عید نو
صدای
پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان
بلا تکلیف است، از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید
فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست وشوی جان
در نهر پاک رمضان است.
عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست، عید
برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر
خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند
و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد . فطر شادی و دست افشانی بر
رفتن رمضان نیست ، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که
رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجات هایش از ما آدمی دیگر
بسازد . اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را در
روح خود احساس نکنیم، عید فطرعید ما نیست . از اینروست که در دعای قنوت
نماز عید فطر می خوانیم :
"اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین
عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً"؛ از تو خواهم به حق این
روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و
فزونی ساختی .
در طی ماه مبارک رمضان ، در پنج بخش " مائده جان
رسید" به بررسی تصویر رمضان و روزه در آئینه شعر فارسی پرداختیم ، و دیدیم
که رمضانیات برخی از شعرا ( مانند فرخی ومنوچهری و حتی حافظ) بیشتر در شب
و روز عید فطر دست داده است . برای آن که این مقال را به پایان بریم سزاست
که به بررسی عید فطر در اشعار خداوند رمضان ستایی نظری افکنیم.
دوستانی
که سری مقالات "مائده جان رسید" را پی گرفته باشند به خوبی می دانند که
لقب خداوند گار رمضان ستایی به حق برازنده مولانا جلال الدین محمد بلخی
است . " مولانا بر خلاف دیگر شاعران که رمضان را به سوگ می نشستند، آن را
جشن می گرفت و اینک در عید فطرهم به جشن می نشیند اما نه از آنروی که روزه
تمام شده است بل از آنرو که یک حیات جدید در جهانی جدید و جانی جدید آغاز
شده است "1
از نظر گاه مولانا در طول ماه رمضان منِ حقیقی انسان که
در سایه من های دروغین وی قرار گرفته بود، مجال می یابد که از سایه برون
آمده و خویشتنِ انسان شود؛ و با عید فطر این من برآمده که از مذبح من های
دروغین ( من هایی که آلوده به نام و نان و شهوت اند. من هایی که نه سر بر
آسمان که دل در گرو زمین دارند ) باز می گردد ، فرصت عروج می یابد . در
نظر گاه مولانا عید فطر عید عاشقی است که اسماعیلِ خویشتن را ابراهیم وار
به مذبح برده است و در پاداش فطر و شادی آن را دریافت داشته است :
| " عید بر عاشقان مبارک باد |
عاشقان عیدتان مبارک باد |
| بر تو ای ماه آسمان و زمین |
تا به هفت آسمان مبارک باد |
| عید آمد به کف نشان وصال |
عاشقان این نشان مبارک باد |
| روزه مگشای جز به قند لبش |
قند او در دهان مبارک باد |
| عید آمد که این سبکروحان |
رطلهای گران مبارک باد "2 |
"
عید فطر در نگاه مولانا روز کمال است و وصال ، روز مشاهده و رویت ، ماه
فائق آمدن بر تضادها ... عید فطر روز اجابت است و شگفتا از شگفتی
دریافتهای مولوی در این روز:
| بگذشت مه روزه ، عید آمد وعید آمد |
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد |
| آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد |
معشوق توعاشق شد شیخ تو مرید آمد |
| شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد |
شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد |
| جان ازتن آلوده هم پاک به پاکی رفت |
هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد |
| از لذت جام تو دل مانده به دام تو |
جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد |
| بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته |
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد |
| باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم |
بر بوی بهار تو ازغیب رسید آمد" 3 |
شگفت
که دراین ماه، سنگ درون به گوهر، زهرجان به شکر و قفل دل به کلید تبدیل می
شود و مولانا درعید فطر برتمام این گشایش ها دست افشان و سپاس گویان است .
در غزلی مولانا رمضان را به " مریم " و عید فطر را به " عیسی " تشبیه می کند:
| نومید مشو جانا کاومید پدید آمد |
امید همه جان ما ازغیب رسید آمد |
| نومید مشو گرچه مریم بشد از دستت |
کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد... |
| ای شب به سحر برده در یارب و یارب ، تو |
آن یارب و یارب را رحمت به شنید آمد |
| ای درد کهن گشته ! بخ بخ که شفا آمد |
وی قفل فرو بسته بگشا که کلید آمد |
| ای روزه گرفته تو ازمائده بالا |
روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد ... "4 |
" از هر طرف دیوان مولانا که می روی جز حیرتت نمی افزاید وافزایش این حیرت ره آوردی جز شوق و شور" لا یدرک ولا یوصف" چیزی نیست ." 5
انتخاب
غزلی از مولانا بعنوان فصل الخطاب این گفتار دشوار است که هر چه او در
ستایش رمضان و پی آمد آن عید فطر دارد همه شور است و شیدایی ، مولانا در
رمضانِ احیاء کننده ، زنده شده و دست افشان و پا کوبان می سراید:
| عید آمد و عید آمد و آن بخت سعید آمد |
برگیرو دهل می زن کان ماه پدید آمد |
| عید آمد ای مجنون، غلغل شنواز گردون |
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد |
| عید آمد ره جویان ، رقصان وغزل گویان |
کان قیصر مه رویان زان " قصر مشید"(6) آمد |
| صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی |
کان خوبی و زیبایی بی مثل و ندید آمد |
| زان قدرت پیوستن ، داوود نبی مستش |
تا موم کند دستش ، گر سنگ و حدید آمد |
| عید آمد و ما بی او عیدیم بیا تا ما |
برعید زنیم این دم کان خوان و ثرید (7)آمد؟ |
| زو زهر شکرگردد، زو ابرقمر گردد |
زو تازه وتر گردد هرجا که قدید(8) آمد |
| برخیز و به میدان رو ، در حلقه رندان رو |
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد |
| غمهاش همه شادی ، بندش همه آزادی |
یک دانه بد و دادی ، صد باغ مزید آمد |
| من بنده آن شرقم ، در نعمت آن غرقم |
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد |
| بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن |
رو صبرکن از گفتن چون صبر کلید آمد "9 |
پی نوشت ها:
1- امیری اسفندته . مرتضی . این شرح شرحه شرحه ( تجلی و بررسی اجمالی رمضان در ادوارشعرپارسی ) انتشارات سفیرصبح 1378ص150.
2- همان، ص 150.
3- همان، ص 154.
4- همان، صص6 و155.
5- همان، ص160.
6- قصر مشید : مشید: برافراشته ،مرتفع. قصرمشید اشاره به " بروج مشیده"(سوره نسا آیه 78)
7- قدید : گوشت کفانیده پاره کرده یا گوشت به درازا بریده خشک کرده . استعاره از هلال ماه شوال .
8- ثرید : معرب ترید . تلیت و تریت عامیانه : نوعی از طعام که پاره های نان را در شوربای گوشت تر کنند.
9- همان، صص 7 و156
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:13 توسط فرید
|
رویت هلال ماه رمضان، رویت هلال شوال
اقوال فقها
موضوع
رویت هلال ماه های رمضان و شوال در سال های اخیر از مباحث مهم جامعه ما
بوده است و از اهمیت خاصی برخوردار است، مقاله ای که ملاحظه می فرمایید به
این موضوع به طور کلی می پردازد و وضعیت رویت هلال ماه مبارک رمضان را
مورد بررسی قرار می دهد .
با نزدیک شدن ماه مبارک رمضان راصدین
مشتاقانه به دیدار این هلال می روند . رویت هلال این ماه به خاطر جنبه
های دینی و مذهبی آن دو چندان می شود زیرا این ماه به شهر الله معروف است
و مسلمین میهمان خداوند سبحان هستند و شبی در این ماه قرار دارد که خیر من
الف شهر است یعنی برتر از هزار ماه است .
تعیین ماه قمری مبتنی بر
رویت هلال است و ناظران در آغاز هر ماه می کوشند تا هلال را رصد نمایند
ولی دیدن هلال در اولین شب پس از خارج شدن از محاق کار دشواری است.
