زير مي‏باشد.

ـ مجمع عمومي

ـ هيأت اجرايي

ـ دبيرخانه كل

ـ كميته تداركاتي بازي هاي المپيك و آسيايي

تعريف مجمع عمومي

مجمع عمومي بالاترين مرجع تصميم گيري كميته است كه در اساسنامه مجمع خوانده مي‏شود و افراد و مقام هاي وزرشي و غير ورزشي مختلفي تشكيل مي‏شود

تعريف هيأت اجرايي

هيأت اجرايي مسئول كليه امور اداري، مالي، فني و بين المللي كميته است كه متشكل از يازده نفر (رييس، دو نايب رييس، دبيركل، خزانه‏دار و شش نفر عضو) است كه در يكي از جلسات عادي و يا فوق العاده مجمع از بين اعضاي رسمي مجمع انتخاب مي‏شوند و تا پايان بازي هاي المپيك بعدي انجام وظيفه مي‏نمايند

ضمناً نمايندگان فدراسيون هاي ورزشي در هيأت اجرايي حداقل شش نفر خواهند بود

دبيرخانه

دبيرخانه كميته كه زير نظر دبيركل اداره مي شود، مسؤوليت اداره امور اداري و اجرايي بودجه مصوبه را داشته و دبيركل اختيار تام دارد كه كليه امور اجرايي كميته را با تصويب هيأت اجرايي انجام دهد. دبيرخانه موظف است كليه مكاتبات داخلي و خارجي كميته را تهيه و به امضاء دبيركل برساند و بر حسن جريان امور اداري و مكاتباتي و نيز نگهداري و ضبط سوابق و اسناد تنظيم صورتحساب مجمع، هيأت اجرايي و دستور جلسات مربوطه و بالاخره هماهنگي كليه امور كميته، نظارت دقيق نمايد.

كميته تداركاتي بازي هاي المپيك و آسيايي

هيأت اجرايي اعضاء كميته تداركاتي بازي هاي المپيك و آسيايي را از بين اعضاي مجمع و هيأت اجرايي يا افراد واجد شرايط ديگر انتخاب مي نمايد، اين كميته با همكاري، فدراسيون‏هاي مربوطه نسبت به فراهم ساختن مقدمات شركت ورزشكاران ايراني، تهيه وسايل مسافرت،تأمين محل اردوي آمادگي و اداره نظارت در امور قهرمانان و همراهان در بازي هاي قاره اي و المپيك، اقدام لازم را بعمل خواهد آورد

ضمناً كميته تداركاتي مي بايست حداقل هجده ماه قبل از شروع هر المپيك يا بازي هاي آسيايي تشكيل گردد و دوره عمل آن فقط براي همان دوره بازي ها مي‏باشد

بودجه كميته ملي المپيك جمهوري اسلامي ايران

ـ عوايد كميته ملي المپيك ايران عبارت است از

ـ كمك مالي كه از طرف افراد و يا سازمان ها داده مي‏شود.

ـ عوايد مسابقات ماقبل المپيك

ـ اعانه يا هدايايي كه افراد يا مؤسسات مي‏پردازند.

ـ عوايدي كه كميته در تشكيل روز يا هفته المپيك جمع آوري مي‏نمايد.

ـ عوايد اصل از فروش تمبر و سكه هاي ورزشي و علامات المپيك و آسيايي

ـ اعتباري كه از محل كمك دولت منظور شده است.

ـ كميته ملي المپيك ايران عمدتاً در جهت حصول به هدف هاي تعيين شده مندرج در اساسنامه كميته، به ويژه اجراي هر چه بهتر برنامه تداركات تيم هاي ملي كشورمان جهت شركت در مسابقات آسيايي، جهاني و المپيك و شركت فعال و منطبق با ضوابط و معيارهاي اسلامي در اين مسابقات همه ساله از زمان تأسيس تاكنون اعتباراتي را از محل درآمد عمومي دولت دريافت و به منظور فوق هزينه مي‏نموده است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:48 توسط فرید |


  امنيت چهارم


در قانون برنامه سوم توسعه كشور، به موضوع ارتقاي امنيت غذا و تغذيه توجهي خاص معطوف شده است. به اين مساله به ويژه در ماده 197 اين قانون تاكيد شده است. واحد تحقيقات ماهنامه <اقتصاد ايران>، سياست هاي پيش بيني شده بر اساس مفاد ماده 197، اقدامات انجام شده و ميزان تحقق اهداف را بر اساس گزارش سال 1384 سازمان مديريت و برنامه ريزي از عملكرد برنامه سوم توسعه، به شرح جدول ذيل خلاصه نموده است.


شوراي عالي سلامت و امنيت غذايي

موضوع سلامت، مقوله اي چند بخشي است و دستگاه هاي اجرايي متعددي در تامين و ارتقاي سلامت جامعه نقش دارند. لذا جهت تشكيل ساختاري بين بخشي با هدف ايجاد هماهنگي در سياست ها و برنامه ها، در تاريخ 5 مرداد ماه 1382 آيين نامه “شوراي عالي سلامت كشور” و برنامه اصلاحات در نظام سلامت به تاييد هيات وزيران رسيد. بر اساس ماده 14 اين آيين نامه، به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اجازه داده شده تا به منظور ارتقاي كيفيت، افزايش عدالت و كارايي نظام سلامت، برنامه اصلاحات در نظام سلامت را در استان هاي آذربايجان شرقي، خراسان، چهارمحال و بختياري و بوشهر به طور آزمايشي اجرا نمايد. لذا واحدي به عنوان “واحد كشوري نظام سلامت” با شركت نمايندگاني از سوي سازمان هاي بيمه گر، سازمان مديريت و برنامه ريزي و وزارت بهداشت در استان هاي مزبور در قالب دانشگاه هاي علوم پزشكي تشكيل شد.

كميته كشوري اصلاحات نظام سلامت نيز با تدوين آيين نامه اي، تغييراتي را در نظام سلامت شامل تمركززدايي، نظام پرداخت و ساختار ارايه خدمات عرضه نمود. قرار بود عمليات اجرايي اين برنامه در سال 1383 آغاز گردد. اما بنا بر گزارش عملكرد سال 1384 سازمان مديريت و برنامه ريزي از برنامه سوم توسعه، تا پايان اين برنامه نتايج مشخصي از طرح ياد شده اعلام نشده است.پس از آن در تدوين برنامه چهارم توسعه، لزوم شكل گيري تشكيلات فرابخشي و ضرورت ايجاد تمركز در سياست گذاري، راهبري و هدايت كلان بخش سلامت و حذف تشكيلات چندگانه و موضوع و نقش امنيت غذا و تغذيه در توسعه مورد توجه قرار گرفت. لذا در بند الف ماده 84 اين قانون، تشكيل “شوراي عالي سلامت و امنيت غذايي” با ادغام “شوراي غذا و تغذيه” و “شوراي عالي سلامت،” پس از طي مراحل قانوني به تصويب رسيد. هم اكنون اين شورا به عنوان سازماني مستقل زير نظر ريييس جمهور و به دبيري وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي فعال است.

