تبليغاتX
باغبان باشی
آفات مهم درگلخانه

حلزون گلخانه

توضیحات:
یک حلزون بالغ گلخانه حدود70-50 میلیمتر طول دارد.رنگ بدن آنها خاکستری با سیاه و بدون علائم مشخص(نقش و نگارهایی )است.
پوشش بدن دارای دانه های کمی است.بخش مرکزی بدن که برهنه است(بدون صدف)ذارای یک شیار نعلی شکل می باشد.سوراخ تنفسی قسمت راست نیمه عقبی بدن قرار گرفته.ماده مخاطی هم بیرنگ است.

تخم ها:
تخمهای این آفت کدر و تا اندازه ای سفید، بیضی شکل و حدود 5/2 میلیمتر ضخامت دارند.

زیست شناسی:
پراکندگی:این حلزون اولین بار از آمریکا به اروپا معرفی شد و در تمام مناطق معتدل دنیا یافت می شود.

خسارت:
حلزون گلخانه با تمام حلزون های دیگر از نظر اینکه در خاک پنهان می شوند متفاوت است.این آفت می تواند باعث ایجاد خساراتی به ریشه و ساقه می شود.اگد تعداد اندکی از این حلزونها در روی گیاهان دیده شود بدین معنی است که تعداد زیادی از این آفت در سطح زیرین خاک وجود دارند.

چرخه زندگی:
تخمهایشان را در یک تونل در 5-3 سانتی متری سطح خاک می گذارند که ممکن است بصورت انفرادی یا خوشه ای(حدود 16تایی)می گذارد.حشره بالغ انتهای این تونل را توسط ماده ای لزج می پوشاند که پس از خشک شدن شبیه سطح خاک می شود.تخمها بسته به دمای محیط پس از 24-11 محیط باز می شوند.بکرزایی در این آفت دیده شده است.مطالعات چنین نشان می دهد که حلزونها قسمتهای خشک را در طول روز ترجیح می دهند و در شب به مناطق مرطوب تغییر مکان میدهند.

کنترل:
اولین مرحله از کنترل این آفت گذاشتن طعمه بر سر راه این آفت است.اگر بخواهیم اثر این طعمه ها افزایش یابد بهتر است آنها را در زیر یک تخته ، صفحه ،گلدان یا در زیر یک سطح هموار قرار دهیم.برای مبارزه شیمیایی بهتر است که به نشریه های شرکت تعاونی یا مدیریت آفات رجوع نماییم یا با آژانسهای توصیه سموم مشورت کنیم.


مگس سفید Trialeurodes vaporariorum

مگس سفید Trialeurodes vaporariorum
Aleyrodidae,hom

 




مگسهای سفید گلخانه به تعداد زیادی میزبان حمله می‌کنند. میزبانهای اقتصادی و مهم آن عبارتند از: لوبیا، کدوی چینی، خیار، کدوی خوراکی، بادمجان، لوبیای سبز، فلفل سبز، کاهو، گیاهان زینتی، بنت فنسول، سیب‌زمینی، کدو تنبل، رز، توت فرنگی. سیب‌زمینی شیرین، گوجه فرنگی، توتون، تنباکو، شاهی، هندوانه. همچنین بسیاری از علفهای هرز بعنوان میزبان ثا نویه برای این آفت عمل می‌نمایند.

پراکندگی

این آفت پراکندگی جهانی دارد. پراکندگی آن بطور گسترده در سرتاسر نواحی استوایی و زیر استوایی می‌باشد و در گلخانه‌هایی که در مناطق معتدل قرار دارند ظاهر می‌شود. مگس سفید گلخانه اولین بار در سال 1907 در اوهایو گزارش ثبت شد و هم اکنون در تمام نقاط این جزیره پراکنده شده است.

خسارت

پوره‌ها و حشرات کامل شیره گیاهی را از برگ‌ها می‌مکند. خسارت، اغلب قابل مشاهده نیست. جمعیت بالای حشره باعث کاهش قدرت گیاه میزبان می‌شود. حشرات بالغ و جوان از خود عسلک ترشح می‌کنند. این ماده چسبناک محیط گشت مناسبی برای قارچهای دوده‌ای هستند. عسلک و قارچهای دوده‌ای باقیمانده در گیاه بطور قابل توجهی بازار پسندگی گیاهان و میوه‌ای را کاهش می‌دهند.

بیولوژی

طول سیکل زندگی این آفت (از تخم تا حشره بالغ) با دمای هوا تغییر می‌کند. در هاوایی سیکل زندگی آن بین 25ـ19 روز کامل می‌شود. اطلاعات بیشتر در مورد توسعه مر احل زندگی این آفت در Hargreaves (1915) و Lloyd (1922) یافت می‌شود.


تخم‌ها

تخممها دوکی شکل، تقریباً اینچ طول و تخمگذاری‌های اولیه تخمها برنگ زرد کمرنگ تا سبز می‌باشد که قبل از بیرون آمدن لاروها از تخم، این تخمها برنگ ارغوانی تیره تا سیاه درمی‌آیند. تخمها به ریز برگها چسبیده‌اند که اغلب بصورت دایره‌ای یا نیم دایره قرار می‌گیرند. در تخمگذاری‌های جدید تخمهای گذشته شده زرد هستند و چند روز قبل از بیرون آمدن لاروها تخمها برنگ سیاه تغییر می‌یابند. (7ـ6 روز پس از تخمگذاری)



پوره‌ها

این آفت 3 تا 4 سن پورگی دارد. اولین مرحله لاروی Crawler نام دارد. این Crawlerها تقریباً اینچ طول رنگ، سبز روشن و چشمان قرمز براق دارند آنها پس از یافتن محل مناسب به زیر برگ متصل شده و تغذیه را شروع می‌کنند. پاها در بقیه سنین پورگی غیرفعال می‌شوند. بدین گونه پوره‌ها غیر متحرک می‌شوند و در همان محلی از برگ که توسط Crawler انتخاب شده بدون حرکت به تغذیه ادامه می‌دهند. این مراحل در روی سطح برگ کاملاً صاف (همسطح برگ) هستند و دیدن آنها بدلیل رنگ شفاف سبز پوره‌ها بسیار مشکل است.

به غیر از اندازه، در مرحله آخر پورگی از نظر ظاهری کاملاً شبیه بهم می‌باشند. مراحل پورگی بین 17ـ9 روز کامل می‌شود. اولین مرحله پورگی 7ـ3 روز، دومین مرحله 8ـ4 روز، سومین مرحله 4ـ2 روز، طول دوره لاروی با دمای هوا و میزان متغیر است. طول دوره زندگی در دماهای خنک‌تر افزایش می‌یابد.

شفیرگی

منظور از آخرین مرحله پورگی اغلب “شفیره” نام دارد زیرا مگسهای سفید بالغ از این مرحله پدیدار می‌شوند. بدن حشرات در این مرحله ضخیم‌تر از دیگر مراحل است و تارهای مومی بلند در ناحیه بیرونی بدن در این مرحله دیده می‌شود. طول این دوره بین 7ـ3 روز می‌باشد.



حشرات بالغ

حشرات بالغ تقریباً طولشان اینچ است. رنگشان زرد کمرنگ و دارای دو جفت بال که با موم پودری سفید پوشیده شده‌اند، می باشند. در حالت استراحت بالها بصورت مسطح و خوابیده قرار گرفته‌اند. حشرات بالغ عموماً 40ـ21 روز عمر دارند. حشرات ماده بطور متوسط بیش از 100 تخم در طول زندگی خود می‌گذارند.


رفتار

مراحل مختلف زندگی این حشره عموماً بصورت طبقه‌های عمودی در روی گیاه میزبان دیده می‌شود. حشرات بالغ روی برگهای جوانتر دیده می‌شوند و تخمهایشان را در این سطوح می‌گذراند. مراحل مسن‌تر این حشره در سطوح پایین‌تر گیاه دیده می‌شوند. شفیره‌ها و حشرات جوان بالغ در سطوح و لایه‌های پائینی گیاه دیده می‌شوند.


مدیریت‌ آفت

مگس سفید گلخانه در محصولات گلخانه‌ای به طرق مختلف انتقال می‌یابد:

1ـ از طریق قلعه‌ها و گیاهانی که از آنها گیاهان اصلی را در گلخانه تکثیر می‌دهیم.

2ـ از طریق گیاهان مسن‌تر همان گیاه در گلخانه

3ـ از طریق علفها یهرز یا گیاهان آلوده در گلخانه

4ـ از طریق گیاهان یا علفهای هرز اطراف و بیرون گلخانه

5ـ از طریق پرسنل گلخانه و کسانی که گلهای سفید بالغ را در لباسهایشان به درون گلخانه منتقل می‌کنند و بدین طریق بعنوان یک اینکولوم اولیه عمل می‌نمایند.

ـ برنامه کنترل می‌بایست زمان مشاهده، اولین مگس‌های سفید در گلخانه آغاز شود.

ـ برای کنترل بیولوژیک یک عملیات Monitoring (پیش آگهی) پیوسته انجام دهیم. به این علت که ممکن است جمعیتی از پارازیت‌ها بطور خودکار تشکیل شده باشند و یا بهر علتی پارازیتها قادر به کنترل مگس‌های سفید نباشند.

ـ دما نقش بسزایی در توسعه پارازیتهای Encarsia دارد و بنابراین تأثیر دما در اثر متقابل پارازیت و میزبانش (مگس سفید) می‌باشد. دمای گلخانه باید در یک حد مطلوب حذف شود تا اثر متقابل پارازیت و میزبان افزایش یابد. بعنوان مثال دمای بحرانی برای پارازیت روی گوجه فرنگی و نسبت قنسول تقریباً 74 فارنهایت است.


کنترل شیمیایی

مگل سفید گلخانه به بسیاری از حشره‌کشهای ترکیبی مقاوم است. صابونهای (شوینده‌های) حشره‌کش و روغنها در مقابل این آفت بسیار مؤثر هستند. شواهدی وجود دارد که سمپاشی زینهای سیلیسی نیز بسیار مؤثر است.


کنه‌های تار عنکبوتی

چهار گروه از کنه‌ها در گلخانه مهم هستند: 1ـ کنه‌های تار عنکبوتی (کنه دو نقطه تار عنکبوتی) 2ـ کنه تار عنکبوتی کاذب یا کنه پهن 3ـ کنه‌های پهن و Cyclamen 4ـ کنه‌های جوانه، گ الزا، زنگسار یا کنه‌های اریونید



شناسایی

1ـ کنه دو نقطه تار عنکبوتی: این نوع کنه‌ها دارای تخمهای کروی هستند که رنگشان زرد کمرنگ متمایل به قرمز است در سطح زیرین برگها تخمگذاری می‌کنند. در بدن پوره‌ها و حشره‌های بالغ در نقطه برجسته برنگ سبز متمایل به قهوه‌ای دیده می‌شود. این کنه‌ها تارهایی را برای محافظت خودشان می‌تنند. خسارتشان شامل نقاط برنزه بر روی برگهاست.

2ـ کنه‌های تار عنکبوتی کاذب یا کنه‌های صاف: این نوع کنه‌ها چرخه زندگی طولانی‌تری را نسبت به کنه‌های دو نقطه تار عنکبوتی دارند. تخمهایشان به رنگ قرمز براق و بیضی شکل است که در هر دو سطح برگ و بصورت دسته جمعی تخمگذاری می‌کنند. کنه‌های بالغ قرمز و سیاه هستند و تار تولید نمی‌کنند. خسارت آنها شامل نقاط نقره‌ای روی برگ است اما ساقه‌ها هم برخی اوقات مورد حمله قرار می‌گیرند.

3ـ کنه‌های پهن: (Broad mites) این نوع کنه‌ها (شکل شماره 2) تخمهایشان را با تعداد زیادی برجستگی یا مفصل تولید می‌کنند.

که در زیر میکروسکوپ بشکل جواهرآلات بنظر می‌رسند. پوره‌ها در میان درز و شکافهای برگها و گیاهان می‌مانند. پس از مقداری رشد پوره‌ها وارد یک مرحله ساکن از چرخه زندگی می‌شوند. ماده‌ها در ابتدای ظهور بسیار شفاف و براق هستند اما پس از مدت کمی کاهی رنگ می‌شوند و یک برجستگی نواری شکل سفید رنگ در پشت بدن ‌آنها ظاهر می‌شود.

خسارت آنها در سطح زیرین برگهای جوان دیده می‌شود که لبه برگها بحالت کنگره‌دار درمی‌آید و شبیه به علائم خسارت فیزیولوژیک است.

این کنه‌ها تخمهایشان شفاف و دوکی شکل است. در سنین پورگی بدن در پشت پاهای سوم جمع شده خسارت باعث بد شکل شدن جوانه‌ها می‌شود و این کنه‌ها را نمی‌توان بر روی سطح باز برگها یافت. این کنه‌ها به گل داوودی حمله نمی‌کند. (شکل 2)

4ـ بدن کنه‌های جوانه و زنگار یا کنه‌های اریوفید کشیده و مخروطی شکل است و در دو انتهای آن تیز شده و دارای پاهای بسیار کوتاه هستند. (شکل 3). خسارت ‌آنها شامل تولید گال ، بد شکل کردن یا رنگ پریده کردن بافت گیاه است.

روشهای Monitoring: کنه‌ها بسیار کوچک هستند و دیدن آنها با چشم غیر مسطح بسیار مشکل است. استفاده از یک عدسی 10 X قابلیت شما را برای دیدن این آفات و تخمهایشان افزایش می‌دهد. کنه‌های تار عنکبوتی را می‌توان بوسیله آثار خسارت خود کنه‌ها و یا علائم و نشانه‌های هجوم کنه مثل پوسته‌های حشره یا تار عنکبوت مشخص که ایجاد می‌کنند، تشخیص داد. کنه تار عنکبوتی براحتی قابل مشاهده است. قطعات دهانی آنها بسیار کوچک است که Chelicerae برای ایجاد سوراخ در سلولها و Palpi برای مکیدن شیره آنها استفاده می‌شود. نتیجه این فعالیت ایجاد گروههای کوچک از سلولهای خالی است که از دور بصورت لکه‌های تیره بنظر می‌رسند. این لکه‌ها پس از مدتی برنگ قهوه‌یا یا برنز درمی‌آیند. برگهای آلوده شده ظاهری برتری پیدا می‌کنند با توجه به اینکه بیتش راین خسارات در اطراف رگبرگهای اصلی دیده می‌شود. به ترین روش دیدن کنه‌ها، تخمها و پوسته‌هایشان بررسی تصادفی سطح زیرین برگها می‌باشد. همچنین بوسیله روش تکاندن که در آن بخشهای گیاه بر روی یک تکه کاغذ یا کارت سفید تکانده می‌شوند تشخی صداد. بدین ترتیب کنه‌های ریخته شده بر روی کاغذ را از روی حرکتشان می‌توان تشخیص داد.

این روش بویژه برای گیاهان همیشه سبز یا گیاهان کوچک برگ بهتر جواب می‌دهد.

کنترل زراعی

برخی از فعالیتها در گلخانه باعث جلوگیری از طغیان کنه‌ها می‌ِوند. استفاده از گیاهان غیر الوده و بدون آفت و بریدن قسمتهای آلوده الزامی است. دانستن اطلاعات کافی در مورد گونه‌ها / واریته‌های قابل طغیان می‌تواند به کشاورز در اجتناب از کاشت آن گیاهان یا آگاهی از گیاهان مستعد بعنوان گیاهان شاخص کمک کند. استفاده از روشهای آبیاری نیز می‌تواند روی جمعیت کنه‌ها مؤثر باشد. استرس کم آبی بهترین روش برای جلوگیری کنه‌هاست در حالیکه سیستم آبیاری (آبپاشی) از بالا مناسب جلوگیری از طغیان کنه‌ها نیست.



کنترل بیولوژیک

تعدادی گونه شک ارچی علیه کنه‌های تار عنکوبی در گلخانه در دسترس می‌باشد. گونه‌های Phytoseiulus Persimilis، Mesoseiulus longipes، (Galendromus Occidentalis) و Neoselius Californicus، (Amblyseius Californicus) در بازار تحت نام تجاری Spidex® (بصورت بطری) و Spidex-Plus® (بصورت کیسه‌های کاغذی) این شکارچی‌های کنه خواص بی‌نظیری دارند. بعنوان مثال M.occidentalis می‌تواند دامنه بزرگ یا رطوبت و بخار را می‌تواند تحمل کند و یا برخی از گونه‌های دیگر می‌توانند سمومی مثل azinphosmethyl (Guzathion®) و Carbaryl (Sevin®) را تحمل کنند. گونه M.longipes شرایط گرم و خشک را بهتر می‌تواند تحمل کند. گونه M. Californicus در تراکم کمتر کنه‌های تار عنکوبتی بهتر می‌تواند زندگی کند و در دوره طولانی‌تری با کنه‌ها مبارزه می‌کند.

بکارگیری چندین گونه از شکارچی‌ها نتیجه بهتری را دربر خواهد داشت. بهترین راه کاربرد اینست که این شکارچی‌ها را بصورت پیشگیرانه و در چندین مقطع زمانی قبل از تشخیص اولین آفات یا خسارت آنها در گلخانه رهاسازی کرد. گهگاه از آنها برای پایین آوردن جمعیت بالای کنه‌ها در گلخانه و بعنوان حشره‌کشهای طبیعی در تعداد زیاد استفاده می‌شود. از آنجایی که این شکارچی‌ها قیمت بالایی دارند می‌بایست قیمت تهیه و رهاسازی را نیز ملاحظه کنیم. از این گذشته بکارگیری آفتکش‌ها قبل و بعد از رهاسازی شکارچی‌های کنه ممکن است اثرات منفی در مبارزه داشته باشد.


کنترل فیزیکی

پاشیدن آب به مقدار زیاد و با فشار بالا بطوریکه در برخی کاربردها با دستگاههایی همچون Water Wand و Jet-All Water آزمایش شده می‌تواند بسیاری از کنه‌ها را از میان شاخ و برگ گیاه بیرون براند و یا اینکه موقتاً آنها را در جای خود ثابت نگه دارد. بطوریکه در گزارشات می‌توان دید پرورش دهندگان رز در شرق Texas از این ابزارها بطور موفقیت‌آمیزی علیه کنه‌ها و جهت متوقف کردن آنها استفاده می‌کنند.


کنترل شیمیایی

جدول شماره 2 لیستی از تولیدات ثبت شده‌ای از حشره / کنه‌کش‌های گیاهان زینتی که در حال حاضر استفاده می‌شود را نشان می‌دهد. هدف از انتشار چنین لیستی، جمع‌آوری مثالهای ویژه‌ای از تولیداتی است که دارای مواد موثر مختلف هستند. تعداد زیادی از محصولات در بازار وجود دارند که دارای واد مؤثر یکسان در ترکیبشان هستند که ممکن است از نظر فرمولاسیون یکسان یا غیریکسان باشند.

بسیاری از حشره‌کش‌ها نیز خاصیت کنه‌کشی دارند، در حالیکه برخی از حشره‌کشها فقط بر روی گروه معینی از گونه‌های کنه‌ها مؤثر هستند. (جدول 1) یا اینکه هیچ وجه اثری روی کنه‌ها ندارند. در واقع استفاده بیش از اندازه برخی از حشره‌کشها می‌تواند باعث طغیان کنه‌ها در آینده شود. زمانیکه در گلخانه هم کنه و هم حشره آفت وجود دارد استفاده از یک ترکیب حشره‌کش ـ کنه‌کش بهترین روش کنترل شیمیایی بحساب می‌اید.

قبل از رهاسازی شکارچی‌های کنه، برای کاهش جمعیت کنه‌ها می‌توان از صابونهای حشره‌کش استفاده کرد زیرا که این ترکیبات پس از خشک شدن هیچ نوع باقیمانده مضری برای دشمنان طبیعی برجا نمی‌گذارند.

کنه کش‌های مختلف ویژگیهای کاربردی مختلفی دارند. بعنوان مثال کنه‌کش Avid® از برخی جوانب سیستمیک است زیرا که بداخل سلولهای گیاه تیمار شده نفوذ می‌کند اما همین کنه‌کش اگر در سطح برگ باقی بماند. سرعت تجزیه می‌شود. همچنین یک نحوه اثر بی‌نظیر را بر روی سیستم عصبی کنه دارد مشلات گیاهسوزی کمی ایجاد می‌کند. کنه‌کش Pentac® به آرامی اثر می‌کند به پرتوهای ماوراء بنفش حساس است، مشکلات گیاهسوزی کمی هم ایجاد می‌کند. مقاومتی هم در کنه‌ها گزارش نشده است. Thiodan® بر روی برخی از واریته‌های داودی گیاهسوزی ایجاد می‌کند. صابونهای کنه‌کش ـ حشره‌کش هیچ نوع با قیمانده‌ای ایجاد نمی‌کنند. Sulfar بعنوان یک کنه‌کش ثبت شده، بر روی سبزیجات و گیاهان زراعی باعث گیاهسوزی بالایی می‌شود، باقیمانده‌هایی بر روی گیاهان ایجاد می‌کند، مقداری خاصیت قارچکشی دارد و قیمت ارزانی دارد. برخی از تولیدات سمی هم نسبت به بقیه اثرات بسیار زیانبار بیشتری بر روی دشمنان طبیعی ایجاد می‌کنند و برخی از گونه‌های شکارچی کنه‌ها هم نسبت به آفتکش‌ها از خود مقاومت نشان داده‌اند.

کمک کننده‌ها (مواد کمکی):

مواد افزودنی به مخزن (پخش کننده‌ها، چسبنده‌ها، بافرها) می‌توانند بازدهی کنه‌کش استفاده شده را بالا برند. یک دستورالعمل خوب به شرح زیر است: یک ماده کمکی را زمانی استفاده کنید که قابلیت افزایش دهنگی اثر سم در آن به اثبات رسیده باشد. استفاده از پخش کننده‌ها یا مرطوب کننده‌ها در افزایش اثر اکثر کنه‌کش‌ها نقش مؤثری دارند. بخصوص بر روی گیاهانی که برگهیشان لایه مومی (Wax) دارد از شوینده‌ها بعنوان افزایش دهنده قدرت نفوذ کنه‌کش در بدن کنه استفاده می‌شود. از طرف دیگر استفاده از برخی مواد کمکی در کنه‌کش‌ها مثل (ie-Nu-Film-P plus Auid®) باعث کاهش اثر کنه‌کش می‌شود و یا استفاده از موادی همچون (ie-spreader-sticker materials or agricultural oil plus joust®) باعث گیاهسوزی می‌شود. همیشه قبل از استفاده از مواد کمکی برچسب پشت سموم و مواد کمکی را مطالعه کنید. تحقیقات در مورد اینکه آیا اضافه کردن موادی همچون تولیدات فرمونی باعث افرایش اثر کنه‌کش‌ها می‌شود بی‌نتیجه مانده است.


تریپس گلخانه(Heliothrips haemorrhoidalis)

معرفی آفت

این تریپس توسط Bouche در سال 1833 از نمونه‌های گرفته شده در گلخانه‌ای در اروپا و با نام علمی Thrips haemorrhoidalis معرفی شد. Packard این گونه را برای اولین بار در سال 1870 معرفی کرد و آنرا تریپس گلخانه نامید. این حشره با نام معمول تریپس گلخانه و با نام علمی Heliothrips haemorrhoidalis) Bouche) که توسط انجمن حشره‌شناسی آمریکا موافقت شده شناخته شده می‌باشد.

نام مترادف Thrips haemorrhoidalis Bouche 1833

پراکندگی

اگرچه این آفت از اروپا منشأ گرفته است اما یک گونه مخصوص دنیای جدید (نیمکره غربی یا آمریکا) است. این آفت احتمالاً از نواحی گرمسیری آمریکا و بوسیله گیاهان زینتی به اروپا معرفی شد. این حشره در برزیل غرب هند و آمریکای مرکزی بر روی گیاهان زراعی و وحشی یا فت می‌شود. برخی اوقات در ماههای گرم سال از گلخانه‌های شمال فلوریدا خارج می‌شود. در اروپا، آلمان، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، وین، فنلاند، فلسطین و شمال آفریقا یافت می‌شود. با توجه به عادت زندگی این تریپس احتمالاً می‌تواند در بیشتر گلخانه‌های دنیا وجود داشته باشد.

در پرواز بسیار ضعیف است و بیشتر اوقات را در مناطق سایه‌دار روی گیاهان می‌گذارند.

توصیف و زندگی آفت

تخمها سفید و موزی شکل هستند و بصورت انفرادی در بافت گیاه گذاشته می‌شوند. انتهای تخم معمولاً بوسیله یک لنز دستی دیده می‌شود. رنگ لارو در مراحل ابتدایی تا حدودی سفید و با چشمان قرم زاس. رنگ لارو پس از تغذیه متمایل به زرد می‌شود. لارو بالغ بطور متوسط 1 میلی‌متر طول دا رد. این حشره دو مرحله لاروی دارد که سپس پوست اندازی می‌ککند و به پیش شفیره (Prepupa) تبدیل می‌شود که دارای رنگ زرد، چشمان قرمز، بالهای کوتاه است.

حشره در مرحله شفیرگی کمی بزرگتر و دارای بالها و چشمان درشت‌تر است. در این مرحله هم رنگش متمایل به زرد است که با افزایش سن به تیرگی می‌گراید. در این مرحله شاخکها رو به بالا و عقب به روی سر قرار دارند حشره در مراحل پیش شفیرگی و شفیرگی تغذیه‌ای ندارند.

سر و سینه (thorax) در حشره بالغ تیره مایل به مشکی هستند و شکم از زرد به زرد مایل به قرمز و سپس به قهوه‌ای و در آخر به سیاه تغییر رنگ می‌دهد. دماهای خنک با عث تأخیر در تغییر رنگ می‌شود. پاها زرد کمرنگ باقی می‌مانند و شاخکها در حشره بالغ شامل 8 سگمنت می‌باشند.

تریپس در گلخانه بکرزا (parthenogenic) است یعنی اینکه بدون جفتگیری تولید نسل می‌کند و نرها بندرت دیده می‌شوند. ماده‌ها تخمهای خود را در درون برگ یا میوه قرار می‌دهند. درست کمی قبل از باز شدن تخم، ‌آنها تاول می‌زنند. اگر از یک تردستی استفاده کنیم می‌تواند تا حدی در بررسی چگونگی ظهور جمعیت‌های تریپس و ارتباط آن به مکان آنها در برگ کمک کند.

میزبانها

در فلوریدا این تریپس مخصوص پنبه است اما از روی گیاهان Viburnum، زغال اخته، آزالیه، انگور، خرما، Ardisia، ارکیده، آواکادو، گل شیپوری Crinum SP.، Ficus nitida، خرمای زایشی، Coleus SP.، افرا، ماگتولیا، انبه، Aspidium SP.، کوکب، سرخس، Guavas، کنف فلوکس، Pink و بسیاری دیگر از گیاهان زینتی هم جمع‌آوری شده است. در فلسطین بر روی پرتقال و در Ceylon از روی Garcinia mangostana گزارش شده است.

خسارت تریپس گلخانه بر روی میوه‌های در حال رشد مرکبات بصورت ایجاد لکه بر روی پوست میوه است (لکه‌هیا گرد یا لکه‌های ضخیم و نامنظم) همچنین این نوع خسارت بر روی میوه‌های دسته جمعی (گروهی)‌یا در جاهایی که یک برگ یا یک سرشاخه در تماس مستقیم با میوه است دیده می‌شود.


اهمیت اقتصادی

این تریپس در درجه اول از شاخ و برگ گیاهان زینتی تغذیه می‌کند. در ابتدا به سطح زیرین برگ حمله می‌کند و با تغذیه بیشتر جمعیت خود را افزایش می‌دهد و به سطح بالایی برگ تغییر مکان می‌دهد. برگها بیرنگ و رنگ پریده می‌شوند و بین رگبرگهای فرعی (کناری) به شکلی دیده می‌شود. برگهایی که شدیداً آسیب دیده‌اند زرد می‌شوند و می‌افتند. علاوه بر این بر اثر تغذیه تریپس قطرات بسیار کوچک مایع مایل به قرمز در هر دو سطح برگ دیده می‌شود که بوسیله تریپس ترشح شده‌اند و رنگ این قطرات بتدریج سیاه می‌شود. این گلبولهای مایع (قطرات کوچک) از نظر اندازه بزرگ و سپس متوقل می‌شوند و بلافاصله یک گلبول دیگر شروع به تشکیل شدن می‌کند که در نتیجه این اعمال باعث بوجود آمدن لکه‌های سیاه در مناطق مورد هجوم است. این گلبولها ب عنوان بازدارنده‌های پرواتورها (شکارچی‌ها) عمل می‌کنند.

در فلسطین تریپس گلخانه به برگها و میوه‌های مرکبات خسارت می‌زند اما باعث بوجود آ‌مدن قطرات مذکور روی برگ نمی‌شود. خسارت روی میوه ممکن است قسمتهای مورد هجوم را بصورت فرو رفته و مشبک کند. این نوع خسارت بر روی میوه‌های نرسیده و کال دیده می‌شود.

در میوه‌های رسیده این نوع خسارت بخوبی قابل تشخیص نیست زیرا که در داخل پوست سالم میوه بدون فرو رفتگی ایجاد می‌شود. در کالیفرنیا با توجه به اطلاعات گذشته، تریپس گلخانه اقتصادی‌ترین آفت بر روی آواکادو بشمار می‌رود.


مدیریت

این آفت فقط یک و شخص طبیعی مؤثر شناخت هشده دارد و آن Thripobius Semiluteus است که پارازیت لارو است و از برزیل و استرالیا در اواسط دهه 1980 به کالیفرنیا معرفی شد. در لارو پارازیت شده دو طرف بدن بجای اینکه مخروطی شکل باشند (لارو در تریپس سالم) بیشتر موازی هستند.

رنگ شفیره پارازیت شده در بین شفیره‌های پارازیت نشده کاملاً مشکی است و این در حالی است که رنگ شفیره‌های پارازیت نشده نیمه شفاف (زجاجی) است.

همچنین دیگر دشمنان طبیعی تریپس گلخانه که اثر کمتری هم دارند عبارتند از:

Megaphragma mymaripenne پارازیت تخم

Frank linothrips orizabensis

F. uespiformis شکارچی (پرداتور)

Leptothrips mali

این سه گونه اخیر به شکارچی‌های سیاه نیز معروفند.

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 11:16 توسط فرید |

گل ژربرا



نام علمي: Gerbera Jamesonii hybrid
خانواده: + COMPOSITAE
اين گياه داراي گلهاي مينايي شكل پرگلبرگ و يا كم گلبرگ به قطر 5 سانتي متردر رنگهاي قرمز، نارنجي، صورتي، زرد و سفيد با مركز زردرنگ است. زمان اصلي گلدهي آن اوايل تابستان تا اواخر پاييز مي باشد ولي در بهار و زمستان نيز آن را به گل مي نشانند. (كاشت گلخانه اي). برگها كركدار و لوب دار به طول 15 سانتيمتر هستند. انواع پاكوتاه به بلندي 30-25 سانتيمتر بيشتر به عنوان گياه گلداني استفاده مي شود. و انواع پابلند به عنوان گل بريده به فروش مي رسند.

نيازها: مكان روشن كه حداقل نيمي از روز آفتابگير باشد، نگهداري گياه براي سال بعد مشكل بوده و گلهاي ضعيفي توليد خواهد نمود. نياز به خاك سبك و نسبتاً مرطوب دارد. حداقل دماي قابل تحمل آن 21-10 درجه سانتيگراد است.

ازدياد: از طريق كاشت بذر در 18-13 درجه سانتيگراد در پاييز يا اول بهار و يا تقسيم گياه در اوايل بهار امكان پذير است.


+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:48 توسط فرید |

گل رز



نام علمي: Rosa Warm Welcome
خانواده: ROSACEAE
اين واريته رونده رز به بلندي و گستردگي 2/2 متر است. گلهاي نارنجي- قرمز آن از تابستان تا پاييز ظاهر مي شوند.
نيازها: به مكان آفتابي، خاك حاصلخيز و مرطوب با زهكش خوب نياز دارد و حداقل دماي قابل تحمل آن 15- درجه سانتي گراد است. براي سلامتي گياه و بالا بردن كيفيت گلدهي، در فصل خواب گياه آن را هرس كنيد.
ازدياد: از طريق پيوند شكمي در تابستان و يا تهيه قلمه هاي چوب سخت در پاييز امكان پذير است.

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:47 توسط فرید |

گل آنتوريوم



گل آنتوريوم: ANTHURIUM
آنتوريوم، Anthurium جنسي از خانواده آراسه ها Aracees است كه اقسامي از آن بواسطه برگهاي پهن و فلزي رنگ با برگهاي سفيد و نيز گلهايش جالب توجه بوده و در گرمخانه ها ميكارند.
بلندي اين گياه به 30 الي 80 سانتيمتر مي رسد.
دو رقم از اين گل كه تا كنون شناخته شده است عبارتند از:

1- آنتوريوم شزريانوم A.Schezerianum: كه يكي از زيباترين گلها با برگهاي پهن جالب است.
2- آنتوريوم آندرآنوم A.Andreanum: با شاخه هاي عمودي و رنگهاي عالي و برگهاي بسيار پهن و شاخه هاي گل زيبا.

شاخه هاي گل آن بسيار مورد توجه است و مدتها در آب دوام مي آورد.

اين نوع گل بخصوص براي پرورش در گلخانه مناسب است. زيرا در اين مكان است كه مقدار رطوبت، درجه حرارت و آبياري به راحتي قابل كنترل مي باشد.
نوع آنتوريوم شزريانوم A.Schezerianum براي پرورش در آپارتمان، يك گل بسيار مناسب است.
اين گياه در شرايط مناسب مرتبا گل داده و برگهاي بسيار زيباي آن به رنگهاي قرمز درخشان يك ماه و حتي بيشتر دوام مي آورد.

