تبليغاتX
باغبان باشی

بيماري گياهي /شناسايي علايم و بيماري‌هاي گياهي



  مقدمه:

در جلسه گذشته تعاريف و اصطلاحات بيماري‌شناسي را بيان كرديم در اين جلسه دوره بيماري گياهي را شرح مي­‌دهيم  



  انگل‌هاي غير اجباري به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

1. انگل‌هايي كه بيشتر زندگي سافروفيتي دارند و تحت شرايطي مي­توانند به صورت پارازيت در بيايند اصطلاحاً انگل‌هاي اختياري ناميده مي‌شوند.
2. گروه ديگر انگل‌هايي كه به طور معمول پارازيت هستند و تحت شرايطي مي­توانند به صورت سافروفيت در بيايند كه به آن‌ها سافروفيت­هاي اختياري گفته مي‌­شود.
پارازيت­هاي غير اجباري پس از حمله به بافت گياهي نخست با ترشح آنزيم مخصوص، سلول‌هاي ميزبان را مي­كُشند سپس پروتوپلازم آن را تجزيه و مورد تغذيه قرار مي­دهند. در حالي كه پارازيت‌هاي اجباري پس از حمله به بافت ميزبان نه تنها سلول ميزبان را نمي­كُشد بلكه با آن‌ها ارتباط برقرار مي­كنند و از مواد ساخته شده‌ي آن استفاده مي­كنند و بدين ­سان سلول‌هاي ميزبان پس از تهي شدن مواد غذايي از بين مي­روند. نهايتاً پس از مرگ كامل گياه، پارازيت اجباري نيز مي‌­ميرد. پس ميزبان‌هاي پارازيت‌هاي اجباري، محدود و از ميزبان‌هاي انگل­هاي غير اجباري هستند.
 



  مراحلي كه در توسعه يك بيماري رخ مي­‌دهد، اصطلاحاً دوره بيماري مي­گويند كه اين مراحل عبارتند از:

1- تلقيح Inculation؛
2- رخنه Penetration ؛
3- آلودگي‌ها Infection ؛
4- گسترش بيماري در گياه Invation ؛
5- توليد مثل Reproduction ؛
6- انتشار انگل Transmission؛
7- زمستان گذراني Over Wintering .
 



  تلقيح

تلقيح عبارتست از تماس عامل بيماري­زا با گياه. عامل بيماري‌زا را مايع تلقيح يا اينوكلوم مي‌نامند. مايع تلقيح در باكتري­ها، ويروس­ها و مايكروپلازم­ها است كه از تمامي بدن آن‌ها تشكيل مي­شوند. در قارچ‌ها مايع تلقيح ممكن است قطعه­اي از هيف، اسپور يا اسكلوروت باشد. مايع تلقيح در نماتودها، تخم بوده و در گياهان گلدار انگل مايع تلقيح بذر آن‌هاست.  



  رخنه

رخنه ورود عامل بيماري­زا مستقيم يا از طريق منافذ طبيعي و زخم­ها به داخل ميزبان است. قارچ‌ها و نماتودها مي­توانند به داخل گياهان گلدار و انگل نفوذ كنند و معمولاً در محل تماس قارچ با سطح گياه كمي برآمدگي يا تورم (آپوسوريوم) به وجود مي­آيد در محل آپوسوريوم يك هيف ظريفي به نام ميخ رخنه، خارج مي­شود كه وارد گياه ميزبان شده و پس از متورم شدن اشكال مختلفي پيدا مي­كند كه به آن‌ها هوستوريوم گفته مي‌­شود.
بعضي از قارچ‌ها مثل عامل بيماري لكه سياه فقط به داخل كوتيكول رخنه كرده و فعاليت مي‌كنند. گياهان گلدار انگل، نيز آپوسوريوم و ميخ رخنه را توليد مي­كنند، اما تمام باكتري­ها و بسياري از قارچ‌ها از طريق روزنه­هاي هوايي و آبي، عدسك‌ها و زخم­ها وارد گياه مي­شوند. ويروس‌ها و بعضي از باكتري‌ها و پاتوژن­هاي ديگر مي­توانند از طريق نيش حشرات به داخل بافت ميزبان وارد شوند.
 