 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:45 توسط فرید |


  ماموريت براي غذا و دارو


سازمان هاي غذا و دارو ) FDA(، يكي از قديمي ترين و شناخته شده ترين مراكز حمايت از مصرف كننده در كشور هاي مختلف جهان به حساب مي آيند. ماموريت اصلي و مشترك اين سازمان در بسياري از كشور ها عبارتند از:

حمايت و ترويج سلامت و بهداشت عمومي با تامين ايمني و اثربخشي محصولات، پيش از توزيع در بازار.
نظارت بر محصولات به منظور اطمينان يافتن از تداوم ايمني آنها در زمان استفاده و نظارت هاي پس از ورود به بازار.


كمك به مردم براي دستيابي به اطلاعات دقيق و علمي مورد نياز براي بهبود بهداشت و سلامت.


تسريع ابداعات و اختراعات در جهت كاراتر و ايمن تر شدن فرآورده هاي غذايي و دارويي و نيز كاهش قيمت آنها.

حوزه فعاليت سازمان هاي FDA در برگيرنده زمينه هاي متعددي است كه معمولي ترين و مورد استفاده ترين مواد و عناصر غذايي تا پيچيده ترين تجهيزات جراحي و پرتو درماني، محصولات دارويي و آرايشي و حتي توليدات بيولوژيكي را در بر مي گيرد. با وجود اين، وظايف اين نوع سازمان ها در قبال محصولات مختلف متمايز مي باشد، زيرا:

1) برخي از محصولات مانند دارو ها و تجهيزات درماني پيچيده بايد پيش از ورود به بازار مورد تاييد قرار گيرند.


2) عملكرد برخي از محصولات مانند دستگاه هاي پرتودرماني و حتي اجاق هاي ماكرويو مي بايست با استاندار هاي موجود تطبيق يابند.


3) برخي ديگر از محصولات چون لوازم آرايشي و مكمل هاي رژيمي مي توانند بدون تاييد اوليه وارد بازار شوند.

قوانين و مقررات اجرايي، تعيين كننده اصلي تمايز عملكرد سازمان هاي FDA در قبال محصولات مختلف مي باشند. اين قوانين با در نظر گرفتن ريسك نسبي كه محصولات بر مشتريان تحميل مي كنند، تنظيم مي شوند. از اين منظر، نقطه اصلي فعاليت اين سازمان ها را مي توان قضاوت در مورد يك محصول جديد دانست. در اين مرحله بر اين مساله تمركز مي شود كه آيا سود و منفعت يك محصول بر ريسك و خطر احتمالي آن براي مصرف كننده فزوني دارد، يا خير؟ در اين رابطه، متد هاي مديريت ريسك كه به گونه اي كارا و بر پايه اي علمي به كار گرفته مي شوند، اين امكان را براي FDA فراهم مي نمايد تا به يك سطح بهينه حمايت هاي بهداشتي دست يابد.
به هر حال زمانيكه يك فرآورده غذايي و دارويي، سود هاي بالقوه فراواني را به همراه دارد، مي بايست از برخي ريسك ها و خطرات احتمالي آن چشم پوشيد. اين مساله به خصوص براي محصولاتي كه در درمان بيماري هاي خطرناك مورد استفاده قرار مي گيرند، بيشتر صادق است.


وظايف

شرح وظايف سازمان FDA را مي توان در زمينه هاي متمايز ذيل بررسي نمود:

غذا هاي ايمن و بهداشتي


اين سازمان مي بايست از اين مساله كه همه اجزا و عناصر مورد استفاده در توليد يك فرآورده غذايي بي خطر بوده و از آلودگي هايي چون موجودات و باكتري هاي بيماري زا، مواد و سموم شيمايي و ديگر مواد زيان آور برخوردار نيستند، اطمينان حاصل نمايد.
سازمان غذا و دارو مي بايست مضر نبودن افزودني هاي خوراكي را پيش از مصرف تاييد كند.
ايمني و سلامت مكمل هاي رژيمي، غذاي اطفال و غذا هاي دارويي را مورد بررسي قرار دهد.


ايمني و اثربخشي فرآورده هاي دارويي


ايمني و اثربخشي توليدات دارويي بايستي پيش از آنكه توسط بيماران استفاده شوند، به تاييد اين سازمان برسد. اين توليدات شامل دو گونه مختلف هستند: 1) دارو هايي كه براي درمان و يا پيشگيري از بيماري ها مورد استفاده قرار مي گيرند و 2) توليدات بيولوژيكي كه برخي محصولات چون واكسن، محصولات خوني، درمان هاي ژنتيكي و محصولات و فرآيند هاي بيوتكنولوژيكي را دربر مي گيرند.


سازمان غذا و دارو مي بايست بر كليه تجهيزات درماني شامل تجهيزات بسيار ساده مانند دماسنج تا دستگاه هايي با تكنولوژي پيشرفته مانند دستگاه هاي دياليز نظارت نمايد. با وجود اين، در بيشتر كشور ها مانند ايالات متحد، نظارت پيش از فروش اين سازمان تنها بر دستگاه هاي پيشرفته صورت مي گيرد.

ايمني مشتريان


در بيشتر كشور ها، سازمان غذا و دارو حمايت از مشتريان در برابر تشعشعات برخي از دستگاه هاي الكترونيكي مانند اجاق هاي ماكرويو، تلفن هاي بي سيم و گوشي هاي همراه، تجهيزات پرتودرماني و اشعه X ، دستگاه هاي ليزر و ديگر محصولات صنعتي و درماني را به عهده دارد. در واقع، وظيفه FDA اطمينان يافتن از ايمن بودن و عملكرد درست آنها است.


دارو هاي دامي اثربخش


تنظيم و نظارت بر دارو ها و تجهيزات مورد استفاده براي حيوانات اعم از خانگي و دامي و حيواناتي كه در توليد فرآورده هاي غذايي مورد استفاده قرار مي گيرند، به عهده FDA مي باشد. در بيشتر كشور ها ايمني و كارايي اين دارو ها و تجهيزات مي بايست پيش از توزيع در بازار توسط سازمان غذا و دارو به تاييد برسند.


ابزارآلات دامپزشكي معمولاً پيش از ورود به بازار مورد نظارت قرار نمي گيرند. با وجود اين، ابزار هاي ياد شده مي بايست به درستي برچسب خورده باشند.
ايمني دارو هاي مورد استفاده در درمان چهارپايان اهلي براي محيط و افرادي كه از محصولات دامي تغذيه مي كنند، مي بايست توسط FDA تاييد شود. سازمان غذا و دارو بايد اطمينان حاصل كند كه باقيمانده اين دارو ها اثر نامناسب و مضري در فرآورده هاي غذايي بر جاي نگذارد.