• مواظبت هاي زراعي:
نور: نور ملايم در درجه اول
حرارت: محيط گرم
رطوبت: خاك را بايد مرطوب نگاه داشت.
جابجا كردن: در زمان جابجا كردن گياه (تعويض گلدان) خاك گلدان بايد از مخلوط زير تهيه شود:

1- خزه، در حال پوسيدن يا تورب (پيت) دو قسمت
2- ورميكوليت (از سنگهاي معدني است كه بعدا به رس تبديل مي شود) يك قسمت
3- پرليت (اين هم از سنگهاي معدني است كه به رس تبديل مي شود منتها ذرات آن درشت تر است) يك قسمت. سپس آن را بطور يكنواخت مخلوط كرده و در گلدان مصرف كنيد.

• كود:
هر ماه يكبار بايد از كودهاي قابل حل در آب براي نوع آنتوريوم شزريانوم A.Schezerianum استفاده كرد و براي نوع آنتوريوم آندرآنوم A.Andreanum ماهي دو بار.
تكثير: ازدياد اين گياه از طريق قلمه زدن ساقه انجام مي شود.

  

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:45 توسط فرید |

گل آلسترومريا



نام علمي: Alstro meria spp
خانواده: ALSTROMERIACEAE گياه دائمي با ريشه هاي غده اي كه گلهاي زيبا و فراوان آن در فصل تابستان ظاهر مي شوند و گلها داراي عمر طولاني بوده و به صورت گل بريده مورد استفاده قرار مي گيرند.
نيازها: مكان آفتابي و محفوظ از باد و باران، خاك غني از مواد آلي و داراي زهكشي خوب، حداقل دماي قابل تحمل آن 15- درجه سانتي گراد است ولي در زمستانهاي سرد بايد روي غده هاي در حال استراحت گياه را با يك لايه خاك پيت و يا خشك پوشاند.
ازدياد: از طريق كاشت بذر يا تقسيم گياه در اول بهار امكان پذير است.

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:44 توسط فرید |

شاره:  اهميت گل و گياهان زينتي در زندگي انسان به‌خصوص در دنياي صنعتي امروزي و نقش و جايگاه آن در روح و روان آدمي‌بر كسي پوشيده نيست. گل و گياه در فرهنگ و ادبيات ايرانيان نيز جايگاهي بسيار بلند دارد.

 توجه روز افزون كشورهاي مختلف جهان به توليد و مصرف گياهان زينتي با تفكر اثرهاي روان‌درماني، ما را بر آن مي‌دارد كه با يك برنامه ريزي صحيح از امكانات خدادادي كشورمان در راستاي بالا‌ بردن فرهنگ مصرف گياهان زينتي در كشور و همچنين توليد و صادرات آن، به عنوان يكي از محورهاي مهم اقتصادي و ارزآور استفاده لا‌زم را به عمل آوريم. اين توجه مي‌تواند در راستاي موارد زير تحقق يابد:

1-تأكيد بر اهميت اقتصادي، اشتغال زايي و صادرات گل.

2-زمينه سازي براي بحث و تبادل نظر در مورد مسايل پرورش گل و گياه.

3-جذب گردشگران داخلي و خارجي به سبب تنوع و كيفيت گل ايران.

4-ضرورت تلا‌ش براي رواج استفاده از گل‌هاي طبيعي به جاي گل‌هاي مصنوعي وارداتي.

5-لزوم فرهنگ سازي براي پرورش گل و گياهان زينتي به‌ويژه در مناطق شهري با توجه به تأثيرهاي روحي و رواني آن.

6-لزوم افزايش سرانه مصرف گل و گياه در كشور با توجه به رشد روزافزون شهرنشيني و دوري از طبيعت.

7-ضرورت معرفي گل‌هاي ايراني به بازارهاي داخلي و خارجي.

 گل مي‌تواند بيش از هر چيز شادي، آرامش و طراوت را به انسان هديه دهد. نكته جالب توجه درباره نقش گل در سلا‌مت روحي و رواني افراد جامعه آن است كه با تماشا كردن  گل و لذت بردن از طراوت، رنگ و عطر زيباي آن حالت روحي نامتعادل افراد تغيير مي‌يابدو به حالت طبيعي باز مي‌گردد. گل و گياه مي‌تواند باعث ايجاد حس نگرش مثبت به زندگي و آرامش، احساس شادي و رضايت و صميميت در افراد شود.

 از سويي، سرمايه گذاري به منظور توليد گل از نظر اقتصادي حايز اهميت است و سرمايه گذاري در ايران در اين زمينه از حدود 50 سال پيش آغاز شده است. البته قبل از آن نيز در بسياري از باغ‌ها گل و درختچه‌هاي زينتي پرورش داده مي‌شد اما اين كار از نظر اقتصادي به وسعت و اهميت امروز نبود. بخش عمده سرمايه گذاري در زمينه گلكاري توسط بخش خصوصي انجام مي‌گيرد و در سال‌هاي اخير وزارت جهاد كشاورزي از نظر فني و ارايه تسهيلا‌ت و اعتبارات در سطح گسترده‌اي به منظور ارتقاي توليد گل و گياهان زينتي و ساخت واحدها و مجتمع‌هاي گلخانه اي كمك كرده است.

 سطح زيركشت گلخانه‌ها در كشور، در مجموع 6700 هكتار بوده كه 2670 هكتار آن به گل و گياهان زينتي و 3794 هكتار آن به كشت سبزي و صيفي و 236 هكتار آن نيز به ساير محصولا‌ت گلخانه اي نظير (توت‌فرنگي، گياهان دارويي و ...) اختصاص يافته است.

 به غير از سطوح ذكر شده بالا، هم‌اكنون 2270 هكتار گل و گياهان زينتي در فضاي باز مورد كشت و كار قرار دارد و همچنين 189 مجتمع گلخانه اي در كشور در حال مطالعه و اجراست كه سطح كل اين مجتمع‌ها حدود 9700 هكتار و سطح مفيد گلخانه‌هاي احداثي در اين مجتمع‌ها حدود 5 هزار هكتار خواهد بود.

همچنين ميزان توليد گل و گياهان زينتي در كشور  به شرح زير است: گل‌هاي شاخه بريده 3/2 ميليارد شاخه،  گل‌هاي گلداني 36 ميليون گلدان، درخت و درختچه‌هاي زينتي 155 ميليون درخت و درختچه و گياهان فصلي و نشايي 867 ميليون بوته.

مزاياي كشت گلخانه‌اي 

1-افزايش توليد در واحد سطح (حداقل 10 برابر فضاي آزاد.)

2-بيش از يك دوره توليد محصول در طول سال.

3-افزايش كيفيت محصول توليدي در گلخانه‌ها (با كنترل بهتر آفات و بيماري‌ها با اعمال روش‌هاي كنترل بيولوژيكي و كاهش مصرف سموم كه در نهايت باعث افزايش كيفيت محصول و افزايش صادرات و حفظ محيط زيست مي‌شود.)

4-صرفه جويي در مصرف آب با اعمال مصرف بهينه و با استفاده از روش‌هاي نوين آبياري.

5-استفاده از اراضي غيرقابل كشت با سيستم هيدروپونيك.

6-عدم وابستگي توليد به شرايط محيطي و امكان بازاريابي مناسب و تنظيم برنامه كشت مطابق نياز بازار.

7-تداوم كار و توليدمحصول در تمام فصول سال با توجه به امكان كنترل عوامل محيطي و تنظيم شرايط مورد نياز گياه (استفاده از اوقات فراغت زارعان در پاييز و زمستان.)

8-آزادسازي اراضي براي توليد محصولا‌ت استراتژيك مانند گندم، ذرت، برنج و دانه‌هاي روغني.

9-كاهش جذب عناصر سنگين توسط گياهان و حفظ سلا‌مت جامعه با سيستم هيدروپونيك كه امكان جذب و كنترل اين عناصر را فراهم مي‌سازد.

10-جلوگيري از تغيير كاربري اراضي براي ساختمان به دليل سودمند بودن توليدات گلخانه‌اي در اغلب مناطق.

11-جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهر با احداث واحدهاي گلخانه اي.

12-ايجاد فرصت‌هاي شغلي براي جوانان، زنان روستايي و دانش آموختگان كشاورزي.

وضعيت صادرات گل و گياهان زينتي

 از آنجايي كه دولت با تكيه بر ظرفيت‌ها و استعدادهاي موجود و با اعتقاد به گسترش توسعه صادرات محصولا‌ت كشاورزي ازجمله گل و گياهان زينتي سعي دارد همه موانع موجود در مسير توسعه پايدار را از ميان بردارد و طرح‌هاي عظيم ملي را كه در شكوفايي اقتصادي و ارتقاي سطح معيشتي جامعه نقش اساسي ايفا مي‌كند با سرعت و جديت به اجرا در آورد، توجه و پرداختن به صادرات محصولا‌ت گلخانه اي در دستور كار وزارت جهاد كشاورزي قرار گرفته است و خوشبختانه با برنامه ريزي اصولي و حمايت از صادرات گل و گياهان زينتي در سال‌هاي اخير، شاهد جهش بسيار مثبت در زمينه صادرات گل و گياه بوده ايم. به طوري كه صادرات گل و گياه در سال 1386 بالغ بر 13 هزار تن بوده كه نسبت به سال 1385 حدود 5 هزار تن (معادل 5/62 درصد) افزايش نشان مي‌دهد و ارزش صادرات گل و گياهان زينتي در سال 1386 معادل يازده ميليون دلا‌ر بوده كه نسبت به سال 1385، چهارميليون دلا‌ر (57 درصد) افزايش نشان مي‌دهد.

بازاريابي گل و گياهان زينتي و محصولا‌ت گلخانه اي

 در بازاريابي محصول بايد پذيرفت كه امروز ديگر بازار نه مرز مي‌شناسد و نه مشتري خاصي را در نظر دارد. جهاني شدن بازار (Globalization) ، پديده‌اي است كه شعار « جهاني بينديش و جهاني عمل كن » را براي فعالا‌ن اقتصادي خلا‌صه مي‌كند، يعني اقتصاد و تجارت بدون مرز كه لا‌زمه آن بينش وسيع، حركت هدفمند، نگرش سيستمي و افزايش توانمندي‌ها است. بر اساس اين، توليدكننده، محصولا‌ت خود را هماهنگ با تقاضاي مشتريان گوناگون داخلي و خارجي عرضه مي‌كند يا عبارت ديگر، فعاليت‌هاي اقتصادي خود را بر پايه اصل گرايش توليد پي ريزي مي‌كند. در بازاريابي محصولا‌ت گلخانه اي موضوع جديد و اساسي سلا‌مت و ايمني غذاست كه وظيفه بسيار سنگين اخلا‌قي و شرعي را براي توليدكنندگان و دست اندركاران بخش بازرگاني ايجاد مي‌كند.

 در اين رهگذر، توجه به توسعه پايدار و بازاريابي براي محصولا‌ت ارگانيك و عاري از آلودگي با در نظر گرفتن استانداردهاي جهاني مي‌تواند ما را در مسير تحقق سلا‌مت غذايي مردم و توفيق در صادرات رهنمون باشد زيرا   از اركان يك فعاليت توليدي كشاورزي، درك عميق مسايل بازرگاني توليد از جمله تأكيد بر كاهش هزينه‌هاي توليد، استانداردسازي و رقابت پذيري محصولا‌ت  است.

 سرمايه گذار گزينه اي را انتخاب مي‌كند كه تصويري روشن از آينده آن داشته باشد و امنيت سرمايه گذاري آن تأمين شده باشد تا با يك انتخاب آگاهانه و كسب تجربه و تخصص لا‌زم در زمينه توليد وارد عرصه شود.

اهميت كشت‌هاي گلخانه اي در شرايط كم آبي و خشكسالي

 با توجه به اينكه كشت محصولا‌ت مختلف از جمله سبزي، صيفي و گل و گياهان زيتني در محيط‌هاي كنترل شده گلخانه اي انجام مي‌شود، مصرف آب تحت اين شرايط كمتر از محيط باز است. از سويي استفاده از سيستم‌هاي آبياري تحت فشار نيز به كاهش مصرف آب در گلخانه‌ها كمك مي‌كند.

 از اين‌رو، در شرايط كم آبي و خشكسالي حاكم بر كشور، گذشته از اينكه به طور طبيعي مصرف آب در توليدات گلخانه‌اي كم است، توجه به توصيه‌هاي بخش تحقيقات در ارتباط با اين موضوع نيز مي‌تواند نتايج ارزنده‌اي در پي داشته باشد، از جمله:

الف_ عوامل به‌زراعي

1– بهبود سيستم‌هاي كشت و تبديل آنها به سيستم‌هاي كشت هيدروپونيك.

2– استفاده از سيستم‌هاي بسته هيدروپونيك براي كاهش مصرف آب (حدود 30 درصد) و جلوگيري از آسيب‌هاي زيست محيطي.

3– كاهش تبخير و تعرق از سطح خاك و گياه به‌وسيله سايه‌دهي )shadding(، نصب بادشكن، استفاده از مواد كاهنده تعرق از سطح گياه، مالچ، كنترل علف‌هاي هرز، توسعه كشت‌هاي گلخانه اي به جاي فضاي باز، استفاده از سيستم كشت ارگانيك، شخم‌هاي حفاظتي، هرس در باغ‌ها، استفاده از بسته‌هاي كشت با ظرفيت نگهداري بالا‌ي آب (مثل بسته‌هاي ساخته شده از مواد آلي، پشم سنگ) استفاده از سوپر جاذب ها، كاشت ارقام و گونه‌ها با پوشش مناسب اندام هوايي براي كاهش تبخير و تعرق، تغذيه بهينه گياهان بر اساس آزمون خاك، توصيه به استفاده از عنصر پتاس، بهينه كردن شرايط محيطي توليد، استفاده از آمارها و پيش بيني‌هاي هواشناسي در عمليات كاشت، داشت و برداشت، در نظر گرفتن مسايل به زراعي (مانند تراكم كاشت مناسب و ....)

ب_ عوامل به نژادي

1-استفاده از ارقام مقاوم به كم آبي.

2-استفاده از گياهان با دوره رشد كوتاه (زودرس.)

3-استفاده از گونه‌ها و ارقام قابل كشت در فصل پاييز.

4-توليد محصولا‌ت خارج از فصل (پاييز و زمستان.)

5-استفاده از سياست‌هاي تعيين الگوي كشت در گلخانه‌ها.

6-استفاده از ارقام و گونه‌هاي با دوره توليد طولا‌ني‌تر گل و محصول.

7-اولويت كاشت محصولا‌ت با بازدهي اقتصادي توليد بالا تر از طريق اعمال سياست‌هاي تشويقي ‌.

ج_ افزايش كارآيي آبياري و استحصال آب

1-استفاده از روش آبياري زيرزميني.

2-استفاده از آبياري قطره اي.

3-استفاده از آبياري جريان فروكش در گلخانه.

4-بهينه كردن سيستم‌هاي آبياري و استفاده از آبياري بسته )close( در سيستم‌هاي هيدروپونيك.

5-احياء و مرمت قنواتي كه گلخانه‌ها از آنها مشروب مي‌شوند.

مي‌شوند.

6-اصلا‌ح كيفيت آب (استفاده از آب شيرين كن، اسيدزني و ....)

7-مديريت آب‌هاي بلا‌استفاده شامل حوضچه‌ها و سدهاي ذخيزه سازي و تغذيه آب‌هاي زيرزميني.

8-ضرورت در نظر گرفتن كارايي اقتصادي آب.

د_ مديريت گلخانه

1-اصلا‌ح روش‌هاي سرمايشي گلخانه و بهره گيري از پدهاي سلولزي به جاي پوشال.

2-برآورد نياز آبي گلخانه اي محصولا‌ت و كاهش اتلا‌ف آب.

3-اصلا‌ح روش‌هاي انتقال آب تا محل گلخانه.

4-اصلا‌ح مخازن نگهداري آب و پوشش دار كردن آنها در سايت‌هاي گلخانه اي.

5-تمركز بر سيستم‌هاي كشت هيدروپونيك بسته به منظور جلوگيري از اتلا‌ف آب و حفظ محيط زيست.

6-بهينه سازي شرايط محيطي توليد، استفاده از ‌2Co در گلخانه، توجه به ميزان نور، دما و رطوبت به منظور كاهش تبخير و تعرق و مصرف آب در گياه.

هـ _ ترويج، آموزش و تحقيقاتگ

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:32 توسط فرید |

رشد 57  درصدي ارزش صادرات گل و گياهان زينتي

در سال 1386

 
 

ا

1-آموزش راه‌هاي پيشگيري از كمبود آب.

2-ترويج فرهنگ مصرف بهينه آب.

3-آموزش اثرهاي زيست محيطي كمبود آب.

4-برنامه ريزي مناسب براي واردات محصولا‌ت مرتبط با گلخانه ها.

5-اجراي طرح‌ها و پروژه‌هاي تحقيقاتي مرتبط مقابله با اثرهاي خشكسالي و استفاده از نتايج براي امر ترويج و  آموزش مقابله با خشكسالي.

مهم‌ترين اقدام‌هاي انجام‌شده در خصوص گل و گياهان زينتي در سال 1386

1 – همكاري با سازمان تحقيقات براي تدوين تحقيقات راهبردي گل و گياه.

2-توليد و تكثير ارقام جديد گل رز با همكاري پژوهشكده بيوتكنولوژي و ايستگاه تحقيقات گل و گياه محلا‌ت.

3-تشكيل جلسه با بخش كشاورزي سفارت هلند در ايران و بررسي امكان آموزش گلخانه داران.

4-برگزاري نشست‌هاي لا‌زم با بخش خصوصي براي بررسي و پي‌گيري روند توليد و بازرگاني توليدات گل و گياه.

5-هماهنگي لا‌زم با سازمان حفظ نباتات براي رفع مسايل و مشكلا‌ت واردات اندام‌هاي تكثيري گل و گياه.

6-تهيه دستورالعمل فني بند «ل» تبصره 2 قانون بودجه سال 1384 در خصوص گلخانه ها.

7-پي گيري تعيين روز 25 خرداد ماه به عنوان روز ملي گل در كميسيون نامگذاري روزهاي خاص شوراي فرهنگ عمومي‌و تصويب آن دركميسيون.

8-برگزاري جلسات ستاد گل و گياهان زينتي با هدف پيشبرد امور و رفع مشكلا‌ت گل و گياهان زينتي.

9-پي‌گيري‌هاي لا‌زم براي احداث پايانه‌هاي صادراتي گل و گياهان زينتي.

10-پي گيري امورمربوط به مجتمع‌ها و دهكده‌هاي گل و گياه.

11-هماهنگي‌هاي لا‌زم براي واردات ارقام مختلف اندا‌م‌هاي تكثيري گل و گياهان زينتي و نيازهاي وارداتي بخش گل و گياهان زينتي.

12-پي گيري و انجام امور مربوط به جلوگيري از ورود قاچاق گل‌هاي شاخه بريده و گياهان زينتي.

مهم‌ترين اقدام‌هاي انجام شده مجتمع‌هاي گلخانه اي در سال 1386

 تعداد مجتمع‌هاي گلخانه اي در حال مطالعه توسط سازمان جهاد كشاورزي استان‌ها 189 مجتمع است كه از اين تعداد، مطالعات 72 مجتمع گلخانه اي به اتمام رسيده و براي بررسي و اعلا‌م نظر نهايي به مديريت طرح مطالعات باغباني كشور ارسال شده و مطالعات فاز يك و 2 تعداد 8 مجتمع گلخانه اي نيز پايان يافته و در حال تنظيم اسناد مناقصه و انتخاب پيمانكار براي ساخت سازه توسط بانك زمين است. همچنين تعداد 109 مجتمع توسط سازمان‌هاي جهاد ‌كشاورزي  در دست مطالعه است كه بعد از اتمام مطالعات، به مديريت طرح براي ارزيابي و بانك زمين براي ساخت سازه ارسال مي‌شود. شايان ذكر است كه متوسط پيشرفت فيزيكي اجراي زيرساخت‌هاي مجتمع‌هاي گلخانه اي در كشور 52 درصد و مطالعات 77 درصد است.

1-تصويب آيين نامه تشخيص صلا‌حيت مشاوران براي احداث گلخانه و مجتمع‌هاي گلخانه اي به منظور مطالعات فازهاي يك، 2 و 3 با هماهنگي معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رييس‌جمهوري.

2-پي‌گيري تصويب آيين نامه تشخيص صلا‌حيت پيمانكاران ساخت سازه‌هاي گلخانه اي با همكاري معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رييس جمهوري.

3-تدوين شرح خدمات مطالعات  فازهاي يك، 2 و 3 گلخانه اي و ابلا‌غ به استان‌ها براي ايجاد وحدت رويه.

4-هماهنگي لا‌زم با بانك كشاورزي براي پذيرش گلخانه‌هاي پلا‌ستيكي مدرن و مكانيزه به عنوان وثيقه.

5-تهيه و تدوين نظام گلخانه‌هاي كشور.

6-تشكيل ستاد اجرايي مجتمع‌هاي گلخانه‌اي و برگزاري جلسه‌هاي مستمر.

7-انتخاب شركت مهندسان مشاور يكم به عنوان مدير طرح مطالعات باغباني براي بررسي و ارزيابي گزارش‌هاي مطالعات مجتمع گلخانه اي.

8-همكاري با بانك زمين و سيستماتيك كردن روند كارها براي تسريع در امور اجرايي.

9-پي گيري از سازمان‌هاي جهاد كشاورزي استان‌ها براي تسريع در روند مطالعات ساخت زيرساخت‌ها و احداث سازه‌هاي گلخانه ها.

10-هماهنگي لا‌زم براي تهيه نرم‌افزار بانك اطلا‌عات گلخانه‌هاي كشور.

11-تشكيل كميته فني در استان‌ها براي بررسي طرح‌هاي مرتبط با احداث گلخانه‌ها در راستاي تمركز‌زدايي و جلوگيري از رفت و برگشت‌هاي غيرضروري  سرمايه گذاران.

12-تدوين روند مستمر مطالعات مجتمع‌هاي گلخانه‌اي بين استان‌ها و مشاوران يكم در راستاي تسريع بخشي امور.

13-پي‌گيري‌هاي لا‌زم براي تدوين استاندارد سازه‌هاي گلخانه اي در كشور.

14-همكاري براي تدوين طرح ملي آموزش گلخانه‌داران و متقاضيان احداث گلخانه‌ها با هماهنگي مديريت آموزش و نيروي انساني و معاونت ترويج و نظام بهره برداري.

15-پيگيري مطالعات طرح تدوين ضوابط و معيارهاي فني طراحي و بهرهبرداري از سيستم‌هاي متنوع گلخانه‌اي در كشور.

چالش‌هاي موجود توليد گل و گياهان زينتي و سبزي و صيفي گلخانه اي 

1-كمبود كارشناسان متخصص در زمينه توليد محصولا‌ت گلخانه اي.

2-نياز به انجام مطالعات و تحقيقات در ارتباط با سازه‌هاي گلخانه اي مناسب با شرايط اقليمي هر منطقه.

3-عدم توليد محصولا‌ت ارگانيك سبزي و صيفي در گلخانه‌ها و  به طبع عدم امكان صادرات اين محصولا‌ت در اغلب موارد به خارج از كشور.

4-نوسان‌هاي بازار فروش محصولا‌ت گلخانه اي كه در نهايت موجب بي برنامگي در توليد اين محصولا‌ت خواهد بود.

5-عدم وجود مراكز آموزش علمي مستقل براي آموزش بهره برداران واحدهاي گلخانه اي.

6-عدم تعميم بيمه در ارتباط با بسياري از گل‌ها و گياهان زينتي و همچنين عدم تعميم بيمه سازه‌هاي گلخانه اي.

7-وجود مشكلا‌ت بانكي براي متقاضيان احداث گلخانه در ارتباط با تأمين وثيقه.

8–نبود سردخانه و ماشين‌هاي مجهز به سردخانه براي نگهداري و حمل گل و گياهان زينتي به مقدار مورد نياز.

9-نياز به گسترش دانش فني كشت محصولا‌ت گلخانه‌اي.

10-نياز به گسترش تحقيقات در زمينه‌هاي مختلف در‌خصوص توليد گل و گياهان زينتي با توجه به نياز بهره‌برداران و اولويت دادن به تحقيقات با عنايت به كوتاه بودن دوره تحقيق.

11–نبود انسجام لازم و تعامل مطلوب بين بخش‌هاي مختلف (دولتي و خصوصي) در ارتباط با توليدات گلخانه‌اي و گل و گياهان زيتني.

12-استاندارد نبودن محصولا‌ت توليدي و لزوم توجه به استانداردسازي محصولا‌ت گلخانه اي.

13-بالا‌بودن هزينه سوخت و برق در واحدهاي گلخانه‌اي و متكي بودن گلخانه‌ها به سوخت يارانه اي.

روز گل و گياه

 امروزه گسترش زندگي شهرنشيني و به دنبال آن كاهش ارتباط انسان با طبيعت باعث افزايش بيماري‌هاي عصبي، قلبي، رواني و ... شده است، در روزگاري كه در تمام امور اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي صحبت از بهره وري است، عدم توجه به عوامل زيست محيطي كه اثرهاي مستقيمي بر عملكرد نيروي كار دارند ما را بر آن مي‌دارد كه براي اصلا‌ح، بهبود و بازسازي محيط زندگي خود برنامه‌ريزي صحيح و دقيقي انجام دهيم. در اين بين، همه اهرم‌هايي كه به‌نحوي بتواند صوري از طبيعت را به زندگي مدار بسته شهري راه دهد از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. يكي از اين اهرم‌ها استفاده از گل و گياهان زينتي با جنبه‌هاي كاربردي متفاوت است. توجه روزافزون كشورهاي مختلف جهان به توليد و مصرف گياهان زينتي با تفكر اثرهاي روان درماني ما را بر آن مي‌دارد كه با يك برنامه ريزي صحيح از امكانات خدادادي كشورمان براي بالا‌بردن فرهنگ مصرف گياهان زينتي در كشور و همچنين توليد و صادرات آن استفاده لا‌زم را به عمل آوريم.

از همين رو، 25 خردادماه هر سال( از سال 1384 تا كنون) بر اساس پيشنهاد وزارت جهاد كشاورزي و تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي روز گل و گياه ناميده شده است.

از اهداف مهم اين روز عبارت‌اند از:

1-ترويج فرهنگ توليد و پرورش گل و گياه.

2-تأكيد بر اهميت اقتصادي، اشتغال‌زايي و صادرات گل.

3-زمينه سازي براي بحث و تبادل نظر در مورد مسايل پرورش گل وگياه.

4-جذب گردشگران داخلي و خارجي به سبب تنوع و كيفيت گل ايران.

5-ضرورت تلا‌ش براي رواج استفاده از گل‌هاي طبيعي به جاي گل‌هاي مصنوعي وارداتي.

6-لزوم فرهنگ سازي براي پرورش گل و گياهان زينتي به ويژه در مناطق شهري با توجه به تأثيرهاي روحي و رواني آن.

7-لزوم افزايش سرانه مصرف گل وگياه در كشور با توجه به رشد روزافزون شهرنشيني و دوري از طبيعت.

8-ضرورت معرفي گل‌هاي ايراني به بازارهاي داخلي و خارجي.

 اگر چه مصرف سرانه گل‌هاي شاخه اي كشور ما براساس هر نفر كمتر از 2 دلار است اما سرانه مصرف كشورهاي توسعه يافته نظير اروپاي غربي بين كشورهاي مختلف از 40 تا 130 دلا‌ر متغير است. (مصرف سرانه گل‌هاي شاخه‌اي ايران نسبت به كشورهاي توسعه يافته حدود 3/2 درصد است.) بديهي است، با افزايش درآمد سرانه افراد در كشورهاي مختلف مصرف اين محصولا‌ت افزايش چشمگيري خواهد يافت. ميزان رشد مصرف گل و گياه در دنيا بين 6 تا 9 درصد در سال‌هاي مختلف پيش بيني مي‌شود كه اين امر نويد بخش افزايش مصرف و همچنين بازارهاي خوبي در آينده خواهد بود

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:32 توسط فرید |

 لذيذترين خوراک قارچ صدفي کباب قارچ صدفي با روغن زيتون بوسيله ذغال است . قارچ صدفي معمولا به شستشو نياز ندارد . اضافه نمودن نمک و فلفل و آويشن به همراه آبليموي تازه طعمي بي نظير به اين غذاي مفيد و سالم مي بخشد . کباب بعد از آماده شدن که معمولا حدود 10 دقيقه زمان مي برد با سبزيجات و فلفل دلمه اي تزئين و آماده مي شود .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 10:2 توسط فرید |

کشت قارچ صدفي

   از آنجايي که پرورش قارچها معمولا در محيطي بسته انجام مي شود لذا قارچهاي صدفي را مي توان در هر منطقه جغرافيايي و با هر نوع آب و هوايي توليد کرد قارچها مي توانند اختلاف درجه حرارت 16 تا 30 درجه سانتيگراد را تحمل کنند .

ميزان توليد در مکاني به مساحت 80 متر مربع

   در يک مکان سرپوشيده داراي سقف مناسب به مساحت 80 متر مربع بيش از يک تن قارچ توليد مي شود که زمان لازم براي انجام اين کار در حدود 2 ماه بوده و اولين برداشت پس از يک ماه بدست مي آيد . اين جزوه براي توليد قارچ صدفي در سطح محدود ( زير 80 متر مربع ) نوشته شده بديهي است جهت توليد در سطح وسيعتر دانش فني بيشتري مورد نياز مي باشد که در کلاسهاي تخصصي اين آموزشگاه بصورت تئوري و عملي ارائه خواهد شد .

فضاي مورد نياز

   براي کشت قارچ صدفي مي توان از يک اتاق ، زير زمين ، انباري و يا هر مکان خالي ديگر که داراي سقف باشد استفاده نمود . اين مکان بايد توانايي نگهداري هواي معتدل را داشته باشد بطوري که تا حد امکان از اختلاف شديد درجه حرارت محيط جلوگيري شود .

محيط کشت قارچ صدفي

   محيط کشت قارچ صدفي از کاه گندم ، کاه جو و کاه برنج ، تراشه چوب صنوبر و غيره تهيه مي شود . در اين کشت از خاک و کود ( حيواني يا شيميايي ) استفاده نمي شود بنابراين هيچگونه آلودگي زيست محيطي ندارد .

نحوه کشت قارچ صدفي

    کاه خرد شده را يک شب در آب قرار داده تا کاملا مرطوب شود سپس بمدت 2 تا 3 ساعت در آب جوش پاستوريزه مي گردد . براي اين کار مي توان از يک بشکه خالي استفاده کرد . زمان پاستوريزه کردن از وقتي محاسبه مي شود که آب به نقطه جوش رسيده باشد . جهت اطمينان از شروع دماي پاستوريزه ( حداقل 70 درجه سانتيگراد ) بهتر است از دماسنج الکلي استفاده شود . سپس کاه را آبکش کرده آنرا به حال خود رها مي کنند تا پس از چند ساعت خنک شود بطوري که با لمس کردن کاه با پشت دست هيچگونه گرمايي احساس نشود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 10:0 توسط فرید |

کشت قارچ دکمه اي

    در گذشته جهت تهيه محيط کشت قارچ دکمه اي فقط از کود اسب استفاده مي شد اما از آنجايي که هم اکنون تهيه اين کود در مقياس وسيع امکان پذير نبوده از مواد ديگري مانند کاه گندم – کود مرغ و سنگ گچ طي فرايندي به نام کمپوست سازي ( بسترسازي يا کودسازي ) محيط کشت مصنوعي با خواص کود اسب استفاده مي گردد که در زير به شرح مراحل مختلف آن مي پردازيم . 

1- فاز اول کمپوست سازي

     اين مرحله از بستر سازي شامل خيس کردن و انباشت مواد اوليه به مدت 5 تا 7 روز بوده که در سيستم ماشيني معمولا 3 تا 4 روز به طول مي انجامد . چهار مرحله قالب زني که بمدت 3 تا 5 روز و معمولا 4 روز انجام مي شود . قالب زني در سيستم ماشيني 3 مرحله و هر 3 روز يکبار انجام مي شود . بنابرين در سيستم ماشيني طول پروسه فاز اول حداقل 5 تا 14 روز کاهش مي يابد .

2- فاز دوم کمپوست سازي

    اين فاز شامل 3 مرحله : 1- عمليات تخمير بمدت 3 تا 5 روز   2- پاستوريزاسيون بمدت 12 تا 18 ساعت  3- آمونياک زدايي 3 تا 5 روز بوده و تقريبا در هر دو سيستم شبيه هم انجام مي شود  (گاهي در سيستم دستي مرحله آمونياک زدايي 1 تا 2 روز بيشتر بطول مي انجامد. ) 

3- بذر زني

    اين مرحله رابطه مستقيم با سيستم توليد و تعداد کارگران و مهارت آنها داشته در سيستم استيلاژ ( بستري ) حداکثر يک روز در سيستم کيسه اي و ساير سيستم ها بسته به مقدار کيسه ها و فاصله آنها با سالنهاي توليد و ارتفاع قفسه ها مختلف است . معمولا اين مرحله بايستي حداکثر در مدت 2 روز پايان يابد چرا که طولاني شدن اين مرحله زمينه آلودگي کمپوست آماده شده را فراهم آورده همچنين برداشت در يک زمان انجام نمي گيرد . 

