|
|
||||
![]() |
رييس گروه طب اسلامي – طب سنتي فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران از تدوين دانشنامه دايرهالمعارف تخصصي پزشكي اسلام و ايران براي نخستين بار در جهان خبر داد و گفت: اين دايرهالمعارف شامل دو هزار مدخل و هر مدخل داراي دو صفحه است.
به گزارش خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر علي اكبر ولايتي در حاشيه نخستين كنگره دانش پزشكي مردمي ايران زمين، با بيان اين كه اين دايره المعارف در چهار مجلد يك هزار صفحهيي جمعا در چهار هزار صفحه منتشر خواهد شد، گفت: اين طرح پژوهشي چهار سال پيش در فرهنگستان علوم پزشكي كشور مطرح و تصويب شد.
وي، با بيان اين كه تا اوايل سال آينده نخستين جلد اين مجموعه با حدود 500 مدخل چاپ و منتشر خواهد شد، افزود: تاكنون به صورت مقدماتي سه كتاب از جمله مدخلنامه، شيوه نامه و يك جلد مصور پزشكي اسلام و ايران به سه زبان فارسي، انگليسي و عربي منتشر شده است.
رييس گروه طب اسلامي – طب سنتي فرهنگستان علوم پزشكي، با اشاره به زمان بندي 10 ساله براي اجراي اين طرح پژوهشي افزود: هم اكنون با گذشت چهار سال از آغاز آن 40 درصد كار طي شده است.
به گفته وي، اين طرح پژوهشي با مسئوليت وي و با همكاري دكتر معطر، دكتر شمس اردكاني، دكتر مصدق و مرحوم دكتر ابوتراب نفيسي و مرحوم دكتر محمود نجم آبادي انجام شده و پيگيري ميشود.
به گزارش ايسنا، دكتر ولايتي، در افتتاحيه اولين كنگره دانش پزشكي مردمي ايران زمين نيز گفت: طرح اوليه طب عاميانه (پزشكي مردمي) با واكنشهاي منفي مواجه شد كه ناشي از عدم اطلاع كافي از اين علم بود.
وي، طب مردمي را به مثابه ادبيات مردمي برشمرد و افزود: دكتر قريب با تجسس در ادبيات روستاهاي تاجيكستان زبان دري را ريشه يابي كرد.
رييس گروه طب اسلامي – طب سنتي فرهنگستان علوم پزشكي، طب سنتي را شامل دو بخش دانست و افزود: بخشي از آن توسط بزرگان مكتوب و برخي در طب مردمي برگرفته از نتايج تحقيق گذشتگان است.
دكتر ولايتي، با اشاره به بي نسخه بودن اطلاعات عوام و جا افتادن آن در اذهان گفت: وقتي علم از دست متخصصان خارج و به دست عوام برسد ضمن كاربردي شدن عوام زده نيز ميشود.
وي به تبديل مقاله طب عاميانه به كتابي 400 صفحهاي در تدوين دايره المعارف پزشكي اسلام و ايران اشاره كرد و افزود: با استفاده از تجارب مردمي ميتوان به اثر تسكيني گياهان در سرفه، درد و يا اعصاب پي برد.
به گزارش ايسنا، دكتر فرسام، استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران نيز با بيان اين كه در طب عاميانه مردم شيوههاي درماني بر ميگزينند كه براي شناخت آن نيازمند مردم شناسي و جامعه شناسي هستيم، گفت: پزشكي مردمي جزئي از طب سنتي است.
به گفته وي، وجود اين باورها و اعتقادات عاملي براي تسريع در بهبود بيماري به شمار ميرود.
انتهاي پيام
كد خبر: 8710-00658
رشته طب سنتي در مقطع دكتري تخصصي در شوراي عالي برنامهريزي وزارت بهداشت تصويب شده است.
به گزارش سرويس صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با توجه به موافقت شوراي عالي گسترش و برنامهريزي علوم پزشكي، رشته طب سنتي از مقطع كارشناسي ارشد به دكتراي تخصصي Ph.D ارتقا يافته است.
بر اين اساس، آزمون دكتراي تخصصي(Ph.D) طب سنتي همراه با آزمون دكتراي تخصصي ساير رشتههاي علوم پزشكي در آبان 88 برگزار ميشود.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
(تعيين، تدوين و نشر استانداردهاي ملي – انجام تحقيقات بمنظور تدوين استاندارد بالا بردن كيفيت كالاهاي داخلي، كمك به بهبود روشهاي توليد و افزايش كارائي صنايع در جهت خودكفائي كشور - ترويج استانداردهاي ملي – نظارت بر اجراي استانداردهاي اجباري – كنترل كيفي كالاهاي صادراتي مشمول استاندارد اجباري و جلوگيري از صدور كالاهاي نامرغوب بمنظور فراهم نمودن امكانات رقابت با كالاهاي مشابه خارجي و حفظ بازارهاي بين المللي كنترل كيفي كالاهاي وارداتي مشمول استاندارد اجباري بمنظور حمايت از مصرف كنندگان و توليدكنندگان داخلي و جلوگيري از ورود كالاهاي نامرغوب خارجي راهنمائي علمي و فني توليدكنندگان، توزيع كنندگان و مصرف كنندگان – مطالعه و تحقيق درباره روشهاي توليد، نگهداري، بسته بندي و ترابري كالاهاي مختلف – ترويج سيستم متريك و كاليبراسيون وسايل سنجش – آزمايش و تطبيق نمونه كالاها با استانداردهاي مربوط، اعلام مشخصات و اظهارنظر مقايسه اي و صدور گواهينامه هاي لازم).
موسسه استاندارد از اعضاء سازمان بين المللي استاندارد ميباشد و لذا در اجراي وظايف خود هم از آخرين پيشرفتهاي علمي و فني و صنعتي جهان استفاده مينمايد و هم شرايط كلي و نيازمنديهاي خاص كشور را مورد توجه قرار ميدهد.