لوازم آرايشي

سازمان غذا و دارو ) FDA( وظيفه نظارت بر ايمني محصولات آرايشي و بررسي صحت برچسب هاي روي آنها را بر عهده دارد. اما در بيشتر كشور ها، نظارت پيش از فروش و پيش از ورود به بازار اين محصولات، در حوزه وظايف اين سازمان قرار ندارد.

برچسب هاي اطلاع رساني


مصرف كنندگان همواره بر برچسب هاي موجود بر روي جلد و پوشش محصولات غذايي، دارويي و آرايشي - بهداشتي به منظور آگاهي يافتن از ويژگي هاي محصول و چگونگي مصرف آن توجه مي كنند. سازمان غذا و دارو مي بايست بر مفيد و سودمند بودن مطالب ذكر شده در اين برچسب ها و صحت آنها نظارت نمايد. اين مساله به بهداشت و سلامت مصرف كنندگان كمك مي نمايد.


اطلاعات موجود در اين برچسب ها بايد به گونه اي سليس و ساده نوشته شده باشد و اطلاعاتي كاربردي را ارايه دهد.


اطلاعات موجود در برچسب محصولات تخصصي تر مانند تجهيزات جراحي بايستي از دقت و صحت لازم برخوردار بوده و در استفاده صحيح به متخصصان كمك نمايد.


ساختار سازماني

در بيشتر كشور ها، FDA سازماني در درون بخش خدمات سلامت و بهداشت انساني و يا وزارت بهداشت و درمان مي باشد. اين سازمان در بيشتر كشور ها از ساختار مشابهي برخوردار است. براي مثال، سازمان غذا و داروي ايالات متحد داراي هشت مركز يا اداره به شرح ذيل مي باشد.

مركز تحقيقات و ارزيابي بيولوژيكي )CBER(
مركز تجهيزات و بهداشت راديولوژي )CDRM(
مركز تحقيقات و ارزيابي دارويي )CDER(


مركز امنيت غذايي و تغذيه كاربردي )CFSAN(


مركز دارو هاي دامي )CVM(
مركز ملي تحقيقات توكسيكولوژي )NCTR(
اداره بازرسي و حق العمل كاري )OC(
اداره امور حقوقي )ORA(
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:44 توسط فرید |

  چالش هاي امنيت غذايي در جهان


با وجودي كه سال هاي 2004 و 2005 از جمله ايام اميد بخش به لحاظ افزايش توجه جهانيان به مقوله بسيار مهم كاهش گرسنگي به شمار ميرفتند، ولي باز هم جهان همچنان با گسترش اين پديده شوم مواجه است. به ويژه اين كه نرخ گرسنگي پنهان در جهان به واسطه كمبود ريز مغذي ها )micronutrient( به مقوله اي نگران كننده مبدل شده است. اين در حالي است كه مسايلي همچون مصرف افراطي مواد غذايي و به دنبال آن بروز برخي از بيماري هاي مزمن، به خانواده هاي فقير نيز سرايت كرده است.
با وجود اقدامات انجام گرفته، كاهش گرسنگي در جهان در يك دهه گذشته پيشرفت اندكي داشته است. براي مثال، كشور هاي در حال توسعه در خلال دهه 90 ميلادي، تنها موفق به كاهش يك درصد از جمعيت مبتلا به سوء تغذيه خود شدند. البته چين از دهه 90 بدين سو به موفقيت هاي چشمگيري در زمينه كاهش گرسنگي نائل آمده است، ليكن گرسنگي در بسياري از كشور هاي در حال توسعه رو به افزايش است.
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در فاصله سال هاي 2000 تا 2005 شمار كودكاني كه در كشور هاي آفريقايي از كم وزني مفرط رنج مي برند، افزايش داشته است، اگرچه اين شاخص در ساير كشور هاي در حال توسعه كاهش يافته است. كارشناسان معتقدند كمبود ريز مغذي ها كه يكي از عوامل اصلي كم وزني مفرط كودكان است، يكي از اصلي ترين مشكلات بهداشتي جهان را تشكيل مي دهد، زيرا كمبود ويتامين A و كم خوني ناشي از كمبود آهن و روي، احتمال مرگ زود هنگام كودكان و مادران، كاهش بهره هوشي كودكان و تنزل قابل توجه كيفيت زندگي، بهره وري و رشد اقتصادي را در كشور هاي در حال توسعه به شدت افزايش داده است. اين در حالي است كه كم خوني ناشي از كمبود آهن، حدود 70 درصد از مادران غيرباردار در هند و بيش از 50 درصد از زنان منطقه صحراي آفريقا را رنج مي دهد. كمبود ويتامين A نيز بر سيستم ايمني 40 درصد از كودكان زير پنج سال كشور هاي در حال توسعه اثر گذاشته و به طور معمول سالانه به مرگ يك ميليون كودك در اين كشور ها مي انجامد. در برخي از كشور ها، اين آمار ها بسيار نااميدكننده تر هستند كه از آن ميان مي توان به آمار 40 درصدي كودكان هندي كه از كمبود ويتامين A پيش از رفتن به مدرسه رنج مي برند، اشاره كرد.


عوامل تاثيرگذار بر وضعيت غذايي جهان


1) سياست جهاني: از زمان تصويب اهداف توسعه هزاره موسوم به MDGs در سپتامبر سال 2000، طرح و اجراي اصلاحات اقتصادي به منظور كاهش فقر، به يكي از مباحث بسيار مهم توسعه جهاني مبدل شده است. در همين راستا، در سال 2005، طيف گسترده اي از اقدامات جهت كاهش فقر و گرسنگي از جمله توسعه كشاورزي و توليد مواد غذايي در مناطق روستايي - كه گرسنگي در اين مناطق كاملاً آشكار است - مورد توجه قرار گرفتند.
بر همين اساس، سازمان ملل متحد در راستاي پروژه اهداف توسعه هزاره، چندين راهكار و دستورالعمل جديد منتشر كرد كه براي نمونه مي توان به گزارش “راهكار هاي كاهش و به نصف رساني نرخ گرسنگي در جهان” اشاره كرد. در اين گزارش، اولويت هاي ذيل براي اقدام مؤثر و كارآمد در جهت كاهش نرخ گرسنگي به 50 درصد وضعيت موجود، پيشنهاد شده است:

1) ايجاد و توسعه فضاي مناسب و كارآمد.


2) تلاش براي افزايش بهره وري بخش كشاورزي.