 4- پنجه دواني

    در اين مرحله ميسليوم يا ريسه هاي قارچ در مدت 14 تا 15 روز در کمپوست نفوذ کرده و پس از آن 14 تا 15 روز ديگر نيز زمان نياز است تا ميسليوم قارچ در خاک پوششي نفوذ کند .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:54 توسط فرید |


خلاقیت ، مدیریت و کارآفرینی

 

این مقاله با رویکردی روان شناختی به بررسی پدیدة «خلاقیت، مدیریت و کارآفرینی» می پردازد و می کوشد تا ارتباط این مفاهیم را از بعد نظری و کاربردی مورد مطالعه قرار دهد. در این بررسی تلاش می شود ارتباط «خلاقیت» و «مدیریت» مورد بحث قرار گیرد و برآیند آن، در قالب بحثی ویژه دربارة مدیریت خلاق و کارآفرینی مطرح گردد.
بنابراین، پیش از آغاز موضوع، لازم است مفاهیم کلیدی این بحث، یعنی «خلاقیت (Creativity)» و «مدیریت (Management)» تعریف شده، ویژگی های مهم هر یک مورد بحث قرار می گیرد
● خلاقیت
«خلاقیت» یا «آفرینشگری برگردانی از واژة «Creativity» و به معنای «خلق کردن» است. از دیدگاه روان شناختی، «خلاقیت» به معنای پدید آوردن چیزی از چیز دیگر به گونه ای منحصر به فرد است. به عبارت دیگر، خلاقیت به معنی کم یا زیاد کردن یک پدیده و تغییر شکل دادن و یا ترکیب کردن آن با سایر پدیده ها، اشیاء یا چیزها است .(پیر خایفی،۱۳۷۷).
بـرخی از نظریه پـردازان، همچون گیلفورد، معتقدند که خلاقیت را باید نوعی از تفکر به شمار آورد، زیرا ایدة خلاق خود نوعی فکر و تصور است (فلدمن، ۱۹۹۰).
گیلفورد در ابداعی دیگر می گوید خلاقیت نوعی تازه از تفکر است که فارغ از قالب و روش از پیش تعیین شده و بنابراین حالتی «واگرا (divergent)» دارد.
با وجود این، تعریف خلاقیت فراتر از این بحث می باشد. در برخی دیگر از تعاریف، خلاقیت معادل با «حل مسأیل (problem solving)» (مسأله گشائی) تلقی شده که در اشکال مختلف هنری، علمی و اجتماعی ظاهر می شود (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷؛ ریکاردز، ۱۹۹۰). بدین ترتیب، خلاقیت چیزی جز حل کردن مسایل، مشکلات، تعارضات یا بن بست ها نیست.
اما آیا هر حل کردن یا خلق کردنی را می توان یک «پدیدة خلاقه» نامید؟ در این باره، صاحب نظران معتقدند که هر پدیدة خلاقه ای حتماً باید واجد عنصر «تازگی و نو بودن» باشد تا امتیاز خلاقیت را پیدا کند (والفی، ۱۳۷۷؛ احمد پور، ۱۳۷۹؛ پیر خایفی، ۱۳۷۹). در کنار این ویژگی، باید به عنصر «مناسب و مفید بودن» خلاقیت نیز توجه کرد؛ زیرا تازگی و جدید بودن یک پدیده، بی آن که دارای منافع و فوائدی باشد، ارزش چندانی نخواهد داشت.
بنابراین، از مجموع این نظرها می توان نتیجه گرفت که:
«خلاقیت به معنای خلق کردن چیزی تازه و منحصر به فرد است که به گونه ای مناسب و مفید، موجب حل یک مسأله، سؤال یا نیاز علمی، صنعتی و یا اجتماعی شود.»
همان طور که در تعریف خلاقیت اشاره گردید، خلق کردن به معنای تلفیق یا ترکیبی جدید از چیزهاست. به نظر می رسد این تعریف قادر نیست پوشش کاملی برای مفهوم خلاقیت پدید آورد. پس در این حالت،ا ناگزیریم از مفهوم دیگری تحت عنوان «ابداع» صحبت کنیم که به معنای پدید آوردن چیزی نو و یگانه، از هیچ است. در این تعریف، خلاقیت به چیزی تشبیه می شود که از قبل نبوده و از هیچ پدید آمده است (پیر خایفی، ۱۹۹۹). از این رو ابداع را باید شکل عالی تری از خلاقیت دانست. با توجه به این ویژگی باید اذعان نمود که انسان بیشتر موجودی خلاق است تا مبدع؛ زیرا خلاقیت انسان عمدتاً برگرفته از یک الگو یا طرح تغییر یافته از چیزهای قبلی است.
با این حال، متخصصان مدیریت، «نوآوری» را مترادف با «ابداع» می دانند و معتقدند «نوآوری» فرایند پایانی خلاقیت و به عبارتی جلوه و نمود بیرونی آن می باشد که به صورت یک محصول یا تولید بدیع و تازه آشکار می شود. در حقیقت، به زعم آنان، آن چه موجب نوآوری می شود، توان خلاقة فرد است که او را به سوی نوآوری در کار و تولید می کشاند (احمد پور، ۱۳۷۹؛ آقایی فیشانی، ۱۳۷۷).
● ویژگی های خلاقیت
برای ورود به بحث خلاقیت و مدیریت، لازم است که با ویژگی های خلاقیت آشنا شویم. بنابراین، به شرح کوتاهی از این ویژگی ها می پردازیم.
خلاقیت، بنیانی انگیزشی دارد و به همین دلیل، حفظ خلاقیت در گرو حفظ انگیزة افراد است. فرد خلاق در انجام یک وظیفه، زمانی مبادرت به خلق افکار ابتکاری خواهد کرد که برای این کار محرک کافی داشته باشد. این محرک، چیزی جز تحریک درونی فرد نیست؛ یعنی جوششی از سر میل، شوق و رغبت. این نکته ای است که در بحث خلاقیت و مدیریت باید مورد توجه قرار گیرد. به سخن دیگر، آدمی تا زمانی که احساس مؤثر و مفید بودن ننماید، رغبتی به انجـام
کار نخواهد داشت (پیر خایفی، ۱۹۹۱).
خلاقیت مبتنی بر ارادة آدمی است. در حقیقت، خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است. به اعتقاد صاحب نظران، آدمی این حق را دارد که در زندگی به انتخاب دست بزند و الگوی انتخاب خود را تعیین کند. آدمی این توان را دارد که رفتارهایی فارغ از تکرار انجام دهد و خود را از قید الگوهای تحمیلی از ناحیة طبیعت و محیط اجتماعی، آزاد نماید (پیر خایفی، ۱۹۹۹).
خلاقیت، برنامه پذیر است. مطالعات متعدد نشان می دهد که افراد خلاق در کار بر روی یک اندیشه یا اثر، نظم و تعهد (کار متمرکز و هدف دار) را دنبال می کنند. افراد خلاق به واسطة ذهن ترکیبی خود، عناصر مفقود و بی ارتباط را به هم پیوند می زنند. چنین عملی مستلزم یک برنامه و طراحی ذهنی است. به عبارت دیگر، تفکر خلاق از لحظة شکل گیری تا به ثمر رسیدن، برنامه و نقشه ای خاص را دنبال می کند (پیر خایفی، ۱۹۹۱).
خلاقیت وابسته به محیط اجتماعی است و بدون اغراق، در بستر های مناسب اجتماعی پدید می آید. خانواده، مدرسه، سازمان ها و آداب و فرهنگ هر جامعه، بسترهای اجتماعی خلاقیت را تشکیل می دهند. این بسترها می توانند تأثیر مثبت و منفی بر خلاقیت اعمال کنند. در بستر منفی اجتماعی، خلاقیت در یک محدودیت مخرب قرار می گیرد. در این موقعیت، خلاقیت همواره با یک مقاومت در پذیرش مواجه است. در بستر مثبت اجتماعی، یک نوع آزادی و استقلال برای دست یابی به پاسخ های صحیح وجود دارد. افراد در این محیط، احساسی از مفید و مؤثر بودن به دست می آورند (پیر خایفی، ۱۳۷۷).
خلاقیت دارای الگوی توزیع طبیعی است. امروزه صاحب نظران معتقدند که خلاقیت مهارتی عام است و در بین تمام افراد وجود دارد. این که گاهی این ویژگی در برخی افراد مشاهده نمی شود دلیل بر عدم وجود آن نیست؛ بلکه بدان علت است که خلاقیت آنان فرصت مناسب برای بروز پیدا نکرده و بنابراین به سکون گرائیده است (پیر خایفی، ۱۳۷۹).
مطالعة «ریچارد وکینی» نشان داده که اگرچه بروز خلاقیت، تابع تفاوت های فردی انسان هاست، حتی در افراد عادی نیز میزان قابل توجهی از خلاقیت (در سطح متوسط) وجود دارد (فلدمن، ۱۹۹۰). خلاقیت، خود پدیده ای منحصر به فرد است؛ اما منحصر به افراد خاصی نیست. بنابراین، صحیح تر است که بگوئیم این توانائی و مهارت در همه وجود دارد.
● مدیریت
«مدیری(management) » در یـک تـعریف ساده به معنای اداره کردن امور سازمانی است و «مدیر» کسی است که در فرایند کار و نحوة اجرای کار، نقش نظارت و هدایت را دارد. اما تعاریف جدید از این مفهوم، نشان می دهد که مدیریت واجد ویژگی های مختلفی است که توجه به آن ها در روشن ساختن این مفهوم، مفید خواهد بود:
▪ ویژگی نخست این است که مدیریت یک روش علمی برای هدایت محیط کار و یا فضای سازمانی است و در آن، هنر و مهارت های فنی، اخلاقی و اجتماعی، حرف اصلی را می زند.
▪ ویژگی دوم این است که مدیریت یک فرایند علمی است که برآیند آن باید به کارآمدی مؤثر سازمان و عوامل و منابع انسانی منجر شود (حق شناس، ۱۳۷۸؛ آل آقا، ۱۳۷۸؛ رضائیان، ۱۳۶۹).
با توجه به این دو ویژگی اساسی، باید «مدیریت» را یک نوع هنر علمی در هدایت درست اصول مدیریت (برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و نظارت) در عوامل انسانی و سازمانی تعریف نمود. بنابراین، عمده ترین وظیفة یک مدیر، طراحی و اتخاذ تدابیر مناسب برای بهره گیری خلاق از توان نیروی انسانی است تا هم احساس کارآمدی، استقلال و ابتکار را در آن ها به وجود آورد و هم به انتظارات و اهداف سازمانی، پوشش مناسب دهد.
بر اساس این وظیفه، می توان مدیران را به دو دستةکلی تقسیم کرد: یکی «مدیران دگرگون ساز» و دیگری «مدیران تبادلی» (ساعتچی، ۱۳۷۵). ویژگی برجستة «مدیران دگرگون ساز» این است که به گونه ای حیرت آور در عرصة فکر و عمل، خلاق و دارای پشتکار هستند. آن ها از تغییرات مناسب و کارآمد استقبال می کنند و محرک حرکات خلاقانه در عوامل انسانی و فضای سازمانی خود هستند. در دستة مقابل، یعنی «مدیران تبادلی» برد تغییرات بسیار محدود و اندک است. به عبارتی، آن ها خیلی طالب تغییر، ریسک، جهش و حرکات خلاقانة سازمانی نیستند. به هر حال، در مورد مدیران دگرگون ساز و یا به تعبیری «کارآفرینی» و «خلاقیت» در بخش پایانی مقاله بیشتر صحبت خواهیم کرد.
● خلاقیت و مدیریت
بحث خلاقیت و مدیریت، عمدتاً به تأثیر خلاقیت در سه عرصة مدیریتی نظر دارد:
۱) مدیریت خلاق،
۲) کارکنان خلاق؛
۴) سازمان خلاق.
در این بخش، به ویژگی های هر یک از این سه عرصه به صورت کوتاه اشاره می کنیم.
● مدیر خلاق
در بین سه عرصة مورد اشاره، مدیر دارای نقش و تأثیر قابل توجهی در مجموعة سازمانی است. از این رو، اگر مدیر واجد ویژگی های خلاقه گردد، توان او به میزان زیادی افزایش خواهد یافت.
بر این اساس، در بسیاری از شرکت های بزرگ صنعتی، تلاش می شود تا زمینه های رشد مدیران خلاق، از طریق کارگاه های پرورشی خلاقیت، فراهم آید (جزنی، ۱۳۷۶). این اقدام برای پرورش مدیران خلاق را می توان سیاستی درست در جهت «موفقیت سازمانی» تلقی کرد.
امروزه حتی میزان بهره وری یک سازمان را با توانمندی در استفادة بهینه از منابع انسانی می شناسند (ساعتچی، ۱۳۷۶). به طور کلی، مدیران خلاق در ایجاد فرصت های شغلی مناسب، فضاسازی محیط سازمانی برای تلاش بیشتر کارکنان و بالا بردن بازده سازمان نسبت به مدیران غیر خلاق، کارآمد تر عمل می کنند. آنان در این راه به گونه ای ابتکاری در رفع تنگناها و مشکلات می کوشند.
● کارکنان خلاق
کارکنان و مجموعة عوامل اجرائی را باید به عنوان منابع گرانبهای یک سازمان تلقی کرد؛ زیرا بهره وری از منابع انسانی با کارآمد سازی این افراد معنا می یابد. موفقیت سازمانی، هدف و غایتی است که به پشتوانه و همت کارکنان در حمایت از سیاست های خلاق یک مدیر، امکان پذیر می شود. پس اگر هدف، ایجاد فرایند کارآمدی در کارکنان (ایجاد کارکنان خلاق) است، باید به ویژگی های زیر توجه نمود:
▪ بهره وری کارکنان با انگیزش آنان ارتباط کاملاً مستقیمی دارد. به عبارت دیگر، درگیر شدن با کار و چنگ انداختن بر مشکلات، نیازمند یک پشتوانة انگیزشی است و این، انتظاری است که مدیر خلاق باید به درستی به آن پاسخ دهد؛ یعنی کارمند را به کار و تلاش امیدوار و تشویق کند (ساعتچی، ۱۳۷۶؛ آل آقا، ۱۳۷۸).
▪ بروز اندیشه و رفتار ابتکاری در کارکنان با پرورش حس مفید بودن و احترام به شخصیت کاری آنان، افزایش می یابد. مشارکت در حرکات سازندة سازمانی و تولیدی، احترام به اندیشه و تلاش آنان، قدردانی از اقدامات مثبت و شکوفاسازی استعدادهای آنان، همواره از خواسته های کارکنان خلاق به شمار می رود (گروه اساتید، ۱۳۷۰؛ افشین منش، ۱۳۷۱).
● سازمان خلاق
سازمان خلاق را باید محیط و بستری اساسی برای سیاست های خلاقانة مدیر و تلاش های ابتکاری کارکنان تعبیر نمود. ریکاردز (۱۹۹۰) معتقد است که در محیط های فقیر از حیث خلاقیت، تمایل به ریسک، بروز تفکر انتقادی و میل به تغییر، کاهش قابل توجهی می یابد. علت پدید آمدن این حالت را باید عمدتاً در رفتارهای کلیشه ای و مملو از محدودیت ها، ارزیابی های ناکام کننده، روح محافظه کاری، مقررات دست و پا گیر، ناامنی شغلی، ابهام در اهداف و بـی تـوجهی به افـراد خلاق در سازمان ها جست و جو
کرد (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷).
برعکس، در محیط های سازمانی که روح خلاقیت در آن ها مورد اقبال واقع می شود، بستری مناسب برای حرکات ابتکاری فراهم می گردد (افشین منش، ۱۳۷۱). از نظر ساختاری، این سازمان ها قالبی ارگانیک دارند زیرا به عوامل انسانی متعهدند و اساساً مروج خلاقیت و تلاش های نوآورانه هستند. در این سازمان ها اگر مقررات انضباطی نیز دیده شود، متناسب و درخور با ترغیب به فعالیت های مفید و سازنده است. به علاوه این سازمان ها از پشتوانه های علمی و تحقیقی- به جای تدابیر سلیقه ای- مدیران برای بالابردن بازده خلاقانه بهره می گیرند.
● مدیریت خلاق و کارآفرینی
همان طور که در آغاز مقاله اشاره گردید، پیش درآمد بحث مدیریت خلاق و کارآفرینی، آشنائی کوتاه با مفاهیم خلاقیت و مدیریت است. در این باره، مطالعات انجام شده نشان می دهد که یکی از ویژگی های برجستة کارآفرینان، و به طور کلی مدیران خلاق، «خلاقیت» آنها است (صمد آقایی، ۱۳۷۸). به واقع سخن گزافی نیست اگر بگوئیم بسیاری از خصایصی که برای مدیران خلاق وکارآفرینان برشمرده می شود، همان ویژگی های افراد خلاق است ، با این تفاوت که حوزة کاری این گروه، «مدیریت» است. به هر حال، افراد خلاق هر یک در حوزه ای می توانند خوب بدرخشند. بنابراین، شاید لازم نبـاشد که هـمة افـراد خـلاق مدیر باشند؛ اما برای مدیر بهره ور و کارآفرین، خلاق شدن ضروری و واجب است.
● کارآفرینی
«کارآفرینی» را در وهلة اول صفت کسی می دانند که اهل ایجاد کار و اشتغال زایی است (صمد آقایی، ۱۳۷۸). به عبارت دیگر، او برای دیگران موقعیت و فرصت های شغلی به وجود می آورد. برای مثال، مدیر یک رستوران فرصت ها و موقعیت های شغلی متعددی را در اختیار جامعه قرار می دهد و به این ترتیب، ضمن حصول سود و درآمد، به اشتغال مشتاقان کار نیز می پردازد.
بر این پایه، هر کس را که توان ایجاد چنین موقعیت هایی را برای دیگران داشته باشد و به اشتغال زایی آنان کمک کند، باید «کارآفرین» نامید.
اما در یک طبقه بندی کلی از کارآفرینان، آن ها را به دو دستة اهل نوآوری و ابداع و اهل تقلید تقسیم کرده اند (احمد پور، ۱۳۷۹). کارآفرینان اهل نوآوری به دنبال ایجاد تحولات نو و تغییرات جدید هستند. به طور طبیعی در این گروه فرصت های شغلی بیشتری قابل حصول است زیرا این کارآفرینان در محدودیت ها و مشکلات، درجـا نمـی زنند بلکه بر آن چیـره و مسلـط می شوند و راه های تازه تری را برای کار و تولید ارائه می نمایند.
کارآفرینانِ اهل تقلید بیشتر دنباله رو و تابع گروه اول هستند. در این گروه نیز فرصت های شغلی وجود دارد زیرا آن ها برنامه و طرح ایجاد شده توسط گروه اول را توسعه و بسط می دهند. برای مثال، اگر کارآفرین نوآور طرحی را تحت عنوان «طلق و حاشیه» برای جلد گرفتن به تولید رسانده باشد، سایر کارآفرینان به توسعه و بسط طرح او می پردازند و فرصت های بیشتری را برای این محصول پدید می آورند.
بنابراین، کارآفرین را می توان فردی دانست که توانایی سازماندهی مدیریت کار را به نحو شایسته دارد و از فرصت ها و موقعیت ها خوب استفاده می کند و با اعمال طرح های ابتکاری و نوآورانه به رشد افراد و تغییرات جدید یاری می رساند (احمد پور، ۱۳۷۹؛ صادقی، ۱۳۷۴؛ آیت اللهی).
در این باره، ما ضمن برشمردن ویژگی های مدیران کارآفرین به ارتباط خلاقیت و اشتغال با آن ها اشاره می کنیم.
تغییر و تحول ارزش های سازمانی: یکی از ویژگی های مدیران خلاق و کارآفرین این است که به تغییر و تحول ارزش ها و هنجارهای نامناسب و نامساعد در کار و تولید کمک می کنند. ایجاد فرصت کار و تلاش نیازمند به اصلاح مقررات، نگرش ها و محدودیت های دست و پا گیر است که مدیران کارآفرین به خوبی از عهدة آن بر می آیند.
ریسک پذیری و تحمل ابهام: مدیران خلاق و کارآفرین اهل خطر هستند. آن ها از شکست خوردن نمی ترسند و با قبول یک خطر به دنبال باز کردن فضای کار و رقابت جدید می روند. برای مثال، گاهی سرمایه گذاری در یک بخش تولیدی، صنعتی و یا سازمانی نیازمند قبول تمام خطرهای ممکن برای سرمایة مالی و انسانی است که شاید به موفقیت ختم شود؛ یعنی قبول ابهامی که پیش بینی پذیر نیست.
▪ خلاقیت و ابتکار:
برای موفقیت در کار و حرفه نیاز به طرح ها و اندیشه های نو و بکر است. مدیران خلاق و کارآفرین از این ویژگی، در خود و کارکنان، به نحو درست و مناسب استفاده می کنند. رقابت با سایر مدیران، کسب درآمد بیشتر، توسعة مکان و فضای کار، به کارگیری بهره ورانة نیروی کار، تولید محصولات با کیفیت بالا و افزایش بازدهی سازمانی، جملگی نیازمند روش های نو و جدیدند که محیط کار را با شرایط و نیازهای زمان هماهنگ سازد.
▪ تفکر و واقع گرایی:
مدیران خلاق و کارآفرین، با توجه به سرمایه، منابع انسانی و تجربه و شواهد علمی ولی هماهنگ با شرایط و واقعیت های کار اقدام می کنند. آنان گاهی تزریق سرمایه را تجویز می نمایند و گاهی به کارگیری نیروی کارآمد را به صلاح شرکت یا سازمان می بینند.
▪ شکار فرصت ها و پشتکار:
برای ترقی و پیشرفت باید همیشه مراقب تحولات و تغییرات جدید بود و همچون یک صیاد به کمین فرصت های مناسب نشست. مدیران خلاق و کارآفرین به آینده توجه دارند و خود و کارکنان را به شکار فرصت های «طلایی» ترغیب می کنند. آن ها در به نتیجه رساندن فرصت ها و طرح های ابتکاری نیز حوصله و تحمل فراوانی دارند و با علاقه به پی گیری آن ها می پردازند.
▪ استقلال و کنترل درونی:
مدیران خلاق و کارآفرین خود تصمیم گیرنده هستند و کمتر تحت ثأثیر القائات دیگرانند. آن ها متکی به نفس و دارای روحیه ای کاملاً مستقل هستند. به عبارت دیگر، ارادة قوی از آنان شخصیتی می سازد که می توانند در برابر ناملایمات مقاومت کنند. آغاز تصمیمات همراه با ریسک و پذیرش طرح های نو و بکر نیازمند استقلال در اندیشه و عمل است. آنان همین روحیه را در کارکنان و عوامل انسانی خود نیز ترغیب می کنند.
▪ رشد دهندگی و علاقه مندی و بهره وری:
در میل به انجام بهره ورانة وظایف، مدیران خلاق و کارآفرین به شکوفاسازی استعدادهای کارکنان توجه می کنند. مناسب سازی نوع کار با علایق و تخصص کارکنان، فراهم آوردن فرصت برای تلاش و انجام کار مورد علاقة آن ها، تشویق آنان به ارائة طرح های نو و قدردانی بجا و کافی از زحماتشان، به افزایش بازده کاری کمک می کند.
به طور کلی، آن چه به عنوان روحیة مدیران خلاق و کارآفرین مورد تأکید قرار گرفت، چیزی نیست که یک باره به وجود آمده باشد. به سخن دیگر، چنانچه این روحیه از پیش مورد پرورش و تقویت قرار نگرفته باشد هیچ گاه در آینده بروز نخواهد کرد. در حقیقت مجموع ویژگی های فوق از زمرة خصایص شخصیت های خلاق است که باید از دوران کودکی تا نوجوانی و بزرگسالی در فرد پرورش یابد (پیر خایفی، ۱۳۷۹).

● خلاقیت و اشتغال
در بحث های پیشین به ارتباط خلاقیت، مدیریت و کارآفرینی اشاره کردیم. همان طور که ملاحظه نمودید امروزه بسیاری از کشورها با اعمال خلاقیت در فرایندهای مدیریتی (راهبردها و فنون) از یک سو و پویا و فعال نمودن مدیران از سوی دیگر، توانسته اند عامل بسیار مؤثری را در تحولات و نوآوری های سازمانی، علمی و صنعتی وارد کنند.
هم چنین به طور ضمنی به ارتباط بین خلاقیت و اشتغال اشاره کردیم و نشان دادیم که خلاقیت و کارآفرینی در سازمان به ایجاد تغییرات وسیع و گسترده در فضای اشتغال منجر می شود. در بخش پایانی مقاله به گونه ای صریح تر به این موضوع اشاره می کنیم.
۱) خلاقیت در کودکی:
خلاقیت در دوران کودکی به سادگی قابل مشاهده است. همة ما تجربه هایی از شیرین کاری های کودکان داریم. خراب کاری های کودکان (زیر و رو کردن وسایل)، نقاشی های آنان و . . . عرصه های بروز خلاقیت آن ها هستند.
با بزرگ تر شدن کودکان، این سرگرمی ها و تفریح های کودکانه به علاقه مندی های خاص دوران بزرگسالی تبدیل می شود و چه بسا که همیشه در دوران زندگی فرد باقی بماند. در حقیقت، خلاقیتِ کودک او را به سوی علاقه مندی به یک یا چند موضوع می کشاند. بدون اغراق بسیاری از اشتغالات هنری، تولیدی، صنعتی و حتی علمیِ فرد در آینده پایه در همین علاقه مندی های دوران کودکی و نوجوانی دارد. برای مثال، نوجوان علاقه مند به موسیقی به دنبال برآوردن کامل این علاقه به سوی مشاغل حرفه ای موسیقی می رود. به این ترتیب خلاقیت در اشتغال ورزی فرد در آینده، متناسب با توانایی ها و علاقه مندی هایش، تأثیر می گذارد.
در این دوران چنانچه خلاقیت و مهارت های خلاقانة کودک و نوجوان مورد بی مهری قرار گیرد هم زمان به خاموشی علاقه مندی و بلاتکلیفی او در آینده خواهد انجامید.
۲) حل خلاق مسایل:
«خلاقیت» را «قدرت حل خلاقانة مسأله» نیز نامیده اند. یکی از تأثیرات خلاقیت بر امر اشتغال در آینده این است که فرد به فکر راه حل های مفید برای کار و اشتغال خود خواهد بود و با یک بار شکست یا روبرو شدن با مانع نا امید نخواهد شد.
خلاقیت به فرد قدرت جست و جو و پیگیری راه حل های جانشین را می دهد. در چنین اقدامی برنامه ریزی و هدف گذاری نقش مهمی را ایفا می کند. در واقع فرد نقشه می کشد و هدف های جدیدی را برای خود برمی گزیند. بنابراین در فضای خانواده و حتی سازمان و محیط کار نباید روحیة جست و جوگری و مسأله گشایی را بی اهمیت تلقی کرد و از آن غافل شد.
۳) خلاقیت و کیفیت:
در فرایند خلاقیت فرد به کیفیت و بهبود محصول خود بسیار اهمیت می دهد. به سخن دیگر، فرد خلاق تلاش می کند هر روز کارش بهتر از دیروز باشد. بنابراین تعالی و پیشرفت کار هدف اصلی اوست. پرورش روحیة خلاقیت و نوآوری در کودک و نوجوان، از او در آینده فردی خواهد ساخت که سازندة فرصت های بهتر و متعالی تر برای خود شود.
بنابراین، فرد خلاق روحیة حساس و منتقدانه دارد و مقابله با آن به صورت ناشیانه به تضعیف آن می انجامد.
۴) خلاقیت و تجـربه:
خلاقیت دنیـای تجـربه هاست. فردخلاق با کنجکاوی فزایندة خود به گسترش دنیای ارتباطی خود اقدام می کند. او به کتاب ها و تجارب دیگران و تحقیقات و مطالعات علمی و اجتماعی سر می کشد. از این رو می کوشد اطلاعات و تجارب زیادی را برای کار و تلاشش به دست آورد. به علاوه او ذهنی باز برای پذیرش طرح های خوب دیگران دارد و از تجربه کردن آن چه دیگران از آن هراس دارند، اجتناب نمی کند. این روحیه به طور طبیعی به افزایش فرصت ها برای کار و اشتغال خواهد انجامید (پیرخایفی، ۱۳۷۹)
در یک تقسیم بندی از تأثیرات خلاقیت در اشتغال می توان در دو حوزة فردی و سازمانی اشاره کرد:
▪ حوزة فردی
ـ علاقه مندی خلاقة فرد در دوران کودکی و نوجوانی به کار و شغل او در آینده جهت می دهد.
ـخلاقیت به بهبود راه حل های فرد برای شغل یابی خواهد انجامید.
ـ خلاقیت در ایجاد و تأمین رضایت شغلی مؤثر است.
ـ خلاقیت به کسب تجربیات مفید و استفادة مناسب از فرصت ها یاری می رساند.
ـ خلاقیت به شکوفایی استعدادها در مشاغل مختلف منجر می شود.
ـ خلاق شدن در مشاغل مختلف فرصت انتخاب شغل دلخواه را در اختیار فرد قرار می دهد.
ـ خلاقیت به افراد شاغل فرصت ابراز شایستگی در شغل را اعطا می کند.
ـ خلاقیت به افراد روحیة پشتکار و مقاومت را در جهت موفقیت شغلی اعطا می کند.
▪ حوزة سازمانی
ـ خلاقیت به نوآوری شغلی که محصول آن تنوع در اشتغال است یاری می رساند.
ـ خلاقیت بـه افـزایش بـازده کار و شغل کمک می کند.
ـ خلاقیت به پویایی افراد و تلاش بیشتر برای کار و شغل کمک می کند.
ـ خلاقیت ضریب آسیب پذیری شغل را با شکار طرح های خوب کاهش می دهد.
ـ خلاقیت بر صرفه جویی در پول و سرمایه برای کار تأثیر می گذارد.
ـ خـلاقیت وابستگی به مشاغـل دولتـی را از راه پرورش استقلال کاری می کاهد.
ـ خلاقیت به توسعه و گستردگی کار و شغل در آینده می انجامد.
ـ خلاقیت به ایجاد فرصت های شغلی متنوع برایدیگران منجر می شود.
ـ خلاقیت به ایجاد فضای رقابت در کار و خلق مشاغل بهره ور کمک می کند.
ـ خلاقیت در هر حوزة کاری به بسط و توسعة آن یاری می رساند.
ـ خلاقیت به ایجاد مشاغل مولد در جامعه کمک می کند.
ـ خلاقیت به اصلاح شکل کنونی اشتغال (مشاغل غیر مولد) کمک می کند.
ـ خلاقیت به ایجاد مشاغـل بـا بازدهی ابتکاری یاری می رساند.
ـ خلاقیت فرصت کسب سود بیشتر را به افراد شاغل اعطا می کند.
● جمع بندی و نتیجه گیری
بر مبنای آن چه نشان دادیم «خلاقیت» عاملی مؤثر در عرصة مدیریت است؛ به ویژه آن که به تحولاتی عمیق در روش ها، سیاست ها و راه کارهای سازمانی و تولیدی می انجامد. مدیران خلاق و کارآفرین، همراه با سازمان های کارآفرین، قادرند توان خلاقة افراد شاغل را (کارمندان، کارگران و صنعت گران) را شکوفا سازند. به عبارت دیگر، خلاقیت به افزایش فرصت های کار و شغل در کشور ـ از طریق افزایش بازدهی خلاق در عرصه های مختلف نظیر علم، صنعت، هنر، ورزش، وموارد متعدد دیگر ـ از توان مضاعفی برخوردار می گردد.
در پایان مقاله، تلاش می کنیم نشان دهیم که با اِعمال و ترغیب خلاقیت در عرصه های مورد اشاره فرصت های اشتغال زایی فراوانی در کشور به وجود می آید.
● حوزة علم و دانش:
در این حوزه، موقعیت ها و فرصت های بسیاری برای ایجاد اشتغال در کشور وجود دارد. به عنوان نمونه می توان به چهار موقعیت و فرصت طلایی اشاره کرد:
در کشور ما سازمان های پژوهشی فراوانی وجود دارند که در صورت توجه جدی به مطالعات وپژوهش های خلاق (نو و بدیع)، فضای مناسبی برای تحقیقات علمی، سازمانی، صنعتی و هنری به وجود خواهد آمد. در واقع با پدید آمدن تقاضا برای تحقیقات گوناگون، فرصت مناسبی برای اشتغال پژوهش گران جوان فراهم خواهد شد.
دانشگاه ها و مدارس: اگر فضای آموزشی کشور به ترغیب دانشجویان و دانش آموزان به سوی مشاغل مولد و خلاق بپردازد، ایدة فرصت اشتغال به چند برابر افزایش خواهد یافت. بدین منظور بازبینی محتوای دروس غیر کاربردی (بدون بازده برای جامعه) و پرورش روحیة خلاق و مولد در دانش آموزان و دانشجویان به اشتغال ورزی آنان در آینده کمک بسیاری خواهد کرد.
● سازمان ها:
موقعیت دیگر در این مورد «سازمان ها» هستند. در کشور ما سازمان ها عمدتاً شکل دولتی دارند تا خصوصی. این شکل از کار و اشتغال نتیجه ای جز وابستگی به درآمد محدود سازمانی و اشتغال به کارهای نه چندان دلخواه ندارد. سازمان های دولتی کشور عمدتاً کمتر اهل ریسک و تحولند. به همین دلیل کمتر به خلق فرصت های بهترِِِِِِ اشتغال می پردازند. برای رفع این مشکل، تغییر در استراتژی های سازمانی از قالب سنتی به نوآوری (تحولی)، خلق سازمان های مولد و بهره ور، پرورش و جذب مدیران خلاق و کارآفرین به شکوفایی اشتغال مولد و بهره ور در جامعه کمک خواهد کرد.
● عرصة صنعت و تولید:
فرصت های اشتغال در این عرصه، به افزایش قابل توجهی نسبت به عرصة قبل می رسد. در کشور ما صنایع دولتی به غول های صنعتی می مانند که فرصت رقابت را از سایر صنایع غیر دولتی و کوچک می گیرند. برای ایجاد اشتغال صنعتی و تولیدی لازم است صنایع غیر دولتی به سرعت گسترش یابند و فرصت ساخت و تولید بیشتر به آنان ـ و به هر فرد علاقه مند به این موضوع ـ داده شود. چنان چه جامعه فرصت آفرینش گری تولیدی را به افراد بدهد و امکانات در دسترس قرار گیرد، مشاغل تولید و صنعتی مولد به سرعت رشد پیدا می کنند و هماهنگ با استعداد های خلاقة افراد، محصولات و تولیدات جدید تولید خواهند شد.
در صنایع دولتی به بازبینی جدی در استراتژی ها (کوتاه مدت و بلند مدت) نیاز داریم تا بدین ترتیب صنایع از قالب غیر بهره ور به سوی بهره وری و پر بازده تغییر جهت دهند. قطعاً فضای رقابت داخلی و خارجی به استراتژی های جدید صنعتی که فرصت های اشتغال مولد و خلاق را فراهم می آورد، نیازمند است. در صنایع غیر دولتی نیز بیش از هر چیز به استراتژی های حمایتی برای بازدهی های نوآورانه نیاز است. صنایع غیر دولتی را باید به رقابت با صنایع نوآور تشویق کرد به نحوی که از چنگ اتکا به فرصت های دولتی رها شوند. در این صورت سرمایة اصلی این صنایع انسان های خلاق آن خواهند بود، نه لزوماً سرمایه های مالی. آیا با تحولی عظیم و شگرف در این حوزه ها فرصتی برای بی کاری باقی خواهد ماند؟
● عرصة هنر و نشر:
در این حوزه نیز در جذب مشتاقان به کار و تلاش تأثیر فراوانی دارد. بدون اغراق، در جامعة ما فرصت های شغلی هنری اندکی برای مشتاقان کار وجود دارد. به عبارت دیگر، هنر تا رسیدن به شکل حرفه ای خود هنوز فاصلة زیادی دارد. در حقیقت، این هنر حرفه ای است که می تواند زایش داشته باشد و کارآفرینی کند. موقعیت های هنری دیگر، در صورت حمایت قانونی، قابلیت اشتغال زایی بالایی برای جویندگان کار و اشتغال به وجود می آورند
در این عرصه شغل خوب فقط به نوع خاصی از مشاغل (پزشکی و مهندسی) نمی شود بلکه هزاران شغل را که از ظرافت ذوقی خاصی برخوردارند شامل می شود (منطقی، ۱۳۸۳).. امروزه در دنیا «هنر» یک گوهر گران قیمت محسوب می شود که هنرمندان از طریق آن به تعالی اقتصادی و اجتماعی می رسند. یکی از بزرگ ترین وظایف متولیان امر اشتغال، این است که فرصت برابری را برای رشد سایر حرفه ها، به ویژه مشاغل هنری، به وجود آورند.
در نیل به این مقصود، اصلاح ساختار غیر خلاقانة سازمان های متولی امور هنری، بازبینی قوانین و مقررات محدود کننده و آسیب زا، حمایت از هنرمندان خلاق و پویا، ایجاد فضای کار و رقابت در عرصه های گوناگون هنری، از واجبات به شمار می آیند.
● ورزش:
عرصة مهم پایانی ورزش است، چیزی که جوانان بسیاری مشتاق آنند. آیا ورزش را باید تفریح و سرگرمی تلقی کرد یا نوعی شغل و حرفه؟ در کشور ما تلقی اول بیشتر معنا دارد در حالی که ورزش می تواند یک شغل رسمی نیز باشد؛ اما همانند هنر ورزش نیز از ماهیت حرفه ای برخوردار نیست؛ بنابراین امری صرفاً تفننی تلقی می شود.
در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، ورزش یک شغل به شمار می رود و دوستداران آن، متناسب با علایق و توانایی های خویش، به سوی این رشتة جذاب گرایش می یابند. خاصیت ورزش حرفه ای این است که ورزشکار، متناسب با ذوق و استعداد خویش، پیشرفت می کند بنابراین فرد به فعالیت دلخواه و کسب درآمد می پردازد. در کنار تنوع مشاغل ورزشی می توان به فناوری های خلاق ورزشی نیز توجه کرد که فوق العاده اشتغال زا هستند.
اگر ورزش صورتی حرفه ای پیدا کند، به سرعت فناوری های ورزشی و تولیدات مرتبط رشد خواهند کرد و امکان اشتغال بالای این عرصه نیز به وجود می آید. بدین منظور، نیاز به تجدید نظر جدی در سیاست های ورزشی کشور داریم. در حقیقت، باید با نوآوری مشکلات را از پیش رو برداشت. اصلاح و بازبینی برنامه ها و مقررات سازمان های متولی ورزش در کشور، امکان توسعة مشاغل ورزشی را به وجود می آورد. به طور کلی، خلاقیت در ورزش به معنایایجاد اشتغال حرفه ای و تدارک فرصت های تولید صنعتی در ورزش است.