اجراي استانداردهاي ملي ايران بنفع تمام مردم و اقتصاد كشور است و باعث افزايش صادرات و فروش داخلي و تأمين ايمني و بهداشت مصرف كنندگان و صرفه جوئي در وقت و هزينهها و در نتيجه موجب افزايش درآمد ملي و رفاه عمومي و كاهش قيمتها ميشود.
|
تهيه كننده كميسيون استاندارد روش نمونه برداري از محصولات كشاورزي جهت آزمون آفلاتوكسين | ||
|
رئيس | ||
|
محقق بازنشسته مؤسسه بررسي آفات و بيماريهاي گياهي و مشاور فني مؤسسه استاندارد |
دكتر در علوم حشره شناسي |
آگه - علي اكبر |
|
اعضاء | ||
|
پژوهنده مؤسسه بررسي آفات و بيماريهاي گياهي |
ليسانس شيمي |
طيبي - جميله |
|
دبير | ||
|
كارشناس مسئول بخش كشاورزي مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران |
ليسانس بيولوژي |
حربي - كتايون |
فهرست مطالب
بسمه تعالي
پيشگفتار
استاندارد روشهاي نمونه برداري از محصولات كشاورزي جهت آزمون افلاتوكسين كه بوسيله كميسيون فني روشهاي نمونه برداري تهيه و تدوين شده و در چهل و هشتمين كميته ملي استاندارد فرآوردههاي كشاورزي و غذائي مورخ 1364/8/29 مورد تائيد قرار گرفته , اينك به استناد ماده يك قانون مواد الحاقي به قانون تأسيس مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مصوب آذر ماه 1349 به عنوان استاندارد رسمي ايران منتشر ميگردد .
براي حفظ همگامي و هماهنگي با پيشرفتهاي ملي و جهاني در زمينه صنايع و علوم , استانداردهاي ايران در مواقع لزوم تجديد نظر قرار خواهند گرفت تو هر گونه پيشنهادي تكه براي اصلاح يا تكميل اين استانداردها برسد در هنگام تجديد نظر در كميسيون فني مربوط مورد توجه واقع خواهد شد .
بنابراين براي مراجعه به استانداردهاي ايران بايد همواره از آخرين چاپ و تجديد نظر آنها استفاده نمود .
در تهيه و تدوين اين استاندارد سعي شده است كه ضمن توجه به شرايط موجود و نيازهاي جامعه حتي المقدور بين اين استاندارد و استاندارد كشورهاي صنعتي و پيشرفته هماهنگي ايجاد شود .
لذا با بررسي امكانات و مهارتهاي موجود و اجراي آزمايشهاي لازم اين استاندارد با استفاده از منابع زير تهيه گرديده است .
الف : منابع داخلي
1 ـ استاندارد ملي ايران شماره 938 ـ جدولهاي بازرسي نمونهاي ـ بخش اول
2 ـ استاندارد ملي ايران شماره 940 ـ واژههاي آماري
3 ـ استاندارد ملي ايران شماره 1036 ـ روش نمونه برداري خشكبار
4 ـ استاندارد ملي ايران شماره 2305 ـ روشهاي نمونهگيري تصادفي و چگونگي استفاده از جداول اعداد تصادفي
مايكوتوكسينها يا سموم قارچي سمومي هستند كه همراه با نشو و نماي بعضي از قارچها روي محصولات مختلفي در شرايط خاص توليد ميشوند . از مهمترين مايكوتوكسينها آفلاتوكسين را ميتوان نام برد كه عمدتأ توسط گروه قارچهاي آسپرژيلوس فلاووس Aspergillus flavus و آسپرژيلوس پارازيتيكوس Parasiticus.A روي مواد غذائي توليد ميگردد و نظر به اهميتي كه وجود اين سم در مواد غذائي مورد مصرف انسان و دام و در جهت به خطر انداختن سلامتي و بهداشت دارا ميباشد , لذا نمونه برداري صحيح از كالاهاي مورد نظر نقش مهمي را در تشخيص و تخمين اين سم ايفا مينمايد . لازم به توضيح است كه بروز آلودگي به آفلاتوكسين در اكثر موارد محموله آلودگي شديد و در قسمتهاي ديگر همان محموله بسيار خفيف بوده يا اصلا بروز نكند . با توجه به مطالب فوق الذكر لزوم ارائه روشهاي نمونه برداري مناسب امري ضروري است .
ب ـ منابع خروجي
5- International standard organization “ISO” 542 – 1980
Oil seeds – sampling
6- “ISO” 950 – 1979 – cereals – sampling
7- “ISO” 951 – 1979 – pulses in bags – sampling
8- Sampling and sample preparation
mycotoxin training course, 1983, section A: 13, 14
tropical development and research institue London
9- Sampling and sample preparation of samples for analysis
Aflatoxin training course, 1977 – Isfahan university – Iran
10- Dr.B.D. Jones
the occurrence of aflatoxins in edible nuts sampling and analysis
11- D.V. Lindley and J.G.P. Miller, 1970
Cambridge elementary statistical tables
12- Dr. B.D. Jones, 1972, methods of aflatoxin analysis
G. 70, tropical products institue, London
هدف از تهيه و تدوين اين استاندارد تعيين نحوه نمونه برداري , مقدار نمونه و بسته بندي و نشانه گذاري نمونههاي آزمايشگاهي جهت تشخيص و تخمين ميزان آفلاتوكسين ميباشد .
اين استاندارد در مورد روشهاي نمونه برداري از :
2 ـ 1 ـ مغزها و دانههاي روغني نظير پسته , بادام زميني , سويا , تخم پنبه و نظاير آن .
2 ـ 2 ـ غلات نظير , ذرت , گندم , جو و غيره
2 ـ 3 ـ كنجالههاي دانههاي روغني و غيره
جهت تشخيص و تخمين آفلاتوكسين كاربرد دارد .
نمونه برداري در اين استاندارد عبارت از برداشت مقداري از كالاي كشاورزي مورد نظر موجود در بسته بنديها و نقاط مختلف محموله متناسب با حجم و وضعيت آن محموله براي انجام آفلاتوكسين ميباشد .
4 ـ 1 ـ محموله 1: مقداري از يك نوع محصول است كه بر طبق قرار داد در يك نوبت حمل يا تحويل ميشود .
4 ـ 2 ـ بهر2: قسمتي از يك محموله است كه از نظر رقم , درجه , اندازه , بسته بندي و ساير مشخصات داراي ويژگيهاي يكسان ميباشد و در صورت لزوم ميتوان از آنها جداگانه نمونه برداري و آزمايش نمود .
4 ـ 3 ـ نمونه اوليه 3: مقدار نمونهاي است كه از هر يك از بستهها يا نقاط مختلف يك محموله يا يك بهر برداشته ميشود .
4 ـ 4 ـ نمونه كلي 4: مقدار نمونهاي است كه از جمع شدن نمونههاي اوليه برداشته شده از يك محموله يا يك بهر بدست ميآيد .