ماه
شب اول به صورت هلال باریکی در غرب آسمان در نزدیکی افق برای مدت کوتاهی
نمایان می شود و رویت پذیری آن به شرایط متعددی بستگی دارد .
اگر
چه ماه تقریباٌ هر 5/29 روز یکبار به دور زمین گردش می کند ولی به خاطر
پیچیدگی های مدار آن تعیین دقیق زمان ظاهر شدن هلال بسیار مشکل است علاوه
بر آن ممکن است وجود غبار ابر یا محدود بودن افق ناظرسبب شود تا راصدین
نتوانند هلال را به آسانی شکار کنند .
بناء
اسلام بر سال و ماه قمری است . خداوند سبحان در آیه کریمه « ان عدة الشهور
عندالله اثناعشر شهراٌ فی کتاب الله یوم خلق السموات والارض منها اربعه
حرم ذلک الدین القیم » تعداد ماه ها را 12 عدد معرفی نموده است و ترتیب
آنها را منوط به خلقت و آفرینش دانسته و همگام با فطرت انسانی دانسته است .
اهل
شرع ماه های قمری را از رویت هلال تا رویت هلال دیگر محاسبه می کنند .
بیرونی یکی از منجمین بر این نظر است که امکان دارد دو ماه پیوسته تمام
باشد و تا سه ماه پیوسته ناقص رویت شود ولی صاحب زیج بهادری پس از محاسبه
ای دقیق می نویسد : ممکن است چهار ماه متوالی هر ماه سی روز و سه ماه
متوالی هر کدام بیست و نه روز واقع شود .
اهمیت ماه های قمری به این
جهت است که بسیاری از اعمال عبادی همچون روزه ، حج و ... با رویت هلال
ارتباط تام دارد و لذا تاریخ هجری قمری نخستین تاریخی است که مورد
استفاده دنیای اسلام و مسلمانان جهان قرارگرفته و در آن اعیاد و سوگواری
های مذهبی به کمال و تمام یاد شده است .
تاریخ هجری قمری که
مبنایش هجرت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه است با
ماه محرم آغاز می شود و با ماه ذی الحجه پایان می پذیرد .
قرآن کریم از هلال ماه، منازل ماه و ... بارها سخن به میان آورده و ذیل آیات اهدافی را دنبال نموده است .
در آیه 5 سوره یونس می فرمایند :
«
هوالذی جعل الشمس ضیاء و القمر نوراٌ و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و
الحساب ما خلق الله ذلک الا بالحق. »؛ او کسی است که خورشید را روشنایی
و ماه را نور قرار داد و برای آن منزلگاه هایی مقدر کرد تا عدد سال ها و
حساب کارها را بدانید ، خداوند این را جز به حق نیافریده است .
معلوم
می شود که از اشکال مختلف ماه در آسمان همچون هلال ، تربیع ، تثلیث ،
تسدیس و بدر و سپس رو به نقصان گذاردن آن برای مردم بدون محاسبات
نجومی و رجوع به اهل خبره امکان پذیر است .
همچنین فرمود « یسئلونک
عن الاهله قل هی مواقیت للناس والحج»؛ ای پیامبر درباره هلال های ماه از
تو سئوال می کنند، بگو آنها بیان اوقات برای نظام زندگی مردم و تعیین وقت
حج است.
و همچنین فرمود : « الشمس و القمر بحسبان »؛ خورشید و ماه بر طبق حساب منظمی می گردند.
و بر حرکت زمین گرد خورشید و گردش نجومی ماه دور کره زمین تکیه می نماید و فرمود:
« والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم »؛ که برای ماه منزل هایی را مقدر فرموده است .
عوامل ذیل موجب اختلاف رویت می شود:
الف ) اختلاف طول شهرها
هر
شهری که طول آن نزدیک تر به مبداء طول ( گرینویچ ) باشد در بسیاری از
اوقات رویت در آن بیش از مناطقی است که طول شرقی آنها زیادتر از مبداء
مزبور باشد یعنی در بلاد غربی تر امکان رویت بیش از بلاد شرقی است .
ب ) اختلاف عرض شهرها
دوری
بعد معدل النهار از منطقه البروج و نزدیک شدن به آن در کوتاهی و بلندی شب
و روز تاثیر دارد و بنابراین اگر دو شهر در طول و عرض برابر باشند اما
یکی در نیم کره جنوبی و دیگری در نیم کره شمالی باشد امکان دارد هلال در
شهر اول دیده نشود و در شهر دوم رویت شود. از طرفی بعد (عرض) قمر از
دایره بروج موثر است .
ج ) اوضاع فلکی
دور و نزدیک بودن ماه به زمین در رویت موثر است لذا امکان رویت در حال حضیض بیش از حال دوری است .
همچنین
بعد معدل ( بعد و فاصله غروب ماه پس از غروب خورشید ) فاکتور مهمی است و
لذا هر اندازه فاصله غروب ماه زیادتر باشد زمان مکث هلال فوق افق بیشتر
است و بهتر می توان رویت نمود .
عناصر دیگری مثل قرآن نیرین (
نزدیکی ماه و خورشید یا به عبارتی در یک راستا قرار گرفتن ماه و خورشید )
و ارتفاع ماه و سن هلال می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد .
در
این که حلول ماه به رویت و مشاهده هلال ثابت می شود اختلاف و تردیدی وجود
ندارد اکثر فقها، اثبات هلال را به رویت ضروری دین شمرده و اجماع و اتفاق
مسلمانان را بر اعتبار آن ثابت دانسته اند . در سیره پیامبر ثابت است که
حضرت به جستجوی هلال می پرداخت و این امر را به عهده داشت .
در احادیث متواتر رویت هلال موجب صوم و فطر داشته شده است.
صحیح
محمد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند :" اذا
رایتم الهلال فصوموا و اذ رایتموه فافطروا"؛ با دیدن هلال روزه بدار و
با دیدن آن روزه بگشا .
البته بسیاری از فقها" رویة عن حس" را معتبر
می دانند یعنی با چشم غیر مسلح، ماه دیده شود و اگر توسط دوربین و تلسکوپ
هلال دیده شود آن را معتبر نمی دانند و اما فقهایی هم هستند که رویت با
چشم مسلح را در حکم رویت با چشم غیر مسلح می دانند و هر دو را حجت می
دانند .
پس اگر دو شخص عادل ادعای رویت هلال نمودند و شهادتشان بر مبنای دلیل و مدرک بود از آنها پذیرفته می شود .
گروهی
از فقها با بهره گیری از اصول و قواعد علمی بر این نظرند که ادله نقلی (
آیات و روایات ) دلالت تام بر لزوم اتحاد آفاق ( شهرهای نزدیک به هم )
و موضوعیت رویت دارند و نقطه مقابل گروهی دیگر با استفاده از قواعد و ادله
مزبور معتقدند اتحاد آفاق لازم نیست و ادله نقلی هم طریق و کاشف از واقع
می باشند .
قائلین به اتحاد افق از اطلاقات و عمومات روایات استفاده
نموده اند که پیامبر اسلام فرمود : " صوموا لرویته وافطروا الرویته"؛ با
دیدن ماه روزه بگیرید و با دیدنش افطار کنید پس رویت شرط دخول ماه است و
دیدن هلال موضوعیت دارد. اما گروهی که رویت را برای همه آفاق معتبر می
دانند به دعای وارده در قنوت نماز عید فطر اشاره کرده اند . در این دعا می
خوانیم :
"و اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا"؛ این عید برای همه مسلمین است .
همچنین لیلة القدر ظاهر در این است که این لیله معین دارای احکام مشخص برای جمیع مسلمین است .
این
اختلاف میان علمای عامه هم وجود دارد. حنفی ها و مالکی ها و حنبلی ها قائل
به ثبوت رویت هلال برای همه نقاط عالم در صورت رویت در یک نقطه هستند و
شافعیه معتقدند اگر رای فقها مختلف باشد رویت هر ناحیه برای همان ناحیه
حجت است.