  آلودگي

سومين مرحله در چرخه، آلودگي است كه پاتوژن در داخل ميزبان با سلول‌هاي حساس ارتباط برقرار مي­كند و غذاي خودش را از آن‌ها جذب مي­كند و گياه در اين مرحله مكانيزم دفاعي مختلفي را از خود نشان مي­دهد.
در بيشتر گياهان بين مرحله تلقيح تا آلودگي و ظهور علائم چند روز و حتي چند هفته طول مي‌كشد. مدت زمان بين تلقيح تا ظهور علائم بيماري دوره‌ي نهفتگي يا كومون ناميده مي‌شود.
 



  گسترش

در مرحله گسترش بيماري در گياه، عوامل بيماري‌زا به روش‌های مختلف و به درجات متفاوت در بافت ميزبان پخش مي­گردند. گسترش بعضي از ويروس‌ها، و پروئيد­ها و سفيدك‌هاي دروغي و سياهك­‌ها در گياه حالت عمومي و علائم بيماري حالت موضعي پيدا مي­كند. بعضي از قارچ­ها مانند عامل بيماري لكه سياه فقط در زير كوتيكول حركت كرده و در آنجا ختم مي­شود. اما سفيدك‌هاي سطحي در سطح گياه ميزبان گسترش پيدا مي­كنند و مكينه يا موستوريوم را به داخل سلول‌هاي اپيدرم مي­‌فرستند. غالب قارچ‌ها در تمامي اعضاي گياه گسترش پيدا مي­كنند و در داخل سلول يا بين آن استقرار مي­يابند، اما باكتري‌ها در بين سلول‌ها فعاليت نموده و با ترشح، آنزيم‌ها­ي مختلف ديواره سلولي را از حل مي‌كنند و به داخل سلول ميزبان حركت مي‌كنند.  



  توليد مثل

مرحله بعدي كه در دوره بيماري پيش مي­آيد توليد مثل است كه نحوه آن در پاتوژن­هاي متفاوت، مختلف است. معمولاً باكتري‌ها به طريقه تقسيم دو تايي سلول و به ندرت از طريق جنسي تكثير پيدا مي­كنند. ولي قارچ­ها از طريق توليد اسپور­هاي جنسي و غير جنسي تكثير پيدا مي­كنند. مايكوپلاسماها تقسيم ساده دارند. ويروس­ها و ويروئيد­ها همانند سازي مي­كنند اما توليد مثل در سيستم سلول در نماتودها و گياهان گلدار به روش تخم‌گذاري و توليد بذر است.  



  بيمارگرها غالباً به طور غيرفعال به كمك:

- باد
- غده
- جانوران
- باران
- بذر
- ادوات كشاورزي و باغباني
- حشرات
- نشاهاي آلوده
- آب آبياري
انتشار مي‌يابند.
 



  مرحله زمستان گذراني

پاتوژن­هاي گياهان چند ساله، معمولاً زمستان را در داخل گياهان چند ساله سپري مي­كنند. اما پاتوژن قارچ­هايي كه روي گياهان يك ساله هستند ممكن است زمستان را به فرم اسپور، نِسليوم و خواب‌رفته، در روي بقايا و بذر گياهان سپري كنند.  



جلسه پنجم
شناسايي علايم و بيماري‌هاي گياهي



مقدمه:

در اين جلسه در مورد شناسايي علايم بيماري­هاي گياهي مطالبی را بيان مي­كنيم. شناسايي علايم در شناخت عامل بيماري‌زا بسيار مؤثر است ولي يك راه قطعي براي تشخيص بيماري نيست. تشخيص صحيح يك بيماري بايد از طريق مِتُدها و روش‌هاي دقيق آزمايشگاهي صورت گيرد.  