4 ـ 5 ـ نمونه معرف يا نمونه آزمايشگاهي 5: نمونهاي است كه از نمونه كلي پس از اختلاط كامل برداشته شده و به آزمايشگاه فرستاده ميشود .
منظور از نمونه برداري برداشتن مقداري از محصول مورد نظر به نحوي است كه بتواند معرف مشخصات كلي آن محصول بوده و كافي براي انجام آزمايشهاي لازم باشد .
براي نيل به اين منظور لازم است كه انتخاب بستهها و يا نقاطي كه از آنها نمونه برداري ميشود به طور تصادفي انجام گيرد .
يادآوري 1 ـ نمونه بردار بايد توجه داشته باشد كه بندرت ممكن است تركيب يك بهر از هر لحاظ بخصوص انتشار آفلاتوكسين يكسان باشد لذا بايد تعداد كافي نمونه اوليه برداشته شود كه بتوان از آن نمونه معرف بدست آورد .
يادآوري 2 ـ اگر قسمتي از يك بهر وضعي خاص و غير مشابه با ساير قسمتها داشته باشد ( نظير بسته بنديهاي نامناسب از جمله جعبه يا كارتنهاي شكسته و له شده و يا بستههاي رطوبت ديده يا كالاهاي ته مانده انبار مخلوط با مواد خارجي و همچنين كالاهائيكه ظاهر آنها معرف فساد و يا آلودگي به آفات باشد و نظاير آن ) بايستي از محصولات نامبرده به صورت انتخابي و جداگانه نمونه برداري كرد و اين قبيل نمونهها بايد جداگانه مورد آزمايش و ارزيابي قرار گيرد و نبايستي اين نمونههاي برداشته شده از محصول سالم مخلوط نمود .
براي نمونه برداري از محصولات داخل كيسه و يا فله ميتوان از وسائلي نظير بامبو , بيلچه , ملاقه و يا وسائل اتوماتيك مكانيكي و غيره متناسب با نوع كالا , نحوه بسته بندي و همچنين مقدار نمونه اوليهاي كه بايستي برداشته شود استفاده نمود .
( طبق شكلهاي پيوست 3)
7 ـ 1 ـ نمونه برداري از بسته ( كيسه , كارتن , قوطي , جعبه و نظاير آن :)
به منظور رعايت دقت هر چه بيشتر در امر نمونه برداري و به منظور آنكه نمونههائي كه جهت آزمون افلاتوكسين مورد نمونه برداري قرار ميگيرند هر چه بيشتر معرف كالاي مورد نظر باشند در اين استاندارد دو اصل زير در مورد نمونه برداري از محصولات بسته بندي شده رعايت گرديده است .
الف : حداكثر وزن خالص هر بهر از 50 تن تجاوز نكند .
ب : حداقل تعداد بستههائي كه از آن نمونه برداري ميشود از 2 درصد بستههاي موجود در هر بهر كمتر نباشد .
7 ـ 1 ـ 1 ـ نمونه برداري از بستههاي تا 10 كيلو گرمي :
در صورتي كه وزن خالص محتوي هر بسته كمتر از 10 كيلو گرم باشد به طريق زير عمل نمونه برداري انجام ميپذيرد :
الف : در مورد بسته بنديهاي 7 تا 10 كيلو گرم در صورتي كه كل محموله بيش از 5000 بسته باشد آن را به بهرهاي 5000 بستهاي تقسيم نموده و هر دو بسته در هر بهر را به عنوان يك بسته تلقي كرده و طبق پيوست شماره 1 تعداد بستهها را مشخص نموده و با استفاده از جداول اعداد تصادفي ( پيوست شماره 2) بستهها را انتخاب كرده و طبق استاندارد شماره 2305 ايران نمونه برداري صورت گيرد .
ب : در مورد بسته بنديهاي 5 و 6 كيلو گرمي در صورتي كه كل محموله بيش از 7500 بسته باشد آنرا به بهرهاي 7500 بستهاي تقسيم نموده و سپس هر سه بسته را به عنوان يك بسته تلقي كرده و طبق پيوست شماره 1 تعداد بستهها را مشخص نموده و با استفاده از جداول اعداد تصادفي بستهها را انتخاب كرده و نمونه برداري انجام گيرد .
ج : در مورد بسته بنديهاي تا 5 كيلو گرمي از آنجا كه در اين قبيل موارد معمولا هر چند بسته كوچك در يك بسته بندي بزرگتر قرار گرفته و وزن بسته بزرگ كمتر از 10 كيلو گرم نميباشد بنابراين در اين قبيل موارد عمل نمونه برداري طبق بند 7 ـ 1 ـ 2 صورت ميگيرد .
تذكر : بايستي توجه داشت كه نمونه برداري از بستههاي كمتر از 10 كيلو گرمي كه در آن 2 يا 3 و يا بيش از 3 بسته كوچك به عنوان يك بسته تلقي شده است همانطوري كه در كيسههاي بزرگ از چند نقطه كيسه نمونه برداري ميشود در اين مورد نيز بايد بستههاي فرعي را به عنوان نقاط مختلف كيسه تلقي كرده و از تمام آنها نمونه برداري نمود .
7 ـ 1 ـ 2 ـ نمونه برداري از بستههاي بين 10 تا 20 كيلو گرمي :
در اين گونه موارد چنانچه تعداد كل بستههايي كه بايد نمونه برداري از آنها صورت گيرد تا 2500 بسته باشد با استفاده از جدول پيوست شماره 1 تعداد بستههايي را كه بايد نمونه اوليه از آنها تهيه شود مشخص نموده و سپس اين تعداد بستهها را با استفاده از جداول اعداد تصادفي انتخاب كرده و نمونه اوليه از آنها تهيه گردد .
در صورتي كه تعداد كل بستههاي محموله بيش از 2500 بسته باشد بايد آن را به بهرهاي 2500 بستهاي تقسيم و سپس از هر بهر 2500 بستهاي مطابق جدول پيوست شماره 1 و پيوست شماره 2 نمونه برداري صورت گيرد .
7 ـ 1 ـ 3 ـ نمونه برداري از بستههاي بيش از 20 كيلو گرمي :
در صورتي كه هر بسته كه بايد از آنها نمونه برداري به عمل آيد حاوي بيش از 20 كيلو گرم كالا بوده و مقدار كل محموله كمتر از 50 تن باشد بايد با استفاده از جداول پيوست شماره 1 و 2 تعداد بستهها را مشخص و انتخاب نموده و عمل نمونه برداري را انجام داد .