منبع: 

سایت دوستان

 

 :: نوشته شده توسط نیشتمان کریمیان -آزاد قربانی در تاريخ جمعه پانزدهم شهریور 1387

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:42 توسط فرید |


مسایل ومشکلات اشتغال فارغ التحصیلان رشتۀ ترویج وآموزش كشاورزي

1) کمبود تخصص کافی در انجام امور کشاورزی توسط فارغ التحصیلان رشتۀ ترویج 2) باور نداشتن ترویج در رده های سطح بالا نظیر مدیران و وزیران 3) داشتن اطلاعات پراكنده 4) داشتن اطلاعات كم و مهارتهاي كم در زمينه هاي مختلف علوم كشاورزي 5) دانشجویان گرایشهای دیگر رشته های کشاورزی در بخش ترویج مشغول بکار هستند 6) دانشجويان ترويج دربخش غيردولتي به علت ناكافي بودن مهارتهاي تخصصي (زراعت و...) ودربخش دولتي به علت عدم توانايي دربه كارگيري مهارتهاي آموخته شده ترويجي با مشكل وسرخوردگي مواجه شده مجبوربه كسب اطلاعات دربخش هاي ديگر ميباشند. 7) به علت عدم توجه به اثرات آموزش درافزايش عملكرد و آگاهي كشاورزان اين واحد متأسفانه دربخش دولتي هرروزه با خيل بيشماري از كارمنداني روبروست كه به علت كارسخت و عدم تفقد مسئولين به اين امر درخواست انتقال به واحدهاي ديگر را دارند . 8) ترويج بس كاري مشكل بوده نيازبه توانايي دربرنامه ريزي و بازخورد جهت اطلاع عموم ازنتايج واثار آن دارد. 9) ناشناخته بودن این رشته در سازمانها و ادارات 10) عدم شناخت(حتي به صورت كلي)مسئولين ومديران رده هاي پايين ومياني از نقش ورسالت ترويج 11) عدم حمايت از كار آزاد فارغ االتحصيلان ترويج درزمينه هاي مختلف ترويج وآموزش 12) نداشتن سرمايه كافي براي خوداشتغالي و عدم حمايت دولت 13) وجود قوانين و مقررات نامناسب و بسيار محدود كننده براي شروع كسب و كار مستقل 14) عدم همكاري و حمايت از فارغ التحصيلان براي راه اندازي كسب وكارهاي جديد توسط دولت و بانك ها و ديگر شركت هاي خصوصي 15) عدم همكاري اساتيد با بازار كار و دانشگاهها 16) تعداد پذیرش دانشجویان ترویج دردانشگاهها ریادترازحدنیازاست 17) مهارت نداشتن در بخش هاي تخصصي كشاورزي مانند باغباني، زراعت و .... 18) نداشتن امكان اشتغال در بخشهاي خصوصي 19) نداشتن امكان كارآفريني به نداشتن يك مهارت مشخص 20) مشخص نبودن جايگاه ترویج در بین سایر رشته های کشاورزی 21) کم بودن مهارتهای عملی فارغ التحصیلان ترویج نسبت به سایر رشته ها 22) واگذاری کارهای ترویجی به فارغ التحصیلان غیر ترو.یجی 23) عدم ایجاد اشتغال پاره وقت مرتبط با رشته تحصیلی همزمان با تحصیل. 24) رشته تحصیلی ترویج انگیزه لازم را برای آینده شغلی مناسب ایجاد نمی کند. 25) در دوران تحصیل روابط دانشجویان با اساتید رسمی و خشک (مخصوصاً در دوران لیسانس) است 26) مغفول ماندن خواسته ها و مسائل و نیازهای دانشجویان) برخی اساتید وظیفه دانشجو را فقط درس خواندن می دانند( 27) بها ندادن سياستگزاران و برنامه ريزان به رشته ترويج و آموزش كشاورزي در ايران 28) وجود سوگيري ها و جهت گيري ها در اشتغال و استخدام افراد 29) شان پايين رشته كشاورزي در كشور 30) نبود سازوكارهاي شناسايي و معرفي فرصت هاي شغلي جديد در بخش كشاورزي 31) عدم وجود مهارت هاي كارآفريني در فارغ التحصيلان 32) بیکاری استهلاکی، یعنی افرادی با تخصص دیگر به جای متخصص ترویج کار می کنند. 33) نیاز به متخصص ترویج در نزد مسئولان رده پایین با اهمیت جلوه نمی کند. 34) برنامه ها از بالا به پایین است و نیازی به کشف مشکلات کشاورزان نیست و خلاء کارشناس ترویج حس نمی شود. 35) نداشتن سرمايه کافی برای ايجاد خوداشتغالی 36) عدم حمايت دولت و موانع بوروکراسی 37) كمبود اعتبارات مالي و سرمايه كافي جهت ورود فارغ التحصيلان به بخش خصوصي 38) عدم همكاري اساتيد با دانشجويان درزمينه اشتغال 39) عدم داشتن علاقه و انگيزه كافي دانشجويان ترويج 40) در سیاستهای کلان رشته ترویج کشاورزی جایگاه مشخصی ندارد. 41) عدم همکاری شرکتهای دولتی در دادن اطلاعات جهت امجام طرحهای تحقیقاتی 42) عدم همکاری شرکتهای خصوصی در انتقال.تجارب به افراد مبتدی عوامل فوق رامیتوان درچندموردزیرخلاصه کرد: 1) محدودیتهای نگرش منفی و عدم شناخت مدیران رده بالا نسبت به ترویج وفعالیتهای ترویجی 2) محدودیتهای پایین بودن سطح مهارتهای فنی وعملی دانش آموختگان ترویج درزمینه کشاورزی 3) محدودیتهای مربوط به تئوری بودن برنامه های درسی دانشگاهی وعدم ارتباط آن با بازار کار 4) محدودیتهای بکارگیری افراد فاقد تخصص ترویج درپستهای ترویجی 5) محدودیتهای کارآفرینی وخوداشتغالی 6) محدودیتهای ورود دانش آموختگان به بخش خصوصی 7) محدودیتهای عدم تناسب بین تعداد دانش آموختگان و مشاغل موجود 8) محدودیتهای در برنامه ها ی دولت 9) محدودیتهای در عدم ارتباط بین دانشگاه و بازارکار 10) محدودیتهای عدم انگیزه نسبت به آینده شغلی ترویج 11) محدودیتهای عدم تبیین جایگاه ترویج 12) محدودیتهای شهری بودن دانش آموختگان

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:37 توسط فرید |


مقدمـــه:
رويكردهاي نوين در توسعه پايدار، توجه به منابع انساني را عميقاً توصيه مي‌نمايند. به همين جهت دولت‌ها و جوامع، تلاشهاي مضاعفي را براي تعميق فعاليتهاي آموزشي در جهت توانمندسازي منابع انساني مبذول نموده‌اند.
گسترش آموزش عالي بعنوان يكي از متغيرهاي توسعه انساني در جمهوري اسلامي ايران، در برنامه‌هاي توسعه از جايگاهي مورد توجه برخوردار بوده است ، در برنامه چهارم توسعه، تلاش براي دستيابي به اقتصادي متنوع و متكي بر منابع دانش و آگاهي، سرمايه انساني و فناوري نوين بعنوان يكي از سياستهاي كلي در نظر گرفته شده است(9). همچنين در همين ارتباط در برنامه چهارم توسعه كشور ، فصلي ويژه به توسعه مبتني بر دانايي اختصاص يافته است كه آموزش عالي در مفاد آن مورد تاكيد قرار گرفته است كه از جمله مي توان به مضامين ذيل اشاره نمود:
زمينه‌سازي و تربيت نيروي انساني متخصص و متعهد، دانش‌مدار، خلاق و كارآفرين، منطبق با نيازهاي نهضت نرم‌افزاري، با هدف توسعه كمي و كيفي از ابتداي برنامه چهارم (ماده 49 )
پاسخگويي مناسب به افزايش تقاضا براي ورود به آموزش عالي( ماده 50)
نقش دانش و فناوري و مهارت، به عنوان اصلي‌ترين عوامل ايجاد ارزش افزوده در اقتصاد نوين (ماده 43 )
دولت (ماده 45 )
تربيت نيروي انساني روزآمد در فرايند پژوهش و فناوري و توسعه مرزهاي دانش بعنوان ماموريتي براي دولت (ماده 46 )
همچنين دولت در ماده 45 موظف شده است كه براي گسترش بازار محصولات دانايي‌محور و دانش‌بنيان اقدامات لازم را بعمل اورد.(9)
از همين منظر است كه آموزش عالي در جمهوري اسلامي ايران همواره در حال گسترش بوده است، بطوريكه تعداد دانشجويان بخش آموزش عالي از 175.675 نفر در سال 1357 به 1.533.073 نفر در سال 1381 رسيده است، يعني حدوداً طي 24 سال 9 برابر شده است.(11)
اما موضوعي كه همواره مورد مناقشه بوده است ،تاكيد بر رويكرد تقاضاي اجتماعي در گسترش آموزش عالي (در برابر تقاضاي بازار) كشور مي‌باشد. از گذشته تاكنون، با مهم شمردن رويكرد تقاضاي اجتماعي، همواره بر ظرفيت دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور افزوده شده است كه ايجاد ظرفيتهاي نوبت دوم و شبانه ، دانشگاههاي خصوصي و غيرانتفاعي در همين راستا قابل ذكر است. اما اتكاء به رويكرد تقاضاي اجتماعي و غقلت از تقاضاي بازار كار در برخي حيطه‌هاي آموزشي از جمله قلمرو كشاورزي و منابع طبيعي مورد انتقاد مي‌باشد، چرا كه افزايش تضادها و تعارضاتي را بدنبال خواهد داشت. رشته‌هاي كشاورزي بدليل وابستگي خاص خود به عرصه اقتصاد، پيوند ويژه‌اي با ملاحظات اقتصادي، بازار و بخش اجرايي كشاورزي دارد. در اين رشته‌ها ، در مقايسه با رشته‌هايي چون علوم انساني، رويكرد تقاضاي اجتماعي در مراتب اهميت يكساني قرار ندارد.
دقيقاً از همين زوايه است كه در اين گفتار آموزش و اشتغال دانش آموختگان كشاورزي مورد توجه قرار گرفته است. ابعاد مورد تاكيد اين مقاله، كنكاش در دو مقوله «چرايي» و «چگونگي» اشتغال دانش آموختگان كشاورزي مي‌باشد.

اهميت موضوع
اشتغال دانش آموختگان همواره موضوع بسياري از پژوهش‌ها بوده ، اما اهميت اين موضوع در ساليان اخير بيشتر محسوس است. براساس پژوهش طايي(1382) و با توجه به داده‌هاي سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، جمعيت بيكار متخصص 58 هزارنفري مساله‌اي اساسي براي اقتصاد ما محسوب نمي‌شده است، اما آنچه اهميت دارد، افزايش جمعيت بيكار متخصص طي سالهاي 78-1375 و سال‌هاي بعد از آنهاست كه بسيار مهم و چشمگير است و مي‌بايد مورد تحليل و مدنظر قرار گيرد.(16)
گزارش هاي موجود از جمله گزارش سيماي بازار كار ايران،نشان مي دهند كه تحصيلكردگان دانشگاهي، بيكاران آينده كشور را تشكيل مي دهند.در سال 1381 جويندگان كار ثبت نام شده داراي تحصيلات دانشگاهي(ليسانس)در مقايسه با سال قبل از آن،22.88 درصد افزايش داشته است.(22)
مطالعات اميني(1383)نشان مي‌دهد كه تعداد كل بيكاران داراي تحصيلات عالي از 58145 نفر در سال 1375 به 304736 نفر در سال 1388 افزايش مي‌يابد.(4)
نرخ بيكاري نيروي كار داراي تحصيلات عالي از 9/3 در سال 1345 به 5/12 در سال 1379 افزايش يافته است. (12)
براساس نتايج طرح آمارگيري از ويژگيهاي اشتغال و بيكاري خانوار در ارديبهشت 1383، نرخ بيكاري فارغ‌التحصيلان دانشگاهها به 9/13 درصد افزايش يافته است كه نسبت به ميانگين كل كشور، 5/3 درصد بالاتر مي‌باشد.(4)
در شرايطي كه نرخ بيكاري نيروي كار دانش آموخته، نسبت به ميانگين نرخ بيكاري كشور فراتر رفته است(4)؛ شرايط ويژه‌اي ايجاد شده است كه موجبات چالش‌هايي را فراهم نموده است. در چنين شرايطي موضوع اشتغال دانش آموختگان حائز اهميت خاصي خواهد بود. اشتغال دانش آموختگان كشاورزي نيز با همين نگاه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
اهداف و روش
مهمترين هدف اين نوشتار، بازگويي ضرورتهاي توجه به اشتغال دانش آموختگان كشاورزي و چگونگي ساماندهي آن مي‌باشد.پژوهش از حيث روش نوعي تحقيق توصيفي بشمار مي رود.اطلاعات اين پژوهش بر مبناي مطالعات كتابخانه اي و نيز تجارب محقق فراهم امده است.محقق تلاش نموده است تا با تلفيق اطلاعات حاصله از مطالعات كتابخانه اي و تجارب خود به پرسش هاي پژوهش پاسخ دهد.

بيان مساله و پرسشها:
سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي در گزارشي آورده است كه در ميان دانش‌آموختگان كشاورزي 25 سال گذشته، 28 درصد جوياي كار مي‌باشند كه اين نرخ در ميان دانش‌آموختگان دانشگاههاي كشور بالاترين نرخ بيكاري مي‌باشد .همچنين 38 درصد دانش آموختگان در مشاغل غيرمرتبط با بخش كشاورزي جذب شده‌اند. (20)
اما ديگر بررسي ها ( از جمله زماني،1380)نشان مي دهد كه آمار موجود از دانش آموختگان كشاورزي و افراد غير شاغل جوياي كار، اكثرا از دقت لازم برخوردار نبوده و مبناي صحيحي ندارد...آمار دانش آموختگان كشاورزي بيكار تخميني است و دقيق نيست.در استانهاي مختلف متقاضيان كار بين 150 تا 900 نفر برآورد شده كه در سطح ملي تعداد دانش آموختگان بيكاران كشاورزي حدود 15000 نفر تخمين زده مي شود.(5)
صرفنظر از اطلاعات منابع مختلف و ناهمگون ،نگارنده با توجه به برخي اطلاعات از جمله كميت پذيرش دانشجوي كشاورزي، وضع اشتغال دانش آموختگان اين گروه را ،به اندازه ساير گروهها، نامناسب نمي داند،چراكه عليرغم افزايش تعداد دانشجويان كشاورزي ،دانشجويان اين گروه در انتهاي جدول رده بندي قرار دارند.دانشجويان قلمرو كشاورزي و دامپزشكي در سال تحصيلي 83-1382 (بجز دانشگاه آزاد اسلامي)، 3/6 درصد كل دانشجويان را شامل مي‌شده است و در 6 گروه آموزشي، رتبه پنجم را از نظر تعداد داشته است. بيشترين تعداد به گروه علوم انساني با 5/44 درصد و كمترين تعداد در گروه هنر با 4 درصد مربوط است.(16)
در همين سال در دانشگاه آزاد اسلامي، دانشجويان گروه كشاورزي و دامپزشكي با 5/7 درصد در رتبه چهارم (از شش گروه) قرار داشته‌اند.(16)
آمار دانش‌آموختگان سطوح مختلف تحصيلي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي (بجز دانشگاه آزاد اسلامي) در سال تحصيلي 82-1381، نشان مي‌دهد كه از حيث تعداد گروه كشاورزي و دامپزشكي با 2/7 درصد جايگاه پنجم را در ميان شش گروه آموزش بخود اختصاص داده است. در همين سال در دانشگاه آزاد اسلامي، آمار دانش‌آموختگان ،گوياي جايگاه چهارم گروه كشاورزي و دامپزشكي با 1/5 درصد مي‌باشد.(16)
جدول شماره (1)دانشجويان سطوح مختلف تحصيلي(بجز دانشگاه آزاد اسلامي) بر حسب گروه عمده تحصيلي سال 1383-1382
رتبه گروه تحصيلي تعداد درصد
1 علوم انساني 792/410 5/44
2 فني و مهندسي 291/204 2/22
3 علوم پايه 509/121 13
4 پزشكي 749/91 10
5 كشاورزي و دامپزشكي 345/58 3/6
6 هنر 182/37 4
جمع 913/923 100
ماخذ:منبع شماره16
جدول شماره (2)دانش آموختگان سطوح مختلف تحصيلي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي(بجز دانشگاه آزاد اسلامي) بر حسب گروه عمده تحصيلي سال 1382-1381
رتبه گروه تحصيلي تعداد درصد
1 علوم انساني 738/49 36
2 فني و مهندسي 952/34 3/25
3 پزشكي 365/24 5/17
4 علوم پايه 808/13 10
5 كشاورزي و دامپزشكي 928/9 2/7
6 هنر 557/5 4
جمع 348/138 100
ماخذ:منبع شماره16
بر مبناي اطلاعات ماتريس گروه تحصيلي - سطح تحصيلي جمعيت بيكار متخصص در سال 1375، بيشترين درصد بيكاران متخصص در گروه‌هاي مهندسي (62/18درصد)، بهداشت و علوم پزشكي (42/13درصد)، علوم انساني (20/13درصد)، و بازرگاني و مديريت تجاري (34/9درصد) حضور دارند.ملاحظه مي‌شود از مجموع 20 رشته تحصيلي، گروه كشاورزي جنگلداري و ماهيگيري با 93/8درصد در جايگاه پنجم قرار دارد.(15)
جدول شماره(3)توزيع جمعيت بيكار بر حسب سطوح تحصيلي در رشته تحصيلي(1375)
درصد گروههاي تحصيلي(يونسكو)
34/9 بازرگاني و مديريت تجاري
42/13 بهداشت و علوم پزشكي
10/0 تدبير منزل و خانه داري
39/5 تربيت معلم و علوم تربيتي
64/0 حرفه و صنعت و فن
13/3 حقوق و علوم قضائي
10/0 حمل و نقل و ارتباطات
02/0 خدمات تجاري
86/7 علوم اجتماعي و رفتاري
20/13 علوم انساني
19/4 علوم رياضي و كامپيوتر
01/8 علوم طبيعي
00/0 عمومي
34/0 كتابداري و ارتباط جمعي
93/8 كشاورزي-جنگلداري و ماهيگيري
85/2 مذهب و الهيات
54/0 معماري و شهرسازي
62/18 مهندسي
33/1 نامشخص و اظهار نشده
68/0 هنرهاي زيبا
32/1 ساير رشته ها
100 جمع
منبع:ماخذ شماره 15
بنابر اطلاعات پيش‌گفته، بنظر ميرسد دانش آموختگان كشاورزي از حيث اشتغال، در مقايسه با ساير گروهها و رشته‌هاي تحصيلي وضع اندك مناسب‌تري دارند، اما اين بدان مفهوم نيست كه موضوع اشتغال اين گروه بعنوان يك چالش ، محسوب نمي‌گردد. شايد يكي از دلايل بحراني نبودن وضع اشتغال دانش آموختگان اين رشته ها،عدم رغبت به اشتغال پس از دانش آموختگي باشد.در حاليكه در برخي رشته- مكان هاي دانشگاهي ،از جمله باغباني، بيش از 90 درصد پذيرفته شدگان و دانش آموختگان دختر مي باشند، اين فرض محتمل مي رسد.
با اين وصف،از آنجائيكه سهم شاغلين داراي آموزش عالي بخش كشاورزي در طي دهه هاي اخير ثابت مانده است(12)،پيش بيني مي شود در سالهاي آتي، وضع نامناسب دانش آموختگان كشاورزي تجلي بارزتري پيدا كند.مطالعات نيز (زماني،1380)، گوياي آنستكه بحران بيكاري دانش آموختگان كشاورزي در دهه 1380 تشديد خواهد يافت.بر مبناي بررسي طرح برآورد نيروي انساني موسسه پژوهش و برنامه ريزي درسي كه در سال 1382 منتشر شده است، ميانگين مدت بيكاري دانش آموختگان كشاورزي حدود 2 سال-22 ماه-مي باشد(5) .بر همين مبنا، بيكاري دانش آموختگان كشاورزي ، با پارامترهايي چون نوع دانشگاه ،معدل و رشته تحصيلي بي ارتباط نيست :
ميانگين مدت بيكاري دانش آموختگان دانشگاه آزاد اسلامي از دانش آموختگان دانشگاههاي دولتي بطور معني دارتري بيشتر است. رابطه منفي و معني دار بين مدت بيكاري با معدل دوره تحصيلي وجود دارد.
بيشترين بيكاران (البته در نمونه پژوهش)، دانش آموختگان رشته زراعت (با 9/42 درصد)مي باشند.پس از آن به ترتيب رشته گياهپزشكي(8/12درصد) و باغباني(7/11 درصد) در مراتب دوم و سوم قرار دارند.با فاصله اي معني دار دانش اموختگان رشته هاي آبياري(1/6)،آموزش و ترويج(1/6)،اقتصاد كشاورزي،خاكشناسي و علوم دامي هركدام با (6/5)،و ماشين هاي كشاورزي با 6/3 درصد قرار دارند.(5)

اشتغال دانش آموختگان كشاورزي بويژه از منظر دانش بري توليد كشاورزي و تاثير آن بر تعداد شاغلين متخصص كشاورزي حائز تعمق است. در شرايطي كه جمعيت شاغل با سطوح تحصيلي آموزش عالي يا جمعيت متخصص كشور كه به نوعي ميزان دانش بري توليد را نشان مي‌دهد، همواره از روند افزايشي برخوردار بوده است(15)، وضع در بخش كشاورزي تلخ و تاسف‌انگيز است.
بنابر آمار، جمعيت شاغل متخصص از 1 درصد (معادل 73761نفر) در سال 1345 به 6/9 درصد (معادل 4/1 ميليون نفر) در سال 1375 رسيده است(13). در سال 1383 اين شاخص به 1/13 درصد رسيده است.(12)




جدول شماره (4)جمعيت شاغل و جمعيت شاغل متخصص در سالهاي 75-1345
1345 1355 1365 1375
كل جمعيت شاغل 244/115/7 420/799/8 551/001/11 572/571/14
جمعيت شاغل متخصص 761/73 296/268 286/497 617/402/1
نسبت جمعيت شاغل متخصص به جمعيت شاغل 04/1 05/3 52/4 63/9
ماخذ: منبع شماره12

در بخش‌هاي اقتصادي در سال 1383 ، بيشترين درصد شاغلين دانش آموخته (عالي)، در بخش خدمات با 5/24 درصد حضور داشته‌اند. صنعت با 8/3 درصد و كشاورزي با 9/1 درصد در مراتب بعدي قرار دارند.(12)
بررسي درصد شاغلين داراي آموزش عالي در كل اقتصاد نشان مي‌دهد كه كمترين روند افزايشي به بخش كشاورزي مربوط است.(12)
در سال 1375 شاغلين داراي آموزش عالي در كشاورزي 47/0 بوده‌اند(15)، در حاليكه در سال 1383 اين رقم به 9/1 درصد رسيده است. در همين مدت شاغلين داراي آموزش عالي در خدمات از 3/3 به 5/24 درصد ارتقاء يافته است. بنابراين چنانكه ملاحظه مي‌شود همچنان درصد شاغلين دانش آموخته بخش كشاورزي بسيار پايين مي‌باشد(4).
بعبارت ديگر بخش كشاورزي در طي ساليان اخير و دهه‌هاي گذشته توفيق چنداني در جذب دانش آموختگان دانشگاهها نداشته است.(12)
اين وضعيت ضمن بازگويي وضعيت نگران كننده اشتغال دانش آموختگان كشاورزي، بمنزله آنستكه پتانسيل بالقوه حاصل از افزايش دانش آموختگان كشاورزي به حالت بالفعل نيزتبديل نشده است.بعبارت ديگر نيروهاي دانش آموخته ،امكان حضور تاثير گذار و مشهود در بخش كشاورزي را پيدا ننموه اند.
عدم فعليت اين پتانسيل حاصله ،موجب آن مي شود كه يك تهديد جدي در حال و آينده بروز نمايد، در حاليكه افزايش دانش آموختگان كشاورزي بجاي آنكه يك تهديد تلقي شود.، مي تواند با يك نگاه هوشمندانه، به يك فرصت و يك نقطه قوت تبديل شود.استفاده از اين فرصت، در شرايط موجود حياتي است ،چرا كه كشاورزي ايران براي حركت در مسير علمي و علمي نمودن كشاورزي ، به اين دانش آموختگان نياز دارد.كشاورزي به شيوه‌هاي غيرعلمي يا كشاورزي سنتي همواره از چالش‌هاي پيش روي بخش كشاورزي ايران محسوب مي‌شود،بطوريكه در اسناد برنامه‌هاي مختلف توسعه كشور، بر شيوه‌هاي سنتي كشاورزي بعنوان يكي از چالش‌هاي بنيادي تاكيد شده است.بطور مثال پائين بودن سطح سواد و بيسوادي گسترده بهره‌برداران در برنامه هاي اول و دوم توسعه بعنوان چالش‌آموزش و ترويج مطرح شده است. در برنامة سوم توسعه ، با همين نگاه ، هيئت وزيران در راهكارهاي اجرايي جذب نيروهاي متخصص و برقراري زمينه آموزش و اشتغال و مشاركت جوانان و زنان در فعاليتهاي كشاورزي را مورد توجه قرار داد. (14)
در برنامه چهارم توسعه،فقدان يك استراتژي مشخص براي توسعه ترويج اين موضوع را همچنان به عنوان يك چالش اساسي مطرح مي‌نمايد(11).در چنين وضعيتي پوشش اندك آموزشي - ترويجي در بخش كشاورزي بر عمق مشكل عدم توسعه دانش فني افزوده است .آمار نشان مي‌دهد كه حداكثر 4-3% كشاورزان در كشور تحت پوشش آموزش‌هاي ترويجي قرار مي‌گيرند. در اينصورت بدون ترديدگسترش و ترويج روش‌هاي بهينه كشاورزي با سرعت بسيار كندي موجب مي‌شود و نميتوان با اين پوشش اندك، اميدواري چنداني به گسترش روش‌هاي كشاورزي نوين و علمي داشت(2).
بنابراين براي طي مسير كشاورزي علمي،نوسازي سطح سواد شاغلين بخش كشاورزي الزام اساسي است كه بايد مورد اقدام قرار گيرد. روشن است كه در چنين وضعيتي، دستيابي به كشاورزي علمي در كشور به سختي ميسرخواهد بود. اين وضعيت نشان مي دهد كه متاسفانه عليرغم نياز ويژه به نيروي انساني كارآمد، از ظرفيت‌ دانش‌آموختگان كشاورزي بهره گيري نشده است و از فرصت موجود بعنوان يك نقطه قوت ،بهره مورد انتظار حاصل نشده است.در واقع مساله به يك پديده زيست شناسي گياهي شباهت دارد: تورژسانس و پلاسموليز.در يك سوي انباشت مايع سلولي و در سوي ديگر نياز آبي شديد. بطور ساده‌تر اين موضوع را مي‌توان اينطور بيان نمود:
بخش كشاورزي ايران از سويي با عدم گسترش دانش فني مواجه است ،در شرايطي كه شديداً بدان محتاج است. از طرف ديگر نيروهاي دانش آموخته بسياري تربيت شده‌اند كه در اصلاح وضع موجود نمي‌توانند تاثيري داشته باشند.
مساله اصلي اين است كه چگونه مي توان از استمرار اين وضعيت جلوگيري كرد تا بواسطه نياز به تواناييهاي دانش آموختگان بخش كشاورزي، اين نيروها بطور منسجم مورد بهره‌برداري قرار گيرند؟
در واقع دوپرسش اصلي در اين مساله،قابل طرح اند.اول اينكه چه الزاماتي ،توجه به موضوع اشتغال دانش آموختگان كشاورزي را ضروري جلوه مي دهد؟ و دوم اينكه چگونه مي توان از پتانسيل بالقوه اين دانش آموختگان استفاده نمود؟
پاسخ به اين پرسشهاي ،مستلزم بررسي ابعاد مساله مي باشد.بنابراين در اين بخش تلاش مي شود با به آنها پرداخته شود:

يافته ها و بحث
الف: الزامات و ضرورتهاي ساماندهي اشتغال دانش آموختگان كشاورزي
توجه به نياز بخش كشاورزي به دانش آموختگان از بعد دانش فني ،جنبه مهمي از ضرورتهاي ساماندهي اشتغال دانش آموختگان كشاورزي است. اما ضرورتها و الزامات ديگري براي اين مهم وجود دارند كه عبارتند از:
1- حق اشتغال:
جوهر راهبردهاي معطوف به توسعه انساني پايدار، همانا تامين معيشتي پايدار براي همه افراد است، بدين ترتيب، راهبردهاي مذكور- بويژه در سطح ملي- بايد بر سه مضمون اصلي تمركز يابند: كاهش ميزان فقر، ايجاد اشتغال، و يكپارچگي اجتماعي (6)
حق اشتغال و كار بعنوان يكي از حقوق اساسي انسانها در قانون اساسي كشورمان نيز به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. در اصل 28 قانون اساسي آمده كه" هر كس‏ حق‏ دارد شغلي‏ را كه‏ بدان‏ مايل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏ و مصالح‏ عمومي‏ و حقوق‏ ديگران‏ نيست‏ برگزيند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعايت‏ نياز جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، براي‏ همه‏ افراد امكان‏ اشتغال‏ به‏ كار و شرايط مساوي‏ را براي‏ احراز مشاغل‏ ايجاد نمايد".
بنابراين تلاش براي دسترسي افراد به اين حق، يك الزام بحساب مي‌آيد، طبيعي خواهد بود كه براي دسترسي به اين حق، درك زمينه‌هاي شغلي و گرايشات شغلي افراد جامعه يك راه حل ميانبر براي اتخاذ تدابير لازم خواهد بود. در اينصورت اين تفسير مطرح خواهد بود كه تمامي افراد با توجه به علائق ذهني و حيطه تخصصي خود علي‌الاصول بايد قادر به يافتن شغل مطلوب باشند. بنابراين اعتلاي فرصت‌هاي شغلي در حيطه‌هاي مختلف از جمله كشاورزي از حقوقي بشمار مي‌آيد كه در قانون اساسي مورد توجه قرار گرفته است و تلاش براي اجرايي نمودن اين اصل وظيفه‌اي ملي و ساختاري بشمار مي‌رود.
2- ابعاد روان شناختي و اجتماعي بيكاري دانش آموختگان
افزايش بيكاران دانشگاهي ،بدون ترديد با توجه به ويژگيهاي اقتصادي كشور و محدوديت در بكارگيري و اشتغال،موجبات تعارضات رواني - اجتماعي آنها را فراهم مي آورد(1).
واقعيت مسلم اين است كه اگرچه بطور بالقوه ،دانش آموختگان يك نيروي كارآفرين محسوب مي گردند،اما وضع موجود شاهديست بر اينكه بدليل ساختار اقتصادي و نظام غيركارآفرين آموزشي در دانشگاهها، دانش آموختگان جز ياس و نوميدي ،آلترناتيوهاي اميدوارانه اي را پيش روي ندارند و اين نتيجه ،طبيعتا بر مصائب ديگر افزوده شده و روان پريشي هاي اجتماعي- سياسي و فرهنگي دامنه داري را بدنبال خواهد داشت.