  شناسايي علايم بيماري‌هاي گياهي

الف) ايجاد رنگ غيرطبيعي در گياه؛
- ايتوله شده
- ملانوز
- كلروز
- موزائيك
ب) پلاسيدگي؛
ج) لكه‌دار شدن برگ و ميوه؛
د) ريزش اندام‌هاي گياهي؛
هـ) تغيير شكل و رشد غيرطبيعي در اندام‌هاي گياهي؛
- نانيسم
- روزت
- ژيگانتيسم
- طاولي شدن
- عدم تقارن
- غده يا گال
- جارويي شدن
ر) تغيير استحكام بافت گياهي؛
و) نكروژ؛
ز) ترشحات گياهي.
 



  ايجاد رنگ غير طبيعي در گياه

از علايم مهمي كه ممكن است در گياهان بروز بكند ايجاد رنگ غيرطبيعي در آن‌ها است.  



  - ايتوله شدن

تغيير رنگ در اندام­هاي گياهي را در اثر فقدان نور، ايتوله شدن مي­نامند و در اين عارضه هرگاه گياه مجدداً در مقابل نور قرار بگيرد رنگ طبيعي خودش پيدا مي­كند؛

- كلروز
به تغيير رنگ اندام­هاي گياهي در اثر كمبود مواد غذايي و يا حمله پاتوژن­ها با وجود نور كافي گفته مي­شود. بنابراين كلرز با برطرف شدن عامل آن محو مي­شود و رنگ طبيعي خودش را دوباره به دست مي­آورد؛

- ملانوز
به قهوه­اي يا سياه شدن غده و اندام­هاي گوشتي ملانوز گفته مي­شود كه در اثر دگرگوني بعضي از مواد متشكله بافت­ها به وجود مي­آيد. در حالت معمولي تيروزين در غده­ها وجود دارد و بي‌رنگ است ولي اگر تحت آنزيم تيروناژ قرار بگيرد تبديل به ملانين شده و به رنگ سياه در مي‌آيد. ملانين در بيماري قلب سياه غده­ها و همچنين در اثر كمبود اكسيژن عارض مي‌شود.

- موزائيك
يكي از مهم‌ترين علائم بيماري‌هاي ويروسي بوده كه در متن پهنك لكه­هاي زردي را ايجاد مي­كند.

پلاسيدگي
وقتي كه ريشه‌ها و آوندها مورد حمله واقع مي­شوند پلاسيدگي غالباً در گياه رخ مي­دهد.

لكه‌دار شدن برگ و ميوه
بسياري از بيماري‌ها در برگ و ميوه لكه توليد مي­كنند لذا اندازه، شكل و رنگ لكه­ها مي­تواند در تشخيص بيماري مهم باشد.

ريزش اندام‌هاي گياهي
از علائم بعدي كه ما را در تشخيص بيماري كمك مي­كند، ريزش اندام‌هاي گياهي، مثل ريزش برگ، گل، جوانه و ميوه است. طبيعي است كه ريزش در گياهان زينتي رخ مي­دهد. ولي اگر ريزش بيش از حد و غير طبيعي باشد از علائم بيماري به شمار مي رود.

تغيير شكل و رشد غير طبيعی در اندام‌هاي گياهي
تغيير شكل و رشد غير طبيعی در اندام‌ها معمولاً به چندين حالت اتفاق مي‌افتد.
- نانيسم يا كوتولگي
در اثر كاهش تعداد سلول‌هاي گياهي يا هيپوپلازي، و يا كوچك شدن اندازه سلول‌های گياهي هيپوتروفي در اندام‌هاي گياهي به وجود مي­­آيد؛