آن هنگام که ماه رمضان به پایان می رسد عید فطر است . عید
، بازگشت به اصل است ؛ نه بازگشت به زندگی معمولی و دنیوی که قبلاٌ وجود
داشت . چنانچه واژه دیگری که از ریشه « عاد یعود» می آید ، واژه معاد
است . معاد یعنی بازگشت نزد پروردگار خود . در واقع عید، معاد و عود
جملگی از یک ریشه اند . رمضان که به پایان می رسد، عید است ، یعنی بازگشت
به مبدا به تحقق می رسد اگر چه بازگشت به مبدا برای همه ما متحقق نشده
اما به یمن این که برای مردان خدا و ذات مقدسی که در هر عصری هستند به
تحقق پیوسته ، ما هم به متابعت از آنها عید می گیریم و این عید، عید فطر
است . فطر مناسبت با فطرت دارد و فطرت ، فطرت ایمان است . در واقع این
عید برای سلامت فطرت ایمان برگزار می شود .
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:6 توسط فرید
|
بشارت باد، فرا رسیدن عید فطر
جایزه الهی
"عید"
در لغت از ماده "عود" به معنی بازگشت است، لذا روزهایی را که مشکلات قوم و
جمعیتی برطرف می شود و به پیروزی ها و راحتی های نخستین باز می گردند، عید
می نامند. مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماهه
رمضان یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان ، باز
می گردد، و آلودگی هایی که بر خلاف فطرت است ، از میان می رود .
"عید
فطر" یکی از دو عید بزرگ در سنت اسلامی است . مسلمانان روزه دار که ماه
رمضان را روزه به پا داشته و از خوردن ،آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح
دیگر امتناع ورزیده اند ، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه
شوال اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند ، اجر و پاداشی که خداوند ،
خود به آنان وعده داده است .
روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر
خوانده اند که در این روز، امر امساک از خوردن و آشامیدن برداشته می شود و
مؤمنان رخصت می یابند در روز، افطار کنند و روزه خود را بشکنند.
حضرت علی (ع) به مناسبت عید فطر خطبه ای قرائت کرده و در آن ، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است :
ای مردم! این روز شما ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و نا امید می گردند.
دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است .
(عید
فطر) شبیه ترین روز به روز قیامت است. - چون در قیامت عده ای که زیان
کارند ، تأسف می خوردند و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند رستگار و
متنعم به نعمت های الهی می شوند . -
وقتی از منازلتان برای خواندن
نماز عید خارج می شوید ، به یاد آورید زمانی را که از منزل بدن خود خارج
شده و به سوی خدای خود خواهید رفت .
وقتی در جایگاه نماز خود می
ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و از شما
حسابرسی می کنند. وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید
زمانی را که به منازل خود در بهشت خواهید رفت .
ای بندگان خدا!
کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای
در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: "هان! بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید ."
از
سخنان معصومین علیهم السلام چنین برداشت می شود که روز عید فطر، روز گرفتن
مزد است. لذا در این روز مستحب است که انسان بسیار دعا کند و به یاد خدا
باشد و روز خود را به بطالت و تنبلی نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.
مناسبت
های مختلف اسلامی ، زمینه توجه به خدای متعال و زنده کننده یاد او در
زندگی و فکر مسلمانان است و برای بسیاری از این مناسبت ها، اعمال و دعاهای
ویژه ای از جمله "نماز" بیان شده است . بر خلاف اغلب جشن ها و اعیاد ، که
آمیخته به غفلت ها، هوسرانی ها و شهوات است، اعیاد اسلامی، همراه با نماز،
دعا، انفاق، صدقه ، غسل ، طهارت و ... است .
در حدیث شریفی از امام رضا علیه السلام آمده است :
"
خداوند ، روز فطر را بدین سبب "عید فطر" قرار داد تا مسلمانان ، اجتماع و
مجمعی داشته باشند که در آن روز، گرد هم آیند و در برابر خداوند ، به
خاطرمنت ها و نعمت هایش، به تمجید و تعظیم بپردازند، پس آن روز، روز عید و
تجمع ، روز زکات و رغبت و روز نیایش است. "
بارالها!
به حق این روز، که آن را برای مسلمانان عید و برای محمد صلی الله و علیه و
اله ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادی از تو می خواهم که بر محمد و
آل محمد درود فرستی و مرا در هر خیری وارد کنی که محمد و آل محمد را در آن
وارد کردی و از هر بدی که محمد و آل محمد را خارج ساختی ، ما را نیز از آن
خارج ساز، درود و صلوات تو بر او و آنها. خداوندا! از تو می طلبم، هر آنچه
را که بندگان شایسته ات از تو خواستند و به تو پناه می برم از هر آنچه که
بندگان خالصت به تو پناه بردند .
عمده
ترین چیزی که در این نماز، از خدا خواسته می شود، آمرزش و مغفرت الهی و
مبارک ساختن این عید، با قبولی طاعات است و این، بهترین جایزه ای است که
خداوند به نمازگزاران روزه دار، عطا می کند .
امام باقر علیه السلام از
رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود : هر گاه روز اول ماه
شوال (عید فطر) فرا می رسد ، منادی از سوی خداوند ندا می دهد : " ای مؤمنین : بشتابید به سوی جایزه هایتان."آنگاه
امام باقر علیه السلام رو به جابر کرد و فرمود : ای جابر! جوایز خدا، مثل
جایزه های این پادشاهان نیست! امروز ، روز جایزه هاست!
از "سوید بن غفله" نقل شده است : در روز عید بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام وارد شدم و دیدم که نزد او نان گندم و خطیفه
(خوراکی از آرد و شیر) و ملبنة (غذا یا حلوایی که با شیر تهیه می شود ) موجود است . پس به آن حضرت عرض کردم : روز عید و خطیفه؟!
حضرت فرمود : این عید کسی است که آمرزیده شده است. منابع:1- تحف العقول، ص 170.
2- وسائل الشیعه، ج 5، ص141.
3- همان ، ص 140.
4- بحار الانوار، ج40، ص 74 .
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:5 توسط فرید
|
عید سعید فطر؛ روزپاداش
عید
فطر یكى از دوعید بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن، احادیث و روایات
بی شمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به
پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از كارهاى مباح دیگر امتناع
ورزیده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و
پاداش خود را از خداوند مىطلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان
وعده داده است.
امیرالمؤمنین علىعلیه السلام در یكى از اعیاد فطر خطبهاى خواندهاند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم دادهاند.
"
خطب امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها
الناس! ان یومكم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون وهو اشبه
بیوم قیامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث
الى ربكم واذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بین یدى ربكم، واذكروا
برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.
عبادالله! ان
ادنى ما للصائمین والصائمات ان ینادیهم ملك فى آخر یوم من شهر رمضان،
ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كیف تكونون فیما
تستانفون." (1)
اى مردم! این روز، روزى است كه نیكوكاران در آن
پاداش مىگیرند و زیانكاران و تبهكاران در آن مایوس و نا امید مىگردند و
این شباهتى زیاد به روزقیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار
جایگاه نمازعید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى
پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز، به یاد آورید ایستادن در برابر
پروردگارتان را. و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شوید بازگشتتان را
به سوى منازلتان در بهشت برین. اى بندگان خدا، كمترین چیزى كه به زنان و
مردان روزه دار داده مىشود این است كه فرشتهاى در آخرین روز ماه رمضان
به آنان ندا مىدهد و مىگوید:
«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فكر آینده خویش باشید كه چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»
عارف
وارسته ملكى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است كه
خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه
دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد
حضرت او گرد آیند و بر خوان كرم او بنشینند وادب بندگى بجاى آرند، چشم
امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به
نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده
است كه هر نیازى به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان
ببخشند و ازمهربانى و بنده نوازى، بخشایش و كارسازى در حق آنان روا دارد
كه گمان نیز نمىبرند.» (2)
روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر
خواندهاند كه در این روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته
شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روزافطاركنند و روزه خود را بشكنند فطر و
فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته
شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و
نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار مىنامند و از این رو است كه
پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مىشود
انسان افطار مىكند یعنى اجازه خوردن پس ازامساك از خوردن به او داده
مىشود.