3- الزام بهره وري در برنامه چهارم توسعه كشور
در ماده 5 برنامه چهارم تمامي دستگاه‌هاي اجرايي ملي و استاني مكلف‌اند در تدوين اسناد سهم ارتقاي بهره‌وري كل عوامل توليد در رشد توليد مربوطه را تعيين كرده و الزامات و راه‌كارهاي لازم براي تحقق آنها را براي تحول كشور از يك اقتصاد نهاده محور به يك اقتصاد بهره‌ور محور مشخص نمايند به طوري كه سهم بهره‌وري كل عوامل در رشد توليد ناخالص داخلي حداقل به سي و يك و سه دهم درصد (3/31%) برسد، همچنين متوسط رشد سالانه بهره‌وري نيروي كار به مقدار حداقل 5/3 درصد برسد(7).
ايجاد سازوكار مناسب براي رشد بهره‌وري عوامل توليد (انرژي، سرمايه، نيروي كار، آب و خاك و ...)در سياستهاي كلي برنامه چهارم نيز مورد اشاره قرار گرفته است(9). بنابراين روشن است كه تحقق اين الزام در گرو تامين منابع انساني دانش اموخته مي باشد.فقدان متخصصان دانش آموخته حركت در اين مسير را با كندي مواجه خواهد ساخت.مطالعات نشان داده كه افزايش درصد شاغلين داراي آموزش عالي تاثير مثبت بر بهره وري نيروي كار بخش غير دولتي اقتصاد دارد. (4)

4- لزوم كاهش نرخ بيكاري در مناطق روستايي
كاهش نرخ بيكاري در مناطق روستايي و شهري الزام ديگري است كه موضوع اشتغال دانش آموختگان را مهم مي‌نماياند. بررسيها نشان مي‌دهد كه درصد بيكاري در مناطق شهري طي سالهاي 1355 تا 1375 همواره افزايش داشته است بطوريكه از 1/5 درصد در سال 1355 به 9/8 درصد در سال 1375 رسيده است.همچنين درصد بيكاري رسمي 4/9 درصدي در مناطق روستايي واقعيت تلخ قابل تاملي است(21).از آنجائيكه وجه غالب اشتغال در روستا به كشاورزي مربوط است،بطور طبيعي اهتمام به اشتغال دانش آموختگان كشاورزي مي تواند در كاهش نرخ بيكاري مناطق روستايي (بطور ويژه) مفيد واقع گردد.
4- مواجهه با كاهش ضريب روستانشيني وافزايش ضريب شهرنشيني
بر اساس آمارها ضريب شهرنشيني از 47 درصد در سال 1355 به 3/61 درصد در سال 1375 افزايش و در مقابل ضريب روستانشيني كاهش يافته است. شهرنشيني در ايران، بيش از آنكه محصول بهبود شيوه‌هاي توليد باشد، عمدتاً ناشي از عوامل رانشي در مناطق روستايي و عوامل جاذبه‌اي شهري بوده است.
كاهش ضريب روستانشيني، در شرايطي كه شهرها نيز خود با كاهش اشتغال مولد روبرواند، نشان دهنده برخي ناموزوني‌ها در روند اشتغال روستايي كشور مي‌باشد. استقرار كانون‌هاي نوين اشتغال در محيط‌هاي روستايي ،با تمركز بر توانمنديهاي دانش آموختگان، بدون ترديد موجب بهبود روند مهاجرت جوانان و دانش‌آموختگان در بخش كشاورزي خواهد بود. (6)
5- جوان گرايي در شاغلين بخش كشاورزي بعنوان بديلي براي سالخوردگي جمعيت شاغل در اين بخش
مقايسه نسبت شاغلين بخش كشاورزي با ساير بخش ها (بر مبناي 1375)، نشان مي‌دهد كه سهم افراد واقع در گروه سني
(34-20) ساله شاغل در اين بخش همواره كمتر از ساير بخش‌ها بوده است و در طول 2 دهه اخير اين سهم در مقايسه با سهم افراد فوق در كل اشتغال كشور بسيار كمتر گرديده است.(21)
سهم افراد 65 ساله و بالاتر در بخش كشاورزي نيز همواره بالاتر از رقم متناظر در اشتغال كل كشور بوده و طي دهه (75-1365) به نحو قابل ملاحظه‌اي افزايش يافته است.(21)
آمارهاي جديد نشان مي‌دهد كه سهم طبقات سني بالاتر در شاغلين بخش كشاورزي افزايش يافته است، بطوريكه بنا بر آمار سرشماري عمومي كشاورزي 1382،گروه‌ بندي سني بهره‌برداران كشاورزي نشان مي دهد4/45 درصد بهره برداران كشاورزي بين 35 تا 54 سال و2/36 درصد بهره برداران بيش از 55 سال سن دارند.(17)

سالخوردگي جمعيت كشاورزان ضعف نظام فني و دانش فني كشاورزي را تشديد مي نمايد، چرا كه اشاعه تكنولوژيهاي نوين و دانش روز را با دشواري مواجه مي سازد. سالخوردگي جمعيت بهره‌برداران ، ضمن كم‌بازده‌سازي آموزش‌هاي ترويجي، رغبت به بكارگيري روش‌هاي سنتي را افزايش داده و حركت بسوي كشاورزي علمي را با كندي مواجه مي نمايد.به همين دليل حضور دانش آموختگان كشاورزي جوان، يك ضرورت و الزام تلقي مي شود.

البته بايد اضافه نمود كه در شرايط موجود نيروي كار فعال و جوان در بخش كشاورزي ماندگار نمي‌باشد،اما در صورتيكه عوامل تسهيل‌گر و زيرساخت‌هاي لازم تدارك ديده شود، مي‌توان به اشتغال دانش آموختگان در بخش كشاورزي اميدوار بود.


جدول شماره (5)بهره‌برداري‌هاي كشاورزي برحسب (اشخاص حقيقي) گروه‌هاي سني: 1382
درصد جمع شرح
100.03 4324315 كليه سنين
0.03 1362 كمتر از 15 سال
0.4 18206 19-15سال
2.4 102943 24-20سال
6.3 270067 29-25سال
9.3 400911 34-30سال
18.4 792127 جمع 15 تا 34 سال
10.1 436433 39-35سال
12.8 552404 44-40سال
11.5 498245 49-45سال
11 479713 54-50سال
45.4 1966795 جمع 35 تا 54
7 303749 59-55سال
10.2 441800 64-60سال
6.5 282177 69-65سال
7 301363 74-70سال
2.7 115759 79-75سال
2.8 119183 80سال و بيشتر
36.2 1564031 جمع 55 تا 80 سال و بالاتر
ماخذ:منبع شماره 17

6-انسداد در اشتغال دولتي
مستندات نشان مي دهد كه تعداد كاركنان دولت از سال 1357 تاكنون رشدي بيش از 4 برابر يافته است،تعداد شركتهاي دولتي به ميزان 3 برابر رشد نموده است و نسبت شاغلين بخش عمومي به كل شاغلين از 19 درصد در سال 1355 به 7/33 درصد در سال 1380 افزايش يافته است.(18)
با توجه به چنين روندي ، گسترش و بزرگي اندازه دولت بويژه در ساليان اخير، با انتقادات بيشماري مواجه شده است واتخاذ رويه‌ها و تصميماتي در برنامه سوم و چهارم توسعه كشوراتخاذ شده است كه از جمله مي‌توان به توقف جذب نيروي انساني در بخش دولتي (در حد سهميه 50% خروجي)، و بازنگري در وظايف و نقش هاي دولت اشاره نمود.
از طرف ديگر در شرايط فعلي بخش دولتي همانند گذشته قادر نخواهد بود نسبت به جذب دانش آموختگان دانشگاهها اقدام نمايد و بخش غيردولتي بايد وظيفه اصلي ايجاد اشتغال را بر عهده بگيرد(2).خصوصي بودن فعاليتهاي كشاورزي در كشور اين الزام را دقيق تر توجيه مي نمايد.
دلايل ششگانه بر شمرده شده،وجوهي از ضرورتهاي توجه به چالش اشتغال دانش آموختگان كشاورزي را نشان داده است، اما پرسش مهمتر اينستكه چگونه مي توان به بهبود وضع موجود همت گمارد؟ براي راه برون رفت از شرايط فعلي دوگانه و تعارض آميز (انباشت دانش‌آموختگان و نياز شديد به دانش فني در بخش كشاورزي) ،برخي راهكارها قابل پيشنهاد است كه به برخي از آنها پرداخته مي شود:

ب- راهكارهاي بكارگيري دانش آموختگان كشاورزي

تاكيد بر هدف گزيني نظام ترويج در برنامه چهارم(توجه به ترويج مشاوره اي)
براي اولين بار در قالب برنامه هاي پنجساله،موضوع ترويج جايگاه ويژه اي يافته است.در اين راستا بر اساس ماده 18 قانون برنامه چهارم توسعه كشور دولت مكلف است ظرف مدت شش ماه پس از تصويب اين قانون، برنامه توسعه بخش كشاورزي و منابع طبيعي را با محوريت خودكفايي در توليد محصولات اساسي كشاورزي، تأمين امنيت غذايي، اقتصادي نمودن توليد و توسعه صادرات محصولات كشاورزي، ارتقاي رشد ارزش افزوده بخش كشاورزي را تهيه و از طرق مختلف از جمله( ايجاد انگيزه براي جذب متخصصين توسط توليدكنندگان و بهره‌برداران به منظور گسترش آموزش و ترويج با استفاده از خدمات فني بخش خصوصي و تعاوني به ميزان حداقل سي درصد (30%) توليدكنندگان و بهره‌برداران و توسعه تحقيقات كاربردي كشاورزي به ميزان دو برابر شرايط سال پايه) به مرحله اجرا درآورد.(9)
بدين‌منظور در اهداف كمي زير بخش آموزش و ترويج برنامه چهارم ايجاد 3000 آژانس‌ مشاوره‌اي ترويج خصوصي تعيين گرديده است.از آنجائيكه هر آژانس ترويج مشاوره اي از تعدادي دانش آموخته كشاورزي تشكيل خواهد شد، مي توان اميدوار بود با اين راهكار، فرصتي براي اشتغال دانش آموختگان جوياي كار حاصل شود.
دگرگون سازي نيروي انساني وزارت جهادكشاورزي (جايگزيني)
واقعيت اين است كه كميت و كيفيت نيروي انساني شاغل در بدنه دولت (دستگاههاي اجرايي) از مطلوبيت چنداني برخوردار نيست بطوريكه فراواني نيروهاي با مدارج تحصيلي غير دانشگاهي، دولت را در مقام تفكر و مديريت جامع با خلا انديشه و عقلانيت مواجه مي سازد. با توجه به آمار (1376) به ازاي هر 2 نفر نيروي كارشناس، بيش از 8 نفر نيروي كمك كارشناس و خدماتي در دستگاههاي دولتي مشغول به خدمت هستند.(13)
اين وضعيت البته در ساليان اخير بهبود يافته است.. توزيع كاركنان دولت برحسب مدرك تحصيلي در ابتداي سال 1382 نشان مي دهد كه مجموعا 3/71 درصد از كاركنان دولت داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم و پائين تر هستند.
7/24 درصد داراي تحصيلات ليسانس و تنها 4 درصد داراي تحصيلات فوق ليسانس و دكترا مي باشند.(8)

جدول شماره (6)آمار كاركنان دستگاههاي اجرايي(مشمول و غير مشمول قانون استخدام كشوري) و نهادهاي انقلاب اسلامي در ابتداي سال 1382
مدرك تحصيلي تعداد درصد
كمتر از ديپلم 244/520 8/22
3/71 درصد
ديپلم 650700 5/28
فوق ديپلم 917/456 20
ليسانس 144/565 7/24 7/24
فوق ليسانس 54802 4/2
4 درصد
دكترا 878/37 6/1
جمع 685/285/2 100
آمار مذكور نيروهاي نظامي و انتظامي و كاركنان وزارتخانه هاي اطلاعات،دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و شركت هاي وابسته و نهادهاي عمومي غيردولتي(سازمان امور شهرداري ها كشور،سازمان تامين اجتماعي و ...) را در بر نمي گيرد.
ماخذ: منبع شماره8
عليرغم اين بهبود نسبي، همچنان خلاء نيروهاي كيفي دانشگاهي در بدنه اجرايي كشور محسوس است. روشن است در شرايطي كه امروزه آموزش عالي در تربيت دانش آموختگان به توسعه كميت و كيفيت همت گمارده است ادامه اين وضع مطلوب نيست. بنابراين بهتر آنست كه با آتخاذ تدابيري به دگرگون سازي هرم نيروي انساني دولت و نيز بخش كشاورزي پرداخته شود. با توجه به جدول شماره ... در ابتداي سال 1382در وزارت جهاد كشاورزي 1/77 درصد از كاركنان {بجز كارگران}، داراي تحصيلات فوق ديپلم و پائين تر هستند.اين درصد از متوسط ملي كاركنان دولت بيشتر است.3/18 درصد ليسانس و 6/4 داراي تحصيلات فوق ليسانس و دكترا مي باشند.(8)

جدول شماره(7)آمار كاركنان وزارت جهاد كشاورزي در ابتداي سال 1382
مدرك تحصيلي تعداد درصد
كمتر از ديپلم 262/58 8/45
1/77 درصد
ديپلم 173/28 1/22
فوق ديپلم 646/11 2/9
ليسانس 238/23 3/18 3/18
فوق ليسانس 635/4 6/3
6/4 درصد
دكترا 307/1 1
جمع 261/127 100
ماخذ: منبع شماره 8
اطلاعات مربوط به مجموع نيروهاي انساني شاغل در طرحهاي عمراني ترويج استانها بر حسب مدرك تحصيلي در سال 1379 نيز نشان مي دهد كه 42 درصد نيروها از فوق ديپلم به پايين تر قرار دارند(2).
بهينه سازي و اصلاح تركيب نيروي انساني دستگاههاي اجرايي، تصميمي است كه در ماده3 لايحه برنامه سوم توسعه كشور مصوب شده است. براساس اين ماده، دولت مكلف شده است شاخص هاي كيفي نيروي انساني بويژه نسبت كاركنان مشاغل تخصصي به تعداد كل كاركنان و تركيب تحصيلي كاركنان دولت را ارتقاء دهد. بعلاوه با تعيين شاخص هاي مناسب بهره وري در زمينه هاي مختلف فعاليت دولت، برنامه ريزي لازم را براي تحقق اين شاخص ها در دستگاهها از طريق ارتقاء كيفيت نيروي انساني و بهسازي روشها و رويه ها فراهم نموده و بهره وري دستگاهها را افزايش دهد.(9)
بازخريدي و بازنشستگي شاغلين با سابقه كار 25 سال و بالاتر و يا افراد داراي بيش از 60 سال سن از جمله پيشنهاداتي است كه مي تواند سالانه تعدادي از نيروي جوان جوياي كار را كه داراي انرژي و پتانسيل كار و تحصيلات عالي هستند، به استخدام درآورد.(13)
بازنگري در وظايف دولت در بخش كشاورزي واصلاح ساختار سازماني از بعد نقشها و وظايف
تعريف نوين از دولت و نقش هاي آن رويكردي جهاني براي مواجهه با چالش هاي اقتصادي - سياسي و اجتماعي شايع در دولت هاي انحصارگر و بزرگ مي باشد. نظريه پردازان معتقدند دولت معاصر به امور اجرايي مي‌پردازد در حاليكه بايد هدايت نمايد.به يك پاروزن شبيه است در حاليكه بايد سكانداري نمايد.به انجام وظايف تصدي مبادرت مي‌نمايد در حاليكه بايد به انجام وظايف حاكميتي بپردازد ونقش خدمت رساني را عهده‌دار است در حاليكه بايد به توانمندسازي توجه نمايد(3).
با اين تدابير علي القاعده بازنگري در وظايف دولت در بخش كشاورزي و بطور عام اصلاح ساختار سازماني در بخش كشاورزي مي تواند به توسعه فرصتهاي شغلي براي دانش آموختگان مقاطع تكميلي منجر شود.
كوچك سازي ساختار كشاورزي از طريق توسعه بخش خصوصي و خوداشتغالي
نيروي انساني متخصص در بخش كشاورزي سه زمينه كلي براي اشتغال دارد:استخدام در بخش دولتي(عمومي)،
فعاليت هاي خود اشتغالي و اشتغال در بخش خصوصي .واكاوي ها نشان داده است كه بخش دولتي امكان جذب محدود و اندكي دارد،براورد نياز بخش دولتي به نيروي كارشناسي از طريق روش برونگيري(ادامه روند گذشته)در سالهاي 90-1380 به ميزان 6845 نفر پيش بيني مي شود كه بر اساس روند استخدام دولتي كارشناسان كشاورزي در سالهاي 1379-1368 مي باشد.با اين وجود،بدليل تنگناهاي استخدام دولتي،روساي سازمانهاي جهاد كشاورزي پيش بيني امكان استخدام 3123 نفر در سالهاي 1390-1380 در بخش دولتي كرده اند....از همين منظر امكان جذب در بخش دولتي هر استان،ممكن است بين 4 تا 10 نفر در سال باشد. بيشترين نياز نيز براي رشته هاي زراعت و اصلاح نباتات(3169 نفر)،علوم دامي(772 نفر)،آبياري(704نفر)،گياهپزشكي(704 نفر)،باغباني (617 نفر)،خاكشناسي (262 نفر)،ترويج و آموزش(231 نفر)،ماشين آلات(210 نفر)،اقتصاد كشاورزي(114 نفر) و صنايع غذايي (62 نفر) برآورد گرديد.(5)
در قسمت خود اشتغالي نيز مشروط به حمايت هاي وسيع دولت است،بر اساس روند فعلي،امكان جذب حداكثر 6000 نفر تا سال 1390 بصورت خود اشتغالي خواهد بود. استعداد بالقوه جذب فارغ التحصيلان كشاورزي در حد قابل قبول كه پاسخگوي مشكلات بيكاري آنان باشد، در بخش خصوصي وجود دارد.( 5)
اجراي ماده 88 قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت مي تواند يكي از روش هاي پيشنهادي براي تقويت بخش خصوصي باشد. منطقي نمودن حجم و اندازه دولت، جلب مشاركت بخش غير دولتي وتوسعه اشتغال وزارتخانه ها،موسسات و شركتهاي دولتي كه عهده دار ارايه خدمات اجتماعي، فرهنگي، خدماتي ورفاهي مي باشند ،از اهداف اين قانون مي باشد. در اين قانون،آمده كه روشهاي ارايه خدمات به سه روش انجام خواهدشد:
1خريد خدمات از بخش غيردولتي با پرداخت هزينه سرانه خدمات
2 مشاركت بابخش غيردولتي بااجاره واحدهاومراكزموجود يا نيمه تمام
3واگذاري مديريت به بخش غيردولتي باعقد قرارداد و پرداخت هزينه سرانه متناسب با اموال منقول وغير منقول اجاره داده شده.
در روش واگذاري مديريت طرف قرارداد مكلف است ضمن حفظ كاربري واحد مربوطه در صورت تقاضاي كاركنان براي ادامه خدمت دراّن واحدها حداقل 50%كاركنان شاغل را بعنوان مامور بپذيرد وحقوق و مزاياي اّنها را طبق احكام رسمي پرداخت نمايد، بقيه كاركنان درساير واحدهاي ذيربط اشتغال خواهند يافت.(9)
ايجاد شركتهاي مكانيزاسيون كشاورزي،شركت هاي توزيع نهاده ها،شركتهاي توليد نهال،گل و گياه،تاسيس واحدهاي نوغانداري،توليد گياهان دارويي،تعاوني هاي تلقيح مصنوعي،و تاسيس كلينيك هاي گياهپزشكي و سمپاشي بيماريهاي گياهي از جمله شيوه هاي گسترش بخش خصوصي و خوداشتغالي مي باشد. (5)
فراهم سازي زيرساخت‌هاي قانوني براي ورود نهادهاي صنفي دانش‌آموختگان (نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي)
اكنون پس از گذشت حدود سه سال از تاسيس سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي،اين سازمان با فراهم آوري زمينه همكاري با بخش‌هاي مختلف وزارت جهادكشاورزي و تدوين قواعد و مقررات زيربنايي (زيرساختي)، اميدواري براي بالفعل نمودن تواناييهاي بالقوه را افزايش داده يافته است، از جمله اين زمينه ها كه ضمانت اجرايي اشتغال فارغ‌التحصيلان كشاورزي را تسريع خواهد نمود عبارتند از:
امضاء تفاهم نامه‌هاي همكاري ميان معاونت‌ها و بخش‌هاي تخصصي وزارت جهادكشاورزي با سازمان نظام مهندسي: اين تفاهم نامه‌ها كه از جمله با معاونت ترويج و نظام بهره‌برداري، سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري، معاونت امور دام و ... منعقد شده است در راستاي واگذاري امور دولت به تشكل‌ها و نيز كوچك سازي و تولي‌گري در ساختار دولت مي‌باشد. اجرا نمودن اين تفاهم‌نامه‌ها، مستلزم فراهم سازي ساز و كارهاي لازم است .
تصويب طرح‌هاي خدمات مشاوره دانش‌آموختگان كشاورزي و منابع طبيعي
تصويب طرحهاي خدمات مهندسي و اجرايي (پيمانكاري) دانش آموختگان كشاورزي و منابع طبيعي
زمينه‌يابي طرحهاي توليدي اشتغال دانش آموختگان
تدوين آئين‌نامه احراز صلاحيت و رتبه‌بندي خدمات مشاوره اشخاص حقيقي و حقوقي در حيطه كشاورزي و منابع طبيعي
تصويب و تدوين آئين‌نامه تشخيص صلاحيت و رتبه‌بندي شخص حقيقي و اشخاص حقوقي خدمات اجرايي فني مهندسي (پيمانكاري) كشاورزي، منابع طبيعي و رشته‌هاي مرتبط
تصويب دستورالعمل نحوه تشكيل موسسات خدمات مشاوره شغلي و كاريابي بخش كشاورزي (حدود وظايف و نحوه نظارت بر كار آنها)
تدوين و تصويب دستورالعمل صدور پروانه اشتغال بكار شخص حقيقي، اشخاص حقوقي، خدمات مشاوره، پژوهشي و مديريتي، خدمات اجرايي مهندسي كشاورزي، توليدي و خدماتي بخش كشاورزي
فراهم سازي زمينه اي براي گسترش فعاليتهاي نظام صنفي دانش آموختگان، بمنزله زمينه اي تلقي مي شود كه موجب سرعت بخشي به فعاليتهاي اشتغال‌زاي دانش‌آموختگان كشاورزي و منابع طبيعي خواهد شد.(19)

اصلاح نظام آموزشي با جهت گيري كارآفريني (خلق و توسعه زمينه ها و مهارتهاي كارآفريني در دانش آموختگان)
ترديدي نيست كه وجهي از ناموزوني ها در اشتغال دانش آموختگان به نظام آموزشي كشور مرتبط است و اين موضوع به كرات توسط محققان مورد اشاره قرار گرفته است.با توجه به تجارب محقق،واكاوي شرايط موجود نشان مي دهد كه
دانش آموختگان كشاورزي دانشگاهها از آموزشهاي كافي، بمقصود ورود به بازار كار برخوردار نيستند.در اين مورد مي توان به سه وجه موضوع پرداخت. اول اينكه آموزشگراني كه خود از اطلاعات تخصصي كافي برخوردار نيستند (بويژه در بخش غيردولتي)،به امرآموزش مي پردازند كه اين نقيصه انتقال محتوا را با مشكل مواجه مي نمايد و منجر به ضعف اطلاعاتي و دانش اندك دانش آموختگان مي شود.دوم اينكه كيفيت ارائه واحدها و آموزشهاي دانشگاهي نامناسب است ،محتواي آموزشي غالبا بطور تئوريك ارائه مي گردد و آموزشهاي پراتيك كمتر در اختيار فراگيران مي باشد.سومين نكته اينستكه براي تقويت نگرش و مهارت دانش آموختگان براي ورود به بازار اشتغال ، و بعبارتي دانش،نگرش و مهارتهاي كارآفريني تلاش هاي درخور بعمل نيامده است.
بنابراين توسعه مهارتهاي كارآفريني بعنوان يك راهكار مي تواند در بهبود وضع موجود كمك نمايد.

اصلاح نگرش سياستگذاران در خصوص جايگاه بخش كشاورزي در اشتغال بر مبناي توسعه اشتغال در حيطه‌هاي نوين كشاورزي و توجه به ظرفيت‌هاي جديد
آمارهاي چهل ساله اخير (75-1335) توزيع شاغلين در بخش‌هاي اقتصادي نشان مي‌دهد كه در طي اين سالها سهم بخش كشاورزي از 54/55 درصد در سال 1335 به 04/23 در سال 1375 كاهش يافته است (تعداد شاغلين 3281125 نفر به 3357263 نفر). بطور متوسط در طي اين سالها (كل دوره ) رشد سالانه‌اي برابر با 06/0 درصد داشته است.(21)
گمان مي رود ملاحظه اين روند موجب شده است سياستگذاران در اشتغال،سهم چنداني براي بخش كشاورزي قائل نباشند،در حاليكه بنظر مي آيد بخش كشاورزي قابليت هاي بالقوه اي دارد كه مي تواند در اشتغال پايدار مورد محاسبه قرار گيرد.از جمله اين ظرفيت ها ،تمركز بر زيربخش هاي دانش بر در كشاورزي است.بر مبناي آمارها، ميزان دانش بري در زيربخش هاي خدمات ،نهاده ها و دامپروري بيشتر از ساير زيربخش ها است(12)، بنابراين با عطف توجه بچنين نگرشي مي توان سهم اشتغال دانش آموختگان را ارتقاء بخشيد.افزايش تعداد شاغلين و بهره برداران بخش كشاورزي در سرشماري 1382 از همين روي قابل تامل است.
اگر چه در شرايط حاضر، اطلاعات مستندي در خصوص وضعيت مشاغل نوين در مناطق روستايي وجود ندارد، اما مشاهدات ميداني نشان مي‌دهد كه اشتغال بهره‌برداران عمدتاً در حوزه‌هاي مستقيم و سنتي توليد مي‌باشد، بدليل تفاوتهاي ساختاري حاصله در كشور و دگرگوني الگوي تغذيه، گرايش به قلمرو نوين كشاورزي از جمله واحدهاي صنعتي بزرگ، واحدهاي تبديلي خرد، واحدهاي پراسس و فرآوري محصولات كشاورزي و نيز توليدات نوين (چون قارچ، گياهان دارويي، گل و گياهان زينتي،پرورش شترمرغ و بلدرچين) ضرورت توجه به مشاغل جديد را افزايش داده است. فعاليت در اين حوزه‌ها عمدتاً به تحصيل كنندگان و دانش آموختگان كشاورزي وابسته خواهد بود.
گسترش بخش خدمات و صنعت در مشاغل روستايي-كشاورزي
در كنار ترغيب به اشتغال نوين در كشاورزي، افزايش سهم بخش‌هاي خدماتي و صنعتي در كشاورزي و مناطق روستايي راهكار مورد نظر ديگر تلقي مي شود.
بررسي روند تحولات شاغلين بخش خدمات در طي سالهاي 75-1335 نشان مي‌دهد كه در بخش خدمات از همان ابتدا تمركز شاغلين در مناطق شهري بوده است بطوريكه در سال 1335 بيش از 63 درصد شاغلين اين بخش در مناطق شهري زندگي مي‌كرده‌اند.(21)
همانطوريكه در جدول شماره آمده است،در طي سالهاي گذشته، سهم بخش خدمات در مناطق روستايي افزايش يافته است بطوريكه از 6/9 درصد در سال 1355 به 22 درصد در سال 1375 رسيده است(6).
جدول شماره (8) تغييرات اشتغال در بخش خدمات در مناطق روستايي / درصد
1375 1370 1365 1355 سال
22 4/21 7/20 6/9 درصد
ماخذ: منبع شماره6
اين وضعيت البته مسرت بخش مي‌باشد اما نكته مهم، يادآوري ضرورت حركت از خدمات سنتي به خدمات نوين و علمي در بخش كشاورزي (روستايي) مي‌باشد. گسترش مشاغل خدماتي توسط دانش آموختگان بخش كشاورزي در قالب آژانس‌ها، شركتهاي خصوصي، موسسات ارائه خدمات فني، آموزشي-ترويجي، مشاوره‌اي و... موجب گسترش فعاليتهاي شغلي خدماتي در روستاها خواهد بود.

نتيجه‌گيري و پيشنهادات
مديريت و سياستهاي آموزش عالي بطور عام و آموزش كشاورزي بطور خاص،تابعي از برخي متغيرها و پارامتر هاست كه بازار كار يكي از مهمترين آنهاست.،بطوريكه نمي توان تصور نمود آموزش كشاورزي در برابر اشتغال دانش آموختگان خود بي تفاوت باشد.
از اين روي ،و به اين اعتبار كه موضوع اشتغال دانش آموختگان كشاورزي،مي تواند بر سياستهاي جذب و پذيرش فراگيران تاثير بگذارد،تلاش شده است تا اين موضوع مورد كنكاش قرار گيرد.
در اين پژوهش با اشاره به عواملي چون حق اشتغال،ابعاد روانشناختي و جامعه شناختي،الزام بهره وري در برنامه چهارم،لزوم كاهش نرخ بيكاري،مواجهه با كاهش ضريب روستانشيني،جوان گرايي در شاغلين بخش كشاورزي و انسداد در اشتغال دولتي الزامات و ضرورتهاي مواجهه قاعده مند با اين پديده مورد بحث قرار گرفت.
در بخش دوم پژوهش، راهكارها و چاره هاي مهم براي بهبود وضع موجود و ترسيم يك افق اميدوارانه براي اشتغال دانش آموختگان در قلمرو كشاورزي ،به تفصيل برشمرده شده است.از همين منظر پيشنهاد هاي ذيل براي آينده ارائه گرديد:
تاكيد بر هدف گزيني نظام ترويج در برنامه چهارم(توجه به ترويج مشاوره اي)
دگرگون سازي نيروي انساني وزارت جهادكشاورزي (جايگزيني)
بازنگري در وظايف دولت در بخش كشاورزي واصلاح ساختار سازماني از بعد نقشها و وظايف
كوچك سازي ساختار كشاورزي از طريق توسعه بخش خصوصي و خوداشتغالي
فراهم سازي زيرساخت‌هاي قانوني براي ورود نهادهاي صنفي دانش‌آموختگان (نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي)
اصلاح نظام آموزشي با جهت گيري كارآفريني (خلق و توسعه زمينه ها و مهارتهاي كارآفريني در دانش آموختگان)
اصلاح نگرش سياستگذاران در خصوص جايگاه بخش كشاورزي در اشتغال بر مبناي توسعه اشتغال در حيطه‌هاي نوين كشاورزي و توجه به ظرفيت‌هاي جديد
گسترش بخش خدمات و صنعت در مشاغل روستايي-كشاورزي

 

 :: نوشته شده توسط نیشتمان کریمیان -آزاد قربانی در تاريخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 :

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:35 توسط فرید |


وضعيت اشتغال دانش‌آموختگان دختر رشته‌هاي كشاورزي
معصومه فروزاني و دكتر غلامحسين زماني
دانشجوي دكتري ترويج و آموزش كشاورزي دانشگاه شيراز و
دانشيار بخش ترويج و آموزش كشاورزي دانشگاه شيراز
مقدمه
وجود نيروهاي متخصص و كارا كه محصول نهايي آموزش عالي فرض مي‌شوند، از ابزارهاي ضروري براي دستيابي به توسعة اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و.... است. اما نكته قابل توجه رابطة پوياي بين آموزش عالي و بازار كار است، چرا كه به ترتيب وظيفة تربيت نيروي انساني متخصص و كارا و بكارگيري آنها را بر عهده دارند؛ واضح است چنانچه يكي از اين دو، وظيفة خود را بخوبي به انجام نرساند، چرخه ناكامل ‌مانده و انباشت نيروي انساني متخصص و يا به عبارتي دانش‌آموختگان آموزش عالي پديد مي‌آيد كه خود منشا مشكلات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي فراواني است و دستيابي به توسعه را به تعويق مي‌اندازد. با اين وجود، افزايش صرفاً كمي دانش‌آموختگان آموزش عالي مسالة مشكل‌زايي است كه امروزه شاهد آن هستيم؛ زيرا با توجه به كمبود فرصتهاي اشتغال دائمي و اداري، دانش‌آموختگان توانايي تطبيق با بازار كار و ايجاد كار و شغل براي خود را ندارند و با معضلي به نام بيكاري مواجه هستند كه خود سرچشمة مشكلات عديده‌اي براي فارغ‌التحصيلان خصوصا دختران از نظر بهره‌وري تحصيلي و همچنين براي جامعه خواهد شد.
با اين وجود اين مساله براي دانش‌آموختگان رشته‌هاي كشاورزي نسبت به ساير رشته‌ها وضعيت حادتري دارد، و در اين ميان براي دختران كه با محدوديتهاي فرهنگي- اجتماعي بيشتري مواجه هستند، شديدتر است. علاوه بر آن اين احتمال وجود دارد كه با توجه به روند افزايش پذيرفته‌شدگان دختر در آزمونهاي ورودي دانشگاهها اين امر در آينده به يك معضل بزرگ اجتماعي تبديل شود. بر همين اساس در تلاش براي كنترل و كاهش اين بحران طرحي در دو بخش در استان فارس اجرا شده است تا با هدف بررسي نيازهاي آموزشي دانش‌آموختگان كشاورزي دختر در استان فارس، علاوه بر نيازسنجي، با برنامه‌ريزي پودماني جهت ارائه دوره‌هاي آموزشي تكميلي مورد نياز براي حرفه‌هايي مشخص در قالب پودمانهاي آموزشي به تكميل دانسته‌هاي علمي مرتبط با رشته كشاورزي و همچنين تقويت مهارتها و تواناييهاي شغلي لازم براي دستيابي به شغل در آنها بپردازد.