- ژيگانتيسم؛
برعكس نانيسم است و عبارت است از رشد بي ­اندازه اندام­هاي گياهي در اثر افزايش تعداد سلول‌ها (هيپرپلازي) و يا رشد بي اندازه سلول‌ها (هيپرتروفي). كه در اثر زيادي ازت خاك و عوامل نامساعد محيط پديد مي­آيد و به دنبال آن بيماري‌هاي باكتريايي و غيره در گياهان زينتي بروز مي­كند؛

- عدم تقارن
از بين رفتن تقارن بين دو قسمت پهنك نسبت به محور اصلي از علائم بيماري­هاي ويروسي و مايكو پلازمايي است؛

- جارويي شدن
در بيماري جارويي شدن، شاخه‌ها از فواصل نزديك بهم رشد مي­كنند و شكل جارو را به خود مي­گيرند. اين عارضه در بيماري‌هاي مايكوپلازمايي و ويروسي و حتي قارچي هم ديده مي‌شود.

- روزت
در اين بيماري فاصله ميان‌گره­‌ها كم مي‌شود و برگ به صورت انبوه در اطراف گره­ها می‌رويد.

- طاول
در اين نوع بيماري بافت بين رگ‌برگ‌ها رشد فوق­العاده­اي پيدا مي­كند و در روي پهنك به شكل طاول ظاهر مي‌شود.

- غده يا گل
پيدايش غده و گال در اثر تحريك سلول‌ها و عمل هيپرتروفي يا هيپوپلازي ايجاد مي‌شود. مثل بيماري سرطان در گياهان زينتي.

تغيير استحكام بافت گياهي
در اثر بيماري، بافت گياهي استحكام خودش را از دست مي‌دهد و پوسيده مي‌گردد. كه ممكن است، در اثر ترشحات گياهي مثل ترشح صمغ و آلوده شده به باكتري‌ها اتفاق مي‌افتد.
 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:11 توسط فرید |

 
 

 

    
     
 

چراهاي شگفت انگيز علم وتجربه


  علم چيست؟

 

به کمک علم مي فهميم که بعضي از چيزها در دنياي اطراف ما چگونه و چرا اتفاق مي افتند, اتفاق هايي بسيار عادي و روزمره براي مثال : مي فهميم وقتي آب بخار مي شود, به کجا مي رود. يا به پاسخ پرسش هاي پيچيده ديگري پي مي بريم, از جمله اين که چرا براي زنده ماندن, به آب احتياج داريم !
1-آشپزخانه, مکان مناسبي براي يک دانشمند است. شير آب را باز کنيد و به آبي که از آن جاري مي شود. نگاه کنيد. همه چيزهايي که مثل آب جاري مي شوند. مايع هستند.
2- اکنون يک تنگ را پر از آب کنيد و کمي از آب داخل آن را در ليوان بريزيد. بيشتر موادي که به شکل مايع هستند. اگر در شرايط مناسب قرار گيرند, جاري مي شوند. اما سرعت جاري شدن برخي از آنها بيشتر از بقيه مي باشد.
براي مثال :
کمي عسل را در داخل بشقابي بريزيد.آيا سرعت جاري شدن عسل مثل آب است؟
3- ليوان پر از آبي را مدت يک يا دو ساعت در فريزر بگذاريد. وقتي آن را بيرون مي آوريد. چه مي بينيد؟ آب ديگر مايع نيست و تبديل به جامد شده. يعني يخ زده است و ديگر از ليوان نمي ريزد.