چنانچه محموله بيش از 50 تن باشد ابتدا بايد محموله را به بهرهاي 50 تني تقسيم كرده و سپس از هر يك از بهرهاي 50 تني بطور جداگانه تعداد بستههاي لازم را طبق پيوستهاي شماره 1 و 2 مشخص و جدا نموده و از آنها نمونه برداري كرد .
7 ـ 2 ـ طرز نمونه برداري از فله :
معمولا محصولاتي كه به صورت فله حمل و نقل يا نگاهداري ميشوند با استفاده از وسائل نمونه برداري مناسب و در يكي از حالات زير مورد نمونه برداري قرار ميگيردند :
ـ در حال حركت ( نظير نوارهاي نقاله و دستگاههاي مكنده هنگام تخليه و نظاير آن )
ـ در انبارهاي كشتي
ـ در واگنها و كاميونها
ـ در هنگام توزين نظير باسكولها
ـ در سيلوها و انبارها
7 ـ 2 ـ 1 ـ نمونه برداري از فله در حال حركت :
در نمونه برداري از محصول فلهاي در حال جريان ( نظير نوارهاي نقاله و دستگاههاي مكنده و امثال آن ) بايستي نمونههاي اوليه با توجه به سرعت جريان كالا بطور مستمر در فواصل زماني معين به نحوي گرفته شود كه از هر 50 تن كالا حداقل يك نمونه كلي گرفته شود .
7 ـ 2 ـ 2 ـ نمونه برداري از انبارهاي كشتي :
وقتي كه نمونه برداري از انبارهاي كشتي در بندر يا در حال تخليه صورت ميگيرد نمونههاي اوليه بايد از نقاط مختلف انبار به تعداد لازم متناسب با حجم انبار و در هنگام تخليه متناسب با سرعت تخليه بطوري گرفته شود كه از هر 50 تن كالا حداقل يك نمونه كلي بدست آيد .
7 ـ 2 ـ 3 ـ نمونه برداري در واگنها يا كاميونها :
چنانچه نمونه برداري در واگن يا كاميون صورت ميگيرد نمونههاي اوليه بايستي با استفاده از وسائل نمونه برداري مناسب ( استوانهاي يا مخروطي ) متناسب با نوع محصول از سه سطح و يا سه ارتفاع بالائي , مياني , و يا پائيني از نقاط مختلف به شرح زير تهيه شود :
الف : واگنها يا كاميونهائي كه حجم بار آنها تا 15 تن است عمل نمونه برداري از 5 نقطه طبق شكل زير صورت ميگيرد .
ب : واگنها يا كاميونهائي كه حجم بار آنها 15 تا 30 تن است عمل نمونه برداري از 8 نقطه طبق شكل زير صورت ميگيرد .
ج : واگنها يا كاميونهائي كه مقدار محصول مورد نمونه برداري در آنها از 30 تا 50 تن است عمل نمونه برداري از 11 نقطه طبق شكل زير انجام ميشود .
7 ـ 2 ـ 4 ـ نمونه برداري در هنگام توزين ( باسكولها )
در صورتي كه نمونه برداري در هنگام توزين (Weigh hoppers) صورت ميگيرد نمونههاي اوليه بايستي با وسائلي نظير نمونه گير استوانهاي يا وسائل مكانيكي , بيلچه و نظاير آن متناسب با روال موجود در هر بند صورت گيرد .
7 ـ 2 ـ 5 ـ نمونه برداري از سيلوها و انبارها ( اعم از پوشيده يا سرباز )
در مورد سيلوها و انبارها نمونه برداري بايد طبق مقتضيات و امكانات موجود انبار يا سيلو با وسائل و نمونه گيرهاي مناسب از نقاط مختلف انبار متناسب با حجم كالا صورت گيرد .
8 ـ تعيين مقدار نمونه به عنوان نمونه معرف يا نمونه آزمايشگاهي
مقدار نمونهاي كه به عنوان معرف از نمونه كلي براي آزمايشگاه تهيه ميشود معمولا به نوع كالا ( بر حسب ريزي , درشتي ) و نوع آزمايشي كه روي آن انجام ميگيرد بستگي دارد .
كمترين مقدار نمونه لازم بر حسب اندازه محصولاتي كه مورد نمونه برداري قرار ميگيرند به قرار جدول زير ميباشد :
يادآوري 1 ـ همانطوري كه قبلا گفته شد هر بهري كه مورد نمونه برداري قرار ميگيرد نبايد از 50 تن بيشتر باشد . بهرهاي بيش از 50 تني را بايد به دو يا چند قسمت 50 تني يا كمتر تقسيم نمود .
يادآوري 2 ـ نمونه بردار بايستي توجه كند كه منظور از انتخاب تعداد كيسه , جعبه و يا بسته براي نمونه برداري اين نيست كه تمام محتوي آن به عنوان نمونه تلقي شود بلكه از هر كيسه , جعبه و يا بسته فقط مقداري كه محاسبه شده است بايد به عنوان نمونه برداشته شود بطوري كه مقدار نمونهاي كه برداشته ميشود با تقريب اضافي مطابق جدول فوق باشد .
9 ـ بسته بندي و نشانه گذاري نمونه
9 ـ 1 ـ بسته بندي : نمونههاي برداشته شده بايد در كيسههاي پارچهاي با بافت ريز , كيسههاي كاغذي محكم و بادوام , قوطيهاي مقوائي كيسههاي پلاستيكي (Polythene) قوطيهاي فلزي و يا ظروف شيشهاي مناسب بسته بندي شود و در كيسهها يا ظروف بسته بندي بايد كاملا بسته و يا مهر و موم گردد .
9 ـ 2 ـ نشانه گذاري
آگاهيهاي زير بايستي روي بستههاي هر نمونه ذكر گردد .
9 ـ 2 ـ 1 ـ نام و مشخصات محصول
9 ـ 2 ـ 2 ـ مقدار كل كالاي نمونه برداري شده
9 ـ 2 ـ 3 ـ وسيله حمل كالا ( نظير واگن , كشتي , كاميون و نظاير آن )
9 ـ 2 ـ 4 ـ مبداء
9 ـ 2 ـ 5 ـ مقصد
9 ـ 2 ـ 6 ـ تاريخ رسيدن به مقصد
9 ـ 2 ـ 7 ـ شماره و تاريخ بارنامه و قرارداد
9 ـ 2 ـ 8 ـ مكان نمونه برداري ( انبار , سيلو , كشتي , كاميون , واگن و نظاير آن )
9 ـ 2 ـ 9 ـ تاريخ نمونه برداري
9 ـ 2 ـ 10 ـ نام نمونه بردار
9 ـ 2 ـ 11 ـ تاريخ ارسال نمونه
تذكر : نمونهها بايستي بلافاصله و با سريعترين وسيله ممكن به آزمايشگاه ارسال گردند و از لحظه نمونه برداري تا رسيدن به آزمايشگاه بايد در جاي خشك و خنك نگاهداري يا حمل شوند .