اهميت موضوع
آموزش به مثابه ابزاري كارا براي خلق مهارت و دانش، و پرورش سرماية انساني از اهميت والايي برخوردار بوده است. ولي تجارب كشورهاي در حال توسعه طي دهه‌‌هاي اخير، نشان مي‌دهد كه گسترش كمي آموزش به معناي توسعة دانش و افزايش خلاقيت و بهره‌وري نيروي كار و همچنين به معناي قابليت جذب فارغ‌‌التحصيلان در صنعت و خدمات متناسب، نيست. و اعطاي مدارك تحصيلي به جوانان آموزش‌ديده، لزوماً با ارتقاي تواناييها و قابليتهاي آنها همراه نمي‌باشد (اعلاء‌فر، 1379 ب). تحولات گسترده و بنيادين جهان در عرصه‌هاي مختلف، شرايط محيطي جديدي را فراروي آموزش عالي قرار داده به گونه‌اي كه رسالتهاي آموزش عالي بايستي توسعه منابع انساني، تربيت دانش‌آموختگان با كيفيت و مهارتهاي جديد براي ورود موفق به دنياي كار داخلي و بين‌المللي، پژوهش و گسترش مرزهاي دانش در تعامل با توسعه فنآوري و فرهنگ ‌باشد (غفراني، 1376). با اين حال در جامعه ما با وجود اينكه بيكاري تحصيلكرده‌ها به معناي پيشي گرفتن عرضه بر تقاضاي نيروي انساني تحصيلكرده در بازار كار است و در شرايط متعارف انتظار مي‌رود كه با فزوني عرضه بر تقاضاي نيروي انساني تحصيلكرده، بازدهي سرمايه‌گذاري در آموزش كاهش يافته و به دنبال آن تقاضا براي آموزش دانشگاهي كاهش يابد؛ ولي تقاضا براي آموزش عالي نه تنها روندي كاهنده نداشته بلكه به طور مداوم در حال افزايش است (فرجادي، 1376) و اكنون نرخ بيكاري كشور، حدود 11 درصد است كه بسيار بالاست (محمدي دنياني و فولادي، 1380) و براي زنان اين وضعيت بحراني‌تر است؛ اعلام شده است كه نرخ بيكاري زنان در آينده با سرعت قابل توجهي رو به فزوني است زيرا عدم آمادگي بازار كار براي جذب حجم عظيم نيروي كار موجب تقويت نگرشهاي جنسيتي در زمينه اشتغال گشته و اين امر موجب پيشي گرفتن نرخ بيكاري زنان نسبت به نرخ بيكاري مردان بيش از گذشته مي‌شود. كه يكي از دلايل اين امر بالا بودن نرخ بيكاري زنان داراي تحصيلات متوسطه است كه محرك اصلي آنها در ورود آنان به دانشگاه است (طايي، 1382). بنابراين با توجه به اينكه پس از دانش‌آموختگان گروه‌ پزشكي، بالاترين نرخ بيكاري به دانش‌آموختگان كشاورزي اختصاص دارد، انتظار است كه اين وضعيت در ميان دانش‌آموختگان كشاورزي دختر به شكل حادتري مطرح باشد. بديهي است كه افزايش اشتغال براي اين گروه از دانش‌آموختگان دختر همراه با ارائه تصوير دقيقي از وضع فعاليت افراد داراي آموزش عالي و نرخ بيكاري روزافزون آنها، مي‌تواند موجب كنترل افزايش نرخ بيكاري در ميان آنها شود كه در اين راه ضرورت افزايش توان حرفه‌اي و مهارتي دانش‌آموختگان كشاورزي دختر به عنوان يك راه‌حل اساسي و توجه به رويكرد برنامه‌ريزي پودماني بسيار مثمر ثمر خواهد بود. معرفي و كاربرد پودمان يا مدولهاي آموزشي يكي از ضرورتهاي دنياي متحول امروز، براي داشتن نظامي آموزشي است كه در مواجهه با تحولات فزاينده، دانش آموختگان را قادر نمايد تا دانش و مهارت لازم را كسب نمايند. زيرا نظامها و روشهاي سنتي به تدريج ناكارآمد بودن خود را نشان مي‌دهند. بنابراين بايد از روشهايي استفاده نمود تا افراد در هر فرصتي كه به دست مي‌آورند، بتوانند به يادگيري بپردازند و به شرايط و تفاوتهاي فردي آنها توجه خاصي مبذول شود (رادنيا، 1378).

اهداف
هدف كلي از انجام طرح پژوهشي، بررسي وضعيت اشتغال و نيازهاي آموزشي دختران فارغ‌التحصيل كشاورزي بيكار يا صاحب كارهاي موقت، نامناسب و نامربوط به تخصص آنها؛ همچنين بررسي زمينه‌هاي مناسب اشتغال براي دختران فارغ‌التحصيل كشاورزي بوده است. بر همين مبنا اهداف اختصاصي زير براي دستيابي به هدف فوق در نظر گرفته شد:
- بررسي وضعيت شغلي فارغ‌التحصيلان دختر رشته‌هاي كشاورزي ساكن در استان فارس.
- بررسي ميزان توفيق فارغ‌التحصيلان دختر رشته‌هاي كشاورزي ساكن در استان فارس در دستيابي به شغل مناسب و مرتبط با رشته تحصيلي.
- ريشه‌يابي دلايل بيكاري و عدم توفيق در كسب شغل در ميان فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي كشاورزي ساكن در استان فارس.
- بررسي و تعيين نيازهاي آموزشي و مهارتي فارغ‌التحصيلان دختر رشته‌هاي كشاورزي (خصوصا فارغ‌التحصيلان بيكار يا صاحب كارهاي موقت، نامناسب و نامربوط به تخصص آنها) ساكن در استان فارس.
- برنامه‌ريزي پودماني و تدوين برنامه‌هاي آموزشي پودماني به منظور ارائه آموزشهاي مورد نياز حرفه‌هاي مشخص شده با توجه به لياقتهاي مورد نياز مربوط به هر حرفه.

مروري بر پيشينه‌نگاشته‌ها
آموزش عالي و بيكاري دانش‌آموختگان دختر
با وجود آنكه عرضة خدمات آموزش عالي طي سالهاي اخير و رشد منطقي و منظم متقاضيان در گروههاي مختلف آموزشي طي سالهاي 74-1370 روند افزايشي داشته است، ليكن اين روند از سال 1375 با كاهش متقاضيان مرد در تمامي گروهها و نوسان رشد متقاضيان زن در گروههاي مختلف، دچار دگرگوني شده است به گونه‌اي كه نسبت پذيرفته شده به داوطلب در گروه زنان افزايش و در گروه مردان كاهش يافته است. از سوي ديگر سهم گروه سني 24-18 سال در كل متقاضيان دختر افزايش يافته ولي در مورد پسران، به دليل كاهش انگيزه تقليل يافته است (طايي، 1382). نگاهي به ظرفيتهاي پذيرش دانشجو، تعداد آنها و ميزان فارغ‌التحصيلان نيز نشان مي‌دهد كه آموزش عالي كشور در بخش دولتي و خصوصاَ بخش غيردولتي بدون توجه به ظرفيت اشتغالزايي در جامعه اقدام به پذيرش دانشجو مي‌نمايد (دانش‌آموختگان و اشتغال، 1378). بررسي اطلاعات دورة 77-1368 حاكي از آن است كه آموزش عالي بخش دولتي كه در ابتداي دوره بيش از 70 درصد دانشجويان را در برگرفته است، در انتهاي دوره با كاهش سهم دانشجويان خود، اين رقم را به حدود 47 درصد رسانده است و با سرعت به سمت غيردولتي شدن پيش رفته است (طايي، 1382). از اينرو طي يك دهه اخير، اين عامل همراه با كاهش يا ثبات توان ظرفيت‌سازي اشتغال در جامعه، رشد فزاينده جمعيت آمادة كار، محدوديت منابع مالي براي سرمايه‌گذاريهاي گسترده در بخش صنعت، ظرفيت كم اشتغال در بخش كشاورزي و تورم نيروي انساني در بخش خدمات و استخدام دولتي، بيكاري هر روز دامنگير بسياري از فارغ‌التحصيلان دانشگاهها مي‌شود (اعلاء‌‌فر،1379الف). متاسفانه دانش‌آموختگان بخش كشاورزي با وضعيت نامساعدي روبرو مي‌باشند. زيرا تنها 27 درصد از كل دانش‌آموختگان كشاورزي در اين بخش مشغول به كار هستند (محمدي دنياني و فولادي، 1380) و بر طبق بررسيها كمتر از يك درصد از كل افراد شاغل در بخش كشاورزي داراي تحصيلات دانشگاهي هستند (زماني، 1380الف) و اين مساله براي دختران وضعيت حادتري به خود گرفته است زيرا مشكل دختران بنا به اقتضاي محدوديتهاي فرهنگي - اجتماعي براي دستيابي به شغل در بخش كشاورزي نسبت به پسران دوچندان است.
با وجود اينكه نرخ مشاركت زنان در كشور بسيار پايين است، اما افزايش اين نرخ مشاركت يكي از پديده‌هاي مهم بازار كار در سالهاي آينده خواهد بود. علاوه بر آن، ثبات كار و ماندگاري زنان در بازار كار نيز افزايش يافته است كه از مهمترين دلايل اين امر بالا رفتن سطح تحصيلات و رشد آموزش عالي در بين زنان است. علاوه بر آن بالا رفتن سن ازدواج، افزايش سهم نسبي زنان مجرد و تغيير ساختار سني جمعيت از جمله عوامل موثر بر افزايش مشاركت زنان خواهد بود (طايي، 1382).

دلايل بيكاري دانش‌آموختگان كشاورزي
دلايل نتعددي بر عدم دستيابي تعداد زيادي از دانش‌آموختگان كشاورزي خصوصا دختران به اشتغال در بخش كشاورزي مترتب است. در كنار مسايل اقتصادي و رشد فزايندة جمعيت در سالهاي اخير، دلايل عمدة بيكاري دانش‌آموختگان كشاورزي به طور اخص عبارتند از:
 عدم تناسب آموزش دانشگاهي، توانايي و مهارت دانش‌آموختگان با نيازهاي بازار كار و عدم فراگيري مهارتهاي لازم بازار كار توسط دانشجويان، همچنين نبود ارتباط كافي ميان نظام آموزشي و نظام اشتغال در بخش كشاورزي، جامعه كشاورزان و روستائيان (آقاسي‌زاده، 1379؛ اكبري، 1379؛ اميني ميلاني، 1379؛ صبوحي،1380؛ عسكريان، 1375).
 تناسب نداشتن محتواي آموزشي با شرايط موجود و تاكيد بر مسائل نظري، كافي نبودن واحدهاي كارورزي، ضعف مهارتهاي حرفه‌اي دانش‌آموختگان جهت مديريت عمليات توليدي و عدم ايجاد تجارب كاري در دانشجويان (بهرامي،1380؛ صبوحي،1380؛ آقاسي‌زاده، 1379؛ زماني، 1380الف؛ يعقوبي، 1380؛ ظريفيان، 1375).
 پايين بودن سطح كيفي آموزش عالي و كارآفريني نيروي كار فقدان ابتكار، خلاقيت، انعطاف‌پذيري، تفكر انتقادي، براي يادگيري فعال و آموزش مستمر و توان گروهي و درك رشته‌اي در ميان دانش‌آموختگان (اميني ميلاني، 1379؛حجازي، 1370؛ رحماني،1379؛ شعاري نژاد، 1375؛ صبوحي،1380).
 وجود تعداد زياد دانشگاهها و دانشكده‌هاي كشاورزي به منظور ارضاي نياز مدرك‌گرايي جامعه، تعداد زياد دانش‌آموختگان كشاورزي (ساكتي،1380، معاونت برنامه‌ريزي وزارت كشاورزي، 1378).
 تورم نيروي كار در بخش دولتي، نداشتن مجوز استخدام، سياست كاهش تصدي‌گري دولت و واگذاري امور به بخش خصوصي (زماني، 1380الف؛ ساكتي، 1380).
 نبود اطلاعات شغلي مناسب و شيوه‌هاي شغل‌يابي در دوران تحصيل، عدم وجود برنامه مشخص شغلي و داشتن تصور خيالي براي شغل در دانشگاه (يعقوبي، 1380).
بر همين اساس است كه دانش‌آموختگان رشته‌هاي كشاورزي براي كار در مزارع و يا در كنار كشاورز آمادگي و كارايي چنداني ندارند. بنابراين چنانچه تغييرات ساختاري در بخش كشاورزي و بخش آموزش عالي صورت نگيرد، كشور در زمينة ايجاد فرصت شغلي براي نيروي كار اين بخش دچار مشكل خواهد شد (كرباسي و دانشور، 1379).

راهكارهاي بهبود وضعيت بيكاري فارغ‌التحصيلان كشاورزي
بي‌شك به منظور دستيابي به توسعه در بخش كشاورزي، گزيري در استفاده از نيروهاي متخصص و تحصيل‌كرده نيست، زيرا از يك طرف رسيدن به خودكفايي در توليد محصولات استراتژيك با توجه به دانش و تجربه عملي، مهارتها و لياقتهاي اين افراد امكانپذير خواهد بود و از طرف ديگر هزينه‌هاي مالي و زماني تقبل شده از سوي دولت، خانواده و خود دانش‌آموختگان در طي دوران تحصيل جبران خواهند شد. با اين حال بسياري از صاحبنظران علت بيكاري تحصيلكردگان كشاورزي را فقدان مهارت مورد نياز بازار كار ذكر مي‌كنند و راه حل كاهش بيكاري را آموزش بهتر و بيشتر مي‌دانند (صبوحي، 1380). راه‌حلهاي پيشنهادي صاحبنظران عبارتند از: تجديد نظر عميق برنامه‌هاي درسي، منابع يادگيري و روشهاي آموزشي (شعاري‌نژاد، 1375). تاكيد بيشتر بر واحدهاي عملي و كاربردي، آموزش در مزارع و اطلاعات كاربردي (ظريفيان، 1375، محمدي دنياني و فولادي، 1380). ايجاد ارتباط بين نظام آموزشي و نظام اقتصادي از يك سو و ارائه راهنماييهاي شغلي و خدمات مشاوره‌اي به دانشجويان از سوي ديگر؛ و اطلاع رساني پيرامون نيازهاي بازار كار، توزيع جغرافيايي اين نيازها و امكانات بالقوه در نقاط مختلف به دانشجويان و دانش‌آموختگان (يعقوبي،1380). مد نظرقرار دادن تكاليفي در دروس دانشكده به منظور پرورش شايستگي‌هاي كانوني دانشجويان در ابعاد خودشكوفايي (تعهد، پشتكار، انضباط، روابط اجتماعي، اعتماد به نفس، آينده‌نگري، روحيه كار گروهي، خلاقيت، مهارتهاي تصميم‌گيري، ويژگيهاي مديريتي، دانش و تجربه علمي در رشته تخصصي كشاورزي، توانايي و تجربه عملي در كشاورزي)، شناختي و مهارتي (توانمنديهاي عمومي از قبيل تفكر انتقادي، توان حل مساله، اجتماع‌پذيري و كار گروهي، سعة صدر و تحمل خصوصيات ديگران، ارزش كار و لذت بردن از كارآفريني و خلاقيت) در برنامه‌ريزي آموزشي و درسي كليه رشته‌هاي تحصيلي دانشگاهي (بهرامي، 1380، زماني،1380الف، طايي، 1382).
علاوه بر موارد فوق، با توجه به كاهش تصدي‌گري دولت و ممنوعيت استخدام در بخشهاي دولتي، تاكيد بيشتري بر فعاليتهاي خوداشتغالي و اشتغال به شكل خصوصي خواهد بود. در همين راستا زماني (1380ب) بيان مي‌كند كه به منظور ورود دانش‌آموختگان به مشاغل خصوصي و خود‌اشتغالي، بايد تغييراتي در برنامه آموزشي دوران تحصيل داده شود از جمله افزايش واحدهاي عملي، ارتباط داشتن دانشگاه با بخشهاي اجرايي كشور، ايجاد روحيه خود‌اشتغالي در دانش‌آموختگان، آشنايي با بازار كار، افزايش مدت درس كارآموزي و اطلاع‌رساني. لذا از راه‌حلهاي عمده، هدايت فارغ‌التحصيلان دانشگاهها به سمت خوداشتغالي (فردي و گروهي) و كارآفريني است. زيرا همانطور كه اميني ميلاني (1379) بيان نموده است با عنايت به تغييرات بازار كار دو عامل نقش مهمي در رفع بيكاري دارا مي‌باشند: تناسب آموزش دانشگاهي با نيازهاي بازار كار؛ و افزايش سطح كيفي آموزش عالي به منظور كارآفريني نيروي كار (بهره‌وري دانش‌آموختگان). بنابراين دانش‌آموختگان بايد مهارتهاي لازمة خوداشتغالي را كسب نموده تا از فشارهاي وارده به بخشهاي دولتي (عمدتا) و بخشهاي خصوصي براي اشتغال به كار كاسته شود. لذا غني‌سازي تجربه‌هاي آموزشي و حرفه‌اي فارغ‌التحصيلان ضروري مي‌نمايد. به همين منظور نظام برنامه‌ريزي پودماني رهيافت آموزشي معتبري را به دست مي‌دهد و فرصت‌هايي را براي بازآموزي و روزآمد كردن دانش و مهارت‌هاي فني فراهم مي‌كند (قزل، 1384). اين نظام فرصتي را براي يادگيري مشاركتي (فعال) فراهم مي‏كند زيرا ماهيت ذاتي فعاليت‏ها با تأكيد بر خوداكتشافي و يادگيري از طريق تجربه، به سمت تعاملي شدن روابط هدايت مي‏شود و شيوة يادگيري چندگانه (از فعاليت‏هاي انفرادي گرفته تا دو نفره و در نهايت گروهي) نيازها و علايق اكثر فراگيران را در چارچوبي كوتاه‌مدت مطرح مي‏كند. لذا، نظام آموزش پودماني، واسطه‏اي مطمئن براي تربيت و تمرين انواع مهارت‏هاي ضروري در راستاي مشاركت سازنده است (مهارت‏هايي مانند برقراري ارتباط، تعاون، تصميم‏گيري، مذاكره و حل مسائل (آموزش پودماني خاستگاه اقتصاد اسلامي، 1384).
در اين نظام، نگرش سيستمي كاربرد قابل ملاحظه اي دارد. زيرا قبل از هر چيز نيازهاي آموزشي تعيين شده مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته سپس اهداف، محتواها، روشها، منابع آموزشي، طرح درس و شيوه‌هاي ارزشيابي معين و يا تدوين مي‌شوند. بنابراين استقلال مطالب آموزشي، اين امكان را فراهم مي‌سازد كه براي يادگيري هر مهارت خاص، مسيري كوتاه و جدا از مسير مهارت‌هاي ديگر در اختيار فراگير قرار گيرد و فرد مي‌تواند دقيقا به يادگيري آنچه براي او كاربرد مستقيم دارد بپردازد (قزل، 1384).
بنابراين در اين رويكرد دانش‌آموخته در ابتداي هر پودمان از كليه هدفهاي اصلي و اهداف رفتاري و غيررفتاري آن مطلع شده و بدين‌وسيله مهارت يا قابليتي را كه در آن بايد تسلط يابد از ابتدا مشخص مي‌نمايد (رادنيا، 1378). مزاياي اين روش آموزشي در راستاي اشتغال دانش‌آموختگان دختر كشاورزي عبارتند از: (قزل، 1384؛ Gass et al., 2004; Anonymous, 2004):
• پودمانها موجب پيشرفت گام به گام دانش و مهارت دانش‌آموختگان مي‌شود، برخلاف روشهاي آموزشي سنتي يا خطي كه امكان چنين پيشرفت دانشي و مهارتي براي آنها كمتر است. كاربرد رويكردهاي پودماني مستلزم بحث و گفتگو ميان فراگيران است، كه خود موجب توسعه و پيشرفت آنان به نحو بهتري مي‌شود.
• در انتخاب درسها و فرصتهاي يادگيري مناسب انعطاف‌پذيري وجود دارد. همچنين زمينه امكان كاربرد تجربه‌هاي قبلي دانش‌آموخته در زمينه‌هاي مورد آموزش فراهم است.
• فرصتهاي يادگيري مداوم و مستمر به شكل مرحله‌اي تدارك ديده مي شود.
• امكان استفادة فراوان از پودمان براي رشته‌هاي كشاورزي به دليل وجود روال عمودي در توالي دروس آنها وجود دارد.
• مسئوليت بيشتري به دانش‌آموختگان در جريان يادگيري و خودنظم‌دهي به فرايند يادگيري واگذار مي شود.
• پاسخگويي بيشتري نسبت به تنوع دانش‌آموختگان بر اساس سن، جنس، سطح سواد و ... دارد.
• امكان آشنايي با شيوه‏هاي يادگيري تعاملي و تجربي و همچنين ارزشيابي موفقيت و تسلط دانش‌آموختگان در كسب مهارت‌ها، بر اساس استانداردها را فراهم مي نمايد.
• از زيادآموزي و كم‌آموزي اجتناب مي شود زيرا نيازهاي واقعي مد نظر قرار مي‌گيرند.
• امكان برنامه‌ريزي آموزشي براي مشاغل با توجه به امكانات و شرايط بومي وجود دارد و اشتغال دانش‌آموختگان در شغل مورد نظر، پس از طي پودمان‌هاي آموزشي مربوطه سهل تر مي شود.

پودمان و روشهاي آموزشي پودماني
اصطلاح آموزش پودماني داراي ريشه اسلامي است، ولي تاريخ نوين پيدايش آن به دهه 1960 برمي‏گردد (آموزش پودماني خاستگاه اقتصاد اسلامي، 1384). يك پودمان به عنوان يك واحد كوچك و جداگانه از منابع يادگيري براي كار به صورت انفرادي تعريف شده، خود بخشي از يك سيستم بزرگتر است كه الزاما شامل بسته‌هاي خودمحتوا و خودآموزي3 بوده و توسط هر فراگير مطابق با نيازها و توانايي فردي او آموخته مي‌شود. اين مفهوم بر واحدهاي استاندارد شدة انعطاف‌پذير و متنوع كاربردي مبتني است كه هر يك تجربة يادگيري مستقلي بوده و از ساير پودمانها مجزا مي‌باشد (Gass et al., 2004).
بر طبق تعريف رادنيا (1378)، پودمان به مجموعه‌اي از مهارتهاي نظري و عملي اطلاق مي‌شود كه با استفاده از آنها اجراي يك مرحلة مفيد از كار به طور مستقل امكان‌پذير مي‌گردد. بنابراين در عين حال كه اهداف مقطعي مشخصي را دنبال مي‏كنند، با تركيب با يكديگر، توان ورود به يك پودمان آموزشي بالاتر را پيدا مي‏كنند كه آن پودمان هدفي بالاتر را براي نيازهاي تعريف شده دنبال مي‏كند (آموزش پودماني خاستگاه اقتصاد اسلامي، 1384).
آموزش پودماني نيز برگرفته از واژه مدولار4 يك نوع آموزش مهارتي بوده كه داراي تعاريف مختلفي است. برطبق آيين نامه اجرايي ماده 150 قانون برنامه سوم توسعه، شكلي از آموزشهاي تابعي است كه تخصصهاي شغلي در قالب پودمانهاي آموزشي مستقل و جدا از هم آموزش داده مي‏شود. هريك از پودمانها مهارت خاصي را ايجاد مي‏كند و در عين حال در كنار ساير پودمانها، منجر به ايجاد مهارت جديد و جامع‏تر مي‏شود. اين نوع آموزش از ديدگاه و منظر برخي مؤسسات و دانشگاههاي علمي- كاربردي يكي از شيوه‏هاي جديد آموزشي است كه به شكل آموزشهاي منقطع، منفصل و يا گام به گام ارايه مي‏شود (آموزش پودماني خاستگاه اقتصاد اسلامي، 1384). مهمترين اصول حاكم بر رويكرد آموزش پودماني عبارت است از: اصل استقلال، اصل ارتباط تنگاتنگ با نيازهاي مهارتي شغل، اصل توجه به يادگيري در حد تسلط، اصل خودآموز بودن آموزشها، و اصل توجه به تفاوت‌هاي فردي (قزل، 1384). پودمانها داراي ويژگي‌هاي زير مي‌باشند (آموزش پودماني خاستگاه اقتصاد اسلامي، 1384؛ رادنيا، 1378؛ Gass et al., 2004):
- تقريبا همه به يك شكل تنظيم مي‌گردند، اكثرا شامل مقدمه يا معرفي كلي، فهرستي از نتايج مورد انتظار يادگيري، يك آزمون اوليه تشخيصي (پيش‌آزمون)، محتوا، مطالعات موردي، فعاليتها و فرصتهاي يادگيري، آزمون نهايي هستند (تعداد كمي از پودمانها به دليل محتواهاي خاص خود به شكل‌هاي متفاوت‌تري تنظيم مي‌شوند).
- هدف يادگيري مشخصي را دنبال مي‏كند به طوري كه اين هدف همواره متكي به هدفي فراگيرتر است.
- مي‏تواند به عنوان واحدهاي مجزاي يادگيري باشد و در عمل مشكلي تعريف شده را برطرف يا تسهيل نمايد .
- دربرگيرنده يك يا چند نتيجه يادگيري است و نتايج آن آثار مفيدي را در راستاي هدف تعريف شده در بردارد.
- اكثر پودمانها حاوي تمام مواد لازم براي نيل به اهداف آموزشي هستند، از اين‌رو به آنها بسته‌هاي آموزشي نيز مي‌گويند. اين مواد ممكن است مطالب نوشته شده، نوار صوتي، فيلم، اسلايد، عكس و تصوير، نمودار و ... باشند.
- مسئوليت عمده يادگيري به عهدة فراگير است و يادگيرنده خود ميزان يادگيري را كنترل مي‌كند و نظامي فراگيرمدار است.
- پيوستگي، ترتيب و ساختار معلومات از ديگر ويژگيهاي پودمانهاي آموزشي است. پودمانها نه تنها عناصري از قبيل تجارب عملي، مواد نظري و اطلاعات حاصل از رسانه‌هاي مختلف را به هم مي‌پيوندند، بلكه فراگير را از ارتباط نزديك و پيوستة موضوع درسي با تمام مفاهيم مربوطه نيز مطمئن مي‌سازند.
تعداد پودمانهاي آموزشي براي هر موضوع آموزشي بسته به گستردگي موضوع، بسيار متفاوت مي‌باشد و فرمول كاملا دقيقي براي تعيين تعداد پودمانهاي آموزشي وجود ندارد. علي‌رغم محاسن رويكرد آموزشي پودماني، نظامي پر هزينه است و مستلزم صرف زمان بيشتري از سوي تهيه‌كنندگان پودمان مي‌باشد (Anonymous, 2004).
با وجود آنكه جايگاه آموزش و مهارتها بخصوص با رويكرد پودماني، در سير تحول برنامه‌ريزي درسي به سالهاي پس از جنگ اول جهاني باز مي‌گردد، اين رويكرد از آن جهت كه نياز مبرم به آموزش مهارتها در كوتاهترين زمان و با مطلوبترين بازدهي احساس مي‌شد، در ايران نيز مورد توجه قرار گرفت. عمده‌ترين كاربرد پودمانهاي آموزشي در آموزش‌هاي علمي- كاربردي است كه شكلي از آموزشهاي متصل است كه در آن مهارتهاي شغلي در قالب پودمان‌هاي مستقل به فراگيران آموزش داده مي‌شود (قزل، 1384). علاوه بر آن مركز امور مشاركت زنان نيز با همكاري دانشگاه الزهرا (س) به منظور انطباق زنان با دانش و مهارت‌هاي لازم در جوامع امروزي به طراحي و تدوين پودمان آموزشي مهارت‌هاي زندگي زنان پرداخته است.

روش پژوهش
در اين بررسي از روش پژوهش پيمايشي به عنوان روش پژوهش كمي، و تحليل محتوا به عنوان روش تحقيق كيفي براي استخراج داده‌ها استفاده شده است.
جامعه آماري اين پژوهش، دانش‌آموختگان (فارغ‌التحصيلان) كشاورزي دختر دانشگاههاي سراسري و آزاد ساكن در استان فارس و عضو سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان فارس بوده‌اند كه با نمونه‌گيري به روش تصادفي ساده5 به صورت هدفمند حدود 450 فارغ‌التحصيل كشاورزي دختر به عنوان نمونة آماري انتخاب شدند. سپس پرسشنامه‌هايي (ابزار سنجش پژوهش) كه روايي صوري آن توسط صاحبنظران و اساتيد تعيين گرديد، براي اعضاي نمونة مورد نظر از طريق پست فرستاده شد. پرسشنامه پژوهش شامل سوالات باز و بسته‌اي بود كه در 3 بخش شامل اطلاعات بيوگرافي و شغلي پاسخ دهنده، نيازسنجي آموزشي، و علاقمندي و پيشنهادات پاسخ‌دهنده نسبت به برگزاري دوره‌هاي آموزشي تكميلي، تهيه و تنظيم شد. قبل از طراحي سوالات مربوط به بخش دوم پرسشنامه طي نظرخواهي از اساتيد دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز و بررسي منابع موجود در اين رابطه تعداد 56 حرفه به عنوان حرفه‌هاي موجود براي دانش‌آموختگان كشاورزي دختر در تمامي رشته‌هاي ده‌گانة كشاورزي6 شناخته شد و طي فهرستي ضميمه پرسشنامه و براي جمعيت دانش‌آموختگان مورد مطالعه ارسال شد. از ميان اين حرفه‌ها دانش‌آموختگان با توجه به ميزان علاقه و ميزان آمادگي خويش براي پرداختن به آنها موظف به انتخاب سه حرفه بر حسب اولويت بودند.
پس از ارسال پرسشنامه‌ها، به دليل تغيير محل اسكان قسمت عمدة پاسخگويان و عدم دسترسي از طريق پست به آنها، در مجموع 187 پرسشنامه از پاسخگويان مورد نظر جمع‌آوري گرديد. براي تجزيه و تحليل داده‌هاي جمع‌آوري شده از نرم‌افزار SPSS (version11)، و تحليلهاي توصيفي و آزمون آماري مربع كاي استفاده شد. براي پرسشهاي باز نيز از تحليل محتوايي استفاده شد.