  کار دانشمندان چيست؟

يکي از کارهاي دانشمندان اين است که همواره ازخود سوال مي کنند. سپس با آزمايش و بررسي هر چيز از نزديک, به پرسش هاي خود پاسخ مي دهند. اغلب اوقات دانشمندان پاسخ پرسش هاي خود را مي يابند, اما هميشه اين طور نيست!
4- همه موادي که مايع هستند تغيير شکل مي دهند. اما اجسام جامد اين خاصيت را ندارند کمي آب را در داخل يک قالب کيک پزي بريزيد. آب تمام سطح قالب را مي پوشاند اما اگر قالب کيک پزي را با يخ پر کنيم چه اتفاقي مي افتد؟
5- از بزرگترها بخواهيد که در يک قابلمه يک ليوان آب بريزند و آن را حرارت دهند. بعد از چند دقيقه مي بينيد که آب بخار مي شود! اکنون قابلمه را از روي حرارت برداريد و بگذاريد تا آب داخل آن سرد شود. سپس آب را داخل همان ليوان بريزيد. اکنون مقدار کم تري آب در ليوان مي بينيد! مي دانيد چه اتفاقي افتاده است؟
6- وقتي آب مي جوشد از حالت مايع به حالت گاز تغيير شکل مي دهد که به آن بخار آب مي گوييم. ما اين گاز را نمي بينيم و به نظر مي رسد که آب ناپديد شده است.
 



  کدام جانور مي تواند روي آب راه برود؟

حشرات ريزي مثل عنکبوت آبي که بي نهايت سبک هستند, مي توانند روي آب راه بروند. اين حشرات ريز به دليل وجود نيرويي به نام کشش سطحي است که مي توانند روي آب بمانند. اين نيرو سطح آب را مي کشد و روي آب چيزي شبيه پوسته تشکيل مي دهد.
قطره هاي باران کاملا گرد نيستند. بلکه قسمت زير آنها مسطح است.
 



  چرا قطره هاي آب گرد هستند؟

قطره هاي آب تقريبا گرد هستند. زيرا نيروي کشش سطحي, شکل آنها را مي سازد. قطره ها وقتي بزرگ مي شوند, پهن هم مي شوند و شکل دايره اي خود را از دست مي دهند. زيرا سنگين تر از آن مي شوند که کشش سطحي بتواند روي آنها تاثير بگذارد.
بعضي از مارمولک ها به قدري تند مي دوند که بدون رفتن به زير آب. مي توانند از رودخانه عبور کنند. اين قدرت آن ها براي فرار از خطر بسيار خوب است.
با يک ني که سر ان صابوني است. به آرامي روي يک قطره آب فشار بياوريد. قطره آب پهن مي شود.چون صابون نيروي کشش سطحي آب را از بين مي برد. به همين دليل قطره آب شکل گرد خود را از دست مي دهد.
 



  چرا صابون کف مي کند؟

با اضافه کردن صابون به آب, نيروي کشش سطحي کاهش مي يابد و پوسته سطح آب منبسط مي شود. وقتي داخل حلقه هوا مي دميم تا حباب بسازيم, اين پوسته به راحتي کشيده و حباب تشکيل مي شود.  



  چرا بازوبندهاي لاستيکي شنا, ما را روي اب نگه مي دارند؟

 

وقتي بازو بندهاي لاستيکي شنا را باد مي کنيم, در واقع آن را پر از هوا مي کنيم.هوا بسيار سبک تر از آب است. به همين دليل روي سطح آب مي مانيم. اما خود آب هم به ما کمک ميک ند تا روي آب شناور بمانيم. هر چيزي که وارد آب شود, آب آن را به طرف سطح مي کشاند.
شناور شدن در آب شور بسيار آسان تر از شناور شدن در آب شيرين است. در بحرالميت واقع در خاورميانه آب به قدري شور است که شناگران اگر شنا هم بلد نباشند. غرق نمي شوند و روي سطح آب مي مانند.
به کمک بازو بندهاي لاستيکي شنا مي توانيم روي آب شناور بمانيم و شنا کردن را ياد بگيريم. هواي داخل بازوبند مانع از فرو رفتن و غرق شدن ما در آب مي شود.
خودتان آزمايش کنيد !
پنج شي بسيار سنگين و پنج شي سبک پيدا کنيد و آنها را روي آب قرار دهيد. حال نتيجه را مشاهد کنيد.
غواص ها بايد به زير آب بروند. آنها براي انجام اين کار کمربندهاي سنگيني به خود مي بندند که به آنها وزنه هايي آويزان است. اما شما اين کار را نکنيد. بيش تر ماهي ها کيسه اي به نام کيسه هوا دارند. کار اين کيسه شبيه بازوبندها ي شناست. وقتي ماهي اين کيسه را پر مي کند. بالا مي آيد و وقتي آن را خالي مي کند. پايين مي رود.
 