نمونه بردار بايستي علاوه بر اطلاعات داده شده روي برچسب گزارش نيز كه حاوي وضعيت انبار يا وسيله حمل , وضع كالا , وجود حشرات و ساير آفات انباري و ساير اطلاعاتي كه در وضع كالا يا نمونه مؤثر باشد ( از قبيل رطوبت و حرارت انبار ) تهيه و همراه با نمونه ارسال نمايد .
يادآوري ـ در صورتي كه تعداد بستههاي موجود در محموله يا بهر بيش از 2500 عدد باشد آن را به دو يا چند قسمت 2500 تائي يا كمتر تقسيم و سپس نمونه برداري نمائيد .
1-Consignment
2-Lot
3-Primary sample
4-Bulk sample
5-Contract or laboratory sample
|
ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN |
|
|
|
Institute of Standards and Industrial Research of Iran |
|
|
|
ISIRI NUMBER |
|
|
|
2581 |
|
|
|
|
|
ANALYSIS SAMPLING OF AGRICULTURAL CROPS FOR AFLATOXIN |
|
|
|
|
|
|
|
2nd Edition |
از 172 استاندارد تدوين شده در سال جاري، شش استاندارد
به گزارش ايانا- مهندس حميرا نوروزيزاده ـ معاون نظارت بر تدوين استانداردهاي ملي در دفتر تدوين استاندارد گفت: در راستاي اهميت سلامت غذا و بهداشت كشاورزي، در كميته ملي غذايي و كشاورزي تعداد 18 استاندارد امسال در زمينه غذايي و كشاورزي تدوين شده است كه شش استاندارد ديگر در تير ماه به اين ليست اضافه شد.
وي درخصوص استانداردهاي تدوين شده اظهار داشت: ويژگيها و روشهاي آزمون كرمهاي كاكائويي، گز انگشت پيچ، شكلات و روغنهاي خوراكي مصرف خانوار، ويژگيهاي نوشيدني مالت و آيين كار بهداشتي توليد كنسرو ماهي از جمله اين استانداردها است.
وي در ارتباط با عناوين استاندارهاي تدوين شده در كميته غذايي و كشاورزي در سال 86 تصريح كرد: استقرار سيستم تجزيه و تحليل خطر و نقاط كنترل بحراني در توليد كنسرو و قارچ خوراكي، نگهداري گوشت، تخم مرغ و ماهي در سردخانهها و نكتار انبه از جمله استانداردهاي تدوين شده در زمينه غذايي است.
نوروزي زاده دررابطه با استانداردهاي كشاورزي افزود: مغز هسته انبه براي استفاده خوراك دام، ارزيابي حسي، روش شناسايي، راهنماي عمومي براي ايجاد و ترميم نمودار توصيف حسي و كيفيت خاك جهت تاثير عصاره عناصر قابل حل در آب از ديگر استانداردهاي تدوين شده اخير در زمينه كشاورزي است.
بنا بر اعلام اداره كل روابط عمومي موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران، اولويتهاي تدوين استاندارد براي صنايع غذايي با استعلام از مراجع ذيربط تهيه و تعدادي از آنها جهت تدوين به دبيران واگذار و تعداد ديگري نيز جهت واگذاري در دست اقدام است.
13R-0431-04
مجيد عزيزي
گروه باغباني، دانشكده كشاورزي، دانشگاه فردوسي مشهد
ميوه ها و سبزيها از جمله مهمترين محصولات باغي هستند كه نقش مهمي در تأمين نياز غذايي و سلامت انسان بازي ميكنند. اين گروه از محصولات كشاورزي بدليل داشتن رطوبت زياد فساد پذير هستند و در دوره پس از برداشت بخش عمده اي از آنها (بين 5 تا 50 درصد) از بين ميروند. ميزان اين ضايعات حتي در برخي موارد تا 80 درصد نيز ميرسد. در اين ميان تره بار بالاترين درصد ضايعات را به خود اختصاص داده اند. كاهش و به حداقل رساندن چنين ضايعاتي به عنوان «برداشت مخفي» ميتواند يكي از راههاي مؤثر در تأمين غذا براي جامعه به حساب آيد. در كشورهايي كه سيستم كشاورزي پيشرفته اي دارند، پيشرفتهاي قابل توجهي در زمينه تكنولوژي پس از برداشت صورت گرفته است. چنين عملياتي نه تنها ضايعات اين گروه از محصولات را به حداقل ميرساند بلكه كيفيت آنها را نيز در طي حمل و نقل، جابجايي، انبارداري و توزيع حفظ خواهد كرد. بخش عمده اي از اين ضايعات را ميتوان با اجراي عمليات صحيح در دوره قبل از برداشت (در باغ يا مزرعه) حذف نمود. مديريت تغذيه، آفات و بيماريهاي گياهي در دوره قبل از برداشت، تكنولوژي صحيح برداشت، تيمارهاي غير شيميايي و استفاده از تركيبات طبيعي براي كنترل ضايعات، عمليات پيش سرمادهي، سيستم هاي بسته بندي جديد، انبارداري صحيح (شامل كليه عمليات در طي انبارداري) و بالاخره حمل و نقل صحيح از مهمترين راهكارهاي موجود هستند كه تا حد قابل توجهي ميزان اين ضايعات را به حداقل ميرسانند. بنابراين كاهش ضايعات اين گروه از محصولات كشاورزي نيازمند اصلاح ساختار توليد اين محصولات از باغ و مزرعه تا انبار و سپس حمل و نقل و بازاررساني و در نهايت مصرف كننده خواهد بود. بالا بردن دانش فني توليد كنندگان، انبارداران، مسئولين ميادين ميوه و تره بار، خرده فروشيها و در نهايت مصرف كنندگان گامي موثر در اين راستا مي باشد. در اين مقاله راهكارهاي كليدي در هر مورد ارائه خواهد شد.