3) بهبود وضعيت تغذيه افراد آسيب پذير و گرسنه.


4) كاهش آسيب پذيري گرسنگان واقعي از طريق ايجاد شبكه هاي امدادرساني.


5) افزايش درآمد فقرا.


6) بازارسازي براي محصولات و توليدات فقرا.


2 ) تجارت: امدادرساني و ارسال كمك هاي انسان دوستانه تنها راه چاره دستيابي به اهداف پروژه MDGs سازمان ملل متحد نيست، بلكه ايجاد فرصت هاي تجاري مناسب براي كشور هاي در حال توسعه، از اهميت بيشتري برخوردار است. البته نشست سازمان تجارت جهاني در دوحه قطر كه با تصويب سياست هايي چون كاهش حمايت داخلي از كشاورزان كشور هاي عضو سازمان OECD و افزايش دسترسي كشور هاي در حال توسعه به بازار هاي مصرف همراه بود، نتايج چشمگيري براي كشاورزان كشور هاي در حال توسعه به بار آورده است. با اين حال، همچنان توافقات نهايي در خصوص كاهش يارانه هاي كشاورزي و ساير اقدامات حمايت گرايانه در كشور هاي OECD كه كشاورزان خرده پاي كشور هاي در حال توسعه را دچار دردسر مي كند، وجود ندارد. به نظر مي رسد رويكردي سه جانبه به شرح ذيل مي تواند به توسعه و گسترش يك نظام تجارت عادلانه از طريق برگزاري يك سيستم قانونمند، قوي و پايدار كمك نمايد.


1) كشور هاي توسعه يافته و صنعتي جهان بايد دسترسي به بازار هاي مصرف خود را براي كشاورزان كشور هاي در حال توسعه و فقير آسان تر نمايند.

2) كشور هاي در حال توسعه نيز بايد به نوبه خود محدوديت هاي تجاريشان را كاهش دهند.


3) كشور هاي ثروتمند جهان مي بايست براي برقراري ارتباط كشاورزان فقير با بازار هاي مصرف خود از هيچ مساعدتي دريغ نورزند.
البته سياست هاي ايمني و امنيت غذا مي بايست به تجارت فرآورده هاي دامي نيز كه يكي از فرصت هاي قابل توجه درآمدزايي براي كشاورزان فقير به شمار مي رود، اختصاص يابد. هرچند در حال حاضر بخش قابل توجهي از تجارت جهاني فرآورده هاي دامي به واسطه بيماري هاي دامي و ترس از شيوه امراض اپيدميك، محدود شده است.


3 ) تغيير نظام غذايي زنجيره اي: در حال حاضر هر دو بخش خصوصي و دولتي در تغيير و تحولات مرتبط با وضعيت غذايي جهان و همچنين نظام تحقيقات و نوآوري آن به طور يكسان مشاركت دارند. در يك دهه اخير زنجيره نظام غذايي به دليل گسترش شهرنشيني و به دنبال آن ايجاد الگو هاي غذايي جديد و شكل گيري مصرف كنندگان تازه، رشد قابل توجهي را به ويژه در كشور هاي در حال توسعه تجربه كرده است. به جرات مي توان گفت كه سوپرماركت ها، با نرخ رشد فروش سالانه بيش از 20 درصد، به يكي از عناصر مهم زنجيره توزيع غذا در كشور هاي در حال توسعه مبدل شده اند. ديگر اعضاي اين زنجيره، صنايع تامين كننده مواد اوليه كشاورزي، كشاورزان، صنايع تبديلي و تاجران هستند.
از سوي ديگر، به دليل افزايش تقاضاي شهرنشينان براي مصرف غذا هاي آماده و فرآوري شده، توليد اين غذا ها در كشور هاي در حال توسعه رشد چشمگيري داشته است. به موازات، صنعت فرآوري به شدت توجه خود را به كشاورزان خرده پا و مصرف كنندگان فقير به عنوان مشتريان جديد معطوف نموده است، به طوري كه در برخي از مناطق نظير شرق آسيا، كشاورزان خرده پا در اين زنجيره متغير، جايگاه مهمي را كسب كرده اند.
يكي ديگر از تحولات جالب توجه زنجيره جديد اين است كه شركت هايي كه در اين زنجيره مشاركت دارند، به صورت روزافزون در سطح محلي متمركزتر، در زنجيره غذايي يكپارچه و منسجم تر و در عمليات خود، جهاني تر عمل مي كنند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:43 توسط فرید |

روز جهاني غذا
سازمان غذا و كشاورزي سازمان ملل متحد )FAO(، روز 16 اكتبر مصادف با 24 مهرماه هر سال را روز جهاني غذا اعلام نموده است. 16 اكتبر، سالروز تاسيس سازمان غذا و كشاورزي در سازمان ملل در سال 1945 مي باشد.
شعار امسال روز جهاني غذا، “سرمايه گذاري در كشاورزي براي بهبود امنيت غذايي” انتخاب شده است.

لذا خط مشي ها و سياست هاي كلي امنيت غذايي در يكسال آينده در راستاي تامين اين هدف انتخاب خواهند شد. از جمله اين سياست ها مي توان به مشاركت بيشتر توليد كنندگان و فروشندگان در اين بخش، تاسيس و ارتقاي استاندارد ها، بهبود شرايط سرمايه گذاري و فراهم نمودن كالا هاي عمومي مورد نياز در بخش كشاورزي شامل زيرساخت هاي روستايي اشاره نمود. به اعتقاد اين سازمان، هدف اصلي از اتخاذ اين سياست ها، ايجاد شرايطي است كه “همگان از آن سود ببرند.” گفتني است، شعار روز جهاني غذا در سال گذشته، “كشاورزي و گفت وگوي تمدن ها” انتخاب شده بود كه هدف آن، مشاركت تمامي كشور ها و فرهنگ ها و تعامل آنان به منظور ايجاد شرايط لازم براي مبارزه با گرسنگي و تخريب هاي زيست محيطي در جهان بود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:39 توسط فرید |


امروز، 25 مهرماه، در حالی به استقبال روز جهانی غذا می‌رویم كه به عقیده بسیاری از كارشناسان در حال حاضر الگوی مصرف غذا نزد ایرانیان چندان مطلوب نیست. آمارها نشان می دهد كه هم اكنون نزدیك به 20 درصد از افراد جامعه كمتر از نیاز خود انرژی و پروتیین دریافت می‌كنند و این درحالی است كه بیش از 10 میلیون نفر از افراد جامعه زیر خط فقر زندگی كرده و از نظر تغذیه و میزان كالری دریافتی در سطح بسیار پایینی به سر می‌برند.