بحث و نتيجه‌گيري
يافته‌هاي پژوهش نشان مي‌دهند كه در ميان فارغ‌التحصيلان دختر مورد مطالعه، تعداد بيكاران بيشتر از تعداد شاغلين است به طوري كه از كل آزمودني‌ها فقط حدود 4 درصد آنها شغل دائم دارند و بالغ بر 95 درصد از دانش‌آموختگان دختر بيكار بوده و يا شغل موقت دارند. قسمت اعظم شاغلين به مشاغل موقتي و پاره‌وقت، عمدتا به صورت ناظر در طرح نظارتي افزايش توليد محصولات سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان فارس اشتغال دارند. هر چند اين گونه طرحها از سوي دولت براي فارغ‌التحصيلان كشاورزي در نظر گرفته شده است، ولي به صورت موقت بوده و تضميني براي دايمي شدن آنها وجود ندارد. پس از اين دسته بالاترين درصد شاغلين، در آموزش و پرورش به صورت پاره‌وقتي عمدتا براي درس حرفه‌وفن پاية راهنمايي مشغول به كار هستند. درصد ناچيزي هم به صورت تمام وقت در مراكز و ارگانهاي دولتي نظير مديريت جهاد كشاورزي، مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام استان و مجمع متخصصين فارس مشغول به كار هستند. از ميان شاغلين درصد كمي در مراكز خصوصي و درصد ناچيزي از آنها هم به صورت خوداشتغالي مشغول به كار هستند؛ كه نشان‌دهندة عدم تمايل و يا عدم توانايي فارغ‌التحصيلان دختر مورد مطالعه به خوداشتغالي است كه بعضا هم حاكي از نبود آگاهي، حمايت و پشتيبانيهاي لازمه از اين گروه فارغ‌التحصيلان در اقدام به فعاليتهاي خوداشتغالي است. نتايج حاصل از بررسي توزيع فراواني شغلي پاسخگويان در جداول 1 الي 2 آمده است.


جدول 1- توزيع فراواني وضعيت شغلي جمعيت مورد مطالعه
جمعيت شاغلين شاغل ادامه تحصيل بيكار وضعيت شغلي
مجموع شغل نيمه‌وقت شغل موقت شغل دائم
89 12 69 8 89 5 93 فراواني
0/100 5/13 5/77 0/9 6/47 7/2 7/49 درصد

جدول 2- توزيع فراواني نوع شغل جمعيت شاغل مورد مطالعه از نظر نوع كارفرما
كل جمعيت شاغلين نوع شغل جمعيت شاغل
درصد فراواني
0/82 73 شغل دولتي
6/14 13 شغل خصوصي
4/3 3 شغل خوداشتغالي
100 89 جمع



همانگونه كه جدول 3 نشان مي دهد بيش از نيمي از پاسخگويان فارغ‌التحصيلان دانشگاههاي آزاد اسلامي مي‌باشند. كه در دستيابي به شغل نسبت به فارغ‌التحصيلان دانشگاههاي دولتي از وضعيت نامساعدتري برخوردارند كه ناشي از كثرت فارغ‌التحصيلان كشاورزي دختر دانشگاههاي آزاد اسلامي است.

جدول 3- توزيع فراواني دانشگاه محل تحصيل جمعيت مورد مطالعه به تفكيك شاغل و بيكار
نوع دانشگاه محل تحصيل كل جمعيت جمعيت شاغل جمعيت بيكار
فراواني (نفر) درصد فراواني (نفر) درصد فراواني (نفر) درصد
دولتي 77 2/41% 34 2/38% 39 9/41%
آزاد 110 8/58% 55 8/61% 54 1/58%

بررسي وجود رابطه ميان نوع دانشگاه از لحاظ دولتي يا آزاد بودن و وضعيت شغلي دانش‌آموختگان با استفاده از آزمون مربع كاي (ChiSquare) نشان مي‌دهد كه در سطح 5 درصد هيچگونه رابطه معني‌داري بين نوع دانشگاه محل تحصيل فارغ‌التحصيلان و وضعيت شغلي آنها از نظر شاغل يا بيكار بودن وجود ندارد. به عبارت ديگر اينكه دانش‌آموختگان از دانشگاه دولتي فارغ‌التحصيل شده باشند يا از دانشگاه آزاد اسلامي، هيچگونه تاثيري در وضعيت شغلي آنها ندارد. لازم به يادآوري است كه اكثر شاغلين به صورت موقت به كار اشتغال دارند. نتايج حاصل از بررسي اين ارتباط در جدول 4 آورده شده است.
نتايج حاصل از بررسي توزيع فراواني رشته تحصيلي كل جمعيت، جمعيت شاغل و جمعيت بيكار فارغ‌التحصيلان مورد مطالعه نشان مي‌دهد كه نزديك به نيمي از پاسخگويان (6/47)، فارغ‌التحصيل از رشتة گياهپزشكي مي‌باشند و پس از آنها فارغ‌التحصيلان رشته زراعت (8/19) ميباشند. هيچيك از پاسخگويان فارغ‌التحصيل از رشته‌هاي ماشين‌آلات كشاورزي و علوم و صنايع غذايي نبوده‌اند. با وجود آنكه بيش از نيمي از فارغ‌التحصيلان هر رشته بيكار هستند، تنها در رشته آبياري فارغ‌التحصيل بيكار وجود ندارد.


جدول 4- بررسي رابطه ميان نوع دانشگاه و وضعيت شغلي فارغ‌التحصيلان
آزاد دولتي نوع دانشگاه
وضعيت شغلي
55 34 شاغل
54 39 بيكار
607/0 ارزش مربع كاي (Chi Square Value)
038/0 Phi coefficient

بررسي توزيع فراواني ارگانها و محلهاي مورد مراجعه براي به دست آوردن شغل پس از فارغ‌التحصيلي در بين جمعيت مورد مطالعه در جدول 5 نشان مي دهد كه اكثر دانش‌آموختگان جوياي كار در مراجعه به سازمان جهاد كشاورزي و ادارات تابعة آن، موفق به كسب شغل دائم نشده‌اند (1/97 درصد). اما از نتايج مثبت مراجعه به اين سازمان و ادارات تابعة آن از ديد دانش‌آموختگان، اشتغال به كار در آن ادارات به صورت موقت، آشنايي با جنبه‌هاي عملي آموخته‌هاي دانشگاهي، اخذ مجوز كشت گياهان دارويي و اخذ مدرك سم‌شناسي براي اقدام به فعاليتهاي خوداشتغالي مي‌باشد. تنها ارگاني كه بيش از 50 درصد (1/54 درصد) دانش‌آموختگان مراجعه كننده به آن به نتيجة مطلوبي رسيده‌اند، سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي استان فارس مي‌باشد؛ زيرا قسمت اعظم مراجعين پس از دريافت كار عضويت در نظام مهندسي در طرح نظارتي افزايش توليد محصولات كشاورزي، به عنوان ناظر مزارع شركت داده شده‌اند و نهايتا موفق به كسب شغل (موقتي) شده‌اند. درنتيجة شركت دادن بسياري از فارغ‌التحصيلان خصوصا دختران در اجراي اين طرح، خودباوري و اعتماد به نفس لازم براي شروع يك كسب و كار در آنها به وجود آمده و از اين حيث كمك بسيار زيادي به دانش‌آموختگان شده است. اما به دليل محدود بودن ظرفيت طرح در پذيرش دانش‌آموختگان به عنوان ناظر مزارع، نزديك به نيمي از مراجعين به اين سازمان، به صورت نفرات ذخيره در انتظار اجراي طرحهاي مشابه مي‌باشند تا موفق به كسب شغل مرتبط با رشته تحصيلي خود ولو به صورت موقت و غيردايم شوند.
يكي ديگر از ارگانهاي مورد مراجعه بسياري از دانش‌آموختگان دختر كشاورزي پس از سازمان نظام مهندسي، ادارات آموزش و پرورش است. حدود 30 درصد از مراجعه كنندگان به اين ادارات در مدارس به تدريس دروس عمدتا درس حرفه‌ و فن به صورت پاره‌وقتي مشغول شده‌اند و نزديك به 70 درصد آنها توفيقي به دست نياورده‌اند. اداره كار و امور اجتماعي نيز همچون ساير ارگانهاي دولتي ذيربط گرهي از كار دانش‌آموختگان كشاورزي دختر باز ننموده است. تسهيل ساز و كار جستجوي شغل از سياستهاي مهم فعال بازار كار و از وظايف مراكز خدمات اشتغال وابسته به وزارت كار و امور اجتماعي است. در حالي كه اين مراكز در عمل فاقد طرحهاي مشخص براي ايجاد شغل، خوداشتغالي و آموزش هستند و نمي‌توانند به نياز كارفرمايان پاسخ دهند (طايي، 1382). بنا به اظهارات فارغ‌التحصيلان، تنها اقدام اين ارگان توزيع كارتهاي درخواست شغل در مراكز پستي است كه متقاضيان كار بايستي با خريد و تكميل آنها در ليست انتظار اداره كار و امور اجتماعي براي كسب شغل بمانند و تاكنون نيز نتيجة مثبتي از اين اقدام عايد دانش‌آموختگان نشده است. در اقدام به خوداشتغالي و استفاده از وامهاي 200 ميليون ريالي مختص فارغ‌التحصيلان كشاورزي نيز مشكلاتي نظير نداشتن ضامن معتبر، عدم همكاري ادارت ذيربط، نداشتن زمين، نداشتن مجوز براي شروع فعاليت، بهرة بالاي وامهاي دريافتي، شرايط نامناسب بازپرداخت وامهاي دريافتي، و از همه مهمتر تجربة كم فارغ‌التحصيلان كشاورزي در فعاليتهاي مرتبط با كشاورزي پيش روي دانش‌آموختگان دختر كشاورزي حايز اهميت است. با اين حال تنها تعداد اندكي از دانش‌آموختگان با تاسيس گلخانه يا كارگاه پرورش قارچ خوراكي آن هم به صورت موقت مشغول به كار شده‌اند.


جدول 5- توزيع فراواني مهمترين ارگانهاي مورد مراجعه براي به دست آوردن شغل در بين جمعيت فارغ‌التحصيل مورد مطالعه
رديف ارگانها ميزان مراجعه نتيجه مراجعه
فراواني درصد نتيجه مثبت بي نتيجه
فراواني درصد فراواني درصد
1 سازمان جهاد كشاورزي استان و ادارت تابعه 142 8/23 4 9/2 132 1/97
2 سازمان نظام مهندسي 98 4/16 53 1/54 45 9/45
3 آموزش و پرورش 59 9/9 16 1/27 43 9/72
* لازم به ذكر است كه تنها ارگانهايي در جدول فوق ذكر شده اند كه بيش از 10 درصد مراجعات پاسخگويان را به خود اختصاص داده اند.
در همين زمينه تنها حدود 25 درصد از دانش‌آموختگان مراجعه كننده به مراكز و شركتهاي خصوصي موفق شده‌اند كه شغلي براي خود در شركتها و مراكز خصوصي بدست آورند و بقيه توفيقي در اين رابطه بدست نياورده‌‌اند. به اعتقاد محمدي دنياني و فولادي (1380) پايين بودن كيفيت علمي و تعداد زياد دانش‌آموختگان دانشگاهها از دلايل عمدة عدم يافتن شغل در بخش خصوصي مي‌باشند. زماني (1380الف) نيز از جمله دلايل عدم به كارگيري دانش‌آموختگان كشاورزي در بخشهاي خصوصي و توسط كشاورزان را نداشتن تجربه عملي و عدم كارايي مهندسين كشاورزي مي‌داند.
ساير مراكز و ارگانها نيز به دلايل مشابهي از پذيرش نيروهاي جديد معذورند. بنابراين در يك جمع بندي، دلايل عدم اشتغال به كار دانش‌آموختگان دختر كشاورزي در مشاغل دولتي، خصوصي و خوداشتغالي را مي‌توان اين چنين بيان كرد:
1. عدم نياز به نيروي جديد و نداشتن مجوز استخدام براي اخذ نيروي اضافي از سوي دستگاهها و ادارات دولتي، 2. عدم تناسب رشته‌هاي تحصيلي دانش‌آموختگان دختر كشاورزي با مشاغل مورد نظر ادارات، 3. اجراي طرح تعديل نيرو در دستگاهها و ادارات دولتي، 4. ممنوعيت استخدام در ارگانها و دستگاههاي دولتي، 5. عدم احتياج به نيروي زن و ترجيح دادن نيروي مرد از سوي آن مراكز، 6. نداشتن رابط (يا به اصطلاح پارتي) در ادارات ذيربط، 7. الزامي بودن مجوز قبولي در آزمون استخدامي ادواري از سوي دانش‌آموختگان، 8. عدم توفيق در آزمون استخدامي ادارات و مراكز خصوصي، 9. فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بودن، 10. پايين بودن سطح مدارك تحصيلي دانش‌آموختگان (مدرك كارشناسي)، 11. ارجاع دادن دانش‌آموختگان به مراكز و ادارات ديگر، 12. عدم حمايتهاي مالي دانش آموختگان دختر كشاورزي در اقدام به خوداشتغالي، 13. نداشتن ضامن معتبر، عدم همكاري ادارات ذيربط، نداشتن زمين، نداشتن مجوز براي شروع فعاليت، بهرة بالاي وامهاي دريافتي، شرايط نامناسب بازپرداخت وامهاي دريافتي در دريافت وام براي خود اشتغالي، و 14. مهمتر از همه تجربة كم فارغ‌التحصيلان كشاورزي در فعاليتهاي مرتبط با كشاورزي.
همانطور كه پيش از اين نيز در قسمت طراحي پرسشنامه گفته شد، حدود 56 حرفه به عنوان حرفه‌هاي موجود براي دانش‌آموختگان كشاورزي دختر مشخص گرديد كه فارغ‌التحصيلان مخير به انتخاب سه حرفه از ميان آنها بر حسب ميزان علاقه و آمادگي خود بودند. پس از بررسي نتايج حرفه‌هاي مورد نظر و علاقه فارغ‌التحصيلان بر حسب اولويت، حرفه‌هاي انتخابي بر حسب ميزان فراواني آنها در هر سه اولويت مورد بررسي قرار گرفتند و تعداد 29 حرفه بر اساس انتخاب دانش‌آموختگان مورد مطالعه مشخص گرديد كه پس از بررسي و ادغام برخي از آنها، و همچنين بررسي مباحث پيشنهادي پاسخگويان در مورد مهارتهاي مورد نياز هر حرفه (در چهار بعد آموزشهاي فني - كشاورزي، مباحث مديريتي، روابط اجتماعي و اداري - مالي)، مجموعا تعداد 17 دورة آموزشي تكميلي در قالب پودمانهاي آموزشي با بهره‌گيري از همكاري اساتيد و متخصصان امر از دانشكده كشاورزي و دانشكده دامپزشكي دانشگاه شيراز، مركز تحقيقات وابسته به وزارت جهاد كشاورزي و همچنين سازمان نظام مهندسي كشاورزي استان فارس براي دانش‌آموختگان تهيه و تدوين گرديد. فهرست پودمانهاي آموزشي در جدول 6 آمده است. لازم به ذكر است كه در همه موارد تاكيد فارغ‌التحصيلان بر برگزاري دوره‌هاي آموزشي تكميلي به صورت عملي و منطبق با تازه‌ترين مطالب بوده است. با توجه به اينكه برگزاري دوره‌هاي آموزشي تكميلي به صورت حرفه‌آموزي كارگاهي و پودماني با تاكيد بر فعاليتهاي عملي و تجربي مي‌باشد، اكثر فارغ‌التحصيلان دختر كشاورزي ترجيح داده‌اند كه دوره‌هاي آموزشي تكميلي حرفه‌آموزي مذكور در فوق در اوقات صبح و بعدازظهر روزهاي تابستان و در قالب دوره‌هاي كوتاه‌مدت 1 الي 2 هفته‌اي و دوره‌هاي بلندمدت 3 ماهه تشكيل شوند.

جدول 6- دوره هاي آموزشي تكميلي انتخابي پاسخگويان
پودمان آموزشي
1) دوره‌ آموزش پودماني كشت گلخانه‌اي و توليد خارج از فصل گل و سبزيجات
2) دورة آموزش پودماني ارزيابي اقتصادي و مالي طرحهاي كشاورزي
3) دوره آموزش پودماني كشت و پرورش قارچ خوراكي دكمه اي
4) دورة آموزش پودماني طراحي فضاي سبز
5) دورة آموزش پودماني نگهداري فضاي سبز
6) دورة آموزش پودماني پرورش كرم خاكي براي تهيه كمپوست
7) دورة آموزش پودماني تربيت كارشناس طرحهاي نظارتي افزايش توليد سازمان نظام مهندسي
8) دورة آموزش پودماني پرورش گياهان آپارتماني و درون خانه اي
9) دورة آموزش پودماني طرز تهيه و تدوين نشريات ترويجي و فني
10) دورة آموزش پودماني تربيت كارشناس كنترل، تكثير و گواهي بذهاي اصلاح شده در مراكز آزمايشگاهي و مزرعه
11) دورة آموزش پودماني پرورش زنبور عسل؛
12) دورة آموزش پودماني كشت هيدروپونيك؛
13) دورة آموزش پودماني پرورش گياهان دارويي (از چند تيره خاص)
14) دورة آموزش پودماني مديريت مزرعه و حسابداري يك واحد زراعي
15) دورة آموزش پودماني كاربرد اينترنت و كامپيوتر در كشاورزي
16) دورة آموزش مديريت منابع انساني و مهارتهاي مديريتي (روابط اجتماعي، روانشناسي محيط كار و ...)
17) دورة آموزش كارآفريني و عوامل موثر بر كسب شغل، موفقيت و پيشرفت شغلي

ساختار پودمان آموزشي
در مورد ساختار يك پودمان آموزشي در بين متخصصان برنامه‌ريزي آموزشي اتفاق نظر چنداني وجود ندارد، به طوري كه ساختار يك پودمان آموزشي تا حد زيادي متاثر از موضوع آن است. در پودمانهايي كه هدف از آنها آموزش مهارت است، بيشتر بر تمرين و كار عملي تاكيد مي‌شود، اما وقتي هدف گسترش معلومات و دانش خاصي باشد، توضيح واضح‌تر مطالب با استفاده از تصاوير و نمودارها و روشهاي ديداري- شنيداري بيشتر مورد تاكيد واقع مي‌شود. اما به طور كلي اكثر پودمانهاي آموزشي با اصول مشابهي طراحي مي شوند و داراي اجزايي مشابهند (رادنيا، 1378). در ذيل راهنماي عملي به كار گرفته شده براي تهيه پودمانهاي آموزشي تكميلي دانش آموختگان دختر كشاورزي و ساختار پيشنهادي به شكل مختصر ارائه شده است:
1- صفحه عنوان: شامل عنوان پودمان و عنوان دورة آموزشي، اسامي تهيه‌كننده‌(گان)، تنظيم‌كننده(گان)، موسسات حمايت‌كننده و زمان تهيه پودمان است.
2- فهرست: شامل فهرست مطالب و مواردي است كه در پودمان آموزشي مطرح مي‌شود.
3- مقدمه: در قسمت مقدمه مواردي نظير ضرورت و اهميت مساله، سابقه و وضعيت حرفه مورد نظر، موارد استفاده، زمان تهيه، معرفي كلي پودمان و چگونگي روند شكل‌گيري، حمايت كنندگان و سپاسگزاري و… آورده مي‌شود.
4- كميته فني-تخصصي: شامل اسامي اساتيد درس و همكاراني است كه در تهيه مطالب و محتواي آموزشي مشاركت مي‌نمايند.
5- كميته تدوين كننده: شامل اسامي اساتيد درس و همكاراني است كه در تدوين و تنظيم پودمان همكاري مي‌نمايند.
6- دستورالعمل استفاده از پودمان: اين قسمت شامل راهنماي چگونگي استفاده از محتوا، اجراي تكاليف، تمرينها، پروژه‌ها و كارگاههاي مرتبط با پودمان آموزشي به صورت نظري (تئوري) و يا عملي مي‌باشد.
7- شرح وظايف يا تواناييهاي مورد انتظار از شركت‌كنندگان: در اين قسمت توانا‌يي‌هايي كه انتظار مي‌رود هر يك از شركت‌كنندگان پس از طي دورة آموزشي بدست آورده باشند، فهرست مي‌شوند.
8- هدف كلي: نتيجة نهايي كه از آموزش مورد نظر است، به عنوان هدف كلي مطرح مي‌گردد.
9- اهداف ويژه (رفتاري): مجموعة اهداف اختصاصي و جزيي براي دستيابي به هدف كلي دورة آموزشي مي‌باشند.
10- محتوي: پيام و مطالبي كه در راستاي دستيابي به اهداف ويژه و رفتاري بايستي به فراگيران ارائه شود، به صورت سرفصل و نكات مهم تنظيم مي‌شود.
10-1- سرفصل‌هاي نظري
10-2- سرفصلهاي عملي
11- شيوه آموزش و فنون تدريس: شامل نحوه تدريس تك تك مباحث و روشهاي ارائه نظير سخنراني كلاسي، كارگاه آموزشي، نمايش فيلم يا اسلايد، بازديد، كار ميداني و يا آزمايشگاهي و .... است كه در اين قسمت ذكر نام مدرس، و سمت وي، محل مورد بازديد و ساير مشخصات مربوطه ضروري مي باشد.
12- پيش‌آزمون: قبل از برگزاري دوره آموزشي پودماني بايد تواناييها و آگاهيهاي قبلي فراگيران با انجام يك پيش‌آزمون (Pre-test) در آغاز برگزاري دوره آموزشي مورد سنجش قرار گيرد. پيش آزمون شامل پرسشها و يا تمرينهايي است كه براي سنجش ميزان آگاهي و مهارت اوليه فراگيران براي آنها تدارك ديده مي‌‌شود.
13- فرصت‌هاي يادگيري- كاربرگها: تمرينهاي در نظر گرفته شده براي فراگيران به صور مختلف شامل: تمرينهاي تكميلي، تطبيقي، چهارگزينه‌اي، تشريحي و غيره است. توصيه مي‌شود بين يك به يك هدفها و جزء به جزء كاربرگها رابطه مستقيم وجود داشته باشد.
14- خلاصه مطالب: در اين قسمت خلاصه مختصري از كل پودمان آموزشي آورده مي‌شود؛ كه معمولا دربرگيرنده كليه اجزاي پودمان به شكل مختصر و مفيد است و بسته به حجم پودمان آموزشي، 2 الي 10 صفحه را شامل مي‌شود.
15- آزمون نهايي و ارزشيابي: منظور ارزشيابي فراگيران در پايان دوره آموزشي به صورت كار عملي، نظري، پروژه‌اي و غيره بر حسب ضرورت پودمان آموزشي است.
16- منابع علمي: در دو قسمت: 1) منابع مورد استفاده و 2) معرفي مختصر منابع مرتبط مورد توصيه

پيشنهادها
به منظور بهبود وضعيت اشتغال دانش‌آموختگان رشته‌هاي كشاورزي به ويژه دختران توصيه‌هايي ارائه مي‌شوند كه در ذيل آمده‌اند:
 محدود كردن تعداد پذيرش دانشجويان دختر براي رشته‌هاي كشاورزي از طريق دانشگاههاي دولتي و خصوصا دانشگاه آزاد اسلامي؛ به طوري كه با توجه به نياز جامعه دانشجو پذيرفته شود وبا ارائه راهنماييهاي لازم در هنگام انتخاب رشته، دختران را به سمت انتخاب رشته‌هايي غير از كشاورزي كه هم از نظر فرهنگي مورد پذيرش باشند و هم از نظر جسماني قادر به انجام آنها باشند، هدايت نمود.
 افزايش واحدهاي عملي در دروس دانشگاهي؛ در اين رابطه كاركردن به شكل نيمه يا پاره وقت در آزمايشگاهها در دوران تحصيل مثمر ثمر است.
 آشنايي با بازار كار از طريق مشاوره شغلي؛ با تاسيس دفاتر مشاوره و راهنمايي شغلي در هر دانشكده، متخصصين مشاوره و راهنماييهاي شغلي مي‌توانند با تبيين وضعيت بازار كار و همچنين با در اختيار گذاشتن آمار و اطلاعات مربوط به بازار كار براي گروه فارغ‌التحصيل آن دانشكده، در راه هدايت شغلي دانش‌آموختگان براي دستيابي به شغل مناسب تاثير چشمگيري داشته باشند.
 تهيه و انتشار اطلاعات پيرامون بازار كار؛ زيرا يكي از دلايل مهم و اساسي عدم توفيق فارغ‌التحصيلان كشاورزي خصوصا دختران به خوداشتغالي در اين بخش، آشنا نبودن با حرف موجود در اين بخش به ويژه حرفه‌هاي نوپا است.
 تشكيل كانون دانش‌آموختگان در هر دانشكده و ارسال نشريه‌هاي علمي و آموزشي براي دانش‌آموختگان و همچنين برگزاري دوره‌هاي تكميلي و تغذيه علمي و عملي آنها به طور موثر.
 اجاره دادن زمينهاي كشاورزي دانشكده‌هاي كشاورزي در دورة دانشجويي به دانشجويان خصوصا خواهران به منظور كسب تجربة شغلي در آنها.
 افزايش مدت كارآموزي و دورة كارورزي؛ همانطور كه نتايج پژوهش حاضر نشان داد به اعتقاد فارغ‌التحصيلان دختر رشته‌هاي كشاورزي، برنامه‌هاي فعلي در ايجاد مهارت حرفه‌اي لازم جهت مديريت عمليات توليدي از كارايي لازم برخوردار نيست و دانشجويان ناچارند مدتي را جهت كسب تجربه عملي پس از فراغت از تحصيل سپري نمايند تا بتوانند مديريت يك واحد توليدي يا ساير مسئوليتها را با ضريب اطمينان بيشتر به عهده بگيرند. تاكيد بيشتر بر واحدهاي عملي و كاربردي و آموزش در مزارع و ارائة اطلاعات كاربردي در رفع اين مشكل نقش بسزايي خواهد داشت.
 تسهيل‌سازي شرايط دريافت وامهاي خوداشتغالي با بهره‌هاي اندك و به صورت طولاني‌مدت براي حمايت از فعاليتهاي خوداشتغالي و كار‌آفريني به منظور ايجاد و تقويت روحيه خود اشتغالي در فارغ‌التحصيلان كشاورزي دختر.
 تسهيل‌سازي شرايط دريافت زمين از اداره منابع طبيعي استان و يا امور اراضي و توجيه سازي اين ارگانها در همكاري با فارغ‌التحصيلان كشاورزي به ويژه دختران.
 افزايش طرحهايي نظير طرحهاي نظارتي افزايش توليد اجرا شده توسط سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي به منظور بهره‌گيري از استعدادهاي دانش‌آموختگان كشاورزي خصوصا دختران و تقويت حس اعتماد به نفس و ايجاد دلگرمي در دانش‌آموختگان دختر كشاورزي و از سوي ديگر جلب اعتماد كشاورزان به فارغ‌التحصيلان كشاورزي خصوصا دختران.

فهرست منابع و مآخذ
آقاسي زاده، فتح اله. (1379). نارساييهاي بنيادي نظام آموزش كشاورزي ايران. ماهنامه جهاد، سال شانزدهم، شماره، 189-188.
آموزش پودماني خاستگاه اقتصاد اسلامي. (1384). فصلنامه بانك صادرات ايران، سال 28، شماره 3.
.http://www.saderbank.com/magazine/seasonal/28/3.htm retrieved on 26 Jan 2005 09:07:05 GMT from
اعلاءفر، صديقه. (1379 الف). نقش صندوق حمايت از فرصتهاي شغلي در خوداشتغالي دانش‌آموختگان. خلاصه مقالات همايش بررسي مشكلات و چشم اندازهاي اشتغال دانش آموختگان آموزش عالي، دانشگاه تهران: دانشكده مديريت، پژوهشكده علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاهي.
اعلاءفر، صديقه. (1379 ب). خوداشتغالي (كار براي خود). مجموعه متون آموزشي، شماره 50، موسسه كار و تامين اجتماعي.
اكبري، كرامت اله. (1379). ارتباط آموزش عالي- اشتغال و چالشهاي موجود. خلاصه مقالات همايش بررسي مشكلات و چشم اندازهاي اشتغال دانش آموختگان آموزش عالي، دانشگاه تهران: دانشكده مديريت، پژوهشكده علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاهي.
اميني ميلاني، مينو. (1379). راهبردهاي توسعه اقتصادي و اشتغال دانش آموختگان آموزش عالي. تهران: دانشگاه پيام نور.
بهرامي، فضل اله. (1380). اثربخشي برنامه هاي آموزشي دوره كارشناسي دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز از ديد دانش آموختگان. پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شيراز: بخش ترويج و آموزش كشاورزي دانشكده كشاورزي.
حجازي، يوسف. (1370). علل عدم گرايش دانشجويان به رشته كشاورزي. مجموعه مقالات ششمين سمينار علمي ترويج كشاورزي ايران، مشهد.
دانش آموختگان آموزش عالي و اشتغال. (1378). فصلنامه پژوهش، شماره اول، صص. 70-55.
رادنيا، حسين. (1378). مدول‌هاي آموزشي و طراحي آنها. دومين همايش بررسي و تحليل آموزشهاي علمي- كاربردي، صص. 312-298.
رحماني، صفت اله. (1379). بررسي مشكلات و چشم انداز اشتغال دانش آموختگان، ماهنامه جهاد، سال نوزدهم.
زماني، غلامحسين. (1380الف). برآورد نياز بخش عمومي به نيروي متخصص كشاورزي تا سال 1390. فصلنامه اقتصاد كشاورزي و توسعه، شماره 35، صص. 195-177.
زماني، غلامحسين. (1380ب). برنامه ريزي درسي در علوم كشاورزي، كارگاه آموزشي براي اعضاي هيات علمي دانشكده كشاورزي، دانشگاه زابل.
ساكتي، پرويز. (1380). بررسي رابطه اشتغال در بخش غيردولتي با ويژگيهاي فردي، رشته تحصيلي، وضعيت اقتصادي دانش آموختگان شاغل در استانهاي جنوبي كشور (گروه نيازسنجي نيروي انساني متخصص). تهران: موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي.
شعاري نژاد، علي اكبر. (1375). ويژگيهاي دانشگاههاي ايران در قرن 21. خلاصه مقالات سمينار آموزش عالي در ايران، تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالي، دانشگاه علامه طباطبايي.
صبوحي، فرحناز. (1380). بررسي و تحليل علل بيكاري دانش آموختگان (ديدگاههاي مديران بنگاهها، دانشگاهها و دانش آموختگان). گزارش نيازسنجي نيروي انساني متخصص، تهران: موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي.
طايي، حسن. (182). نيازسنجي نيروي انساني متخصص، سياستگذاري توسعه منابع انساني كشور (تلفيق نهايي). تنظيم كنندگان: حسن طايي، پريدخت وحيدي و محمدباقر غفراني، تهران: موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي.
ظريفيان، شاپور. (1375). بررسي تطابق نيازهاي حرفه اي بازار كار با محتواي برنامه هاي آموزش عالي كشاورزي از نظر دانشجويان دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران، خلاصه مقالات نخستين سمينار آموزش عالي در ايران.
عسكريان، مصطفي. (1375). مطالعه مسايل آموزشي و اقتصادي دانشجويان دوره كارشناسي دانشگاههاي دولتي شهر تهران.
غفراني، محمدباقر. (1376). رسالتهاي آموزش عالي در دنياي جديد و در ايران اسلامي. خلاصه مقالات سمينار منطقه اي آموزش عالي در قرن آينده، تهران.
فرجادي، غلامعلي. (1376). ريشه يابي بيكاري تجصيلكرده ها و فشار براي تقاضاي آموزش عالي در ايران. خلاصه مقالات سمينار منطقه اي آموزش عالي در قرن آينده، تهران.
قزل، آيلر. (1384). همه چيز در مورد طراحي برنامه هاي آموزشي، دوره هاي پودماني نظام جامع علمي – كاربردي.
http://edu.tebyan.net/conquer/articles-con/033.htm retrieved on 5 Oct 2005 23:36:37 GMT
كرباسي، عليرضا و دانشور، محمد. (1379). بررسي وضعيت اشتغال در بخش كشاورزي استان خراسان در برنامه سوم توسعه. فصلنامه اقتصاد كشاورزي و توسعه، سال هشتم، شماره 30، صص. 264-247.
محمدي دنياني، منصور و فولادي، حسن. (1380). بررسي وضعيت اشتغال دانش آموختگان رشته هاي كشاورزي، فصلنامه اقتصاد كشاورزي و توسعه، سال نهم، شماره 34، صص. 341-327.
معاونت برنامه ريزي وزارت كشاورزي. (1378). امكانات ايجاد اشتغال در فعاليتهاي زراعي و باغي در برنامه سوم توسعه. وزارت كشاورزي.
يعقوبي، داريوش. (1380). بررسي نقش رفتاري دانش آموختگان (مراكزنشيني، شهرنشيني، انتظارات، بي علاقگي به بخش سنتي و... بر بيكاري آنها). گزارش نيازسنجي نيروي انساني متخصص، تهران: موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي.
Anonymous, (2004). New design for career and technical education- Design Review. No. 61, Retrieved from world wide web: http:// www.newdesigns.oregonstate.edu/co.
Gass, J.; Banks, D. and Wilson, A. J. (2004). (No Title). Retrieved 19 June 2004 from world wide web: http://www. Science direct. Net.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:32 توسط فرید |


توسعه روستایی و کارآفرینی روستایی در چین

مقدمه

چین کشوری پهناور با وسعت 4/9 میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر یک میلیارد نفر است. 80 درصد جمعیت چین را روستانشینان تشکیل می‌دهند که عمدتاً به شغل کشاورزی مشغولند. چین باید حدود 20 درصد جمعیت جهان را تغذیه کند، و این در حالی است که تنها 7 درصد اراضی قابل کشت دنیا را در اختیار دارد .
اقتصاد چین تا حد زیادی متکی بر اقتصاد روستایی و در نتیجه بخش کشاورزی است. انقلاب کشاورزی چین در طی 30 سال سیطره خود بر کشور، صدمات جبران‌ناپذیری را بر اقتصاد چین وارد کرد و سیاست‌های نادرست دولتمردان در آن دوران رکود شدید اقتصادی و فقر روستاییان را به همراه آورد.
امروز پس از گذشت دو دهه از اجرای اصلاحات سیاسی سال‌های 1978 و 1979 که به انقلاب دوم موسوم است، پیشرفت‌های قابل توجهی در توسعه کشاورزی و نیز دستاوردهای مهمی در صنایع روستایی این کشور به‌دست آمده است. فقر به میزان چشمگیری کاهش یافته و منابع طبیعی و زیست‌محیطی کشور حفظ و احیا شده‌اند. از سال 1978 تا کنون کل تولید ناخالص داخلی کشور سالانه با نرخ میانگین 10 درصد، تولید ناخالص داخلی در بخش کشاورزی 2/5 درصد، و صنایع روستایی 31 درصد افزایش داشته است. تعداد افرادی که در فقر کامل به‌سر می‌برند، به 31 میلیون نفر یعنی 6 درصد جمعیت روستایی کاهش یافته است .
توسعه اقتصادی چین در این سال‌ها روندی آرام و سنجیده داشته است. در این مدت به‌تدریج از تصدی دولت بر کشاورزی کاسته شده و با اجرای سیاست‌های توسعه روستایی، درآمد روستاییان افزایش یافته است.
با وجود همه این پیشرفت‌ها چین هنوز تا توسعه اقتصادی پایدار و مؤثر راه درازی در پیش دارد. هنوز هم بخش روستایی و کشاورزی چین با معضلات عمده‌ای روبروست و هنوز هم ردپایی از دخالت‌های نادرست دولت در روستاها به چشم می‌خورد.
از سوی دیگر پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال 2001 افق‌های جدیدی را به ‌روی این کشور گشوده و همراه با آن چالش‌های جدیدی را نیز پیش روی کشور قرار داده است. چین برای رقابت در بازارهای جهانی باید هر چه بیشتر بر سیاست‌ درهای باز اقتصادی تأکید کند و جهت‌گیری‌های جدیدی را انتخاب نماید. به‌نظر می‌رسد با اتخاذ سیاست‌های درست روند توسعه اقتصادی چین در سال‌های آینده آهنگ تندتری پیدا کند.