عید فطر داراى اعمال وعباداتى است كه در روایات معصومین علیهم السلام به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیزآمده است.
از
سخنان معصومین علیهم السلام چنین مستفاد مىشود كه روزعید فطر، روزگرفتن
مزد است. و لذا دراین روز مستحب است كه انسان بسیار دعا كند و به یاد خدا
باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.
و در قنوت نماز عید مىخوانیم:
«...
اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه وآله
ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد وآل محمد وان تدخلنى فى كل
خیرادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل
محمد، صلواتك علیه وعلیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و
اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون.»
بارالها! به حق این روزى
كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد (ص) ذخیره و شرافت و كرامت و
فضیلت قرار دادى از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا
در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و ازهر سوء و
بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و
آنها، خداوندا، ازتو مىطلبم آنچه بندگان شایستهات از تو خواستند و به تو
پناه مىبرم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند.
در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:
«اللهم
صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا
و اجعله من خیر یوم مرّ علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب واغفرلنا ما خفى
من ذنوبنا وما علن ... اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته
للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او
سوء اسلفناه او خاطر شرّ اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»
پروردگارا!
بر محمد وآل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر
را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه
بر ما گذشته است كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان
را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه کرده ایم
... خداوندا! دراین روزعید فطرمان كه براى مؤمنان روزعید و خوشحالى و براى
مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قراردادى؛ ازهر گناهى كه مرتكب شدهایم و
هر كار بدى كه كردهایم وهر نیت ناشایستهاى كه در ضمیرمان نقش بسته است
به سوى تو باز مىگردیم و توبه مىكنیم، توبهاى كه در آن بازگشت به
گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد.
بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را
توفیق بازگشت به سویت و توبه ازگناهان عطا فرما.» (3)
پىنوشتها:
1- محمدى رى شهرى، میزان الحكمة،ج 7، صص131 -132.
2- میرزا جواد آقا ملكى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، ص 167.
3- ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 صص 10- 11، 50 .
و استفاده از کتاب رمضان، تجلى معبود ( ره توشه راهیان نور)، صفحه 248 .
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:4 توسط فرید
|
و چقدر سخت است , که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم…
اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)
وقتی یادم
میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم
میگیره… آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو
تجربه کنم…
و صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت…
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم…
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه…
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!
کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:3 توسط فرید
|
اعمال عید فطر
از
جمله لیالى شریفه شب عید فطر می باشد و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن
احادیث بسیار وارد شده و روایت شده است كه آن شب كمتراز شب قدر نیست.
برای درک این شب عزیز انجام اعمالی از ائمه علیهم السلام به ما سفارش شده
است :
1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .
2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.
3-
بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛" الله اكبر الله
اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على
ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.
4- بعد از نماز مغرب
و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:" یا ذاالمن و
الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی
كل ذنب احصیته وهو عندك فی كتاب مبین." پس به سجده برود و صد مرتبه در
سجده بگوید: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه
ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روایتی از شیخ آمده كه: بعد از
نماز مغرب به سجده رود و بگوید" یا ذاالحول یا ذاالطول یا مصطفیا محمدا و
ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلی كل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندك
فی كتاب مبین." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.
5- زیارت امام حسین علیه السلام كه فضیلت بسیار دارد.
6-
ده مرتبه ذكر" یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب
المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی
هذه العشیة." كه از اعمال شب جمعه است، گفته شود.
7- ده ركعت نماز
كه در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج نماز دو رکعتی ، درهر
رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بارخوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه
ذکر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از
نمازهزارمرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:" یا حی
یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم
الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و
صیامنا و قیامنا."
8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا
آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد،
یك مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر"
اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگوید: " یا ذاالمن والجود یا ذاالمن
والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی كذا
و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روایت است كه حضرت امیرالمؤمنین
علیه السلام این دو ركعت را به این كیفیت بجا مىآورد پس سراز سجده
برمىداشت و مىفرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هر كه
این نماز را بخواند، هر حاجتی از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد
ریگ هاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد. و در روایت دیگر به جاى هزار
مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده است. شیخ و سید بعد از نماز این دعا را نقل
كردهاند: " یاالله یاالله یاالله یا رحمان یاالله یا رحیم یاالله یا ملك
یاالله یا قدوس یاالله یا سلام یاالله یا مؤمن یاالله یا مهیمن یاالله
یاعزیز یاالله یا جبار یاالله یا متكبر یاالله یا خالق یاالله یا بارئ
یاالله یا مصور یاالله یاعالم یاالله یا عظیم یاالله یا علیم یاالله یا
كریم یاالله یا حلیم یاالله یا حكیم یاالله یا سمیع یاالله یا بصیر یاالله
یا قریب یاالله یا مجیب یاالله یا جواد یاالله یا ماجد یاالله یا ملی
یاالله یا وفی یاالله یا مولى یاالله یا قاضی یاالله یا سریع یاالله یا
شدید یاالله یا رئوف یاالله یا رقیب یاالله یا مجید یاالله یا حفیظ یاالله
یا محیط یاالله یا سیدالسادات یاالله یا اول یاالله یا آخر یاالله یا ظاهر
یاالله یا باطن یاالله یا فاخر یاالله یا قاهر یا الله یا رباه یاالله یا
رباه یاالله یا رباه یاالله یا ودود یاالله یا نور یاالله یا رافع یاالله
یا مانع یاالله یا دافع یاالله یا فاتح یاالله یا نفاح [نفاع] یاالله یا
جلیل یاالله یا جمیل یاالله یا شهید یاالله یا شاهد یاالله یا مغیث
یاالله یا حبیب یاالله یا فاطر یاالله یا مطهر یاالله یا ملك یاالله یا
مقتدر یاالله یا قابض یاالله یا باسط یاالله یا محیی یاالله یا ممیت
یاالله یا باعث یاالله یا وارث یاالله یا معطی یاالله یا مفضل یاالله یا
منعم یاالله یا حق یاالله یا مبین یاالله یا طیب یاالله یا محسن یاالله یا
مجمل یاالله یا مبدئ یاالله یا معید یاالله یا بارئ یاالله یا بدیع یاالله
یا هادی یاالله یا كافی یاالله یا شافی یاالله یا علی یاالله یاعظیم
یاالله یا حنان یاالله یا منان یاالله یا ذاالطول یاالله یا متعالی یاالله
یا عدل یاالله یا ذاالمعارج یاالله یا صادق یاالله یا صدوق یاالله یا دیان
یاالله یا باقی یاالله یا واقی یاالله یا ذاالجلال یاالله یا ذاالاكرام
یاالله یا محمود یاالله یا معبود یاالله یا صانع یاالله یا معین یاالله یا
مكون یاالله یا فعال یاالله یا لطیف یاالله یا غفور یاالله یا شكور یاالله
یا نور یاالله یا قدیر یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه
یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله یا
رباه یاالله یا رباه یاالله یا رباه یاالله اسالك ان تصلی على محمد و آل
محمد و تمن علی برضاك و تعفوعنی بحلمك و توسع علی من رزقك الحلال الطیب من
حیث احتسب و من حیث لا احتسب فانی عبدك لیس لی احد سواك ولا احد اساله
غیرك یا ارحم الراحمین ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم. پس به
سجده مىروى و مىگویى: یاالله یاالله یاالله یا رب یا رب یا رب یا منزل
البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم فی مخزون الغیب عندك والاسماء
المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلی على محمد وآل محمد وان
تقبل منی شهررمضان و تكتبنی من الوافدین الى بیتك الحرام و تصفح لی عن
الذنوب العظام و تستخرج لی یا رب كنوزك یا رحمان."
9- چهارده ركعت
نمازاقامه كند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر ركعت بعد از حمد، یک
بار آیةالكرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل
سال وعبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.