 البته چنانچه به میزان دریافتی مواد غذایی باارزشی نظیر پروتیین رجوع كنیم، در می‌یابیم كه به عنوان مثال در مورد میزان مصرف شیر در ایران در مقایسه با سایر نقاط جهان، كشور ما در سطح بسیار پایینی قرار دارد. این آمارها حكایت از آن دارد كه در دهه كنونی وضعیت تغذیه خانوارهای ایرانی با چالش‌های بزرگی مواجه شده است كه برای گذر از آن نیازمند تغییراتی در فرهنگ و الگوی مصرف مردم هستیم. شاید اختلاف 20برابری سطح درآمدی بین دو دهك بالایی  و پایینی جامعه علت اصلی چنین وضعیتی در الگوی مصرف مواد غذایی در بین افراد جامعه باشد. اصولاً توسعه در هر كشوری در گرو سلامت تك‌تك افراد آن جامعه است و به نظر می‌رسد برای  حل این مسایل می‌باید در قدم نخست وضعیت اقتصادی مردم بهبود یابد تا این فاصله 20 برابری بین دو دهك بالایی و پایینی به حداقل ممكن برسد و به تبع آن سبد غذایی دهك پایینی نیز هم از نظر كمی و هم از نظر كیفی از رشد قابل توجهی برخوردار شود.

البته در این میان رفتارهای تغذیه‌ای دهك‌های میانی نیز از جمله موضوعاتی است كه باید مورد توجه قرار گیرد، دریافت میزان زیاد كالری و انرژی و مصرف بسیار زیاد تركیبات قندی و چربی توسط قشر متوسط جامعه از جمله موضوعاتی است كه سبب شده تا الگوی تغذیه‌ای جامعه از حالت عادی خود خارج شود كه قطعاً گسترش این نابسامانی‌های تغذیه‌ای در جامعه عوارضی را بر سلامت مردم و به دنبال آن بر اقتصاد كلان جامعه بر جای خواهد گذاشت.

بنابراین با توجه به موارد گفته شده، چنین می‌نماید كه اصلاح ساختارهای اقتصادی و تغذیه‌ای جامعه ارتباط تنگاتنگی با یكدیگر داشته و بدون ارایه یك طرح اقتصادی موثر و پویا نمی‌توان به دستیابی الگوی تغذیه‌ای مناسب در جامعه امیدوار بود.

به هر حال امیدواریم كه مسوولان كشور ما با فرا رسیدن روز جهانی غذا ضمن توجه به موارد گفته شده، نگاه ویژه‌ای به بهبود وضعیت تغذیه‌ای 20 درصدی از جامعه كه كمتر از نیاز انرژی و پروتیین دریافت می‌كنند، مبذول داشته و شرایطی را فراهم كنند تا با هدفمند كردن یارانه‌ها به سمت افراد مستضعف و فقیر، تعادلی در این زمینه ایجاد شود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:39 توسط فرید |

شعار 2006 فائو:

سرمایه گذاری در بخش کشاورزی بمنظور تأمین غذا
 


 

 

مسأله غذا و تأمین آن امروزه اگر چه یکی از مسایل جهان سوم است، اما در کشورهای توسعه یافته نیز توجهات بسیاری را به سوی خود جلب کرده است.  وجود منابع غنی در مواد غذایی و راهکارهای کسب دانش در تهیه غذاهای جدید و ارزان قیمت،  دغدغه برخی از کشورهای توسعه یافته در جهان امروز است. اما همین امر در کشورهای عقب مانده به عنوان یک معضل رخ می نماید. تهیه حداقل غذا و تأمین وضعیتی بهینه تنها برای زنده ماندن افراد حالتی است که برخی از کشورهای جهان سوم و بویژه آفریقایی با آن دائماً در حال دست و پنجه نرم کردن هستند.

فائو يا سازمان خواربار و كشاورزي سازمان ملل متحد در ماه اكتبر سال 1945 بر اساس گردهمائي نمايندگان 42 كشور جهان در «كبك» كانادا تأسيس شد و در حال حاضر بزرگترين مؤسسه تخصصي سازمان ملل متحد به شمار مي رود. اهداف اين سازمان را مي توان بشرح زير برشمرد:
- بالابردن سطح تغذيه و استانداردهاي زندگي مردم كشورهاي عضو
- بهبود توليد و توزيع مواد غذائي و فرآورده هاي كشاورزي
- بهبود كيفي شرايط زندگي روستائيان در جهان
- حفاظت منابع طبيعي و ارتقاء وضع توسعه پايدار
فعاليتهاي فائو مشتمل بر موارد زير است:
- كمك و ارائه توصيه هاي فني به جامعه كشاورزي به نمايندگي از طرف دولتهاي عضو و موسسات مالي
- جمع آوري، تحليل و انتشار اطلاعات
- ارائه رهنمود به دولتها در برنامه ريزي و سياستگزاريهاي بخش كشاورزي
- ايجاد امكانات براي ملاقات بين نمايندگان دولتها و بحث در مورد مسائل كشاورزي و غذا
هدف اساسي سازمان فائو زدودن فقر و گرسنگي است. جهت گيري و اولويتهاي اين سازمان ثمره 50 سال مطالعه و تجربه است. از آنجا كه فقر و گرسنگي با يكديگر در ارتباط هستند، فائو هدف خود را تأمين و دسترسي فيزيكي و اقتصادي به غذا براي همه و در همه جا قرار داده است. نظر بابعاد و گسترش فقر در مناطق روستائي كه بويژه كشاورزان و ماهيگيران خرده پا و ساير اقشار فقير جامعه را تحت تأثير قرار مي دهد، فائو از سياست هاي هماهنگ و يكپارچه توسعه روستائي و برنامه هائي كه توليد موادغذائي، محصولات كشاورزي، توليدات دامي، ماهيگيري و جنگلداري را در بر مي گيرد، حمايت و آنها را تشويق مي نمايد.

کشاورزی مهمترين بخش فعاليت فائو در توليد محصول است كه حدود 24 درصد هزينه برنامه عمل ميداني فائو در سال را دربرمي‌گيرد. فائو به كشورهاي در حال توسعه براي افزايش توليدات كشاورزي با روش‌هايي از جمله بذرهاي اصلاح شده و استفاده از كود، حفاظت خاك و جنگل‌زايي، فن‌هاي بهتر مديريت منابع آب، ارتقاي تسهيلات انبار و بهبود فرآوري و بازار مالي، كمك مي‌كند.