چهره چین پس از انقلاب کشاورزی

سیاست‌های دولت چین پس از انقلاب کشاورزی، تأثیری شگرف بر اقتصاد ملی این کشور بر جای گذاشت و کشاورزی نیز به‌عنوان زیربنای اقتصادی چین از این تأثیرات در امان نماند. اصلاحات ارضی کشور در دهه 1950 که بدون توجه به اوضاع اقتصادی و فرهنگی چین انجام شد، رکورد شدیدی در بخش کشاورزی پدید آورد. در طی این دوران نزدیک به 47 میلیون هکتار زمین کشاورزی از دست مالکان خارج شده و در اختیار کشاورزان بدون زمین قرار گرفت. پس از تقسیم زمین‌های کشاورزی، چین به تقلید از شوروی و کشورهای اروپای شرقی برای اداره امور کشاورزی اقدام به راه‌اندازی تعاونی‌ها نمود و کشاورزان را وادار به عضویت در این تعاونی‌ها کرد. ابتدا زمین‌های تقسیم‌شده تحت اختیار تعاونی‌های بزرگ قرار گرفت که در اثر این سیاست نادرست بیش از 30 میلیون کشاورز در اثر فقر و گرسنگی جان باختند .
از آن پس تعاونی‌های بزرگ به تعاونی‌های کوچک‌تر تقسیم شد. تا سال 1955 نزدیک به 17 میلیون خانوار کشاورز به عضویت تعاونی‌ها درآمدند. بدین ترتیب فعالیت‌های کشاورزی از مدیریت جمعی برخوردار شد و تصدی دولت بر بخش کشاورزی روزبه‌روز عمیق‌تر و گسترده‌تر گردید. تعاونی‌ها در آن دوران نقش‌های زیادی را بر عهده داشتند. تعیین روش‌های تولید, نوع محصول، نحوه فروش و قیمت محصولات همه و همه توسط تعاونی‌ها و زیر نظر دولت انجام می‌شد. حاصل این سیاست‌ها ایجاد تنگناهای شدید برای کشاورزان و کاهش چشمگیر تولیدات کشاورزی بود. به‌طوری که سهم بخش کشاورزی در تولید ملی از 90 درصد به 6/25 درصد کاهش یافت‌ .

سایر سیاست‌های دولت نیز در این دوران تأثیرات گسترده‌ای بر بخش کشاورزی داشت. بخشی از این سیاست‌ها عبارت بودند از :


  • تأکید بیش از حد بر خودکفایی و قطع ارتباطات بین‌المللی
  • تصدی بیش از حد دولت بر امور اقتصادی
  • عدم کنترل جمعیت
  • انتقال شتاب‌زده اموال و املاک به دولت
  • تأکید بیش از حد بر صنایع سنگین، به قیمت توجه کمتر به صنایع سبک و فعالیت‌های کشاورزی
  • عدم توجه به اهمیت انتقال فناوری

این سیاست‌ها که بدون توجه به قوانین اقتصادی و نیازهای جامعه اتخاذ شده بود، زیان‌های عمده‌ای بر اقتصاد ملی و بخش کشاورزی چین وارد کرد. تصدی دولت، انگیزه و ابتکار عمل کشاورزان و در نتیجه درآمد آنها را کاهش داد. واردات مواد غذایی در این دوران روزبه‌روز افزایش می‌یافت و مردم به‌ویژه کشاورزان که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دادند، از سطح زندگی مناسبی برخوردار نبودند.


استراتژی توسعه روستایی چین

سال‌های 1978 و 1979 را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ چین به‌حساب آورد. در این سال‌ها پس از گذشت 30 سال از انقلاب کشاورزی، مقامات کشور متوجه سیاست‌های اشتباه خود در توسعه سیاسی و اقتصادی چین شدند و اقدامات اصلاحی جدیدی را جهت رفع مشکلات و چالش‌ها به اجرا در‌آورند. اصلاحات سیاسی چین در این سال‌ها، تحولات عمده‌ای در اقتصاد ملی چین پدید آورد و مهمترین بخشی که تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت، بخش کشاورزی بود. در آن زمان دولت چین سیاست‌های خود را دگرگون کرد. به‌جای تأکید بر صنایع سنگین‌‌، بر صنایع سبک و فعالیت‌های کشاورزی تمرکز کرد؛ برنامه‌هایی را جهت کنترل جمعیت به مرحله اجرا گذاشت؛ و از میزان دخالت‌های خود در امور کشاورزی کاست. این سیاست‌ها تأثیر مثبتی در بخش کشاورزی داشت.

طرح‌ها و برنامه‌های عمده چین در توسعه روستایی عبارت بودند از:


  • تبدیل " مزارع اشتراکی " به " مزارع خانوادگی "
پس از انجام اصلاحات سال 1978 و 1979، کشاورزان چینی تشویق شدند که با عقد قرارداد با تعاونی‌ها، بخشی از زمین‌های کشاورزی را اجاره نمایند. در طی این قرارداد آنها متعهد می‌شدند که بخشی از محصولات خود را به تعاونی‌ها واگذار کرده و مابقی آن را به هر قیمتی و در هر بازاری که تمایل دارند، به فروش برسانند. از شروع اجرای این سیاست تا اواخر سال 1983، بیش از 97 درصد خانوارها با تعاونی‌ها قرارداد کشت‌و‌کار منعقد کردند .
در این شیوه، انتخاب نوع محصول، قیمت و نحوه فروش آن بر عهده کشاورزان گذاشته شد و وظایف تعاونی‌ها به انجام اموری چون ایجاد شبکه‌‌های آبیاری، تأمین ماشین‌آلات و سرمایه برای کشاورزان محدود شد. اجرای این سیاست کشاورزان را به سرمایه‌گذاری بیشتر در فعالیت کشاورزی تشویق کرد. تا جایی که در فاصله سال‌های 1978 و 1985 سهم بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری‌های کشاورزی از 4/5 درصد به بیش از 23 درصد افزایش یافت و سهم کشاورزی در تولید ملی که در سال 1978 نزدیک به 30 درصد بود، در سال 1986 به 6/37 درصد رسید. با اجرای این سیاست، تولید محصولات کشاورزی ظرف 6ماه به میزان 30 درصد افزایش یافت

  • افزایش اندازه زمین‌های زراعی
درسال 1978 و در شروع اصلاحات، بیش از 350 میلیون کشاورز در چین وجود داشت که100 میلیون هکتار زمین کشاورزی در اختیار داشتند. بدین ترتیب زمین کشاورزی هر خانوار تنها نزدیک 60/0 هکتار وسعت داشت. مساحت اندک زمین‌های کشاورزی مشکلاتی را در تأمین معاش روستاییان پدید آورده بود. کشاورزانی که نمی‌توانستند از طریق کشاورزی امرار معاش کنند، دچار فقر شده و بخشی از آنها به شهرها مهاجرت کردند. سیل مهاجرت روستاییان به شهرها و مشکلات ناشی از آن دولتمردان را به اتخاذ سیاست‌های جدیدی واداشت که از جمله این سیاست‌ها افزایش زمین زراعی کشاورزان، از طریق اشتغال تعدادی از کشاورزان در سایر بخش‌ها بود. با اجرای این سیاست‌ها تعداد کشاورزان تا سال 1997 به 190 میلیون نفر کاهش یافت.

  • بهره‌برداری بهینه از منابع کشاورزی
جمعیت کثیر کشاورزان و روستانشینان چینی طی سال‌های متمادی برای امرار معاش خود، بیش از حد و با شیوه‌ای نادرست از منابع کشاورزی بهره گرفته‌اند. زمین‌های کشاورزی چین از تنوع جغرافیایی بالایی برخوردار است. زمین‌های باتلاقی، مناطق کوهستانی، نواحی کم باران، زمین‌های ساحلی در امتداد رودخانه‌ها، همه و همه متوسط کشاورزان مورد استفاده قرار گرفتند. استفاده بیش از حد از زمین‌های کشاورزی و منابع آب خسارات جبران‌ناپذیری به این کشور وارد کرده بود. کاهش منابع آب، فرسایش خاک و تخریب جنگل‌ها از جمله این خسارت‌ها بودند. در جریان اصلاحات دولت چین استفاده بهینه از منابع کشاورزی و جلوگیری از استفاده بی‌رویه و نادرست از این منابع را در دستور کار خود قرار داد. این سیاست نشانگر توجه دولتمردان به اهمیت " توسعه پایدار " است.

  • ایجاد توازن در عرضه و تقاضای غلات
با شروع اصلاحات کشاورزی، تولید محصولات کشاورزی ظرف 6 ماه به‌میزان 30 درصد افزایش یافت. تولید مازاد نیاز محصولات کشاورزی به‌ویژه غلات مشکلاتی را برای کشاورزان ایجاد کرد. یکی از سیاست‌های عمده دولت در این دوران ایجاد تعادل در عرضه و تقاضای غلات بود. دولت چین هر ساله حدود 50 میلیارد یوآن یارانه صرف تهیه غلات می‌کند .

  • کاهش شکاف میان درآمد روستاییان و شهرنشینان
در مقایسه با شهرنشینان درآمد روستاییان با نرخ نسبتاً کندتری افزایش می‌یابد. در حال حاضر درآمد شهرنشینان به‌طور میانگین 6/2 برابر درآمد کشاورزان است. از سال 1985 تا 1999 درآمد سرانه روستاییان تنها 2/3 درصد افزایش داشته، در حالی‌که به تولید ناخالص داخلی طی همین مدت 7/9 درصد افزوده شده است. در سال 1999 میانگین درآمد سالیانه کشاورزان نزدیک به 2210 یوآن باقی مانده است .کاهش شکاف درآمد میان روستانشینان و شهرنشینان از سیاست‌های عمده دولت برای توسعه روستایی و کاهش مهاجرت

روستاییان به شهرهاست.
  • به‌کارگیری فناوری‌های جدید تولید
در بخش کشاورزی چین، از دیرباز تحقیقات نقش مهمی داشته است. سیستم تحقیقات کشاورزی چین با ابداع فناوری‌های جدید، تنوع بخشیدن به محصولات و بهبود عملیات کشاورزی، بهره‌وری را افزایش داده و قیمت محصولات را در طولانی‌مدت کاهش داده است. بدون دسترسی به فناوری‌ های جدید و پیشرفته تولید، کشاورزان چینی شانس زیادی برای رقابت در بازارهای بین‌المللی ندارند.

برای دسترسی به فناوری‌های جدید، دولت چین چند اقدام اساسی زیر را در دستور کار خود قرار داده است:

  • افزایش سرمایه‌گذاری دولت در تحقیقات کشاورزی و انتقال فناوری
  • تشویق بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری بیشتر در توسعه فناوری ‌های جدید کشاورزی
  • ایجاد انگیزه برای کارآفرینان خارجی در توسعه فناوری‌های جدید
  • توسعه واردات فناوری از طریق حذف محدودیت‌ها و مشکلات.

  • اجرای طرح تجدید ساختار استراتژیک کشاورزی
یکی از طرح‌های عمده دولت چین برای توسعه کشاورزی، طرح تجدید ساختار استراتژیک کشاورزی است که از سال 2000 در این کشور به اجرا درآمده است. هدف از این طرح ایجاد توازن میان عرضه و تقاضای محصولات کشاورز و بهبود محصولات کشاورزی است. این طرح در چهار حوزه عمده به اجرا در می‌آید .

  • بهینه‌سازی گونه‌های مختلف محصولات
تهیه بذرهای مناسب از طریق طرح اصلاح بذر از اقدامات اساسی چین است. در این طرح علاوه بر پرورش گونه‌های مختلف بذر داخلی با کیفیت بالا، گونه‌های متعددی نیز از بذرهای خارجی پرورش می‌یابند. بهبود کیفیت بذر، تأثیر چشمگیری بر بهبود محصولات کشاورزی دارد.

  • توسعه بخش دامداری
فرآورده‌های دامی چین اخیراً 26 درصد ارزش کل محصولات کشاورزی را تشکیل می‌دهند. دولت امیدوار است با اجرای طرح تجدید ساختار کشاورزی تا پایان دوره 5 ساله ( یعنی تا سال 2005 )، سهم فرآورده‌های دامی از 26 درصد به 30 درصد افزایش یابد.

  • توسعه صنایع تبدیلی
یکی از اهداف دولت چین توسعه صنایع تبدیلی و تشویق کشاورزان به اشتغال در این بخش است. در حال حاضر ظرفیت تولید غلات در کشور افزایش یافته و صنایع تبدیلی می‌تواند مصرف‌کننده خوبی برای این غلات بوده و به افزایش تقاضای غلات کمک کند.
اجرای طرح‌ها و برنامه‌های مختلف دولت چین در توسعه کشاورزی همراه با تأکید دولت بر بهبود کیفیت زندگی روستاییان، تأثیرات چشمگیری در نحوه زندگی و درآمد روستاییان ایجاد کرده است. احداث خانه‌های مسکونی مناسب‌تر، تأمین آب آشامیدنی سالم و بهداشتی، احداث اماکن عمومی مانند مراکز درمانی، مدارس و فروشگاه‌ها و همچنین توسط راه‌های ارتباطی کشور شرایط بهتری را برای زندگی روستاییان پدید آورده است. ساخت مجتمع‌های مسکونی جدید شامل خانه‌های مسکونی، مراکز تولیدی و خدماتی، از اقدامات دیگر دولت چین است. این مجتمع‌ها در برخی از روستاها برحسب شرایط اقتصادی و زیست‌محیطی منطقه احداث شده‌اند . توسعه بخش کشاورزی و توسعه روستایی چین، زمینه را برای توسعه اقتصادی این کشور فراهم آورده است.


توسعه کارآفرینی و اشتغال در چین

تا قبل از انجام اصلاحات اغلب روستانشینان در بخش کشاورزی مشغول به کار بودند. در سال 1991 حدود 350 میلیون کشاورز به کار اشتغال داشتند که این تعداد تا سال 1997 به 190 میلیون نفر کاهش یافت. نسبت افراد شاغل در بخش کشاورزی به کل شاغلان این کشو روزبه‌روز کاهش می‌یابد و در حال حاضر به نزدیک 50 درصد رسیده است .
روستاهای چین، تا قبل از انجام اصلاحات نقش " انبار نیروی کار" را برای شهرها ایفا می‌کردند. در مواقعی که شهرها نیاز به نیروی کار به‌ویژه نیروی کار ارزان قیمت داشتند، روستاییان برای کار جذب شهرها می‌شدند و در مواقعی که به دلیل رکورد اقتصادی در شهرها، نیازی به نیروی کار جدید نبود، روستاییان مهاجر دوباره به روستاهای خود باز می‌گشتند . برای بسیاری از مهاجران نه در شهرها شغل مناسبی یافت می‌شد و نه می‌توانستند دوباره در روستا به شغل کشاورزی بپردازند. برای حل این معضل دولت چین اقدام به تأسیس و راه اندازی شرکت‌های کوچک تولیدی و صنعتی در روستاها و شهرک‌ها نمود. این شرکت‌ها، شرکت‌هایی نیمه دولتی محسوب می‌شوند که با پشتیبانی دولت و توسط جمعی از روستانشینان تأسیس شده و تحت قوانین محلی و منطقه‌ای اداره می‌شوند. دولت مرکزی چین دخالت چندانی در اداره این شرکت‌ها ندارد.
با توسعه کشاورزی و افزایش درآمد روستاییان، تعداد زیادی از کشاورزان که با اجرای سیاست‌های جدید صاحب سرمایه و امکاناتی شده بودند، در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کردند. این شرکت‌ها در تمام دوران اصلاحات به‌جز سال 1989 و 1990 پیشرفت چشمگیری داشتند. در دوره زمانی بین سال‌های 1981 تا 1994 تولیدات این شرکت‌ها سالیانه 30 درصد رشد داشته است. در سال 1978 حدود 25 میلیون نفر در این شرکت‌ها مشغول به کار بودند، که این تعداد تا سال 1990 به 90 میلیون نفر رسید.حدود 60 درصد کارکنان این شرکت‌ها به فعالیت‌های صنعتی مشغولند. شرکت‌های صنعتی در روستاها و شهرک‌ها محصولات گوناگونی را از کالاهای سرمایه‌ای عمده گرفته تا کالاهای مصرفی ارزان‌قیمت تولید می‌کنند.
شرکت‌های روستایی از نظر ابعاد، نوع فعالیت و تعداد کارکنان طیف گسترده‌ای دارند. تعداد کارکنان این شرکت‌ها بین 90 تا 4100 نفر است. اغلب این کارکنان در همان شهرک یا روستای محل کار خود زندگی می‌کنند.
ارزش تولیدات این شرکت‌ها در سال 1986 بالغ بر 354 میلیارد یو‌آن بوده که حدود 7/31 درصد ارزش کل تولیدات صنعتی این کشور است. با تأسیس این شرکت‌ها متوسط درآمد روستاییان افزایش یافت؛ فرصت‌های شغل جدید و متنوعی فراهم آمد و زمینه برای مهاجرت از روستا به روستا فراهم شد. در حال حاضر این شهرک‌ها حدود 40 درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده و برای نزدیک به 130 میلیون نفر اشتغال ایجاد کرده‌اند.
مؤسسات مالی و اعتباری روستایی نقش مهمی در راه‌اندازی و پیشرفت این شرکت‌ها ایفا می‌کنند. این مؤسسات ابعاد متفاوتی دارند و هر یک نقش منحصر به فردی در ارائه خدمات مالی به روستاییان و در نتیجه اقتصاد ملی کشور دارند بانک کشاورزی چین، بانک توسعه کشاورزی چین، شرکت‌های سرمایه‌گذار روستایی و شرکت‌های تأمین اعتبار از جمله این مؤسسات هستند. این مؤسسات با اعطای وام و تسهیلات به کارآفرینان روستایی آنان را تشویق به راه‌اندازی شرکت‌های صنعتی و تولیدی می‌کنند.

توسعه شرکت‌های روستایی را در چین در فاصله سال‌های 1980 تا 1999 نشان می‌‌دهد.


توسعه شرکت‌‌های روستایی در چین (1999-1980 )


سال نیروی کار سهم شرکت روستایی صادرات
1980 9
4
0
1985 19
9
15
1990 23
14
43
1990
23
14 43
1995 35
25
48
2000 48 30
35



منابع

  • جان دبلیو لانگ ورث؛ " توسعه روستایی چین با مقایسه‌های بین‌المللی"؛ ترجمه مصطفی مهاجرانی, موسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی و اقتصاد کشاورزی, 1379
  • “Accelerating Chinas Rural Transformation”,The World Bank,…., 1999
  • مهاجرانی, مصطفی؛ "ریشه‌های تحولات اخیر چین و پیامدهای آن"؛ نشریه جهاد سازندگی, سال 23, شماره 258, مرداد و شهریور 1382
  • Tain Weining & et all , “Recent Economic & Agricultural Policy Development in China”,………………….., 2003
  • Zhao Bo Nian,“ The Development of Rural Housing in China”,…………….
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:11 توسط فرید |

گل درمانی  
 
کارشناسان امور زیستی و روانشناسان ، برای رسیدن به تعادل در زندگی ماشینی و زندگی احساسی و روانی، راهکارهایی را پیشنهاد میکنند و همواره به دنبال روشهایی برای کاستن از فشارهای روحی هستند. بنابر تحقیقات دانشگاه روتگرز Rutgers در نیوجرسی، راه حلهای ساده ای در طبیعت وجود دارند که میتوانند به خوبی در بالا بردن سلامت روحی افراد موثر باشند: گلها!
در حضور گلها، احساسات شادی آور افزایش پیدا میکنند و حس رضایت از زندگی شدت میگیرد، گلها رفتار اجتماعی در جهت مثبت تغییر میدهند به طوری که گاهی در باور کردن آن مشکل است.
توضیحی درباره تحقیق
تاثیر احساسی گلها توسط دکتر جینت هاویلندد-جونز Jeannette M. Haviland-Jones پروفسور روانشناسی در دانشگاه روتگرز انجام گرفته است. او چهره ای شناخته شده در زمینه روانشناسی و یک مرجه بین المللی در رابطه توضیح و تفسیر رفتار ها و نشانگان غیر کلامی و عکس العملهای آنی است.
تحقیقی که درباره آن میخوانید، درواقع پایه و اساسی علمی برای یک باور عمومی ایجاد کرده است، این باور که گلها، تاثیری سودمند و قوی بر روی دریافت کنندگان خود میگذارند.
چگونگی تحقیق
گروهی از محققین در مدت ده ماه رابطه عکس العملهای احساسی و رفتاری با گلها را مورد مطالعه قرار دادند. آنها با بررسی عکس العمل افراد در مقابل هدیه گرفتن گل متوجه شدند که گلها، تعدیل کنندگان طبیعی و سالمی برای احوالات اشخاص به شمار می آیند.
شرکت کنندگان در این مطالعه، 147 زن در سنین، میزان تحصیلات، نحوه زندگی و پیشینه مختلف بودند. زنان به این دلیل مورد مطالعه قرار گرفتند که بنا به نتایج مطالعات قبلی،زنان در شناخت و تشخیص احساسات خود دقیق تر هستند و بیشتر از مردان در کار تحقیق بر روی موضوعات احساسی همکاری نشان میدهند و از طرفی بیش از مردان درگیر فراز و نشیبهای احساسی هستند.
مغز انسان دربرابر گل بسیار حساس است دریافت هدیه شرکت کنندگان میدانستند که قرار است هدیه ای دریافت کنند اما نمیدانستند این هدیه چیست. دلیل این مرموز بودن، گرفتن یک عکس العمل واقعی و دیدن تاثیر گلها بر روی احساسات آنها بود.


عکس العملهای آنی
محققین کارکشته میتوانستند میزان ابراز احساسات و طرز رفتار دریافت کنندگان گلها را تشخیص دهند. آنها سه نوع لبخند را همراه با عکس العملهای کلامی ثبت میکردند. اطلاعات برای حفظ صحت و دقت، در طی 5 ثانیه اول دریافت گل در یک کامپیوتر دستی ضبط میشد.
لبخند مودبانه: این لبخند به طور معمول هنگام احوالپرسی سریع و یا تصدیق مودبانه چیزی به کار میرود. هیچ حرکت قابل تشخیصی در چهره دیده نمیشود و تنها گوشه های لب به بالا حرکت میکنند.
لبخند حقیقی : این لبخند هنگامی دیده میشود که تغییراتی در رفتار هم ایجاد شود که نشاندهنده خوشایند بودن یا لذت بردن از چیزی باشد. به همین دلیل "حقیقی" نامیده میشود زیرا از شادی واقعی به وجود می آید.
لبخند هیجان زده: این لبخند مجموعه دو حس است، هیجان و شادی. ما در این حالت لبخند حقیقی را همراه با علائمی نظیر بالا بردن ابروها و ایجاد خطوط افقی بر روی پیشانی مشاهده میکنیم.
مصاحبه
با تمام شرکت کنندگان قبل از دریافت هدیه خود مصاحبه میشود تا یک زمینه برای محاسبه در اختیار تیم تحقیق قرار بگیرد. آنها پس از این مصاحبه میتوانند تغییرات احساسی افراد را پس از دریافت گل اندازه گیری کنند. آنها درباره حس و حال کلی افراد در طی روزهای گذشته سوال میکنند و از آنها میخواهند تا احساسات خود را ارزش گذاری کند. چند روز پس از تحویل گل هم یک مصاحبه دیگر انجام میشود تا تغییرات روحی و حسی افراد در این حالت جدید مطلع شوند.
نتایج تحقیق
1- گلها میتوانند تاثیری آنی بر روی حس خوشنودی وارد کنند. تمام شرکت کنندگان در این تحقیق با لبخندهای "واقعی" و "هیجان زده" از هدیه گرفتن گل استقبال کردند و حس قدرشناسی و سرخوشی فوق العاده ای از خود نشان دادند. این عکس العملی همگانی است و در تمام رده های سنی دیده میشود.
2- گل تاثیر مثبت و طولانی بر حال و هوای اشخاص میگذارد. شرکت کنندگان در آزمایش توضیح دادند که پس از دریافت گل کمتر احساس اندوه، اضطراب و بی تابی داشته اند و در رفتار خود نشانه های بارزی از خوشی و رضایت را مشاهده کرده اند.
- گل موجب برقراری رابطه ای صمیمی میشود و حضور گل برقرار کردن ارتباط با خانواده و دوستان را افزایش میدهد.
خانم دکتر هاویلند جونز Dr. Haviland-Jones. پروفسور روانشناسی دانشگاه روتگرز میگوید: " عقل سلیم به ما میگوید که گلها ما را شاد میکنند. حالا علم هم به ما ثابت کرده است که گلها نه تنها ما را از آنچه تصور میکردیم، شادتر میکنند، بلکه تاثیر قوی و مثبتی افزایش احساس آسایش ما دارند."


فضاهای مشترک
این تحقیق به بررسی مکانهایی در خانه که افراد معمولا برای گذاشتن گل انتخاب میکنند نیز پرداخته است. گلها معمولا در جاهایی قرار داده میشوند که همه بتوانند آنرا ببینند، مانند سرسرا، اتاق نشیمن و اتاق غذا خوری و بر این حقیقت دلالت میکنند که گلها نمادی برای تقسیم خوشیها هستند. بنا به گفته دکتر هاویلند جونز، " گلها برای کسانی که به اتاق وارد میشوند احساسات مثبت به ارمغان می آورند و فضا را بیش از پیش دعوت کننده و خودمانی میکنند."
تاثیرات مثبت گل بر سالمندان
سالمندان در هر نقطه از جهان، هر روز خود را با قدمی به سمت پیری، خمودگی، ضعف حافظه و انزوای اجتماعی آغاز میکنند. محققان دانشگاه روتگرز بهبود وضعیت روحی سالمندان را نیز یکی از اهداف خود قرار داده اند. یک تحقیق 6 ماهه بر روی شهروندان بزرگسال نشان داده است که وجود گلها به طور عمیق و موثر موجب کاهش افسردگی و خمودگی، افزایش و توسعه برخوردهای اجتماعی و تقویت کننده حافظه در سنین بالا هستند.
81 درصد از سالمندان شرکت کننده در این تحقیق اعلام کردند که در پی هدیه گرفتن گل، از میزان کسالت آنها کاسته شده است. چهل درصد از آنها در خارج از چهارچوب دائمی دوستان صمیمی و خانواده، به معاشرت و شرکت در مناسبتهای اجتماعی پرداخته بودند و 72 درصد از آنان در تستهای حافظه به نتایجی مثبت و کاملا متفاوت از تستهای ابتدای تحقیق دست یافتند. دکتر هاویلند جونز میگوید:" مردم شاد، از زندگی طولانی تر و سلامت تری بهره مند میشوند و تغیرات را با دیدگاه مثبت پذیرا میشوند. تحقیقات ما نشان داد که در طی روند سالخوردگی، اندکی از طبیعت، میتواند یک دنیا معجزه کند و بر میزان رضایت ما از زندگی بیافزاید."
تاثیر مثبت گلها بر مردان
یک تحقیق دیگر گروه روتگرز نشان داد مردانی که گل دریافت میکنند نیز علائم خشنودی و توسعه روابط اجتماعی را نشان میدهند. این محققین دو گروه از مردان را در سنین و نژادهای مختلف مورد بررسی قرار داد که تنها یک گروه از آنان گل دریافت کردند و تمام عکس العملهای کلامی و زبان بدن آنها مورد مطالعه قرار گرفت.
مردانی که گل دریافت کرده بودند، در گفتگوها بیشتر به چشمان هم صحبت خود نگاه میکردند و با محققین رابطه بهتری برقرار میکردند و نسبت به کسانی که گل دریافت نکرده بودند، لبخندهای حقیقی بیشتری بر لب داشتند. در این رشته تحقیقات، هرچند در کل زنان بیشتر از مردان به ابراز احساسات شدیدتری پرداخته اند، اما نتیجه در هر دو جنس یکی بوده است. به گفته دکتر هاویلند- جونز " هنگامی که پای گل هدیه گرفتن به میان می آید، زنان و مردان در یک تیم قرار دارند. به نظر میرسد که همه ما دچار خوشی فوق العاده ای میشویم و رفتارهای اجتماعی خود را تقویت میکنیم."
تحقیقات تکمیلی
نتیجه تحقیقات دانشگاه روتگرز در اینجا به پایان نمیرسد، این گروه میگویند که انسان میتواند از گلها برای فراخواندن قدرتها و احساسات خود استفاده کند و راز این کار در "رنگ" گل نهفته است. هر رنگ دارای طول موج خاص خود است و هنگامی که وارد چشم میشود و از شبکیه عبور میکند و به عصب بینایی میرسد، تعدادی عکس العملهای زنجیره ای پدید می آورد که به واکنشهایی در کل بدن منجر میشود. ابتدا حاملان شیمیایی اطلاعات در طول رگهای عصبی که Neurotransmitterنام دارند، آزاد میشوند و با تحریک اعصاب مختلف موجب ترشح هورمونهای آرامبخش نظیر ملاتونین melatonin، هورمونهای محرک مانند آدرنالین adrenaline و هورمونهای شادی آوری چون سروتونین serotonin میشوند.


به چند مثال توجه کنید:
افزایش انرژی با گل سرخ
از آنجایی که رنگ قرمز دارای کمترین سرعت ارتعاش و طولانی ترین طول موج است، غدد فوق کلیوی را تحریک کرده و با ترشح آدرنالین موجب افزایش انرژی میشود.
افزایش اعتماد و صمیمیت با زنبق بنفش
رنگ نیلی-بنفش غده صنوبری مغز را تحریک میکند که در واقع تنظیم کننده برنامه خواب به شمار میرود. این رنگ ذهن را از تشویش، نگرانی و ترس خالی میکند و مانع درخود ریختن احساسات میشود. افزایش هوشیاری با آفتابگردان
موج نوری رنگ زرد مغز را تحریک میکند و موجب هوشیاری، ذکاوت و قطعیت میشود. از آنجایی که ما رنگ زرد را رنگ خورشید و نور میدانیم، گل آفتابگردان به ایجاد حس خوشبینی نیز کمک میکند.
خواب راحت با گل استکانی آبی
رنگ آبی به ترشح ملاتونین کمک میکند که یک هورمون مترشحه از مغز بوده و به آرام شدن و داشتن خوابی راحت کمک میکند. رنگ آبی غده تیروئید را نیز تحریک میکند که با ترشح تیروکسین thyroxin، سوخت و ساز بدن را تنظیم میکند.
آرامش با گل آهار سبز
رنگ سبز بر روی سیستم عصبی تاثیر میکند و موجب میشود تا آهسته تر و عمیقتر تنفس کنیم، این رنگ ترشح هورمونهای تنش زا را کند میکند و به آرامش قلب کمک میکند.


جلوگیری از آلرژی با گل داوودی نارنجی
رنگ نارنجی سیستم ایمنی بدن و ریه ها را تقویت میکند و میتواند آلرژیهای بهاره را دفع کند. نارنجی تاثیر مثبت فراوانی بر سیستم گوارش و اندامهای جنسی دارد.
یاس بنفش و غلبه بر استرس
رنگ بنفش ملایم، آرامبخش سوختگی ها است، مانند آفتاب سوختگی یا عرق سوز شدن. به علاوه گرسنگی کاذب را از بین میبرد و سوخت و ساز بدن را تنظیم میکند. این رنگ غده هیپوفیز را تحریک میکند که با ترشح هورمون ضد تنش بتا اندورفین beta-endorphin موجب آرامش میشود.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:2 توسط فرید |

18مهر روز جهانی پست مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:29 توسط فرید |

15مهر روز بخشایش ودوستی از جشنهای مهرگان ایران مهرگان برهمگان مبارک باد

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:27 توسط فرید |

روز جهانی کودک مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:23 توسط فرید |

14 مهر روز دامپزشکی مبارک باد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:22 توسط فرید |

هفته نیروی انتظامی بر تمامی سخت کوشان عرصه پاسداری از کیا ن ملی مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:21 توسط فرید |

 
http://www.clickchi.com/index.php?refer=farid