10- شیخ درمصباح فرموده كه در آخر شب غسل كن و بر سجاده خود تا طلوع فجربنشین وعبادت کن.
اعمال روزعید
1- بعد از نماز صبح و نمازعید آن تكبیراتى را كه در شب عید ذکر شد، گفته شود.
2-پرداخت زکات فطره پیش از نمازعید.
4-
انجام غسل روزعید. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن
نمازعید است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ایمانا بك وتصدیقا بكتابك واتباع
سنة نبیك محمد صلى الله علیه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله كفارة
لذنوبی وطهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس."
5- برای اقامه نمازعید لباس نیکو پوشیده و ازعطر استفاده نمایید.
6-
پیش از نماز عید، در اول روز افطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما یا به
شیرینى باشد. و شیخ مفید فرموده مستحب است خوردن مقدار كمى از تربت
سیدالشهداء علیه السلام كه براى هر دردى شفا است.
7- قبل ازخروج از
منزل برای نمازعید، دعایی را که از امام باقرعلیه السلام روایت شده را
بخوانی: " اللهم من تهیا فی هذاالیوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى
مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله وعطایاه فان الیك یا سیدی تهیئتی و
تعبئتی واعدادی واستعدادی رجاء رفدك وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك
وعطایاك و قد غدوت الى عید من اعیاد امة نبیك محمد صلوات الله علیه وعلى
آله ولم افد الیك الیوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت بمخلوق املته
ولكن اتیتك خاضعا مقرا بذنوبی واسائتی الى نفسی فیا عظیم یا عظیم یا عظیم
اغفرلی العظیم من ذنوبی فانه لا یغفرالذنوب العظام الا انت یا لا اله الا
انت یا ارحم الراحمین."
8- اقامه نمازعید.
9- زیارت امام حسین علیه السلام.
10-
دعاى ندبه خوانده شود. سید بن طاوس فرموده كه چون از دعا فارغ شود به سجده
رود و بگوید:" اعوذ بك من نار حرها لا یطفى و جدیدها لا یبلى وعطشانها لا
یروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگوید:" الهی لا تقلب وجهی فی
النار بعد سجودی وتعفیری لك بغیرمن منی علیك بل لك المن علی" سپس گونه چپ
را بر خاک بگذارد و بگوید: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به
حال سجده شود و بگوید:" ان كنت بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من
عبدك فلیحسن العفو من عندك یا كریم " پس از آن صد بار بگوید: العفو العفو
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:2 توسط فرید
|
عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم.
کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه
با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!
می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟
…تونستی؟…
به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک
حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!
مسعود به حرفای حاج آقا صرمد کاری نداشته باش! اون هرچی میگه واسه ی خودش میگه!! ما که خودمون می دونیم که امروز عید فطره!!!
قربانت : فرید!!!!!!!!!!
عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد
این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید
عید سعید فطر بر شما مبارک باد
با فرا رسیدن عید سعید فطر امشب همه ی اصفهانی ها در اقدامی عجیب بیرون از خانه خوابیدند تا فطریه ی خود را نپردازند!!!!!
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:1 توسط فرید
|
.
.
|
 |
مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو،
روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي
شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه
هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم.
|
|
مسلمانان روزه دار
كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و
از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون
پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند
مي طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه
السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده اند و در آن مؤمنان
را بشارت و مبطلان را بيم داده اند كه:
اى
مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي گيرند و زيانكاران و
تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان
دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد
خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز
به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوى منازل خود،
متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برين، اى بندگان خدا،
كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه دار داده ميشود اين
است كه فرشته اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند
و ميگويند:
«هان! بشارتتان باد، اى
بندگان خدا كه گناهان گذشته
تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد
كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است:
«عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه
هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا
در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى
آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى
خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده
داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان
ببخشند و از مهربانى و بنده
نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه
گمان نيز نميبرند.»
روز اول ماه شوال
را بدين سبب عيد فطر خوانده اند كه در اين روز،
امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در
روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و
آشاميدن را افطار مي نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه
مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع ميشود، انسان افطار مي كند يعنى اجازه
خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مي شود.
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:58 توسط فرید
|
طبيعت با بهار طراوت مىيابد و
معنويت با بهار رمضان اوج مىگيرد.
بهار طبيعت با نوروز آغاز مىشود و
بهار معنويت با ماه رمضان. سردى
طبيعت با شكوفههاى بهارى و سرود
بلبلان رخت بر مىبندد و يخهاى
عصيان و نافرمانى، با زمزمههاى نيمه
شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان
آب مىشود. در رمضان است كه
مىتوان هفت شهر عشق را پيمود و
ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد
فطر پيروزى فطرت بر شهوت را،
جشن گرفت.
اگر گردش زمين دور خورشيد،
آغازگر سال شمسى است واگر
تكاپوى ماه بر گرد زمين، نويد بخش
سال قمرى؛ حركت سالك عاشق در
رمضان المبارك در مدار توحيد، طلايه
دار سال معنوى است و پيروزى قلب
سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن.
رضاى آل محمد عليهمالسلام را سخنى
شنيدنى است:
«اِنَّما جُعِلَ يَوْمُ الْفِطْرِ الْعيدَ لِيَكُونَ
لِلْمُسْلِمينَ مُجْتَمَعا يَجْتَمِعُونَ فيهِ وَ يُبْرِزُونَ لِلّهِ
عَزَّ وَجَلَّ فَيُمَجِّدُونَهُ عَلى ما مَنَّ عَلَيْهِمْ فَيَكُونُ
يَوْمَ عيدٍ وَ يَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ يَوْمَ فِطْرٍ وَ يَوْمَ زَكاةٍ وَ
يَوْمَ رَغْبَةٍ وَ يَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ يَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ
يَحِلُّ فيهِ الاَْكْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ
عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّهُ
عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَكْونَ لَهُمْ فى ذلِكَ مَجْمَعٌ
يَحْمِدُونَهُ فيهِ وَ يُقَدِّسُونَهُ؛(1) همانا روز فطر،
عيد قرار داده شده تا براى مسلمانان
روز اجتماعى باشد كه در آن روز گرد
هم آيند و [عشق و محبت خود] به
خداوند را ابراز كنند و به خاطر منّتى كه
بر آنان نهاده است، او را ستايش كنند،
پس روز عيد و روز گردهمآيى و روز
افطار، روز زكات، روز گرايش به
يكديگر و روز تضرّع [به پيشگاه حق
تعالى] است، [و نيز روز فطر، روز عيد
قرار داده شده] به دليل آنكه روز فطر
اولين روز سال است كه خوردن و
آشاميدن در آن جايز شمرده شده
است، چرا كه نزد اهل حق اولين ماه
سال، ماه رمضان است و خداوند
دوست دارد در روز عيد فطر،
مسلمانان اجتماع كنند و با يكديگر به
ستايش و تقديس او بپردازند.»
در صبحدم اين عيد آسمانى است
كه هاتفى ملكوتى، پيروزمندان ميدان
جهاد اكبر را به دريافت پاداششان فرا
مىخواند، پاداشى فراتر از پاداشهاى
خاكى و غيرقابل مقايسه با هداياى
پادشاهان زمينى.
امام باقر عليهالسلام ازپيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله
روايت كردند: «اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال
نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ.
ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ
الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهى
كه روز اول ماه شوال فرا مىرسد،
منادى ندا مىدهد: هان اى مؤمنان!
براى دريافت جوايزتان صبح زود
بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند
همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس
فرمود: روز اول شوال، روز جوايز
است.»
فاتحان و مدالآوران جهاد اكبر را
شايسته نيست كه از پس اين پيروزى
بزرگ، در گرداب معصيت و نافرمانى
در غلطند و ديگر بار اسير نفس
فرومايه شوند و عزت خدايى را با
ذلّت شيطانى معاوضه كنند. اميرمؤمنان
على عليهالسلام در خطبههاى عيد فطر، مردم
را به دورى از معصيت در ابعاد
مختلف فردى، اجتماعى، اقتصادى،
و... دعوت مىفرمايد.