روز جهانی غذا در واقع تلاشی است در جهت بهینه سازی وضعیت کشورهای نیازمند از طریق کمک های کشورهای توسعه یافته به آنان. برنامه جهانی غذا وابسته به سازمان ملل متحد در این زمینه نقش مهمی را به عهده دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:38 توسط فرید |

رهایی از گرسنگی حق انسانهاست

به بهانه روز جهانی غذا

 

 سال

 

رهایی از گرسنگی حق انسانهاست

 

به بهانه روز جهانی غذا

 

60 سال پیش یعنی در سال 1945 میلادی سازمانی جدید در سازمان ملل با نام سازمان خواروبار کشاورزی (FAO) بدنیا آمد تا تلاش کندجهانی سالم تر بسازد و دولت ها را متقاعد و متعهد  وهدایت کند که توسعه اقتصادی را بگونه ای سامان دهی کنند که انسانها حق دریاف غذای کافی را داشته باشند و فقر و گرسنگی نباشد تا همه جهانیان در دنیای سالم تری زندگی کنند.

 

متاسفانه علارغم همه تلاشهای بعمل آمده هنوز 850 میلیون نفر از مردم جهان در فقر و گرسنگی بسر میبرند واسف بار تر اینکه 70 در صد این گرسنگان در مناطق روستایی زندگی میکنند همان جایی که بیشترین تلاش های کشاورزی صورت میگیرد تا مزرعه های کار و تلاش به ثمر بنشینند.

 

16 اکتبر یا 24 مهرماه هرسال سازمان خواوبار و کشاورزی فائو روز جهانی غذا را با شعار و پیامی جشن میگیرد روزیکه تعهد ها را یاد آوری کند ،میثاق ها را تکرار کند و توجه همگان را به اهمیت تغذیه، سلامت و توسعه جلب کند .

 

امسال عنوان "سرمایه گذاری در کشاورزی برای امنیت غذایی" برای این روز انتخاب شده است. با توجه به معنای امنیت غذایی یعنی:

 

 دسترسي همه افراد به غذاي سالم و كافي در همه اوقات براي زندگي  سالم و فعال میتوان اهمیت ویژه این عنوان و پیام مهم و حیاتی آن را دریافت.

 

دسترسی به غذا به چه عواملی بستگی دارد . موجود بودن غذا در محل، درآمد، قیمت مواد غذایی، ذایقه و سلیقه و به عبارت دیگر دانش تغذیه ای افراد و نهایتا بودجه ای که خانواده ها با توجه به شرایط به خرید غذا اختصاص میدهند.

 

امنیت غذایی نگاهی همه جانبه به سلامت مردم و توانمندی انان دارد تا این امنیت در تمام ایام و در تمام نقاط جغرافیایی منطقه ای و برای همه وجود نداشته باشد زندگی سالم و فعال برای همه میسر نخواهد بود.

 

تا غذا با تنوع و با دانش و آگاهی انتخاب نشود و تا نیاز های سلول های متنوع بدن را تامین نکند و به بیان دیگر تا سیری سلولها رخ ندهد سلامت تامین نخواهد شد.

 

با این نگاه کامل به امنیت غذایی فائو سرمایه گذاری بیشتر و مناسب تر را در کشاورزی را به عنوان شعار روز جهانی غذا در سال 2006 انتخاب کرده است.

 

شعاری که دولت ها را یکبار دیگر متوجه تعهدی و میثاقی  کند  که بارها در اجلاس های گوناگون برای کاهش تعداد گرسنگان به نصف میزان فعلی تاسال 2015  داده اند.

 

آیا جهان به اولین و مهمترین  هدف از اهداف توسعه هزاره تا 9سال دیگر دست خواهد یافت. 

 

ارتقای وضع کشاورزی و توسعه کشاورزی اولین گام بسوی رشد اقتصادی پایدار است.در تلاشهای سالیان پر فراز و نشیب فائو و حمایت های فنی و مالی متاسفانه جنگ ها یا بلاهایی که به دست انسانها بوجود میآید در کنار بلاهای طبیعی مثل طوفان و سیل و زلزله آسیب های جدی به کشاورزی جهان وارد میکند ،کم آبی در بعضی از مناطق زمین های کشاورزی را میسوزاند و دسته دسته کشاورزان بی زمین را به سوی شهر ها میراند به همین دلیل مدیریت دقیق آب در جهان روز به روز مهم تر و حیاتی تر میشود .

 

خرد شدن زمین های کشاورزی و مدیریت سخت تر کشاورزی خرده پا نیز از مشکلات بزرگ عرصه کشاورزیست.

 

گر چه آمارها واطلاعات نشان میدهد که تعهدات فائو در حال حاضر برای اجرای طرح های حمایتی بالغ بر 80 میلیارد دلار است ولی نیاز ها برای توانمند کردن دولت های ضعیفی که در چرخه شوم فقر و گرسنگی دست و پا میزنند بیش از اینهاست.

 

تشویق بخش خصوصی به سرمایه گزاری در کشاورزی ، خلق راههایی برای مشارکت بخش  خصوصی و دولتی در توسعه تعاونیهای کشاورزی وایجاد ساختارهای اداری مناسب که حامی توسعه کشاورزی باشند و همچنین ایجاد شرایط سیاسی اقتصادی نوین برای تدوین و اجرای قوانین حمایتی برای کشاورزان ،ایجاد تسهیلات برای کشاورزی و سودآور کردن آن وتغییر سیاست ها به گونه ای که سود حاصل از کار به تولید کننده ونه به واسطه ها برگردد میتواند در توسعه کشاورزی و تامین امنیت غذایی موثر باشد.

 

وزارت کشاورزی در کشور ما تلاشهای زیادی را به منظور افزایش تولید اقلام کلیدی ومهم مانند گندم و دانه های روغنی  آغاز کرده است. در مورد گندم موفقیت ها ستودنی است اگر چه تولید انواع متنوع گاهی مشکلاتی را برای تولید نان بوجود می آورد ولی توقف و کاهش واردات گندم جایگاه خود را دارد .حمایت کافی از سیاست های مورد نیاز که توسط کارشناسان وزارت کشاورزی ارائه میشود و توجه به تدوین قوانین حمایتی برای کشاورزان و جذب نیروی جوان در این بخش اهمیت حیاتی دارد.

 

اگر امنیت غذایی هدف اصلی است تنها وزارت کشاورزی مسوول نیست

 

 حذف گرسنگی ودسترسی همگان به غذای کافی نیازمند تدوین و اجرای سیاست های حمایتی است  مجموعه دولت، همه بخش های توسعه ،متولیان فرهنگ سازی،آموزش و پرورش،وزارت بهداشت وآموزش پزشکی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی،وزارت اقتصاد و دارایی وحتی وزارت راه ونیرو هرکدام بخش از وظایف سنگین امنیت غذایی را به عهده دارند ما نیازمند همکاریهای تنگاتنگ بین بخشی و درون بخشی هستیم با همکاری و همدلی میتوان بستر امنیت غذایی را فراهم کرد ومشارکت مردم نیز در این فضا شکوفا میشود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:36 توسط فرید |


104 104 104 104

روز 24 مهرماه برابر با 15 اكتبر به عنوان روز بزرگداشت نابينايان و قانون عصاي سفيد، نامگذاري شده است.
استفاده از عصا به عنوان وسيله کمکی در رفت و آمد نابينايان از قرن‌ها پيش متداول بوده است، ولی استفاده از عصای سفيد به شکل امروزی و به عنوان نمادی برای شناخت نابينايان به بعد از جنگ جهانی اول برمی‌گردد.