مقدمه
توسعه روز افزون جمعيت نياز به تأمين غذا را روز به روز افزايش ميدهد. به منظور افزايش توليد و رفع هر چه بيشتر مايحتاج بشر راهكارهاي مختلفي چون افزايش سطح زير كشت، افزايش عملكرد در واحد سطح، دستيابي به ارقام برتر، مديريت عمليات زراعي شامل دفع آفات و بيماريها، آبياري، تغذيه، هرس و غيره وجود دارد. در اين بين يكي از راهكارها كه به دست فراموشي سپرده شده است و كمتر مورد توجه قرار مي گيرد كاهش ضايعات پس از توليد است كه محققين به اين بخش اصطلاح «برداشت مخفي» را اختصاص داده اند. محصولات باغي (شامل كليه ميوه ها، سبزي ها و گل و گياهان زينتي) بدليل بالا بودن درصد رطوبتشان و ماهيت فيزيولوژيكي خاصي كه دارند طبيعتا داراي ضايعات بيشتري پس از برداشت ميباشند كه گاهي بسته به نوع محصول ممكن است تا 60% محصول توليدي به اين طريق از دايره مصرف خارج شود. عوامل متفاوتي هم در دوره قبل از برداشت و هم در دوره پس از برداشت در شدت اين پديده مؤثر هستند. برخي از اين عوامل تحت كنترل بوده و انسان قادر است آنها را به نحو صحيح تحت تاثير قرار داده و بدين وسيله ضايعات را به حداقل برساند.
عمليات زراعي و شرايط آب و هوايي قبل از برداشت نقش مهمي در سرعت فرآيندهاي فيزيولوژيكي محصول برداشت شده دارد ولي در اين بين نقش رقم يا كولتيوار نيز بسيار مهم است. موفقيت در انجام عمليات پس از برداشت بستگي زيادي به ماهيت فيزيولوژيكي محصول دارد. عكس العمل محصولات باغباني به شرايط انبارداري علي رقم بقيه صفات تحت تأثير انتخاب طبيعي و انتخاب انساني نبوده است. اخيراً در برنامه هاي اصلاحي محصولات باغي، صفات مرتبط با فيزيولوژي پس ازبرداشت محصول مورد توجه زيادي قرار گرفته است كه مهمترين آنها عبارتند از:
- قابليت خوب جابجايي و كاهش نرم شده ميوه در طي رسيدن بخصوص در گوجه فرنگي. اين عمل با تأثير بر آنزيم پلي گالاكتوروناز و با استفاده از مهندسي ژنتيك صورت گرفته است.
- مقاومت به سرمازدگي در طي انبارداري خصوصا در سيب، آوكادو، موز، خيار، هلو و گوجه فرنگي.
- مقاومت به اسكالد در سيب كه تحت كنترل فرآيند اكسيداسيون آلفا فارنزن است. تحقيقات نشان داده است كه يك ژن در بروز اين عارضه دخالت دارد.
- مقاومت به انبارداري در اتمسفر كنترل شده، غلظت بالاي دي اكسيد كربن و غلظت كم اكسيژن در مورد توت فرنگي دو گروه از ارقام بر اساس محصولات حاصل از تخمير مانند استالدييد و اتانول وجود دارند. ارقام آناپوليس[1] و كاونديش[2] در غلظت بالاي دي اكسيد كربن، استالدييد و اتانول بسيار كمي توليد مينمايند در حاليكه ارقام كنت[3] و هانوي[4] در اثر نگهداري در غلظت بالاي دي اكسيد كربن اتانول و استالدييد بيشتري توليد مينمايند و ضايعات آنها بيشتر است. بنابراين در انتخاب رقم بايد توجه خاصي را مبذول داشت چرا كه در صورت نامناسب بوده رقم انتخاب شده با شرايط و اهداف توليد ممكن است بقيه عمليات باغباني تأثير ناچيزي بر كاهش ضايعات داشته باشد.
شدت نور
شدت نور مناسب نه تنها در افزايش توليد و تكثير در محصول مؤثر است بلكه از بروز عوارض فيزيولوژيكي خاصي چون آفتاب سوختگي نيز جلوگيري ميكند. اين عارضه در گوجه فرنگي بسيار شايع بوده و بخش قابل توجهي از محصول را دچار آسيب ميكند. در شرايطي كه شدت نور زياد است پرورش گوجه فرنگي بصورت داربستي توصيه نميگردد. بعلاوه در اين شرايط بهتر است از ارقامي كه داراي برگ بيشتري ميباشند استفاده نمود تا با سايه اندازي برگها برروي ميوه ها شيوع اين عارضه كاهش يابد. ميوه آفتاب سوخته گوجه فرنگي نه تنها قابليت نگهداري خوبي ندارد بلكه آن را نميتوان به خوبي بصورت مصنوعي رساند. نمونه بارز ديگري از تأثير نور را مي توان در ميزان ويتامين ث و ميزان ماده خشك محصول مشاهده نمود. با افزايش شدت نور در دامنه بهينه ميزان ويتامين ث محصول افزايش مي يابد.
تغذيه صحيح محصولات باغي نقش مهمي در كاهش ضايعات و بهبود كيفيت محصول توليدي و عمر انباري محصولات برداشت شده دارد. در اين بين ازت، فسفر، پتاسيم، كلسيم، بور، مس و موليبدن از اهميت زيادي برخوردارند. ازت بيش از حد نه تنها عدم تعادل اسيد آمينه هاي ضروري و بالطبع عدم تعادل پروتئين را در پي خواهد داشت بلكه مشكلات عديده اي چون تجمع نيترات و كاهش ميزان ويتامين ث را نيز ايجاد ميكند. عوارض فيزيولوژيكي چون توخالي شدن كلم بروكلي، كاهش وزن سيب زميني شيرين در انبار و كاهش عطر و طعم كرفس در نتيجه مصرف ازت بيش از حد است. در كاهو ازت بيش از حد نه تنها منجر به تجمع نيترات گشته و مصرف آن مشكلات خاصي چون بيماري متهموگلوبينيا را ايجاد ميكند بلكه باعث كاهش وزن خشك محصول و كاهش عمر انباري كاهو خواهد شد.