امام على عليهالسلام در عيد فطر خطبه
خواند تا آنجا كه فرمود: «اَطيعُوا اللّهَ فيما
نَهاكُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْيانِ الْفاحِشَةِ
وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِكْيالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ
وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛(3) فرمان خداوند را در
خوددارى از كارهايى كه شما را از آن
برحذر داشته است، عمل كنيد [كه از
آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان
عفيف، شهوترانى حرام، شراب
خوارى، كمفروشى، شهادت ناحق و
فرار از جهاد.»
از همين رو است كه پاكان و
سالكان را در تعظيم اين عيد عظيم
آدابى است و در تحكيم شعائر آن
احكامى. در اين مختصر به برخى از
آداب اين عيد سعيد اشاره مىشود.
آداب عيد فطر
1. احياء شب عيد
امام صادق عليهالسلام به نقل از پدر
بزرگوارش فرمود:
«كانَ عَلِىُّ ابْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام يُحْيى لَيْلَةَ
عَيْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّى يُصْبِحَ وَ يَبيتُ لَيْلَةَ
الْفِطْرِ فِى الْمَسْجِدِ؛(4) امام سجاد عليهالسلام ، شب
عيد فطر را با نماز به صبح مىآورد و
در مسجد به شب زندهدارى
مىپرداخت.»
2. زيارت امام حسين عليهالسلام
سيد ابن طاووس در اقبال الاعمال
از جمله آداب شب عيد فطر را، زيارت
امام حسين عليهالسلام معرفى مىكند.
3. غسل شب و روز عيد
از جمله آداب شب و روز عيد فطر،
غسل است. وقت غسل شب عيد، از اول
مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن
در ابتداى شب بهتر است. و وقت غسل
روز عيد، از اذان صبح تا غروب آفتاب
است؛ گرچه بهتر است آن را پيش از نماز
عيد به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا
آورد، احتياط واجب آن است كه به قصد
رجاء انجام دهد.(5)
4. پرداخت زكات فطره
همچنان كه تمام بودن نماز به
صلوات بر پيامبر و آل اوست و بدون
صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن
روزه نيز به پرداخت زكات فطره است.
قال ابوعبداللّه عليهالسلام : «اِنَّ مِنْ تَمامِ
الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّكاةِ ـ يَعْنِى الْفِطْرَةَ ـ كَما اَنَّ
الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ صلىاللهعليهوآله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ
صامَ وَ لَمْ يُوَدِّ الزَّكاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَكَها
مُتَعَمِّدا؛(6) امام صادق عليهالسلام فرمودند: از
جمله كارهايى كه موجب كامل شدن روزه
است، پرداخت زكات فطره است، همچنان
كه صلوات بر پيامبر صلىاللهعليهوآله ، موجب كامل
شدن نماز مىشود. اگر كسى روزه بدارد
ولى زكات فطره را از روى عمد پرداخت
نكند، در واقع روزه نداشته است [و
روزهاش مقبول نيست.]»
زكات فطره، علاوه بر آنكه باعث
تمام بودن روزه است، نقصان زكات
مال را نيز جبران مىكند.
امام على عليهالسلام فرمود: «مَنْ اَدّى زَكاةَ
الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَكاةِ مالِهِ؛(7)
كسى كه زكات فطره پرداخت كند، خداوند
به وسيله آن، نقصان در [پرداخت] زكات
مالش را جبران مىكند.»
5. تكبير خداوند
به پاس امداد الهى و يارى رساندن او
در پيروزى بر ديو نفس و برخوردارى از
نعمت هدايت و سرمايه معنويت، بايد ولى
نعمت را بزرگ داشت و او را تكبير گفت.
بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد،
پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و
نيز پس از نماز عيد فطر مستحب است
چنين تكبير بگويند: «اللّه اكبر، اللّه اكبر،
لا اله الا اللّه واللّه اكبر، اللّه اكبر وللّه الحمد،
اللّه اكبر على ما هدانا.»(8)
6. كراهت روزه تا سه روز پس از عيد
فطر
در برخى روايات توصيه شده است
كه تا سه روز پس از عيد فطر، از روزه
گرفتن خوددارى شود.
امام صادق عليهالسلام فرمودند: «لا صِيامَ
بَعْدَ الاَْضْحى ثَلاثَةَ اَيّامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَيّامٍ
اِنَّها اَيّامُ اَكْلٍ وَ شُرْبٍ؛(9) تا سه روز پس از عيد
قربان و عيد فطر، روزه داشتن روا نيست.
اين روزها، روزهاى خوردن و آشاميدن
است.»
1. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1،
ص522.
2. يعقوب كلينى، كافى، ج4، ص168.
3. حر عاملى، وسائل الشيعه (آل البيت)، ج15،
ص344.
4. حر عاملى، وسائل الشيعه، (آل البيت)، ج8،
ص87.
5. رساله امام خمينى رحمهالله ، مسئله 644.
6. سيد ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1،
ص466؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2،
ص119.
7. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2،
ص119.
8. رساله امام خمينى رحمهالله ، مسئله 1526.
9. حر عاملى، وسايل الشيعه، (آل البيت)، ج10،
ص519.
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:57 توسط فرید
|
طبيعت با بهار طراوت مىيابد و
معنويت با بهار رمضان اوج مىگيرد.
بهار طبيعت با نوروز آغاز مىشود و
بهار معنويت با ماه رمضان. سردى
طبيعت با شكوفههاى بهارى و سرود
بلبلان رخت بر مىبندد و يخهاى
عصيان و نافرمانى، با زمزمههاى نيمه
شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان
آب مىشود. در رمضان است كه
مىتوان هفت شهر عشق را پيمود و
ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد
فطر پيروزى فطرت بر شهوت را،
جشن گرفت.
اگر گردش زمين دور خورشيد،
آغازگر سال شمسى است واگر
تكاپوى ماه بر گرد زمين، نويد بخش
سال قمرى؛ حركت سالك عاشق در
رمضان المبارك در مدار توحيد، طلايه
دار سال معنوى است و پيروزى قلب
سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن.
رضاى آل محمد عليهمالسلام را سخنى
شنيدنى است:
«اِنَّما جُعِلَ يَوْمُ الْفِطْرِ الْعيدَ لِيَكُونَ
لِلْمُسْلِمينَ مُجْتَمَعا يَجْتَمِعُونَ فيهِ وَ يُبْرِزُونَ لِلّهِ
عَزَّ وَجَلَّ فَيُمَجِّدُونَهُ عَلى ما مَنَّ عَلَيْهِمْ فَيَكُونُ
يَوْمَ عيدٍ وَ يَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ يَوْمَ فِطْرٍ وَ يَوْمَ زَكاةٍ وَ
يَوْمَ رَغْبَةٍ وَ يَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ يَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ
يَحِلُّ فيهِ الاَْكْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ
عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّهُ
عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَكْونَ لَهُمْ فى ذلِكَ مَجْمَعٌ
يَحْمِدُونَهُ فيهِ وَ يُقَدِّسُونَهُ؛(1) همانا روز فطر،
عيد قرار داده شده تا براى مسلمانان
روز اجتماعى باشد كه در آن روز گرد
هم آيند و [عشق و محبت خود] به
خداوند را ابراز كنند و به خاطر منّتى كه
بر آنان نهاده است، او را ستايش كنند،
پس روز عيد و روز گردهمآيى و روز
افطار، روز زكات، روز گرايش به
يكديگر و روز تضرّع [به پيشگاه حق
تعالى] است، [و نيز روز فطر، روز عيد
قرار داده شده] به دليل آنكه روز فطر
اولين روز سال است كه خوردن و
آشاميدن در آن جايز شمرده شده
است، چرا كه نزد اهل حق اولين ماه
سال، ماه رمضان است و خداوند
دوست دارد در روز عيد فطر،
مسلمانان اجتماع كنند و با يكديگر به
ستايش و تقديس او بپردازند.»