در سال 1921 ميلادی يک عکاس اهل شهر بريستول کشور انگلستان با نام جيمز بيگز که در اثر يک سانحه بينايی خود را از دست داد، برای در امان بودن از خطر وسائل نقليه که در خيابان‌های اطراف محل زندگی وی در حال رفت و آمد بودند، ابتکار استفاده از عصا به رنگ سفيد را که به راحتی برای همگان قابل ديد باشد را بکار برد.

پس از آن دو تن از برجسته‌ترين محققين‌ آمريكايي به نام‌هاي دكتر ناول‌ پري، رياضيدان و دكتر جاكوپس تن ‌بروك، حقوقدان توانستند قانوني‌ را در پانزدهمين روز از ماه اکتبر به عنوان قانون عصای سفيد به تصويب برسانند و اين روز را به عنوان روز جهانی نابينايان نامگذاری کنند. در اين قانون کليه حقوق اجتماعی فرد نابينا به عنوان عضوی از يک جامعه متمدن انعکاس يافته است.

‌‌‌‌نابينايان حق استفاده از كليه امكانات رفاهي معمول در جامعه را دارند. آنان حق دارند از پياده روها، خيابان‌ها، بزرگراه‌ها و وسايل حمل و نقل همگاني مانند هواپيما، قطار، اتوبوس، اتومبيل، كشتي، هتل، اماكن عمومي، مراكز تفريحي و مذهبي استفاده كنند. اگر در بعضي اوقات، محدوديتي براي استفاده از اين تسهيلات و اماكن وجود داشته باشد بايد فراگير همه افراد جامعه باشد و اگر شخص يا سازماني فقط براي نابينايان در استفاده از تسهيلات همگاني، محدوديت ايجاد كند يا حقوق نابينايان عاقل و بالغ را ناديده بگيرد، مجرم شناخته مي‌شود.

رانندگان وسايل نقليه موظف به مراعات كامل نابينايانی كه هنگام عبور و مرور از عصاي سفيد استفاده مي‌كنند، هستند.

دولت موظف است كه نابينايان را به مشاركت در امور دولتي تشويق كند تا آنان به كار مشغول شوند.

مسئولان دولتي همه ساله بايد روز 24 مهرماه (15 اكتبر) را به عنوان بزرگداشت نابينايان و قانون عصاي سفيد، به نحوي شايسته ارج نهند و از مردم بخواهند كه رفتار معقولانه‌اي با نابينايان داشته باشند و گام‌هاي صميمانه و موثري براي آنان بردارند.
لوئيس بريل


لوئيس بريل در سال 1809 در فرانسه متولد شد. وی در اوايل کودکی يعنی در سن 3 سالگی بينايی خود را از دست داد. در سال 1818 به همراه دوستان خود موسسه ملی نابينايان جوان پاريس را در اين شهر دائر كرد.

در همين زمان بود که بريل بواسطه توانايي‌هايش در موسيقی و علم مشهور شد و يکی از بهترين نوازندگان ويولون و ارگ در پاريس شد. بريل در سال 1826 شروع به آموزش نابينايان كرد.

امروزه شهرت بريل به خاطر ابداع سيستم خط برجسته وی می‌باشد که در آن زمان در پيام‌های رمزی ارتش بکار گرفته می‌شد. سيستم بريل يا خط برجسته شامل نقاط برجسته با اشکال منظم روی مقوای نازک می‌باشد که نابينايان از طريق لمس آن قادر به درک عبارات و خواندن خواهند بود. اين روش تا به امروز با موفقيت همراه بوده و در بسياری از کشورهای جهان استفاده می‌شود.

ايران سفيد

ايران سفيد، عنوان اولين روزنامه ويژه نابينايان به خط بريل در ايران و خاورميانه است که تحت پوشش خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران فعاليت می‌کند.

راه‌هاي کمک به فرد نابينا:


بهتر است قبل از انجام هر کمکی نظر فرد نابينا را در مورد کمک به او جويا شويد.

در صورت کمک و راهنمايی در راه رفتن؛ اجازه دهيد فرد نابينا بازوی شما را بگيرد و از هل دادن و گرفتن او خودداری کنيد.

هنگامي که با فرد نابينا روبرو می‌شويد خود را به او معرفی کرده و به هنگام ترک محل به او بگوييد که محل را ترک مي‌کنيد.

مستقيماً با خود فرد نابينا حرف بزنيد و برای صحبت با آنها شخص ديگری را واسطه قرار ندهيد. چرا که آنها قادر هستند بخوبی مفهوم کلام شما را درک کرده و پاسخ دهند.

هيچگاه با فرد نابينا بلند صحبت نکنيد. چرا که آنها دارای حس شنوايی قوی هستند.

به جای نابينا به نگاه کردن بپردازيد و محيط اطرافش را برای او شرح دهيد تا او نيز بتواند با محيط ارتباطی سازنده برقرار کند.

بخاطر ضعف آنها در بينايی از اشتباهاتشان چشم پوشی نکرده و به آنها فرصت دهيد تا اشتباه خود را جبران نمايند.

ک شعر از مرحومه زهره قاسمی فرد برایتان در وبلاگ قرار می دهم ایشان از نابینایان موفق بودند ولی ... ادامه مطلب در  سایت شمعدانی  بخوانید.

 

روستای خوب ومهربان من

انتهای ناشناس راههاست

قصه تبسم ستاره ها

قصه اشاره ها ، نگاههاست

 

روستای ساده وصبور من

چشم بر زوال شب گشوده است

روستای من ، کلید صبح را

از نگاه آسمان ربوده است

 

دررگ جوانه های روستا

خون گرم انبساط ریشه هاست

قلب باغبان پیر دهکده

زیر پای نور ، پشت شیشه هاست

 

 

چند نکته در رابطه با چگونگي کمک به فرد نابينا:

 - بهتر است قبل از انجام هر کمکي نظر فرد نابينا را در مورد کمک به او جويا شويد.

- در صورت کمک و راهنمايي در راه رفتن؛ اجازه دهيد فرد نابينا بازوي شما را بگيرد و از هل دادن و گرفتن او خودداري کنيد.

- هنگاميکه با فرد نابينا روبرو مي شويد خود را به او معرفي کرده و بهنگام ترک محل به او بگوييد که محل را ترک ميکنيد.