در توت فرنگي نيز كود ازته در سفتي بافت ميوه در طي انبارداري مؤثر است. تيمار ازت همچنين بر مواد جامد قابل حل تاثير قابل توجهي داشته و با افزايش ازت از 126 به 225 كيلو گرم در هكتار مواد جامد قابل حل كاهش مي يابد. بسياري از عوارض ديگر كه در طي انبارداري منجر به افزايش ضايعات ميگردد را ميتوان با تيمار كلسيم برطرف نمود. براي مثال لكه تلخ در سيب، Tip burn در سبزيجات برگي و پوسيدگي گلگاه در محصولات خانواده سيب زمينيان و Black heart در كرفس را ميتوان اشاره نمود. بنابراين لازم است در طي رشد محصول و همچنين در دوره قبل از برداشت بر اساس اصول علمي نسبت به توصيه كودي اقدام نمود تا نه تنها عملكرد مطلوبي حاصل گردد بلكه كيفيت محصول توليدي و عمر انباري آن نيز افزايش يابد.
زمان برداشت
زمان برداشت صحيح محصولات باغي نقش مهمي در عمر انباري و كاهش ضايعات آنها دارد. در طي تكامل فيزيولوژيك ميوه ها و سبزيها تغييرات قابل توجه فيزيكي و بيوشيميايي در محصول صورت ميگيرد. براي مثال ميتوان به كاهش سفتي بافت، افزايش فعاليت آنزيم پلي گالاكتوروناز، افزايش پكتين محلول، تغيير در اسيديته قابل تيتر، مواد جامد محلول و شدت تنفس اشاره نمود. چنانچه محصول ديرتر از زمان مناسب برداشت شود نه تنها عمر انباري آن كاهش مي يابد بلكه ضايعات آن در طي حمل و نقل و جا به جايي افزايش خواهد يافت. اين پديده خصوصاً در محصولات كليماكتريك بارز است و چنانچه محصول زودتر از موقع برداشت گردد كيفيت مناسبي را نخواهد داشت و در طي رساندن مصنوعي ممكن است به آن نتيجه دلخواه نرسيم. بنابراين در مورد كليه محصولات باغي تعيين زمان مناسب برداشت يكي از فاكتورهاي مهم در كاهش ضايعات به حساب مي آيد. زمان مناسب برداشت را ميتوان با آزمايشاتي چون سفتي بافت، نسبت قند به اسيد، تعداد روز پس از گلدهي كامل و حتي واحدهاي گرمايي گرفته شده توسط محصول تعيين نمود. در مورد محصولات مختلف يك يا بيش از يك معيار مورد استفاده قرار ميگيرد و براي هر محصول استانداردهايي نيز تعريف شده است. در ايران به اين عامل مهم كمتر توجه شده است در حالي كه در كشورهاي ديگر چنانچه محصول زودتر يا ديرتر از موقع برداشت گردد نه تنها اجازه فروش به آن داده نمي شود بلكه توليد كننده آن محصول جريمه خواهد. با توجه به مطالب فوق لازم است در هر منطقه و براي هر محصول عمليات برداشت با توجه به معيارهاي صحيح صورت گيرد.
تيمارهاي پيش سرما دهي
عمليات پيش سرما دهي نقش بسيار مفيدي در افزايش عمر انباري و كاهش ضايعات محصولات باغي دارد. تأثير اين عمليات بر برخي محصولات مانند توت فرنگي بسيار بارز بوده و ضايعات اين محصول را شديداً كاهش ميدهد. در ايران به جز موارد جزئي (خصوصاً در مورد توت فرنگي كه بصورت استفاده از كانتينرهاي يخچال دار بلافاصله پس از برداشت است و همچنين بطور تجربي در مورد برخي محصولات مانند انگور آنرا بصورت كاملا ابتدايي انجام ميدهند كه گاهي با مشكلات زيادي روبرو خواهند شد) عمليات پيش سرمادهي غالبا صورت نميگيرد. انتخاب روش سرد كردن مقدماتي شامل استفاده از آب سرد[5]، هواي سرد[6]، يخ[7] و خلا[8] بستگي زيادي به ماهيت فيزيولوژيكي محصول داشته و در صورت انتخاب نادرست نه تنها عمر انبارداري محصول افزايش نخواهد يافت بلكه ضايعات محصول شديدا زياد خواهد شد. ايجاد تجهيزات مناسب به منظور انجام اين عمليات در دوره پس از برداشت ضروري است. تحقيقات نشان داده است كه تعلل در انجام اين عمليات جايز نيوده و با تاخير در انجام عمليات پيش سرمادهي، درصد محصول قابل فروش كاهش مي يابد. بنابراين لازم است به منظور افزايش عمر انباري و كاهش ضايعات پس از برداشت و همچنين كاهش بار سردخانه بلافاصله پس از برداشت محصول را با استفاده از روش مناسب خنك نمود.
كنترل عوارض پاتولوژيكي
بخش زيادي از محصولات باغباني بدليل حمله عوامل بيماريزا به محصول برداشت شده از حلقه مصرف خارج ميشوند. خسارت برخي از بيماريها به حدي زياد است كه گاهي تمام محصول دور ريخته ميشود. حمله عوامل بيماريزا اغلب بدنبال صدمات فيزيكي صورت ميگيرد ولي تعداد كمي از قارچها وجود دارند كه به بافتهاي سالم نيز حمله برده و شرايط را براي توسعه بقيه عوامل بيماريزا هموار ميسازند. معمولاً ميوه برداشت شده مقاومت قابل توجهي نسبت به عوامل بيماريزا دارد ولي با آغاز رسيدگي، ميوه ها به اين عوامل حساس ميگردند. بين ميزان تركيبات فنلي و مقاومت به بيماريها يك همبستگي مثبت وجود دارد. اين در حالي است كه ميزان زياد تركيبات فنلي سودمند نبوده و باعث ايجاد مزه گس و قهوه اي شدن بافت در اثر اكسيداسيون خواهد شد. يكي از اهداف اصلاحي به طريق بيوتكنولوژي، رسيدن به حدي از تركيبات فنلي است كه نه تنها منجر به ايجاد مقاومت گردد بلكه از نظر گسي و قهوه اي شدن، كيفيت ميوه در حد مطلوب حفظ گردد.
اگر چه استفاده از تركيبات شيميايي ميتواند ضايعات حاصل از عوامل پاتولوژيكي را كاهش دهند ولي روز به روز به دليل عوارض جانبي اين مواد مصرف آنها محدود ميشود. اخيراً روشهاي غير شيميايي چون استفاده از اشعه گاما، نور فرابنفش، گرما درماني و همچنين استفاده از تركيبات طبيعي مانند اسانسهاي گياهي توسعه يافته اند. در ايران چنين عملياتي هنوز در حد ابتدايي و در مراحل اوليه تحقيق قرار دارند. چنين راهكارهايي به همراه رعايت اصول بهداشتي در طي رشد و نمو كه منجر به كاهش بار ميكروبي محصول خواهد شد ميتوانند در كاهش ضايعات حاصل از حمله عوامل بيماريزا نقش مؤثري را ايفا نمايند.