در صبحدم اين عيد آسمانى است
كه هاتفى ملكوتى، پيروزمندان ميدان
جهاد اكبر را به دريافت پاداششان فرا
مىخواند، پاداشى فراتر از پاداشهاى
خاكى و غيرقابل مقايسه با هداياى
پادشاهان زمينى.
امام باقر عليهالسلام ازپيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله
روايت كردند: «اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال
نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ.
ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ
الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهى
كه روز اول ماه شوال فرا مىرسد،
منادى ندا مىدهد: هان اى مؤمنان!
براى دريافت جوايزتان صبح زود
بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند
همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس
فرمود: روز اول شوال، روز جوايز
است.»
فاتحان و مدالآوران جهاد اكبر را
شايسته نيست كه از پس اين پيروزى
بزرگ، در گرداب معصيت و نافرمانى
در غلطند و ديگر بار اسير نفس
فرومايه شوند و عزت خدايى را با
ذلّت شيطانى معاوضه كنند. اميرمؤمنان
على عليهالسلام در خطبههاى عيد فطر، مردم
را به دورى از معصيت در ابعاد
مختلف فردى، اجتماعى، اقتصادى،
و... دعوت مىفرمايد.
امام على عليهالسلام در عيد فطر خطبه
خواند تا آنجا كه فرمود: «اَطيعُوا اللّهَ فيما
نَهاكُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْيانِ الْفاحِشَةِ
وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِكْيالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ
وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛(3) فرمان خداوند را در
خوددارى از كارهايى كه شما را از آن
برحذر داشته است، عمل كنيد [كه از
آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان
عفيف، شهوترانى حرام، شراب
خوارى، كمفروشى، شهادت ناحق و
فرار از جهاد.»
از همين رو است كه پاكان و
سالكان را در تعظيم اين عيد عظيم
آدابى است و در تحكيم شعائر آن
احكامى. در اين مختصر به برخى از
آداب اين عيد سعيد اشاره مىشود.
آداب عيد فطر
1. احياء شب عيد
امام صادق عليهالسلام به نقل از پدر
بزرگوارش فرمود:
«كانَ عَلِىُّ ابْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام يُحْيى لَيْلَةَ
عَيْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّى يُصْبِحَ وَ يَبيتُ لَيْلَةَ
الْفِطْرِ فِى الْمَسْجِدِ؛(4) امام سجاد عليهالسلام ، شب
عيد فطر را با نماز به صبح مىآورد و
در مسجد به شب زندهدارى
مىپرداخت.»
2. زيارت امام حسين عليهالسلام
سيد ابن طاووس در اقبال الاعمال
از جمله آداب شب عيد فطر را، زيارت
امام حسين عليهالسلام معرفى مىكند.
3. غسل شب و روز عيد
از جمله آداب شب و روز عيد فطر،
غسل است. وقت غسل شب عيد، از اول
مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن
در ابتداى شب بهتر است. و وقت غسل
روز عيد، از اذان صبح تا غروب آفتاب
است؛ گرچه بهتر است آن را پيش از نماز
عيد به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا
آورد، احتياط واجب آن است كه به قصد
رجاء انجام دهد.(5)
4. پرداخت زكات فطره
همچنان كه تمام بودن نماز به
صلوات بر پيامبر و آل اوست و بدون
صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن
روزه نيز به پرداخت زكات فطره است.
قال ابوعبداللّه عليهالسلام : «اِنَّ مِنْ تَمامِ
الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّكاةِ ـ يَعْنِى الْفِطْرَةَ ـ كَما اَنَّ
الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ صلىاللهعليهوآله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ
صامَ وَ لَمْ يُوَدِّ الزَّكاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَكَها
مُتَعَمِّدا؛(6) امام صادق عليهالسلام فرمودند: از
جمله كارهايى كه موجب كامل شدن روزه
است، پرداخت زكات فطره است، همچنان
كه صلوات بر پيامبر صلىاللهعليهوآله ، موجب كامل
شدن نماز مىشود. اگر كسى روزه بدارد
ولى زكات فطره را از روى عمد پرداخت
نكند، در واقع روزه نداشته است [و
روزهاش مقبول نيست.]»
زكات فطره، علاوه بر آنكه باعث
تمام بودن روزه است، نقصان زكات
مال را نيز جبران مىكند.
امام على عليهالسلام فرمود: «مَنْ اَدّى زَكاةَ
الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَكاةِ مالِهِ؛(7)
كسى كه زكات فطره پرداخت كند، خداوند
به وسيله آن، نقصان در [پرداخت] زكات
مالش را جبران مىكند.»
5. تكبير خداوند
به پاس امداد الهى و يارى رساندن او
در پيروزى بر ديو نفس و برخوردارى از
نعمت هدايت و سرمايه معنويت، بايد ولى
نعمت را بزرگ داشت و او را تكبير گفت.
بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد،
پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و
نيز پس از نماز عيد فطر مستحب است
چنين تكبير بگويند: «اللّه اكبر، اللّه اكبر،
لا اله الا اللّه واللّه اكبر، اللّه اكبر وللّه الحمد،
اللّه اكبر على ما هدانا.»(8)
6. كراهت روزه تا سه روز پس از عيد
فطر
در برخى روايات توصيه شده است
كه تا سه روز پس از عيد فطر، از روزه
گرفتن خوددارى شود.
امام صادق عليهالسلام فرمودند: «لا صِيامَ
بَعْدَ الاَْضْحى ثَلاثَةَ اَيّامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَيّامٍ
اِنَّها اَيّامُ اَكْلٍ وَ شُرْبٍ؛(9) تا سه روز پس از عيد
قربان و عيد فطر، روزه داشتن روا نيست.
اين روزها، روزهاى خوردن و آشاميدن
است.»
1. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1،
ص522.
2. يعقوب كلينى، كافى، ج4، ص168.
3. حر عاملى، وسائل الشيعه (آل البيت)، ج15،
ص344.
4. حر عاملى، وسائل الشيعه، (آل البيت)، ج8،
ص87.
5. رساله امام خمينى رحمهالله ، مسئله 644.
6. سيد ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1،
ص466؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2،
ص119.
7. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2،
ص119.
8. رساله امام خمينى رحمهالله ، مسئله 1526.
9. حر عاملى، وسايل الشيعه، (آل البيت)، ج10،
ص519.