  چرا کوسه ماهي دائم شنا مي کند؟

 

وقتي کوسه ماهي شنا نمي کند و بي حرکت مي ماند, مثل يک سنگ پايين مي رود. اين حيوان در مقايسه با اندازه و جثه اش, تقريبا سنگين است و کيسه هوا ندارد. کوسه ها هم مثل ما بايد دائم شنا کنند تا بتوانند خود را در آب نگه دارند.  



  چرا بدن انسان انرژي مصرف مي کند؟

انرژي ذخيره شده در بدن ما, از غذاها به دست مي آيد. ما براي انجام هر فعاليتي به انرژي نياز داريم از جمله راه رفتن, دويدن, پريدن و حتي حرف زدن يا نوشتن, وقتي گرسنه هستيم, بدن به ما علامت مي دهد تا انرژي مصرف شده را جايگزين کنيم.
وقتي مي دويم. انرژِ ذخيره شده در بدن ما به حرکت تبديل مي شود.
انرژي که از يک سيب به دست مي آوريم به ما امکان مي دهد تا نيم ساعت بخوابيم.
انرژي هيچ وقت ايجاد نمي شوند و از دست هم نمي رود. بلکه در هر لحظه تبديل مي شود. وقتي کمان را مي کشيم. بازوي ما انرژي را به کمان منتقل مي کند. وقتي تير را رها مي کنيم. اين انرژي به حرکت تبديل مي شود.
 

 

    

 

 

 
   
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:6 توسط فرید |

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود می شود.

 

***

 

هميشه هر چيزی را که دوست داری به دست نمی آوريم پس بياييد آنچه را که به دست می آوريم دوست بداريم.

 

***

 

بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)

 

***

 

نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه
نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه
نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم

 

***

 

ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند
زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگاه گفته بودند
از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي
يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي

 

***

 

آرزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله
بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره
من نمی خوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم

 

***

 

غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم
تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد
من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم

 

***

 

هرز نكن ثانيه هاي قفس را ،
شتاب كن !
ناب ترين لحظه من كه بسي خوشايندتر از پرواز است،
روياي پرواز با تو است ... !
بيا در رويا غرق شويم

 

***

 

با دیدگانی گریان شانه هایی خسته و دستانی لرزان
آمدنت را به انتظار نشسته ام
باشد تا به یاری شانه های مهربانت
خیل خستگیهایم را زمین بگذارم

 

***

 

ای کاش می شد مثل یه برگ زرد توی پاییز زندگی رو رها کرد و خود رو به دست باد سپرد... ای کاش می شد.

 

***

 

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

 

***

 

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

 

***

 

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

***

 

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

***

 

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

 

***

 

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

***

 

دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند....

 

***

 

با تو زندانم !
با تو آزادم !
با تو قفسم !
با تو انبوهي از تضادم !
سرخ و سبز ، صورتي و آبي ...
زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا ...
بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ...
تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ...
پرواز كن قناري و نترس ...
آسمان براي تو بي انتهاست ...

 

حالا نظر بده (نظرتون برام مهمه)

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:3 توسط فرید |

درتاریخ ۱۸/۸/۸۶اخرین بازنگری وبلاگ انجام گردید

ازتمامی عزیزانی که پیغام گذاشته بودند متشکرم

منتظرنظرات بعدی شما هستم

باتشکر

فرید

+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:49 توسط فرید |

 
http://www.clickchi.com/index.php?refer=farid