شرايط انبارداري نقش بسيار مهمي در افزايش نگهداري محصولات باغي و كاهش ضايعات دارد. با استفاده از تكنولوژي محيطي انبارداري ميتوان ضايعات محصولات باغي را به حداقل رساند. انبارداري در اتمسفر كنترل شده[9] و استفاده از انبارهاي كم فشار[10] با تاثير بر فرآيندهاي تنفس و توليد اتيلن عمر نگهداري محصولات و ضايعات محصولات باغي در طي انبارداري را كاهش ميدهد. انبارهاي موجود در ايران غالباً بسيار قديمي و ابتدايي ميباشند. در انبارهاي موجود در ايران هيچ كنترلي بر غلظت اكسيژن، دي اكسيد كربن و اتيلن صورت نميگيرد. تنها عواملي چون رطوبت و دما كنترل ميگردد. در چنين شرايطي نه تنها امكان نگهداري ميوه هاي حساس و خصوصا ميوه هاي تابستانه و سبزيجات وجود ندارد بلكه ضايعات محصولات نگهداري شده نيز بسيار زياد خواهد بود. در چنين شرايطي انبارداري صرفاً به انواع محدودي از ميوه و سبزي (سيب، گلابي، سيب زميني و پياز) محدود شده است. به منظور كاهش ضايعات ناشي از عدم وجود انبارهاي مناسب لازم است سردخانه ها و انبارهايي با استانداردهاي جهاني مانند انبارهاي با اتمسفر كنترل شده و انبارهاي كم فشار احداث گردد ويا انبارهاي موجود از نظر تأسيسات كنترل كننده عوامل مهم مانند اكسيژن، دي اكسيد كربن و اتيلن تجهيز گردند تا بتوان سبزيجات، ميوه هاي تابستانه و ميوه هاي حساس را بخوبي انبار نمود. با توجه به هزينه هاي سنگين احداث سردخانه هاي مناسب و پيشرفته نقش دولت در سرمايه گذاري در اين بخش اجتناب ناپذير خواهد بود.
يكي از راهكارهاي ديگر كاهش ضايعات محصولات باغي در دوره پس از برداشت بسته بندي است. بسته بندي علاوه بر نقشي كه در بازاريابي محصول دارد در جلوگيري از ضايعات و كاهش ضايعات محصولات برداشت شده نيز بسيار موثر است. با استفاده از تكنولوژيهاي مدرني چون بسته بندي با اتمسفر متغير[11]، شرينك راپ[12] و غيره ميتوان ضايعات محصولات باغي را به حداقل رساند. اخيراً MAP با غلظت اكسيژن بالا جايگزين MAP با غلظت اكسيژن كم شده است. اين روش جديد تاثير بيشتري بر آنزيمهاي مضر داشته و از واكنشهاي تخميري غير هوازي و همچنين از رشد ميكروبها جلوگيري مينمايد. اين تكنيك بطور موفقيت آميزي براي بسته بندي كلم گل، بروكلي، هويج، جوانه لوبيا، قارچ دكمه اي و اسفناج بكار رفته است. در ايران هنوز استفاده از اين نوع بسته بندي حتي براي قارچهاي خوراكي كه توجيه اقتصادي نيز دارد بطور قابل توجهي صورت نگرفته است.
بخشي از محصولات باغي توليد شده در طي جابجايي دچار آسيب ميگردند. آسيبهايي كه در طي جابجايي به محصول وارد ميشود شامل خسارات ناشي از فشار، سائيدگي، ضربه و گرما خواهد بود. همانطور كه در بخش انتخاب رقم اشاره شد اصلاح ارقام مقاوم در برابر جابه جايي يكي از اهداف مهمي است كه خسارات ناشي از حمل و نقل را به حداقل ميرساند. اخيراً ارقامي از گوجه فرنگي اصلاح شده اند كه در طي حمل و نقل خسارت كمي خواهند ديد.
1- راحمي، مجيد (1373) فيزيولوژي پس از برداشت، مقدمه اي بر فيزيولوژي و جابجايي ميوه ها (ترجمه) انتشارات دانشگاه شيراز، 259 ص.
2- هاشمي دزفولي، سيد ابولحسن و ميداني، جواد، (1376) فيزيولوژي پس از برداشت، انتشارات نشر آموزش كشاورزي، 408 ص.
3- Chervin, C., Raynal, J., Andre N., and Bonneau, A., (2001) Combining control atmosphere storage and ethanol vapors to control superficial scald of apple. HortSci. 36 (5): 951-952.
4- Day, B. P. F. (2001) Modified atmosphere packaging of fresh fruit and vegetable, an overview, Acta Hort. 533: 58-59.
5- Druege, U. (2001) Post-harvest response of different ornamental products to pre-harvest nitrogen supply: Role of carbohydrates, photosynthesis and plant hormones. (543): 97-103.
6- Kadr, Adel A. (2002) Opportunities in using biotechnology to maintain post-harvest quality and safety of fresh product. HortSci, 37 (3): 467-468.
7- Marais, E., Jacobs, G. and Holcroft, D. M. (2001) Light and temperature affect post-harvest color development in apple. Acta Hort. 533: 91-94.
8- Mukum, L., Singh, Z. and Phillips, D. (2001) Nitrogen nutrition affects fruit firmness, quality and shelf life of Strawberry. Acta Hort. 533: 69-72.
9- Nazir,A. M., Curell, E., Khan, N., Whitaker, M. and Beaudry,R. M. (2001) Harvest maturity, storage temperature, and 1-MCP application frequency alter firmness retention and chlorophyll fluorescence of Redchief delicious apples. J.Amer. Soc. Hort. Sci. 126 (5): 618-624.
10- Sargent,Steve A., Stoffella, P. J. and Maynard, D. N. (2001) Harvest date affect yield and post-harvest quality of nondried, short day onion. HortSci. 36 (1): 112-115.
11- Sholberg, P., Haag, P., Hocking, R. and Bedford,K. (2000). The use of vinegar vapor to reduce post-harvest decay of harvested fruit. HortSci, 35 (5): 898-903.
12- Watkins, C. B. and Pritts, M. P. (2001) The influence of cultivar on post-harvest performance of fruit and vegetable. Acta Hort. 533:59-63.