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:52 توسط فرید
|
داستان کوتاه صادقانه

دسته:داستان های کوتاه
داستان کوتاه صادقانه
» اولین نیستیم ..!! اما بهترینیم ... «
مجله الکترونیک بهار بیست

با سلام ,
خدا جان , حرفهایم را توی نیم ساعت باید براتان بنویسم
خودتان میبینید که برای پیدا کردن هر کدام از حرف ها روی این صفه کلید چقدر عرق میریزم
خداجان , از وقتی پسر همسایه پولدارمان به من گفت که شما یک ایمیل داری که هر روز چکش میکنید هم خوشحال شدم , هم ناراحت
خوشحال به خاطر اینکه می توانم درد دلم را بنویسم
و ناراحت از اینکه ما که توی خانه مان کامپیوتر نداریم
ما توی خانه مان دو تا اتاق داریم
یک اتاق مال آقا جان و ننه مان است
یکی هم مال من و حسن و هادی و حسین و زهرا و فاطمه و ننه بزرگ
دو تا پشتی نو داریم که اکبر آقا بزاز , خواستگار زهرا برامان آورده
یک کمد که همه چیزمان همان توست
آشپزخانه مان هم توی حیاط است و آقاجان تازه با آجر ساختتش
ما هم مجبوریم برای اینکه برای شما ایمیل بزنیم دو هفته بریم پیش رضا ترمزی کار کنیم تا بتونیم پول یک ساعت کافی نت را در بیاریم
خداجان , جان هرکی دوست دارید زود به زود ایمیل هاتان را چک کنید و جواب ما را بدهید
ما چیز زیادی نمی خواهیم
خدا جان , آقاجانمان سه هفته است هر دو تا کلیه اشان از کار افتاده و افتاده توی خانه
خیلی چیز بدیست
خداجان
, ما عکس کلیه را توی کتاب زیستمان دیده ایم , اندازه لوبیاست , شکم
اقاجان ما هم مثل نان بربری صاف است , برای شما که کاری ندارد ,
اگر می شود , یک دانه کلیه برایمان بفرستید ,
ما آقاجانمان را خیلی دوست داریم , خدا جان
الان بغض توی گلومان است , ولی حواسمان هست که این آدم های توی کافی نت که همه شیک و پیکن , نوشته های مارا دزدکی نخوانند ,
چون می دانم حسابی به ما می خندند و مسخره مان می کنند
خدا جان , اگر می شود یک کاری بکن این اکبر آقا بزاز بمیرد , آبجی زهرامان از اکبر آقا بدش می آید
اما ننه می گوید اگر اکبر آقا شوهر زهرامان بشود وضعمان بهتر می شود
خداجان اکبر آقا چهل سال دارد و تا حالا دو تا زنش مرده اند , آبجی زهرامان فقط سیزده سال دارد خداجان
الان نیم ساعت و هفت دقیقه است که دارم یکی یکی این حرف ها ی روی صفه کلید را پیدا می کنم
خداجان اگر پول داشتم هر روز برای شما ایمیل می زدم
خوش به حال آدم پولدارها که هم هر روز برایت ایمیل می زنند
تازه همایون پسر همسایه پولدارمان می گفت با شما چت هم کرده است
خوش به حالش
خداجان , اگر کاری کنید که حال آقاجانمان خوب شود خیلی خوب می شود
چون قول داده اگر حالش خوب شود برود سر گذر کار پیدا کند و بعد که پول گیرش آمد یک دوش بخرد بذارد توی مستراح
خداجان , ننه بزرگ از این کار که حمام توی مستراح باشد بدش می آید ولی آقاجان می گوید حمام خانه پولدار ها هم توی مستراحشان است
خدا جان ننه بزرگ ما خیلی مواظب نجس پاکی است و گفته است هرگز به این حمام اینجوری نمی رود
ولی خداجان راستش من وقتی خیلی از حمام رفتنم می گذرد بدنم بوی بد می گیرد و همکلاسی هایم بد نگاهم می کنند
راستی خدا جان , چه خوب شد که به ما تلویزیون ندادی ,
یکبار که از جلوی مغازه رد می شدم دیدم که آدم های توی تلویزیون چه غذاهای خوشگلی می خورند ,
حتما خوشمزه هم هست , نه ؟
تا سه روز نان و ماست اصلا به دهانم مزه نمی کرد
بعضی وقتها , ننه که از رختشویی برمی گردد با خودش پلو می آورد ,
خیلی خوشمزه است خداجان , ننه می گوید این برکت خداست , دستت درد نکند ,
راستی خداجان , شما هم حتما خیلی پولدارید که خانه تان را توی آسمان ساخته اید , تازه من عکس خانه ییلاقیتان را هم دیده ام
همان که روی زمین است و یک پارچه سیاه رویش کشیده اید ,
خیلی بزرگ است ها , تازه آنهمه مهمان هم دارید , حق هم دارید که روی زمین نیایید , چون پذیرایی از آنهمه آدم خیلی سخت است
ما اصلا خانه مان مهمان نمی آید , چون ما اصلا کسی را نداریم
ولی آقاجانمان می گوید اگر کسی بیاید ساعتش را می فروشد و میوه و شیرینی می خرد
ما مهمانی هم نمی رویم , چون ننه می گوید بد است یک گله آدم برود مهمانی
خدا جان وقت دارد تمام می شود , اگر بیشتر پول داشتم می ماندم و باز برایتان می نوشتم
ولی قول می دهم دو هفته دیگر که مزدم را گرفتم باز بیایم و برایتان ایمیل بفرستم
خدا جان به خاطر اینکه درسهایم خوب است از شما تشکر می کنم
تازه به خاطر اینکه ما توی خانه مان همه همدیگر را دوست داریم هم دستت را می بوسم
من می دانم که آدم های پولدار همه شان خودکشی می کنند , ولی من هیچوقت خودم را نمی کشم
تازه خداجان , من آدم هایی را می شناسم که حتی اسم کامپیوتر را نشنیدند بیچاره ها ,
شاید از آنها هم دفعه بعد برایت نوشتم
خداجان , نامه من را فقط خودت بخوان و به کسی نشان نده
صبر کن ...
آخ جان , پنجاه تومن دیگر هم دارم ,
خدا جان جوابم را بده ,
فقط تو را به خدا , به خارجی برایمان ننویسید ,
چون ما زبانمان خوب نیست هنوز
آخ , راستی خدا جان یادم رفت , حسن مان دارد دنبال کار می گردد , یک کاری بی زحمت برایش جور کنید
هادی هم آبله مرغان گرفته است , اگر برایتان زحمتی نیست زودتر خوبش کنید
حسین هم وقتی ننه می رود رختشویی همش گریه می کند ,
آبجی فاطمه مان هم چشمانش ضعیف شده ولی رویش نمی شود به آقاجان بگوید , چون می گوید پول عینک خیلی زیاد است
اگر می شود چشان ابجیمان را هم خوب کنید
خب .. وقت تمام است دیگر , پدرمان در آمد
خداجان مهربان ,
اگر زیاد چیزی خواستیم معذرت می خوام , هنوز خیلی چیزها هست ولی رویمان نشد
دست مهربانتان را از دور می بوسم
راستی خدا جان , ننه بزرگ آرزو دارد برود مشهد پابوس امام رضا , یک کاری برایش بکنید بی زحمت
باز هم دست و پایتان را می بوسم
منتظر جواب و کلیه می مانم
دستتان درد نکند
بنده کوچک شما , مجید
...
خواست دکمه سند را بزند
دستش عرق کرده بود و چشمش سیاهی می رفت
یهو کامپیوتر خاموش شد
خشکش زد
- اااااا
صدایی از پشت سرش گفت :
- اون سیستم ویروسیه , نگران نباش , الان دوباره میاد بالا
اسکناس های مچاله , توی عرق کف دستش خیس شد
دیگه وقتی برای دوباره نوشتن نبود
یه قطره اشک از گوشه چشمش غلطید روی گونه اش
بلند شد
پول رو داد و از کافی نت زد بیرون
توی راه خودشو دلداری می داد
- دوهفته دیگه باز میام ...
- باز میام ...
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:37 توسط فرید
|
| |

با آرزوی قبولی
طاعات وعبادات شما،
عیدسعید فطر
را به شما تبریک عرض می نمایم.

|
| |
ماهی که گذشت
ماکهنه ترشدیم
وبه دریای مواج مرگ نزدیک تر
بیایید محاسبه کنیم
چقدر اندوخته ایم
وچقدرازکف داده ایم.
رمضان ۸۷

|
| |
سلام دوست شاعروباحساسم.
این تابلوخوشنویسی که باعنوان"باغبان"طراحی وخوشنویسی شده است اثرزیبایی ست ازاستادعزیزو گرانقدرم جناب آقای محمدقلیزاده جهرمی
.که برای تشکروتقدیرازتابلوی زیبای ایشان شمارابه این بهانه به وبلاگ
زیباوهنرمندانه ی ایشان که گنجینه ای ازدست وقلم وجوهرهست صمیمانه دعوت می
کنم.این هم آدرس وبلاگ این هنرمندعزیزوفرهیخته ی جهرمی.
مادرم که مرد
گلهای چادرنمازش رابه من سپردند
عمریست
چشم من
باغبانی می کند
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:22 توسط فرید
|
شمع فرشته

تصاوير مرتبط با مطلب 1
تصاوير مرتبط با مطلب 2
مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
دخترک به بیماری سختی مبتلا شد
پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...
پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:14 توسط فرید
|