- مستقيما با خود فرد نابينا حرف بزنيد و براي صحبت با آنها شخص ديگري را واسطه قرار ندهيد چرا که آنها قادر هستند بخوبي مفهوم کلام شما را درک کرده و پاسخ دهند.

- هيچگاه با فرد نابينا بلند صحبت نکنيد چرا که آنها داراي حس شنوايي قوي هستند.

- بجاي نابينا به نگاه کردن بپردازيد و محيط اطرافش را براي او شرح دهيد تا او نيز بتواند با محيط ارتباطي سازنده برقرار کند.

- بخاطر ضعف آنها در بينايي از اشتباهاتشان چشم پوشي نکرده و به آنها فرصت دهيد تا اشتباه خود را جبران نمايند. 

منبع : اینترنت


از وقتی دوباره خودم شدم همه چیز خوب شد !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:30 توسط فرید |


 

«شمس الدین محمد» در بین سال­های 712 تا 727 خورشیدی در شیراز دیده به جهان گشود.
در دوران جوانی با شنیدن تلاوت آیات قرآن به وسیله­ی پـدرش «بهاالدین»، آن را به حافظه سپرد.
همچنین آثـار بسیاری از بزرگـان ادب را، هـمچـون سعـدی، عـطار، نظامی و مولوی را حـفظ کرده بود.
پس از مرگ پدر که ذغال فروش بود، حافظ به اتفاق مادر، نزد عموی خود (که نامش سعـدی بود) رفتند.
سپس مدتی در پرده دوزی و خمیرگیری در نانوایی به کار مشغول شد.

در بیست و یک سالگی، به هنگام تحویل نان در محله­ی اعیان شیراز با دختری زیبا رو به نام «شاخ نبات» آشنا شد. تعدادی از شعرهایش نیز خطاب به اوست. برای آن که به وصال محبوب خود برسد، چهل شبانه روز بر مزار «باباکوهی» شب زنده داری کرد تا به خواسته­اش دست یابد.
بین بیست تا سی سالگی در دربار شاه «ابواسحاق اینجو» حضور یافت و آوازه­ی شهرتـش شیراز را فرا گرفت. «اینجو» که خود اهـل ذوق و شعر بود، مقام «حافظ» را بس گرامی داشت و حافظ نیز او را به مدح گفت. مشخصه­ی شعر حافظ در این دوره رمانیتم است. «امیر مبارزالدین محمد» با شکـست ابواسحاق به قدرت رسید و حافظ را از مقام و منصبش برکنار و از تدریس علوم قرآنی نیز محروم کرد. در این دوره حافظ به سرودن اشعار اعتراض آمیز سیاسی روی آورد.

تصویری تذهیبی از نسخه ی خطی دیوان حافظ که در موزه ی لندن نگهداری می‌شود
کهن­ترین نگاره­ی حافظ
از تذهیبی از نسخه­ی خطی دیوان حافظ
که در موزه­ی لندن نگهداری می‌شود

در سی و هـشت سالگی، «شاه شجاع» پسر مبارزالدین محمد، پدرش را خلع کرد و دوباره حافظ را به مقام و مرتبت پیشین خود بازگرداند. حافظ که از تجربه­ی روزگار عبرت گرفته بود، به سرودن اشعار روحانی و اخلاقی روی آورد.
در اوایل 40 سالگی، حافظ علی رغم مقام و جایگاهـش در دربار شاه شجاع از حق گویی و انصاف به دور نبود و به دلیل صراحت و حق طلبی گاه به دردسر می­افتاد.
حافظ در چهل و هـشت سالگی برای حفظ جان و امنیت شیراز را ترک گفت، و به اصفهان نقل مکان کرد. در شعرهای این دوره، دلتنگی و ناراحتی حافظ از دوری از شاخ نبات و شهر شیراز و عطار شیرازی منعکـس شده است.
در سن پنجاه و دو سالگی حافظ به دعـوت شاه شجاع به تبعید خود خواسته پایان داد و به شیراز بازگشت و دوباره مقام و رتبه­ی پیشین خود را در مراکز علوم دینی بازیافت.
در شصت سالگی برای آن­که به خدای خود نزدیکتر شود، چهل شبانه روز به زاری و تضرع پرداخت؛ و صبح روز چهلم به محضر عطار شیرازی رفت و با نوشیدن جامی از دست او به مراد خود رسید.

دیوان حافظ حاوی 500 غزل، 42 رباعی، و تعداد محدودی قصیده است که در عرض مدت 50 سال سروده شده است. حافظ هر آن گاه که حالتی روحانی به او دست می­داد، به سرودن شعر می­پرداخت و به همین علت گاه در طول یک سال بیشتر از 10 غزل نمی­سرود. قصد و نیت او سرودن اشعاری بود که خداوند از دستش راضی باشد.
حافظ خود هیچ گاه به فکر تدوین و جمع آوری اشعار خود نبود. دیوان او برای نخستین بار در سال 789 هجری شمسی به وسیله­ی «محمد گل اندام»، 22 سال بعد از وفات حافظ گردآوری شد.

حافظ به سال 791 در سن 69 سالگی در شیراز درگذشت. جسد او را در باغ مصلی، در کنار نهر رکن آباد شیراز به خاک سپردند، محلی که امروزه به نام «حافظیه» خوانده می­شود. روحانیون متعصب و قشری زمان او اجازه ندادند که حافظ را به آیین اسلام کفن و دفن کنند، ولی حمایت توده­ی مردم از شاعر محبوبشان باعث تـنش و ناآرامی در شیراز شد. چاره اندیشیدند، که برای حل مشکل به دیوان حافظ تـفال زنند، که نتیجه­ی آن این بیت شد:

قدم دریغ مدار از جنازه ی حافظ       که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت

آرامگاه حافظ در شیراز - حافظیه


برگرفته از تارنمای فرهنگسرا با اندکی تغییر

دیوان حافظ

در اینترنت

متن کامل دیوان حافظ

1.9 مگابایت

دریافت متن کامل دیوان حافظ

1.72

1.74

دریافت متن کامل دیوان حافظ با ترجمه انگلیسی

نسخه ی 1

نسخه ی 2

دیوان حافظ نسخه ی جاوا برای گوشی تلفن همراه

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 7:14 توسط فرید |

18مهر روز جهانی پست مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:29 توسط فرید |

15مهر روز بخشایش ودوستی از جشنهای مهرگان ایران مهرگان برهمگان مبارک باد

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:27 توسط فرید |

روز جهانی کودک مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:23 توسط فرید |

14 مهر روز دامپزشکی مبارک باد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:22 توسط فرید |

هفته نیروی انتظامی بر تمامی سخت کوشان عرصه پاسداری از کیا ن ملی مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:21 توسط فرید |

مطالب قدیمی‌تر
 
http://www.clickchi.com/index.php?refer=farid